Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

صندلی پرتاب شونده بالگرد

50 posts in this topic

اولا که اینکاری که شما می کنید در مورد مطرح کردن ایده های جدید بسیار کار مثبتیه کلافه جان، موجب سیال شدن فکر می شه و از دلش خیلی چیزهای خوب در خواهد اومد.

البته کاموف50 موسوم به بلک شارک و نمونه متاخرش 50-2 موسوم به الیگیتور از این طرح استفاده می کنن.

 

72697974151232359993.jpg

 

86665081168662974355.jpg

12937351331492564392.jpg

 

هرچند مثل جناب AH-1 من هم معتقدم ایجکت در بالگرد پاسخگو نیست به یک دلیل عمده؛ اونهم ناهمواری هایی هست که هلیکوپتر از اونها برای پنهان کاری استفاده می کنه، با توجه به سرعت کروز کم هلیکوپتر ها و نیمچه توانایی گلایدشون سرمایه گذاری روی طرح های دیگه برای مثال بالا بردن ایمنی ملخ دم (یا بهتر از اون حذف ملخ دم)، تعبیه سیستمهای اتوماتیک اطفاء حریق و غیره می تونه بسیار مفید تر باشه.

ضمن اینکه خلیانان میل8 هم عموما به چتر نجات مجهز هستند.

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

اولا چه اصراری دارید که خلبان رو نجات بدهید ؟ چون اگر زنده بماند باید برود و با ایمنی پرواز که میخوان خبط رو بندازن گردن خلبان روبرو بشن

بگذریم . وقتی ملخ جدا بشود اگر موتور را از کار نیندازیم دور موتور آنقدر زیاد می شود که منفجر خواهد شد و تکه های همان انفجار هم خطر افرین است . این ازمون ها را بارها آمریکائیان انجام داده اند و نهایتا به این نتیجه رسیده اند که کاناپی از زیر هلی کوپتر بطرف پائین رها شود بدون اینکه ملخ اصلی و دم را جدا کنند . البته یکی از مشکلات بزرگ در هلی کوپتر برای ایجکت خلبان ارتفاع کم هلی کوپتر از سطح زمین است که فرصت این کارها را نمی دهد مخصوصا در منطقه نبرد که هلی کوپتر چسبیده به زمین پرواز می کند . شاید اول بهتر است طرح هایی در مورد نصب air bag در جلو و زیر و طرفین باشیم تا بمحض سانحه خلبان را درون خود محفوظ نگهدارد

ضمن اینکه توجه داشته باشیم که مجهز کردن هلی کوپترهای قدیمی به ایجکت غیر ممکن است چرا که تغییر کلی باید در ساختار بدنه داد که امکان پذیر نیست و اگر هم باشد هزینه بسیار زیادی را می خواهد و ما هم که هلی کوپتر نمی سازیم که قبلا پیش بینی کنیم لذا دوستان بروند سراغ طرح هایی مثل ایر بگ و یا خاموش کننده سریع حریق و یا خروج سریع خلبان و همچنین طرح هایی برای رسکیو که هر چه سریعتر بتواند آتش را خاموش کند و وسایلی که بتواند سریع بدنه را بشکافد و سرنشینان را نجات بدهد و یا ضربه گیر کردن صندلی ها برای جلوگیری از طع نخاع و از این قبیل طرح های قابل اجرا که بشود با هزینه کم روی هلی کوپتر های موجود پیاده نمود . دوستان در نظر داشته باشند الویت اول در یک طرح اجرایی بودن آن است . پس بهتره دوستان کارهایی که می شود برای ایمنی انجام داد رو لیست کنند و روی هر کدام بحث بشه و نظرات یک کاسه بشه بلکه بتوانیم در جایی منعکس کنیم . فعلا روی air bag کار کنیم چون راحت تره . بعد یک سانحه رو باز سازی مجازی کنیم و از تجربیات خلبانها استفاده کنیم ببینیم چه اتفاقی می افتد و چه نیازمدیهای اولیه ای وجود دارد و الویت در چه چیزی است . چه قسمتهایی از هلی کوپتر زود تر خطر آفرین می شوند و در یک برخورد چه چیزهایی خلبان را تهدید می کند . ما یک استاد آمریکایی خدا نشناس و کهکشان خوار داشتیم که یه مانوری رو یادمون داد بنام 

