Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

بحران نم و نا

23 posts in this topic

سلام دوستان

خوب درسته هدف انجمن بیرون آوردن ارتش از مظلومیته . پیدا کردن کسانی است که در پیچ و خم زیاده طلبی دیگران گم شده اند . بیان حقایقی است که سال ها روی هم تلنبار شده اند  . نفی خودخواهی و منیت هایی است که پتک شده اند و دوستان الحق خوب کار می کنند که جای بسی تشکر و قدردانی داره . از  ما گذشت و سی و چند سال جوونی رو مفت و مجانی دادیم بباد . تنها افتخاراتیه که تنها شنونده اش خودمانیم و خریداری  ندارد . در توپخانه استادی داشتیم که متاسفانه آلزایمر اسمش رو از یادم برده . دست راستش شست نداشت . عقب نشینی کولاس توپ 106 شستش رو کنده بود . بخنده می گفت اگر این توپ 106 رو ببرم تو چهار باغ اصفهان و داد بزنم آهای خلق الله این توپ 106 است کسی یک ریال کف دستم نمیگذاره . بهر حال اینقدر گفتیم بودیم بودیم که امر بخودمان هم داره مشتبه میشه که نکنه واقعا نبودیم و توی هپروتیم

دیگه دغدغه من بودیم و نبودیم نیست بلکه چند تا بحرانه که نمیدونم چرا هیچکس بفکرش نیست . البته به هدف انجمن ربطی نداره اما وقتی مملکتی نباشه ارتش و سپاه به چه دردی می خوره . نمیدونم شاید هم بیخودی نگرانم . راجع بهشون چند تا مقاله هم نوشته ام و چاپ هم شده است که شاید اگر حالش رو پبدا کردم یکیشون رو بگذارم . پیش خودم گفتم بگذار لابلای موضوعات برای تنوع هم که شده یه مطلب درد آور رو بگذارم و راجع بهش بحث کنیم . شاید یه کسی تو دولت مطلب رو  خوند و ممکنه نظرات دوستان بدرد بخوره و بالاخره تلنگری باشه برای شنیدن آژیر خطر که سال هاست به صدا در اومده . یکی از این بحران ها بحران آب هست . کارشناسان خارجی نظر داده اند با این روند سی سال دیگر قسمت های اعظم ایران دیگه قابل زندگی نیست که اثار و علائمش رو داریم می بینیم . خوب ما نیستیم اما بالاخره بچه و نوه و نتیجه ما که هستند . از دوستان تقاضا دارم در این باره به بحث بنشینند . گلوگاهها را بیان کنند . راه کارهایی که به نظرشون می رسه بیان کنند . قضیه رو به چالش بکشیم ببینیم به چه نتیجه ای میرسیم . بهر حال اینجا انجمنیه که وابسته نیست و حرفشون حرف خط و خط کشی نیست . البته به هدف انجمن لطمه ای وارد نمیشه . میتونیم این بحث رو زنگ تفریح هم قلمداد کنیم . نخواستید حذفش میکنیم . انگار خانی نیامده و خانی هم نرفته

با تشکر

20 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

استاد ملایری عزیز اتفاقا بحث خیلی خوب و علمی رو آغاز کردید مخصوصا با وجود دوستان و عزیزان با دانشی که در انجمن حضور دارند میتوانیم بحثهای علمی خوبی را آغاز کنیم که باعث جذب هرچه بیشتر متخصصان به انجمن بشود.

 

ایران کشوری است نیمه خشک، مسئله کم آبی مسئله تازه ای نیست در گذشته هم بوده ولی متأسفانه در سالهای اخیر بخاطر اهمال کاری مسئولان و افزایش بی رویه جمعیت به یک بحران تبدیل شده.

کم آبی مدتهاست که نه تنها در ایران بلکه در اکثر نقاط جهان مشهود است اما چرا؟

همانطور که میدانید سه چهارم سطح کره زمین از آب پوشیده شده این کمیت آب است ولی از نظر کیفی آب مورد نیاز موجودات زنده از جمله انسان باید شیرین بوده و دارای املاح مشخص و معینی باشد. شاید برای شما جالب باشد که از سه چهارم آبی که سطح کره زمین را پوشانده تنها 2/5 درصد از این آب شیرین و قابل استفاده برای موجودات زنده میباشد. با عنایت به رشد روز افزون جمعیت و نیازهای آنان به آب شیرین نگرانیهای مربوط به کمبود آب قابل درک است.

مشکل بعدی توزیع نا برابر آب در سطح جهان است زیرا در کشورهایی مانند ایران که جزو کشورهای نیمه خشک و کم آب محسوب می شود کمبود آب موانع زیادی را در توسعه کشور بوجود می آورد بهمین خاطر دولت باید از طریق راههای گوناگون روشهای صحیح استفاده از آب و راههای صرفه جویی در مصرف آب را به مردم آموزش دهد ولی متآسفانه شاهدیم که خود دولت در بسیاری مواقع باعث تشدید بحران کم آبی می شود. اگر دوستان مایل باشند از ابتدا شروع کنیم یعنی نحوه پیدایش و راههای صحیح استفاده از آب

 

ادامه دارد ....

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

جناب سرهنگ مطالبی رو بیان کردند که واقعا غم بر دلم نشست...امید است که با راه اندازی این انجمن چهره مظلوم ارتش بیشتر به مردم نمایانده شود....ضمنا ایده بسیار جالبی ...بحران کم آبی متاسفانه فراگیر شده...امید است دوستانی که مطالبی راجب به این موضوع دارند بیان نمایند

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

سپاس از استاد ملایری عزیز بابت باز کردن این موضوع مهم. یادم میاد پیش از انقلاب بود که این اسراییلیها - یا صهیونیست ها - تکنولوژی آبیاری قطره ای رو وارد ایران کردند که خیلی هم مفید واقع شد. معتقدم آینده ما در درجه اول، آلوده و نابود نکردن منابع طبیعی و محیط زیست، و سپس استفاده بهینه از منابع موجود به کمک روشهایی مانند آبیاری قطره ای یا شیرین کردن آب دریاست.

 

به اعتقاد این حقیر، زندگی روستایی باید در ایران ریشه کن شود و به جای روستاهای کوچک و کم جمعیت پراکنده شده در سطح کشور که در عین نداشتن زیرساختهای لازم، باعث اتلاف همان منابع محدود موجود (از جمله منابع انسانی) هم  می شوند، آبادیهایی به طور اصولی و با زیرساخت مناسب (درمان، آموزش، صرفه جو در مصرف انرژی، ضد زلزله، با جاذبه توریستی و فرهنگی، مجتمع های کشت و صنعت و غیره) در مناطقی که منابع کافی از جمله آب دارند ساخته شده و روستاییان پس از دیدن آموزشهای لازم (از جمله لزوم مصرف بهینه منابع) در آنها اسکان داده شوند. البته این را هم بگم خیلی از روستاییان ما در این زمینه می توانند به شهرنشینان درس بدهند!  زندگی شهری ما هم مشکلات بنیادی زیادی دارد، اما ایجاد یک زیرساخت اصولی ریشه ای (یا به اصطلاح فرنگی ها grassroots) شبکه شده در سطح کل کشور به تدریج به تمرکززدایی از شهرهای بزرگ هم کمک خواهد کرد.        

