Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Sign in to follow this  
Followers 0

زندگینامه خلبانان شهید نیروی هوایی

38 posts in this topic

سال۱۳۳۱هجری شمسی بود ودراین خانواده که ابا و اجدادشان سید بودند فرزند دیگری دیده به دنیا آمد، پدر خوشحال بود یک نفر به خانواده اش اضافه شده و مادر و برادر هم خوشحال تر

اسمش را عبدا… گذاشتند در مدرسه ۱۵ بهمن خیابان شوقی ثبت نام کردند خیلی باهوش وزرنگ بود، به بچه های مدرسه کمک می کرد و نمره اول هم می آورد، نماز و قرآن را از پدرش یاد گرفت و به برادرها وخواهرش هم که کوچکتر از او بودند نماز خواندن را یاد داد، همیشه نمازش را اول وقت می خواند

بعد از تمام کردن کلاس پنجم طبیعی در مدرسه ۱۵ بهمن در دبیرستان شریعتی فعلی(پهلوی سابق) در ادامه تحصیل داد، همزمان در سالهای ۴۹ و۵۰ در سازمان ملی پیش آهنگی که در زنجان به نام پیش آهنگی جوینده و سیار پسران بود عضویت داشت و در سال۵۲ به علت جدیت دراین فعالیت و تعلیمات به رتبه یک این سازمان نایل آمد.

 

کمک به پدر در مغازه

صبحها به مدرسه می رفت وقتی که ازمدرسه می آمد ناهارش را می خورد، به مغازه می رفت و تا شب آنجا کار می کرد تاعصای دست پدرش باشد، درسش را سر کلاس خوب گوش می داد، در دکان با پتک به آهن گداخته می کوبید تاسفت شود به خاطر همین نیروی بدنی قوی که از پدرش به ارث برده بود اندامش هیکلی ودرشت بود در باشگاه بدنسازی هم کار می کرد تا عضلاتش قوی شود و بتواند در مغازه کنار پدرش بر آهن گداخته پیروز شود.

 

استخدام در نیروی هوایی ارتش

به علت ذکاوت وهوش بالا وعلاقه مندی اش به نظامی گری و خلبانی در اواخر سال۵۲ به استخدام آموزشگاه نیروی هوایی ارتش درآمد و برای مصاحبه و آزمایشات خلبانی راهی تهرا ن شد و پس از قبولی آموزش های اولیه را درپایگاه نیروی هوایی تهران طی کرد.

دوره آکادمی پرواز را طی کرد و پرواز با هواپیماهای آموزشی تی ۴۱ و بیگ لوپپ را تجربه نمود، بخاطر توان خوب نظامی وداشتن ضریب هوشی بالا رتبه نخست دوره راکسب کرد و نیروی هوایی او را برای ادامه تحصیل به ایالات متحده آمریکا اعزام کرد، وی به مدت ۴ سال دوره کامل آکادمی پرواز با هواپیماهای تی۳۷ و تی ۳۸ وسایر هواپیماهای بمب افکن فانتوم(اف ۴)وهواپیماهای تاکتیکی را در پادگان مدینای شهر دالاس گذراند، تعدادی از پروازهای نمایش هوایی شهر تگزاس را انجام داد و مورد تشویق استادان خلبانی قرار گرفت، در طول ۴ سال زندگی در آمریکا به شهرهای مختلف سفر کرده و مناظر آن جا را با دوربین به قاب تصویر کشید

 

برگشت به ایران

به علت علاقه ای که به کشورش داشت پس از گذراندن دوره به ایران برگشت، یک ماشین پونتیاک سواری از آمریکا با خودش آورده بود، وقتی خانواده اش او را دیدند خیلی خوشحال شدند، دلتنگی های چند ساله بالاخره تمام شده بود، برای برادر کوچکش سوغاتی، یک ماکت هواپیمای اف۱۴ آورده بود که هنوز هم وقتی روشن می شود صدای سهمیگن یک هواپیمای جنگی را دارد و بالهایش باز وبسته می شود.

 

خدمت درپایگاه هوایی تهران

بعد از برگشتن از آمریکا پدر و مادر خوشحال از اینکه ثمره کار و تلاششان میوه داده به پسرشان با که نان حلال بزرگ شده افتخار می کردند و شکر خدا بر زبانشان جاری بود..

مدتی در پایگاه هوایی تهرا ن، در اسکادران شکاری تاکتیکی با هواپیمای اف ۴ و بمب افکن فانتوم مشغول به خدمت بود. از حقوقش پس انداز می کرد و برای خانواده اش می فرستاد

 

یک ویژگی زیبا

خودش بیشتر لباس کهنه می پوشید و لباس های نو را به برادرهایش می داد و می گفت: شما بپوشید وقتی کهنه شد ودلتان را زد بدهید من بپوشم..

 

ازدواج

مادرش چند باری به او گفته بود دیگر وقتش است که سرو سامان بگیرد و صاحب زندگی شود ولی اوهم چنان طوری رفتار می کرد که فعلا برای متاهل شدن وقت دارد تا اینکه والدین و دو خواهر سروان کاظم رحمانیان کادر تیپ ۲ زرهی زنجان برای دیدار کاظم به زنجان می آیند صاحب خانه سروان رحمانیان که از اقوام شهید بشیر موسوی بود یکی از خواهران سروان رحمانیان را مورد مناسبی برای بشیر موسوی می بیند، موضوع را با مادر عبدالله مطرح کرده و به این صورت باب آشنایی شهید بزرگوار با خانم رحمانیان(همسر شهید) فراهم می شود،سرانجام پس از توافقات اولیه در اوآخر پاییز ۵۷ ازدواج می کنند و مراسم عروسی در تالار یاقوت تهران برگزار می شود عبدالله به قول خودش می خواست این مراسم در تالار برگزار شود تا خانواده اش به زحمت نیفتد و اذیت نشوند

 

 

20153456418174675998.jpg

 

زندگی در خانه های سازمانی پایگاه همدان

بعد از ازدواج به علت انتقالی عبدالله به پایگاه همدان به همدان می روند ودر آنجا در کنار پایگاه در خانه های سازمانی ساکن می شوند و زندگی زیبای خود را شروع می کنند.