( چگونه سانحه بدهیم . haw to crash  ) . جالب بود و متاسفانه هر گز در آموزش خلبانی و رانندگی لحاظ نکردند که خیلی هم مهم است . هلی کوپتر را مستقیم می برد بطرف سخره های کوه و می گفت لحظاتی می رسه که چاره ای بجز سانحه ندارید و حالا چگونه کمتر خسارت ببینید . گفت اگر با دماغ به کوه بخورید که تکه تکه خواهید شد لذا شدیدا فلر می کرد و می گفت باید زیر هلی کوپتر را به کوه بزنید چون در صد زنده ماندن بیشتر است که البته باید سرعت را بگیرید و خلاصه روی زمین و آب و انیها را هم برایمان توضیح می داد و می گفت در آخرین لحضات بایستی دستتان را از فرامین جدا کنید و صورتتان را با دستهایتان بپوشانید و مچاله شوید تا ضربه تقسیم شود و به نخاع شما اصابت نکند . من دو سال پیش یک موتور با سرعت هشتاد کیلومتر زد تو شکمم و من رو پرتاب کرد و این آموزش بدادم رسید . خودم را روی هوا مچاله کردم و مثل یه گردو خوردم به جدول و جوب اب و اینها . زخم و زیلی شدم اما شکستگی پیدا نکردم . خلاصه باید رفت سراغ اینها و از این قبیل بحث های قابل اجرا  . ببخشید طولانی شد . عیب ما قدیمی ها و پیر و پاتال ها وراجیه

19 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

این یه فیلم تلخ از صحنه سقوط هلکوپتر کبری مون هست که اگه اشتباه نکنم حوال کوه مره سرخی اتفاق افتاد ، به نظر من همچین سقوطی به جز ایمن کردن کابین خلبان ها هیچ راه نجاتی نداره و صندل پران عملا بیفایده هست ، چون اینقدر سریع اتفاق میفته که فرصت هیچ کاری نیست .

 

ولی این فیلم اطلاعات زیادی در مورد این طرح میتونه بده وگرنه قرارش نمیدادم تا دل شما هم رنجیده نشه

 

لینک دانلود

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

دوستان گرامی درود

درباره این ایده صندلی پرتاب شونده خلبان در بالگردها (بویژه بالگردهای رزمی ) چند نکته گفتنی است.

این ایده تا کنون  چند بار در کشورهای سازنده بالگرد ازموده شده و در یک مورد هم در خانواده بالگردهای رزمی تک خلبانه کاموف 50 روسی هم به مرحله اجرا در امده است.این بالگرد نخستین و تا کنون تنها بالگردی است که به صورت تولید انبوه دارای این سامانه است.همانگونه که تنها بالگرد ضد تانک تولیدی تک خلبانه هم هست!(حالا بگذریم از اینکه در باره این تک خلبانه بودنش به ان انتقادهای زیادی وارد شده و برای همین سازنده نمونه دو نفره کاموف 52 را هم تولید کرده)

واقعیت این است که سازنده های بزرگ و کوچک بالگرد در دنیا بر اساس تجربیاتی که به دست اورده اند  و با مطالعه و بررسی هزاران مورد سانحه مربوط به بالگردها در چند دهه گذشته به این نتیجه رسیده اند که سرعت سقوط یک بالگرد در بیشتر سوانح منجر به سقوط فقط مقداری نه چندان زیاد  بیشتر از  سرعت پایین امدن یک انسان با چتر نجات است!

برای همین انها بیشتر در تلاش بوده اند که با طراحی مناسب بدنه بالگردها و صندلی های سرنشینان ،انها را به  صورت جاذب ضربه و ایمن در اورند تا در هنگام سقوط بالگرد کمترین اسیب به خدمه وارد شود.ریسک بالای نصب صندلی پرتاب شوند و سامانه های مربوط به ان و همچنین تقییرات بنیادینی که در طراحی کلی بالگرد برای جاسازی ایمن این نمونه صندلی در ان نیاز است طراحی بالگرد مجهز به این سامانه را بسیار سخت و غیر اقتصادی کرده و حتا  ممکن است که از کارایی  کلی ان هم بکاهد.

