Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

زندگینامـه شهیــد حسن اقارب پرست

18 posts in this topic

زندگینامـه شهیــد حسن اقارب پرست

 

 

 درجه:   سرلشکر                           

 

نام و نشان:   حسن اقارب پرست

 

تاریخ ولادت:   1325                 

 

محل ولادت:   اصفهان

 

تاریخ شهادت:   1363

 

محل شهادت:   جزیره مجنون

 

حسن اقارب‌پرست فرزند محمد رحیم، اول اردیبهشت سال ۱۳۲۵ در اصفهان به دنیا آمد.

وی کودکی را در میان جو مذهبی و معتقد خانواده سپری کرد و وارد دبیرستان شد. با ورود به دبیرستان، فعالیت‌های مذهبی و فرهنگی او شدت یافت و در کنار دروس تحصیلی، مطالعه کتاب‌های آموزنده و مفید، شرکت در جلسات مذهبی و فراگیری درس عربی را نیز سرلوحه اقداماتش قرار داد.

 

 

85713536398905769183.jpg

 

وی پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۴۳ به مدت یک سال در یکی از داروخانه‌های معروف اصفهان به نام داروخانه بوذرجمهری مشغول به کار شد.

در همان سال در آزمون دانشکده افسری شرکت کرد و پس از قبولی در تابستان سال ۱۳۴۴ به تهران آمد و وارد دانشکده افسری شد.

دوره سه ساله دانشکده افسری را در کنار دوستانی چون شهید کلاهدوز با موفقیت طی کرد، با پایان یافتن این دوره در سال ۱۳۴۷، راهی شیراز شد.

 

 

94516917245747770066.jpg

 

او همیشه تلاش می‌کرد تا از پرسنل ممتاز باشد و فنون نظامی را به نحو احسن یاد بگیرد، تا در مواقع لزوم، سربازی مفید برای اسلام باشد. همچنین از ورزش نیز غافل نمی‌شد و از اسب سواران خوب ارتش محسوب می‌شد.

در سال 1350 با بهترین یار زندگی‌اش آشنا گشت و با او پیوند مقدس همسری بست که حاصل این پیوند چهار پسر بود.

اقارب پرست در تاریخ 1350 برای گذراندن دوره چیفتن عازم انگلیس شد و 2 سال بعد به امریکا اعزام شد و دوره جنگ‌های شیمیایی را گذراند و در بازگشت «بخش جنگ شیمیایی - میکروبی (ش- م- ر)» را در مرکز زرهی شیراز پایه‌ گذاری کرد.

او مدتی بعد در سال ۱۳۵۳ بار دیگر به امریکا اعزام شد اما در بازگشت به عتبات عالیات رفت و در نجف به حضور حضرت امام خمینی (ره) مشرف شد و در ملاقاتی که با ایشان داشت ضمن اعلام بیعت، آمادگی خود را جهت انجام هر نوع فعالیت سیاسی و مبارزاتی را اعلام کرد.

اقارب پرست در بهمن سال ۵۷ به مدرسه رفاه - ستاد استقبال از امام (ره) - پیوست و پس از پیروزی انقلاب اسلامیدر کمیته انقلاب در ستاد مشترک ارتش حضوری فعال داشت.

وی پس از انسجام اولیه ارتش به «اداره دوم ستاد مشترک» منتقل شد و با شروع جنگ تحمیلیداوطلبانه به «لشگر ۹۲ زرهی» در خرمشهر پیوست.

هنگامی‌که اولین ضربات سخت مستکبران به انقلاب اسلامی در قالب حمله عراق به مرزهای کشور آغاز شد، اقارب پرست به خرمشهر رفت و همراه دیگر رزمندگان به دفاع از آن پرداخت، اما در آخرین روزهای ‌مقاومت خرمشهر، با گلوله دشمن، از ناحیه گلو مجروح و به تهران منتقل گشت.

