Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

خدا کنه دروغ باشه :احتمال ادغام نیروهای هوایی ارتش و سپاه

این روزها از دفتر رهبر جمهوری اسلامی مدام اخبار دیدارهای نظامی می رسد .

روزهای گذشته خبر رسیده بود که در دفتر رهبری دیداری در مورد بحث فساد مالی و پولی در میان فرماندهان سپاه و شرکت های وابسته به سپاه و ضرورت پالایش سپاه و همچنین تکثر نیروی قدس سپاه در جمیع نیروهای سپاه و جانشینی قاسم سلیمانی مطرح بوده در همین جلسات و بر مبنای گزارشی که سرلشگر باقری قبلا به رهبر بعنوان فرمانده کل قوا داده و در جلسات نیز مطرح شده چاره اندیشی برای اعتبار از دست رفته سپاه در جامعه بوده است.

اکنون خبر می رسد که نیروی هوا فضای سپاه و نیروی هوایی ارتش دستخوش تغییر و تحولات جدی است .

گفته می شود احتمال یکپارچگی این دو نیرو نیز می رود .

نیروی هوایی ارتش اگر چه یکی از قدرتمندترین نیروهای هوایی منطقه است اما تجهیزات و جنگنده های آنها عمدتا بر اساس هواپیماهای پیش از انقلاب است .

گفته می شود به غیر از سری هواپیماهای فانتوم که اساس نیروی هوایی ارتش است مابقی اسکادرانهای هوایی نیروی هوایی ارتش همچون میگ ۲۹ و میراژها به نیروی هوایی سپاه منتقل شده است .

همچنین در تبریز (پایگاه هوایی شکاری دوم ) وهمچنین در همدان (پایگاه سوم شکاری) سپاه و ارتش قرارگاه های هوایی مشترک تشکیل خواهند داد .

اخبار تقویت و تجدید بنای نیروهای مسلح و تغییرات اساسی در بدنه ارتش و سپاه در حالی این روزها به گوش می رسد که زمزمه های جنگ ایران و اسرائیل مدام به گوش می رسد و فرماندهان عالی دو کشور مدام برای یکدیگر خط و نشان می کشند.

امروز در حالی که بعضی رسانه‌های ایران کشته شدن نیروهای ایرانی در حملات موشکی به چند پایگاه نظامی در سوریه را رد کرده‌اند، دیده‌بان حقوق بشر سوریه از کشته‌شدن دست‌کم ۱۸ نیروی سپاه پاسداران در این حملات خبر داده است.

این حملات موشکی ساعت ده و نیم شب یکشنبه ۲۹ آوریل (۹ اردیبهشت) پایگاه‌هایی در استان‌های حما و حلب در شمال غرب سوریه را هدف قرار داد.

رسانه‌های دولتی سوریه این حملات را "تجاوز جدید دشمن" به مواضع نظامی سوریه خواندند اما اعلام نکردند که منظور از دشمن کیست.هواداران دولت سوریه، بعضی منابع ایرانی و برخی رسانه‌ها، اسرائیل را مسئول این حملات موشکی دانسته‌اند اما اسرائیل مانند همیشه واکنشی به این گزارش‌ها نشان نداده است.

به گزارش دیدبان حقوق بشر سوریه مستقر در بریتانیا دست کم ۲۶ نفر در این حملات جان خود را از دست داده‌اند. بعضی رسانه‌ها و خبرنگاران شمار کشته‌ها را بیش از ۳۰ نفر گزارش‌ کرده‌اند.

یک منبع مخالفان به خبرگزاری رویترز گفته یکی از نقاطی که هدف قرار گرفت از پایگاه های ارتش موسوم به "تیپ ۴۷" در نزدیکی شهر حما بود که عمدتا به عنوان یک مرکز جذب نیرو توسط شبه نظامیان شیعه مورد حمایت ایران شناخته می‌شود که در کنار نیروهای بشار اسد رئیس جمهور این کشور می جنگند.

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

درود اگر صلاح میدانید و در صورت امکان منبع خبر را معرفی بنمایید با تشکر.

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

من هرچه گشتم ماخذی برای مطلب فوق نیافتم

 

استاد گرامی لطفآ منبع را اعلام کنید که حداقل من در وب خودم استفاده کنم

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

البته این داستان از قبل بوده اما فکر نمی کنم به این زودی و در شرایط سخت امروز این کار را بکنند

 

 

 

 

 

مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا از مواضع هاشمی رفسنجانی مبنی بر ادغام سپاه و ارتش سخن گفت که در دوران دفاع مقدس مطرح شده بود.


سردار سرلشکر سیدیحیی رحیم صفوی فرمانده پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا در آستانه سالگرد عروج ملکوتی حضرت امام خمینی و آغاز رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای گفت‌وگویی با نشریه «پاسدار اسلام»، داشته است که گزیده آن را در ادامه بخوانید:

 

  • {اولین دیدار با آقا بعد از انقلاب} در جنگ کردستان و آزادسازی سنندج در اردیبهشت ماه سال 59 که اینجانب فرمانده عملیات سپاه کردستان بودم به اتفاق شهید بزرگوار سپهبد صیاد شیرازی «رحمت‌الله‌علیه» دو مرتبه در تهران به ملاقات حضرت آقا رفتیم که یکی از آنها در ستاد مشترکِ آنزمانِ ارتش جمهوری اسلامی بود که حضرت آقا در آنجا حضور داشتند و جناب سرهنگ سلیمی هم همراه ایشان بودند.

