Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

الگوی تجریه بالکان برای ایران

آنچه در بالکان رخ داد پیاده سازی تئوری هایی بود که برای مهار قدرتهای بالقوه منطقه ای مخالف امریکا رخ داد و حال این بار نوبت ایران هست که در این ازمون مورد محک جدی قرار بگیرد
امیدوارم که این مطلب مفید براتون باشه و ایران سربلند از این ازمون بیرون بیاد

جنگ داخلی تقریباً یازده ساله یوگسلاوی (ده سال و هفت ماه و یک هفته و ۵ روز) یا جنگ‌های بالکان (۱۹۹۱- ۲۰۰۱)، که برای اینکه با جنگ‌های اول و دوم بالکان در اوائل سده بیستم میلادی اشتباه نشود آن را «جنگ‌های یوگسلاوی‌» می‌خوانند، عظیم‌ترین عملیات مشترک سرویس‌های اطلاعاتی غرب، بویژه سیا آمریکا و ام‌آی‌سیکس بریتانیا، بود پس از پایان جنگ ده ساله علیه ارتش شوروی و دولت مارکسیستی در افغانستان (۱۹۷۹- ۱۹۸۹) و فروپاشی و سپس انحلال رسمی اتحاد شوروی (۲۶ دسامبر ۱۹۹۱).
اهمیت سرویس‌های اطلاعاتی غرب در جنگ‌های بالکان در حدی است که در بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌ها مأموران اطلاعاتی در سوابق خود به آن اشاره می‌کنند.
هدف این بود که پس از انحلال «بلوک شرق» یوگسلاوی بعنوان قدرت درجه اول اقتصادی اروپای مرکزی و غربی وجود نداشته باشد. در نهایت چنین شد و یوگسلاوی به ۵ کشور کوچک تقسیم شد؛ از جمله کرواسی که توانمندی تیم فوتبالش را در بازی با انگلستان در جام جهانی ۲۰۱۸ دیدیم.
البته،‌ «مجتمع نظامی- صنعتی» نیز در جنگ بالکان بسیار ذینفع بود. برای مثال، آمریکا روزانه بین ۴۰ تا ۱۰۰ میلیون دلار فقط خرج بمباران خاک یوگسلاوی کرد.
مهم‌ترین اقدام سرویس‌های اطلاعاتی غرب اعزام گروه‌های «مجاهدین» بود که، از شش ماه قبل از ورود ارتش سرخ به افغانستان (طبق گفته‌های اواخر عمر برژینسکی)، با بودجه سیا سازمان‌‌دهی و تسلیح شدند و با پایان جنگ افغانستان (۱۹۸۹) باید از وجودشان استفاده می‌کردند. از اواخر ۱۹۹۲ اعزام انبوه این نیروها به بوسنی شروع شد. از جمله باید اشاره کنم به شخص بن‌لادن.
این «مجاهدین» نیز، مانند صرب‌ها، جنایات زیادی کردند و درواقع مکمل هم بودند برای نابود کردن کشور یوگسلاوی و کشت بذرهای نفرت و تخاصم.
تجارب جنگ داخلی بالکان و تجزیه کشوری پهناور و قدرتمند مانند یوگسلاوی می‌تواند الهام‌بخش و مورد استفاده در طرح تجزیه ایران باشد.
کسانی که بر بنیاد وضع فعلی (علل آن هر چه باشد) می‌کوشند امواج کنونی را به سمت و سوی مطلوب خود «مهندسی»‌ کنند،‌ دقیقاً می‌دانند چه می‌کنند و برای هر وضع محتمل سناریویی آماده دارند.
بارها تأکید کرده‌ام که هدف «رژیم چنج» و حذف «جمهوری اسلامی» در ایران نیست بلکه هدف بالکانیزاسیون ایران است؛ مشابه با سرنوشتی که یوگسلاوی پیشرفته از نظر اقتصادی و قدرتمند از نظر نظامی در دهه ۱۹۹۰ یافت.
در فضای پس از فروپاشی کمونیسم در اوائل دهه ۱۹۹۰ میلادی، یوگسلاوی یکپارچه به بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی و سیاسی اروپای جدید تبدیل می‌شد. این امر برای قدرت‌های اروپای غربی و ایالات متحده آمریکا قابل قبول نبود. بدینسان، جنگ داخلی ده ساله در یوگسلاوی، بر بنیاد اختلافات قومی و فرهنگی، پدید آمد و در جریان آن نه تنها یوگسلاوی در نهایت به ۵ کشور تجزیه شد بلکه بخش عمده زیرساخت‌های آن با بمباران‌های ناتو از میان رفت.

