Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Sign in to follow this  
Followers 0

چه کسانی در پذیرش قطعنامه 598 مؤثربودند

51 posts in this topic

مقدمه: این مقاله که تقدیم دوستان به خصوص اساتید عزیز می گردد نگاهی دارد به پذیرش قطعنامه 598 که به دلیل طولانی بودن در چند بخش تقدیم دوستان می گردد. این مقاله و گزارش حاوی نکاتی است که امیدوارم مورد توجه دوستان وبه خصوص اساتید و پیشکسوتان عزیز واقع شود . بنده نیز سعی کردم نکاتی که مهم به نظر می رسید را مشخص نمایم و امید اینکه دوستان واساتید عزیز نظرات خودشان را به خصوص در رابطه با نکات ومطالب مشخص شده مطرح نمایند .

بخش اول

تقریباً 3 دهه از پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران گذشته است اما هنوز هم ابهام ها و ناگفته هایی درباره این قطعنامه وجود دارد. جدای از متن و محتوا و چرایی این قطعنامه و پذیرفتن آن , نکته ای که شاید کمتر به آن توجه شده , این است که آیا متن و محتوای قطعنامه 598 درصحن مجلس  سوم شورای اسلامی مطرح شد یا نه . اینکه اساساً قطعنامه 598 نیاز به تصویب داشت یا اینکه از دیگر موافقطنامه و قطعنامه ها مستثنی بود و اینکه قانون در این مورد چه تأکیدی دارد؟ اصل 77 قانون اساسی  این موضوع را جزو اختیارات مجلس میداند؛ چرا که براساس این اصل«عهدنامه ها , مقاوله نامه ها , قرارداد ها و موافقتنامه های بین المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد .» علاوه براین , اصل 125 قانون اساسی هم می گوید :« امضای عهد نامه ها ,مقاوله نامه ها , موافقتنامه  و قرارداد های دولت ایران با سایر دولتها و همچنین امضای پیمان های مربوط به اتحادیه های بین المللی با رئیس جمهور یا نماینده قانونی اوست .»با این حال بسیاری از سیاسیون براین باورند که قطعنامه 598 جزو استثناهایی بوده که در این 2 ماده قانونی نمی گنجد. چرایی این مسأله شاید به موضوع آن بازگردد؛ جنگ وآتش بس . اهمیت بالای امنیتی این مسأله شاید سبب شده بود تا تصمیم گیری درباره رد یا پذیرش قطعنامه فقط با فرمان رهبر باشد . این دیدگاه تأکید دارد که قطعنامه 598 مصداق اصل 110 قانون اساسی است؛ آنجایی که «اعلام جنگ وصلح وبسیج نیروها» را ازجمله اختیارات رهبر انقلاب دانسته است .از طرف دیگر شاید نو پا بودن مجلس سوم شورای اسلامی ومطرح شدن قطعنامه 598 سبب شده بود تا مسئولان ارشد نظام ترجیح بدهند که مجلس درکنار گود بایستد ونقشی در این تصمیم گیری نداشته باشد. مجلس سوم 1 ماه ونیم قبل از پذیرش قطعنامه 598 تشکیل شده بود.

روایت هایی ازقبول قطعنامه

برای پاسخ به این پرسش ها باید به 29 سال قبل بازگشت ؛ زمانی که ایران هنوز تصمیمی درباره قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد نگرفته بود  اما اظهار نظرهای مختلفی درباره این موضوع سرنوشت ساز از زبان کسانی که پایه های انقلاب را نهادند , مطرح شد . علی لاریجانی در سال 94 ودر جریان مناقشه برسر آنچه تصویب برجام یا همان توافق هسته ای میان ایران و6 قدرت جهانی بود مطرح کرد . لاریجانی گفته بود :«مجلس ازباب اصول قانون اساسی باید نسبت به اینگونه معاهدات بین المللی نظر بدهد اما دربرخی موارد نیز نظر نداده است ؛ مثل قطعنامه 598مسئله هسته ای  را علاج میکنیم و شاید مجلس هم نظر بدهد, بهتر باشد و پشتیبانی و وفاقی حاصل شود» روایت ها و اسناد مربوط به قطعنامه 598 تقریباً همگی1 نقطه مشترک دارند؛ آن هم نقش کمرنگ مجلس شورای اسلامی در پذیرش و بررسی شان است .

