Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

برنامه سفرهای نوروزی انجمن

88 posts in this topic

بقیه تصاویر دوربین به دلیل وجود انبوه مه و برق فقط یک صفحه سفید رو به ثبت رسونده و تماشای اون با تماشای یک کاغذ سفید فرقی نداره برای همین به ارسال این تصویر بسنده میکنم

با سلام . آقا یک نفر وساطت کنه به کرونوس نازنین بگه عکسی که با هم گرفتیم رو برام بفرسته . فکر نمیکردم کرونوس گروگانگیر باشه . اخوی عکس رو ندی به ترامپ میگم اسمت رو توی لیست سیاه بذاره . خود دانی

4

Share this post


Link to post
Share on other sites

جناب تلخک ارادت داریم

بنده توی پیام خصوصی انجمن و توی تلگرام براتون ارسال کردم  حتی حجمش رو هم کم نکردم تا کیفیت تصویر حفظ بشه

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

خب بریم سراغ بخش دیگه ای سفر نامه

تا از گیلان خارج نشدیم یک نکتاتی رو عرض کنم

لهجه مردم این منطقه جالب و شنیدنیه و تا میتونید باهاشون گرم بگیرید

در استان گیلان جنگلهای مصنوعی از جنس کاج زیاد دیده میشه که باید بدونید بومی اونجا نیست بلکه در دهه 70 میخواستن مثل روسیه و کانادا جنگل صنعتی براه بندازن تا از چوب اون استفاده بکنن اما حساب نکردن که منطقه شمال معتدل و مرطوبه نه سرد قطبی برای همین جنگلها بجای تولید چوب بیشتر شاخ و برگ تولید کردن و جنگل بومی رو که به دست خودشون نابود کردن و این جنگل هم بدرد نمیخوره به ناچار همون رو حفظ کردن

کل طول مازندران 350 کیلومتر بیشتر نیست اما خودتون رو برای ترافیک های شهری در این استان باید اماده کنید و در برخی جاها شهرها اونقدر در هم تنیده هستند که شما مرز دو شهر رو تشخیص نمیدید

ترجیحا قبل از رفتن به گردنه حیران استراحت کافی بکنید و در روشنایی روز ازش گذر کنید تا علاوه بر زیبایی های منطقه با خطر کمتری مواجه بشید

در کل اون 6 ساعت تاخیری که داشتیم باعث شد تا ما شب به ناچاز در آستارا و در جواریک امامزاده بیتوته کنیم  که دارای یک حسینیه بود و بخاری بزرگی هم داشت که خیلی مناسب بود و فرداش با هوشیاری کامل و امادگی از این مسیر عبور کردیم

 

در راه کامیونها و صندوق های حامل کمک های مردمی به سمت استان خودمون در حرکت بودند که واقعا جای تشکر از مردم داره

 

شما پس از اوج گرفتن از دامنه کوهها و عبور از منطقه حیران عملا وارد استان اردبیل میشید ولی ارتفاع جاده چندان کم نمیشه و اگر دقت کنید شما ارتفاع از سطح دریا تون رو متوجه میشید و همین امر هست که بارندگی ها رو در منطقه آذربایجان بزرگ بصورت برف رخ میده

در طول مسیر به وضوح کیفیت جاده ها تغییر و مطلوب میشه و شما کیفیت  رانندگی رو حس میکنید

نکته قابل تعجب برای ما وجود یک سرد خانه در بالاترین نقاط در کنار جاده بود که با توجه به سرمای اونجا فقط کافیه مواد غذایی رو بیرون بچینن

 

به این صورت کل منطقه پوشیده از برف بود

155482050230326.jpg

 

در استان اردبیل چند شهر مشهور از منظر سردترین شهرهای کشور  مثل خلخال و نمین و نیر و سرعین را میتونید ببینید البته سفر به این استان رو به تیر و مرداد موکول کنید چون واقعا سرمای گزنده ای داره خصوصا برای دوستانی  که ساکن نقاط گرمسیری هستن