 

درگیرهای غرب کشور بعد از انقلاب

همیشه داوطلب کارهای سخت و پروازهای سنگین می شد تا اینکه در اوآخر مردادماه سال ۵۸ منافقین به شهر پاوه حمله می کنند، مرتکب جنایاتی وحشتناک در بیمارستان می شوند و شهر را به تصرف خودشان در می آورند، ماموریت داده می شود که از پایگاه همدان سریعا یک فروند هواپیما بلند شده وبرای عکس برداری ودر صورت نیاز بمباران به سمت آسمان پاوه حرکت کند و تصاویر منطقه را بگیرد، محمد نوژه و سید عبدالله داوطب این عملیات شده و سوار بر فانتوم ایرانی به محل اعزام می شوند، محمد نوژه به عنوان خلبان وسید عبدالله به عنوان کمک خلبان از باند فرودگاه تیک آف می کنند.

 

شهادت همزمان با روز ضربت خوردن حضرت علی(ع)

محمد وعبدالله هردو شوق پرواز عجیبی داشتند، کسی نمی دانست منافقین کوردل و گروههای مسلح که از طرف عراق حمایت می شدند درکمین بودند، گرای پروازرا داشتند و اطلاعات پرواز قبلا لو رفته و به دستشان رسیده بود، هواپیما که به محل مورد نظر می رسد وعکس برداری می کند موقع برگشتن مورد اصابت گلوله پدافند هوایی منافقین قرار گرفته و سقوط می کند.

 

ملاقات پدر با پسر شهید

با شنیدن شهادت سید عبدالله پدر و برادرانش و تعدادی از نزدیکان به پایگاه کبودرآهنگ برای گرفتن جنازه می روند، سیدفتاح باور نمی کند عبدالله شهید شده باشد، دوستان شهید به پدر دلداری می دهند و می گویند کاش ما جای او بودیم و شهادتش را تبریک می گویند.

شهید را با بالگرد به زنجان می آورند، در خیابان فرودگاه مراسم استقبال با ادای احترام به شهید ازطریق یگان تشریفات نظامی انجام می شود، مردم از بیشتر روستاهای اطراف زنجان برای مراسم تشییع آمده بودند، شهید موسوی اولین شهید قبل از جنگ تحمیلی به شمار می رفت، مراسم انجام شد و پیکر پاکش در مزار پایین در آغوش خاک قرار گرفت.

 

مراسم روز سوم شهید همزمان با ۲۱ رمضان

ماه رمضان بود مادرش می گفت، پسرم هیچ وقت دوست نداشت کسی بخاطر اوبه زحمت بیفتد وقتی هم شهید شد ماه رمضان بود کسی اذیت نشد وهمه برایش دعا و فاتحه خوانند….

 

سخنرانی پدر در مجلس شورای اسلامی

مجلس شورای اسلامی وقت از سید فتاح در سالگرد شهادت پسرش دعوت کرد تا در تهران سخنرانی کند،پدر هم قبول کرد، ولی نمی دانست که خودش را به ملاقات پسرش می فرستد، عکسی از شهید که قاب کرده بود برداشت وعازم تهران شد و در مراسم شرکت کرد و در سخنرانی اش گفت: این پسرم شهید شد اما بازهم پسر دارم، اگر نیاز باشد خودم وآن ها را فدای این انقلاب و امام میکنم.

 

کشتن پدر در سالگرد پسر شهیدش

منافقین بعد از شنیدن سخنرانی این پدر شهید عصبانی شده و طرح کشتن او را می کشند بعداز اتمام مراسم سخنرانی سید فتاح قصد برگشتن به زنجان را داش، هنگام برگشت یک ماشین جلو پایش ترمز می کند ومی گوید کجا می روی؟سید می گوید: زنجان

راننده می گوید بیا بالا ما تا قزوین می رویم، تا آنجا شما را هم می برم وسوار ماشین منافقین می شود،در مسیر راننده منافق دو نفر از دوستانش را هم سوار می کند تا شب به نزدیکی قزوین می رسند راننده به بهانه خراب شدن ماشین نگه می دارد و می گوید ماشین خراب شده، مسافران را پیاده می کند، همه جا تاریک و ظلمات بوده، سه نفری سید را می گیرند، چند ضربه چاقو به قلبش می زنند و او را به شهادت می رسانند، پدر هم به دیدار پسرش می رود…. ( مادر شهید قبول نمی کند که برای شوهرش هم از دولت ماهیانه حقوق بگیرد و نمی خواهد او را شهید حساب کنند، مسئولین اصرار می کنند که شهید شده ولی او قبول نمی کند)

 

پایگاه کبودر آهنگ تغییر نام می دهد

بعد از شهادت محمد نوژه وسید عبدالله بشیری موسوی به پاس ارج نهادن به رشادتهای این دلاورمردان، پایگاه به نام(( پایگاه هوایی شهید محمد نوژه)) تغییر نام می دهد.

پایان خبر//

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

به یاد شهید محمد نوژه



شهيد سرهنگ خلبان محمد نوژه در سال 1324 در تهران و خانواده اي متدين و مذهبي به دنيا آمد. تحصيلات خود را تا اخذ مدرك ديپلم رياضي در زادگاهش پي گرفت و در همان سال وارد دانشگاه افسري شد و بعد از اتمام دانشكده جهت طي دوره سامانه هاي كنترل سلاح به آمريكا اعزام شد، اما علاقه وافر او به خلباني باعث شد تا وارد دانشكده خلباني نيروي هوايي شود.
دوره مقدماتي پرواز را در ايران و دوره تكميلي آن را در آمريكا فرا گرفت و در سال 1351 با اخذ نشان و مدرك خلباني به جمع خلبانان اف-4 پيوست.

