Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

برنامه سفرهای نوروزی انجمن

88 posts in this topic

در مدت زمانی که ما در منزل جناب سروان بودیم ایشون با جناب کلافه تماس گرفتن وضمن پاسخ دادن به تماسهای بی پاسخ شون گوشی رو ناگهان دادن به بنده تا باهاشون صحبت کنم

از اونجایی که به کلافه جان خبر ندادن که من پیش ایشون هستم ؛ با شنیدن صدای من یه خورده غافلگیر شد و اینم از جاذبه های این سفر بود

 

هرچند تبریز پر بود از اماکن  ونمادهای دیدنی اما تا اینجای سفر من حدود یک روز و نصف از برنامه عقب بودم و به ناچار باید به سرعت بر میگشتم

155500539318261.jpg

در بلندی های این شهر علاوه بر ایستگاه صدا و سیما  تله کابین هم وجود داره که دوستان اگر تونستن از اون جا دیدن کنن

155500539323632.jpg

خوشبختانه روز بازگشت ما یک توده هوای ابری سیاه و غلیظ به اسمان تبریز رسید و این یعنی اگر اندکی سریعتر در جاده حرکت میکردم علاوه بر جا گذاشتن باران و برف میتونستم در هوای افتابی رانندگی کنم

نزدیکای ساعت ده یا 11 جناب سروان با بنده تماس گرفتن و تا اون موقع من خودم رو به دروازه های اردبیل رسونده بودم و ایشون رو از مناسب بودن جاده ها مطمئن کردم (یکی از میهمانان ایشون هم قصد بازگشت داشت اما بخاطر اخباری اغراق امیز تلوزیون جرات حرکت نداشت)

البته حق داشت اما این من بودم که به خودم جرات حرکت دادم و درواقع با ریسک ملایمی که کرده بودم از زمین و پدیده های جوی به نفع خودم سود بردم چون در این هوای بد کمتر کسی در جاده حضور داشت و همین رانندگی رو راحت تر میکرد

 

ترک های تبریز یک ترفندی دارند اونم اینه که وقتی برای شما سوغاتی میخرن از مارک و مدل خاصی میخرن که خود شرکت تولید کننده اصلا روی اون قیمت رو درج نمیکنه به این ترتیب شما اصلا متوجه نمیشید که ارزش ریالی هدیه شما چقدر هست

شهر تبریز شهر شیرینی هاست و شما از شکلات و شیرینی های این شهر بهره کافی رو ببرید

سوهانش هم با اصفهان رقابت شدیدی داره

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

شاید افرادی مثل جناب سروان سختی های زیادی رو متحمل شدند و هرچی در وصف ایشون بگم کم گفتم

اما افرادی هم هستند که مثل جناب تلخک به رغم دیدن این مشکلات و جانبازی و قطع نخاع شدن باز هم اجازه نمیدن که بار سنگین زندگی روی دوش همسر و فرزندانشون سنگینی بکنه و یک تنه جلوی همه مشکلات ایستادن

من در ملاقات با جناب تلخک  انتظار داشتم که همسرشون پشت فرمان بشینن اما در نهایت تعجب دیدم خودشون اقدام به رانندگی کردن و گویا همسرشون هم اصلا گواهینامه نداشتن و این نشون میده که تا چه حد در رفع مسائل هنوز امادگی روحی بالایی دارن که افراد خانواده اصلا به فکر جایگزینی درر انجام وظایف ایشون نیستن

این رو از این جهت میگم که یکی از آشنایان بخاطر مشغله شون حاضر به رسیدگی به خانواده نبود و همسرشون به ناچار رفت و گواهینامه گرفت

و این رشادتها در یک کلام اگر خلاصه بشه بهش میگن "ارتش ایران"

155506186175481.jpg

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

با اینکه بنده سعادت نداشتم دوستان را از نزدیک ملاقات کنم اما با گزارشهای خوبی که جناب کروناس عزیز به همراه تصاویر مربوطه ارسال کردند بنده احساس کردم که خودم هم در این سفر حضور دارم . جناب کروناس عزیز دست شما درد نکنه گزارش خوبی بود . بی صبرانه منتظریم ببینیم ادامه سفر به کجا می رسه .