حسن روحانی ومجلس عقلا

حسن روحانی درسال 65 زمانی که رئیس کمیسون دفاعی بود وهنوز خبری از قطعنامه و آتش بس نبود به همراه تعداد دیگری از نمایندگان مجلس «اتاق فکر جنگ» را تشکیل داده بود. این همان محفلی بود که برخی سیاسیون به آن جمع عقلا گفته اند. گفته شده در این اتاق جنگ درباره اینکه ادامه جنگ به صلاح کشور است یا خیر , بحث وتبادل نظر می شده است . حسن روحانی که در آن زمان رئیس ستاد قرارگاه خاتم الانبیا بود, در باره مجمع عقلا گفته است : « با نمایندگان مجلس که البته معروف بود به جلسه عقلا , جناحی نبود ؛ یعنی از هر2 جناح حضور داشتند؛ مثلاً فرض بگیرید در آن جلسه آیت.. یزدی , آیت... موحدی کرمانی و آقای انواری بودند و از طرف دیگر هم آقای کروبی , آقای فاضل هرندی و آقای بیات حضور داشتند ؛ یعنی جلسات اصلاً جناحی نبود لذا همه آنهایی که صاحب فکر و نظری بودند, در آن جلسه جمع میشدند وحدود 30 نفر بودیم؛ آن جلسه در سال 64 و تا نیمه 65 ادامه پیدا کرد و یکی از بحث های آن جلسه این بود که استراژی جنگ چیست و می خواهیم چه کار کنیم ؛ مفصل این مباحث مطرح شد وحداقل 30 جلسه داشتیم؛ البته دقیقش یادم نیست . شاید افرادی بودند که بعضی از آن جلسات را یادداشت می کردند »

رسول منتخب نیا, عضو هیأت رئیسه کمیسیون امور دفاعی مجلس سوم شورای اسلامی در دهه 60, روایتی متفاوت از آنچه که تاکنون گفته شده , درباره قطعنامه 598 ونقش مجلس مطرح کرد. او سال 88 گفته بود : از سال هفتم جنگ زمزمه ها و حرکت هایی در مورد ادامه جنگ , شنیده می شد که از آن جمله جلسه ای خصوصی چند نفر از فرماندهان عالی سپاه با هسته مرکزی نیروهای خط امام مجلس بود که آهنگ جلسات, نقد تصمیمات جانشین فرماندهی کل قوا در زمینه ادامه جنگ بود و جالب آنکه به رغم عضویت اینجانب در آن هسته , تا مدتی از من دعوت به عمل نمی آمد و به مجرد حضور من در یکی از آن جلسات ادامه پیدا نکرد و دلیلی جز اطلاعات دقیق این جانب نسبت به همه امور جنگ نداشت.»

منتخب نیا که زمزمه های خاتمه دادن به جنگ را پیش از پذیرش قطعنامه بیان کرده , توضیح داده : «جلساتی با مدیریت آقای روحانی در منازل نمایندگان ساکن در اطراف مجلس(قدیم) وبا عضویت بین 15تا 20 نفر از نمایندگان خواص تشکیل میشد که  آن را جلسه عقلا نامگذاری کرده بودند. در آن جلسه چهره های شاخص جناح راست چون آقایان یزدی و موحدی کرمانی و جناح چپ چون آقایان بیات , هاشمیان و... شرکت فعال داشتند وجهت گیری آن جلسات کاملاً روشن بود که ادامه جنگ را ناممکن  یا ناصحیح وتوقف جنگ را ضروری می دانست ؛ هرچند به طور صریح در جلسات اعلام نمی شد وحتی در جلسه نهایی که با رئیس وقت مجلس(آقای هاشمی رفسنجانی )  و فرمانده جنگ داشتیم , صرفاً ضرورت ارئه پیشنهاد کتبی به امام مطرح وشنیده شد که امام با با اطلاع از تشکیل این جلسات با آن مخالفت کردند و لذا آن جلسات تعطیل شد.»

 

ادامه دارد

منبع: روزنامه همشهری شماره 7148 مورخه شنبه 24/4/1396

6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

اوج فاجعه ، ابعاد تاریک و نکات مبهم در خصوص جنگ کم کم و بالاجبار روشن خواهد شد . با خواندن مقالاتی از این دست نمیدانم سایر عزیزانی که در جنگ جوانی و عمرشان را تباه کرده اند آیا همچون من در خندیدن و یا گریستن مردد هستند یا نه ؟

مجلس عُقلا ؟ مگر در زمان جنگ فرد عاقلی هم بوده است ؟ نمیدانم اعضای این مجلس چه کسانی بوده اند ولی از تعداد اسامی که در مقاله آمده فردی که بتواند در امور نظامی و رزم و جنگ صاحب نظر باشد را نمی بینم .

