Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

28 posts in this topic

از لشکر92 زرهی اهواز به سپاه پاسداران مامور شده بودم

عملیات بدر شروع شده


صبح عمليات بدر، نزديك جاده خندق، وقتي عراقي‌ها مقاومت جانانه بچه‌های ارتش و بسیج را رو ديدند، با نامردي تمام، سمت بچه‌هاي لشكر نصر را با شيميايي زدند.



مقاومت بچه‌ها شكسته شد.



ستون تانك بود كه از رو جاده خندق به سمت پشت سر ما حركت كرد؛ از بالاي سر هم هواپيماهاي غار غاري دشمن كه شبيه هواپيما هاي سم پاشي بود، بچه‌ها رو با كاليبر و راكت هدف قرار مي‌دادند. محشر به پا شد...


بالگرهای دشمن بی رحمانه شلیگ میکردند!!!!

پشت سر، 40 كيلومتر آب هور.

جاده مقابل هم خودروهاي عراقي با نيروهاي پياده داشتند به ما نزديك مي‌شدند.


صداي شليك اسلحه‌هاي سبك و سنگين، گوش فلك را كر مي‌كرد.


ناچار شديم كمي از جاده خندق فاصله بگيريم.


توي مسير برگشت،باچند نفر از بسیجان مشهدی بودم

پيكر مطهر شهيدان را یکی یکی نشان می داد و میشناخت

محسن يادگاري،
كتابي،
عطريان،
ابراهيميان
و ده‌ها شهيد
كه خيلي‌هاشون را نمي‌شناختند و بيشتر بچه‌هاي مشهد بودند، انسان را دیوانه می کرد. با دو نفر از بسیجیان بنامهای عابدینی زاده و رضا انوري كنار جاده يك سنگر پيدا كرديم.و برای استراحت پناه گرفتیم


ديگه وضعيت قابل وصف نبود.


يك راديوي كوچك همراه يكي از شهدا بود.

برادر بسیجی برداشت و روشنش كرد.


ساعت حدود 10 صبح بود.


هوا گرم و شرجی بود
توان راه رفتن را سلب کرده بود


راديو داشت برنامة خردسالان پخش مي‌كرد.

صداي خانمي مي‌آمد كه به جاي قورباغه صحبت مي‌كرد!

حرفي از عمليات نبود!

حرفي از تانك‌هاي عراقي با گلوله‌هاي مستقيم كه سنگر هاي انفرادي رو هدف قرار مي‌دادند، نبود.


با شليك هر گلولة مستقيم، تكه‌هاي بدن عزيزي به هوا مي‌رفت، اما راديو همچنان «خاله قورباغه» را پخش مي‌كرد!


با همة نفرت راديو را به ديوار سنگر كوبيد
و فرياد كشيد:


بابا بگو دارند بچه‌ها را تكه‌تكه مي‌كنند.

بخدا داتند بچه ها را قطعه قطعه می کردند

خدایا خودت به داد ما برس

سروان بازنشسته
حسنعلی ابراهیمی سعید
https://www.uplooder.net/img/image/57/54bf62727b39495da8f43bdcd62f665b/hasa-n-a-li_ebrahimi_said_13931008_(4).jpg
منبع::http://kohne_sarbaz_iran.rozblog.com/Forum/Post/2038

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

به دریا رفته میداند مصیبت های طوفان را

استاد نازنین . چه توقعاتی دارید . آنهایی که خودشان ماهها و سالها در آن روزهای سراسر هراس در جنگ و جبهه بودند و جان سالم به در بردند امروزه در حال چپاول و غارت ایرانمان هستند . دیگر از کسانی که جنگ را ندیده و نمی دانستند در مجنون و هورالهویزه چه خبر است نباید توقع داشت . حسرت آن روزها را نخورید . برای حسرت خوردن چیزهای گرانبهاتری هم هست .

4

Share this post


Link to post
Share on other sites
در 6 ساعت قبل، حسنعلی ابراهیمی سعید گفته است :

سلام

حداقل در این جا هم اگر نگوییم که می ترکیم

با درود و احترام دلاور

خوب درک میکنم حرف شما را . استاد نازنین هیچ ترتیبی و آدابی مجوی هرچه میخواهد دل تنگت بگو . شکر خدا اینجا برای گفتن و سبک شدن جای خوبی است . من در منطقه رادیوی کوچکی داشتم که شب ها ساعت 9 حتما برنامۀ شب بخیر کوچولو را گوش میدادم و بعد از آن هم نمیدانم چه ایستگاه و فرستنده ای بود که فقط آهنگ هندی پخش میکرد . وقتی میخواستم بخوابم آهنگ هندی گوش میدادم . اگر در خط بودیم که صبح اخبار بی بی سی را میگرفتم . ظهر هم رادیو کویت گوش میدادم . کلا رادیو همدم خیلی خوبی بود . کاش یکی از آن رادیوها برایم می ماند .

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

اونوقت کویتش به فارسی بود؟؟؟ که گوش می‌دادید یا از سر ناچاری؟؟؟ 

2

Share this post


Link to post
Share on other sites
در ۱ ساعت قبل، Crounus2000 گفته است :

اونوقت کویتش به فارسی بود؟؟؟ که گوش می‌دادید یا از سر ناچاری؟؟؟ 

فارسی بود دیگه . اتفاقا اگر اشتباه نکنم ساعت 12 تا 13 برنامه میگذاشت . من بیشتر بخاطر موسیقی هایی که پخش میکرد گوش میکردم .