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

خوشحالم که تونستی بصورت 3 بعدی با این سفر همزاد پنداری بکنی

برای اینکه این سفر رو کاملا 10 بعدی حس کنی بهتره ادرس منزل رو دقیق ارسال کنی : SLOBBER :

سوای از شوخی

همین همراهی و تنظیم سرعت حرکت و در برخی موارد بی محابا باعث شد تا در بازگشت و در شهر بابل از مازندران به حدی هوای صاف و گرم داشته باشیم که دست به کولر ماشین بردیم و مدتی رو از هوای خنکش بهره بردیم

البته جریان بازگشت دو روز زمان برد و در نهایت شب به منزل رسبدبم و فرداش هم رفتم سر کار

این دوروز هم جریان خودش رو داره که براتون تعریف میکنم

 

 

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

سلام

من متاسف شدم نتوانستم از کروناس عزیز شخصآ پذیرایی کنم

توفیقی بود که نصیب من شده بود اما حیف و صد حیف که بهره لازم را نداشت

از اینکه نتوانسته بودم جواب تلفن بدهم یک دنیا معذرت می خواهم

چون در خانه من قانونی گذاشته ام که فقط پسرم و یکی از دامادهایم(پسرم فروشنده عمده قطعات یدکی در بازار قونقای تبریز هست و دامادم وکیل دادگستری هست)می توانند از همراه استفاده کنند و برای بقیه در مدت حضور در منزل ما باید خاموش باشه.در این راستا ، من هم به گوشی نزدیگ نمی شدم

پس عذر مرا موجه بدارید

آقا تصاویر منشوری را یکی بفرست تا حقیقت مشخص شودیهویی فکر میکنند من با زیر پیراهن در خدمت مهمانان بودم

 

در مورد تعریف و تمجید شما هم ممنونم من لایق این همه تعریف نبودم و نیستم.نظر لطف شماست که بنده نوازی کردید

در ضمن پایه اصلی زندگی من و خوشبختی فرزندانم، مدیون همسرم هست

محلی را که برای اسکان تهیه شده بود اگر موردی داشت بفرمایید تا فردا برخورد کنم.

در مورد دیگر موارد و اظهارات دیگر عزیزان ،،، فقط برای عرض ادب سکوت میکنم.

ارادت

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

عرض ادب خدمت جناب سروان

به قولی این دیدار فقط دستگرمی بود برای دیدارهای بعدی

گفتیم اول ما یه خودی نشون بدیم ببینیم اوضاع چطوره اگر خوب بود بطور اساسی زحمت بدیم بهتون

درمورد گوشی های شما من رازش رو نفهمیدم که فقط دو سه نفر مجازن و بقیه غیر محاز چون این قانون کم مونده بود یک دیدار رو در اخرین لحظات کنسل شده اعلام کنه

بزارید تصاویر منشوری مثل یک راز بیم خودمون بمونه  اصلا به همه میگیم جناب سروان با شلوارک و زیرپوش حاضر شده بود چطوره؟؟؟؟

من تا اینجا تعریف نکردم فقط به ذکر چیزایی که دیدم پرداختم و امیدوارم رنجش خاطر پیش نیاورده باشم

و محل اسکان هم عالی بود و جای گلایه نداشت

لطفا عزیزان هر نکته ای یا حرفی رو لازم میدونن بگن و فقط من گوینده نباشم

 

خب ما تا اینجا رسیدیم به اردیبل

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

پس از خروج از تبریز و گرفتن ادرس از بچه های پلیس راه به سمت اردبیل روانه شدیم

وجود افتاب در برخی مناطق و سفیدی بیش از حد محیط و فعالیت خوب راهداری در پاکسازی جاده و همینطور عبور از جاده های متفاوت باعث شد که برای لحظه ای فکر کنم که بازهم بهم ادرس اشتباه دادن اما در نهایت با عبور از شهرهای خلخال و نمین و دیدن تابلوی دوراهی سرعین -اردبیل متوجه صحت مسیر شدیم متاسفانه با توحه به تبخیر برف و همراهی رطوبت محیطی با اون در اردبیل با بارش متوسط باران و جاری شدن روان آب روی جاده رو شاهد بودیم وبه رغم مجاورت فرودگاه به جاده نتونستم از داخل فرودگاه و نوع پرنده های اردبیلی سر دربیارم

 