بزرگترین چالش برای نصب این سیستم ملخهای اصلی بالگرد هستند که باید برای پرتاب صندلی به سمت بالا فکری برای جدا کردن انها اندیشیده شود وگرنه خلبان  میان این ملخها اصلا جای ایمنی نخواهد داشت و ماندن درون بالگرد برایش بهتر است!

در نمونه کاموف 50 برای حل این مشکل خرجها ی انفجاری  دورتا دور شفت اصلی ملخ کار گذاشته شده اند تا در صورت اقدام به ایجکت خلبان ،عمل کرده و کل سیستم ملخ را از بالگرد خدا کنند.ولی مشکل اینجاست که کارایی این سیستم 100 در صد نیست و امکان تداخل بین مرحله جدا شدن ملخ از بالگرد و ایجکت خلبان وجود دارد.

در کل با توجه به تمامی این مسائل در دنیا  ترجیح داده شده که بیشتر بر روی ایمنی خود بالگرد و سامانه های ان و سیستمهای دیگر حفظ جان خلبان (به جز صندلی پرتاب شونده ) کار شود.

دقیقا مانند هزاران هواپیمای غیر جنگنده در دنیا که دارای صندلی پرتاب شونده نیستند و تا کنون هم به دلیل چالشهای بسیار زیاد فنی و مالی  نصب این نمونه صندلی بر روی انها ،هیچ کس به فکر این کار نیفتاده است و همان طور که همه میدانیم با وجود نبود صندلی پرتاب شوند بر روی هواپیماهای مسافر بری ،باز هم حمل و نقل هوایی بین تمامی روشهای حمل و نقل در دنیا از نظر ایمنی جایگاه نخست را دارد.

درست به همین دلیل و امار ناچیز تلفات سوانح بالگردی نسبت به تعداد بالگردهای موجود در دنیا و ساعات پروازی سالانه انها ،کسی به فکر نصب سامانه صندلی پرتاب شوند و چتر بر روی  بالگردها نبوده است.

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

این یه فیلم تلخ از صحنه سقوط هلکوپتر کبری مون هست که اگه اشتباه نکنم حوال کوه مره سرخی اتفاق افتاد ، به نظر من همچین سقوطی به جز ایمن کردن کابین خلبان ها هیچ راه نجاتی نداره و صندل پران عملا بیفایده هست ، چون اینقدر سریع اتفاق میفته که فرصت هیچ کاری نیست .

ولی این فیلم اطلاعات زیادی در مورد این طرح میتونه بده وگرنه قرارش نمیدادم تا دل شما هم رنجیده نشه

لینک دانلود

دلیل این سانحه چی بوده؟ چه سالی؟

جناب AH-1 باید بدانند.

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

دلیل این سانحه چی بوده؟ چه سالی؟

جناب AH-1 باید بدانند.

 

بله جناب فینیکس ، متأسفانه اطلاع دارم

در تاریخ 01/03/1378 و در جریان مانور صیاد 78 در منطقه دارنگون شیراز ، کبرای هوانیروز به خلبانی سرهنگ دوم حبیب اله نمازیان (رئیس رکن 2 پایگاه مرکز آموزش وطنپور) و کمک خلبانی ستوان دوم علی اکبر اسماعیل زاده (دارنده مدال جهانی سیزم در کشتی و ...) در حین انجام مانور قبل از اجرای آتش به تپه ای برخورد می کنه که با عکس العمل ناگهانی خلبان و کشیدن سریع سایکلیک ، ملخ اصلی به تیل بوم اصابت و آنرا قطع می کند ، از دست رفتن ملخ دم هم باعث چرخش سریع هلیکوپتر بدور خود (ناشی از نیروی گشتاور) میشود و بعد هم اصابت بزمین و با توجه به باک پر از بنزین و لانچر پر از راکت ، در نهایت منجر به انفجار وسیله پرنده و به شهادت رسیدن هر دو خلبان میشود بطوریکه در مجموع کمتر از 5 کیلوگرم خاکستر تحویل خانواده های این شهدا گردید.

