Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Sign in to follow this  
Followers 0

تبریک چهارشنبه سوری

درود وعرض ادب خدمت همگی عرض تبریک عید چهار شنبه سوری خدمت همگی اساتید ودوستان عید چهرشنبه سوری همگی مبارک امید اینکه شاهد حوادث تلخی  که به خاطر حوادثی که در این روز اتفاق می افتد نباشیم امسال قرار بود کمپینی تشکیل شود بابت اینکه چهارشنبه سوری امسال به یاد شهدای  آتشنشان از مواد محترقه ی خطرناک وانفجاری استفاده نشود ولی باز هم ازقرار معلوم ....

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

امسال قرار بود کمپینی تشکیل شود بابت اینکه چهارشنبه سوری امسال به یاد شهدای  آتشنشان از مواد محترقه ی خطرناک وانفجاری استفاده نشود ولی باز هم ازقرار معلوم ....

با سلام و احترام

فرا رسیدن سه شنبۀ آخر سال و شب چهارشنبه سوری ، این آیین کهن را که بیاد آورندۀ این نکتۀ مهم است که زمستان نیز با تمام سوز و سرما و سختی هایش محکوم به رفتن میباشد ، را به اعضای محترم انجمن و هم میهنان گرانمایه تبریک و تهنیت عرض میکنم .

در پاسخ به مطلب استاد نازنین ناشناس عجیب نکته ای را عارضم :

میدانیم که هر معلولی را علتی است . اگر در مراسم این شب تاریخی کنکاش کنیم می بینیم که سالهایی که بنده کودک یا نوجوان بودم در این شب سنت هایی را اجرا میکردیم که نه تنها خطری متوجۀ کسی نبود بلکه بعد از انجام مراسم سرحالی و زنده دلی وجود مردم را فرا میگرفت . البته امسال مردم با احترام به زحمات پرسنل آتش نشانی بسیار رعایت موارد ایمنی را داشتند . ولی باید رفتار آن دسته از هم وطنانی که باز به سراغ مواد و اعمال خطرناک رفتند را ریشه یابی کرد .

سئوال این است : چرا علی رغم این همه تبلیغات و درخواست هایی که شد و هر ساله میشود باز مردم کار خودشان را میکنند ؟ اگر بدور از حب و بغض به این سئوال پاسخ داده شود و مسئولین گوش شنوا داشته باشند و بشنوند بدون تردید سال آینده حوادث تلخ خیلی کمتر از امسال خواهد بود . ارادتمند : تلخک

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

درود وعرض ادبد خدمت استاد ارجمند جناب تلخک بزرگوار بنده هم تبریک عرض مینمایم این عید باستانی را خدمت شما استاد ارجمند جناب تلخک بزرگوار  ودیگر اساتید ودوستان . عرض شود بازهم به نکات کلیدی ومهمی اشاره فرمودین که جای تامل دارد . به راستی جای سوال دارد که چرا این سنت قشنگ دچار چنین آسیبهایی شده و وقتی هم امثال عده ای رعایت کرده اند به خاطر احترام به شهدای آتشنشان بوده .چرا بایستی عده ای از هموطنان آتش نشان جان خود را از دست میدادند تا عده ای دست به یک سری کار های پرخطر دراین روز قشنگ نزنند ؟ این مراسم قشنگ حدود 2 دهه یا کمی بیشتر است که این چنین دچار آسیب شده به نظر بنده همه ی اینها ریشه در فقر دارد . چگونه است  بطور مثال مشروبات الکلی را آن هم در تناژ بالا کشف میکنند ولی از پیدا کردن کسانی که حاضرند سلامتی دیگران بخصوص نسل جوان ونوجوان را با فروش مواد محترقه به خطر بیاندازند عاجزند ؟ متأ سفانه امسال هم ازقرار معلوم 2 نفر از هم وطنانمان جان خود را در این حوادث از دست دادند حال مجروحین بماند فقط فرق آن با سالهای گذشته وموارد مشابه  این است که این ارقام امسال خیلی کمتر بوده . حدود 3 دهه پیش چقدر این مراسم باستانی و این سنت قشنگ زیبا وبدون حادثه برگذار میشد ولی چندین وچند سال است که این روز به جای روز شاد برای عده ای از خانواده ها روز غم وغصه شده

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

پسری دارم که متولد شهریور 1378 هست . سه شنبه (شب چهارشنبه سوری) مثل سالهای قبل جلوی منزل با همسایه ها آتشی روشن کرده و جای شما خالی بساط چای آتشی هم برپا بود . پسر من به همراه سایر هم سن و سالانش در حال ترقه زدن بودند . بزرگترین ترقه ها هم سیلور بود که با هماهنگی بزرگترها تهیه شده بود . چسرها ترقه ها رو در فضای باز جلوی منازل می انداختند . خانم ها و بعضی از آقایان نیز ترقه می انداختند .