همینجا یک نکته ای رو بگم

پلاک ماشینهای تبریز 15 و 25 و 35 هست ولی اردبیل از پلاک 91 استفاده میکنه

گذر از منطقه تا حود اردبیل به راحتی هرچه تمام تر انجام شد و با افزایش سرعت ، ابرهای بارانزا رو پشت سر گذاشتیم و در یک هوای خوب و پر از مه به گردنه حیران رسیدیم

گردنه حیران با وجود ایر هم جذابیت خودش رو داره

پس چراغها رو روشن کردیم و با همان سرعت ادامه دادیم وقتی مه اوج گرفت راهنما رو هم زدیم تا بهتر دیده بشیم

به خاطر داشته باشید خرید در شهرهای کوچک بین راهی میتونه براتون گرانتر تمام بشه پس قبل از اغاز سفر و در نقاط مطمئن خریدها تون رو انجام بدید

و در شهرهای غریب درتقاطع ها بیشتر احتیاط کنید چون همینکه ببینن پلاک تون مثل خودشون نیست خیلی احتمال داره که جلوتون بپیچن ، بهتون راه ندن ؛ بدون راهنما زدن راهتون رو سد کنن و یا جای پارک تون رو تصاحب کنن پس مواظب باشیدتا ماشین تون زحمی نشه

پس از کاهش ارتفاع در مسیر بازگشت به گیلان در گردنه حیران کم کم مه تبدیل به ابرهای بالای سر شد و نوع بارندگی از برف به باران و رنگ محیط کم کم از سفید به سبز تغییر کرد

این روز مصادف بود با 13 فروردین و بحاطر شرایط جوی بد سراسر کشور فرصتی بود که تا نزدیک رشت به پیش بریم که با پیدا شدن سرو کله افتاب کم کم ترافیک جاده هاهم افزایش یافت به حدی که نزدیکای ساعت 2 شهر در نقطه ای سرعت به 30 کیلومتر درساعت کاهش یافت

پس از نیم ساعت پیشروی کند از کنار دو تصادف جداگانه عبور کردیم که از روی پلاکها فهمیدیم اهالی گیلان هستند و احتمالا بخاطر رانندگی مانوری دچار سانحه شدند

که در یکی از این موارد یک راننده بخاطر مسدود شدن جاده کنترل خودش رو از دست داده بود و با امدادگران درگیر شد که گویا با مشت به جشم و صورت امدادگر زده بود

(پلاک گیلان 56 و رشت 46 هست)

متاسفانه با اینکه تصادف در لاین مقابل رخ داده بود اما گوشی بدستها و کنجکاوی رانندگان در سمت ما عامل ترافیک بود نه تصادف

در کل شمال کشور به سمت تهران 4 مسیر وجود داره که در شهرهای منتهی به این جاده ها میشد انبوه خودروهای تهرانی رو دید که از ظهر 13 فروردین تلاش در بازگشت داشتند و اکثرا خستگی و بی حوصلگی رو در چشمان شون میشد دید

برخی رانندگان تحمل حصور شما رو در جبوی خودشون ندارن و با بوغ های بی مورد و چراغ دادن و گاها بد و بیراه ها حین عبور از کنارتون تمرکز رو برهم میزدن در حالی که اهل گیلان بودند و با شهر شون فاصله ای نداشتن در عوض برحی رانندگان هم با این شرایط مدتها پشت سر من رانندگی کردن تا در فرصت مناسب بهشون راه دادم و حیلی محترمانه از کنارم عبور کردند

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

به هر صورت اونچه که وجودش بیشترین اهمیت رو داشت حوصله و احتیاط در رانندگی بود وگرنه این سفر به پایان نمیرسید و تمام تلاش خودم رو برای حفظ ارامش و تمرکز بر جاده معطوف کردم

تا اینکه اولین دو راهی به سمت تهران و کرج رو رد کردیم و اندکی از ترافیک جاده کم شد

من یک نکته دیگه رو بگم

در کشور ما منابع کم نیست ولی مدیریتش رو بلد نیسیتیم مثلا در لاهیجان کافیه شما چند قدم در کنار مغازه ها پیاده روی کنید تا ببینید که چای خشک های قدیمی شون رو به عنوان خاکبرگ زیر گلها و درحتها استفاده میکنن