بدلیل اینکه خلبان فرصت رهاسازی لانچر را پیدا نمیکنه ، پس از برخورد بزمین و توسعه آتش سوزی ، راکت ها شروع به انفجار و حتی شلیک میکنن که خوشبختانه خسارت جانی وارد نمیشه بجزء یک مورد که تصویر بردار برای فیلمبرداری به نزدیکی هلیکوپتر میره و ترکشی به صورتش برخورد میکنه و یک چشمشو از دست میده

بنده بصورت اتفاقی بعدها پسر ایشونو در صدا و سیما دیدم ، تعریف میکرد وقتی پدرش سانحه رو میبینه اختیارشو از دست میده و جلوتر میره تا تصویر واضح تری بگیره ، می بینه خلبانا هنوز زنده اند و دارند تلاش میکنن از کابین خارج بشن ولی انگار نتونستن کمربندها رو باز کنن و کابین خورد شده بود (بدلیل برخورد از پهلو با زمین) و در لحظاتی که آتش وارد کابین میشه یکی از خلبانا قرآنی که در جیب بازوی لباس پروازش بوده می بوسه و از کابین به بیرون پرتاب میکنه تا در آتش نسوزه !

**************************************************************************

بنده از پدرم (که استثنا" در این رزمایش حضور نداشت و شهید نمازیان به اصرار زیاد خودش بجای ایشون رفته بود) و همینطور جناب حسین یار (خلبان 214 و رسکیوی تیم) دلایل و بررسی سانحه را که جویا شدم ، مواردی مطرح کردند که شاید عنوان کردن برخی از اون در این تاپیک خالی از لطف نباشه :

ــ مانوری که برای اجرای آتش در نظر گرفته شده بود یعنی پرواز در ارتفاع خیلی پایین برای پوشش در پناه عوارض زمین (و با سرعت بالا) یکی از سخترین و مشکلترین مانورهای هلیکوپتر هست که تنها از عهده استاد خلبانان ماهر و زبده برمیاد و نیاز به تمرین زیاد و ساعت پرواز بالا داره که با توجه به شرایط موجود و تجربیات خلبانان این پرواز نمی بایست از این مانور استفاده میشد ، جناب حسینیار که سرپرست تیم هم بوده از مسئولین تقاضای چند ساعت پرواز تمرینی اضافی (برای خلبانان کبرا) کرده بود با این حال مخالفت خودشو برای این نوع پرواز ابراز کرده بود چرا که معتقد بود بدلیل شغل ستادی که خلبان داشته ساعت پرواز پایین و تجربه کمی برای این نوع مانور داشته

ــ در شروع این سانحه چند خبط پروازی سلسله وار اتفاق می افته که نتیجه اینی میشه که در کلیپ مشاهده میکنید:

ابتدا اسکید هلیکوپتر به تپه برخورد میکنه اما سالم میمونه و کنده نمیشه ، حتی اگر کنده هم میشد موردی نداشت و خلبان میتونست روی لاستیک فرود بیاد اما ظاهرا" جلوی دوربین فیلمبرداری و هیأت داوران و ناظران و جلوی اساتید دیگه این اتفاق (کنده شدن اسکید) خیلی میتونسته افت داشته باشه و بهمین جهت فشار روحی و استرس زیادی برای خلبان وجود داشته که این باعث میشه در لحظه برخورد عکس العمل ناگهانی و خطرناکی انجام بده که در نهایت منجر به از دست دادن ملخ دم میشه

ــ حتی در این مرحله (بعد از کنده شدن تیل بوم) هم خلبان میتونست بهتر عمل نموده و با حفظ خونسردی ضمن بستن موتورها و حتی کشیدن دستگیره امرجنسی برای پاشیدن کف داخل محفظه موتور (برای خنکتر شدن و کاهش احتمال انفجار و آتش سوزی) میبایست اقدام به رها سازی لانچرهای راکت مینمود تا در هنگام برخورد با زمین و گسترش آتش سوزی صدمات و خسارات را کاهش میداد