 

  • در دوران جنگ، در شورای عالی دفاع نیز خدمت ایشان می رسیدیم. اوایل سال 60 بود و من با مسئولیت فرماندهی عملیات سپاه در جنوب، اولین طرح شکستن حصر آبادان را به شورای عالی دفاع که در دزفول و با حضور بنی‌صدر تشکیل شده بود، بردم. بنی‌صدر با طرح شکستن حصر آبادان مخالفت می‌کرد. حضرت آقا از ما شناخت داشتند و با اصرار ایشان آن طرح تصویب شد و آقا با بنی‌صدر که رئیس‌جمهور و فرمانده کل قوا بود، برای تصویب این طرح -شکستن حصر آبادان- برخورد بسیار قویی کردند.

 

  • امام می‌فرمودند یک زمانی خلاف عدالت بود که یک روحانی، لباس نظامی بپوشد، اما الان عین عدالت است و امام‌جمعه هم لباس نظامی می‌پوشد. این زمانی بود که حضرت آقا پوتین‌هایشان را کنار سجاده‌شان می‌گذاشتند.

 

  • در اوایل جنگ در جلسات شورای عالی دفاع دو تا خط وجود داشت. یک خط سیاسی بود که معتقد بود ما باید با امریکایی‌ها سازش و این جنگ را از طریق سازش متوقف کنیم. یک خط هم خط مقاومت و در واقع خط امام بود که نظری خلاف گروه اول داشت. در جلسات شورای عالی دفاع آن زمان، حضرت آقا، شهید رجایی، نخست‌وزیر وقت، شهید چمران این خط را دنبال می‌کردند که بعد از فرار بنی‌صدر، غلبه پیدا کرد. بعد از بنی‌صدر، آقای رجایی رئیس‌جمهور شدند که چند وقتی بیشتر طول نکشید.

 

  • بنی‌صدر آدم بداخلاق و مغروری بود و شئونات را رعایت نمی‌کرد، ولی حضرت آقا با صبوری و بردباری و منطق محکم، رفتار او را تحمل می‌کردند. فکر می‌کنم ماه‌های دوم و سوم جنگ بود که کویتی‌ها یک میلیارد دلار به عراق کمک کردند. در شورای عالی دفاع بحث شد که با کویت هم برخورد بشود. آقا فرمودند نباید جنگ را گسترش بدهیم، ضمن این‌ که عراق به کویت هم نظر دارد و روزی به سراغ کویت هم خواهد رفت... هوشمندی و فهم عمیق سیاسی- نظامی ایشان را نسبت به مسائل عراق و کویت و منطقه خلیج فارس ببینید! ایشان در شورای عالی دفاع و در سال 59 چنین نظری را بیان کردند. صورتجلسات و اسناد مکتوب آن جلسات موجود است.
  • {در واکنش به ادعای بنی‌صدر مبنی بر اینکه فقط او به خط مقدم می رفته و رهبر انقلاب فقط پشت جبهه بودند} حضور حضرت آقا در خط مقدم خرمشهر، خط مقدم جبهه سوسنگرد و جبهه‌‌های دیگر از جمله دُبّ حردان در نزدیکی اهواز امر بسیار مسلمی است. ایشان نه‌تنها خودشان در جبهه‌ها حضور پیدا می‌کردند، بلکه بعد هم که رئیس‌جمهور شدند، دو فرزند بزرگ ایشان، آسید مصطفی و آسید مجتبی در خط مقدم حضور داشتند. در عملیات بدر، فرزند بزرگ ایشان، آسید مصطفی را در کنار دجله دیدم. گفتم: «اگر شما در اینجا شهید بشوید، می‌گویند پسر رئیس‌جمهور را شهید کردیم». در مهران، عملیات کربلای 1، فرزند دیگر ایشان آسید مجتبی حضور داشتند. اینها مشاهدات شخصی من هستند. در حضور شجاعانه حضرت آقا در خطوط مقدم جبهه های نبرد در جنوب و غرب کشور و حداقل این دو فرزندشان را که خودم دیده‌ام، تردیدی نیست.