 

83258227470278679221.jpg


شهيد نوژه در طول دوران خدمت خويش به عنوان افسر سامانه هاي كنترل اسلحه گردان 101 شكاري، رئيس شعبه عمليات مشترك، معاونت عمليات پايگاه ششم، فرمانده گردان 31 شكاري پايگاه سوم درنيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران عهده دار مسؤوليت هايي بوده كه در كمال صداقت به انجام رسانيده است.
اين شهيد عزيز مأموريت هاي بسياري را انجام داد تا سرانجام در پي فرمان امام(ره) براي كمك به دكتر مصطفي چمران در سركوب تجزيه طلبان مسلح و در حالي كه روزه بود در 20/5/1358 بهمراه شهید عبدالله بشیری موسوی به پرواز درآمد كه هواپيمايش در آسمان كردستان ايران ـ منطقه عمومي پاوه ـ توسط نيروهاي ضد انقلاب سقوط كرد و به شهادت رسيد. در پي اين واقعه و به پاس اولين شهيد نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، پايگاه سوم شكاري همدان كه قبل از انقلاب به پايگاه شاهرخي و بعد از پيروزي انقلاب به پايگاه حر معروف بود به پايگاه "شهيد نوژه" تغيير نام يافت.

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

شهید رضا اصل داوطلب

شهید اصل داوطلب یکی از ساکت ترین خلبان اف 14 بود . معمولا خیلی کم صحبت می کردند . در بیست و هفتم دی ماه 1365 یک فروند اف 14 به خلبانی مرحوم قانعی و کمک شهید اصل داوطلب از پایگاه شکاری اصفهان به قصد منطقه عمومی دزفول به پرواز درآمدند . عراقی ها با اطلاع از این پرواز برای آنها دام گذاشته بودند . به این شکل که یک فروند هواپیمای عراقی در ارتفاع بالا وارد منطقه شد . هواپیمای ما با اعلام رادار برای هدف قرار دادن آن دست به کار شد . آنها در حالی که سرگرم رهگیری هواپیمای دشمن بدند ، عراقی ها از فرصت استفاده کردند و یک هواپیمای دیگر را در ارتفاع خیلی کم از مرز عبور دادند . هواپیمای دشمن با دور زدن هواپیمای آنها در یک فرصت مناسب یک موشک شلیک میکند و هواپیمای اف 14 را هدف قرار می دهد . شهید اصل داوطلب در ارتفاع و سرعت بالا ایجکت ( خروج اضطراری از هواپیما ) می کند ولی با باز شدن چتر ، متاسفانه بند چتر به دور گردن شهید اصل داوطلب می پیچد و ایشان تا به زمین برسند بر اثر خفگی به شهادت می رسند .
مرحوم قانعی که یکی از خلبانان با تجربه و قدیمی اف 14 بود ، مقداری ادامه می دهد و در نزدیکی ایذه اقدام به خروج اضطراری می کند . محل فرود ایشان درست در بالای یک کوه و در لبه پرتگاه بوده است . چتر ایشان به درختی که در لبه پرتگاه روییده بود گیر میکند . با توجه به آسیب دیدن چتر در صورت کوچکترین حرکتی ممکن بود قانعی به داخل پرتگاه سقوط کند . در همان حوالی یکی از خانم های عشایر که گوسفندانش را برای چرا آورده بود ، متوجه ایشان می شود و روی درخت می آید . این خانم چاقوی مرحوم قانعی را می گیرد و با یک دست کل بندها را جمع کرده و با چاقوی آنها را از درخت جدا می کند ، سپس با یک دست مرحوم قانعی را بالا کشیده و ایشان را نجات می دهد . بعد او را به داخل چادر خودش برده و بعد از پانسمان زخمها ، او را به نزدیک ترین پاسگاه ژاندارمری می رساند و در نهایت مرحوم قانعی نجات پیدا می کند .
مرحوم قانعی هم یکی از استادان خلبانی اف 14 بودند که در طول جنگ زحمات فراوانی کشیدند

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

به گزارش جهانبین، شهید جاویدالاثر نعمت الله اکبری با وجود شان و جایگاه والا و اینکه ایشان، جزء شهدای شاخص ارتش جمهوری اسلامی بودند، خانواده وی در میان مردم شهر "سامان"  از عزت و احترام بالایی برخوردار است.

 

81505031878862543805.jpg

 

امیر سرلشکرخلبان شهيد نعمت‌الله اكبري پس از اتمام تحصيلات خود در شهرستان سامان از توابع چهارمحال و بختياري دررشته‌هاي پزشكي و خلباني پذيرفته شد ولي به دليل علاقه فراوان، رشته خلباني در دانشگاه تهران را ترجیح داد و  برگزيد

شهيد اكبري از هوش سرشار و اخلاق خوبي برخوردار بود،  هر چند اززندگي مشتركش بيش از 5 سال نگذشته بود، اما هميشه به‌گونه‌اي برخورد مي‌نمود كه مي‌دانست در صورت به وجود آمدن جنگ به مقام شهادت نایل مي‌شود

در نخستين ماموريت وي كه به مدت 25 روز به طول انجاميد، موفق به شناسايي مواضع دشمن گرديد و در ماموريت بعدي كه با خلبان شهيد «كيان‌آرا» براي شناسايي مجدد- كه به جاي يكي ديگر از دوستانش انجام داد-به منطقه جنگ رفته بود درحین عملیات، در تاريخ 23 آبان‌ماه در منطقه فكه مورد اصابت آتش دشمن واقع شد و سقوط كرد

تاريخ شهادت اين شهيد بزرگوار، در سال 81 طي نامه‌اي كه از بغداد به سازمان‌هاي ايراني ارجاع داده شد، به اطلاع خانواده ایشان رسید و بعد ها به درخواست مقامات ایران مقبره‌اي در عراق براي این خلبانان مفقود الجسد ساختند

سرلشکر خلبان شهید نعمت الله اکبری بیش از ۵۰ بار پرواز موفق داشته است و با توجه به اینکه یکی از افتخارات گمنام شهر سامان می باشد، هنوز اقدام جدی در شناساندن این بزرگ مرد تاریخ جنگ تحمیلی انجام نگرفته است.
 

