Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

عملیات فریب ؟ فریب دشمن یا فریب دادن مردم ؟

35 posts in this topic

اگر تاریخ را اندکی مطالعه و به گذشتۀ یک سری از افرادی که به قدرت رسیده اند دقت کنیم خواهیم دید که اکثر آنها گذشتۀ نامبهم و زندگی حقیرانه ای داشته اند . افرادی گمنام و بی نام و نشان . البته بسیار افرادی هم بوده اند که علی رغم گمنامی وقتی به درجات بالا رسیده اند نه تنها گذشتۀ خود را از یاد نبرده بلکه تلاش در بهبود اوضاع میهن و زیر مجموعۀ خود را فراموش نکرده اند . بعنوان مثال میتوان به میرا تقی خان امیر کبیر و یا رضاشاه اشاره نمود .

ولی بسیاری هم از افراد بوده اند که وقتی به درجات بالا رسیده و می رسند میخواهند تمام حقارت هایی که در گذشته متحمل شده اند را یکجا و به هر قیمتی جبران کنند . این افراد نه دوست می شناسند و نه آشنا و نه همرزم و نه . . . . فقط میخواهند هرطور شده نام ننگین خود را در صفحات تاریخ ثبت کنند . برایشان کشتن همقطار و دوست با کشتن دشمن تفاوتی ندارد .

این دسته از افراد حقیر فقط جاه طلب و خودشیفته هستند . یک انسان چقدر باید بی رحم باشد که هزاران جوانی که برای دفاع از آب و خاک خود را به جبهه رسانده بودند بخاطر پاره ای تفکرات منسوخ شده و نخ نما به کشتن بدهند . امروزه باید سئوال تمام خانواده های شهدا و جانبازان این باشد که رفسنجانی و محسن رضایی چه دانشی از علوم نظامی داشته اند که در رأس هرم فرماندهی قرار گرفته بودند ؟

محسن رضایی بعد از رسوایی بزرگی که برای خود رقم زد گفته است که قبول دارد در انتخاب کلمات اشتباه کرده است . وقتی این فرد در سن 64 سالگی علی رغم دارا بودن مدرک دکتری هنوز نمیداند برای اظهار نظر واژه و کلمات درست را انتخاب کند بر اساس کدام دانش و سوادش در سن 26-27 سالگی او را فرماندۀ یکی از قوای مسلحی میکنند که تازه تأسیس هم بوده است ؟ محسن رضایی در سال 1365 فقط 32 سال سن داشته است در حالی که در همان سال 1365 نظامیانی بودند که بالای 20 سال فقط سابقۀ نظامی گری را در دورۀ طلایی شاهنشاهی گذرانده بودند . نهایت سابقۀ نظامی گری محسن رضایی شاید دو سال سربازی و چند ماه عملیات چریکی بزن در رو بوده است .

خدا را شکر که کم کم خودشان زمینۀ رسوایی خودشان را مهیا میکنند . گرچه شنیدن سخنانی از این دست مانند همین عملیات کربلای4 که در واقع عملیاتی برای فریب میلیون ها ایرانی بوده است تا بر حماقت آن چند نفری که بعد از آزادی خرمشهر بر طبل ادامۀ جنگ کوبیدند سرپوش گذاشته شود ولی همین که بعضی حقایق برای ثبت در تاریخ رو میشود ارزشمند است .

4

Share this post


Link to post
Share on other sites
سردار زهدی در گفت‌وگو با دفاع پرس:
فرمانده توپخانه سپاه در دفاع مقدس گفت: برای فریب دشمن اعلام کردیم عملیات کربلای ۴ عملیات اصلی بوده تا آنها فکر کنند عملیات تمام شده و بدین وسیله آماده باش نیروهای خود را کنسل کرده و به نیروهای خود مرخصی دهند.
 
 

کربلای ۴ زمینه را برای موفقیت در کربلای ۵ فراهم کردسردار یعقوب زهدی از فرماندهان دوران دفاع مقدس که در قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء (ص) نیز حضور داشته، درباره حواشی بوجود آمده پیرامون اظهارات سردار محسن رضایی فرمانده کل سپاه در زمان دفاع مقدس به خبرنگار دفاعی امنیتی دفاع پرس، اظهار داشت: در دوران دفاع مقدس مواردی پیش می‌آمد که فرماندهان مجبور بودند در حین عملیات تغییر تاکتیک دهند به عنوان مثال در عملیات بیت المقدس، چون نیرو‌های عمل کننده در شلمچه متوقف شده بودند به ناچار فرماندهان فلش عملیات را به سمت خرمشهر تغییر دادند و این عملیات با موفقیت به اتمام رسید.

وی افزود: این گونه عمل کردن فرماندهان و تصمیم گیری در صحنه عملیات از نشانه‌های نبوغ آن‌ها است یعنی اینکه بتوانند با توجه به آنچه در صحنه جنگ وجود دارد، یگان‌ها را به نحو مطلوبی هدایت کنند. این موضوع موفقیت بزرگی محسوب می‌شود.

سردار زهدی در ادامه عنوان کرد: پس با توجه به این موضوع باید گفت که عملیات کربلای ۵ در ادامه و تکمیل کننده عملیات کربلای ۴ بود بدین صورت که وقتی در ساعات اولیه عملیات کربلای ۴ یگان‌های عمل کننده اعلام کردند امکان پیش روی وجود ندارد، از نیرو‌ها خواسته شد به مواضع اولیه خود باز گردند.

وی ادامه داد: این در حالی بود که دو لشکر ۵۷ حضرت ابوالفضل (ع) به فرماندهی سردار روح الله نوری (جانشین فعلی فرمانده نیروی زمینی سپاه) و لشکر ۱۹ فجر به فرماندهی سردار محمد نبی رودکی (رئیس فعلی پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس) توانسته بودند به مواضع عراقی‌ها نفوذ کنند، اما چون احتمال اینکه آن‌ها بتوانند با سایر نیرو‌ها الحاق کنند بسیار کم بود، آن‌ها نیز به عقب بازگشتند.

فرمانده توپخانه سپاه در دوران دفاع مقدس تاکید کرد: برای فریب دشمن اعلام کردیم عملیات کربلای ۴ عملیات اصلی بوده تا آنها فکر کنند عملیات تمام شده و بدین وسیله آماده باش نیروهای خود را کنسل کرده و به نیروهای خود مرخصی دهند.

وی تصریح کرد: پس با این ترفند زمینه را برای انجام موفقیت آمیز عملیات کربلای ۵ فراهم کردیم؛ به عبارت دیگر عملیات کربلای ۵ همان گونه که عنوان شد در ادامه عملیات کربلای ۴ است.

سردار زهدی سپس با اشاره به اینکه بیان مطالبی همچون اینکه عملیات قبل از انجام لو رفته بود، ادعای غلطی است، گفت: اینکه ادعا می‌شود عملیات کربلای ۴ قبل از انجام آن لو رفته بود، ادعای غلطی است. هیچ فرمانده‌ای، عملیاتی را که مطمئن باشد لو رفته انجام نمی‌دهد. به عنوان مثال در منطقه اروند رود قرار بود عملیاتی با هلی برن نیرو‌ها به «ابوالخصیب» صورت بگیرد و در این رابطه نیرو‌ها تمرینات لازم را هم انجام داده بودند، ولی در آستانه شروع تصمیم به لغو عملیات گرفته شد.

