Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

جملاتی تامل برانگیز درباره شهدا ارتش جمهوری اسلامی ایران

تا حالا فکر کردی داستان کدوم شهید جذابتره یا آدم رو بیشتر متحول میکنه؟؟
بد نیست یه دور لیست پایین رو ببینی
گاهی واقعا انتخاب سخته مگه نه ....؟

شهیدی که مقام معظم رهبری پشت سر او نماز خواند و به او اقتدا کرد.
(شهید خلبان علی اکبر قربان شیرودی)

شهیدی که خلبانان عراقی در محل شهادتش در بغداد به احترام او یک دقیقه سکوت کردند.
(شهید خلبان عباس دوران)

شهیدی که وصیت نامه ی او را مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه قرائت نمود.
(شهید سروان مسعود آشوری)

فرمانده ای که در 4 عملیات بیش از 10 هزار کیلومتر مربع از خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران را آزاد نمود .
(شهید سپهبد علی صیاد شیرازی)

شهیدی که مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه نحوه شهادتش را شرح داد.
(شهید سرهنگ ایرج نصرت زاد)

شهیدی که قرآن را با دست نوشت و با ختم نوشتن قرآن شهید شد.
(شهید سرهنگ شریف اشراف)

شهیدی که پیام داد«به امام و مادرم بگویید که شیاه کوه لرزید اما انشایی نلرزید» و شهید شد
(شهید ستوانیکم وظیفه عبدالحمید انشایی)

شهیدی که در حال پیکار با دشمن درونی و بیرونی خویش بود
( شهید سپهبد علی صیاد شیرازی )

شهیدی که اسیر شد و در حال مقاومت به شهادت رسید و لبخند شادی به لبانش نشست
(شهید سرباز محمدرضا صادقی)

شهید آزاده ای که بیشترین مدت اسارت را تحمل کرد
(شهید خلبان حسین لشگری)

شهیدی که در پایان جنگ نارنجک به خود بست و زیر تانک دشمن رفت
(شهید سرباز یوسف حیدری)

اولین شهید ترور بعد از انقلاب
(شهیدسپهبدسیدمحمد ولی قرنی)

فرمانده شهیدی که ناو جنگی خود را تا آخرین نفس رها نکرد و به شهادت رسید
(فرمانده ناوچه پیکان ناخدا محمد ابراهیم همتی)

شهیدی که خبر از شهادت خودش داد و گفت مفقود الاثر می شوم
(فرمانده گردان شهادت ل 92 شهید ستوان غلامرضا طرق)

شهیدی که گزارش پر صلابتی از مقاومت رزمندگان در چزابه را به امام خمینی(ره) داد
(شهید سرهنگ غلامرضا مخبری)

شهیدی که بخاطر برپایی نماز در اسارت ضد انقلاب به شهادت رسید.
(شهید خلبان حسین قاسمی)

مسیحی که مسلمان شد و بلافاصله به شهادت رسید.
(وازگن آوسیان یا مهدی محمدی)

شهیدی که مالک اشتر نیروهای مسلح بود.
(شهیدسپهبد علی صیاد شیرازی)

جانباز قطع نخاعی که 24 سال دمر خوابیدن را بدون ذره ای ناراحتی تحمل کرد و به شهادت رسید.
(شهید سرباز رمضان روحی)

شهیدی که دستش در عملیات رمضان قطع شده و آن را در جیبش قرار داده بود تا سرباز ها متوجه نشوند
(شهید زارعیان)

شهیدی که گفت ایران کشور پهناوری است اما برای عقب نشینی من جایی ندارد
(شهید سرتیپ امیری)

شهیدی که حج نرفت اما روز عید قربان به شهادت رسید
(شهید خلبان عباس بابایی)

فرمانده ای که برای معالجه و ملاقات و مراسم دفن و ختم دخترش ازمنطقه عملیات بیت المقدس خارج نشد و بعد به شهادت رسید.
(شهیدسرلشگرمسعودمنفرد نیاکی)

آیا می دانید اولین فرمانده نیرویی که به شهادت رسید (شهیدسرلشکر خلبان جواد فکوری) فرمانده نیروی هوایی ارتش بود؟

آیا می دانید اولین وزیر دفاع که به شهادت رسید (شهید سرلشگر سید موسی نامجو )بود؟

آخرین صاحب منصب نظامی که با ترور شهید شد
(شهید سپهبد علی صیاد شیرازی)

فرمانده ای که به چریک پیر معروف بود
(شهید سرلشکر حسن آبشناسان)

خلبانی که به شکارچی ناوهای اوزا و قهرمان جنگ های دریایی با عراق معروف بود.
(شهیدخلبان حسین خلعتبری)