 

  • با حذف بنی‌صدر و پس از شهادت شهید رجایی که آقا رئیس‌جمهور شدند، با دخالت حضرت آقا و البته آمدن فرماندهانی مثل صیاد شیرازی و محوریت آقا و نقش پررنگ حضرت امام، نزدیکی فرماندهان سپاه و ارتش به همدیگر ممکن شد که بسیار مؤثر بود. با شروع رهبری حضرت آقا، در نیروهای مسلح تحول بزرگی ایجاد شد. اواخر عمر شریف حضرت امام، یک خط سیاسی به دنبال ادغام ارتش و سپاه بود. در رأس این خط سیاسی، آقای هاشمی رفسنجانی بود که بعد از ادغام جهاد کشاورزی و وزارت کشاورزی، نیروهای انتظامی، ژاندارمری و شهربانی و کمیته به دنبال ادغام ارتش و سپاه بودند که خطر بسیار بزرگی بود و همه ما ‌بشدت مخالف بودیم. البته در سپاه بعضی از فرماندهان موافق بودند، ولی من جزو مخالفان بودم و می‌گفتم این، هم به ضرر سپاه است، هم به ضرر ارتش و هم به ضرر انقلاب. به‌محض این‌که حضرت آقا رهبر شدند، آن موضوع را که کار میدانی آن به عهده آقای عبدالله نوری بود، تعطیل کردند و فرمودند من اعتقاد به این کار ندارم. ارتش و سپاه دو بازوی انقلاب هستند و باید به همین شکل هم باقی بمانند. این یک تصمیم استراتژیک و راهبردی، هم برای سپاه و هم برای ارتش بود و تصمیم دوم تفکیک مأموریت‌ها بود، یعنی تفکیک مأموریت‌های نیروی زمینی ارتش از نیروی زمینی سپاه، نیروی دریایی ارتش از نیروی دریایی سپاه و نیروی هوایی ارتش از نیروی هوایی سپاه. حضرت آقا این کار را به ستاد کل واگذار کردند. تفکیک مأموریت‌های قوای مسلح، جزو تدابیر حضرت آقا و از تصمیمات بسیار کلان نظام است.

 

  • حضرت آقا نماینده مجلس شورای اسلامی بودند و در مجلس سعی کردند با منطق و استدلال محکم درباره عدم صلاحیت بنی‌صدر صحبت کنند. مثلاً یکی از جملات حضرت آقا این بود که از بنی‌صدر پرسیدند: «شما در شروع جنگ 7 ماه فرمانده کل قوا بودید. چرا ارتش را سازمان ندادید و برای جنگ آماده نکردید؟» و «حالا که رهبرت مصدق شده، رأی ما را پس بده».

 

  • {در واکنش به اینکه محسن رضایی نامه‌ای به امام نوشت که عوض کردن نخست‌وزیر –میرحسین موسوی- تأثیر بدی روی روحیه رزمندگان می‌گذارد و به صلاح نیست} با اطمینان می گویم که در جبهه‌ها آقای میرحسین موسوی مطرح نبود. در آنجا بعد از امام بعضی‌ها عکس قائم مقام رهبری را بالا می‌بردند و بعضی‌ها هم عکس آقا را. این را هم بگویم یادم هست که در آن زمان بعضی‌ها می‌خواستند فرمانده سپاه، یعنی آقای رضایی را سرنگون کنند. در سپاه تهران و پادگان ولی‌عصر«عج» حتی به مجلس هم رفتند و با آقای هاشمی صحبت کردند. با این‌ که آقا محسن گاهی در امور سیاسی مواضعی می‌گرفت که موافق نظر آقا نبود، آقا خدمت امام رفتند و گفتند در زمان جنگ صلاح نیست فرمانده سپاه را عوض کرد. آن هم در دعوایی که بین سپاه و آقامحسن و در فرماندهی بود. ما یک زمانی با آقامحسن رفتیم گیلانغرب که بچه‌های لشکر سیدالشهدا«ع» در آنجا بودند و بسیار به آقامحسن توهین کردند. من شرمنده شدم و خواستم برخورد کنم، ولی آقامحسن نگذاشت و با صبر و حوصله تحمل کرد. به هر حال فشار می‌آوردند که آقامحسن را عوض کنند و آقا که رئیس‌جمهور بودند، پیش امام رفتند و استدلال کردند که در زمان جنگ چنین کاری به مصلحت نیست. ببینید چقدر حلم و صبوری و خلوص می‌خواهد، درحالی که از نظر سیاسی با بعضی از دیدگاه‌های آقامحسن موافق نبودند.

 

  • از زمستان 62 تا پایان جنگ، آقای هاشمی فرمانده جنگ بودند. ما گاهی با آقای هاشمی رفسنجانی روی عملیات‌ها یا ارتش به اختلاف بر می‌خوردیم. آقای هاشمی به عنوان فرمانده جنگ در مجلس جلسه می‌گذاشت، سپاهی‌ها و ارتشی‌ها را می‌آورد و جلوی آقا طرح‌های عملیاتی‌شان را می‌گفتند. یکی از فرماندهان ارتش طرحی داده بود که ما با هلیکوپتر از روی اروندرود برویم آن طرف و نیرو پیاده کنیم و سر پل را بگیریم و بعد پل بزنیم و به سمت بصره برویم. حد فاصل شلمچه تا خرمشهر، به اصطلاح هلی‌بورن بکنیم. ما مخالفت می‌کردیم. عراقی‌ها که نمی‌نشستند که ما با هلیکوپتر نیرو به آنجا ببریم. ابداً طرح واقع‌بینانه‌ای نبود. در آن جلسه آقای هاشمی به من گفتند: «تو طرحت را بده». من با استدلال گفتم: «این طرح عملیاتی نیست و همه را به کشتن می‌دهیم». آقای هاشمی چون از پس ما برنمی‌آمد، در حضور رئیس‌جمهور جلسه گذاشته بود. هم ارتشی‌ها بودند، هم آقامحسن بود و هم بقیه سپاهی‌ها. آقای هاشمی هم جلسه را اداره می‌کرد. من مخالفت کردم و آقای هاشمی با کمی عصبانیت به آقا گفتند: «ببینید! این هم روحیه فرماندهان سپاه!» آقا جمله‌ای فرمودند که خیلی جالب بود. فرمودند: «آن طرف اروند، بصره باغ سبز خوبی است، ولی در ورودی ندارد! این طرح هلی‌بورن شدنی نیست». خلاصه طرح لغو شد.