او پس از سقوط خرمشهر و بهبودی زخمش، به آبادان رفت و گردان المهدی را با همکاری بسیجیان سازماندهی کرد.

اقارب پرست علی رغم اینکه کاندیدای فرماندهی ستاد مشترک ارتش و تصدی پست وزارت دفاع بود، با انتخاب شخصی به نیروی زمینی پیوست و معاونت عملیات لشگر ۹۲ زرهی اهواز را بر عهده گرفت.

اوایل سال 1362 پس از دو سال خدمت در تهران دوباره به جنوب بازگشت. وی همیشه می گفت:«نور الهی در آنجا [جبهه] متجلی است، آنجا جایگاه تزکیه نفس است

 

 

80215714742257077729.jpg

 

صبح روز بیست و پنجم مهرماه سال 1363  اقارب پرست هنگامیکه به همراه عده‌ای از فرماندهان، از جزایر مجنون بازدید می‌کرد، آخرین گام‌هایش را در طی طریق حق، برخاک‌های سرخ جنوب (جبهه) نهاد و «اللهم الرزقنا شهادة فی سبیلک» را آمین گفت. لحظاتی بعد خمپاره ای فرود آمد و به همراه سرهنگ عملیاتی و سروان صدیقی به فیض شهادت نایل آمد.

 

......

 

.....

 

....

 

...

 

..

 

.

 

15 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

وصیتنامه تیمسار اقارب‌پرست:

«اللهم الرزقنا شهادة فی سبیلک تحت رایت نبیک و ولایتی علی بن ابیطالب (ع

 

17679406032120641014.jpg

 

این بنده حقیر متذکر می‌شوم که هر چه آقایی و عزت است در خدمتگزاری درگاه این اوصیاء و برگزیدگان الهی است. تا توان دارید در راه خدمتگزاری به این اولیاء الله کوتاهی نکنید، که خود آنها بزرگواری دارند و پاداش بیش از حد می‌دهند.

 

اما پدر و مادر عزیزم و برادران و خواهرم، امید است خداوند هدیه خانواده شما را بپذیرد که خون من عزیزتر از خون علی اکبر، ابوالفضل و امام حسین (ع) عزیز نبوده، هر چه دارم و داشتم از لقمه حلالی بوده که شما به دهانم گذاردید و اما همسر ارجمندم، ای یار سختیها و گرفتاریهایم.

 

سفارشم چنگ زدن به دامان اهل بیت (ع ) و پیروی از نائب اوست که ان شاء الله خداوند به همه شما ملت عزیز کمک خواهد کرد تا نام اسلام عزیز اعتلاء یابد و به زودی امر فرج مهدی (عج) عزیز را اصلاح نماید.

 

همسر عزیز، صبر و تقوا تنها توشه‌ای است که برایت می گذارم و انشاء الله بتوانی فرزندان عزیزمان را از یاران مهدی (عج) و نایب برحق او تربیت کنی که مایه مباهات ما در صحرای محشر و در حضور خداوند تبارک و تعالی باشند. آنچه را که از ابتدای آشنایی تا آخرین لحظه حیات به تو دادم، از من نبود بلکه از اسلام بود و لذا تو را به همان اسلام راهنمایی می‌کنم.

تذکر دیگرم خدمت برادران و خواهران... از خدا بخواهید توفیق خدمتگزاری بیشتر شامل حال شما شود. خداوند خود حافظ این مکتب اسلام می‌باشد.

 

خدمت به مسلمین بالاخص رهبر عزیز فراموش نشود. به فرزندان، تلاش در حفظ اسلامیت خودشان و حفظ دستاوردهای انقلاب را سفارش می‌کنم. نوکری آستان اهل بیت (ع) فراموش نشود.

دعا برای فرج امام مهدی عزیز (عج) از اهم مسائل است. خدا را در هر مسأله و هر لحظه لحاظ کنید و از یاد او غافل نباشید. توفیق خدمتگزاری شما در راه اسلام و انقلاب عزیز و رهبر اصلی این انقلاب، حضرت مهدی (عج) عزیز و نایب او امام خمینی را از خداوند متعال خواهانم.