خلبانی که وصیت کرد که اگر ذره ای از خاک وطنم، به پوتین سرباز دشمن چسبیده باشد، آن را با خونم بشوئید.
(شهید خلبان حسین خلعتبری)

خلبانی که آسمان جنگ را به تسخیر خود در آورد.
(شهید خلبان سید علیرضا یاسینی)

خلبانی که کابوسی برای نیروهای عراقی تبدیل شده بود.
(شهیدخلبان سیدعلیرضا یاسینی)

خلبانی که ثواب بودن در جبهه را از رفتن به حج بیشتر می دانست
(شهیدخلبان عباس بابایی )

خلبانی که در یک روز بیش از 7 بار به عمق خاک دشمن رفت
(شهیدخلبان مصطفی اردستانی)

خلبانی که با بیش از 400 پرواز برون مرزی بر فراز خاک دشمن و بیش از 1800 ساعت پرواز یکی از قهرمانان جنگ به حساب می آید.
(شهیدخلبان مصطفی اردستانی)

شهیدی که نقش بسزایی در نزدیکی ارتش و سپاه داشت
(شهیدسپهبدعلی صیادشیرازی)

شهیدی که نابغه نیروی هوایی بود.
(شهید سرلشکر منصور ستاری)

شهیدکه باحفظ سمت فرمانده نیروی هوایی ارتش، وزیر دفاع هم بود.
(شهیدخلبان سرلشکرجوادفکوری)

شهیدی که گریه های نماز شبش لرزه به اتاق می انداخت
(شهیدسرلشکرسید موسی نامجو)


حسنعلی ابراهیمی سعید

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

ترجمه کلمه شهید در فرهنگ‌های مختلف

 

 

 

در فرهنگ‌های مختلف نمی‌توان کلمه شهید را ترجمه کرد بلکه باید تفسیر کرد. شاید دیده باشید که حیوانات برای دفاع از فرزندان خود، جانشان را از دست بدهند ولی تفاوت انسان‌ها به‌عنوان اشرف مخلوقات با سایر موجودات این است که انسان این فداکاری را علاوه بر فرزندان و جامعه ، برای معنویات و اعتقاداتش هم انجام می‌دهد.
شهید و شهادت در فرهنگ‌های مختلف معانی معتقدی دارد ولی در تمامی موارد کسی که به مقام شهادت می‌رسد محترم شمرده می‌شود و دارای مقامی خاص است.
کلمه شهادت در زبان انگلیسی " martyr " هست که توضیح ترجمه گوگل برای آن " شخصی است که برای ایمان و اعتقادش کشته می‌شود ".
در دیکشنری آکسفورد چنین ترجمه ‌شده است که " فردی که به دلیل اعتقادات مذهبی یا سیاسی خود خیلی در رنج و عذاب است و یا کشته می‌شود ". البته دیکشنری یک ترجمه تخصصی و یا ترجمه مقاله ای از کلمات ارائه می دهد. در ادامه ترجمه کلمه شهید را از مذاهب مختلف بررسی می کنیم.
ترجمه کلمه شهادت در زبان یونانی
ترجمه کلمه شهید در زبان یونانی " μάρτυς " است. در فرهنگ یونانی، شهید کسی است که برای رد ، انکار و یا طرفداری از یک ادعا مورد آزار و اذیت قرار گیرد و به دلیل امتناع از خواسته یک ستمگر، مجازات و یا شهید می‌شود. در اصل این کلمه برای افرادی که برای اعتقادات دینی خود زندانی‌شده و یا برای حمایت از یک مشی سیاسی کشته می‌شوند به‌کاربرده می‌شده است. آنان سقراط را شهید راه فلسفه می‌نامند.
شهادت در دین یهودیت
در دین یهودیت شهادت برابر تقوا و مقاومت در برابر شیطان، ترجمه و تفسیر شده است. به‌عنوان نمونه می‌توان به شهادت حضرت زکریا در عهد قدیم نام برد.
شهادت در دین مسیح
کلمه شهادت در دین مسیح برای اولین بار برای حضرت مسیح و توسط حواریون به‌کاربرده شد. کلمه شهید در دین
مسیحیت سه گونه ترجمه و تفسیر شده است:
 

  • افرادی که مرگ داوطلبانه را بر زندگی دنیوی و ترک اعتقاداتشان ترجیح می‌دهند و در این راه کشته می‌شوند.
  • افرادی که بر ایمان و اعتقادشان پایبند هستند ولی در این راه کشته نمی‌شوند.
  • افرادی که درراه ایمان و اعتقادشان کشته می‌شوند ولی کشته شدن آن‌ها از روی فداکاری و آگاهانه نبوده است.