در شهرهای حاشیه دریاچه ارومیه سیب زمینی مازاد رو شخم میزنن تا کود سال بعد بشه و هندوانه مازاد در سیستان و سایر مناطق بخاطر همین عدم مدیریت در خرید از کشاورز محصولات به هدر میره در عوض واردات همون رو با کیفیت پایینتر از خارج داریم

و به این مساله شما اقتصاد تک محصولی کم بازده و زمان تلف شده از کشاورز و کود و سم وارد شده به زمین و آبی که صرف تولید محصول دور ریز شده رو اضافه کنید تا بحران سو مدیریت کشور رو درک کنید

 

همونطور که در بخشهای قبلی گفتم نبود راهنما و مردم ناآشنا با محیط تاریخی و جغرافیایی خودشون میتونه مسافران رو به نقاط کلیشه ای وتکراری و یا به استانهای دیگه سوق بده در حالی که اگر یک راهنما وجود داشت میتونستن تور تماشای بازگشت پرندهای مهاجر رو در گیلان راه بندازن و بجای صید غیر مجاز اینحوری درامد کسب کنن

البته بنده با شناختی که داشتم و با قرار گیری در مسیر مهاجرت پرنده ها در زمانی که هوا خوب شده بود  فرزندانم رو با انبوه دسته های پروازی و نوع اونها آشنا کردم

در زمانی که ترافیک به اوج خودش رسید ما در یک دوراهی به داخل رشت گریز زدیم تا علاوه بر استراحت از اماکن دیدنی اون هم بازدیدی کرده باشیم که بجز مقبره میرزا کوچک خان چیز دیگه ای به همین دلایلی که عرض کردم پیدا نکردیم و در نهایت به جاده زدیم

نکته جالب توجه اینکه در شهر های گیلان اکثر چهره ها شبیه هم هستند و با کمی دقت میشه این شباهت رو دید

در مسیر بازگشت با تاریک شدن هوا بخش زیادی از ترافیک جاده کم شده بود اما همچنان سرعت گیرهایی که تابلوی اونها فقط ار 100 متری هشدار میداد  به عنوان تهدید جاده ای مورد توحه من بود

فاصله ها طوری بود که به ناچار شما تا 70 کیلومتر برساعت سرعت میگرفتید و اگر کمی از بنده بیشتر عشق سرعت بودید حتما سرعتتون به 100 کیلومتر هم میرسید و ناگهان با این سرعت شما یک تابلو که نشان از سرعت گیر میداد مواجه میشدید

چقدر میتونستین از سرعتتون کم کنید؟؟؟

و سرعتگیرها هم به طرز غیر قابل قبولی بلند و تیز بودند در برخی جاهاهم این تابلو یا نبود و اگرم بود در فاصله کمتری نصب شده بود که همین امر صدمه جدی به ماشین من وارد کرد

و یکی از کمکهای عقل و بلبرینگهای جلوی اون صدا میکنن

در یک جمعبندی کلی از گیلان خوشم نیومد و در سفرهای بعدی تلاش میکنم تا مسیر جایگزین پیدا کنم

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

تقریبا نزدیکهای ساعت 10 شب بود که از مرز گیلان عبور کرده و با دیدن پلاکهای 82 و 72 و همینطور شیب ملایم تر سرعتگیرها متوجه شدم وارد مازندران شدن و گامی دیگه به خانه خودمون نزدیک شدم

نکته :پلاک ساری 62 ،پلاک خودروهای شرق ساری 72 و غرب ساری 82 هستند

نکته : در شهرهای شمالی سعی نکنید به زبان اونها حرف بزنید چون این ترفند رو خودشون برای اینکه نشون بدن هم محلی هستند استفاده میکنن و برای تخفیف گرفتن یا جریمه نشدن و یا موارد دیگه استفاده میکنن و به نوعی حرکت شما رو زرنگ بازی ناشیانه تلقی میکنن و شاید مشکلاتی پیش بیاره

نکته: تنوع لهجه در شمال بسیار زیاده و یک کلمه در هر شهری متفاوت تلفظ میشه و گاه میتونه دردسر ساز باشه