49389594308676196063.jpg

به پاس قدر دانی از مادر این شهید والامقام به منزل وی رفتیم و کمال سپاس و تشکر خود را از تربیت چنین فرزندی به وی ابزار داشتیم. مادر شهید اکبری در حالی که بر بستر بیماری به سر می برد نیز ضمن ابراز خرسندی از این دیدار، از کم توجهی مسئولین استانی در رسیدگی به پاره ای از مشکلات وی گلایه هایی را بیان داشت. نکته قابل توجه ای که در اینجا باید بدان اشاره کرد این است که ایجاد یک "آرامگاه نمادین" جهت یاد بود این شهید در گلزار شهدای شهر سامان حداقل انتظار ما از مسئولین استانی به ویژه بنیاد شهید استان است.
 

77571077127174719446.jpg

 

خانم نسرین ساماني(همسر شهید ) در گفتگو با خبرنگار جهانبین نیوز، نحوه ازدواج خود را با شهيد اكبري اين‌گونه توصيف كرد: در سال 52 ايشان با يونيفرم نظامي به خواستگاري آمدند و با اين كار خود تعهد به كشور را متوجه من نمودند هر چند وصيت‌نامه‌اي در طول زندگي خود برجاي نگذاشت ولي پس از انقلاب اسلامي خود را پيرومحض رهبري حضرت امام خميني (ره) مي‌دانستند.

وي شهادت شهيد اكبري را مظلومانه عنوان داشت و گفت: از آن جا كه نمادي از شهداي مفقودالجسد خلبان كشور در بهشت‌زهرا ساخته شده بود براي شركت در اين مراسم حضور يافتيم ولي به دليل سخناني كه منحصرا درباره فرماندهان ارشد اين شهدا گفته مي‌شد ديگر در آنجا حضور نيافتيم و در هيچ‌گونه مراسمي مشابه آن شركت نكرديم./انتهای پیام/

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

شهید سرلشگر خلبان عباس اکبری در سال 1332 در شهرستان قم به دنیا امد. تحصیلات خود را تا اخذ مدرک دیپلم در زادگاهش گذراند و در سال 1351 به استخدام نیروی هوایی در امد. اموزش های پادگانی, دروس عمومی, اکادمی پرواز و پرواز با هواپیمای بونانزا را با 30 ساعت پرواز در دانشکده پرواز نیروی هوایی سپری کرد و جهت اموزش های تکمیلی پرواز به امریکا اعزام شد.
اموزش های تکمیلی پرواز در امریکا را که شامل اموزش های زبان انگلیسی تا اخذ مدرک دیپلم, اکادمی تکمیلی پرواز و پرواز با هواپیماهای T37 T38 T41 را با 320 ساعت پرواز به اتمام رسانید ودر سال 1354 با ارتقا به درجه ستوان دومی و اخذ وینگ خلبانی به ایران بازگشت.
پروازهای اموزشی او با هواپیمای اف 4 در موقعیت کابین عقب بلافاصله پس از مراجعت از امریکا در پایگاه ششم شکاری اغاز شد و پس از 4 ماه به عنوان افسر کنترل اسلحه رادار هواپیما در گردان 32 شکاری پایگاه سوم مشغول به خدمت شد. با اغاز جنگ تحمیلی ضمن انجام سورتی های مختلف پرواز شامل بمباران نیروهای زمینی دشمن و پوشش هوایی مناطق غرب و جنوب غرب از جمله خلبانانی محسوب می شد که همواره اماده انجام خطرناک ترین ماموریت ها بودند.
سرانجام هواپیمای شهید اکبری در تاریخ 28 تیرماه 1367 در حین انجام ماموریت برون مرزی مورد اصابت پدافند هوایی دشمن قرار گرفت و این خلبان شایسته به یاران شهیدش پیوست. روحش شاد

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

سرلشگر خلبان شهید حسن طالب مهر

سرلشگر خلبان شهید حسن طالب مهر درتاریخ ۱۳۳۲/۸/۸ در تهران متولد شد. وی سال ۱۳۵۱ به استخدام نیروی هوایی در امد و در دانشکده خلبانی دوره های اموزش های نظامی و تخصصی را با موفقیت طی کرد.شهید طالب مهر با سپری کردن اموزش های مقدماتی پرواز در دانشکده خلبانی جهت اموزش تکمیلی پرواز به کشور امریکا اعزام شد.وی اموزش های زبان انگلیسی دوره های اموزش پرواز با هواپیماهای تی ۴۱ تی ۳۷ و تی ۳۸ را با جمع ۳۵۰ ساعت پرواز به پایان رسانیده و پس از ان به میهن عزیزمان بازگشت.با اغاز جنگ تحمیلی چندی پس از فارغ التحصیل شدن از اموزش های کابین جلو و قرار گرفتن در زمره فرماندهی گروه سوم پروازهای عملیاتی وارد کارزار دفاع مقدس شد.این شهید عزیز ۹ ماه اول جنگ را به علت خدمت در پایگاه نهم بندر عباس جز چند مورد ماموریت در پایگاه های خط مقدم بیشتر در ماموریت های گشت زنی تنگه هرمز حضور داشت.وی خرداد ماه سال ۱۳۶۰ به پایگاه ششم شکاری بوشهر منتقل شد و این گونه فرصت یافت تا عطش بی پایانش در پرواز و هجوم علیه نیروهای بعثی سیراب کند.پروازهای موثر او ظرف یک سال به حدی بود که موفق به دریافت نشان درجه ۲ فتح به عنوان خلبان شاخص نیروی هوایی شد.سرانجام در اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۱ در یک عملیات تهاجمی علیه نیروهای بعثی هواپیمایش در حوالی خرمشهر مورد اصابت پدافند دشمن قرار گرفت و به فیض شهادت نائل امد.