اگر به سرعین سفر میکنید حتما حوله و مایو هم به همراه داشته باشید تا استفاده از آب گرمهای معدنی اون براتون لذت بخش تر باشه همینطور عسل و سرشیر اون معروف هست

این شهر در دامنه سبلان واقع شده و به کل یک منطقه اتشفشانی فعال تلقی میشه

155482050208524.jpg

البته سرعین یک شهر فرعی در مسیر اردبیل به تبریز به حساب میاد و مسافت سفرتون رو بیشتر میکنه

155482050200472.jpg

پس از عبور از این منطقه شدت بارش ها اوج گرفته و همونطور که انتظار میرفت سرما هم افزایش پیدا کرد تا جایی که بخاری ماشین و البسه اضافه هم جواب نمیداد

155482050192571.jpg

در این منطقه شدت برف به حدی بود که دیگه امکان پیشروی وجود نداشت و به ناچار زنجیر چرخ بستم(حد فاصل نرسیده به بستان آباد و سراب)

نکته مهم اینه که شما بستن زنجیر رو قبلا در منزل تمرین کنید تا مهارت و کمترین زمان رو بدست بیارید وگرنه با طولانی شدن زمان زنجیر بستن شما دمای بدنتون رو از دست میدید و اگر در مسیر تنها باشید ممکنه تا مرگ هم پیش برید

پیشنهاد من به شما دوستان داشتن دستکش پلاستیکی با استر پارچه ای و یک دست بادگیر در کنار زنجیر چرخ هست

و نکته مهمتر اینکه من از زنجیر چرخ سیم بکسلی استفاده کردم که بدون جابجا کردن ماشین و از پشت چرخ به سرعت قفل شده و در کمتر از 5 دقیقه میتونید به ماشین برگردید(سرعت عمل اونقدر بود که نیازی به بادگیر نبود) اما هبعد از بستن زنجیر خودم یک نفر دیگر در نزدیکی من نیاز به بستن داشت که بهش کمک کردم

زنجیرش از نوع یخ شکن دار بود و بخاطر انقباض در سرما نزدیک به یک ساعت زمان برد تا براش بستم و اساسی منجمد شدم

البته بنده خدا بخاطر کمکی که بهش کردم اصرار شدیدی کرد تا وقتی به تبریز رسیدم به منزلشون سر بزنم

پس از عبور از کوههای سربلند و کاهش ارتفاع از دور به منطقه ای که در اون بودیم نگاه کردم

155482050243817.jpg

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

به دنبال هماهنگی اولیه ای که با جناب سروان  انجام داده بودم از ابتدای رسیدن به استان اردبیل این منطقه پرچالش شروع کردم به تناوب به ایشان زنگ زدن و حتی با مدیریت چند بار تماس گرفتم که ایشون از طریق انجمن و موبایل با جناب سروان تماس بگیرن شاید پیام ایشون بیشتر مورد توجه قرار بگیره و این تماسها تا ابتدای تبریز ادامه داشت

155482199709921.jpg

در نزدیکی تبریز و بستان آباد دشت باز و وسیعی وجود داره که با افزایش زاویه دیدتون بخش زیادی از فشار روحی کم شده و میتونید با فراغ بال رانندگی کنید

در این مسیر یک نماز خانه وجود داشت که دارای آب گرم و بخاری بزگ بود و ما تونستیم برای ساعتی استراحت کنیم البته وزش شدید باد سرد و ابهای سرد بیرون شاید دلیل اصلی وجود دو قبرستان در دو سوی جاده بوده حتی سگها هم اصلا تمایلی برای زل زدن به شما و یا پارس کردن نداشتن چه برسه به حمله

برای من هم اصلا به صرفه نبود بیخودی از اون نمازخانه بزنم بیرون

 

155482248539661.jpg

155482248545142.jpg

 

اینها ابتدای شهر تبریز بود و ما تا این نقطه هرچی با جناب سروان تماس گرفتیم بی پاسخ بودیم

احساس کردم ایشون با عقب نشینی تاکتیکی خواستند ما رو دور بزنن

برای همین بنده  که تقریبا از پاسخ ایشون ناامدید شده بودم  تصمیم گرفتم تا با رفتن به بازار تبریز و چند جای دیدنی اون برنامه سفر رو خاتمه بدم و یا در فرصت موجود به دریاچه ارومیه برم بنا بر این راه رو به سمت تابلوی بازار کج کردم

تقریبا نیم ساعتی از ورود مون به تبریز گذشته بود که تماس جناب سروان با شماره ای ناشناس غافلگیر مون کرد و با گرفتن مختصات محلی که پارک کردم به دنبالم اومدن....