صدها هزار و میلیون ها ایرانی می جنگیدند آنوقت چند فرد بی تجربه در امور جنگ برای ادامه یا پایان جنگ جلسه میگذاشته اند . این اگر فاجعه نیست اگر جنایت نیست پس نامش چیست ؟

از استاد گرانقدر ناشناس عجیب تقاضا دارم چنانچه در این جلسات حضرات عقلا یک ارتشی دیوانه حضور داشته است لطفا نامش را بنویسند تا ما هم بدانیم . در خصوص هفتۀ پایانی و سرنوشت ساز جنگ در پایان مقاله توضیحاتی تقدیم مینمایم . ارادتمند : تلخک

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

اوج فاجعه ، ابعاد تاریک و نکات مبهم در خصوص جنگ کم کم و بالاجبار روشن خواهد شد . با خواندن مقالاتی از این دست نمیدانم سایر عزیزانی که در جنگ جوانی و عمرشان را تباه کرده اند آیا همچون من در خندیدن و یا گریستن مردد هستند یا نه ؟

مجلس عُقلا ؟ مگر در زمان جنگ فرد عاقلی هم بوده است ؟ نمیدانم اعضای این مجلس چه کسانی بوده اند ولی از تعداد اسامی که در مقاله آمده فردی که بتواند در امور نظامی و رزم و جنگ صاحب نظر باشد را نمی بینم .

صدها هزار و میلیون ها ایرانی می جنگیدند آنوقت چند فرد بی تجربه در امور جنگ برای ادامه یا پایان جنگ جلسه میگذاشته اند . این اگر فاجعه نیست اگر جنایت نیست پس نامش چیست ؟

از استاد گرانقدر ناشناس عجیب تقاضا دارم چنانچه در این جلسات حضرات عقلا یک ارتشی دیوانه حضور داشته است لطفا نامش را بنویسند تا ما هم بدانیم . در خصوص هفتۀ پایانی و سرنوشت ساز جنگ در پایان مقاله توضیحاتی تقدیم مینمایم . ارادتمند : تلخک

با سلام وعرض ادب خدمت استاد گرانقدر جناب تلخک عزیز  از اینکه بنده حقیر را لایق استادی دانستید خیلی خیلی از شما استاد نازنین ممنون هستم . راجب ادامه این مقاله بنده اطاعت امر کرده و ادامه مقاله را سر فرصت تقدیم  حضورتان می نمایم . و امید اینکه نظرات و مطالبتان را در ادامه بیان نمایید . راجب اینکه در مجلس به اصطلاح عقلا نفرات و عناصری از ارتش بوده اند یا خیر به عرضتان برسانم در جلساتی اینچنین ازپرسنل ارتش کسی حضور نداشته حداقل تا جایی که بنده اطلاع دارم ویا اگر هم بوده بسیار بسیار به ندرت . اصولاً تا بوده ارتش و ارتشی را نامحرم وغریبه می داانسته وهنوز هم می دانند !!! ای کاش استاد نازنین جناب ابراهیمی سعید هم تشریف فرما شوند و نظرات خودشان را در این خصوص ارائه بفرمایند . ارادت

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

توی ارتش اگر یک نفر بخواد به درجات فرماندهی و سر تیپی لا اقل برسه  باید سواد و دانشکده های مربوطه رو بصورت پله ای طی بکنه

 

اونوقت اقایان شب خوابید صبح بیدار شدن خودشون رو فرمانده و از اون بدتر نقد کننده تصمیمات رهبری حساب کردن 

مشکل اینجاست که وقتی اونایی که سرشون به تنشون می ارزید یا در حال جنگیدن بودن یا رفته بودن اون دنیا و هیشکی نبود بهشون بگه تو رو سَنَنه که داری در مورد جنگ حرف میزنی

 

یه زمانی خاتمه دادن جنگ رو به افتخارات هاشمی نسبت میدادن و الان که خودش نیست  مَش حسن هم داره خودش رو به این افتخارات اضافه میکنه