وی با بیان اینکه لو رفتن و نرفتن عملیاتی به سه عامل مکان، زمان و تاکتیک بستگی دارد، اظهار داشت: وقتی این سه عنصر با هم جمع شوند موجب غافلگیری دشمن می‌شود البته این نکته را هم باید اضافه کرد که در تمام عملیات‌های انجام شده در دوران دفاع مقدس دشمن از نظر زمان و مکان غافلگیر نشده است حتی در عملیات فتح المبین، دشمن زمان تقریبی عملیات را می‌دانست، اما چون رزمندگان ما از نظر تاکتیک برتری داشتند، همین عامل باعث پیروزی آن‌ها می‌شد.

این فرمانده دوران دفاع مقدس سپس درباره این موضوع که گفته می‌شود عملیات توسط یک فرد خائن لو رفته و اینکه آمریکایی‌ها بواسطه رسوایی در ماجرای مک فارلین، اطلاعات تحرکات نظامی ایران را به عراق داده بودند، گفت: در این رابطه هم باید گفت عراق به صورت دایم اطلاعات مربوط به وضعیت خطوط رزمندگان ما را بوسیله آواکس‌هایی که از عربستان پرواز می‌کردند دریافت می کرد و آن‌ها علاوه بر اطلاعاتی که از جاسوسان خود به دست می آوردند، از اطلاعات ماهواره‌ای آمریکا هم بهره‌ می بردند و این هم فقط مربوط به این عملیات نمی‌شد.

وی در توضیح بیشتر این موضوع عنوان کرد: تمام عملیات‌ها با درصدی از احتمال موفق نشدن همراه بود یعنی هیچ عملیاتی نبود که از قبل با اطمینان ۱۰۰ درصد انجام شود به عنوان مثال در عملیات والفجر ۸، فرماندهان درصد موفقیت را ۶۰ درصد تعیین کرده بودند که اگر آن عملیات هم موفق نمی‌شد، همین مباحثی که در رابطه با کربلای ۴ مطرح می‌شود، درباره این عملیات هم بیان می‌شد.

سردار زهدی با تاکید بر اینکه بیان چنین مطالبی مربوط به بعد از عملیات است، افزود: زمانی که عملیات کربلای ۵ با موفقیت انجام شد، شهید سوداگر در سنگر فرماندهی عراق «کالکی» پیدا کرد که مربوط به عملیات کربلای ۴ بود یعنی در آنجا بود که فهمیدیم دشمن کالک عملیات مورد اشاره را داشته است.

 

منبع:http://defapress.ir/fa/news/325668/کربلای-۴-زمینه-را-برای-موفقیت-در-کربلای-۵-فراهم-کرد

3

Share this post


Link to post
Share on other sites
سرلشکر سلیمانی:
فرمانده نیروی قدس سپاه گفت: وقتی که عملیات کربلای ۵ را انجام دادیم و به «کانال ماهی» رسیدیم، دشمن به این نتیجه رسید که عملیات کربلای ۴ فریب بوده است؛ حتی در کربلای ۵ «تک فریب» انجام دادیم، تا عملیات موفق شود.
 
 

عملیات کربلای ۴ عملیات اصلی بود، نه فریببه گزارش گروه دفاعی امنیتی دفاع پرس، سردار سرلشکر «قاسم سلیمانی» فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران و از فرماندهان حاضر در عملیات کربلای ۴ در گفت‌وگو با برنامه تلویزیونی «حالا خورشید» درباره مباحثی که به تازگی درباره این عملیات مطرح شده است، اظهار داشت: در موضوعی که بیان می‌شود، نباید شخصیتی که در طول هشت سال دفاع مقدس فرماندهی جنگ را برعهده داشته است، مورد انتقاد و حتی عقده‌گشایی و شماتت قرار بگیرد.

وی با بیان اینکه عملیات کربلای ۴ عملیات اصلی بود؛ نه فرعی، اظهار داشت: ما عملیات‌هایی داشتیم که در طول سال برای آن برنامه‌ریزی کردیم و در طول حدود شش ماه برای آن کار می‌کردیم، اما به موفقیت نرسیدیم. در عملیات «رمضان» هم تا حدودی به اهداف اساسی رسیدیم، اما به نتیجه نرسید. در «والفجر مقدماتی» هم کار‌های فراوانی صورت گرفت؛ ولی به نتیجه نرسید. ما حدود شش عملیات داشتیم که منجر به موفقیت نشد؛ لذا ما در جنگ، هم عملیات موفق داشتیم و هم ناموفق.

سرلشکر سلیمانی افزود: عملیات کربلای ۴ جزو عملیات اصلی بود، اما درباره اینکه چرا عملیات لو رفت، باید بگویم که جمعی تصمیم‌گیرنده برای جنگ بودند و منطق نظامی وجود دارد و ما در همه عملیات‌ها نسبتی از لو رفتگی را داشتیم؛ مثلا در عملیات والفجر ۸ که غافلگیرانه بود، من در کنار رودخانه بودم و دیدم که وقتی غواصان به آب زدند و دشمن در حال شلیک به رودخانه است؛ لذا اگر ما چنین تصوراتی را مبنا قرار می‌دادیم، هیچ عملیاتی را نمی‌شد، انجام داد.

فرمانده نیروی قدس سپاه خاطرنشان کرد: وقتی در حین عملیات کربلای ۴ با مواجهه شدید دشمن روبه‌رو شدیم و فهمیدیم امکان مقابله و عبور از‌ «ام‌الرصاص» وجود ندارد، تصمیم‌ گرفته شد که عملیات متوقف شود.

وی با بیان اینکه وقتی در فاصله کمتر از ۱۵ روز از عملیات کربلای ۴، عملیات کربلای ۵ را انجام دادیم و بزرگترین موفقیت را کسب کردیم، گفت: آن زمان هم ما با عملیات موافق نبودیم و بحث می‌کردیم؛ اما مرحوم آقای هاشمی اصرار داشت که عملیات انجام بگیرد. در عملیات کربلای ۵ تصور این بود که دشمن در آنجا هم هوشیار است و فرماندهان موافق نبودند؛ اما فرماندهی جنگ موافق عملیات بود.

سردار سلیمانی افزود: تصور دشمن از هنگام انجام عملیات کربلای ۵ که ما توانستیم خود را کناره بصره برسانیم، این بود که کربلای ۴ عملیات فرعی بوده و این تصور در دشمن وجود داشت.

فرمانده نیروی قدس سپاه با بیان اینکه جنگ به اندازه کافی منطق برای دفاع از خودش دارد، اظهار داشت: جنگ ما مردمی و معنوی‌ترین جنگ بود. من همه جهاد‌ها را دیدم و هیچ جهادی به پاکی جهاد ما نیست. ما فرمانده‌ای بزرگ، حکیم و جامع‌الشرایط مثل امام (ره) داشتیم که با کسی رودربایستی نداشت.

وی در جمع‌بندی صحبت‌هایش خاطرنشان کرد: نمی‌توان عملیات را به بهانه اینکه دشمن آن را فهمیده لغو کرد و نمی‌توانیم این را مبنا قرار دهیم، در این صورت هیچ عملیاتی را نمی‌توانستیم، انجام دهیم؛ مثلا عملیات بیت‌المقدس هم لو رفته بود. شب عملیات فتح‌المبین که به پای عملیات رفتیم، مجبور شدیم برگردیم و به همین دلیل بر این مبنا هیچ عملیاتی قابل انجام نبود. وقتی با سرعت، ۱۵ روز بعد از عملیات کربلای ۴، کربلای ۵ را انجام دادیم و ما را به کناره بصره رساند، دشمن متوجه شد که کربلای ۴ فریب بوده و عملیات کربلای ۵، اصلی بوده است.

سرلشکر سلیمانی افزود: وقتی که کربلای ۵ را انجام دادیم و به کانال ماهی رسیدیم، دشمن به این نتیجه رسید که عملیات کربلای ۴ فریب بوده است؛ حتی در کربلای ۵ «تک فریب» انجام دادیم، تا عملیات موفق شود.