سرنوشت تراژیک یوگسلاوی دهه ۱۹۹۰ مفهومی بنام «بالکانیزاسیون» را به واژگان سیاسی افزود.

سرمایه‌گذاری قدرت‌های غربی بر گروهک بدنام «سازمان مجاهدین خلق »، دقیقاً با این هدف است. این سازمانی است که، در فضای از میان رفتن اقتدار حکومت مرکزی ایران، از پتانسیل ایجاد دستجات مسلح مهاجم و خونخوار برخوردار است و می‌تواند جنگ داخلی فاجعه‌آمیزی پدید آورد.
دلسوزان راستین و «عقلای قوم» باید هر چه سریع‌تر برای بحران فزاینده کنونی چاره‌ای بیندیشند.

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

درود بر کرونوس عزیز ( دوستت دارم ) 

کاشکی منابع بعضی قسمت ها رو قرار داده بودی 

از نظر کلی ، حرفهات رو قبول دارم، شرق و غرب همیشه به دنبال نیرنگ و حقه بوده و هست و خواهد بود. یک سیاستمدار واقعی میدونه که کسی با کسی دوست نیست و هر کسی باید به فکر منافع ملی خودش باشه. 

بر همین اساس گاهی سردن و گاهی گرم. پس بهتره که در زمان گرم بودن تا اونجایی که جا داره از گاو دوشید و وقتی هم سرد بودن به یخ زبون نزنیم که حتما میچسبه

کشورهای غربی اولویت اول رو گذاشتن بر اموزش رایگان ، بهداشت رایگان و جذب سرمایه، چون میدونن که مردم کشورشون هستن که اونها رو نگه میدارن و نه غیر اونها 

اما در کشورهایی نظیر شوروی سابق چطور؟ اساس رو قرار داده بودن بر صنایع نظامی، چون فکر میکردن این بمب اتم و موشک بالستیک و هوپیما هست که کشور رو حفظ میکنه، اما نکرد و شوری از هم پاشیده شد. 

امروز شما نگاهی به وضعیت کشور کن. وضعیت اموزش به چه شکلی هست ؟ وضعیت بهداشت در چه وضعیتی هست ؟ برای سرمایه کشور چه اتفاقاتی داره میافته ؟ 

حتی اب شیرین کشور هم شور کردن، تالاب ها رو خشک کردن و هزار کار دیگه که مجال گفتن نیست. 

اگر یک نفر عاقل و بیدار وجودداشته باشه میدونه که زنگ وضعیت قرمز خیلی وقته به صدا در اومده ولی ظاهرا منتظر لگد دشمن هستن که بیدارشون کنه 

 

من امروز به خودم میگم اگر قرار باشه عدالتی وجود نداشته باشه و یکی خودش رو محق بدونه که میلیارد میلیارد بخوره و از هم حمایت هم بکنن از طرف دیگه من بیکار باشم و برای یک لقمه نون مثل سگ کار کنم ، دیگه واسم فرقی نمیکنه چه کسی داره حکومت میکنه 

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

به نظر بنده عواملی وجود دارند که  در تجزیه کشورها موثرند . بعضی کشورها بنا بر شرایطی که دارند بیشتر مستعد تجزیه هستند . یکی از همین شرایط وجود اقوام مختلف است که هرچند به تنهایی کافی نیست ولی اگر شرایطی وجود داشته باشد و یا به وجود آید می تواند مهمترین عامل ایجاد تجزیه شود . ازجمله آن ایجاد تبعیذ دربین قومیت ها ست . سیاست تفرقه بنداز و حکومت کن سیاستی بود که بیشتر از سوی پیر استعمار اجرا می شود و متأسفانه کشور ما از آن بی نسیب نماند . در حال حاضر نیز به نظر بنده سیاسیون آمریکایی به تقلید از اجداد انگلیسی خود سیاست تفرقه را و تجزیه را دنبال می کنند .