مثلا یک بنده خدا اهل نور در همکلامی با یک بهشهری یا گلوگاهی (دقیق بادم نیست) از کلماتی درمحاوره استفاده کرد که برای اونها فحش به حساب می اومد که شخصا اون بنده خدا رو  توجیه کردم که داستان چیه وگرنه کم مونده بود کار به جاهای باریک بکشه

پس فارسی صحبت کنید بهتره

در شهرهای غرب ساری که مناطق لوکس کشور به حساب میاد کافیه مدل ماشین شما اندکی بالا باشه یا پلاک شمال نباشه اونوقت ممکنه افرادی خودشون رو جلوی ماشین شما بندازن و برای گرفتن دیه اقدام کنن

اگر این مشکل براتون عذاب آوره بهتره از این دوربین کوچولوها پشت آینه وسط نصب میشن تهیه کنید تا بتونید اندکی روند دادرسی رو به نفع خودتون تغییر بدید.

سطح رطوبت در غرب مازندران و گیلان بسبار بالاست و ممکنه یک حوله حمام تون 3 روز طول بکشه تا خشک بشه مراقب بیماریهای مفصلی و پوستی و خصوصا انگلی باشید.

تجربه زندگی با مردم مازندران نشون داده شهرهاشون دو به دو با هم رقابت و اختلاف دارن پس لهجه مازندرانی تون رو برای خودتون نگه دارید  .

ممکنه کنار ساحل نشستید یکی بیاد اول یک کیسه برنج یا هرچیزی رو بهتون بفروشه و وقتی نخرید شروع میکنه به ذکر بدبحتی هاش که در نهایت یه پولی از شما بکنه پس نزارید بهتون نزدیک بشن

ضمنا اکثر مازندرانی ها بخشی از منزلشون رو به مسافرین کرایه میدن پس نگران وضع مالی اونها نباشید

اگر هم در مازندران خصوصا غربش منزل اجاره کنید میبینید که بیشتر از 9 ماه باهاتون قرار داد نمیبندن و 3 ماه تابستان رو بصورت روزانه کرایه میدن  (بیشتر از این نمیخوام بگم اگر علاقه داشتید بگید تا جداگانه بگم)

 

 

به هر روی نزدیکای ساعت 12 با وجود جاده خلوت و بی نظیر و همینطور فاصله 350 کیلومتری طول مازندران (معادل 4 ساعت رانندگی)

بخاطر خستگی جسمی و چشمی که دنبال سرعتگیرها زوی جاده بودم ترجیه دادم یک روز دیر تر برسم اما ننگ تصادف احتمالی رو به جان نحرم

عزیزان راننده خوب میدونن که وقتی در مورد رانندگی شون توی فامیل بد گفته بشه چقدر بهشون بر میخوره

و شب رو به یک پلاژ در کنار دریا رفتیم و خوابیدیم

جالب توجه اینکه چون 13 بدر تمام شده بود دیگه از گرفتن کرایه و ورودی و پارکینگ خبری نبود و ما بودیم و دریا و نم محیط که اجازه چادر زدن رو نداد و در عوض توی ماشین از زیتونهای لاهیجان لذت بردیم (جای شما خالی)

تصمیم گرفتم بجای اجیلی که حین تماشای فیلم استفاده میشه زیتون رو جایگزین کنم تا از مزایای اون هم بهره ببرم و از نظر قیمت هم تفاوت چندانی نداره و گاها ارزانتره شما هم امتحان کنید

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

شب هنگام پس از صرف شام و اندکی استراحت گرچه بدنم نیاز به استراحت داشت اما بهترین زمان رو از دست دادم و ابرهایی که پشت سر گذاشته بودم به لطف نبود ترافیک و سرعتگیر در اسمان خودشون رو به من رسوندن و یک شب بارانی و سرد رو رقم زدن تاجایی که مجبور شدم از بحاری ماشین استفاده کنم و از دریا هم فاصله بگیرم تا اندکی از رطوبت محیط کم بشه و این وضع تا صبح ادامه داشت

صبح با اینکه جاده خلوت بود اما هوا مناسب نبود و تا ساعت 11 روز و گرم شدن هوا فرصتی شد تا خانواده رو به محیط اطراف ببرم و گردشی داشته باشن و اینطوری از فرصت بدست امده نیز استفاده کافی رو بردیم و مختصری هم صبحانه خوردیم