فرمانده نیروی قدس سپاه در پایان خاطرنشان کرد: ما هیچ وقت نگاه نمی‌کردیم که در صحنه مقابل چه اتفاقی می‌افتد. در عملیات کربلای یک و آزادسازی مهران شاید چندان این عملیات را جدی نمی‌دانستیم، اما وقتی آقای هاشمی گفت که امام به ما فرمودند «به بچه‌ها بگویید که مهران را پس بگیرند»، این انگیزه‌ای برای ما شد و هیچ‌وقت جنگ درگیر موضوعات نفسانی نبود.

 

منبع:http://defapress.ir/fa/news/325710/کربلای-۴-از-منظر-دشمن-عملیات-فریب-بود

 

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

پاسخ مرکز اسناد سپاه به ابهامات درباره عملیات کربلای۴

مرکز اسناد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به ابهامات عملیات کربلای۴ پاسخ داد.

 
 
 
 
پاسخ مرکز اسناد سپاه به ابهامات درباره عملیات کربلای 4

به گزارش گروه دفاعی خبرگزاری تسنیم ، مرکز اسناد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طی گزارشی به ابهامات عملیات کربلای4 پاسخ داد. متن این گزارش به‌شرح ذیل است:

امروز سالروز عملیات کربلای4 است. درمورد این عملیات سؤالات مختلفی مطرح شده است که به برخی مسائل و ابهامات دامن می‌زند. گفته شده است این عملیات از قبل لو رفته و اجرای آن بی‌تدبیری بود، به همین دلیل تلفات بسیاری داشت، در این باره چند نکته وجود دارد.

البته عوامل گوناگونی از جمله غافلگیر کردن دشمن در دستیابی به اهداف و پیروزی در عملیات‌ها مؤثر بوده‌اند که این عوامل از اهمیت غافلگیری نمی‌کاهند. یکی از مهم‌ترین این عوامل توان فرماندهان در طرح‌ریزی و انعطاف‌پذیری در تغییر مانور حین عملیات بود. قدرت فرماندهی سبب می‌شود در بسیاری از عملیات‌ها با وجود هشیاری دشمن نتایج مورد نظر تحقق یابد.

اساساً غافلگیری کامل در هیچ عملیاتی امکان‌پذیر نبود. با وجود توان بالای ارتش عراق در استراق سمع و امکان بهره‌گیری از اطلاعات ماهواره‌های جاسوسی، امکان نداشت که تعداد زیادی یگان جابه‌جا شوند ولی دشمن هشیار نشود.

به‌جز دو سه عملیات، همه عملیات‌های دوران دفاع مقدس بدون غافلگیری انجام شدند؛ از جمله عملیات فتح‌المبین و بیت‌المقدس، با وجود هشیاری دشمن، با موفقیت اجرا گردید.

پیروزی در نبردها به عوامل گوناگونی ارتباط دارد. در عملیات کربلای4 علاوه بر هشیاری دشمن، پیچیدگی جغرافیایی منطقه دلیل اصلی عدم الفتح بود.

برخلاف  آنچه گفته شده است، در عملیات کربلای4 دو محور از سه محور شامل منطقه شلمچه و جزیره مینو موفق بودند به‌طوری که در محور شمالی عملیات، لشکرهای 19 فجر و 57 ابوالفضل(ع) توانستند یکی از سخت‌ترین مواضع ارتش عراق در شلمچه را بشکنند. همچنین در محور جنوبی، قرارگاه نوح (جزیره مینو) برخی یگانها موفق شدند از خطوط مستحکم دفاعی ارتش عراق عبور کنند.

اجرای عملیات کربلای4 در مرحله اول با توجه به موانع موجود در همان ساعتهای اولیه متوقف شد. در این عملیات از 260 گردان عملیاتی سپاهیان حضرت محمد(ص)،  تنها 40 گردان وارد عمل شده بودند.

تدبیر و قدرت فرماندهی جنگ سبب شد در حداقل زمان ممکن، عملیات کربلای4 متوقف و عملیات گسترده کربلای5 در کمتر از 2 هفته با غافلگیری کامل عراق انجام شود، بنابراین عملیات موفق و سرنوشت‌ساز کربلای5 از دل کربلای4 بیرون آمد.

برخلاف تبلیغات برخی رسانه‌های خارجی آمار شهدای عملیات کربلای4 به‌استناد اسناد موجود، کمتر از 1000 نفر است.

 

 

منبع:https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/10/03/1906754/پاسخ-مرکز-اسناد-سپاه-به-ابهامات-درباره-عملیات-کربلای4

 

 

 

2

Share this post


Link to post
Share on other sites
در در 12/30/2018 در 11:37 PM، kalafe2006 گفته است :

دو چیز هست که وقتی زیاد میشه عقل رو زایل میکنه 

اولی سن هست 

دومی غرور و تکبر 

حالا این وسط یه عده ای هم زمان هم سنشون بالا رفته هم غرور و تکبرشون. دیگه چه توقعی دارید

ای کاش استاد تلخک ادامه اون ماجرای سردار سرتیپ پاسدار دکتر رضایی در مورد پیش بینی هاشون از جنگ عراق و امریکا قرار داده بودند 

توجه دوستان رو به برخی از سخنان گهربار دکتر محسن رضایی جلب میکنم: 

 

1-حدود دو ماه پیش از تجاوز صدام، همراه با آقای شمخانی با بنی‌صدر جلسه گذاشتیم و به ایشان گفتیم جنگی در حال شکل‌گیری است. وقوع جنگ براساس شواهد و قراین متقنی برای ما (در اطلاعات سپاه) قطعی بود؛ از جمله اطلاعاتی که از طریق مجاهدین عراقی، بازجویی عوامل خرابکار و انتحاری صدام در خوزستان و مشاهدات میدانی به دست آوردیم.

ده روز قبل از تجاوز عراق خود من از رأس‌البیشه تا دهلران و... را بازدید کردم و از عزم و آمادگی بغداد برای آغاز جنگ مطمئن شدم. با این وجود دوستان سیاسی ما در مرکز می‌گفتند این جنگ روانی و تبلیغات است. بر همین اساس، ارتش که در فروردین ماه ۱۳۵۹، درحالت آماده‌باش قرار داشت و سر مرز مستقر شده بود، دوباره نیروهایش را عقب کشید و وقتی ارتش عراق حمله کرد، هیچ خط دفاعی در سراسر مرز، مقابل آن وجود نداشت.

 

2- روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: یک نظامی سابق که اکنون عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است در اظهارنظر عجیبی درباره احتمال وقوع حمله نظامی آمریکا به ایران گفته: «من به ملت ایران به عنوان یک سرباز قول می‌دهم اگر آمریکائی‌ها بخواهند به ایران چشم بدی داشته باشند و به فکر حمله نظامی باشند، مطمئن باشند، حداقل هفته اول هزار نفر آمریکائی را اسیر می‌گیریم که آن موقع برای آزاد کردن هر کدامشان باید چند میلیارد دلار بدهند...»