انگار یادشون رفته که کی جام زهر نوشید تا بقیه به حال و هول شون  برسن

یادشون رفته که عین بچه هایی که جلوی اسباب بازی فروشی بهانه میگیرن برای ادامه جنگ سلاح لیزری میخواستن و یا امار غلط میدادن که داوطلب جنگ کم شده و یا همون نیروها رو دسته دسته به فنا میدادن و باز طلب نیرو میکردن 

خودشون در مقر فرماندهی مینشستن و وقتی خبر سقوط فاو می اومد عین گاو میگفتن فلانی داره شلوغش میکنه و اونجا رو فقط با بمب اتم میشه پس گرفت اخه فلان فلان شده مگه تو چه استحکاماتی بساط کرده بودی که همچین حرفی زدی

 

 

یاد حرفهای یه شهیدی افتادم که بنده خدا بعد اینکه کلی از کمبود ها به مقر تلفن یا بی سیم میزد و با سفارش و پیغام میخواست که رسیدگی بکنن و نمیکردن خودش شخصا رفت اونجا و دید که فرماندهان و مسئولان مربوطه زیر باد کولر جنرال امریکایی نشستن و با بیسیم و تلفن کارها رو ردیف میکنن

با دیدن این صحنه که به خودشون زحمت بیرون امدن و تحمل گرما رو نمیدادن بهشون گفت 

آقایون !!!! با وجود شما ما غلط بکنیم بگیم مرگ بر امریکا

 

و چند تا تیکه سنگین دیگه که خاطرم نیست رو بهشون انداخت و اومد بیرون

خدا بیامرزه تمام اونایی رو که جونشون رو صادقانه به خطر انداختن اما اقایون ریاکارانه از کشته ها برا خودشون حاشیه امنیت ساختن

تا الان هرچیزی که به ظاهر خوبه رو برا خودشون و به نام خودشون بزنن 

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام وعرض ادب  خدمت  کروناس 2000  عزیز  صحبتهای  شما بنده را یاد خاطرات یکی از نیروهای عراقی که در کتاب اسراری از درون ارتش عراق چاپ شده بود انداخت . آن شخص در خاطرات خود چنین نقل می کرد (نقل به مضمون)که چرا یک فرمانده با این که زخمی میشود درجه و ترفیع نمی گیرد درصورتی که فرمانده ای که زخمی و یا کشته می شود از ترفیع و تشویق خبری نیست . تا اینکه خودش را داخل سنگری می اندازد و به نیرو هایش دستور پیشروی می دهد نیروهایش یک به یک کشته وزخمی می شدند و خودش سالم می ماند . و ظاهراً بعد از این قضیه اورا تشویق می کنند .

 

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

چه کسانی در پذیرش قطعنامه 598 مؤثربودند

 

بخش دوم و پایانی

p5fp_img_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B7%DB%B0%

 

نوبت می رسد به بخش پایانی این مقاله که تقدیم حضور دوستان می گردد . البته با تأخیر که به همین خاطر از دوستان به خصوص اساتید و پیشکسوتان عزیز عذر خواهی می نمایم . اما پیش از اینکه بخش دوم و پایانی مقاله تقدیم گردد نکاتی را بنده اضافه می کنم . اول نگاهی کوتاه و گذرا خواهیم داشت به بخش اول این مقاله سپس بعد از پایان این مقاله نکاتی را نیز بنده اضافه خواهم .

در بخش پیشین مقاله اشاره شده بود که  آیا نیاز بوده قطعنامه 598 در مجلس تصویب گردد یا خیر ؟ برخی نظرشان این است که اصل 77 قانون اساسی  این موضوع را جزو اختیارات مجلس میداند؛ چرا که براساس این اصل«عهدنامه ها , مقاوله نامه ها , قرارداد ها و موافقتنامه های بین المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد .» علاوه براین , اصل 125 قانون اساسی هم می گوید :« امضای عهد نامه ها ,مقاوله نامه ها , موافقتنامه  و قرارداد های دولت ایران با سایر دولتها و همچنین امضای پیمان های مربوط به اتحادیه های بین المللی با رئیس جمهور یا نماینده قانونی اوست .»