 

  •  دو سه ماه به پایان جنگ مانده بود. من خدمت آقا رسیدم که گزارش بدهم. از ایشان سؤال کردم آقا! ریاست جمهوری شما دارد تمام می‌شود. شما بعد از ریاست جمهوری می‌خواهید چه کار کنید؟ آقا قاشقی را که می‌خواستند توی دهانشان بگذارند، نگه داشتند و فرمودند: «آقا رحیم! من برای آینده خودم هیچ انتظاری ندارم. اگر امام تکلیف کنند که بروم مسئول عقیدتی پاسگاه ژاندارمری در سیستان و بلوچستان بشوم، می‌روم، چون من سرباز امام هستم». ذره‌ای تردید در لحن و کلام آقا نبود. این قضیه مربوط به اواخر دوران ریاست جمهوری ایشان و سال 67 است




 

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

زمزمه هایی هست و قرار شده همگی زیر پرچم ارتش خدمت کنند 

 

چیزی از جنگنده های ارتش واگذار نشده جز تعدادی سوخو 22 که از عراق به ایران آمدند و البته ناکارآمدی خودشون رو هم نشون دادند.

میراژها هم فقط دکوری هستند. نه اسلحه ای دارند و نه راداری

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

زمزمه هایی هست و قرار شده همگی زیر پرچم ارتش خدمت کنند 

 

چیزی از جنگنده های ارتش واگذار نشده جز تعدادی سوخو 22 که از عراق به ایران آمدند و البته ناکارآمدی خودشون رو هم نشون دادند.

میراژها هم فقط دکوری هستند. نه اسلحه ای دارند و نه راداری

 

جناب کلافه نازنین شاید برادران سازمان موازی به خصوص فرماندهان آن موفق نباشند که زیر پرچم ارتش خدمت کنند . این وسط قرار گاه پداجا ی خاتم الانبیا یک استثنا بود . وگرنه عزیزان سازمان موازی اگر بنا بر ادغام باشد می خواهند پرسنل آجا زیر دستشان باشند نه مافوقشان .

 

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
در 3 ساعت قبل، kalafe2006 گفته است :

زمزمه هایی هست و قرار شده همگی زیر پرچم ارتش خدمت کنند 

 

 

جانا سخن از دل ما میگویی.............................

در 19 ساعت قبل، حسنعلی ابراهیمی سعید گفته است :

من هرچه گشتم ماخذی برای مطلب فوق نیافتم

 

استاد گرامی لطفآ منبع را اعلام کنید که حداقل من در وب خودم استفاده کنم

http://farsi.iranbriefing.net/احتمال-ادغام-نیروهای-هوایی-ارتش-و-سپاه/

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام . با گذشت قریب به سه دهه از جنگ و با خواندن سخنان بعضی از دست اندرکاران جنگ هرچه میخواهی سکوت پیشه کنی و سخنی نگویی راویان سرمست از سخنان خود که بسیار جای نقد دارد به داستانسرایی های خود پیرامون جنگ هشت ساله ادامه دهند نمیتوانی خوددار باشید . در محضر اساتید و اعضای محترم انجمن در مقام سربازی که هشتاد ماه جنگ را با تمام وجود درک کرده است به پاره ای از سخنان راوی این مطلب از دیدگاه خودم پاسخ میدهم . بنده بارها گفته ام که ایکاش رزمندگانی که میخواهند در خصوص جنگ خاطره یا اظهار نظری داشته باشند شایسته است که در مقام یک مسلمان و یک انسان آزاده انصاف را رعایت کرده و فقط به برجسته کردن نقش و حضور یک یا چند نفر در جبهه نپردازند . انصاف نیست بعد از هشت سال خون و خونریزی ، رزمندگان عادی جنگ که امروزه سرداران و امیران پرادعایی شده اند عملکرد ضعیف و پرحاشیۀ دیروز خودشان را به یک یا چند فرد مسئول در زمان جنگ منتسب کنند . بنی صدر هرچه بود تا زمان عزل رئیس جمهور و در مقطعی فرماندۀ کل قوا بود . میرحسین موسوی نخست وزیری بود که در مقطعی که جنگ بی سرانجام ادامه داشت افسار تورم و گرانی را در دست داشت و نگذاشت مانند امروز گرانی و تورم تاخت و تاز کند . امروزه دلار دقیقه ای بالا میرود ولی در زمان میرحسین موسوی آیا چنین بود ؟ در زمان جنگ آیا اختلاس و دزدی و رشوه در تمام طبقات و رده های مسئولین مانند امروز میدان دار بود ؟ آقایانی که امروزه سردار و امیر نیروهای مسلح هستند نمیخواهند در خاطرات ارزشمند و سخنان گهربارشان نقاط ضعف مدیریت و فرماندهی جنگ را به نقد و بررسی بگذارند ؟ بنده مانند حضرات سرداران و امیران نان را به نرخ روز نمیخورم . که اگر اینکاره بودم وضعیتم امروز چنین نبود و من هم دارای امکانات و مقام و ثروت و . . . بودم . بگذریم الان است که مدیریت برگ جریمه را برایم صادر کند .