شهادت در آیین سیک
در آیین سیک، شهادت از زبان عربی گرفته‌شده و به کسی گفته می‌شود که برای اعتقاداتش کشته شود. در این آیین، شهادت آخرین راه‌حل است.
مفهوم شهادت در کشور چین
به‌طورکلی مفهوم شهادت در کشور چین توسط حزب تونگمنگویی و حزب کوئین مینگ در جریان انقلاب شین‌های، اکسپدیشن شمالی و جنگ دوم چین و ژاپن توسعه یافت. استدلال انقلابیون چینی این بود که "ما باید بمیریم، پس بگذاریم شجاعانه بمیریم". این افراد قبل از این که کشته شوند نامه خداحافظی برای خانواده‌شان می‌نوشتند و از مرگ خود اطمینان داشتند.
شهادت در اسلام
در اسلام شهید کسی است که در راه خدا کشته می‌شود. این راه می‌تواند میدان نبرد باشد و یا صحنه سیاسی و یا هر جای دیگر باشد. در دین اسلام به کسی که در میدان نبرد مجروح شود ولی بر اساس جراحت ناشی از آن، از دنیا نرود؛ شهید خوانده نمی‌شود.
در کشور فلسطین، ستاره‌های ورزشی یا حرفه‌ای برای جوانان به‌اندازه شهدای آنان مورداحترام نیستند. آنان برای شهدا احترام خاصی قائل هستند و از آنان به‌عنوان قهرمان یاد می‌شود و کارت‌های تجاری ، تقویم‌ها، پوسترها، نقاشی‌های دیواری، آهنگ‌ها و جشن‌هایی برای آن‌ها و به‌افتخار آن‌ها اختصاص داده می‌شود.
در کشور ما هم، بعد از انقلاب اسلامی ایران شهید معنای گسترده‌تری پیدا کرد و به کسی که در مبارزه با قاچاقچیان و اشرار از دنیا برود نیز شهید گفته می‌شود.
در ترجمه تخصصی نباید نگاهی سطحی به نوشته داشت و درصورتی‌که یک مترجم با فرهنگ و آداب‌ورسوم یک منطقه آشنایی نداشته باشید چه‌بسا ترجمه نتواند دین خود را ادا کند و خواننده را به‌اشتباه بیندازد. بایستی برای ترجمه کلمه شهادت به فرهنگ‌ها توجه ویژه کرد تا بتوان منظور نویسنده را به‌درستی منتقل کرد.
منبع؛ ترجمه تخصصی ایرانیان

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

درود و عرض ادب استاد 

 

پست اخر خیلی جذاب بود

 

همیشه دوست داشتم ببینم توی فرهنگ های دیگه هم شهادت معنی میده یا نه ، فکر نمیکردم سیک ها و چینی ها هم داشته باشند 

2

Share this post


Link to post
Share on other sites

از ما کهنه سربازان ، برای نسلهای آینده❗ :

▪و اگر دوباره جنگی  آمد،
و تو را دعوت به نبرد کردند،
میدانی چه بگویی؟ 

آری از قول ما کهنه سربازها بگو؛ 
به خدا ما دنبال جنگ نرفته بودیم.
او آمد بی‌هیچ استدالی و منطقی، 
ماابتدا می‌جنگیدیم که کشته نشویم، اما بعد جنگ یادمان داد بکشیم تا کشته نشویم، 

عده‌ای از ما رنگ رزمندگی گرفتند وعده‌ای هم ،رنگ رزمندگی به خود پاشیدند،
تعدادی جبهه نیامده راوی جنگ شدند! 
وعده‌ای شهید شدند تا آینده زنده بماند!
اما نه آینده‌ای به این شکل!!

▪راستی ما باید چه می‌کردیم؟
عده‌ای آمده بودند تا آدم حسابی شوند، عده‌ای آمدند تا بی‌پیکر شوند.
و عده‌ای نیز پیکر تراش! 
در جبهه حس عاشقی و معشوقی جریان داشت.و ما جز جنگیدن چاره‌ای نداشتیم!     
آیا میتوانستیم دفاع از کشور ومردم را رها کنیم و گورمان راگم می‌کردیم و برمی‌گشتیم شهرهایمان !؟
و دزد غافله‌ی نفت می‌شدیم؟
یا دزد دکل ساخته نشده اما فایناس شده با دلار نفت در عالم تحریمی آلوده؟

▪ما هم ، آینده را برای خود ترسیم کرده بودیم، اما جنگ۸ سال نزدیکتر از آینده بود، 
جان عزیز بود ولی پای عشق هم در کار بود، 
در جبهه ها رقص مستانه‌ی شهدا غوغامی‌کرد و ما چه باید میکردیم؟
آیا نباید یوسف می‌شدیم؟وبر روی مین !!میرقصیدیم؟ 
و میخانه‌ی فکه را رونق می‌دادیم؟                 ودروازه‌‌ی خرمشهر را آذین نمی‌کردیم؟