برخی سیاسیون دیگر نیز این اصل یعنی پذیرش قطعنامه را جزء استثناعات می دانند و می گویند : که قطعنامه 598 مصداق اصل 110 قانون اساسی است؛ آنجایی که «اعلام جنگ وصلح وبسیج نیروها» را ازجمله اختیارات رهبر انقلاب دانسته است .از طرف دیگر شاید نو پا بودن مجلس سوم شورای اسلامی ومطرح شدن قطعنامه 598 سبب شده بود تا مسئولان ارشد نظام ترجیح بدهند که مجلس درکنار گود بایستد ونقشی در این تصمیم گیری نداشته باشد.

همچنین اشاره شد به تشکیل مجلسی به نام مجلس عقلا!!!!!! که یکی از اعضای این مجلس حسن روحانی رئیس جمهور فعلی بوده که که درباره نتایج جنگ  ادامه و یا توقف آن تشکیل جلسه می دادند . همچنین رسول منتخب نیا, عضو هیأت رئیسه کمیسیون امور دفاعی مجلس سوم شورای اسلامی در دهه 60 روایت متفاوتی را بیان کرده و گفته موضوعات این جلسات بیشتر بر توقف جنگ تأ کید داشته . وقتی خبر این جلسات به رهبر می رسد وی با برگزاری این جلسات مخالفت کرده درنتیجه این جلسات متوقف شد!!!

 

و اینک ادامه مقاله که تقدیم می گردد

منتخب نیا روزی را یاد آوری می کند که در دفتر رئیس جمهور وقت جلسه داشته است . در آن جلسه علاوه بر او , روسای مجلس, دیوانعالی کشور , نخست وزیر , وزرای خارجه ,اقتصاد ودارایی , فرمانده کل سپاه رئیس ستاد مشترک , آقای مهدی کروبی , مرحوم آیت ... مشکینی , آیت... مهدوی کنی , آقای حائری شیرازی امام جمعه شیراز و... به آن جلسه دعوت شده بودند . براساس روایت منتخب نیا ,«پس از دقایقی مرحوم حاج احمد اقا خمینی نیز وارد شد. نامه ای محرمانه از رهبر را قرائت کرد که در آن نامه نسبتاً طولانی , رهبر اشاره به اظهارات مسئولان نظامی , اقتصادی و سیاست خارجی در زمینه ادامه جنگ کرده و همگان , توقف را لازم وادامه جنگ را موجب سقوط نظام جمهوری اسلامی می دانستند ودرنهایت تنها راه حل را در پذیرش قطعنامه وتوقف جنگ اعلام کردند درحالی که نامه رهبر قرائت می شدکه هم مرحوم احمد اقا وهم اعضای جلسه گریه وگاهی ناله می کردند.» مرحوم رفسنجانی در گفت و گویی در صفحه62 کتاب روند پایان جنگ درباره این مجمع عقلا که روحانی تشکیل داده بود می گوید: «2 عامل اساسی وجود داشت که تصمیم مناسبی برای پایان دادن به جنگ گرفته نشد؛ یکی سپاه که طرح پایان دادن به جنگ ازنظر سپاه چیزی شبیه کفر بود و بعدی رهبر که لحضه ای اجازه نمی داد در باره ختم جنگ بحث کنیم . درمجلس هم عده ای بودند به نام مجمع عقلا وآقای روحانی [که برای پایان دادن به جنگ فعالیت می کردند] که رهبر آنها را سر جایشان نشاند.» خبرگزاری مهر در باره روایت های مرحوم رفسنجانی از مجلس عقلا می نویسد: رد پای تاریخی از جلسه عقلا را می توان در کتاب خاطرات سال 65 آقای رفسنجانی پیدا کرد . آقای هاشمی در یادداشت مورخ 10 خرداد در صفحه 113 کتاب اوج دفاع می گوید: «رهبر فرمدند که طبق گزارش فرمانده سپاه , در جلسه ای , جمعی از نمایندگان , صحبت از مشکلات جنگ کرده و ختم ان را مطرح کرده اند . از من خواستند که به آنها بگویم ما باید تا آخرین فرد با صدام بجنگیم و صحبت از صلح نکنند»

سرجنگ

در محرمانه بودن ماجرای قطعنامه 598 همین کافی است که بگوییم در ابتدای کار فقط رهبر اسبق آقای رفسنجانی آقای خامنه ای وزارت امور خارجه و محسن رضایی از ان با خبر بودند . براساس گفته ها وبررسی خاطرات مقام های ارشد نظام همین طور فرماندهان جنگی درسال 67 درنشست مشترک 3 قوه که اعضای شورای نگهبان نیز در ان حضور داشتند , شرایط نظامی - سیاسی کشور مورد بحث قرار گرفت .رهبر نیز در در روزهای 23 و24 تیر نشست های مشورتی جداگانه ای انجام دادند, ولی نشست نهایی واصلی طبق دستور ایشان با حضور 40 نفر ازشخصیت های کشوری و لشکری در روز25 تیر تشکیل شد.