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

در منطقه  وجاده اسالم به خلخال روستایی وجود دارد به نام فندقلو . علت نام گزاری این روستا هم همانطور که از نامش پیداست رویش فندوق در این روستاست .

3

Share this post


Link to post
Share on other sites
در در ۱۳۹۸/۱/۲۰ در 8:08 AM، Crounus2000 گفته است :

به دنبال هماهنگی اولیه ای که با جناب سروان  انجام داده بودم از ابتدای رسیدن به استان اردبیل این منطقه پرچالش شروع کردم به تناوب به ایشان زنگ زدن و حتی با مدیریت چند بار تماس گرفتم که ایشون از طریق انجمن و موبایل با جناب سروان تماس بگیرن شاید پیام ایشون بیشتر مورد توجه قرار بگیره و این تماسها تا ابتدای تبریز ادامه داشت

155482199709921.jpg

در نزدیکی تبریز و بستان آباد دشت باز و وسیعی وجود داره که با افزایش زاویه دیدتون بخش زیادی از فشار روحی کم شده و میتونید با فراغ بال رانندگی کنید

در این مسیر یک نماز خانه وجود داشت که دارای آب گرم و بخاری بزگ بود و ما تونستیم برای ساعتی استراحت کنیم البته وزش شدید باد سرد و ابهای سرد بیرون شاید دلیل اصلی وجود دو قبرستان در دو سوی جاده بوده حتی سگها هم اصلا تمایلی برای زل زدن به شما و یا پارس کردن نداشتن چه برسه به حمله

برای من هم اصلا به صرفه نبود بیخودی از اون نمازخانه بزنم بیرون

 

155482248539661.jpg

155482248545142.jpg

 

اینها ابتدای شهر تبریز بود و ما تا این نقطه هرچی با جناب سروان تماس گرفتیم بی پاسخ بودیم

احساس کردم ایشون با عقب نشینی تاکتیکی خواستند ما رو دور بزنن

برای همین بنده  که تقریبا از پاسخ ایشون ناامدید شده بودم  تصمیم گرفتم تا با رفتن به بازار تبریز و چند جای دیدنی اون برنامه سفر رو خاتمه بدم و یا در فرصت موجود به دریاچه ارومیه برم بنا بر این راه رو به سمت تابلوی بازار کج کردم

تقریبا نیم ساعتی از ورود مون به تبریز گذشته بود که تماس جناب سروان با شماره ای ناشناس غافلگیر مون کرد و با گرفتن مختصات محلی که پارک کردم به دنبالم اومدن....

سلام

خسته نباشید

ادامه بدید ببینیم چه شد آخرش

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

به روی چشم جناب سروان

ناشناس جان در مسیر روستاهای زیادی وجود داشت اما بهترین نقطه برای استراحت همون منطقه ای بود که اسمش "کرگان " و در حاشیه کرگان رود واقع است (شبیه گرگان نوشته میشه اما با ک شروع میشه)و نماز خانه اولش با توجه به هوای سرد منطقه و بخاری بزرگی که داره همینطورر وضوخانه با اب گرمش که جای بسیار مناسبی برای استراحت است

در کرگان اولین بار با کباب کوبیده بناب مواجه شدم که توسط یک ساطور خیلی بزرگ گوشت رو ورز میدن که قیافه ترسناکی داره حصوصا اگر استا کار هم دارای جثه بزرگ و سبیلای بلندی داشته باشه

و متوجه شدم بناب بیشتر یک برند هست تا نام یک رستوران یا منطقه و البته قیمت هر سیخ هم 20 هزارتومان بود (توی شهر ما هنوز کوبیده سیخی 3500 و 4500 ارایه میشه که قابل مقایسه است)