 

آمین یا رب العالمین

 

....

 

...

 

..

 

.

16 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

06146026233179467740.jpg

 

 

عکسی را که می بینید ، مدتی قبل از شهادت ایشان ثبت شده است. در این عکس ، سرهنگ شهید حسن اقارب پرست به همراه پسرانش در کنار «حوض خون»[ حوضی که در سال های دفاع مقدس به بهشت زهرای تهران جلوه ای خاص می بخشید اما با پایان جنگ ، عامدانه از کار افتاد و به همت بنیاد شهید ،دیگر هیچ گاه مرمت و فعال نشد] واقع در بهشت زهرای تهران دیده می شود .

17 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

شهید اقارب‌پرست به روایت پدر:

 

بسم الله الرحمن الرحیم.
 

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک.

 

 

94153607239678047868.jpg

 

خداوند متعال در سفری که ما موفق شدیم برویم به کربلا و یک ماه هم طول کشید، دعای ما را مستجاب کرد و دعای ما این بود که فرزند پسری به ما بدهد که مثل بچه ای که در منزل ما زندگی می‌کرد و از سادات علوی و بسیار پاک و پرهیزگار بود، باشد. این دعا مستجاب شد و خداوند پسری به ما داد که اسمش را گذاشتیم حسن.

 

18887883877135773988.jpg

 

درسش هم خوب بود و در زندگی، پاکیزه زندگی می‌کرد. آبرومندانه، کم حرف و پرکار بود. موقعی که درسش تمام شد عده ای از رفقای ما و آنهایی که در ارتش بودند می‌گفتند: ()خوب است این بچه شما بیاید در ارتش. برای اینکه اخلاق و تدینش را دیده بودند. اگر این بیاید خلا را پرمی کند. مادرش قبول نمی‌کرد، ولی رضا شدیم برای اینکه برود و ارتشی بشود.

گاهی به ما سر می‌زد. موقع رفتن به ما می‌گفت:خدا را فراموش نکنید، ولایت را فراموش نکنید، از ائمه جدا نباشید و خدا را فراموش نکنید.

پنج، شش ماه قبل از شهادت هر وقت به اصفهان می‌آمد می‌گفت که من خجالت می‌کشم در تهران هستم و بچه‌های مردم دم گلوله‌اند. من افسرم و آن‌ها سرباز و دم تیر دارند از بین می‌روند! من خجالت می‌کشم!

ما هم می‌گفتیم خب هر طور صلاح است و خدا می‌خواهد. تا اینکه رفت. موقعی که به ما خبر دادند که دارند جنازه‌اش را می‌آورند من به فرودگاه رفتم، خجالت کشیدم که جنازه‌اش را به ما تحویل بدهند چون سیدالشهدا این لطف را کرد و خداوند متعال این فرزند را به ما داد. خدا می‌داند که چقدر جمعیت آمده بودند و ما شرمنده همه‌شان شدیم.

فقط ما همین را می‌دانیم که ما به یکی از آیات قرآن عمل کردیم. هیچ کار دیگری هم که پسند خدا باشد پیش خودمان سراغ نداریم در همه‌اش غل و غش داشتیم ولی این یکی را می‌دانیم خدا به ما امانتی داد و ما امانت را درست تحویلش دادیم.

به جز این یک آیه، در خانه خدا و ائمه اطهار دیگر امیدی نداریم. امیدوارم که خدا از او راضی باشد و قبول کند این قربانی را.

 

..

 

.