 

3-

محسن رضایی ۵روز مانده به حمله : بنظرم صدام یک جنگ فرسایشی چندین ساله را با آمریکا خواهد داشت و عراق برای آمریکا ویتنام دیگری خواهد شد ✝ دو روز مانده به حمله وپیام جورج بوش به جهان : صدام و دو پسرش تا ۴۸ساعت فرصت دارند خاک عراق را ترک کنند ومانع از جنگ شوند محسن رضایی در همان برنامه : تهدید آمریکا توخالی ست و مصرف داخلی دارد ✝ محسن رضایی لحظاتی پیش از حمله(روز اول ) : آمادگی عراق در مقابل آمریکا در حدی هست که آمریکا بعد از چند روز به سازمان ملل رجوع کند ✝ محسن رضابی روزسوم حمله : باید دید چرا همه نیروهای عراق وارد عمل نشده اند از روی تاکتیک است یا برای تحریک نکردن امریکاییان مجری برنامه :ولی اینجا دیگر مرگ و زندگی است چرا باید به نیروهایش بگوید وارد نشوید!! ✝ روز چهارم در حالیکه امریکاییان از کویت و صحرای عربستان تا ۱۰۰کیلومتر داخل شده اند و بیش از ۱۰۰فروند هواپیمای عراق بدلایل نامعلومی در فرودگاه های ایران بزمین نشسته اند محسن رضایی : سرعت ورود آمریکا بیش از پیش بینی ها بوده کار صدام تمام است ✝ روز ششم حمله خبرگزاری ها از پاتک عراق و گیر افتادن آمریکایی ها در حلقه محاصره U خبر دادند محسن رضایی : مهندسان عراقی توانستند تمام نقشه های آمریکا را بر آب کنند ✝ روز هشتم محسن رضایی : پیش بینی میکردیم که آمریکا در باتلاق عراق گیرکند در حالیکه خبرگزاری ها داشتند از پیشروی ناگهانی امریکایی ها و عبور از بصره و کربلا خبر میدادند ✝ روز یازدهم مجری سیما : بنظر میرسد نیروی هوایی عراق کلا به ایران آمده اند محسن رضایی : ممکن است فرمانده هوایی عراق جاسوس آمریکا باشد مجری سیما :ولی صحاف سخنگو از ایران بخاطر اجازه ‌ورود هواپیماها تشکر کرده است ! پس بی اطلاع صدام نبوده ✝ تا روز ۱۸ ام سایر سرداران در برنامه هرشب تحلیل جنگ آمدند اما از محسن رضایی خبری نبود مجری سیما :کارشناسان نظامی دنیا هیچکدام پیش بینی نمیکردند امریکا بغداد را به این سرعت محاصره کند محسن رضایی : صدام به اردن گریخته پیش بینی ما درست درآمد!!! ✝ روز ۱۹ام تلویزیون عراق الجزایر صدام را با چهره بشاش و روحیه عالی در نمایشی خیابانی میان جمعیت نشان دادند که برایش کف میزدند و خبر پاتک به آمریکایی ها و اولین ! زخمی آمریکایی ها باخبر شد محسن رضایی : صدام تاکتیکش را در به اسارت گرفتن عمده امریکایی ها دارد پیاده میکند تا بعدا امنیت بقا خود را در معامله با آنها بدست بیاورد ! روز ۲۰ ام امریکایی ها در جنوب بغداد منتظر تسلیم صدام مکث کردند محسن رضایی : صدام مامور آمریکا ست و تسلیم آمریکا میشود تا نمایشی را که قرار بود باهم اجرا کنند در جنگ با ایران و آمریکا خاورمیانه را مستعمره خود کند و نتوانستند، حالا پیاده کنند !! مجری: تکلیف صدام چه میشود ؟ محسن: خب در آمریکا زندگی پنهان خواهد کرد ✝ روز ۲۱ در حالیکه مقاومت گارد صدام توسط ۲۰۰ سرباز آمریکا در هم میشکست ۲۰۰۰سرباز آمریکا در میدان اصلی بغداد پرچم امریکا را روی مجسمه صدام نصب کردند جرج بوش و همه اعضای کاخ سفید در کنار چند میلیارد زنده داشتند تماشا میکردند،بجز شبکه داعشی الجزایر لحظاتی بعد جرج بوش دستور پایین کشیدن پرچم امریکا و جایگزینی با پرچم عراق را به فرمانده هانش در مرکز بغداد را صادر کرد امریکائی ها به مغازه های اطراف گفتند پرچم عراق میخواهند بعد در حالیکه امریکا یی ها از چند نفری که پرچم عراق آوردند خواستند بالا بروند و نصب کنند عده ای از عراقی ها به دور بولدوزر امریکایی جمع شدند و به تخریب مجسمه صدام کمک کردند ✝ محسن رضایی دیگر تا روز ۳۰ام حمله به برنامه نیامد اما در روزنامه ای گفته بود خدا کار ناتمام مارا تمام کرد و صدام به سزای عملش رسید

جناب كلافه عزيز دليل سومي هم هست كه عقل زايل ميشه اينجا جاش نيست بگم

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

تدبیر و قدرت فرماندهی جنگ سبب شد در حداقل زمان ممکن، عملیات کربلای4 متوقف و عملیات گسترده کربلای5 در کمتر از 2 هفته با غافلگیری کامل عراق انجام شود، بنابراین عملیات موفق و سرنوشت‌ساز کربلای5 از دل کربلای4 بیرون آمد . 

همین گزاف گویی ها سبب شده و میشود که هیچ کس پاسخگو نباشد .

 

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

فکر کنم آقایون قبلا 20 سال سابقه بنایی در کارنامه خودشون دارن

چون حیلی خوب ماله کشی میکنن و کار های همدیگه رو صاف میبرن اونجایی که میخوان

خداکنه دیگه از نبوغ شون استفاده نکنن

خداکنه ذخایر انقلاب رو ببرن توی خزانه و درش رو 4 قفله بکنن

خداکنه این تحربیات و ژنهای خوبشون رو منتقل بکنن به غربی ها از همونا بچه هاشون زن بگیرن و این ژنهای با ارزش رو تزریق کنن به حامعه عرب تا هم انقلاب رو صادر کرده باشیم و هم اونها هم از این نعمت برخوردار بشن

خدا کنه ما رو ول کنن و برن

خدا کنه دیگه حرف نزنن

خدا کنه دیگه زندگی شون رو به رخ ملت نکشن

ما خانواده شهید داریم ما خانواده جانباز و اسیر داریم ما خانواده هایی داریم که هنوز براشون جنگ تمام نشده و با هر تشنج پدر خانه یکی ناخواسته باید کتک بخوره  یا بخشی از وسایل خونه نابود بشه اونقدر وضعشون بهم ریخته ست که انگار همین الان بمب زدن توی خونه شون

خواهشا برای این خانواده ها خود نمایی نکنین و از تاکتیکها و هنر نمایی هاتون حرف نزنین