ناگفته‌های‌رحیم‌صفوی؛ هاشمی بدنبال ادغام ارتش‌و‌سپاه بود مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا از مواضع هاشمی رفسنجانی مبنی بر ادغام سپاه و ارتش سخن گفت که در دوران دفاع مقدس مطرح شده بود. سردار سرلشکر سیدیحیی رحیم صفوی فرمانده پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا در آستانه سالگرد عروج ملکوتی حضرت امام خمینی و آغاز رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای گفت‌وگویی با نشریه «پاسدار اسلام»، داشته است که گزیده آن را در ادامه بخوانید:

  • {اولین دیدار با آقا بعد از انقلاب} در جنگ کردستان و آزادسازی سنندج در اردیبهشت ماه سال 59 که اینجانب فرمانده عملیات سپاه کردستان بودم به اتفاق شهید بزرگوار سپهبد صیاد شیرازی «رحمت‌الله‌علیه» دو مرتبه در تهران به ملاقات حضرت آقا رفتیم که یکی از آنها در ستاد مشترکِ آنزمانِ ارتش جمهوری اسلامی بود که حضرت آقا در آنجا حضور داشتند و جناب سرهنگ سلیمی هم همراه ایشان بودند.
  • در دوران جنگ، در شورای عالی دفاع نیز خدمت ایشان می رسیدیم. اوایل سال 60 بود و من با مسئولیت فرماندهی عملیات سپاه در جنوب، اولین طرح شکستن حصر آبادان را به شورای عالی دفاع که در دزفول و با حضور بنی‌صدر تشکیل شده بود، بردم. بنی‌صدر با طرح شکستن حصر آبادان مخالفت می‌کرد. حضرت آقا از ما شناخت داشتند و با اصرار ایشان آن طرح تصویب شد و آقا با بنی‌صدر که رئیس‌جمهور و فرمانده کل قوا بود، برای تصویب این طرح -شکستن حصر آبادان- برخورد بسیار قویی کردند.
  • امام می‌فرمودند یک زمانی خلاف عدالت بود که یک روحانی، لباس نظامی بپوشد، اما الان عین عدالت است و امام‌جمعه هم لباس نظامی می‌پوشد. این زمانی بود که حضرت آقا پوتین‌هایشان را کنار سجاده‌شان می‌گذاشتند.
  • در اوایل جنگ در جلسات شورای عالی دفاع دو تا خط وجود داشت. یک خط سیاسی بود که معتقد بود ما باید با امریکایی‌ها سازش و این جنگ را از طریق سازش متوقف کنیم. یک خط هم خط مقاومت و در واقع خط امام بود که نظری خلاف گروه اول داشت. در جلسات شورای عالی دفاع آن زمان، حضرت آقا، شهید رجایی، نخست‌وزیر وقت، شهید چمران این خط را دنبال می‌کردند که بعد از فرار بنی‌صدر، غلبه پیدا کرد. بعد از بنی‌صدر، آقای رجایی رئیس‌جمهور شدند که چند وقتی بیشتر طول نکشید.
  • چرا مسئولین نمیخواهند در ادبیات مورد استفاده در بیان خاطرات و نقطه نظرات خود تجدید نظر کنند ؟ سازش یعنی چه ؟ آیا داشتن روابط محترمانه و دوسویه با سایر کشورها سازش است ؟ امریکا کشوری قلدر و دنبال سلطه گری است قبول . ولی میتوان با چنین کشوری تنها داد و ستد و تجارت کرد . میتوان در مراسم و یا در تأیید سخنان مسئولین شعار مرگ بر امریکا و هر کشور دیگری را حذف کرد . فقط خدا میداند که گفتن مرگ بر امریکا و چند کشور دیگر در طول این چهل سال چگونه حلقوم ملت را فشار داده و میدهد . آیا با کنار گذاشتن خط سازش !!!! خط مقاومت توانست در هشت سال جنگ توفیقی بدست بیاورد ؟ توفیقات خط مقاومت را بگویند تا بدانیم .  
  • بنی‌صدر آدم بداخلاق و مغروری بود و شئونات را رعایت نمی‌کرد، ولی حضرت آقا با صبوری و بردباری و منطق محکم، رفتار او را تحمل می‌کردند. فکر می‌کنم ماه‌های دوم و سوم جنگ بود که کویتی‌ها یک میلیارد دلار به عراق کمک کردند. در شورای عالی دفاع بحث شد که با کویت هم برخورد بشود. آقا فرمودند نباید جنگ را گسترش بدهیم، ضمن این‌ که عراق به کویت هم نظر دارد و روزی به سراغ کویت هم خواهد رفت... هوشمندی و فهم عمیق سیاسی- نظامی ایشان را نسبت به مسائل عراق و کویت و منطقه خلیج فارس ببینید! ایشان در شورای عالی دفاع و در سال 59 چنین نظری را بیان کردند. صورتجلسات و اسناد مکتوب آن جلسات موجود است.