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

برطرف کردن مشکل کمبود آب در کشوری با وسعت ایران که از بارندگی کافی بهره مند نیست نیاز به مدیریت و برنامه ریزی دقیق همراه  با دوراندیشی و البته کار آموزشی و فرهنگی گسترده ای دارد.
گرچه انجام چنین کار بزرگی در سطح کشوری تنها از عهده ی یک مجموعه ی متخصص و کارامد و با پشتوانه ی مالی کافی برمی آید ولی همه ی افراد جامعه هم با استفاده ی درست آب در زندگی روزمره خود و تلاش برای پاک نگاه داشتن منابع آب در دسترس میتوانند سهمی کوچک ولی موثر در حفظ این مایع ارزشمند ایفا کنند.
چند سال پیش مقاله ای درباره ی آینده ی آب در فلات ایران میخواندم که نویسنده (متاسفانه نامش را بیاد نمی آورم) معتقد بود که سد سازی های بی رویه یکی از بزرگترین عوامل از بین رفتن منابع آبی ایران هستند. ایشان معتقد بود که به جای انباشته کردن آب در پشت سد که باعث تبخیرزیاد و آلودگی و شور شدن آب (با توجه به نمکی بودن خاک در نزدیکی بعضی سدهای کشور) میشود ، باید آبها را به لایه های زیرین خاک انتقال داد و با ایجاد شبکه های گسترده قناتها و کاریزها  آب را در محل های مورد استفاده استخراج و استفاده کرد.به گفته ی نویسنده قناتها و کاریزها در طول تاریخ این سرزمین کم آب تامین کننده ی آب مصرفی شهرها و روستاهای ایران بوده اند و با بهینه سازی و ساخت شبکه ی گسترده و مدرن قناتها و کاریزها میتوان با مشکل کم آبی به طور موثری مقابله کرد.
به گفته ی ایشان سود مالی عظیم پروژه های سدسازی که اکثرا" به شرکتهای وابسته به نهادی خاص میرسد باعث بی اعتنایی به این طرح است. 

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

باسلام

سپاس از جناب ملایری عزیزبابت نظرات وایده های جالب ودر خور تامل شان

مشکل بی آبی در منطقه ما (خراسان جنوبی)حدود 15 سال است که ادامه داردوامسال تا این لحظه بنا به گزارشات واصله از منابع معتبر12میلیمتر بارندگی داشتیم.ما اول باید از این منابع به طور صحیح استفاده کنیم.فرهنگ صرفه جویی در وجود ما متاسفانه معنایی ندارد!؟درست استفاده کردن را به ما در مراکزآموزشی مثل مهد کودک ودبستان یاد نداده اند؟!با گرفتن معماری ایرانی اسلامی وجایگزینی ناقص معماری غربی موجب هدر رفتن سرمایه های ما(هدر رفت آب برق وانرژی)میشود.

مثال:خانه های قدیمی بادگیر داشت ونیازی به پنکه وکولر نبود.با یک آزمایش ساده متوجه شدم یک کولر آبی در 8ساعت حدود 160لیتر آب مصرف میکند.حال تعداد این کولر را درشهری با جمعیت تهران حساب کنید چقدر می شود؟

در اینجا به کشاورزان آموزش نداده اند که باید محصولی کاشت که نیاز به آب کم داشته باشد.هنوز در بعضی از جاها چقندر قند وپنبه که نیاز به اب فراوانی دارد کاشت میشود!

12 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با تشکر از دوستان بابت شرکت در بحث و تبادل نظر در مورد این امر ملی و حیاتی

امیدوارم بتوانیم در پایان بحث یک جمع بندی داشته باشیم و سپس یکی از دوستان زحمت بکشد و مقاله ای را در این باره در سایت های دولتی قرار دهد تا مسئولین مطالعه بفرمایند شاید راه گشا باشد

بنده تا کنون سه چهار مقاله در این مورد تهیه و در روزنامه های کثر الانتشار بچاپ رسانده ام . نمونه زیر دو سه هفته قبل در هفته نامه امید جوان بقلم اینجانب بچاپ رسیده است . دوستان مطالعه بفرمایند بلکه سر نخی باشد برای ارائه نظرات و راه کارها . لطفا با حوصله مطالعه بفرمائید

 

مقاله

 