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

شهید سرلشگر خلبان رحیم ذوقی مقدم

 

14336849305587960223.jpg


سرلشگر خلبان شهید رحیم ذوقی مقدم در سال 1324 در بندر انزلی به دنیا امد. پس از تحصیلات اببتدایی و متوسطه ودریافت دیپلم راهی تهران شد و با ورود به نیروی هوایی به دانشکده خلبانی راه یافت.تحصیلات مقدماتی پرواز را در ایران و دوره عالی و تکمیلی را در امریکا گذراند و با دریافت وینگ خلبانی برای پرواز با هواپیمای اف 5 انتخاب شد. او پس از گذراندن دوره فوق به خلبانان شکاری پیوست و با لیاقت و شایستگی که از خود نشان داد به درجه استاد خلبانی ارتقا یافت. شهید ذوقی مقدم در دوران دفاع مقدس بارها رو در روی دشمن قرار گرفت و به نبرد با اشغالگران پرداخت و دشمن را در خاک خودش تار و مار کرد.این رشادت ها باعث شد منافقین کوردل این پرنده خوش پرواز اسمان ایران را شناسایی و در کمین وی بنشینندتا تاریخ 1361/4/21 به وسیله بمبی که داخل چرخ اصلی سمت راست هواپیمای وی کار گذاشته بودند هواپیمایش را به هنگام بلند شدن به اتش بکشند. این خلبان شجاع تا اخرین لحظه هواپیما را کنترل کرد تا از سقوط ان در رمپ پرواز جلوگیری کند و موفق شد از یک فاجعه بزرگ جلو گیری کند اما خود در این حادثه به درجه رفیع شهادت نائل امد.

منبع (کتاب شهدای نیروی هوایی(

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

09859996088889356193.jpg

 

 

چند هواپیمای آمریکایی هواپیمای امیر را احاطه می‌کنند، در تماسی با امیر می‌گویند: به خانه‌ات برگرد. امیر باصلابت و قاطعیت به آمریکایی‌ها می‌گوید: من در فضای خانه‌ام هستم، تو متجاوزی، برگرد به خانه‌ات آمریکایی.
نیم قرن پیش، خانواده‌ای مؤمن و متدین، از قبیله مرادقلی که در مبارزه با خوانین دوران ظلم و ستم‌شاهی از سیستان و بلوچستان، به‌علت خشکسالی و آزار و اذیت و زورگویی خوانین شاه معدوم به شمال ایران کوچید و در روستایی بنام حاجی کلاته شهرستان علی آبادکتول استان گلستان مسکن گزید. روزگار را با لقمه نانی حلال و طیب و طاهر و با کار در زمین‌های کشاورزی سپری می‌کرد.
به سال 1335در نخستین روز ماه شهریور پسری زاده شد. نامش را «امیر» نهادند. امیر مرادقلی فرزند میران؛ اما هیچ کس آن روز نمی‌دانست که امیر قبیله میران روزگاری از امیران قبیله خواهد شد.

 

61543094295262060312.jpg

«سرگرد خلبان شهید امیر مراد قلی» پس از طی دوران طفولیت، در زادگاه خود به مدرسه رفت و با اخذ دیپلم متوسطه در سن 19سالگی در آزمون ورودی دانشکده افسری پذیرفته شد و به تحصیل علوم و فنون نظامی پرداخت. به حسب خلاقیت‌هایش، به جهت یک دوره تکمیلی، خلبانی عازم امریکا شد. او که از یک خانواده مؤمن و متدین بود، نمازش را آنجا نیز ترک نکرد، در هنگام نماز بعضی که مسیحی بودند با حیرت به او می نگریستند، وقتی از امیر پرسیده شد، این چه نوع نیایشی است؟
گفت: من با ایستادن و تعظیم، رکوع و سجده در مقابل، خدای یکتا، خود را نیست می‌بینم و هر چه هست اوست، که خدای زمین و آسمان هاست. نوع نگاهش به جهان هستی و به پروردگار و بصیرتی محمدی که از دین اسلام داشت، مورد انتقاد رژیم ستم‌شاهی قرار گرفت، پس از بازگشت از امریکا، بعد از فراغت از تحصیل و طی دوره مقدماتی، خدمت رسمی خود را در یگان‌های نیروی زمینی آغاز کرد.

 

03728433782607998453.jpg

در سال 1356 کم‌کم وارد عرصه مبارزه با شاه معدوم شد، به همین علت تحت کنترل ساواک قرار گرفت، یک‌بار به‌طور ناگهانی به خانه‌اش می ریزند؛ اما امیر با درایتی که داشت، اعلامیه‌های حضرت امام را در جای امنی نگهداری می‌کرد، ساواکی‌ها دیگر دست از سرش بر نمی‌داشتند مرتب او را مورد آزار و اذیت قرار می‌دادند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی امیر به تمام آرزوهایش رسید و خود را وقف خدمتگزاری به اسلام و جامعه و خاک وطنش کرد. امیر عاشق آسمان بود و آرزو داشت که آخرین پروازش از عمق آسمان لایتناهی به عز قدس الهی باشد.
با آغاز جنگ تحمیلی، در«لشکر 55 هوابرد شیراز» عضو گروه تجسس(P3F) شد. در کلیه ماموریت‌های محوله حضوری فعال داشت و به درجه سرلشکری نائل شد.

 

05996123699995752163.jpg

به نقل از همرزمانش که می گویند:
روزی امیر سرلشکر خلبان «امیر مرادقلی» هنگامی که بر فراز خلیج فارس پرواز می‌کند، چند هواپیمای آمریکایی هواپیمای امیر را احاطه می‌کنند، در تماسی با امیر می‌گویند: به خانه‌ات برگرد.
امیر با صلابت و قاطعیت به آمریکایی‌ها می‌گوید: من در فضای خانه‌ام هستم، تو متجاوزی، برو به خانه‌ات که اینجا جای تو نیست.
چند بار تکرار می‌کند:
تو متجاوزی برگرد به خانه‌ات آمریکایی ... برگرد ...
امیر اهل بصیرت بود و ولایت، شرافتش، هویتش بود، هویت او مسلمان متعهد اسلامی بود، در ماموریت‌های زیادی علیه دشمن بعثی، شجاعانه جنگید و سرانجام در روز بیست‌و‌یکم بهمن ماه 1363 بر اثر سانحه هوایی در «شیراز » به شهادت رسید. آری عاقبت، امیر سرلشکر، در آخرین پروازش از عمق آسمان لایتناهی به عز قدس الهی پر کشید و رسید. و در مزار امام زاده الازمن شهرستان علی آباد کتول در استان گلستان به خاک سپرده شد .