من سعی دارم تمام زوایای منطقه رو شرح بدم تا اگر دوستی یا عزیزی خواست به سفر بره غافلگیر نشه و به راحتی سفر رو به اتمام برسونه

البته شناحت خوب از محیط و ارتباط با اون از زمان های دور مطرح است و سان تزو هم در کتابش بهش اشاره کرده که میتونه در زمان بروز جنگ نیز خیلی مفید واقع بشه

در محیط چندین جند پایگاه نظامی وجود داره که به احترام منطقه های نظامی از عکسبرداری خودداری کردم

در مناطقی که عبور کردیم نبود بروشورهای مناسب و راهنمای خوب و عدم شناخت مردم از آثار دیدنی شهرهاشون یک معضل به حساب میاد

حتی پلیس راه تبریز نتونست راهنمایی مناسبی داشته باشه و بجای نقشه تبریز بروشورهایی در مورد رانندگی داد که مال سال 96 بود

به عبارتی صنعت گردشگری با تمام ظرفیتش یک حلقه مفقوده در ایران است و تابلوهای کنار جاده ای در برخی نقاط نیازمند ارایه اطلاعات بیشتری به رانندگان هستند

 

نکته مهم اینکه اگر شرق وارد شهر تبریز شدید بدونید که تمام اماکن تفریحی اون در همین سمت قرار داره و قبل از ورود به مرکز شهر میتونید لذت کافی رو ازش ببرید

برای مثال باغلارباغی و اوئل گلی دوتا از اماکن معروف هستند

 

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

خب تا اونجایی گفتم که جناب سروان بالاحره تماس گرفت و ما رو به ادامه مسیر امیدوار کرد و ما طبق فرموده ایشون مکان توقف مون رو به ایشون اعلام کردیم و پس از گذشت حدود نیم ساعت ما تونستیم با این عزیز انجمن ملاقات کنیم 

در اولین لحظه دیدار که از فاصله دور ایشون رو دیدم یه لحظه تصمیم گرفتم فرار کنم : SHOUT : البته هرکس دیگه ای بود حتما فرار میکرد چون خودشون رو تصور کنید با یک جثه درشت و به همراه ایشون 4 نفر حوان که یکی از یکی درشت هیکل تر و با شتاب به سمتتون میان ؛ حتما فرار میکردید : SLOBBER :

اما خستگی راه و پوست کلفتی خودم گفت هرچه بادا باد  که پس از سلام و روبوسی اولیه جو عوض شد 

 

جدی نگیرین فقط خواستم شوخی کرده باشم

ایشون پس از احوال پرسی گرم و روبوسی بابت تاخیر در تماس گرفتن عذر خواهی کردند که فدای سرشون

پس از اندکی خوش و بش توی خیابون ایشون سوار خودروی ما شد و هیات همراه رو فرمودن جلو تر از ما حرکت و ما دنبال اونها حرکت کنیم و پس از گذر از پیچ و خم های فراوان به منزل ایشون رسیدیم

همینقدر بگم ایشون از سیستم مدیریتی استفاده میکنه که کاملا برعکس منه

توانمندی بالای ایشون در مدیریت بحران و پذیرش چند گروه از مهمان بطور همزمان بدون از دست دادن تمرکز و توزیع گفتگو با تمام میهمانان

چهره بشاش و خندانش

انرژی بسیار زیاد خودشون و خانواده شون که به راحتی احساس میشد

از ویژگیهای روحی جناب سروان به شمار میاد که در اولین برخورد میشه حس کرد و اگر اینها رو باور داشته باشید نمیتونید مواردی که در خاطراتش گفته گریه کرد رو باور کنید و این دوگانگی برای من یه خورده سخت بود

 

155497880491071.jpg

 

اگر زمان محدود برای بازگشت به محل کار و برخی موارد دیگه نبود تمایل داشتم تا بیشتر در معیت ایشون باشم اما طبق برنامه فقط  نیم ساعت خدمت ایشون در منزل بودیم و به ناچار باید رفع زحمت میکردیم و این در حالی بود که هنوز داشت میهمان به منزلشون می  امد