  • باورش سخت است که چند سال آینده را در خصوص کشور همسایه میتوانسته اند پیش کنی کنند ولی از پیش بینی نتیجۀ جنگ در سال 1361 بعد از آزادسازی خرمشهر عاجز بوده اند . اینکه میگویم عاجز بوده اند به این دلیل است که نتوانستند پیش بینی کنند که اگر بعد از آزادی خرمشهر که صدام به زانو درآمده بود با اتمام جنگ موافقت میکردند ایران در اوج عظمت جنگ را به آخر میرساند نه در اوج ذلت در تیرماه 1367 . چرا مسئولین از ابتدا به فکر تمام دنیا بودند الّا کشور خودمان ؟
  • {در واکنش به ادعای بنی‌صدر مبنی بر اینکه فقط او به خط مقدم می رفته و رهبر انقلاب فقط پشت جبهه بودند} حضور حضرت آقا در خط مقدم خرمشهر، خط مقدم جبهه سوسنگرد و جبهه‌‌های دیگر از جمله دُبّ حردان در نزدیکی اهواز امر بسیار مسلمی است. ایشان نه‌تنها خودشان در جبهه‌ها حضور پیدا می‌کردند، بلکه بعد هم که رئیس‌جمهور شدند، دو فرزند بزرگ ایشان، آسید مصطفی و آسید مجتبی در خط مقدم حضور داشتند. در عملیات بدر، فرزند بزرگ ایشان، آسید مصطفی را در کنار دجله دیدم. گفتم: «اگر شما در اینجا شهید بشوید، می‌گویند پسر رئیس‌جمهور را شهید کردیم». در مهران، عملیات کربلای 1، فرزند دیگر ایشان آسید مجتبی حضور داشتند. اینها مشاهدات شخصی من هستند. در حضور شجاعانه حضرت آقا در خطوط مقدم جبهه های نبرد در جنوب و غرب کشور و حداقل این دو فرزندشان را که خودم دیده‌ام، تردیدی نیست.
  • از نظر بنده حضور و غیاب هیچ مسئولی در هیچ مقام و منسبی در جنگ و جبهه سرنوشت ساز نبوده و نیست . شخصا مسئولین زیادی را دیده ام که مثلا به جبهه مشرف می شدند . ولی چگونه آمد و شد آنان مهم است نه صرفا حضورشان . در تابستان داغ خوزستان با ماشین کولردار به جبهه آمدن که شاهکار نیست . روزی را بیاد دارم که در پشت خط پدافندی در حال آموزش به سربازان بودیم . هوا چنان داغ بود که از ساعت 10 کلاس ها تعطیل میشد . نمیدانم کدام مسئول بزرگواری خطر را به جان خریده و به مناطق جنگی آمده بودند . چند تویوتای لندکروز دنبال هم افتاده بودند و از جادۀ کنار یگان عبور میکردند . نکتۀ جالب حضور آن مسئول این بود که پرده ای خودرو را کشیده بودند تا سهم آفتاب داغی که نصیب رزمندگان بود را خدای ناکرده آن مسئول نبیند و بی عدالتی اتفاق نیفتد . بعد از بازدید هم بلافاصله به سنگری هدایت میشدند که دارای کولر گازی و انواع اشربه های سرد و خوشگوار بود . آن مسئول نازنین حتی به خود زحمت نداده بود تا از پشت شیشۀ خودرو اوضای رزمندگان ارتش را بازدید کند . از دلایلی که مسئولین دلسوز و جبهه دیده امروز نسبت به وضعیت رزمندگان دیروز تا این حد بی تفاوت هستند نحوۀ حضور و بازدیدشان از جبهه های نبرد حق علیه باطل است . لذا برای من شخصا حضور هیچ مسئولی در جبهه و مناطق جنگی جذاب نبود .
  • با حذف بنی‌صدر و پس از شهادت شهید رجایی که آقا رئیس‌جمهور شدند، با دخالت حضرت آقا و البته آمدن فرماندهانی مثل صیاد شیرازی و محوریت آقا و نقش پررنگ حضرت امام، نزدیکی فرماندهان سپاه و ارتش به همدیگر ممکن شد که بسیار مؤثر بود.
  • منظور ایشان لابد سیلی است که توسط فرماندۀ سپاه به صورت سرهنگ صیاد نواخته شد است .
  • با شروع رهبری حضرت آقا، در نیروهای مسلح تحول بزرگی ایجاد شد. اواخر عمر شریف حضرت امام، یک خط سیاسی به دنبال ادغام ارتش و سپاه بود .
  • ایکاش بطور شفاف نقاب از چهرۀ کریه آن خط سیاسی برداشته شود تا مردم بدانند کدام خط سیاسی اینگونه تیشه به ریشۀ ارتش مقتدر دهۀ 50 زده است .