 

72892064813240191991.jpg

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

به ياد سرلشكر خلبان امرا.. اسعدي يساقي

نام : امرا.. ( امير ) اسعدي يساقي
تاريخ تولد : 1 ارديبهشت 1330
تاريخ استخدام در نيروي هوايي : 10 دي 1349
بازگشت از امریکا و انتخاب برای پرواز با هواپیمای اف۵ و انتقال به پایگاه هوایی چهارم شکاری دزفول
تاريخ سانحه : 8 مهر 1359

 

99779531100388611959.jpg

شرح سانحه : ساعت 1 بعد از ظهر امير اسعدي به همراه سروان عباسيان ( بعد ها فرمانده پایگاه هوايي دزفول شد ) از پایگاه هوايي همدان به سمت 20كيلومتري شمال بصره و 45 كيلومتري دهلران پرواز كردند به گفته سروان عباسيان چند دقيقه قبل از سانحه صداي راديو امير قطع و وصل مي شده كه امير گفته : با توكل به خدا مي رویم جلو...
سروان عباسيان گفت : نه زمين خوردن هواپیما رو ديدم نه دود از هواپيما بلند شد هيچ چیز نديدم .
11
روز بعد از سانحه آشنايان صداي امير را از راديوي عراق شنيده اند كه زنده و سالم است . در روز هاي بعد هم 5 نفر به منزل پدر همسر ايشان تلفن كرده و اعلام نمودند كه صداي خلبان اسعدي را شنيده اند .به گفته تعدادي از خلبانان اسير كه بعد جنگ آزاد شدند چتر كلاه هلمت و كارت شناسايي خلبان اسعدي سالم ديده شده بود . در طي اين مدت نه تماسي حاصل شد و نه نامه اي دريافت كرديد .



46677697341258515841.jpg

خلبان امير اسعدي و ديگر خلباناني كه وضعيت مشابهي مانند ايشان داشتند تا سال 1383 مفقودالاثر بودند و از آن به بعد با درجه سرلشكري شهيد اعلام شدند و اين در حالي است كه بسياري از همسران و فرزندان اين عزيزان چشم به راه بازگشت اميد زندگاني خود هستند.

سركار خانم اسعدي در طي اين 27 سال با فداكاري و پاكدامني به بزرگ كردن فرشيد تنها يادگارخلبان اسعدي همت گماشته است . فرشيد هم اكنون خود پدر شده است و سعي میکند جای خالی پدر را برای مادر مهربان خود پر کند.

منبع انجمن علمی دانشجویان ایران


89962372336130538305.jpg

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

به ياد عقاب آسمان ايران سرگرد خلبان شهيد ناصر اقبال افسری

اينبار سخن از بزرگ مرديست که سمت استادی بسياری از خلبانان کنونی نيروی هوايی را بر عهده داشت. به ديگر سخن اينکه گروه زيادی از خلبانان آسمان ايران وامدار اين استاد خود هستند ولی متاسفانه امروز او را از ياد برده اند.... آيا شايسته است که هم پروازان دوستان و شاگردان ايشان او و امثال او را از خاطر ببرند ؟ به راستی يک بار ديگر اين مثال تاسف بار تداعی پيدا کرده است ؟ از دل برود... آيا اگر امروز او زنده بود يادی از هم پروازان شهيدش و خانواده آنها نمی کرد؟

 

90449343570169701371.jpg

اين زندگينامه وعکسها به همت والای سر کار خانم شاهی و توسط همسر گرامی شهيد افسری سرکار خانم محرابيان تدوين گشته اند که جا دارد ازتلاش صادقانه و حسن لطف اين دوبزرگوارتشکر فراوان داشته باشم.
ناصر اقبال افسری در 28 اردیبهشت سال 1335در خانواده ای صد در صد وطن پرست در تهران دیده به جهان گشودبعد از گذراندن دوره ی ابتدای از دبیرستان خیام تهران فارغ التحصیل شد ودر همان زمان پس از انجام ازمایشاتی در سال1355به استخدام نیروی هوایی در امددر همان زمان وی به همراه عده ای از همراهانش برای گذراندندوره ی خلبانی ودریافت وین خلبانی عازم ایالات متحده امریکا شد.با ورود امام خمینی رحمته الله علیه با تمام وجود موقعیتهایی که در ان کشور داشت کشور را ترک گفت وبا تمام امیال ارزو هایش به سوی معشوق شتافت وی معتقد بود امام خمینی رحمته الله علیه یک شخصیت بزرگ بود که تاریخ جهان را به لرزه انداخت وهمین اعتقاد راسخ باعث شد ان بهشت برین امریکایی ها را برای خودشان باقی بگذارد و به ایران بهشت واقعی بازگردد

 

05981349361644446035.jpg

شهید بزرگوار ناصر اقبال افسری علاوه بر گواهینامه های جنگده از جمله اف 4 وکلیه ی هواپیما های شکاری که در امریکا کسب نموده بود گواهینامه ی c130 را در ایران اخذ کرد ودر گردان 12 ترابری شروع بکار کرد باشروع جنگ تحمیلی با انکه تأهل اختیار کرده بود دختری در راه داشت خانه وخانواده را ترک گفت تا برای سر بلندی کشور ایران که سر پناه هر ایرانی هست با یا بوهای عراقی که به خاک پاک مقدس ایران حمله ور شده بودند درگیر شود وکلا درگیر جنگ شده بود وی در اکثریت عملیاتها از جمله فاو بیت المقدس والفجر 1تا 8 وچندی دیگر به عنوان پشتیبان نیروی زمینی حضور به عمل رساند شاید به جرات گفت عشق به مردم وخاکش انچنان ریشه در وجود نازنینش دوانیده بود که خانواده ی خودش ومسئولیت به ان را فراموش کرده بود او اندیشه می کردکه به مردم وخاک وطنش بدهکار است او در زمان جنگ از بزرگترین سرمایه ی زندگی اش که خانواده خود گذشت و به جرات می توان لقب ایثار گر را به او داد بعد از پایان جنگ هم در سمت شغل استاد خلبانی در پایگاه قلعه مرغی تهران مشغول به کار شدو در نهایت حین انجام وظیفه ودر شغل زیبای اموزگاری در منطقه ساوه تهران در اثر سانحه ی هوایی به شهادت رسید ازدل پر دردم بگویم که با رفتن او تمام ارزوهایم هستی ام به زیر خرمنها خاک رفت .
البته این موضوع باعث خوشحالی ام میشود چون می دانستم شوهرم در راهی رفته بود که هما ن راه اعتقادش بود هیچ چیز برای یک افسر نظامی با ارزش تر از اعتقادش نیست به او افتخار می کنم که انقدر فداکارانه جنگید تا همنوعانش اسایش خود را همواره در کف گیرند اما این سوال همیشه برای من مطرح بوده که ایا حق شهدای ما که اسوده ارمیده اند به راستی ادا شده صد افسوس که او رفت ومن دردهای بی امانی رابه جان خریدم من احساس میکنم نه تنها همسر من بلکه تمامی ایثار گران به باد فراموشی سپرده شده اند ولی بسیار خوشحال هستم که هنور در ایران درایران من جوانانی یافت میشوند غیرت شعور در رگهایشان جاری هست از شما سپاسگذارم که تلاش میکنید که نام شهدا که فداکارانه جان خود را در کف گرفته وبدون هیچ توقعی همیشه در صحنه ی جنگ حضور داشتن را زنده نگه دارید واین کار شاید التیامی باشد بر دلهای خسته وشکسته ی خانوده هایشان .