البته شوق دیدار باعث شد تا هدیه ای که براشون گرفته بودیم رو فراموش کنیم که به لطف همسر گرامی خودم که به موقع یاداوری کرد جلوی در به ایشون تقدیم کنیم

یکی دیگه از نکات برحسته منزل جناب سروان همسر ایشون بود که حتی اگر چیزی در مورد ایشون نمیگفت باز مشخص بود که مثل کوه پشت سر جناب سروان ایستاد و در جبهه منزل در تمام دوران جنگ از فرزندان ابشون به تنهایی مراقبت کرده و در مطالب و نوشته های جناب سروان دست داشتند بطوری که برخی موارد رو به ایشون گفتم تا در نوشتار های بعدی جناب سروان اعمال کنند

 

مهمترین کار در این ملاقات سنگ تمام ابشون در مهمان پذیری شون بود که به رغم امدن مهمان به منزلشون قبل و بعد ما که همه در منزل حضور داشتند باز ایشون به همراه فرزند و دامادهاشون ما رو همراهی کردند و شب برامون یک مکان برای استراحت تهیه کردند که علاوه بر اصراری که برای برگشتن داشتیم نتونستم دست رد به سینه ایشون بزنم و اگر اصرار میکردم قطعا حمل بر بی ادبی میشد

همینجا از پذیرایی ایشون کمال تشکر رو دارم

 

در تبریز با اینکه زمان کمی حضور داشتیم اما چند مورد مشخص شد

- فرودگاه تبریز بیشتر پذیرای فوکرهاست و برج مراقبت این شهر میتونه دوتا مسافربری رو تا فاصله خیلی کمی در یک مسیر قرار بده

-شهر تبریز درازایی به طول 35 کیلومتر داره و در این شهر شما با پل روگذر و زیر گذر زیادی مواجه هستید که اگر غفلت کنید زمان و مسافت زیادی رو از دست میدید......

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

در محیط چندین جند پایگاه نظامی وجود داره که به احترام منطقه های نظامی از عکسبرداری خودداری کردم

مثل همیشه گزارش خوب و عالی بود . خوش به سعادت شما که توانستید استاد ابراهیمی سعید را از نزدیک زیارت کنید . ای کاش این سعادت نصیب بنده حقیر نیز می شد . راجب مناطق نظامی صحبت فرمودین . استان آذربایجان شرقی مناطق نظامی قابل توجهی دارد . از جمله اگر اشتباه نکرده باشم سپاه 31 عاشورا و اگر اشتباه نکرده باشم نام یکی از پادگانها که مربوط به سپاه است پادگان شهید باکری نام دارد البته اگر حافظه بنده یاری کند . آمادگاه خراجو و پادگان 03 عجب شیر , پش م-4 مراغه که مربوط به نزاجا هستند از دیگر مناطق نظامی استان آذربایجان شرقی هستند . راجب بنای ائل گلی فرمودین . نام قدیم آن شاه گلی بوده . یکی از بلوار های شهر تبریز المان یک هواپیمای قدیمی با خلبان آن وجود دارد که اگر اشتباه نکرده باشم این مجسمه مربوط به کلنل محمد تقی خان پسیان می باشد . البته اگر درست حدس زده باشم .

 

3

Share this post


Link to post
Share on other sites
در در ۱۳۹۸/۱/۲۰ در 6:39 PM، Crounus2000 گفته است :

جناب تلخک ارادت داریم

بنده توی پیام خصوصی انجمن و توی تلگرام براتون ارسال کردم  حتی حجمش رو هم کم نکردم تا کیفیت تصویر حفظ بشه

من که حرفی ندارم و نسبت به شما و جناب ابراهیمی و تمام اعضای محترم ارادت دارم ولی از شما بعید بود پارتی بازی کنید . آقای مدیر تحویل بگیر . بسوزه پدر این پ . کرونوس عزیز حجم عکس رو کم کن بفرست . من صبرم زیاده ولی اگه کاسه صبرم لبریز بشه میام گرگان و اونجا عکس میگیرم . گفتم که نگی نگفتی . همه هم شاهد باشند .