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

ما مخلص دوستانیم

اکثر مطالبی که توی این مدت در حال انتشارش هستم حاصل گفتگو من با برخی دوستان و بزرگان هست که تمایلی به انتشار اسم شون در برخی موارد ندارن و بخشی هم نظرات خودمه

تلاش دارم تا تحلیل درست و راهکار مناسبی رو برای اوضاع فعلی تهیه کنم

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

پس با این حساب می توان با مشارکت دیگر دوستان در این بحث به یک جمع بندی کلی رسید . شاید بتوان در این راستا از مطالب برخی منابع خبری نیز سود برد تا در تکمیل این پست مفید واقع شود. اگر صلاح می دانید جمع بندی ونتیجه گیری انتهایی پست با شما و مشارکت در بحث و بیان دیدگاه ها نیز با ما .

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

بهترین کار نگاهی به تاریخ است. در زیر نقل قول هایی از دلایل فروپاشی شوروی از منابعی مانند یورونیوز رو نقل میکنم 

متاسفانه در بسیاری از موارد کافی است به جای کمونیسم از یک کلمه دیگه استفاده کنیم تا تفاوت وضعیت امروز خودمون رو با شوروی در حال فروپاشی مقایسه کنیم تا بفهمیم در چه موقعیت خطرناکی قرار گرفتیم 

 

****

***

**

ردم آغازگر انقلاب روسیه بودند و به امید آنکه آزادی، دموکراسی، زمین و غذا به دست آورند از تزار عبور کرده بودند؛ اما ماحصل آنها حکومتی مستبدتر و قدرتمندتر از گذشته بود. حکومتی که این بار در پناه ایدئولوژی پنهان شده بود و همان طور که پیشتر اشاره شد حتی ایدئولوژی را نیز به خدمت مسیر قدرت خود درآورده بود تا هرکجا نیاز بود تفسیری جدید از مکتب مارکسیست ارائه دهد؛ چرا آنچه که مهمتر از بقای مکتب و حکومتِ مارکسیست بود، بقای قدرت حاکمان شوروی و در واقع مارکسیستِ حکومتی بود.

به دنبال جنگ جهانی دوم، حاکمان شوروی به جای آنکه اقتصاد خسته خود را دریابند به دنبال رویارویی با آمریکا به پا خواستند؛ تقابلی که البته همواره به صورت نیابتی پیش می رفت و نتیجه آن فشار بیشتر بر مردمی بود که در کنار گمشده‌ای به نام آزادی و دموکراسی، اقتصاد را نیز اندک اندک از دست می‌داند؛ چرا که همه هزینه‌های دولتمردان یا برای رقابت‌های تسلیحاتی بود و یا جنگ‌های نیابتی به واسطه‎ی حمایت از گروه‌های مقابل آمریکا در کشورهای فقیر و جهان سوم.