چند روز پس از تشکیل این جلسه آقای رفسنجانی اعلام کرد: «طی بحث هایی که صورت گرفته مجموعه شرایط جمهوری اسلامی را بر آن داشت که برای مصلحت انقلاب قطعنامه 598 پذیرفته شود .» سردار حسین علایی می گوید:در قطعنامه 598 که با صلاحدید رهبر قبول شد, 1 آتش بس بود که آن هم براساس اختیارات مشخص وقانونی مندرج در قانون اساسی توسط رهبری تصمیم گیری شد ؛بنا براین مقوله آن بحثی جداگانه است . در شرایط قانونی هم طبق قانون اساسی حق رهبری است که اعلام جنگ یا صلح کند واین اختیار خاص فرماندهی کل قواست.

مرحوم رفسنجانی که در برهه ای رئیس مجلس 3 شورا ی اسلامی بود وپس از آن به جانشینی فرمانده کل قوا منصوب شد, در مصاحبه ای در سال 92 اینگونه گفته است :«[در تاریخ 23/4/67]»در جلسه ای ما5 نفر خدمت امام رفته بودیم برای اینکه بگوییم وضع جنگ اینگونه است. آیا می خواهیم ادامه بدهیم یا نمی خواهیم ادامه دهیم ؟ نظر قاطع خود را گفتیم که مصلحت نمی بینیم. برای ایشان سخت بود که در آن شرایط بپذیرند ما قطعنامه را امضا وقبول کنیم . ایشان گفتند که ما به مردم گفتیم اگر جنگ 20 سال هم طول بکشد , ما ایستاده ایم ودر و دیوار پراز جنگ جنگ تا پیروزی و تارفع فتنه است. اگر الآن یک دفعه بیاییم واینگونه عمل کنیم , جواب مردم ورزمنده ها را چه باید بدهیم ؟.... من پیشنهاد کردم که اگر برای شما اعلام آن سخت است , این مشکل را من حل می کنم . من جانشین شما [درنیروهای نظامی] هستم وحق امضادر این مسائل دارم . من می روم و می پذیرم.»

پایان

 

منبع: روزنامه همشهری با کمی دخل و تصرف شماره 7148 مورخه شنبه 24/4/1396

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

در بحث پذیرش قطعنامه رزمندگان مقصر واقعی بودند . البته امیریکای بی پدر هم چندان بی تقصیر نبود . شلوغی صف نانوایی بیداد میکرد . و مهمتر از همه دلشوره و دلواپس بودن مسئولین وقت بابت اختلاس های سی سال آینده نیز مزید بر علت بود . خشک شدن دریاچه ها را هم نباید نادیده بگیریم . و صد البته ریزگردها را . رئیس جمهور شدن ترامپ این روانی هم جای خود را داشت .

در پذیرفتن قطعنامه و  پایان دادن به جنگ دنیا مقصر بود بجز آنهایی که در خصوص جنگ تصمیم میگرفتند . انسانهایی دانا ، مدیر ، مدبر ، همه چیز فهم و  . . .

منتخب نیا روزی را یاد آوری می کند که در دفتر رئیس جمهور وقت جلسه داشته است . در آن جلسه علاوه بر او , روسای مجلس, دیوانعالی کشور , نخست وزیر , وزرای خارجه ,اقتصاد ودارایی , فرمانده کل سپاه رئیس ستاد مشترک , آقای مهدی کروبی , مرحوم آیت ... مشکینی , آیت... مهدوی کنی , آقای حائری شیرازی امام جمعه شیراز و... به آن جلسه دعوت شده بودند .

از ارتشی که هشت سال در جنگ بود آیا یک نفر در جلسۀ عُقلای آن روز نبوده است ؟ این ننگ را کجا ببریم ؟ فرماندهانی که قبلا و فعلا در ارتش فرماندهی کرده و میکنند کلاه خود را بالاتر بگذارند . اصلا ارتش و فرماندهانش ظاهرا عددی در حد صفر (0) هم نبوده و نیستند .