16 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

87856684983566369347.jpg


 


"تيم چوگان"


 

نفر دوم ايستاده از سمت راست


 


31712428066302795376.jpg


 


"1344/5/18"


دانشكده افسري


 


15290434668094393734.jpg


 


ازچپ نفر اول 

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

18623328919237472435.jpg


 


گواهینامه پایان دوره زرهی


 


 


 


54221625404385307353.jpg


 


گواهینامه پدافند ش.م.ر


 


 


 


06470939119861380400.jpg


 


گواهینامه رزم تن به تن


12 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

12398202117946156986.jpg


 


 


 


84756408385095301248.jpg


 


 


 


02363507821452582859.jpg


 


پایان دوره ی چتر بازی


13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

93811909144604274972.jpg

 

دانشنامه پايان دوره آموزش زبان

 

 

 

75441934408132129732.jpg

 

دانشنامه آموزش عالی

12 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

سلام میدونم تکراریه ولی نوشته های پشت عکس یه دنیا حرف داره....

 

30164395111146654022.jpg

 

پشت نويس عکس:

شهیداقارب پرست خطاب به همسرش:

"حوري جان
ببين براي كشتن انسان بيچاره چه نقشه‌هايي ميكشند و چه وسايلي درست مي‌كنند تازه اين در موزه ميباشد و وسايل جديد كه درست ميكنند هنوز به موزه‌ها نرسيده و در دست استفاده است
29 فوريه 76
9 اسفندماه 54

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با اجازه ی اساتید مطالبی در رابطه با شهید بزرگوار سرلشکر حسن اقارب پرست تقدیم دوستان مینمایم که شامل زندگی نامه ی ایشان نیز  میگردد که البته در ابتدای این پست نیز آمده ؛  لازم میدانم به خاطر طولانی بودن واحیاناً تکراری بودنشان ازدوستان عزر خواهی نمایم.

 

 

IMG-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B5%DB%B1%DB%B0

 

IMG-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B5%DB%B1%DB%B0

 

 

IMG-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B5%DB%B1%DB%B0

 

IMG-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B5%DB%B1%DB%B0

 

 

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

  IMG-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B5%DB%B1%DB%B0

 

IMG-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B5%DB%B1%DB%B0IMG-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B5%DB%B1%DB%B0

 

IMG-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B5%DB%B1%DB%B0

واما منبع این مطالب که درواقع از صفحاتی از آن عکس گرفتم همانگونه که در تصاویر مشخص است کتابچه[ مردان دشت نور ]در نوروز     85واهدایی آجا به کاروان راهیان نور میباشد.

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
به‌مناسبت سالگرد شهادت شهید «حسن اقارب پرست»؛
شهید حسن اقارب پرست شهیدی بود که از قبل از انقلاب وفاداری خود را به امام خمینی (ره) اعلام کرد و در نخستین روز‌های جنگ تحمیلی برای دفاع از مرز‌ها در جبهه حضور داشت.
 
 

به گزارش خبرنگار حماسه وجهاد دفاع پرس، شهید حسین اقارب در سال 1325 در اصفهان به دنیا آمد. از همان اوایل کودکی و نوجوانی در کنار درس خواندن در فعالیت های مذهبی و فرهنگی نیز فعال بود و از مطالعه کتاب های آموزنده بهره برده و در جلسات مذهبی شرکت کرده و زبان عربی را نیز فراگرفت.

بعد  از گرفتن دیپلم در سال ۱۳۴۳ مدتی در  داروخانه بوذرجمهری کار کرد و همان سال در آزمون دانشکده افسری شرکت کرد و بعد از قبولی در تابستان سال ۱۳۴۴  وارد دانشکده افسری شد.

دوره دانشکده افسری را در کنار دوستانی همانند؛ شهید «کلاهدوز» با موفقیت گذراند، با پایان یافتن این دوره در سال ۱۳۴۷ به  شیراز رفت. شهید همیشه تلاش می‌کرد تا یکی از افراد ممتازبوده و فنون نظامی را به نحو احسن یاد بگیرد، تا در شرایط لازم  و ضروری  بهترین سرباز  برای اسلام و کشور خود باشد. وی یکی از سوار کاران ماهر در ارتش بود.