کم کم با سرحال شدن همگی و گرفتن مقداری خوراکی راهی شدیم تا اینکه شهرها رو یکی یکی طی کنیم البته با حوصله

 

با وجود اینکه ما در 14 فروردین به سر می بردیم اما برخی تهرانی ها بنای برگشت نداشتند و در روزهای باقی مانده تا جمعه تلاش داشتند از محیط لذت ببرند که این خودش به معنای ترافیک دیگری بود

به هر روی در شهرهایی که از وسط اونها عبور کرده بودم اینبار از کمربندی شون و اونهایی که ازکمربندی شون عبور کرده بودم از وسط شهر عبور کردم 

دلیلش خیلی ساده ست ، در مسیر رفت در نقاط مورد نظر ترافیک قفل بود و مسیر های انتخاب شده برای برگشت ترافیک بهتری داشتند بجز شهر بابل که خرابی جاده ها و اقدامات تعمیراتی و الحاق چند فرعی به اصلی و حضور کامیونها و افتاب گرم اونجا تا حدی اذیت کرد

که درواقع به جرات میتونم بگم این سفر عصاره مسافرت در 4 فصل ایران بود و تمام پدیده های جوی و جاده ای رو تجربه کردم

نکته : وجود یک عینک آفتابی نه جندان گران ولی مناسب از خستگی جشمان شما کم میکنه و در محیطهای افتابی و برفی حتی شب نیز نیازمند استفاده هستید

اگر مسیر یک خط صاف مثل مسیر بینالود به نیشابور بود شاید در کمتر از 3 ساعت منزل بودیم اما جاده های شمال جاده هایی زنده هستند و شما به ندرت مکانی رو در کنار جاده ها میبینید که خانه ای مغازه ای یا زمین کشاورزی قرار نداشته باشه و در عین معضل بودن یک مزیت نیز به جساب میاد و شما در صورت خرابی ماشین نگران حاشیه های اون مثل نقاط کویری نیستید

نکته : تا حد امکان از ترافیک درون شهری شهرهای بزرگ مازندران پرهیز کنید اما اگر 4 جهت اصلی رو بدونید ورود و خروج به شهرها به لطف دریا و کوه ها آسانتر از شهرهایی مثل مشهده ما حتی وقتی توی تبریز با ادرسهای متفاوت مواجه شدیم به لطف همین مسیر یابی 4 جهت و نقطه نشانی های چشمی برگشتیم به مکانی که جناب سروان برامون تدارک دیدن

پس جهت یابی رو از خردسالی با بچه هاتون تمرین کنید

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

شهرهای مازندران به لطف فشردگی مکانی در فاصله کمی از هم قرار دارن و به سرعت با عبور از امل و بابل به شهر قائمشهر و پش از اون به ساری میرسید که البته قائمشهر نیز مثل امل به جاده های منتهی به تهران مثل هراز و فیروزکوه منتهی میشن و صد البته ترافیک ماشینهای تهرانی قبل و بعد این شهرها قابل توجه هست

البته در ساری اخیرا یک کمربندی راه اندازی شده که شما رو از ترافیک وحشتناکش تا حدی دور میکنه

(همینقدر بگم که در یکی از مسافرتهام با اتوبوس ؛ عده ای از مسافران پیاده شدند و به نانوایی کنار جاده رفتند و صف ایستادن تا نوبتشان شد و نان گرفتندو برگشتند به داخل اتوبوس و در این فاصله زمانی نسبتا زیاد فقط 100 متر جابجا شده بود)

با عبور از وسط شهر ساری شما میتونید میدان معروف ساعت و رود تجن رو ببینید و البته مدتها کم آبی اون باعث شد تا از بسترش به عنوان معدن شن و ماسه بهره برداری بشه و هم اکنون هم بارندگی ها نشون داد که این توانایی رو داره تا متجاوزین رو ادب کنه

 

به هر صورت جاده صاف ساری تا انتها صاف نیست و در انتها با خرابی جاده و سرعت زیادتون ممکنه صدمه ببینید پس احتیاط کنید

اما پس از پشت سر گذاشتن ساری شما تا نزدیکای گرگان از جاده ای برخوردار میشید که اتوبان قم هم به کیفیت اون نیست و عوارضی هم نداره فقط این فاصله شهرهایی مثل سورک بهشهر نکا گلوگاه از مازندران و نوکنده بندرگز کردکو از گلستان رو پیش رو دارید که در این شهرها بهتره اندکی سرعتتون رو کم کنید