ــ البته همانطور که در کلیپ مشاهده میفرمایید رویدادها پشت سر هم و با فاصله زمانی خیلی کم رخ میده و همه چیز ظرف چند ثانیه اتفاق می افته که در نهایت منجر به سانحه کلی (صد در صدی) میشه ، بنابراین خلبان می بایستی دارای تمرکز ذهنی بالا و نیز دارای قدرت عکس العمل سریع و آنی باشه ، که بخاطر همان استرس ها و فشارهای روحی و یا درگیری ذهنی بخاطر داشتن مسئولین سنگین و حساس مدیریتی (حاوابه) و .... متأسفانه سانحه به این شکل رخ میده و منجر به شهادت این بزرگواران و مجروح شدن آن تصویربردار میشه

روحشون شاد و یادشون گرامی

***************************************************************************

در ضمن جناب اسماعیل زاده مربی شنای بنده بودند و از طرفی یکی از بهترین شاگردان پدر ،

پدرم همیشه از اخلاق خوب ، ادب ، شخصیت والا و ورزشکاری ایشون خیلی تعریف میکردن در حالیکه خیلی کم پیش می اومد راجع به همکارانش و یا شاگردانش در خونه صحبت کنن

17 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

همین جا درود میفرستم به روان پاک پدر شما و سر تعظیم فرود می آوریم برای شهیدان دلاور کشورم...
جناب نظری شاید این حرفم درست نباشد...چون نه در شرایط شما هستم و نه حال شما را درک میکنم زیرا هنوز سایه پدرم بالای سرم هست...ولی به جرات میتوانم قسم بخورم که مرگ در بستر برای پدر شما و فرزند رشید این ملت کم بود...مرگ در بستر لیاقت ایشان را نداشت...شهادت در راه وطن بالاترین افتخار برای هر کسی هست...با تمام وجود به پدر شهید جنابعالی افتخار میکنم و درود میفرستم به روان پاک ایشان و همه شهدای وطن

12 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

همین جا درود میفرستم به روان پاک پدر شما و سر تعظیم فرود می آوریم برای شهیدان دلاور کشورم...

جناب نظری شاید این حرفم درست نباشد...چون نه در شرایط شما هستم و نه حال شما را درک میکنم زیرا هنوز سایه پدرم بالای سرم هست...ولی به جرات میتوانم قسم بخورم که مرگ در بستر برای پدر شما و فرزند رشید این ملت کم بود...مرگ در بستر لیاقت ایشان را نداشت...شهادت در راه وطن بالاترین افتخار برای هر کسی هست...با تمام وجود به پدر شهید جنابعالی افتخار میکنم و درود میفرستم به روان پاک ایشان و همه شهدای وطن

سپاسگزارم اسماعیل جان ، ممنون از لطفت

بواقع همینطور هم هست و با همین استدلال خودمونو تسکین دادیم

بالاخره کسی که نیروهای زرهی بعثی از دستش آسایش نداشت ، کسی که بیش از 150 دستگاه تانک و نفربر زرهی عراق نابود کرده بود ، 3 فروند هلیکوپتر عراقی رو منهدم کرده بود ، بیش از 2200 ساعت پرواز رزمی انجام داده بود و بیش از 40 خلبان کبرا آموزش داده بود و طراح و لیدر و سرفرمانده بسیاری از عملیاتهای هوانیروز در غرب کشور (از جمله بزرگترین عملیات نجات جهان در عمق خاک عراق) و یا نجات یک گردان از رزمنده های سپاه که در محاصره بودند اونهم بدون مهمات  (حتی یک گلوله) و بسیاری افتخارات دیگر که مجال توضیحش در اینجا نیست ، واقعا" حیفه که روی تخت بیمارستان و یا در بستر مرگ جان به جان آفرین تسلیم کنه

به هر حال ما هم راضی هستیم به رضای خدا و تسلیم سرنوشت (خون ما رنگین تر از خون سایر خانواده های شهدا و ایثارگران نیست)

در ضمن خدا پدرتونو براتون نگه داره ایشالا (تا میتونید بهش خدمت کنید تا زبونم لال بعد از 120 سال حصرتش براتون نمونه)