دو صد باره بحران آب

بهر حال آب مایه حیات است و یک پایه از چهارپایه عناصر چهارگانه تشکیل دهنده حیات در روی کره زمین . درجه اهمیتش در بقای انسان ها آنقدری هست که کار و زندگی را رها نمود و به آن اندیشید . اندیشمندان گفته اند به احتمال زیاد جنگ جهانی سوم بر سر منابع آب شیرین خواهد بود .  این متاع حیاتی را با ریال و دلار و طلا و پوند و یورو نمی توان ارزش گذاری کرد . در ارج و قربش همین بس که نود در صد بدن آدمیان آب است . هیچ عنصری به اندازه آب و هوا ارزش حیاتی ندارد . اگر چه تعریف و تمجید از آب توضیح واضحات است و هر موجود ذیشعوری اهمیت آن را درک می کند اما انگار برای تصمیم گیران بایستی گفت و گفت تا بالاخره روزی روزگاری با تکانی از خواب بیدار شوند و صدای آژیر خطر بحران آب را بشنوند و نزول نمودار حیرت آور تقلیل آب را ببینند و تعهد اجتماعیشان بشکفد و وجدان فردی آنها را به حرکت وادارد بلکه تا دیر تر از این نشده است کار و زندگی و سیاست و اقتصاد را رها نمایند و به این مهم تر از مهم بپردازند . انرژی هسته ای حق مسلم ماست و اپسیلونی نباید در آن تشکیک کرد و ما برای بدست آوردنش و اثباتش بهایی گزاف بقیمت سه دهه تحریم و جنگ و بحران اقتصادی و عقب ماندگی صنعتی پرداخت کرده ایم اما بیم ان می رود که این تکنولوژی بدون ترس و لرز و دشمنی و بازدید و تحریم بکار افتد و به این حق مسلم برسیم اما کارکنانش در اثر بی آبی از تشنگی تلف شوند و آبی نمانده باشد که بتوانیم له له چرخه انرژی زای اتمی را خنک کنیم . الویت حق داشتن آب بیشتر نباشد کمتر از حق انرژی هسته ای نیست . بایستی حیاتی و مماتی باشد تا از انرژی هسته ای استفاده شود . بحث زیر سوآل بردن حق مسلم انرژی هسته ای نیست بلکه بالا بردن درجه اهمیت واقعی آب در این مملکت بلا زده طبیعی و غیر طبیعی است . آنهم در منطقه ای که خشک است و آسمانش بشدت خسیس . منطقه ای که آب بالاتر از کیمیاست و هر قطره اش دنیایی ارزش دارد با مردمی که هنوز زنگ خطر را نشنیده اند . حذف شدن دریاچه هامون از روی نقشه ایران خبری اسف بار و وحشتناک است اگر چه در قالب یک خبر می اید و می رود و خوشبختانه یا بدبختانه حافظه تاریخی ضعیف ما ایرانیان بکمک خواهد آمد و زود فراموش خواهد شد تا دریاچه ای دیگر و خبری دیگر . مگر نه اینکه بعد از دیدن هر تصادفی در جاده اندکی خوب می رانیم و رعایت اصول و قوانین و مقررات میکنیم اما دو سه پیچ آنطرف تر همه چیز از مخیله ما بیرون می رود و پا را روی پدال گاز بیشتر فشار می دهیم که نکند فکر کنند ما بلد نیستیم برانیم و نکند فکر کنند خودرو فلان مارکشان از خودرو فلان مارک ما بالا تر است و این یعنی فراموشخانه تاریخی به وصعت هفتاد و پنج میلیون نفر . خشم طبیعت و پشم فرض کردن بحران ها توسط خلایق دست در دست همدیگر گذاشته اند و یکی پس از دیگری حیات را از روی نقشه می زدایند . دامداری جنگلی رویش هر نهالی را در بدو تولد با دندانهای از بیخ و بن کن بز از بین می برد و خوداحیا کنندگی جنگل ملقی می گردد و مسلما تقلیل جنگل ها و مراتع کم بارانی را بدنبال خواهد داشت . درختان جنگل توسط چوپانان جنگلی با تبر قطع می گردند تا گوشفندان از برگ درخت بلوط بخورند و چوبش خشک شود تا سوزانده شود و اثری از آثار نظارت کننده نیست . تخریب خاک اندک باران را به سیلی تبدیل می کند که تتمه خاک قابل رویش را هم با خود می برد . مسئولی شبی خواب نما می شود که اتوبانی هشت بانده از میان اندک جنگل شمال عبور دهد تا خودرو های چند صد میلیونی ربع ساعتی زود تر به ویلایشان برسند چون بهر حال راندخواری و پول شویی خستگی دارد و فاعلان این رویداد خانمان بر کن نیاز به تجدید قوا دارند . دروغ و خشکسالی دو بال شوربختی هر ملتی است . دروغ خشکسالی می آورد که خدای تبارک و تعالی در جای جای کتابش به آن اشاره دارد . اقوامی که سر ناسازگاری با خلقت داشته اند و مورد غضب خداوند قرار گرفتند و نابود شدند . کورش هم به این دو بال بدبختی اشاره کرده است و از خداوند خواسته است تا ملتش را از این دو بر حذر دارد . بخود خواب زدگی و نشنیدن زنگ های خطر هم مزید بر دو بال شده است . کم لطفی طبیعت جای خود دارد و کم توجهی و بی توجهی خلایق به امورات اجتماعی ضرر و زیان خشکسالی را دو صد چندان کرده است . در بدو خلقت مقرر شده بود که چشمه ها و سراب های  زاگرس بجوشند تا زاینده رودی جریان پیدا کند و روستاهای مسیر را مشروب کند و نان و آبی برای آنها فراهم نماید و شهر کویری اصفهان را سر سبزی بخشد و قسمی به گاوخونی بریزد تا پرندگان مهاجر دسته دسته از راه برسند و زمستان را در این سر سبزی و طراوت سر کنند تا چرخه حیات کامل شود و این کوه و رود و برف نمی دانستند که بایستی روزی روزگاری قم و کاشان و یزد و نائین و نطنز را هم آب بدهند و قطره قطره اب خود را به حلقوم صنایع فولاد و ذوب آهن اصفهان و نطنز بریزند . مسئولی در استانداری اصفهان هم بد پیشنهادی نداده است . حالا که آب نیست بستر زاینده رود به زمین فونبال و تنیس و والیبال اختصاص داده شود . ماشاالله ماشاالله و ایوالله ایوالله گویان فراوانند که دشمنانند در جلد دوست و نقادان که راه را از چاه نمایان می کنند دوستانند . ما اهالی کشور فخیمه آنقدر خبر داریم که بحران های عظیم را هم تا سطح یک خبر تنزل می دهیم . یک اتوبوس با مسافرانش در آتش سوختند همین . لاستیک هواپیمای حجاج ترکید . لاستیک اف 4 نیروی هوایی ترکید و خلبانانش شهید شدند همین . اتوبوس حامل راهیان نور رفت ته دره همین . اینها خبر نیستند که صور اصرافیلند برای بیدار کردن مردگان در خواب خفته . سری به سد زاینده رود بزنید که من زدم و دق مرگ شدم . سال 88 وقتی از دره ای در شمال شهرک زاینده رود سرازیر می شدیم پارک می کردیم و سوار قایق می شدیم و حالا چند صد متر باید رانندگی کنیم تا به اب برسیم . دیگر از آن دره های پر آب و وسعت دریاچه آبی آسمانی خبری نیست . اب باریکه ای بیش باقی نمانده است . در اولین نظر داغ های آب را در ارتفاعات اطراف سد مشاهده می کنی و اگر اندک تعهدی باقی مانده باشد آهی جگر سوز از نهادت بیرون می زند و دود از کله ات بلند می شود . ارتفاع آب پشت سد در سال 1355 هشتاد متر بود و با محاسبه دهها داغ که توسط اب در سراشیبی تپه ها یکی پس از دیگری گذاشته شده است نشان از پائین رفتن تدریجی آب سد است که حدودا 50 متر سطح آب پائین رفته است و با این حساب غیر از گل و لای انباشته شده در کف دریاچه الان باید حدود سی متر ارتفاع اب باشد که آنهم در دره ای باریک باقیمانده است و نه به وسعت یک دریاچه . دریاچه پشت سد زاینده رود هم به هامون و دریاچه ارومیه می پیوندد و بایستی مجلس ختمی برای آن هم پیشاپیش گرفته شود . اکنون باد بجای طراوت گرد باد و گرد و خاک از کف رود زاینده رود درو می کند . گاوخونی به معدن نمک تبدیل شده است که بجای صدای پرندگان مهاجر صدای گوشخراش تراکتور و لودر و کمپرسی بگوش می رسد . کدام کشور در حال توسعه ای را سراغ دارید که منابع طبیعیش هلی کوپتر نداشته باشد ؟ چطور می توان یک میلیون و ششصد و چهل و هشت هزار متر مربع را با نیروی انسانی کنترل نمود که درختی بریده نشود و جنگلی چرا داده نشود و اتشی بر پا نشود و پلنگی شکار نشود . بحران صید ببر به یک خبر تبدیل شده است . آخرین ببر هم توسط شکارچیان شکار شد همین . در حالیکه این یک ناقوس است که به صدا در آمده است که ای بخواب رفتگان بیدار شوید وقت عبادت است که چه عبادتی نزد خدا مقبول تر که آفریده هایش و نعماتش را قدر بدانیم و حفظ کنیم . قدر نعمت نعمتت افزون کند . آنوقت می نالیم که چرا خشکسالی شده است و همه تنبلی ها و کاهلی ها و ندانم کاری ها را می اندازیم گردن کائنات و یا می اندازیم گردن دولت اگر چه یک پای قضیه قامض بحران های طبیعی و غیر طبیعی هم دولت ها هستند . چقدر سانحه هوایی و چقدر تصادف و تا کی و چرا ؟ دوران تک محوری گذشته است و دوره تعاون محوری آمده است . امروزه حل مشکلات و معضلات و نیازها و خواسته ها و بطور کلی فراهم نمودن وسایل و ادوات زندگی اجتماعی و رعایت قوانین و مقررات دور هم زیستن بر پایه تعاون گذاشته شده است که متاسفانه در مملکت ما عقیده بر این است که دولت ها باید یک تنه همه معضلات و مشکلات را از سر راه بردارد که شدنی نیست و اب در هاون کوبیدن است . بدون فرهنگ سازی مشکلی مثل بحران اب حل که نخواهد شد هیچ بلکه افزون تر هم خواهد شد . خشکسالی بخواهیم و نخواهیم حالا حالا ها وجود دارد . تنها زمان است که از دست رفته است چرا که طرح های ملی دراز مدت بایستی از سال ها قبل شروع می شد تا امروز نتیجه می داد که نشد چرا که ما هنوز یاد نگرفته ایم که برآورد و پیش بینی و آینده نگری کنیم . بدون مطالعه و کاملا غیر علمی بر طبل افزایش جمعیت می کوبیم . یزد و نائین و قم و کاشان و امثالهم در گذشته دهی بیش نبوده اند و این شهر های کویری در زمان های دور بر اساس مطالعات ژئوفیزیکی و اکو سیستمی  بنا نشده اند و امروزه با توجه به خشکسالی توسعه این شهر ها صد در صد غیر عقلایی و غیر علمی است چرا که توسعه شهر آب میخواهد و قبل از اجازه ساخت فکر نشده است که اینها از کجا می خواهند برای این افزایش جمعیت آب فراهم کنند . لذا به تنها رگ حیاتی زاینده رود روی می آورند که این رگ با توجه به متر مکعب خروجی توانایی تعریف شده ای دارد و قادر نیست بیش از ظرفیتش آب تامین کند . آیا وقت آن نرسیده است که واقعیات را بپذیریم ؟ آیا وقت آن نرسیده است که این شهرها را محدود کنیم و به مناطقی دیگر انتقال بدهیم ؟ چه اشکالی دارد شهری بنام یزد جدید در نقطه ای قابل زندگی احداث کنیم ؟ هدف ارائه راه کار است که بستر آن قبول حقایق است . هنوز هم ویلا داران بدون وقفه با عمیق تر کردن چاههای خصوصی خود آب را از تتمه آبهای زیر زمینی که متعلق به همه است می مکند و باغ ویلای خود را بصورت غرغابی آبیاری می کنند و استخرهای خود را پر می کنند بدون اینکه نظارتی باشد . کارگر شهرداری آب را در پارک و روی چمن باز می کند و می رود دنبال کارش و زمانی بر می گردد که آب علاوه بر چمن و درختان کف خیابان را هم پر کرده است و کسی تذکری نمی دهد و مردم بی خیال از کنار قضیه رد می شوند و فقط پاچه شلوار خود را بالا می گیرند که خیس نشود . بحران های رنگارنگ . بحران طلاق . بحران اقتصادی . بحران اخلاقی . بحران اعتیاد . بحران آب . بحران هوا و ........... که فقط با تعامل دولت و ملت قابل رفع و رجوست و هیچیک به تنهایی قادر به مهار آنها نخواهد بود . هم اکنون مملکت بجای ستاد بحران بیش از پیش به وزارت بحران نیاز دارد . فرهنگسازی در الویت یکم قرار دارد . بایستی زنگ خطر را بیست و چهار ساعته بگوش مردم رساند . بایستی نظارت را شدید تر کرد . بایستی سیاست را تعطیل کرد و به بحران ها پرداخت . مدیریت علمی اجتماعی یعنی اینکه بتوانی مردم را بیاوری پای کار برای رفع مشکلات . باید به یقین رسید که آب خط بحران را رد کرده است . سدهای غیر اصولی . آبیاری غیر اصولی . مصرف خانگی غیر اصولی . مصرف صنعتی غیر اصولی . آبرسانی غیر اصولی . نظارت غیر اصولی و  ............................ که فقط با مشارکت عمومی قابل حل خواهد بود