باتشکر فراوان ازهمسر سرگرد خلبان
شهید ناصر اقبال افسری

به نقل از سایت علمی دانشجویان ایران

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

خلبان شهید قادر اسدی

خلبان شهید قادر اسدی پانزدهم شهریور 1350 در روستای هریس از توابع اهر دیده به جهان گشود. وی دوران کودکی و نوجوانی خود را به دلیل از دست دادن مادر در سایه پدر وخواهران دلسوز و مهربانش گذراند. وی در سال 1370 وارد دانشکده خلبانی شدو پس از طی مراحل اموزش پرواز با هواپیمای بونانزا و pc7 و اف 5 فارغ التحصیل و نشان خلبانی دریافت کرد وبه جمع عقابان تیز پرواز ارتش پیوست. شهید اسدی در دوران خدمت صادقانه خود در پایگاه های اصفهان شیراز تبریز ودزفول در زمره خلبانان نمونه نیروی هوایی بود وی در سال 1387 به عنوان قهرمان قهرمانان top gun مسابفات تیراندازی هوا به زمین و بهترین خلبان نیروی هوایی شناخته شد و سرانجام در تاریخ 1388/4/3 در حین انجام رزمایش نورولایت در منطقه چابهار به شهادت رسید.

 

 

16882468390262079093.jpg

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

زندگینامه: شهید خالد حیدری

 

خالد حیدری که از او با عنوان نخستین شهید خلبان دوران دفاع مقدس یاد می‌شود، در سال 1329 در روستای قلقله از توابع شهرستان مهاباد چشم به جهان گشود.

وی علاقه خاصی به ادبیات و شعر داشت و در نقاشی سیاه قلم و خوشنویسی به حدی تبحر داشت که آثار ماندگاری از خود در این زمینه به یادگار گذاشته است.

 

43008842911100399417.jpg

 

صالحی در سال 1350 برای گذراندن دوره مقدس سربازی در نیروی هوایی مشغول به خدمت شد.

 

پس از سپری کردن دوره خدمت سربازی در آزمون ورودی دانشکده خلبانی شرکت کرد و با قبولی در این آزمون به نیروی هوایی و دانشکده خلبانی وارد شد.

 

خالد حیدری پس از طی دوره یک ساله مقدماتی در ایران سال 1353 جهت فراگرفتن دوره‌های تکمیلی به مدت دو سال به امریکا اعزام شد.

 

وی پس از آموزش پرواز با هواپیماهای تی 37 و تی 38 و اف 4 به عنوان خلبان شکاری به ایران بازگشت و پس از 6 ماه حضور در پایگاه یکم شکاری در سال 1356 به پایگاه سوم شکاری منتقل شد.

 

خالد حیدری با آغاز جنگ تحمیلی همگام با سایر خلبانان شجاع به پاسداری از آسمان میهن خویش پرداخت.

 

وی سرانجام در ساعت ۵ عصر روز 31 شهریور سال 1359 در عملیاتی معروف به "انتقام" در حالی که به همراه تیم آلفارد از پایگاه سوم شکاری مامور بمباران پایگاه هوایی کوت در استان میسان عراق بود هواپیمایش مورد اصابت یک فروند موشک سام قرار گرفت و در رودخانه دجله سقوط کرد و به همراه کمکش محمد صالحی به شهادت رسید.

 

پس از سال‌ها در جریان لایروبی رودخانه دجله لاشه هواپیمای شهید حیدری به دست آمد.

 

خالد حیدری به عنوان اولین شهید برون‌مرزی نیروی هوایی در دوران دفاع مقدس و نیز شهید وحدت در استان آذربایجان‌غربی شناخته می‌شود.

 

تندیس خلبان شهید خالد حیدری، نخستین خلبان شهید نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در کنار ماکت هواپیمای آن شهید بزرگوار، در ورودی مهاباد - ارومیه نصب شده است.

 

فیلم سینمایی آلفارد روایت زندگی و نحوه شهادت خالد حیدری و محمد صالحی است که توسط هوشنگ میرزایی به تصویر کشیده شده است.

 

91832446419864568783.jpg

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

زندگینامه: شهید محمد صالحی

 

43631811922245025227.jpg

 

نخستین خلبان شهید برون مرزی نیروی هوایی ارتش امیر سرلشکر شهید «محمد صالحی» به سال 1328 در تهران متولد شد

 

02261311821183817231.jpg

 

در خانواده 4 پسر و یک دختر به دنیا آمدند که محمد آخرین فرزند خانواده است. او یک بار در دوران کودکی مریض می‌شود و مادرش نذر می‌کند که اگر شفا گرفت، اسم دیگر او را «عباس» صدا بزند و بعد از شفای او، همین کار را انجام می‌دهد.

 

به گفته خانواده‌اش، «محمد» خیلی باهوش بوده و در سال 1346 در رشته پزشکی پذیرفته می‌شود اما به دلیل علاقه‌ای که به پرواز داشت، به نیروی هوایی ارتش رفت؛ او دوره آموزش اولیه را در ایران سپری کرده و برای تکمیل دوره تخصصی پرواز به آمریکا اعزام شد.