در جاده های مازندران یکی از تهدیدات جاده ای حضور نیسانهای عبوری هستند که میتونن با فاصله 10 سانتی شما بدون بوغ و راهنما زدن ازتون سبقت بگیرن و در خود مازندران بهشون میگن "گاو آبی" بخاطر رنگشون و سبک رانندگی شون

پس شما مواظب باشید که حتما فاصله تون رو حفظ کنید وگرنه خودتون صدمه میبینید و جرو بحث با گاو هم نتیجه ش معلومه دیگه

البته اگر اهل سیاحت هستید در بهشهر منطقه عباس آباد اون دارای یک مکان تاریخی از زمان صفوی هست که در ارتفاعات یک برج دیده بانی در وسط یک ابگیر ساحته شده و امکانات مهندسی جالبی جلوی چشم شما قرا ر میگیره که جهت مقابله با ازبکها استفاده میشد و در شرق و بیرون ساری پارک جنگلی شهید زارع قرار داره و مکان مناسبی برای چادر زدن هست که البته هزینه هم داره

و در کمربندی بهشهر و البته نکا شما میتونید با رفتن به سمت زاغمرز به بندر امیر اباد و شبه جزیره میانکاله برسید و از اونجا شما نیروگاه نکا رو ببینید که سهمی از بمبارانها در جنگ  رو به خودش اختصاص داد و در روبروی شما در بندر امیر اباد علاوه بر مکان های ساحلی شما سکوی نفتی و کشتی های در انتظار ورود به بندر رو از فاصله دور میتونید ببینید  همینطور یکی از ایستگاههای رادار مربوط به IBX

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

با عبور از مازندران و رسیدن به ابتدای حوزه استحفاظی گلستان انگار باری از روی دوش بنده برداشته شده بود ولی باز هم این وضع باعت نشد تا سرعتم رو افزایش بدم که نتیجه این اتفاق رو یک 206 عجول پس از سبقت گرفتن از ما به نمایش گذاشت و با انحراف و برخورد به بلوار وسط جاده عاقبت خوبی برای خودش زقم نزد

شهرها با توجه به آشنا بودن نامها و متر به متر جاده دیگه برام طولانی به نظر نمی اومد و دیدن پلاکهای 59  نوید نزدیک بودن گرگان رو به ما میداد

در نهایت این سفر از مبدا منزل و به مقصد منزل مون با طی تقریبا 3500 کیلومتر بدون جریمه و در نوردیدن شهرهایی از شرق کشور تا غرب کشور و دیدن دو عزیز انجمن در ساعت 7 عصر 14 فروردین به اتمام رسبد و اگر شرایط جوی در ایام عید اجازه میداد جناب لطافتی هم در برنامه ما قرار داشت که نشد

مهمترین مساله ای مه هرکسی باید درنظر بگیره اینه که شاید شما دوره سوروایول رو گذرانده باشبد و خرس شکار کرده باشید اما افراد ضعیف و کودکان توانایی شما رو ندارند و حتما موجبات رفاه اونها رو تامین کنید

داشتن زنجیر چرخ زاپاس سالم و عینک و لباس مناسب در طول سفر همچنین مقداری روغن ترمز و روغن موتور و لامپ و لوازم یدکی میتونه سفر رو مطمئن و کم ایراد بکنه

قبل از سفر از از عدم جریمه بودن خودرو و تمدید بیمه و مدارک اطمینان داشته باشید

افراد خوب و بد همه جا هستند و لازم نیست با یک موضع گیری واحد با همه برخورد کنیم و بیخود با افراد ناشناس شوخی نکنیم

در جاده های ناشناس با افراد ناشناس کورس نزاریم که میتونه خسارت بار باشه

در سفر زیاد به هتل ها و مسافرخانه ها وابسته نیاشید و از طبیعت لذت کافی رو ببرید

شناخت مسیر اطلاع از وضع اب و هوای پیش رو در شهرها نه در شهر خودتون  میتونه طی مسیر رو آسان کنه