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

پاسخ به سردار غلامعلی رشید، در حمایت از محسن رضایی.، سلام سردار بام تهران نشین عجیب نیست که از آقا محسنتان دفاع می کنید، در سال اول جنگ شما و آقا محسنتان کجا بودید که فرماندهان ارتش با آن ارتشی که باقی مانده بود( و از اعدامها و اخراج ها جان سالم بدر برده بود و 80 درصد آن در آذربایجان غربی و کردستان و ترکمن صحرا و سیستان و بلوچستان و خوزستان در گیر ضد انقلاب بود) جلوی ارتش مجهز عراق را سد کرد ، طوریکه روز ششم جنگ عراق درخواست آتش بس کرد؟؟؟ کجا بودید شما؟؟؟ یکسال ارتش ایران جلوی ارتش تا بن دندان مسلح عراق ایستاد شما و آقا محسنتان کجا بودید؟؟؟ مگر نه اینکه در شهریور سال 60 آقا محسن شما به فرماندهی سپاه منصوب شد؟؟؟ کحا بودید شما که در سال اول جنگ نزاجا در همه ی محورهای تک دشمن او را زمینگیر کرد؟؟ کجا بودید شما که در آذر سال 59 نداجا با عملیات مروارید و انهدام سکوهای البکر و الامیه عراق و 9 فروند ناوچه اوزای پیشرفته روسی عراق نیروی دریایی و صادرات نفت عراق از طریق خلیح فارس را برای همیشه نابود کرد؟؟؟ کجا بودید شما زمانیکه در فروردین سال 60 نهاجا با خلبانان غیور خود در عملیات H3. باانهدام 57 فروند هواپیمای پیشرفته عراق که از ترس نیروی هوایی ایران در مرز اردن مخفی کرده بود، نیروی هوایی عراق را برای دوسال نابود کرد تا ما بتوانیم عملیات های پیروزمند ثامن الائمه، طریق القدس ، فتح المبین و بیت المقدس را در لوای برتری هوایی پیروزمندانه انجام بدهیم؟؟؟ اگر نبودید شماها و رای امام خمینی را عوض نمی کردید در سال 61 جنگ تمام شده بود.!!! کی بود که هی به طبل جنگ می نواخت و شعار جنگ جنگ تا پیروزی سر میداد؟؟؟ از کدام پیروزی این آقا محسن قهرمانتان حرف میزنید؟؟؟ از عملیات رمضان؟ بدر؟ خیبر؟ کربلای 4 و 5 ،،،، کدام موفقیت آمیز بود؟؟؟؟ چرا به مردم دروغ می گویید؟؟؟ کدام قهرمان؟؟؟ چرا شهدای عزیز ما را بهانه قرار می دهید؟؟؟ دیر نیست که در روز قیامت یقه شما را بگیرند!!! بعد از فتح خرمشهر کدام یک وجب را پیشروی و فتح کردید؟؟؟ اگر فتح فاو را بهانه کنید که اون عملیات فقط کار شما نبود، 30 گردان توپخانه، پدافند اسکای گارد متحرک، هوانیروز، نهاجا در فاو و عملیات پشتیبان ارتش در شلمچه اگر نبود که اونم می شد کربلای 4؟؟؟ سردار، قهرمان، شما فرق عملیات پشتیبان را با عملیات اصلی میدانید؟؟ اصلا شما فرق بین پدافند متحرک و منطقه ای را میدانید؟؟ قهرمان، در عملیات فریب تا چه حد باید به دشمن نزدیک شد و ضربه زد؟؟؟ تا حدیکه 20000 نفر شهید بدهید؟؟؟ جواب این خون ها را خواهید داد ، دور نیست که همین مردم شهید داده شما را با خاک انداز از این کشور بریزند بیرون،،،، راستی شما کدام دولت را باعث این گرانی ها میدانید؟؟ دولتی که شهردار و فرماندار و بخشدار و دهیارش از شماست؟؟؟ دولتی که وزیر و نماینده و معاون و رییس جمهورش از شماست؟؟؟ دولتی که بانکش مال شماست، مخابرات و صدا و سیما و کوفت و زهرمارش از شماست؟؟؟ دولتی که اختلاس کننده اش از شماست ؟ دکل دزد و نفتکش دزد و پول به کانادا منتقل کنش از شماست؟؟ کدام دولت اینکه دبیر تشخیص مصلحت و همه اش از شماست؟؟ دست بردارید از این دروغگوییها ای شریکان دزد و رفیقان قافله. این مردم بیچاره را فریب دادید و جوانانش را به مسلخ بردید و اموال مردمش را غارت کردید ، حیا کنید، آقا محسن حیا کن ، ممکت را رها کن.//

4

Share this post


Link to post
Share on other sites

باز نشر پیش بینی های آقای دکتر محسن رضایی!

 

 

 

روزی که صدام چون موش به سوراخش خزید ۲۱ روز از حمله آمریکا میگذشت اگر ۲۵ روز به غقب برگردید در آرشیو سیما گفتگو های هرشب سران نظامی ایران و تحلیلشان از جنگ میتواند برای ثبت در تاریخ جالب باشد

 

 

 

 

محسن رضایی ۵روز مانده به حمله : به نظرم صدام یک جنگ فرسایشی چندین ساله را با آمریکا خواهد داشت و عراق برای آمریکا ویتنام دیگری خواهد شد

 

 

 

 

 دو روز مانده به حمله وپیام جورج بوش به جهان : صدام و دو پسرش تا ۴۸ساعت فرصت دارند خاک عراق را ترک کنند ومانع از جنگ شوند محسن رضایی در همان برنامه : تهدید آمریکا توخالی ست و مصرف داخلی دارد

 

 

 

 

محسن رضایی لحظاتی پیش از حمله(روز اول ) : آمادگی عراق در مفابل آمریکا در حدی هست که آمریکا بعد از چند روز به سازمان ملل رجوع کند

 

 

 

 

 

محسن رضابی روزسوم حمله : باید دید چرا همه نیروهای عراق وارد عمل نشده اند از روی تاکتیک است یا برای تحریک نکردن امریکاییان مجری برنامه :ولی اینجا دیگر مرگ و زندگی است چرا باید به نیروهایش بگوید وارد نشوید!!

 

 

 

روز چهارم در حالیکه امریکاییان از کویت و صحرای عربستان تا ۱۰۰کیلومتر داخل شده اند و بیش از ۱۰۰فروند هواپیمای عراق بدلایل نامعلومی در فرودگاه های ایران بزمین نشسته اند محسن رضایی : سرعت ورود آمریکا بیش از پیش بینی ها بوده کار صدام تمام است

 

 

 

 

 

روز ششم حمله خبرگزاری ها از پاتک عراق و گیر افتادن آمریکایی ها در حلقه محاصره U خبر دادند محسن رضایی : مهندسان عراقی توانستند تمام نقشه های آمریکا را بر آب کنند

 

 

 

 

 

روز هشتم محسن رضایی : پیش بینی میکردیم که آمریکا در باتلاق عراق گیرکند در حالیکه خبرگزاری ها داشتند از پیشروی ناگهانی امریکایی ها و عبور از بصره و کربلا خبر میدادند

 

 

 

 

 روز یازدهم مجری سیما : بنظر میرسد نیروی هوایی عراق کلا به ایران آمده اند محسن رضایی : ممکن است فرمانده هوایی عراق جاسوس آمریکا باشد مجری سیما :ولی سعید الصحاف سخنگو از ایران بخاطر اجازه ‌ورودهواپیماها تشکر کرده است ! پس بی اطلاع صدام نبوده

 

 

 

 

تا روز ۱۸ ام سایر سرداران در برنامه هرشب تحلیل جنگ آمدند اما از محسن رضایی خبری نبود مجری سیما :کارشناسان نظامی دنیا هیچکدام پیش بینی نمیکردند امریکا بغداد را به این سرعت محاصره کند محسن رضایی : صدام به اردن گریخته پیش بینی ما درست درآمد!!!

 

 

 

 

روز ۱۹ام تلویزیون الجزیره صدام را با چهره بشاش و روحیه عالی در نمایشی خیابانی میان جمعیت نشان دادند که برایش کف میزدند و خبر پاتک به آمریکایی ها و اولین ! زخمی آمریکایی هاخبر شد محسن رضایی : صدام تاکتیکش را در به اسارت گرفتن عمده امریکایی ها دارد پیاده میکند تا بعدا امنیت بقا خود را در معامله با آنها بدست بیاورد !