 

علی ملایری  

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

چرخه آب

 

انرژی نورانی و جاذبه زمین دائما باعث حرکت آب اقیانوس،هوا،زمین و ارگانیسمهای زنده می شود.مهمترین فرآیند در چرخه آب، تبخیر است (تبدیل آب به بخار) .

 

64356769873422132270.jpg

 

انرژی نورانی باعث تبخیر آب در سطح دریاها،اقیانوسها،دریاچه ها و خاکها و گیاهان می شود و موجب وارد شدن آب به اتمسفر میگردد. آب،باد و هوا مجموعا باعث انتقال بخار آب و تجمع آنها در بخشهای بالاتر سطح زمین می شود.کاهش درجه حرارت در بخشهای بالای اتمسفر باعث تجمع قطرات بخار آب و تشکیل ابر در ارتفاعات می شود.

خوشبختانه این قطرات به یکدیگر متصل می شودو به اندازه کافی سنگین میگردد و لذا زمین میرسد و سبب بارش می شود. حدود نیمی از بارشهای زمین در جنگلهای حاره ای جریان دارد.بعضی از آبهای شیرین بصورت کوههای یخی به سطح زمین بازمیگردد. بسیاری از آبها با هم یکی میشوند و در گودالها و خندقها به سمت دریاچه های نزدیک جویبارها و رودخانه ها حرکت میکنند و باعث تکمیل چرخه آب می شوند.

این روان آب،آبهای شیرین در سطح زمین باعث فرسایش خاک نیز می شود که در نتیجه باعث حرکت انواع مواد شیمیائی و چرخه های بیوژئوشیمیائی مواد دیگر نیز می شوند.بخش وسیعی از آبها بر اثر تراوش و صاف شدن از لایه های خاک به آبهای زیرزمینی در فضاهای بین صخره ها ذخیره میگردند. آبهای زیرزمینی هم با سرعت بسیار کمتری نسبت به آبهای سطحی و آبهای موجود در اتمسفر چرخش حاصل میکنند.

انسان به دو روش در چرخه آب دخالت کرده است:

1)- گرفتن مقادیر زیادی آبهای شیرین از رودخانه ها،دریاچه ها،سفره آبهای زیرزمینی در نقاط پر جمعیت و یا زمینهای آبیاری شده،آبهای آنها به سمت سفره های خالی زیرزمینی هدایت می شود و یا آنکه این سفره ها با آبهای شواقیانوسها پر میگردد.

2)- پاک کردن و از بین بردن پوشش گیاهی سطح زمین جهت ایجاد زمینهای کشاورزی،جاده،پارکینگ،ساختمان سازی و سایر فعالیتها باعث کاهش نفوذ آب به آبهای زیرزمینی و افزایش احتمال سیل،هرزآب و فرسایش خاک خواهد شد.

 

بعبارت دیگر گردش آب در طبیعت یا همان چرخه آب در واقع جابجایی آب در قسمتهای مختلف کرۀ آب است. تابش خورشید به سطح آب اقیانوسها و دریاها موجب جذب طیف قرمز نور توسط لایه نازک سطحی آب می شود.بدلیل عایق بودن لایه های آب در انتقال حرارت،گرمای ایجاد شده به قسمتهای پایینتر آب منتقل شده و باعث تبخیر لایه سطحی می شود.