تاریخ ایران و ارتش فرماندهان ارتش بعد از انقلاب را هیچگاه از یاد نخواهد برد . فرماندهانی که . . . . ارادتمند تلخک

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام  خدمت استاد ارجمند جناب تلخک عزیز  همان طور که در این 2 متن ملاحضه فرمودین هیچ نامی از فرماندهان ارتشی در این مجلس به اصطلاح عقلا برده نشده  و فقط در این  مورد  آن هم به طور غیر مستقیم رئیس ستاد مشترک

جالب اینجاست که آقایان فرمانده کل سپاه را محرم اسرار خویش می دانستند ولی از فرماندهان ارتش حتی یک نفر را محرم نمی دانستند . بنده اگر خدا بخواهد  یک یادداشت هم که از یکی از فرماندهان ارتش می باشد در این تایپیک پست خواهم کرد . بنده خوشحال می شوم که نظرات خود را در مورد آن یادداشت که از قول یکی از فرماندهان ارتش است بیان کنید. ارادت

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

در بدترین حالت و با یک نگاه بد بینانه میشه گفت منظور امام از جام زهر این بود که احتمالا امام دست اقایان رو خونده بود و مثل پدری که میدونه پسرش داره مخفی کاری میکنه اما نمیخواد به روش بیاره با مساله برخورد کرد چراکه اگر بر ادامه جنگ اصرار میکرد احتمالا برای فشار بر امام یکی دوتا عملیات رو بد سازماندهی بکنن و یا با همکاری عراق امار تلفات مون رو خیلی بالا ببرن

و یا بدتر از اون خودشون رو از مساله کنار بکشن و به نوعی بین رهبری و نظام شکاف بندازن اینجوری امام فقط برا خودش حرف میزد و بقیه هم کار خودشون رو میکردن 

اونوقت یه عده به نمایندگی از یه بخش از کشور با دشمن مذاکره میکردن و یه عده هم به نمایندگی از بقیه ملت در جبهه ها بودن و یه شرایط هچل هفتی که الان فلسطین داره رو ما پیدا میکردیم

 

این موارد به نظرم از خود پذیرش قطعنامه خیلی بدتر بود

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

چند تا بند هم از روزنامه های اونطرفی در مورد مجلس عقلا : 

 

مجمع عقلا نام گروهي از نمايندگان مردم در مجلس دوم شوراي اسلامي بود كه با ابتكار اشخاصي چون دكتر حسن روحاني در جهت اتمام جنگ تحميلي تلاش مي‌كردند. آن طور كه محسن رضايي فرمانده سابق سپاه گفته است، اين مجمع سعي مي‌كرد تا با بررسي شرايط وقت كشور و جبهه‌هاي جنگ نشان دهد كه ادامه جنگ به صلاح كشور نيست و بايد اقدامات سياسي در جهت اتمام آن شروع شود. البته اين مجمع با نظر امام خميني(ره) تعطيل شد اما عقلايي كه خود را صاحب شعور انقلابي مي‌دانستند و شعارهايي چون جنگ جنگ تا پيروزي را در شور انقلابي منحصر مي‌دانستند، سياستي را در پيش گرفته بودند كه حداقل پنج سال تمام ما را پشت دروازه‌هاي بسته بصره نگاه داشت.

 

***

 

محسن رضایی در مرداد 65 در این باره می‌گوید: «چند وقت پیش، یک جلسه ای به اسم عقلا در مجلس محترم شورای اسلامی تشکیل شد و در این جلسه آمدند و نظر خود، بحثهایی را مطرح کردند... خوف این می‌رفت که این بحث‌ها به خارج مجلس سرایت بکند و نتیجتاً باعث بشود که به جنگ لطمه وارد بشود. امام به محض این که این جلسه را فهمیده بود، دستور داده بود به آقای هاشمی که این چیست و چه کسی این جلسات را تشکیل می‌دهد؟ هر کس این جلسات را تشکیل می‌دهد، بگویید این جلسات را منحل کنند و این حرف‌ها را نزنند.»

 

***

 

هاشمی رفسنجانی در مصاحبه‌ای در این باره با اشاره به تفکرات مجمع عقلا می گوید: «آن ها دائما می گفتند ما دیگر هر چه جنگ طول بکشد، پیروز نمی شویم. جنگ اگر طول بکشد، فرسایشی می شود و عراق از سراسر دنیا کمک می شود و ما کمک هم نمی شویم و به یک جایی می رسد که این طرف دیگر دستش خالی خالی می شود. پیش بینی می کردند. آن ها اعداد و ارقام بودجه را می دانستند. کمی سلاح ما را می دانستند، مشکل تامین مهمات را می دانستند و خیلی چیزهای دیگر که بود. ما مسائل عجیبی داشتیم.»