4

Share this post


Link to post
Share on other sites

ناشناس جان اونطوری که  پایگاه شکاری تبریز و سایت پدافندی و .... هم وجود دارن اما همونطور که گفتم نخواستم عکسبرداری کنم وگرنه در دور دستهای کنار اتوبان گرمسار به تهران من ایستگاه رادار کاستا رو به چشم دیدم و یا سایت پدافند 10 محرم شاهرود و ....

و اگر میخوایید به فیض برسید کار نداره

کافیه ادرس و شماهر تماس تون رو برام بفرستید بعدش ترشی های انبه و ماهی های جنوبی رو تا تهیه کنید ما هم خدمت میرسیم اصلا اگر خواستی به فیض اکمل برسی سر راه کلافه رو هم همراه خودم بیارم

جناب تلخک اگر به بهانه عکس میشه شما رو کشید گرگان من عکس رو فقط حضوری به خودتون تحویل میدم ولی اگر هنوز دریافت نکردید چشم در انتهای همین بخش با ذکر مطالبی در مورد شما ارسالش میکنم

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

البته ما تصاویر زیادی داشتیم که بیشترشون منشوری و مورد دار بودن نه اینکه با شورت ورزشی ایستاده باشیم نه  ولی یه جوریه که نفرستم بهتره بابتشون هم کلی با جناب سروان خندیدیم

به نظر میاد ساختارقومی مردم ترک زبان که به شدت پشت هم هستند باعث میشه تا این افراد تمام نیازهاشون رو توسط خودشون رفع کنن و دیگه نیازی به اقوام و افراد غیر احساس نکنن برای همین وقتی به شهرهای غیر ترک زبان مهاجرت میکنن به هر علتی ، دچار مشکل میشن و چون دایره لغات فارسی برخی از این عزیزان محدود هست برای همین مشکلات زیادی برای خودشون و سایرین ایجاد میکنن

تبریز به دلیل داشتن کارخانه ها و دانشگاه ها و اماکن معروف بسیار بزرگ و قابل مقایسه با تهران است

تبریز بخاطر قرار داشتن در غرب کشور و در ارتفاع زیاد از سطح دریا و چون محل ورود ابرهای بارشی به کشور هست به رغم نبودن در منطقه سرسبز شمال از متوسط بارش خوبی برخورداره و برای همین مثل سمنان و خراسان و یزد نیست و لبهای شما دچار خشکی نمیشه اما بخاطر سرمای زیاد هربار که از ماشین پیاده میشید تا برگردید به داخل ماشین دویست سیصد بار خدایا غلط کردم رو حتما میگید

این شهر پذیرای اقوام مختلف ترک زبان هست و به همین دلیل به قول یک فروشنده شهر رویش آدرسهاست

بدین شرح که هرکسی مسیر شما رو از سمتی که خودش بلده ادرس میده و پرسش های بیشتر باعث سردرگمی بیشتر میشه

حتی شاید فکر کنید چون ترک نیستید دارن سر کار میزارنتون

توصیه میکنم نقشه حتما همراه داشته باشین یا خود جناب سروان رو همراه خودتون ببرید

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

بعله جناب کلافه داره رگباری پای هر پست لایک میزاره

برادر بفرما اینا رو میخونی یا نه چون در کمتر از ده ثانیه پیام لایک هات صفحه رو مزین میکنه

3

Share this post


Link to post
Share on other sites
در در 4/9/2019 در 6:39 PM، Crounus2000 گفته است :

جناب تلخک ارادت داریم

بنده توی پیام خصوصی انجمن و توی تلگرام براتون ارسال کردم  حتی حجمش رو هم کم نکردم تا کیفیت تصویر حفظ بشه

اول مگه بقیه شلغم هستن که توی خصوصی می‌فرستی 

 

دوم این که مجبورم بخونم تا به وقت چیز منشوری نفرستید 

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

ایشون نظامی هستن شاید دلشون نخواد کسی تصویرشون رو داشته باشن حتی شما دوست عزیز : SILENT :

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now