مقادیر محاسبه شده درباره بیلان آبی کره زمین به دلیل اندازه گیریهای گوناگون متفاوت می باشد لیکن بطور تقریبی مقدار کل حجم آب به شرح زیر میباشد:

حجم آب اقیانوسها ............................. 1400 میلیون کیلومتر مکعب

حجم یخهای قطبین ............................. 25 میلیون کیلومتر مکعب

حجم آب رودخانه ها ........................... 250 هزار کیلومتر مکعب

حجم آبهای زیرزمینی .......................... 150 هزار کیلومتر مکعب

حجم سالیانه تبخیر از سطح دریاها .......... 335 هزار کیلومتر مکعب

حجم سالیانه تبخیرازسطح خشکیها .......... 60 هزار کیلومتر مکعب

حجم آب موجود در جو ........................... 13 هزار کیلومتر مکعب

 

 

87913504212350862381.jpg

 

منابع آب

 

موجودی ثابت آب جهان در تمام اشکال آن اعم از بخار،مایع و جامد عظیم است با اینحال همانطور که قبلا هم گفته شد حدود 97% حجم آبهای جهان در اقیانوسها یافت می شود که بخاطر شوری زیاد برای آشامیدن ،رویش نباتات و بسیاری از مصارف صنعتی (بجز خنک کردن) قابل استفاده نیست. 3% باقیمانده ،آب شیرین است ولی مقدار زیادی از آن یا آلوده میباشد یا در عمق زیاد زمین قرار گرفته که با هزینه معقول قابل استخراج نیست و یا در وجود کوههای یخی،در قله های یخهای قطبی،در جو و در خاک حبس شده است.

تنها سه در هزار آب شیرین موجود قابل استفاده است.خوشبختانه مقدار موجودی آب شیرین همیشه از طریق چرخه هیدرولوژیکی جمع آوری،تصفیه و توزیع میگردد اما این فرآیند طبیعی مادامی مؤثر خواهد بود که آب سریعتر از جایگزینی مجدد آن آلوده نشده،با ضایعات غیر قابل تجزیه انباشته شده و استفاده بی رویه از منابع سطحی و زیر زمینی نشود. متأسفانه انشان همه این کارها را انجام می دهد و در نتیجه چرخه آب را دچار اختلال می کند.بطور کلی منابع آب کرۀ زمین عبارتند از:

1)- آبهای جوی: آبهای جوی شامل انواع بارش اعم از باران،برف و تگرگ میباشند،آبی که بهرشکل از ابرها به زمین بازمیگردد بارش محسوب می شود.

2)- آبهای سطحی: بارشی که به زمین نفوذ نمی کند و بر اثر تبخیر یا تعرق هم به جو گردد،آب سطحی نامیده می شود.این آب شیرین سطح زمین است که در رودها،دریاچه ها،تالابها و مخازن وجود دارد و بعلاوه آب اقیانوسها مجموعا آبهای سطحی را تشکیل می دهند.

3)-آبهای زیرزمینی: آن قسمت از بارشهای جوی که به داخل زمین نفوذ می کند،بطرف پایین جریان می یابد و درصورتیکه به لایه نفوذ ناپذیری مانند خاک رس برخورد کند از حرکت قائم خود می ایستد و در روی این لایه نفوذناپذیر،سفره آبهای زیرزمینی را تشکیل می دهد.

 

08737265286474037333.jpg

 

 

بحرانها و معضلاتی که بطورکلی درباره منابع آب وجود دارند

 

1)- کمبود آب:

دستکم هشتاد کشور خشک و نیمه خشک که قریب به 40% از مردم جهان را در خود جای داده اند با خشکسالیهای جدی ادواری روبرو هستند. در مناطقی مانند آفریقای شمالی،بخشهایی از هندوچین،اکثر نقاط خاورمیانه،بخشهایی از ایالات متحده آمریکا و روسیه به دلیل کاهش بارندگی و درجه حرارت بیش از حد نرمال،احتمال کمبود روز افزون آب میرود.

رشد جمعیت و استفاده نادرست از زمین نیز اثرات این کمبود را تقویت می کند. گرم شدن کرۀ زمین که میتواند مقادیر موجود آبهای سطحی را به گونه ای غیرقابل پیش بینی جابجا کند،عامل مهم دیگری در بروز کم آبی است. از طرفی خشکسالیها در نتیجه فعالیتهای انسان در جهت امرار معاش،تعلیف احشام و بسیاری فعالیتهای دیگر تشدید می شود و این در حالیست که در بسیاری کشورهای حائز حداقل توسعه،شمار زیادی از مردم فقیر ناگزیر از ادامه حیات و اراضی در معرض خشکی میباشند.

 

2)- تجمع بیش از حد آب در برخی مناطق:

اصولا مقدار آب جهان ثابت میباشد ولی بطور یکنواختی توزیع نشده است بطوریکه در برخی نقاط جهان آب به اندازه کافی و در بعضی مناطق به مقدار کم وجود دارد که تکافوی نیاز جوامع بشری را نمی کند.در برخی کشورها بارندگی سالانه به مقدار کافی وجود دارد ولی بیشتر آنرا در یک نوبت در سال بدست می آورند. این ریزش شدید باران میتواند سبب بروز سیلهای ادواری،غرقاب خاک،تهی ساختن خاک از مواد غذایی و فرسایش خاک شود.

3)- آلودگی منابع آب:

بطور کلی از منابع اصلی آلودگی آبها میتوان به فاضلابهای شهری،فاضلابهای صنعتی و آلودگی ناشی از فعالیتهای کشاورزی اشاره نمود

4)- بالا آمدن آب دریاها:

علت اصلی این پدیده بنظر میرسد که گرم شدن تدریجی کرۀ زمین باشد.آب در اثر گرم شدن اندکی منبسط می شود،پس در صورت گرم شدن اقیانوسها،سطح دریاهای آزاد بالاتر خواهد آمد.درصورتیکه یخهای قطبی در اثر بالا رفتن میانگین دما رو به ذوب شدن بروند سطح دریاها باز هم بالاتر خواهد آمد.

حدودا نیمی از جمعیت جهان در مناطق ساحلی زندگی میکنند که در صورت بالا آمدن آب سطح دریا در معرض خطر خواهند بود.وقتی افزایش خفیف در سطح متوسط دریا رخ دهد،تالابهای ساحلی،مزارع و شهرهای کم ارتفاع را غرقاب خواهد کرد، خط ساحلی را به درون خشکی خواهد راندو سفره های آب زیرزمینی را شور و غیرقابل استفاده خواهد کرد.همه اینها بدین مفهوم است که اقیانوسها براحتی به زیر شهرها نفوذ کرده و تمام آبهای زیرزمینی و تازه و قابل شرب را آلوده میسازند و مناطق وسیعی را بطور کامل غیرقابل سکونت میکنند.

 

مدیریت منابع آب

هدف از مدیریت منابع آب،افزایش موجودی آب با استفاده از روشهای مختلف است. ساختن سدها و مخازن،تغییر مسیر آب از منطقه ای به منطقه دیگر،بهره برداری کنترل شده،جلوگیری از هدر رفت آب و برنامه ریزیهایی جهت استفاده کمتر و صرفه جویی در مصرف آب از مواردی هستند که میتوانند هنگام مدیریت مورد توجه و استفاده قرار گیرند. مدیریت منابع آب در کشورهای جهان سوم حائز اهمیت است. کشورهای درحال توسعه که به ندرت میتوانند هزینه لازم جهت ذخیره آب و ایجاد سیستمهای توزیع را فراهم کنند اغلب با معضل تمرکز جمعیت در شهرها مواجه هستند.