 

وی در سال 1354 با «ناهید حسن‌علی» ازدواج کرد و تنها فرزندش به نام «پانته‌آ» در سال 1356 به دنیا آمد؛ وقتی که حضرت امام(ره) در بهمن 1357 وارد ایران شدند، محمد جزو نخستین افراد نظامی‌ بود که به دیدار ایشان رفت؛ وی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در پایگاه هوایی شهید نوژه و به ویژه افشای جریان کودتای نقاب که همان ابتدای انقلاب در پایگاه هوایی همدان (شهید نوژه) طراحی شد، نقش مهمی ایفا کرد.

 

63293700401311487483.jpg

 

صالحی علیرغم اینکه در رشته پزشکی پذیرفته شده بود، به دلیل شوق پرواز، به جرگه تیزپروازان نیروی هوایی ارتش پیوست. پس از طی دوره آموزشی مقدماتی، برای گذراندن دوره تکمیلی به آمریکا سفر کرد و با موفقیت به کشور بازگشت.

 

وی در 31 شهریور سال 1359 تنها دو ساعت پس از حمله ناجوانمردانه رژیم بعث به ایران تصمیم گرفت اولین پاسخ کوبنده را به دشمن بدهد.

 

محمد صالحی به همراه خالد حیدری به عنوان خلبانان جنگنده اف - 4 از پایگاه شهید نوژه همدان در قالب گروه آلفارد به پایگاه "شعبیه" و "کوت" عراق حمله ور شدند و اولین پاسخ کوبنده را به دشمن بعثی دادند.

 

پس از انهدام این پایگاه‌ها، هنگام بازگشت به خاک کشور هواپیمای جنگنده دچار سانحه شد و خلبان قهرمان به همراه کابین عقب خود خالد حیدری شهد شیرین شهادت را نوشیدند و بدین ترتیب نام خود را به عنوان نخستین خلبانان شهید در عملیات برون مرزی در دوران دفاع مقدس به ثبت رساندند.

 

هواپیمای آنها پس از اصابت یک فروند موشک سام در رودخانه دجله سقوط کرد و سال‌ها بعد در جریان لایروبی رودخانه دجله لاشه هواپیمای آنها به دست آمد.

 

پیکر سرلشکر خلبان شهید محمد صالحی آبان ماه سال 1391، پس از 32 سال به میهن اسلامی بازگشت.

 

71717085726350690879.jpg

 

 

همسر این شهید در بخشی از خاطراتش گفته است: «ظهر روز 31 شهریور 59 بود؛ همسرم به خانه آمده بود تا غذا بخوریم؛ با توجه به حمله هواپیماهای بعث عراق، صدای انفجار در فضا پیچید. محمد به سرعت آماده شد تا برود؛ متوجه شدم که برای چه می‌رود؛ در منزل را بستم؛ به او التماس کردم؛ به پاهایش افتادم که نرود؛ اما محمد گفت: من برای دفاع از مملکتم آموزش دیدم؛ الآن زمانی هست که من باید بروم برای دفاع از مملکت؛ نابود کردن بعثی‌ها برای ما فقط 10 دقیقه زمان می‌برد؛ او رفت و 32 سال از او بی‌خبر هستیم».

 

فیلم سینمایی آلفارد روایت زندگی و نحوه شهادت خالد حیدری و محمد صالحی است که توسط هوشنگ میرزایی به تصویر کشیده شده است.

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
 شهید غلامحسین افشین آذر

 

غلامحسین افشین آذر بهمن سال ۱۳۲۶ در شهر تهران و در یک خانواده متوسط و پرجمعیت به دنیا آمد.

وی از همان کودکی به تحصیل اشتیاق فراوان داشت ولی به علت شرایط مالی خانواده مجبور بود در کنار درس کار هم بکند.

 

35509976176220819542.jpg

 

افشین آذر پس از اتمام تحصیلات متوسطه با نمرات بالا و همچنین به علت علاقه به رشته خلبانی وارد دانشکده افسری شد.

 

سپس برای تکمیل تحصیلات به آمریکا رفت و گواهینامه پرواز با هواپیماهای مختلف از جمله جنگنده اف 5 را اخذ کرد.

 

غلامحسین افشین آذر پس از دو سال به ایران بازگشت و در پایگاه‌های مختلف نیروی هوایی خصوصا پایگاه دوم شکاری تبریز مشغول به خدمت شد و چندی بعد به درجه استاد خلبانی و فرماندهی گردان 23 تبریز نائل آمد.

 

وی اوایل سال 1356 ازدواج کرد که ماحصل آن دو فرزند پسر و دختر می‌باشد که بعدها هر دو وفق به کسب مدرک پزشکی شدند.

 

ویژگی‌های اخلاقی غلامحسن افشین آذر:

 

بسیار به وظیفه و حرفه خود متعهد بود و انجام مسئولیت آن هم به نحو احسن از هر کاری برایشان ارجحیت داشت. وی در عین حال بسیار شوخ طبع، مهربان، فروتن و خانواده دوست بود.

 

این خلبان سرافراز پس از انقلاب اسلامی و با آغاز جنگ تحمیلی همراه با دیگر دوستان غیورش به قصد دفاع از خاک میهن در مقابل دشمن ایستاد تا دین خود را به میهن و ملت ادا کند.

 

09539890046272012261.jpg

 

سرانجام سرلشکر خلبان غلامحسین افشین آذر اول مهر سال 1359 در حین عملیات 140 فروندی (کمان 99) پس از انجام ماموریت و پیاده کردن اهداف با موفقیت کامل، هواپیمای وی هنگام بازگشت نزدیک موصل در خاک عراق سقوط کرد و وی مفقودالاثر شد.

 

سرانجام پس از آن سالها چشم انتظاری در سال 1381 بقایای پیکر پاک شهید سرلشکر خلبان غلامحسین افشین آذر به میهن بازگردانده شد و در گلزار شهدای بهشت زهرا (س) تهران آرام گرفت.

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

9f87f946fa30.jpg

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now
Sign in to follow this  
Followers 0