  • در رأس این خط سیاسی، آقای هاشمی رفسنجانی بود که بعد از ادغام جهاد کشاورزی و وزارت کشاورزی، نیروهای انتظامی، ژاندارمری و شهربانی و کمیته به دنبال ادغام ارتش و سپاه بودند که خطر بسیار بزرگی بود و همه ما ‌بشدت مخالف بودیم. البته در سپاه بعضی از فرماندهان موافق بودند، ولی من جزو مخالفان بودم و می‌گفتم این، هم به ضرر سپاه است، هم به ضرر ارتش و هم به ضرر انقلاب. به‌محض این‌که حضرت آقا رهبر شدند، آن موضوع را که کار میدانی آن به عهده آقای عبدالله نوری بود، تعطیل کردند و فرمودند من اعتقاد به این کار ندارم. ارتش و سپاه دو بازوی انقلاب هستند و باید به همین شکل هم باقی بمانند. این یک تصمیم استراتژیک و راهبردی، هم برای سپاه و هم برای ارتش بود و تصمیم دوم تفکیک مأموریت‌ها بود، یعنی تفکیک مأموریت‌های نیروی زمینی ارتش از نیروی زمینی سپاه، نیروی دریایی ارتش از نیروی دریایی سپاه و نیروی هوایی ارتش از نیروی هوایی سپاه. حضرت آقا این کار را به ستاد کل واگذار کردند. تفکیک مأموریت‌های قوای مسلح، جزو تدابیر حضرت آقا و از تصمیمات بسیار کلان نظام است.
  • حضرت آقا نماینده مجلس شورای اسلامی بودند و در مجلس سعی کردند با منطق و استدلال محکم درباره عدم صلاحیت بنی‌صدر صحبت کنند. مثلاً یکی از جملات حضرت آقا این بود که از بنی‌صدر پرسیدند: «شما در شروع جنگ 7 ماه فرمانده کل قوا بودید. چرا ارتش را سازمان ندادید و برای جنگ آماده نکردید؟» و «حالا که رهبرت مصدق شده، رأی ما را پس بده.
  • در خصوص آماده نبودن ارتش و یا نداشتن سازمانی منسجم در ارتش باید عرض کنم که در زمانی که این سئوال از بنی صدر پرسیده شده است مسئولین هنوز در حال قلع و قمع فرماندهان ارتش بودند . ارتش با خلأ فرماندهی مواجه بود . آیا اگر امروز در سطح ارتش فرمانده نباشد کسی میتواند یگانی از ارتش را یک کیلومتر جابجا کند ؟ صحبت از طی مسافت صدها کیلومتر از شرق کشور به غرب و جنوب بود . ایکاش پاسخ بنی صدر را هم میگفتند تا بدانیم .
  • {در واکنش به اینکه محسن رضایی نامه‌ای به امام نوشت که عوض کردن نخست‌وزیر –میرحسین موسوی- تأثیر بدی روی روحیه رزمندگان می‌گذارد و به صلاح نیست} با اطمینان می گویم که در جبهه‌ها آقای میرحسین موسوی مطرح نبود. در آنجا بعد از امام بعضی‌ها عکس قائم مقام رهبری را بالا می‌بردند و بعضی‌ها هم عکس آقا را. این را هم بگویم یادم هست که در آن زمان بعضی‌ها می‌خواستند فرمانده سپاه، یعنی آقای رضایی را سرنگون کنند. در سپاه تهران و پادگان ولی‌عصر«عج» حتی به مجلس هم رفتند و با آقای هاشمی صحبت کردند. با این‌ که آقا محسن گاهی در امور سیاسی مواضعی می‌گرفت که موافق نظر آقا نبود، آقا خدمت امام رفتند و گفتند در زمان جنگ صلاح نیست فرمانده سپاه را عوض کرد. آن هم در دعوایی که بین سپاه و آقامحسن و در فرماندهی بود. ما یک زمانی با آقامحسن رفتیم گیلانغرب که بچه‌های لشکر سیدالشهدا«ع» در آنجا بودند و بسیار به آقامحسن توهین کردند. من شرمنده شدم و خواستم برخورد کنم، ولی آقامحسن نگذاشت و با صبر و حوصله تحمل کرد. به هر حال فشار می‌آوردند که آقامحسن را عوض کنند و آقا که رئیس‌جمهور بودند، پیش امام رفتند و استدلال کردند که در زمان جنگ چنین کاری به مصلحت نیست. ببینید چقدر حلم و صبوری و خلوص می‌خواهد، درحالی که از نظر سیاسی با بعضی از دیدگاه‌های آقامحسن موافق نبودند.
  • عجیب است که تعویض فردی با حداقل سابقه و پیشینۀ نظامی گری به صلاح نبوده است ولی تعویض مکرر فرماندهان ارتش با بیشترین سوابق نظامی در سطح ستاد کل و قوای سه گانه نیازی به مصلحت اندیشی نداشته است . اینجاست که معنای از آن طرف بام افتادن باید فهمید .