هنگامیکه در مزارع و شهرهای مناطق خشک و نیمه خشک،آب زیرزمینی سریعتر از جایگزینی مجدد آن بهره برداری می شود،این سرمایه زیرزمینی که به آهستگی قابل تجدید است و یا اصلا قابل تجدید نیست فقط تا مدتی میتواند پاسخگوی نیازهای افراد منطقه باشد پس از آن کشاورزی و سایر فعالیتها در آن سرزمین رها میشوند و جمعیت شهرهای خشک شده براثر مهاجرت تقلیل می یابد.برای همین از نظر اقتصادی و زیست محیطی معقول تر این است که هدف اصلی را بر استفاده صحیح و کنترل شده در کشاورزی،صنعت،و منازل متمرکز کرد چرا که افزودن موجودی آب به هر حال با گذشت زمان تحت تأثیر افزایش جمعیت،تولید غذا،صنعتی شدن و دیگر عوامل غیرقابل پیش بینی قرار خواهد گرفت.

 

ساختن سدها و مخازن

آب حاصل از نزولات جوی و همچنین آب حاصل از ذوب شدن برف و یخ که اگر رها شود به هدر میرود،ممکن است ضبط شده و در مخازن بزرگی پشت سدهایی که برروی جریانات آبی زده می شود انبار گردد.

 

59291074293723603106.jpg

 

مزایای ساخت سد و مخازن آبی:

با کنترل جریان آبراهه ها بوسیله سد،خطر جاری شدن سیل در مناطق پایین کاهش یافته و به مردم این امکان را میدهد که در دشتهای حاصلخیز آبگیر پایین دست زندگی کنند. سدها همچنین امکان یک عرضۀ کنترل شده از آب را برای آبیاری زمینهای خشک و نیمه خشک پایین دست فراهم می آورند.

تأسیسات برق آبی که از انرژی آب جاری شده از مخزن سد استفاده میکنند بیش از 20% برق جهان را فراهم می آورند. مخازن پشت سدهای بزرگ نیز ممکن است برای تفریحاتی نظیر شنا،قایقرانی و ماهیگیری مورد استفاده قرار گیرند ولی فواید سدها و مخازن را باید در مقابل هزینه آنها در نظر گرفت.

معایب و مضرات سدها و مخازن آبی:

ساخت سدها گران تمام می شود. علاوه براین مخازن سدها ظرف مدت 40 تا 200 سال بسته به آب و هوای منطقه و روشهای استفاده از زمین ممکن است با رسوبات پر شده و غیرقابل استفاده گردند.

غرقاب شدن دائمی اراضی پشت مخازن سبب جابجایی مردم و تخریب اکشاورزی وسیع باارزش و زیستگاههای حیات وحش شود.

ذخیره سازی آب پشت سدها،سطح آب زیرزمینی را بالا می آورد.بالا بودن سطح آب زیرزمینی،خاک اراضی منطقه را به حالت باتلاقی درمی آورد از طرفی وزن آب گرد آمده در مخازن احتمال ایجاد گسل را افزایش می دهد که سبب زمین لرزه می شود.

سد با قطع جریان طبیعی رودخانه در مهاجرت و زادو ولد ماهیها (برخی از ماهیها) اختلال ایجاد می کند.

بنای غلط سد،سیل،زلزله،حرکت زمین میتواند سدها را دچار آسیب ساخته و عوامل متعددی را در معرض خسارت سنگین قرار دهد.

        

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

سپاس از استاد ملایری عزیز بابت باز کردن این موضوع مهم. یادم میاد پیش از انقلاب بود که این اسراییلیها - یا صهیونیست ها - تکنولوژی آبیاری قطره ای رو وارد ایران کردند که خیلی هم مفید واقع شد. معتقدم آینده ما در درجه اول، آلوده و نابود نکردن منابع طبیعی و محیط زیست، و سپس استفاده بهینه از منابع موجود به کمک روشهایی مانند آبیاری قطره ای یا شیرین کردن آب دریاست.

 

به اعتقاد این حقیر، زندگی روستایی باید در ایران ریشه کن شود و به جای روستاهای کوچک و کم جمعیت پراکنده شده در سطح کشور که در عین نداشتن زیرساختهای لازم، باعث اتلاف همان منابع محدود موجود (از جمله منابع انسانی) هم  می شوند، آبادیهایی به طور اصولی و با زیرساخت مناسب (درمان، آموزش، صرفه جو در مصرف انرژی، ضد زلزله، با جاذبه توریستی و فرهنگی، مجتمع های کشت و صنعت و غیره) در مناطقی که منابع کافی از جمله آب دارند ساخته شده و روستاییان پس از دیدن آموزشهای لازم (از جمله لزوم مصرف بهینه منابع) در آنها اسکان داده شوند. البته این را هم بگم خیلی از روستاییان ما در این زمینه می توانند به شهرنشینان درس بدهند!  زندگی شهری ما هم مشکلات بنیادی زیادی دارد، اما ایجاد یک زیرساخت اصولی ریشه ای (یا به اصطلاح فرنگی ها grassroots) شبکه شده در سطح کل کشور به تدریج به تمرکززدایی از شهرهای بزرگ هم کمک خواهد کرد.        

 

حناب فرزین، سلام

این موردی که گفتین را چجوری قرار هست اجرا شود؟ یعنی به زور و بر خلاف اراده انها، مردم روستا را جابجا کرد؟ البته قصدم صرفا دانستن نظر شماست.

تشکر میکنم.

 

خدمت دوستان. این هم تصویری از انفجار بمب اتمی --- ببخشید حضور مردم عادی پس از روز سینمای رایگان - در یکی از سینماهای تهران:

 

56652169911771347312.jpg

 

وضعیت از ریشه خرابه.

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با تشکر از مهران عزیز بابت اطلاعات مفیدی که فرمودند و انشا الله بیشتر در مورد مدیریت منابع آب صحبت بفرمایند

فونیکس جان در مورد جابجایی روستاها . قبل از انقلاب طرح عظیم ملی در این مورد پیشنهاد و بصورت ازمایشی اجرا گردید . عنوان شده بود که به صرفه نیست برای همه روستاها برق و اب و گاز و تلفن و تلویزیون و بهداشت و درمان و مدرسه و دبیرستان و اینها ساخته بشه . مثلا گفته بودند یک روستایی تا مرکز منطقه چند ده کیلومتر فاصله دارد و آن روستا مثلا 50 یا صد خانوار دارد . به صرفه نیست برای این صد خانوار آسفالت بکشند و سیم برق و اینها بکشند لذا آمدند و در منطقه همدان و ملایر بصورت ازمایشی در مرکز منطقه خانه های طاق ضربی ضد زلزله ساختند با کوچه و خیابان اسفالت و قرار بود چندین روستا را در این محل اسکان بدهند و یک بیمارستان و یک مدرسه و یک نمیدانم فلان و بهمان بسازند و اتفاقا چند روستا را هم خراب کردند که اهالی با دولت درگیر شدند و من خودم شاهد بودم که لودری رو با بیل و کلنگ اوراق کردند و لودر هم هنگام فرار افتاد توی یک حمام زیر زمینی . بهر حال در نظر گرفته بودند که اهالی رو هر روز با اتوبوس ببرند سر زمین هاشون و اب ها رو مهار کنند و استفاده بهینه کنند . طرح بسیار عظیمی بود و انقلاب که شد فراموش شد و اتفاقا چند سال پیش دوباره در مجلس شورای اسلامی مطرح گردید و چند نماینده به دلایل واهی آن را رد کردند و مسکوت ماند . دلیل آنها هم این بود که برخورد فرهنگها میشه در حالیکه قرار نبود فرهنگهای مختلف رو در یک جا جمع کنند بلکه اهالی یک منطقه رو که فرهنگشون زیاد با هم تضاد نداشت . بهر حال طرح مسکوت ماند در حالیکه این طرح برای ایران  واحب است  چرا که وسعت زیاد است و پراکندگی خیلی زیاد است و اکثر روستاها دیگر برای زندگی بعلت خشکسالی امکان پذیر نیست و اصولا توجیه اقتصادی واجتماعی ندارد که اینهمه روستا و دهات مخروبه بدون امکانات داشته باشیم . تازه قرار بود در همان شهرک هایی که عرض کردم صنایع تولیدی هم احداث شود تا روستائیان جذب کار شوند . یعنی تولیدات دامی و کشاورزی خود را بسته بندی و قابل فروش در بازارهای جهانی بکنند . عرض کردم یک طرح بسیار خوب و منطقی و قابل اجرا بود که در پیچ و خم سیاست مثل بقیه کارها گم و گور شد