 

 

 

 

روز ۲۰ ام امریکایی ها در جنوب بغداد منتظر تسلیم صدام مکث کردند محسن رضایی : صدام مامور آمریکا ست و تسلیم آمریکا میشود تا نمایشی را که قرار بود باهم اجرا کنند در جنگ با ایران و آمریکا خاورمیانه را مستعمره خود کند و نتوانستند، حالا پیاده کنند !! مجری:تکلیف صدام چه میشود ؟ محسن : خب در آمریکا زندگی پنهان خواهد کرد

 

 

 

 

روز ۲۱ در حالیکه مقاومت گارد صدام توسط ۲۰۰ سرباز آمریکا در هم میشکست ۲۰۰۰سرباز آمریکا در میدان اصلی بغداد پرچم امریکا را روی مجسمه صدام نصب کردند جرج بوش و همه اعضای کاخ سفید در کنار میلیونها مخاطب تلویزیونی داشتند تماشا میکردند،بجز شبکه الجزیره لحظانی بعد جرج بوش دستور پایین کشیدن پرچم امریکا و جایگزینی با پرچم عراق را به فرمانده اشان در مرکز بغداد را صادر کرد

 

 

 

 

 

امریکای ها به مغازه های اطراف گفتند پرچم عراق میخواهند بعد در حالیکه امریکا یی ها از چند نفری که پرچم عراق آوردند خواستند بالا بروند و نصب کنند عده ای از عراقی به دور بولدوزر امریکایی جمع شدند و به تخریب مجسمه صدام کمک کردند

 

 

 

 

محسن رضایی دیگر تا روز ۳۰ام حمله به برنامه نیامد اما در روزنامه ای گفته بود خدا کار ناتمام مارا تمام کرد و صدام به سزای عملش رسید. 

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

این خودشیفتگان بیسواد مثلا هشت سال جنگ را پشت سر گذاشته و سالها در مناصب بالای نظامی عرض اندام کرده اند .

4

Share this post


Link to post
Share on other sites

من اگر بودم حقیقا ته این ماجرا از نفر مقابلم هم تقدیر میکردم و هم ازش سوالات فنی می پرسیدم و هم عذرخواهی میکردم

 

در بدترین حالت سرم رو مینداختم پایین و دیگه هیچ کنفرانسی شرکت نمیکردم

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

من اگر بودم حقیقا ته این ماجرا از نفر مقابلم هم تقدیر میکردم و هم ازش سوالات فنی می پرسیدم و هم عذرخواهی میکردم

 

در بدترین حالت سرم رو مینداختم پایین و دیگه هیچ کنفرانسی شرکت نمیکردم

قربان متأسفانه مجریان وخبرنگارانی که سوالات اساسی وتخصصی می پرسند از طرف مقابل بعد از مدتی حذف می شوند .امیدوارم متوجه منظور بنده حقیر شده باشید . : TEARS :

 

 

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

گزارش: آیا «هاشمی رفسنجانی» فرمان اجرای عملیات کربلای۴ را صادر کرد؟

حجت‌الاسلام روحانی روز گذشته در حالی عنوان کرد که مرحوم هاشمی رفسنجانی فرمان اجرای عملیات کربلای چهار را صادر کرد که خود در خاطراتش از زمان دقیق اجرای عملیات اظهار بی اطلاعی کرده است.

 
 
 
 
گزارش: آیا «هاشمی رفسنجانی» فرمان اجرای عملیات کربلای4 را صادر کرد؟

گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم - محمدحسن جعفری: حجت الاسلام روحانی روز گذشته در آیین دومین سالگرد ارتحال آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت: «فرمان عملیات کربلای چهار را هاشمی صادر کرد و من کنار ایشان بودم»؛ اما هاشمی در خاطرات خود از سال 65 می‌نویسد: «معلوم نبود که امشب حمله آغاز می‌شود یا خیر؟ آقای سنجقی را به منطقه فرستادیم. نزدیک ساعت 10 خبر دادند که عملیات با نام کربلای چهار آغاز شده ‌است؛ غافلگیر شدیم.»

مرحوم هاشمی رفسنجانی در مصاحبه‌ای هم که در سال 94 با ایسنا داشته، ماجرای آن شب را اینگونه روایت می‌کند: «دو سه روز قبل از عملیات به بوشهر رفتم و به شکل کاملاً ناشناس، غروب شبی که قرار بود عملیات شود، زمینی به طرف خوزستان آمدم و از اهواز و سه راهی آبادان - خرمشهر به سوی امیدیه رفتم که آقایان رحیم صفوی و دکتر روحانی با من بودند. شب را در پایگاه امیدیه ماندم. آنجا بود که خبر لو رفتن عملیات را شنیدم.»

گرچه هاشمی گفته که رحیم صفوی با او بوده اما در روایت‌های منتشر شده از سرداران رشید و رفیق‌دوست آمده که رحیم صفوی شب عملیات در قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء (ص) بوده و در امیدیه نبوده است.

همچنین محسن رضایی فرمانده سپاه در دوران دفاع مقدس در برنامه تلویزیونی حالا خورشید در تاریخ 10 دی 97 گفت: «همه از انجام عملیات کربلای چهار مطلع بودند؛ امام خمینی (ره)، شورای عالی دفاع که مقام معظم رهبری عضو آن بودند و هاشمی رفسنجانی از عملیات خبر داشتند؛ حتی هاشمی رفسنجانی همراه با آقای روحانی از بوشهر به صورت زمینی به منطقه آمدند. اینکه گفته می‌شود این تصمیم شخصی بوده؛ اینگونه نیست.»

حال سوال این است که آیا روایت‌های فوق در تضاد با هم هستند؟ و به عبارتی دیگر کدام روایت معتبرتر است؟ برای یافتن پاسخ این سوال‌ها باید نگاهی به راهبردها و شرایط سیاسی – نظامی حاکم بر جنگ در سال‌های 64 و 65 انداخت.

1397102110245383516347014.jpgمرحوم هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی در دوران جنگ تحمیلی

** تصمیم جمعی

مرحوم هاشمی رفسنجانی پس از اینکه مسئولیت جنگ را عهده‌دار شد، به دنبال این بود تا با اجرای یک عملیات موفق، جنگ را به پایان برساند. به عقیده او عملیات خیبر در سال 62، ما را به همه اهداف نرساند. عملیات بدر نیز در سال 63 با ناکامی مواجه شد. هاشمی در خصوص عملیات والفجر 8 (عملیات فاو) نیز معتقد بود که کامل نشد.

حسین علایی می‌گوید: «عملیات فاو موفقیت بسیار بزرگی بود، ولی این موفقیت بزرگ از سوی دستگاه دیپلماسی کشور تبدیل به یک دستاورد سیاسی نشد». هاشمی نیز معتقد بود که در آن سال‌ها، دیپلمات‌های ورزیده و باسابقه خیلی کم داشتیم. ضمن اینکه دیپلماسی خیلی فعالی نداشتیم، دست ما هم باز نبود.

به هر ترتیب با توجه به راهبرد اتخاذ شده از سوی فرمانده عالی جنگ، سال 65، سال سرنوشت جنگ نام گرفت تا با اجرای عملیات گسترده‌ و سرنوشت‌سازی، جنگ به خاتمه برسد. هاشمی در آن سال گفت: «در محاسباتی که تاکنون شده، به نظر ما هیچ شرایطی بهتر از اینکه تسریع کنیم در پیشبرد کار جنگ به چشم نمی‌خورد. وضع عمومی کشور و شرایط اقتصادی کشور هم ایجاب می‌کند که ما این مساله را اگر بتوانیم زودتر به نقطه‌ای برسانیم.»

در سال 65 ارتش و سپاه مامور شدند تا هر کدام طرحی را برای اجرای عملیات ارائه بدهند. احمد غلامپور فرمانده قرارگاه کربلا سپاه می‌گوید: «مسئولین سال 1365 را سال سرنوشت جنگ معرفی کردند و از ما و ارتش خواستند که طرح بیاوریم و آن‌ها هم متعهد شدند که یک بسیج عمومی در کشور انجام دهند و نیرو و امکانات مورد نیاز ما را تامین کنند... طرحی را که ارتش تهیه کرده بود به منطقه غرب اختصاص داشت و طرح سپاه در منطقه جنوب بود.»