رعایت قوانین رانندگی و الویتها بیشترین امنیت و آسایش رو برای شما به همراه داره

حتی اگر در تابستان به کویر سفر میکنید از لباس گرم غافل نباشید

برنامه سفرتون یک روز کمتر از تمام روزهای تعطیلات باشه تا اگر بنا به هر علتی با مشکل مواجه شدید بتونید به موقع خودتون رو به منزل برسونید

خانواده و بستگان رو از محل و مکان خودتون با خبر کنید تا اگر حادثه ای رخ داد بدونن در کدام شهرها دنبال شما باشن اما بهشون فخر فروشی نکنید که آرزوی مرگتون رو نکنن خخخخخ

 

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

راستی کروناس جان ای کاش می توانستید به سید عزیز در تبریز سر بزنید . ایشان از اعضای قدیمی انجمن بودند , که مدت زمان زیادی است کم لطف شدن و افتخار نمیدهند به انجمن سر بزنند .

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

اتفاقا شماره ایشون رو داشتم و تماس گرفتم اما گویا سیمکارتش غیر فعال شده بود

اگر هم جواب میداد شاید نهایتا 10 دقیقه باهاش ملاقات میکردم چون زمان کافی نداشتم

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

 در نهایت از جمله پدیده های جالب این سفر اختلاف افق بود

درست در حالی که که در مشهد شما ساعت چهارو نیم باید برای نماز بلند بشید در تبریز حدود 6 بلند میشید و فکر کنم در ایام زمستان در تبریز میشه بلند شد و صبحانه خورد و رفت سر کار بعدش نماز صبح رو اونجا خوند

در اوایل سفر با یک اصفهانی مواجه شدم که بهم گفت چرا اومدی اینجا همون شهر خودتون بهترین مکان برای تفریح هست که بعد از بازگشت متوجه شدم از نظر اب و هوا و مناسب بودن مکان و جغرافیا همین استان خودمون بهترین جاست و درست میگفت

گرانی هزینه ها در مسافرت خصوصا مشهد و گیلان اثر خوبی روی مسافر نخواهد داشت

برای مثال شما اگر نخود و کشمش ، لواشک و لبنیات و زیتون و مشتقاتش آجیل و .... با قیمت مناسب میخواهید بیایین گرگان خرید کنید و در اماکن تفریحی نمیدونم به چه دلیلی گرانتر از حاهای دیگه ست

بهتر بود بجای حیلی از کارهای تکراری و بی بازده مثل صید غیر مجاز و بی رویه حیوانات و زیر کشت بردن و دست اندازی به اراضی طبیعی ، تور سیاحتی برای گردشگران راه اندازی بکنن درمازندران و گیلان

همونطوری که تورمراسم گلاب گیران کاشان و بازدید از محل خانه شعرا در سالگرد تولدشون و یا تورهای سیاحتی برای نشای برنج در تایلند برگزار میشه

من حتی به این فکر میکنم که مثلا گردشگران با ثبت نام بیان علاوه بر نشا کردن عملی برنج در زمینهای گلی اسم فرد رو روی یکی از بوته هایی که خودش نشا کرده پلاک گذاری بکنن و در موقع درو همون بوته رو براش پست کنن

مگر روی دانه برنج اسم افراد رو نمی نویسن ؟؟؟ اینم یکی از روشهای جذب توریست و ایجاد خاطره برای وی هست

یا در مسیر مهاجرت پرندگان مسافرا رو بیارن و مثل ونیز و پاریس که کبوترا با مردم همزیستی دارن ، برنده ها هم در فاصله کمی با توریستها نشست و برخاست کنن

از پهن کردن تور روی آب و روی هوا برای صید شون که بهتره و منقرض هم نمیشن و همین رو برای زمان مهاجرت ماهی ها  از دریا به رودحانه ها که به دلیل صید ماهیان ماده تخمکذار در حال نابودی نسلشون هستن

 

 

راستی این رو بگم که از بندرگز و بندر ترکمن شما به جزایر سه گانه آشوراده میتونید دسترسی داشته باشید که در دهانه خلیج گرگان قرار دارن

 

من تا اینجا به نوشتن در مورد سفرنامه خاتمه میدم و امیدوارم بتونیم دیدارهای بیشتری رو رقم بزنیم

البته میخواستم درمورد برخی تحربیات شخصی هم بنویسم که فکر کنم تا همینحا هم زیاده روی کردم

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now