▪باور کنید ای نسل‌های بعد،        
ما جوانِ جوان رفتیم، پیرِ پیر برگشتیم! 
حال شما بگوئید ماچه بایدمیکردیم؟
می‌گریختیم که کوفی مسلک شویم؟
که اعتقاداتمان به نرخ دلار و سکه حراج نشود؟
که نام لشکرمان را بر پیشانی بانکی رباخوار ننویسند؟
ما باید چه خاکی بر سرمان می‌کردیم که امروز سرکوفت نشنویم!؟

▪بله نسل‌های آینده قرارمان این نبود
راستی اگر دوباره جنگی آمد و شما را دعوت به جنگ کردند!!
از قول ما بگوئید: رزمندگان ، به بعدازجنگ هم بیاندیشید! 
وقتی ارزش‌ها را در خاکریزها جا گذاشتیم و ارزشهاعوض شد، عوضی‌ها ارزشمند شدند!

▪امروز خوب بنگرید ،چگونه ما را غریبه می‌پندارند! 
باور کنید، 
آنروزها ماقطار قطار میرفتیم..واگن واگن بر می گشتیم، 
راست قامت میرفتیم، کمر خمیده برمی گشتیم، 
دسته دسته می رفتیم و تنهای تنها برمی گشتیم!
بی‌هیچ استقبال و جشن و سروری،
فقط آغوش گرم مادری چشم انتظار.
و دیگر هیچ.......!
اما ایستادیم....

▪شاید به پرسید پس ما چه مرگمان بود؟ 
باور کنید ما هم دل داشتیم،
فرزند و عیال و خانمان ‌داشتیم، 
اما
با دل رفتیم، بی‌دل برگشتیم، 
با یار رفتیم با بار بر گشتیم، 
با پا رفتیم با عصا بر گشتیم، 
باعزم رفتیم با زخم برگشتیم، 
پر شور رفتیم، با شعور برگشتیم! 
ما اکنون پریشانیم، اما پشیمان نیستیم! ما همان کهنه سربازان پیاده‌ایم که سواری !! نیاموخته‌ایم!
ما به وسوسه‌ی قدرت نرفته بودیم!!

▪می‌دانید تعداد ما در ۸ سال جنگ چند نفر بود؟
۳/۵ درصد از جمعیت ایران! 
اما مردانگي را تنها نگذاشتیم،
ماغارت! را آموزش ندیده بودیم، 
رفتیم و غیرت را تجربه کردیم. 
اکنون نیز فریاد می‌زنیم که اینان از ما نیستند، این حرامیان غافله‌ی اختلاس!!
 از ما نیستند.
گرگانی که صد پیراهن یوسف رادریده‌اند، 
باورکنید این خرافات خوارج‌‌‌پسند، وصله ی مرام ما نیست، ما نه اسب امام زمان دیدیم، نه بی ذکر حسین جنگیدیم.
لیکن ما استخوان در ‌گلو، از امروز شرمنده‌ایم،
با صورتی سرخ ودستانی که در فکه جا مانده است!

▪اکنون شما بگوئید ما اگر نمی‌رفتیم چه باید می‌کردیم با دشمنی که به امتداد قادسیه آمده برای هلاک مردم و میهنمان ایران؟!
ما را بهتر قضاوت داشته باشید؛ جز اندکی از ما که آلوده شدند و شرافت خود را فروختند.

 هدیه به ارواح مقدس شهیدان صلوات

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

تا حالا سگ دنبالت کرده ؟

نکرده؟

خب خداروشکر که تجربشو نداری...

اما بزار برات بگم...

وقتی سگ دنبالت میکنه...

مخصوصا اگه شکاری باشه...

خیلیا میگن نباید فرار کنی ازش ...

اما نمیشه... یه ترسی ورت میداره ک فقط باید بدویی...

امـا...خدا واست نیاره اگه پات درد کنه...

یا یه جا گیر کنی.....

کربلای_چهار بود...

وقتی ... مجبور شدیم عقب نشینی کنیم...نتونستیم زخمیا رو بیاریم...

بچه های زخمیه غواص تو نیزارهای ام_الرصاص جاموندن...

چون نه زمان داشتیم و نه شرایط نیزار ها نمیذاشت برشونگردونیم...

هنوز خیلی دور نشده بودیم از نیزارا که یهو صدای ناله ی زخمیا بلند و بلند تر شد...

آخ ...

نمیدونم چنتا بودن...

سگای_شکاری ...

ریخته بودن تو نیزار...

بعثیا به سگ های شکاریشون یه چیزی تزریق کرده بودن که سگا رو هار کرده بود ...

هنوز صدای ناله های بچه ها تو گوشمه...

زنده زنده رفیقامو که دیگه پای فرار کردن نداشتن رو داشتن تیکه تیکـ ..

کاری از دست ما بر نمیومد ...

2

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now