اتحاد جماهیر شوروی که متولد انقلاب اکتبر ‍‍۱۹۱۷ بود، اما در ۱۹۹۱ با فروپاشی روبرو شد؛ بحرانی که در دهه ۱۹۸۰ علائم آن آشکار شده بود. بدون شک یکی از مهمترین دلایل این رخداد تاریخی، حاکمیت مطلق ایدئولوژی مارکسیسم بود. حاکمیت تمامی حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و تربیتی جامعه را به اندیشه مارکسیسم گره زده بود و تلاش داشت در راستای منافع خود، همه وجوه زندگی فردی و اجتماعی را تحت تاثیر مارکسیسم قرار دهد. از این رو هر آنچه غیر خود را به طور مطلق نفی می‌کرد. «ولادیسلاو زوبوک» در کتاب بچه‌های دکتر ژیواگو که روایتی است از آخرین نسل روشنفکران شوروی، در اینباره می‌نویسد: «مطبوعات روسیه پر بود از داستان‌هایی در مورد زندگی وحشتناک در ایالات متحده و گرسنگی و بیکاری و آزار و اذیت سیاهپوستان؛ آتش سوزی در مدارس، وفور جرم و جنایت در میان اقلیت‌ها و موضوعات مایوس‌کننده دیگر. به گونه‌ای که اگر کسی در صحت روزنامه‌های اتحاد شوروی تردید نداشت، باور می‌کرد نمایشگاه آمریکا چیزی جر یک مشت آت و آشغال وتبلیغات نیست.»

اما بی‌اعتقادی رهبران و یقه سفیدان شوروی به ایدئولوژی کمونیستی و نفاق در گفتار و رفتارشان، سبب شد تا پایگاه اجتماعی آنها به شدت متزلزل و بحران هویت بر مردم و به ویژه جوانان چیره شود. از سوی دیگر تقابل ایدئولوژی شوروی با غرب که سردمدار آن آمریکا بود، هزینه‌های هنگفتی را بر مردم تحمیل می‌کرد و آرام آرام اقتصاد کشور را در معرض فلج شدن کامل قرار داد. بحران هویت از یک سو و وضعیت آشفته اقتصادی از سوی دیگر سبب شد تا باور طبقات مختلف به این مملکت از بین برود و فساد در جنبه‌های مختلف روز به روز عیان تر از پیش شود. برآیند همه این عوامل سبب شد تا نهایتا بزرگترین امپراتوری آن عصر به واسطه چیره شدن ایدئولوژی بر تعقل در سیاست داخلی و خارجی از هم فرو بپاشد.

 

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

سلام

البته موارد فوق همگی دقیق و متین

اما

مهمترین عملی که بصورت مهندسی شده شکل گرفت و کماکان ادامه دارد و شاید هم ادامه دار باشه ،،، گران کردن دلار و بی ارزش گردن پول ملی هست

چقدر بی دلیل و بی مورد ریال را بی ارزش کردند و افرادی سود جو و نیز بی توجه به سیاست داخلی ایران، دنباله رو آنها شده و احتکار را در دستور کار خود قرار دادند.

محتکران و اربابان ارز و سکه را آزاد گذاشتند که خون مردم را در شیشه کننداز محتکران ضمن قدردانی ماوالتفاوت ارزی کالاها را گرفتند و اجازه پخش دادند و یا بدون اینکه رسانه ای کنند بی تفاوت از کنارش گذاشتند و گاهی اعلام کردند اشتباهی رخ داده احتکاری در کار نبود( همانند شمشهای طلایی که در زاهدان گرفته شده بود و یک شبه به آهن قراضه تبدیل شدند)

باید ترسید از روزی که مرز نشینان نتوانند بازارچه های مرزی را مثل قبل رونق بخشند ، اونوقت هست که جوانان بسیاری را از دست خواهیم داد

آقایان و آقا زاده ها چون بی نیاز از همه چیز هستند درد جامعه را لمس نمی کنند و به ریش مردم می خندند که نمونه اش تشویق وزیر بهداشت به خود ماساژی مریضی بود

مهمترین گزینه فعلا اقتصاد هست که بصورت هدایت شده در حال فروپاشی هست

ارادت

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

اتفاقاً شاید موضوع اقتصاد و از جمله معیشت را مهمترین رکن اساسی دانست . یکی از دلایل فرو پاشی وتجزیه کشورها به غیر از تفاوت فرهنگی بحث معیشتی نیز می باشد. یعنی یکی از دلایلی که سبب بروز انقلاب روسیه  شد . به هرحال وضعیت اقتصاد و معیشت مردم کشورها اگر رو به وخامت بگذارد می تواند سبب بروز شورشها ویا جنگ های داخلی نیز گردد .

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now