139710211026178616347054.jpg

این مورد و موارد مشابه نشان می‌دهد که فرمانده عالی جنگ و مسئولان کشور در جریان طرح‌های عملیاتی سپاه و ارتش به خصوص عملیات‌های گسترده قرار داشتند. محسن رضایی می‌گوید: «ما جلسات مشترکی با آقای هاشمی و آقا می‌گذاشتیم که بعضاٌ آقای میرحسین موسوی هم در جلسات بود. البته بیشتر دونفری (آیت‌الله خامنه‌ای و آقای هاشمی) در جلسات مانورها شرکت می‌کردند.»

گفته‌های فوق نشان می‌دهد که شورای عالی دفاع در جریان طرح‌های عملیاتی ارتش و سپاه بوده و باتوجه به ساختار تشکیلاتی و فرماندهی عملیات‌های کربلای 4 و 5 که فرمانده عالی جنگ هاشمی رفسنجانی و فرمانده عملیات محسن رضایی بوده، رضایی بدون اجازه مافوق خود یعنی فرمانده عالی جنگ، اقدام به اجرای عملیات نکرده است؛ البته صدور فرمان آغاز عملیات از سوی آیت‌الله هاشمی ممکن است با ذکر جزئیاتی همچون زمان، اسم رمز و... نبوده باشد. غافلگیری هاشمی نیز می‌تواند مربوط به زمان دقیق اجرای عملیات باشد. انتشار اسناد مربوط به عملیات کربلای چهار می‌تواند پرده از اینگونه ابهامات بردارد.

1397102110304644616347104.jpg
سند منتشر شده از سوی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه

محسن رفیق دوست درخصوص زمان اعلام رمز عملیات از سوی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء (ص) به یگان‌های عمل کننده می‌گوید: «من از اول شروع کربلای 4 در منطقه بودم... سی چهل نفر نماینده و ده بیست نفر امام جمعه و چند نفر از وزرا در سنگر بزرگی جمع شده بودند. پدر یکی از شهدا رمز عملیات را خواند و من رفتم». این گفته‌ها نشان می‌دهد که برخی از نمایندگان مجلسی که ریاست آن برعهده هاشمی رفسنجانی بوده نیز در جلسه اعلام رمز حضور داشتند. ضمن اینکه رسم بوده، گاهی اوقات رمز عملیات‌ها به نیابت از فرمانده عملیات توسط افرادی همچون امامان جمعه و پدران شهدا قرائت شود.

 
محسن رفیق دوست درخصوص زمان اعلام رمز عملیات از سوی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء (ص) به یگان‌های عمل کننده می‌گوید: من از اول شروع کربلای 4 در منطقه بودم... سی چهل نفر نماینده و ده بیست نفر امام جمعه و چند نفر از وزرا در سنگر بزرگی جمع شده بودند. پدر یکی از شهدا رمز عملیات را خواند و من رفتم...
 
 

این گفته‌ها تاکید بر این دارند که مسئولان کشور از اجرای عملیات کربلای 4 خبر داشتند و تصمیم شخصی نبوده است. ضمن اینکه مصاحبه هاشمی رفسنجانی در سال 94 با ایسنا نشان می‌دهد که او به خوبی از طرح مانور و درگیری اطلاع داشته است.

** آیا فرماندهان از لو رفتن عملیات اطلاع داشتند؟

با مطرح شدن نام «کربلای چهار»، موضوع «لو رفتن عملیات» در فضای افکار عمومی شکل می‌گیرد. اما سوال اینجاست که لو رفتن عملیات چقدر موضوعیت دارد؟ به عقیده بسیاری از کارشناسان نظامی، استفاده از اصل غافلگیری (غافلگیری زمینی، زمانی یا تاکتیکی) در عملیات‌‌های گسترده به طور کامل امکان‌پذیر نیست و بلکه بسیاری از عملیات‌های نظامی با آگاهی کامل و یا نسبی دشمن صورت می‌گیرد و به موفقیت هم دست می‌یابد؛ مانند عملیات بیت المقدس (فتح خرمشهر) یا عملیات آزادسازی موصل.

سال 1365 از سوی مسئولان کشور، سال سرنوشت جنگ تعیین شده بود و باتوجه به اجرای عملیات‌های بزرگ ایران در زمستان هر سال (عملیات خیبر در زمستان 62، عملیات بدر در زمستان 63 و عملیات والفجر هشت در زمستان 64) رژیم بعث عراق انتظار داشت که عملیات گسترده ایران در زمستان سال 65 اجرا شود. ضمن اینکه از عملیات خیبر، عملیات‌های بزرگ ایران به صورت آبی – خاکی اجرا شده بود؛ از این رو آنان انتظار داشتند که با عبور از رودخانه یا هور، به اجرای عملیات بپردازیم.

همچنین اجرای عملیات گسترده نیازمند نیروی انسانی بسیار است، به طوری که برای عملیات کربلای چهار 260 گردان از سراسر کشور به جبهه‌ها اعزام شدند. اجرای عملیات‌های مهندسی و رفت و آمدهای خودروها نیز می‌تواند جاسوسان عراقی را از اجرای یک عملیات بزرگ و مهم مطمئن سازد. سرلشکر سلیمانی معتقد است که ما در همه عملیات‌های دفاع مقدس نسبتی از لو رفتگی را داشتیم. در عملیات والفجر هشت که به عنوان عملیاتی با بالاترین شاخص غافلگیری و حفاظت اطلاعاتی در تاریخ دفاع مقدس شناخته می‌شود، رژیم بعث عراق فریب عملیاتی خورد و فریب اطلاعاتی نخورد؛ چرا که بعثی‌ها علیرغم دریافتی اطلاعاتی مبنی بر تحرکات ایران در ساحل اروند، معتقد بودند که ایرانی‌ها نمی‌توانند از اروند عبور کنند.

1397102110282616416347074.jpg
سردار قاسم سلیمانی فرمانده لشکر 41 ثارالله در دوران دفاع مقدس

عبور رزمندگان در عملیات والفجر هشت از اروند، عراقی‌ها را هوشیار ساخت که ایرانی‌ها ممکن است دوباره از اروند عبور کنند. ضمن اینکه تکِ پشتیبانی عملیات والفجر8، به فرماندهی عزیز جعفری در منطقه ام الرصاص و ابوالخصیب انجام گرفت و رزمندگان یگان‌های تحت امر این قرارگاه توانستند به مدت 2 تا 3 روز نیروهای بعثی را به خود مشغول سازند تا رزمندگان در فاو پیشروی داشته باشند تا خود را به کارخانه نمک برسانند. پس حتی آنان به ام الرصاص هم حساس شده بودند.

از این رو عراقی‌ها در سال 65 اقدام به اجرای حمله‌هایی علیه ایران کردند تا مانع از اجرای عملیات گسترده ایرانیان بشوند یا اینکه عملیات مهم ایران را به تاخیر بیاندازند که مهمترین حمله آنان منجر به اشغال مهران شد که با اجرای عملیات کربلای یک توسط ایران، مهران بازپس گرفته شد.

در مورد عملیات کربلای چهار، علاوه بر تمام مواردی که ذکر شد و محتمل است؛ فرماندهان معتقدند که اطلاعات عملیات به دست عراقی‌ها افتاد. رحیم صفوی در جمع راویان دفاع مقدس در اصفهان گفت: «عملیات کربلای 4 توسط یکی از خودی‌ها لو رفته بود که کالک عملیات را برداشت و رفت پناهنده عراقی‌ها شد». شهید سوداگر نیز در کتاب خاطرات خود با عنوان «جاده‌های سربی» به این موضوع اشاره و عنوان کرده است: «...عجیب اینکه به اسناد دسترسی پیدا کردیم که گویای اطلاع عراق از چگونگی استقرار و گسترش یگان‌های ما بود. معلوم شد که اخبار ستون پنجم دشمن است.»