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

درود  و عرض ادب خدمت استاد ملایری و دوستان عزیز 

 

شاید این مطلب ربطی به موضوع انجمن نداشته باشد اما مسئله ای حیاتی برای همه ما است که باید به آن توجه کنیم و ضمن اینکه خودمان را اصلاح می کنیم به فرهنگ سازی در این زمینه بپردازیم و از نزدیک ترین افراد به خودمان شروع کنیم.

البته این فرهنگ سازی ابعاد گوناگون و زیادی دارد که مردم بخش کوچکی از آن را می توانند به سرانجام برسانند و بخش بزرگتر آن به سیاست کلان مدیران کشور باز می گردد. برای مثال دولت فقط کشاورزان را تشویق به تغییر ساختار آبرسانی از غرق آبی به قطره ای یا بارانی می کند و در نهایت به آنها تسهیلاتی ارائه می کند که قبل از آن کشاورز بیچاره باید هفت خوان رستم را بگذراند در حالی که اگر دولت قطعا تصمیم به صرفه جویی در مصرف آب دارد باید راسا اقدام کرده و خودش بصورت رایگان این کار را برای همه کشاورزان انجام دهد. شاید به ظاهر در ابتدای کار هزینه ای برای دولت داشته باشد اما اگر کمی دید خودمان را گسترش دهیم متوجه می شویم که ظرف ده یا بیست سال آینده چند ده هزار برابر این هزینه جبران شده است.

البته مشکلات دیگری نیز بخاطر سیاست های اشتباه دولت وجود دارد. هزینه زیادی صرف جمع آوری آب، تصفیه ، پمپاژ و انتقال آب شیرین می شود و همه ما به راحتی این آب را که به سختی به دست آمده به هدر میدهیم. چطور؟ ما با این آب شیرین لباس، ظرف، خودمان، ماشین، قالی و هر چیزی را که دم دستمان برسد را میشوریم. روزی چقدر از این آب شیرین را می نوشیم و چقدر را از طریق این راه ها به هدر می دهیم؟ یعنی حتما باید با آب شیرینی که با این مشقت تهیه می شود اینگونه برخورد کنیم ؟

متاسفانه مشکلات ریشه ای است و  یک همت عالی و مدیر کارآمد و لایق می طلبد. 

البته مشکل در مصرف انرژی نیز به همین منوال است. مثلا قبل از انقلاب مردم تشویق به استفاده از برق می شدند تا دولت بتواند از گاز در تولید برق استفاده کند. این کار چندین ویژگی خوب دارد. اول اینکه لازم نیست هم شبکه برق و هم شبکه گاز وجود داشته باشد. دوم اینکه خطرات استفاده از گاز مانند خفگی (مرگ سفید) ، آلایندگی و اتلاف انرژی از بین می رود. 

مثلا برای تهیه آب جوش شما چقدر زمان و چند متر مکعب گاز مصرف می کنید؟ همین مقدار مصرف گاز را ضرب در ده میلیون بکنید. قطعا عدد بزرگی خواهد شد که ما فقط برای تهیه چای در یک نوبت مصرف می کنیم. اگر میزان مصرف گاز در سایر موارد استفاده را اضاف کنیم حجم فوق العاده ای در یک روز خواهد شد. حالا همین میزان مصرف گاز را اگر بخواهیم در یک نیروگاه تولید برق استفاده کنیم برای چند روز برق تولید خواهیم کرد؟ ضمن اینکه می توانیم بیش از 90 درصد از اسبابی را که امروزه گازی هستند را به وسایل برقی و کم مصرف تبدیل کنیم. اما متاسفانه امروز ضمن اتلاف حجم زیادی از گاز طبیعی کشور (بخوانیم ثروت ملی ما و نسل های آینده) باید چند برابر نیز هزینه پرداخت کنیم. 

اگر بخواهیم هزینه های تعمیر و نگهداری شبکه گازرسانی را در این سالها حساب کنیم که به فاجعه نزدیک می شویم ضمن اینکه از مشکلاتی مانند کم شدن فشار گاز در فصل سرما در نقاط سرد سیر کشور فاکتور میگیریم

 

عذرخواهی میکنم بایت زیاده شدن کلام 

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 

جناب فرزین، سلام

این موردی که گفتین را چجوری قرار هست اجرا شود؟ یعنی به زور و بر خلاف اراده انها، مردم روستا را جابجا کرد؟ البته قصدم صرفا دانستن نظر شماست.

تشکر میکنم.

 

جناب فینیکس منظور من کوچاندن مردم به زور سرنیزه نبود. تمام نسلهای درگیر مردم باید در مورد نارسایی های کنونی و راهکارهای آینده آموزش داده شوند، و در کنار آن مشوق هایی (incentives) واقعی و معنادار برای جابجایی آنها ارایه شود. برای نمونه می توان به  آنها سهام کشت و صنعت واگذار کرد و همچنین مردم مناطق متاثر را در ساخت و ساز و امور عمرانی درگیر نمود، و در نهایت نیز کار و شغل دائمی آنها را تضمین نمود. می توان با شیوه های نو آنچه را که با کمک جوانان تحصیل کرده خود آنها برای آینده ای روشن و پویا برای آنها و نسلهای پس از آنها طراحی می شود برایشان به نمایش و رای گیری گذاشت. به نظر من تنها راه کاهش جمعیت شهرهای بزرگ هم همین است: ایجاد جاذبه های منحصر بفرد کار و زندگی در محیطهای نو و پویا در سرتاسر کشور، البته با امکانات رفاهی مشابه شهرهای بزرگ.  سرمایه گذاری خارجی هم در این میان نقش بزرگی می تواند داشته باشد... فقط امیدوارم نگویید چینی ها... چون اصلا نمی خوام هرچی جانور در معرض انقراض و غیر معرض انقراض کشورم است سر از داخل معده بی سر و ته اینها در بیاورد!!    