اول شب بود . ناگهان موتوری جلوی درب منزل ایستاد . یک گروهبان و یک سرباز نیروی انتظامی مچ دست پسر مرا و یک نوجوان دیگر را گرفت . موتور چراغ خاموش از خیابان به فرعی محل شادی ما آمد و کسی متوجۀ راکبان نشد . تمام ترقه های بچه ها را که اکثرا ترقه های سیگاری و بی خطری بودند را گرفتند و با خود بردند . باور میکنید نوعی سرافکندگی را در چشمان پسرم و دیگر نوجوانان دیدم . بعد از رفتن مأموران پسرم گفت کمی پول بدم تا برود دوباره ترقه تهیه کند .

گفتم به اندازه کافی ترقه بازی کردی بسه بابا . گفت نه میخواهم بروم و یک نوع ترقه که صدای زیادتری دارد بخرم . هرچه اصرار کردم قبول نکرد . پول را دادم و رفت و تا ساعت 10 شب او را ندیدم .

راستی آیا راندن موتور با چراغ خاموش در تاریکی شب توسط نیروهای انتظامی کاری صحیحی است ؟ آیا دور کردن فرزندان از والدین و نبود نظارت توسط نیروی انتظامی قابل قبول است ؟ اگر فرزند من تا صبح هم در کنار من ترقه بازی میکرد مطمئن هستم که نظارت من میتوانست بیشتر از اقدامات امنیتی نیروی انتظامی مؤثر واقع شود . ولی افسوس که خودشان همیشه سعی در بدتر کردن اوضاع دارند . ارادتمند : تلخک

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

پسری دارم که متولد شهریور 1378 هست . سه شنبه (شب چهارشنبه سوری) مثل سالهای قبل جلوی منزل با همسایه ها آتشی روشن کرده و جای شما خالی بساط چای آتشی هم برپا بود . پسر من به همراه سایر هم سن و سالانش در حال ترقه زدن بودند . بزرگترین ترقه ها هم سیلور بود که با هماهنگی بزرگترها تهیه شده بود . چسرها ترقه ها رو در فضای باز جلوی منازل می انداختند . خانم ها و بعضی از آقایان نیز ترقه می انداختند .

اول شب بود . ناگهان موتوری جلوی درب منزل ایستاد . یک گروهبان و یک سرباز نیروی انتظامی مچ دست پسر مرا و یک نوجوان دیگر را گرفت . موتور چراغ خاموش از خیابان به فرعی محل شادی ما آمد و کسی متوجۀ راکبان نشد . تمام ترقه های بچه ها را که اکثرا ترقه های سیگاری و بی خطری بودند را گرفتند و با خود بردند . باور میکنید نوعی سرافکندگی را در چشمان پسرم و دیگر نوجوانان دیدم . بعد از رفتن مأموران پسرم گفت کمی پول بدم تا برود دوباره ترقه تهیه کند .

گفتم به اندازه کافی ترقه بازی کردی بسه بابا . گفت نه میخواهم بروم و یک نوع ترقه که صدای زیادتری دارد بخرم . هرچه اصرار کردم قبول نکرد . پول را دادم و رفت و تا ساعت 10 شب او را ندیدم .