در این خصوص که آیا فرماندهان پیش از آغاز عملیات اطلاع داشتند که عملیات لو رفته است و با آگاهی به لورفتگی عملیات فرمان اجرای عملیات را صادر کردند، سندی منتشر نشده است و حتی در عملیات کربلای چهار برخی از یگان‌ها توانستند وارد ابوالخصیب بشوند و خود را به جاده اول و دوم پس از ساحل غربی اروند برسانند.

 
فرماندهان قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء (ص) یعنی رضایی، شمخانی، رحیم صفوی و رشید در ساعت‌های اولیه امید به پیشروی نیرو داشتند اما پس از گذشت چند ساعت پس از آغاز عملیات محسن رضایی می‌گوید: «عملیات در رده به کلی سری لو رفته است»
 
 

سردار جعفر اسدی فرمانده یگان 33 المهدی در دفاع مقدس در کتاب خاطرات خود با عنوان هدایت سوم گفته است: «ما اولین یگانی بودیم که از اروند عبور کردیم و رسیدیم به جاده‌ی آسفالته. لشکر 7 ولی‌عصر هم که سمت چپ ما بود، خودش را رساند آن طرف رود. تماس گرفتیم و گزارش وضعیتمان را به حسین علایی دادیم... بچه‌های گردان فجر و ابوذر رفتند تا جایی که دوباره تماس گرفتند که ما جاده‌ی دوم را هم گرفته‌ایم. از نوارهایی که هنوز هم هست شنیده می‌شود که رشید به علایی می‌گوید: «شما المهدی رو خط مقدم خودت بدون. اگه عراقی‌ها صبح برای پاتک پیداشون بشه، لشکر 7 رو صاف می‌کنن. واسه همین نیروی کمکی و مهمات برای المهدی پیش بینی کن.» معنی حرفش این بود که آن‌ها مطمئن شده‌اند ما مواضع تصرف شده را حفظ می‌کنیم و همه یگان‌ها تا قبل از روشن شدن هوا به هم می‌رسند. اما خیلی زود فهمیدیم که لشکر 14 امام حسین (ع)، 8 نجف و سایر یگان‌ها در منطقه‌ی ام الرصاص مانده‌اند و نمی‌توانند خط عراق را بشکنند.»

این روایت از سردار اسدی نشان می‌دهد که فرماندهان قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء (ص) یعنی رضایی، شمخانی، رحیم صفوی و رشید در ساعت‌های اولیه امید به پیشروی نیرو داشتند اما پس از گذشت چند ساعت پس از آغاز عملیات محسن رضایی می‌گوید: «عملیات در رده به کلی سری لو رفته است» و سپس دستور بازگشت نیروها را می‌دهد.

1397102110300575816347094.jpg
سردار جعفر اسدی فرمانده لشکر المهدی در کنار محمدباقر قالیباف فرمانده لشکر نصر در عملیات‌های کربلای 4 و 5

**مُصر به اجرای عملیات

حجت‌الاسلام روحانی همچنین روز گذشته در خصوص عملیات کربلای پنج گفت: هاشمی رفسنجانی بعد کربلای 4 ناموفق، تصمیم گرفت عملیات دیگری انجام دهد و با صبر و حوصله و خستگی‌ناپذیری این کار را انجام داد.

در گزارشی دو روز پیش با عنوان «2 هفته سرنوشت‌ساز در تاریخ جنگ؛ «کربلای 5» چرا و چگونه انجام شد؟» در خبرگزاری تسنیم منتشر شد، بر اساس اسناد منتشر شده از سوی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه و مشروح جلسات فرماندهان سپاه با هاشمی رفسنجانی از پنجم تا هفدهم دی ماه، محسن رضایی از ابتدا تا انتها مٌصر به اجرای عملیات، هاشمی رفسنجانی ابتدا مصر اما در نهایت مردد بود و پس از شور محرمانه با محسن رضایی، تصمیم را به او واگذار کرد و برخی از فرماندهان ابهاماتی داشتند.

همچنین سردار رشید در اسفند ماه 92 در جمع پیشکسوتان دفاع مقدس در مسجد ولی‌عصر (عج) تهران گفت: «شواهد و قرائنی که ما در آستانه عملیات کربلای چهار و پنج داشتیم مشخص می‌کرد که دشمن به دنبال طراحی و حمله به فاو است، در یک چنین شرایطی تصمیم‌گیری برای انجام عملیات با تضمین پیروزی، با تردید و دشواری‌های بسیار زیادی روبرو بود و سرانجام آقامحسن رضایی این تصمیم را گرفت. حالا گفته شده و عزیزی هم که الان در راس یکی از قوای ممکلت است چند سال قبل فرمودند که این تصمیم را آقای هاشمی رفسنجانی گرفت، من احترام قائلم برای آقای هاشمی رفسنجانی، ولی حقیقتاً آن تصمیم را آقامحسن گرفت.»

1397102110265253916347064.jpg
سردار غلامعلی رشید و سردار یحیی رحیم صفوی

** انتشار اسناد

انتشار اسناد عملیات کربلای چهار همچون نوارهای صوتی، دفترچه‌های راویان، گزارش‌های عملیات، کالک‌ها و فیش کمک‌های زیادی خواهد کرد تا ابهامات و برخی تناقضات در خصوص این عملیات پر سر و صدا و همچنین دیگر عملیات‌ها را رفع کند. سردار رودکی که از فرماندهان عملیات کربلای 4 بوده و هم اکنون رئیس پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس است، در مصاحبه‌ای عنوان کرده که اسناد این عملیات در آینده منتشر خواهد شد.

همچنین انتشار اسناد و مذاکرات شورای عالی دفاع به یافتن پاسخ‌ ابهامات دفاع مقدس کمک خواهد کرد. سردار صفوی در آذرماه سال 92 از پیاده‌سازی تمام نوارهای مربوط به شورا خبر داد و گفت: «بنده بر این کار نظارت می‌کنم. آن‌ها در واقع تماماً حقایق جنگ است.»

 

 

منبع:https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/10/21/1920203/گزارش-آیا-هاشمی-رفسنجانی-فرمان-اجرای-عملیات-کربلای4-را-صادر-کرد

 

 

2

Share this post


Link to post
Share on other sites

اینکه شیخ حسن با اینکه مثل زنگوله پای تابوت به شیخ اکبر چسبیده بود اما از زمان عملیات خبر نداشته حکایت از گیجی این شخص شخیص داره و معلوم شد که غافلگیری در کجا اتفاق افتاده

 

در ثانی با توجه به سنگرهای مثلثی تو در تو یی که انسوی اروند اخداث شده بودن امکان غافلگیری در هر سطحی رو به صفر می رسوند

حتی اگر افسران مافوق شون در بغداد بودند اما ادامه عملیات های بعد از کربلای 5 در این منطقه به خوبی نشان میده که پیشروی های ایران در این منطقه درست مثل خوشحالی از زدن یک گل در بازی هست که 10 گل خورده باشیم

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

چیزی که در این میون مهمه اینه که آقایون توپ و به زمین هم دیگه می اندازن . نکته جالبتر اینه که اگه عملیات موفق بود هریک از آقایون خودش رو به تنهایی در این پیروزی سهیم بدونه و اونو به نام خودش بزنه . حالا که عملیات با چنین نتیجه ای مواجه شده سعی می کنن مسئولیت رو گردن دیگری بیندازن و خودشونو تبرئه کنن.

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now