 

 

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام  تقریباً مشابه حرفهای محسن رضایی را رسول منتخب نیا نیز زده آنجا که خبر تشکیل این جلسه به گوش رهبر می رسد و ایشان مخالفت خود را با تشکیل چنین جلسه ای اعلام می کنند و درنهایت این جلسه تشکیل نمی شود .

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

تمام عقلای زمان جنگ را بدون استثناء باید محاکمه و به اشد مجازات محکوم کرد . چه خون هایی که بر گردن کلفت این عقلای مجنون است که باید در محضر خدا پاسخگو باشند . پنج سال جنگ بی نتیجه و بی ثمر بعد از آزادی خرمشهر حاصل تفکرات همین عقلای بیسواد و جاهل و نادان و منافق بود .

خیلی آرزو دارم روزی را ببینم که آن عاقلان دیوانۀ روانی را وادار کنند تا در خصوص جنگ و حماقت های خودشان توضیح بدهند . خوب شد معنای عاقل و عقلا را هم فهمیدیم . عقلا که اینها بوده اند دیوانه و مجانین . . . .

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

تمام عقلای زمان جنگ را بدون استثناء باید محاکمه و به اشد مجازات محکوم کرد . چه خون هایی که بر گردن کلفت این عقلای مجنون است که باید در محضر خدا پاسخگو باشند . پنج سال جنگ بی نتیجه و بی ثمر بعد از آزادی خرمشهر حاصل تفکرات همین عقلای بیسواد و جاهل و نادان و منافق بود .

خیلی آرزو دارم روزی را ببینم که آن عاقلان دیوانۀ روانی را وادار کنند تا در خصوص جنگ و حماقت های خودشان توضیح بدهند . خوب شد معنای عاقل و عقلا را هم فهمیدیم . عقلا که اینها بوده اند دیوانه و مجانین . . . .

با سلام وعرض ادب خدمت استاد ارجمند جناب تلخک عزیز  در این پست یک دیدگاه نیز از یکی از فرماندهان ارتش ارسال خواهم کرد که اگر تمایل داشتید و اگر صلاح دانستید نظرات خود را راجب آن دیدگاه نیز بیان نمایید . به غیر از این پست چند پست دیگر نیز ایجاد شده بود که اگر صلاح دانستید راجب آنها نیز نظرات خود را بیان نمایید و ما خوشحال خواهیم شد که نظرات خود را راجب آن مطالب نیز بیان نمایید . در صورت تمایل وصلاحدید شما استاد نازنین بنده لینک آن تایپیک ها را نیز یا به صورت خصوصی ویا در این تایپیک ارسال خواهم نمود ارادت

 

 

 

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

شاید شاید شاید با توجه به عدم موفقیت سپاه در یک پیروزی قاطع در خاک عراق داشتن الکی وقت و نیروی انسانی رو در یک منطقه نزدیک مرز هدر میدادن تا ثابت بکنن که باید با عراق به اتش بس برسن

 

در همین فاصله هم طومار ارتش رو در هم پیچیده بودن تا پس از جنگ سر که نه ، حتی نتونه کمر راست بکنه

 

با این حساب اونها برای هر کاری یک قدم جلوتر از همه نهاد های داخلی بودن و تا ارگانهای مرتبط بخوان اثرات رو چاره بکنن اونها حرکت جدیدی اجرا میکردن

 

حالا داره یه سری از کارها به نظرم معنا دار جلوه میکنه و پازل جنگ هدفمندتر به چشم میخوره

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

طرح پایان دادن به جنگ ازنظر سپاه چیزی شبیه کفر بود و بعدی رهبر که لحضه ای اجازه نمی داد در باره ختم جنگ بحث کنیم

فقط به جمله نقل قول شده بالانگاهی بیاندازید . وقتی چنین دیدگاهی از نظر مقامات سیاسی و فرماندهان سازمان موازی وجود داشته نتیجه اش  مشخص است جنگی که در همان سالهای اولیه شروعش بایستی پایان می پذیرفت 8 سال به درازا کشید !!!!

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now
Sign in to follow this  
Followers 0