شهیدی که از دانشگاه غرب فنون نظامی را آموخت و برعلیه به کار برد////25 مهر

سال 1350 شهید برای یادگیری دوره «چیفتن» به انگلیس اعزام شد و به خاطر همین داشتن مهارت های ویژه توانست آموزش  جنگ های شیمیایی را در آمریکا طی دوره ای 2 ساله بیاموزد که بعد از آمدن به ایران «بخش جنگ شیمیایی - میکروبی (ش- م- ر)» را در مرکز زرهی شیراز پایه‌ گذاری کرد.

وی  مدتی بعد در سال ۱۳۵۳ بار دیگر به آمریکا اعزام شد اما در بازگشت به عتبات عالیات رفت و در نجف به حضور حضرت امام خمینی (ره) مشرف شد و طی ملاقاتی که با ایشان داشت ضمن اعلام بیعت، آمادگی خود را برای انجام هر نوع فعالیت سیاسی و مبارزاتی اعلام کرد.

زمانی که اولین تحرکات ارتش عراق به مرزهای کشور آغاز شد، وی به خرمشهر رفت و همراه دیگر رزمندگان به دفاع از مرزها پرداخت، اما در آخرین روزهای ‌مقاومت خرمشهر، با گلوله دشمن، مجروح و به تهران منتقل شد.

وی بعداز سقوط خرمشهر و برطرف شدن زخمهایش به آبادان رفت و «گردان المهدی» را با همکاری بسیجیان سازماندهی کرد.

شهیدی که از دانشگاه غرب فنون نظامی را آموخت و برعلیه به کار برد////25 مهر

شهید با وجود این که  کاندیدای فرماندهی ستاد مشترک ارتش و تصدی پست وزارت دفاع بود، با انتخاب شخصی به نیروی زمینی پیوست و معاونت عملیات لشگر ۹۲ زرهی اهواز را بر عهده گرفت.

اوایل سال 1362 پس از 2 سال خدمت در تهران دوباره به جنوب رفت. شهید اقارب همیشه می‌گفت: «نور الهی در آنجا (جبهه) متجلی است، آنجا جایگاه تزکیه نفس است.

سرانجام شهید اقارب روز بیست و پنجم مهرماه سال 1363  زمانی که به همراه برخی از فرماندهان، از جزایر مجنون بازدید می‌کردند، در اثر انفجار  خمپاره ای و به همراه سرهنگ عملیاتی» و «سروان صدیقی» به درجه رفیع شهادت رسیدند.

شهیدی که از دانشگاه غرب فنون نظامی را آموخت و برعلیه به کار برد////25 مهر

 

 

منبع:http://defapress.ir/fa/news/313777/شهیدی-که-از-قبل-تا-بعد-از-لحظه-شهادت-با-امام-خمینی-ره-همراه-بود

 

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

سلام دوستان

ایشان در جزیره مجنون شهید نشده اند در پیچ مرگ کوشک شهید شدند و بر اثر برخورد خمپاره دشمن به خودروشان شهید شدند و وقتی من برای امداد رسیدم زنده بودند و در آغوش من شهید شدند

شادروان ظهر عدس پلو خورده بودند و چون از ناحیه سر آسیب دیده بودند استفراغ کرده و تمامی لباسهای حقیر را قابل شستشو کرده بودند

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با درود خدمت استاد ابراهیمی سعید عزیز چون شما از نزدیک شاهد شهادت این شهید بزرگوار بودید حتماً از جزئیات بیشتری اطلاع دارید . همین بهانه ای خواهد شد که به خاطرات خود در این زمینه بپردازید خاطراتی که با بیان آن سند و گواه محکمی خواهد شد به حضور شما عزیزان ونقش ارتش در دفاع از این مرزو بوم . بی صبرانه منتظر بیان خاطرات شما استاد عزیز هستیم . ارادت .

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now