 

با تشکر از مهران عزیز بابت اطلاعات مفیدی که فرمودند و انشا الله بیشتر در مورد مدیریت منابع آب صحبت بفرمایند

فونیکس جان در مورد جابجایی روستاها . قبل از انقلاب طرح عظیم ملی در این مورد پیشنهاد و بصورت ازمایشی اجرا گردید . عنوان شده بود که به صرفه نیست برای همه روستاها برق و اب و گاز و تلفن و تلویزیون و بهداشت و درمان و مدرسه و دبیرستان و اینها ساخته بشه . مثلا گفته بودند یک روستایی تا مرکز منطقه چند ده کیلومتر فاصله دارد و آن روستا مثلا 50 یا صد خانوار دارد . به صرفه نیست برای این صد خانوار آسفالت بکشند و سیم برق و اینها بکشند لذا آمدند و در منطقه همدان و ملایر بصورت ازمایشی در مرکز منطقه خانه های طاق ضربی ضد زلزله ساختند با کوچه و خیابان اسفالت و قرار بود چندین روستا را در این محل اسکان بدهند و یک بیمارستان و یک مدرسه و یک نمیدانم فلان و بهمان بسازند و اتفاقا چند روستا را هم خراب کردند که اهالی با دولت درگیر شدند و من خودم شاهد بودم که لودری رو با بیل و کلنگ اوراق کردند و لودر هم هنگام فرار افتاد توی یک حمام زیر زمینی . بهر حال در نظر گرفته بودند که اهالی رو هر روز با اتوبوس ببرند سر زمین هاشون و اب ها رو مهار کنند و استفاده بهینه کنند . طرح بسیار عظیمی بود و انقلاب که شد فراموش شد و اتفاقا چند سال پیش دوباره در مجلس شورای اسلامی مطرح گردید و چند نماینده به دلایل واهی آن را رد کردند و مسکوت ماند . دلیل آنها هم این بود که برخورد فرهنگها میشه در حالیکه قرار نبود فرهنگهای مختلف رو در یک جا جمع کنند بلکه اهالی یک منطقه رو که فرهنگشون زیاد با هم تضاد نداشت . بهر حال طرح مسکوت ماند در حالیکه این طرح برای ایران  واحب است  چرا که وسعت زیاد است و پراکندگی خیلی زیاد است و اکثر روستاها دیگر برای زندگی بعلت خشکسالی امکان پذیر نیست و اصولا توجیه اقتصادی واجتماعی ندارد که اینهمه روستا و دهات مخروبه بدون امکانات داشته باشیم . تازه قرار بود در همان شهرک هایی که عرض کردم صنایع تولیدی هم احداث شود تا روستائیان جذب کار شوند . یعنی تولیدات دامی و کشاورزی خود را بسته بندی و قابل فروش در بازارهای جهانی بکنند . عرض کردم یک طرح بسیار خوب و منطقی و قابل اجرا بود که در پیچ و خم سیاست مثل بقیه کارها گم و گور شد

 

سپاس جناب ملایری بابت یادآوری طرحهای پیش از انقلاب در این رابطه. شاید آن طرحها به طور اصولی طراحی و اجرا نشده بودند که چنان واکنشی را به دنبال داشتند. شاید کمی عجله در کارها به خرج داده شده بود.

 

فکر می کنم به جای واژه "شهرک" بهتر است از "آبادی" استفاده شود تا نوعی حس دون پایه بودن یا حقارت نسبت به شهر به وجود نیاید!  

8 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

استاد فرزین

به نظر میرسد یکی از مشکلات حاد در ایران و اکثر کشورهای جهان سومی حضور گسترده و بی در و پیکر 'دولت بزرگ' - big government - و دستگاههای دولتی در تصمیم گیری و اجرای برنامه های بی هدف عمرانی هست. در حالیکه میشود مردم را بقول شما بصورت grassroots درگیر کرد و اینطوری حس مسئولیت و از خود دانستن مردم هم بالا میره. اما تا زمانی که دولت برای مردم از گهواره تا گور تصمیم میگیره مردم هم دلیلی نمیبینند که از جان و دل مایه بگذارن.

8 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با عرض سلام و اجازه از محضر اساتید و بزرگان انجمن:

ابتدا بنده عذر خواهی میکنم که مقاله قبلی ام طولانی شد آن مقاله در حقیقت مقدمه بود.بحث مدیریت آب به دو شاخه تقسیم میشود اول متولیان و دوم مصرف کنندگان.

با توجه به اینکه چند سالی است که دانشمندان زنگ هشدار کم آبی را به صدا درآورده اند ولی متأسفانه در کشور ما متولیان تا بیایند به خودشان بجنبند بحران کم آبی به مغز استخوان کشور رسید.طرح های شتابزده و بدون تحقیق مانند سد سازیهای بی رویه نه تنها باعث کمک به مشکل کم آبی نشد بلکه با خشک شدن زاینده رود و عنقریب دریاچه ارومیه و دریاچه هامون اکوسیستم منطقه را هم دچار مشکلات اساسی کرده ایم.

در قضیه بارور نمودن ابرها نیز طرح نصفه نیمه ای توسط وزارت نیرو اجرا گردید و درحالیکه در استانی مانند یزد نتایج خوبی در بر داشت ولی به یکباره متوقف شد. البته بعضیها هم طرحهای عجیب و غریبی مانند "ایران رود" (رودخانه مصنوعی از دریای خزر تا خلیج فارس) و .... را هم ارائه دادند که خب نتیجه اش کاملا معلوم بود.این مشکلات از یکسو، فرسوده بودن و قدیمی بودن سیستم آبرسانی که خود باعث هدر رفتن آب به میزان بالایی میشود و افزایش بی رویه و لگام گسیخته جمعیت شهر نشین که به همت و مدد شهرداری محترم در فروش تراکم و ....میرود که به مرز انفجار برسد از سوی دیگر تنها بخش کوچکی از مشکلات است.

در بحث مصرف کننده ها هم که باید عرض کنم متأسفانه در این زمینه دچار یک فقر فرهنگی شدیدی هستیم. یک نمونه برایتان مثال میزنم تا کاملا منظورم را برسانم. حدودا بین سالهای 1978 تا 1980 بود که در شهر سان خوزه آمریکا اعلام بحران کمبود آب شد و از شهروندان خواسته شد که در مصرف آب به شدت صرفه جویی کنند، کار به جایی رسید که اکثر گیاهان فضاهای سبز جلوی منازل خشک شد چون مردم شهر آنقدر این اخطار را جدی گرفته بودند که حتی از آبیاری فضای سبز جلوی منازلشان نیز خودداری کردند.حالا این مورد کوچک را با کشور خودمان مقایسه کنید. دولت معمولا از اوایل تابستان شروع به اخطار و هشدار صرفه جویی در مصرف آب میکند ولی مناظری که برای چشم همه ما آشناست شامل: شستن ماشین،شستن فرش و قالی و حیاط منازل،شستن پیاده روی جلوی مغازه ها و منازل و همچنین فضای سبزبا آب شیرین میباشد.

وقتی من بعنوان مصرف کننده رعایت صرفه جویی را نمی کنم و با مصرف بی رویه باعث کمک به تشدید بحران کم آبی می شوم چگونه میتوانم از دولت کشورم توقع داشته باشم که برای حل مشکل کم آبی قدمهای درست و اساسی بردارد. نظر من اینه که در کنار انتقاد از متولیان بابت اهمال و بی توجهی به بحران کم آبی و نگرانی برای از دست ندادن پست و میز ریاست صرفه جویی را اول از خودمان و اطرافیانمان آغاز کنیم

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

اخه خیلی چیزها را نمیشه اینجا گفت چون جاش نیست و هم اگر چیزی بگیم انگ میزنند.

مقاله دیروز نشریه امریکایی THE NEW YORK TIMES راجع به خشکسالی و بحران اب در ایران:

http://www.nytimes.com/2014/01/31/world/middleeast/its-great-lake-shriveled-iran-confronts-crisis-of-water-supply.html?_r=0

سد سازی وسیع در نزدیکی دریاچه ارومیه باعث خشک شدن ان شده.

6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now