راستی آیا راندن موتور با چراغ خاموش در تاریکی شب توسط نیروهای انتظامی کاری صحیحی است ؟ آیا دور کردن فرزندان از والدین و نبود نظارت توسط نیروی انتظامی قابل قبول است ؟ اگر فرزند من تا صبح هم در کنار من ترقه بازی میکرد مطمئن هستم که نظارت من میتوانست بیشتر از اقدامات امنیتی نیروی انتظامی مؤثر واقع شود . ولی افسوس که خودشان همیشه سعی در بدتر کردن اوضاع دارند . ارادتمند : تلخک

با درود وعرض ادب خدمت استاد ارجمند جناب تلخک عزیز وبا آرزوی سالی خوش برای شما وخانواده محترمتان عرض کنم به نظر بنده نیز نظارت والدین بر رفتار فرزندان نقش کلیدی وبسیار مهمی دارد وصرفاً  اینگونه اقدامات پلیسی نه تنها راه گشا نخواهد بود بلکه مشکل ساز نیز خواهد بود .

درواقع به جای برخورد با نوجوانانی وجوانانی که تحت نظارت والدین یک میراث باستانی را جشن میگیرند بایستی با کسانی برخورد کنند که به معنای واقعی مخل آسایش وامنیت مردمند بخصوص کسانی که مواد محترقه خطرناک را به مردم میفروشند ویا در اختیار آنها قرار میدهند . در پایان یک بار دیگر برای همه بخصوص شما استاد ارجمند وخانواده محترمتان سالی خوش وشادی را آرزومندم

 

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

درود و عرض ادب خدمت دوستان

 

مشکل دقیقا خود ما هستیم 

خداییش چند نفر از ما به فرزندان و بچه های کوچک از فلسفه وجودی این شب گفتیم؟ چند نفرمان برای کوچکترها داستان سیاوش رو تعریف کردیم؟ چند نفر از ما سنت قدیمی چهارشنبه سوری رو اجرا کرد؟ 

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

خداییش چند نفر از ما به فرزندان و بچه های کوچک از فلسفه وجودی این شب گفتیم؟ چند نفرمان برای کوچکترها داستان سیاوش رو تعریف کردیم؟ چند نفر از ما سنت قدیمی چهارشنبه سوری رو اجرا کرد؟  

جناب کلافه ضمن سلام و ادب

داستان سیاوش را که خودم هم نمیدانم ولی از سنت هایی که میدانستم بارها برای دیگران و فرزند خودم گفته ام . افسوس که عملکردها روایت ها را مخدوش و غیر قابل باور میکند . مگر میشود در یک برهۀ زمانی حدود 40 سال سنت ها تا این اندازه دستخوش تغییرات شود ؟

اراده ای شناخته یا ناشناخته در صدد است تا فرهنگ غنی ما را از ما بگیرد ولی زهی خیال باطل . آیین کهن و رسوم آریایی با خون ایرانی عجین شده است .

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

عید چهارشنبه سوری برهمه به خصوص هم انجمنی های عزیز مبارک باد.هرچند باز شاهد حوادث تلخی هستیم .همین موضوع بهانه ای شده که عده ای این مراسم واین آیین کهن  ایران باستان را از اساس خرافه پرستی و بی ارزش بدانند. ودر پی پاک کردن صورت مسأله برآیند.

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

درود فراوان بخدمت هم انجمني هاي عزيز ... مطلب ذيل گواه بر مردود بودن نگرش پليسي در جامعه است چنين تفكري هميشه نتيجه بر عكس دارد . مطلب ذيل داستان نيست بلكه واقعيتي تاريخي است.لطفا با حوصله مطالعه فرماييد ....
قانون اضافی و نامناسب، عامل اصلی فساد مالی و مافياست

در یکی از شهرهای ایتالیا جوانی بود به نام آلفردو
آلفردو، دکه کوچکی داشت که در آن عرق سگی میفروخت.
او هر بطری عرق  را به قیمت دو لیر میفروخت.
هزینه تولید عرق سگی چیزی حدود 1.8 لیره بود.

برای همین آلفردو در ازای فروش هر بطری عرق سگی چیزی حدود 0.2 لیره سود میبرد.

او در روز 200 بطری عرق میفروخت و لذا درآمدش روزانه 40 لیره بود و با این 40 لیره با مادرش به دشواری زندگی میگذرانید.

روزی از روزها دولت بنیتو موسولینی قانونی امضا کرد که در آن خرید و فروش عرق سگی ممنوع اعلام میشد.

اینگونه بود که فردای آن روز ماموران پلیس به مغازه او هجوم آوردند و مغازه او را پلمپ کردند.

آلفردو بیچاره تنها و سرگردان به پارک پناه برد.
او در پارک ناراحت و غمگین شروع به راه رفتن کرد و بر بخت بد خود بسی گریست و گریست.