  • از زمستان 62 تا پایان جنگ، آقای هاشمی فرمانده جنگ بودند. ما گاهی با آقای هاشمی رفسنجانی روی عملیات‌ها یا ارتش به اختلاف بر می‌خوردیم. آقای هاشمی به عنوان فرمانده جنگ در مجلس جلسه می‌گذاشت، سپاهی‌ها و ارتشی‌ها را می‌آورد و جلوی آقا طرح‌های عملیاتی‌شان را می‌گفتند. یکی از فرماندهان ارتش طرحی داده بود که ما با هلیکوپتر از روی اروندرود برویم آن طرف و نیرو پیاده کنیم و سر پل را بگیریم و بعد پل بزنیم و به سمت بصره برویم. حد فاصل شلمچه تا خرمشهر، به اصطلاح هلی‌بورن بکنیم. ما مخالفت می‌کردیم. عراقی‌ها که نمی‌نشستند که ما با هلیکوپتر نیرو به آنجا ببریم. ابداً طرح واقع‌بینانه‌ای نبود. در عملیات والفجر8 و تصرف فاو عراقی ها نشستند و فقط نگاه میکردند تا از طرح های سرداران درس بگیرند و رزمندگان ایرانی هم الکی شهید شدند . در سایر عملیات ها عراقی ها نشستند و حملۀ ایرانی ها را فقط نظاره گر بودند . در عملیات کربلای4 – 5 و 6 عراق فقط نظاره گر بود . بالاترین تلفات انسانی در عملیات کربلای4 سال 1365 به توسط امدادهای غیبی بود و عراقی ها در شهید شدن دهها هزار ایرانی هیچ نقشی نداشتند . اصولا رزمندگان اشتباه میکردند که عراقی ها را دشمن میدانستند .
  • در آن جلسه آقای هاشمی به من گفتند: «تو طرحت را بده». من با استدلال گفتم: «این طرح عملیاتی نیست و همه را به کشتن می‌دهیم». آقای هاشمی چون از پس ما برنمی‌آمد، در حضور رئیس‌جمهور جلسه گذاشته بود. هم ارتشی‌ها بودند، هم آقامحسن بود و هم بقیه سپاهی‌ها. آقای هاشمی هم جلسه را اداره می‌کرد. من مخالفت کردم و آقای هاشمی با کمی عصبانیت به آقا گفتند: «ببینید! این هم روحیه فرماندهان سپاه!» آقا جمله‌ای فرمودند که خیلی جالب بود. فرمودند: «آن طرف اروند، بصره باغ سبز خوبی است، ولی در ورودی ندارد! این طرح هلی‌بورن شدنی نیست». خلاصه طرح لغو شد.
  • دوباره شکسته نفسی کردند . کاش سردار صفوی طرح شایان خود را هم بیان میکردند تا طرح ایشان را با طرح فرماندۀ ارتش مقایسه میکردیم . تا کی میخواهند این عزیزان گمنام باقی بمانند .
  •  دو سه ماه به پایان جنگ مانده بود. من خدمت آقا رسیدم که گزارش بدهم. از ایشان سؤال کردم آقا! ریاست جمهوری شما دارد تمام می‌شود. شما بعد از ریاست جمهوری می‌خواهید چه کار کنید؟ آقا قاشقی را که می‌خواستند توی دهانشان بگذارند، نگه داشتند و فرمودند: «آقا رحیم! من برای آینده خودم هیچ انتظاری ندارم. اگر امام تکلیف کنند که بروم مسئول عقیدتی پاسگاه ژاندارمری در سیستان و بلوچستان بشوم، می‌روم، چون من سرباز امام هستم». ذره‌ای تردید در لحن و کلام آقا نبود. این قضیه مربوط به اواخر دوران ریاست جمهوری ایشان و سال 67 است
  • و تا زمانی که فقط در مورد جنگ به به و چهچه باشد نکات تاریک و مبهم جنگ کتمان است . تا وقتی حضور مسئولان در جبهه و مناطق جنگی پررنگ تر از سربازی باشد که 9 سر عائله را به امان خدا رها کرده و به سربازی آمده بود تا از میهنش دفاع کند هیچ مسئولی اعم از کشوری و لشکری پا به میدان نمیگذارد تا بطور شفاف از نقایص ، کمبودها ، خیانت ها و جنایت های جنگ سخن بگوید . ولی این سخنان تکراری و داستانسرایی ها نیز مانند همه چیز و همه کس تاریخ مصرفی دارد . ارادتمند : تلخک
5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
در در 5/3/2018 در 5:05 PM، ناشناس عجیب گفته است :

جناب کلافه نازنین شاید برادران سازمان موازی به خصوص فرماندهان آن موفق نباشند که زیر پرچم ارتش خدمت کنند . این وسط قرار گاه پداجا ی خاتم الانبیا یک استثنا بود . وگرنه عزیزان سازمان موازی اگر بنا بر ادغام باشد می خواهند پرسنل آجا زیر دستشان باشند نه مافوقشان .

 

 

از اختیار اینها خارجه 

: THIRST :

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

اگر منظورتان فرماندهان ارتش است که بله درست فرمودین متأسفانه حقیقت تلخ است.

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now