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

اونوقت کویت علیه ایران جنگ رسانه ای هم می‌کرد یا فقط برنامه به فارسی داشت؟ 

2

Share this post


Link to post
Share on other sites
در 9 ساعت قبل، Crounus2000 گفته است :

اونوقت کویت علیه ایران جنگ رسانه ای هم می‌کرد یا فقط برنامه به فارسی داشت؟ 

این سئوال دقیقا مثل این میمونه که از روحانی بپرسی با چه معدلی مدرک دکتری گرفته است .

شایدم هم میخوای بین من و کلافه را شکرآب کنی . به هر منظوری چنین سئوالات چالشی رو می پرسی من جوابت رو میدم نازنین

اون سالها با توجه به سن و سال کمی که داشتم ، کمبود وسائل اطلاع رسانی و بی خبری از دنیا کار خودمان را میکردیم و زیاد تو نخ سیاست و سیاست بازانش نبودم . اما امروز یک واقعیت را خوب میدانم . از ابتدای عمر جمهوری اسلامی هیچ کشوری ، خوب گوش کن تکرار میکنم هیچ کشوری دوست ایران نبوده و نیست . حتی همین فلسطین که شیرۀ ثروت و سرمایۀ ایران را گرفته در جنگ هیچ اقدامی در همسویی با ایران نکرد .

ایران تا قبل سال 1357 شیر با هیبتی بود که از این سال تبدیل به شتر شیردهی شد که به همه شیر میداد الا به صاحب و خانوادۀ صاحبش . امروزه هم هر کشوری که ادعای دوستی با ایران را دارد فقط برای دوشیدن و نوشیدن شیر این شتر بی صاحب است . لذا نه تنها کویت که تمام کشورهای عربی منطقه به هر وسیله ای در مقابل ایران قرار داشتند .

در پایان هم بگویم که فقط آهنگ های رادیو کویت را عشق بود . در آن اوضاع دوری از خانواده ، دیدن هراز گاه شهید شدن دوست و رفیق ، گرمای حدود 50درجه بدون کمترین امکانات و . . . بهترین تسکین دهنده ای که مرا قادر به تحمل آن شرایط میکرد همین رادیوها و موسیقی بود .

راستی جنگ رسانه ای چی هست ؟

3

Share this post


Link to post
Share on other sites
در در ۱۳۹۹/۴/۲۳ در 7:05 PM، تلخک گفته است :

با درود و احترام دلاور

خوب درک میکنم حرف شما را . استاد نازنین هیچ ترتیبی و آدابی مجوی هرچه میخواهد دل تنگت بگو . شکر خدا اینجا برای گفتن و سبک شدن جای خوبی است . من در منطقه رادیوی کوچکی داشتم که شب ها ساعت 9 حتما برنامۀ شب بخیر کوچولو را گوش میدادم و بعد از آن هم نمیدانم چه ایستگاه و فرستنده ای بود که فقط آهنگ هندی پخش میکرد . وقتی میخواستم بخوابم آهنگ هندی گوش میدادم . اگر در خط بودیم که صبح اخبار بی بی سی را میگرفتم . ظهر هم رادیو کویت گوش میدادم . کلا رادیو همدم خیلی خوبی بود . کاش یکی از آن رادیوها برایم می ماند .

سلام براستاد خوبم

ممنونم از اعتماد بنفس دادن شما

بلی رادیو همدم خوبی بود

من یکی دو رادیو را دارم

یکی دو رادیو را هم از نوع آیوا بچه ها بیادگار بردند

میخواستم الان تصویر ائنا را تقدیم کنم خجالت کشیدم

2

Share this post


Link to post
Share on other sites

رو کنید این عناصر نوستالژیک را 

2

Share this post


Link to post
Share on other sites
در 23 ساعت قبل، kalafe2006 گفته است :

رو کنید این عناصر نوستالژیک را 

من چندتا وسیله یادگاری داشتم . نمیدانم چه شد . چندتا چتر منور خمپاره 60 داشتم که هنوز یکی از آنها دست مادرم هست و از آن بعنوان سفرۀ قند استفاده میکند . هر وقت میخواهد قند بشکند آنرا می آورد . یک چراغ قوۀ مشکی هم داشتم که اواخر جنگ با خمپاره به یگانها میدادند . آنرا هم در یک کوه پیمایی که با دوستان رفته بودم گم کردم . باز گلی به گوشۀ جمال استاد ابراهیمی سعید که هنوز یادگارهایی دارد . کلافه جان برای عتیقه های جنگی نقشه نکش . خبری نیست .

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

سلام

من حتی فشنگ کلاش که یکبار براثر کمانه قرار بود مغزم را متلشی کنه و الوار حدود سه سانتی متری سرم خورد را دارم

ترکشی که قرار بود نفس کشیدن را از یادم ببرد و به کلاه خودم خورد را دارم

2

Share this post


Link to post
Share on other sites
در 22 ساعت قبل، تلخک گفته است :

کلافه جان برای عتیقه های جنگی نقشه نکش . خبری نیست .

 

این یعنی نقشه بکشم 

2

Share this post


Link to post
Share on other sites

جناب سروان!!!!!! جناب تلخک!!! 

داشتیم ؟؟؟؟؟ : SMILE :

این دفعه که عید دیدنی می‌آییم خونه تون یادتون باشه از اونا بهمون عیدی بدین : SLOBBER :

2

Share this post


Link to post
Share on other sites
در در ۱۳۹۹/۵/۳ در 10:12 AM، Crounus2000 گفته است :

جناب سروان!!!!!! جناب تلخک!!! 

داشتیم ؟؟؟؟؟ : SMILE :

این دفعه که عید دیدنی می‌آییم خونه تون یادتون باشه از اونا بهمون عیدی بدین : SLOBBER :

دلت رو خوش نکن . من هیچی برام نمونده . هماهنگ کن با هم بریم تبریز سراغ استاد ابراهیمی سعید . میدونم از اونجا دست خالی بر نمیگردیم

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now