در حالی که سرش را به درختی تکیه داده بود داشت هق هق میزد و از زمین و زمان دل چرکین بود ، ناگهان یک نفر از پشت سرش گفت؛

هی آلفردو! خوب شد پیدات کردم. بد جوری تو خماری موندم رفیق. امروز تمام عرق فروشی های شهر رو تعطیل کردند و من هم نمیدونم باید از کجا عرق گیر بیارم.

تو چیزی تو خونه ات داری به من بدی ؟ من حاضرم به جای دو لیره ، بهت 10 لیره پول بدم.
آلفردو در بهت فرو رفت.
سریع به خانه رفت و در زیر زمین به جست و جو پرداخت. تعدادی بطری عرق سگی پیدا کرد . یکی از آنها را در یک کیسه مشکی گذاشت و یواشکی دوباره به پارک برگشت و بطری را دست مشتری داد و ده لیره را گرفت. او در پایان به مشتری گفت :
اگه باز هم خواستی بیا همینجا.
به دوستان قابل اعتمادت هم بگو. اسم رمز هم این باشه :
"آقا ببخشید ! شما دیروز بازی رو دیدید؟"

در روزهای بعد هم آلفردو به پارک میرفت.

هر روز تعداد بیشتری پیدایشان میشد.
در هفته اول مشتری های او به ده تن رسیده بود. در هفته دوم مشتری های او سی تن شده بودند.

در آمد او کم کم روزانه به 200 لیره رسیده بود.
او خانه ای جدید خرید. برای مادرش خدمتکار گرفت که لازم نباشد کار کند. با ویتوریا ی جوان نامزد کرد و برای او گردنبند طلا خرید. دوستان جدیدی پیدا کرد

کم کم شهرتش فزونی گرفت طوری که پلیس از افزایش ثروت او مشکوک شد که نکند که او به صورت مخفیانه دارد عرق سگی میفروشد.

این گونه بود که ماموری را برای تحقیقات روانه کرد.

مامور فردایش به اداره برگشت و گفت نه قربان . آلفردو هیچ قانون شکنی ای انجام نداده است
مامور دیگری را فرستاند و او هم همین را گفت .
مامور دیگر هم همین را گفت و اینگونه بود که خیال رئیس پلیس راحت شد که مشکلی در کار نیست.

آن ماموران برای حق السکوت روزانه 5 لیره از آلفردو شیتیل میگرفتند و هر از گاهی هم از خود آلفردو عرق میخریدند. آلفردو در این مدت حسابی به این ماموران رشوه داد . کم کم خود رئیس پلیس هم شروع به رشوه گرفتن کرد.

گذشت تا اینکه بنیتو موسولینی به گسترش یک باند مافیایی در کشور مشکوک شد.
او اختیارات سازمان جاسوسی را برای نفوذ در مافیا افزایش داد اما افسوس که دیگر دیر شده بود.

آلفردو حتی افرادی را در بین خود مقامات فاشیست خریده بود که از قضا یکی از آنها رئیس اطلاعات موسولینی بود. این شخص از کل کشور برای آلفردو اطلاعات می آورد. مرتب هم موسولینی را در مورد مافیا گیج میکرد. در نهایت آلفردو با متفقین متحد شده و زمینه سقوط موسولینی را فراهم کرد. بعد از روی کار آمد نظام جدید ، نخست وزیران توسط آلفردو نصب و عزل میشدند.

چند بار چند تن از سیاستمداران مستقل تلاش کردند که خرید و فروش عرق سگی را بار دیگر آزاد گرداندند اما همگی به شکل فجیعی ترور شدند.

عموم تصور میکنند که مافیا در فقدان قانون است که رشد میکند
حال آنکه دقیقا جریان برعکس است.

مافیا از قانون تغذیه میکند. منتهی یک قانون اضافی (نامناسب)

 

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام خدمت جناب کلانتر ام 16 عزیز و تبریک مجدد عید چهرشنبه سوری هرچند بایک روز تأخیر. این مثال شما مشابه شرایط امروز جامعه ماست که همه چیز را دراجبار و قوه قهریه می بینند.که متأسفانه نتیجه ای عکس دارد .

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now
Sign in to follow this  
Followers 0