15 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

سپاسگزارم اسماعیل جان ، ممنون از لطفت

بواقع همینطور هم هست و با همین استدلال خودمونو تسکین دادیم

بالاخره کسی که نیروهای زرهی بعثی از دستش آسایش نداشت ، کسی که بیش از 150 دستگاه تانک و نفربر زرهی عراق نابود کرده بود ، 3 فروند هلیکوپتر عراقی رو منهدم کرده بود ، بیش از 2200 ساعت پرواز رزمی انجام داده بود و بیش از 40 خلبان کبرا آموزش داده بود و طراح و لیدر و سرفرمانده بسیاری از عملیاتهای هوانیروز در غرب کشور (از جمله بزرگترین عملیات نجات جهان در عمق خاک عراق) و یا نجات یک گردان از رزمنده های سپاه که در محاصره بودند اونهم بدون مهمات  (حتی یک گلوله) و بسیاری افتخارات دیگر که مجال توضیحش در اینجا نیست ، واقعا" حیفه که روی تخت بیمارستان و یا در بستر مرگ جان به جان آفرین تسلیم کنه

به هر حال ما هم راضی هستیم به رضای خدا و تسلیم سرنوشت (خون ما رنگین تر از خون سایر خانواده های شهدا و ایثارگران نیست)

در ضمن خدا پدرتونو براتون نگه داره ایشالا (تا میتونید بهش خدمت کنید تا زبونم لال بعد از 120 سال حصرتش براتون نمونه)

جناب نظری علیرغم اینکه بنده با پدرم تقریبا در تمامی زمینه ها اختلاف نظر داریم(سیاسی...اقتصادی و ...) ولی خیلی دوستش دارم و واقعا همه چیز رو تمام و کمال برایم انجام داده است...واقعا وجود پدر و مادر برای هر فرد نعمتی است...اگر لطف کنید و جریان این محاصره گردان سپاه رو تعریف کنید ممنون میشم...

در ضمن حسرت درسته نه حصرت... :grin: :grin: :grin: :;^^: :;^^: :;^^:

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

جناب نظری علیرغم اینکه بنده با پدرم تقریبا در تمامی زمینه ها اختلاف نظر داریم(سیاسی...اقتصادی و ...) ولی خیلی دوستش دارم و واقعا همه چیز رو تمام و کمال برایم انجام داده است...واقعا وجود پدر و مادر برای هر فرد نعمتی است...اگر لطف کنید و جریان این محاصره گردان سپاه رو تعریف کنید ممنون میشم...

در ضمن حسرت درسته نه حصرت... :grin: :grin: :grin: :;^^: :;^^: :;^^:

واقعا" ایول داری اسماعیل خان ، هم بخاطر احترام به پدرتون و هم بخاطر گرفتن غلط املایی از من (که خودم اوستای اینکارم و کلی هم حال میکنم باهاش) !!!! :grin:

 

ماجرایی که خواستید تعریف کنم بطور خلاصه اینطور بوده که در عملیاتی که تیم آتش هوانیروز به منطقه اعزام میشن پس از انجام مأموریت ، تیم در حال بازگشت به مقر برای سوخت گیری و لودگیری مهمات بوده که در حال بازگشت از طریق بیسیم ایرباند یکی از برادران پاسدار تقاضای هلیکوپتر و پشتیبانی آتش میکنه و اعلام میکنه یک گردان هستند با استعداد حدود 250 نفر و در محاصره کامل قرار دارند و تا آخرین گلوله را هم شلیک کردن و دیگه فرصتی باقی نمونده و چند دقیقه دیگه نیروهای بعثی به خاکریزشون میرسن و همگی اسیر میشن

در این حال پدر که لیدر دسته بوده با توجه به ریسک بالا و نداشتن مهمات و کمبود وقت و فرصت کافی ، مابقی تیم را بسمت مقر فرستاده و خودشون بصورت تک فروندی بسمت محل مورد نظر گردش میکنن

و با یک شیرجه سریع بسمت نیروهای عراقی ، هلیکوپتر را طوری روی خاکریز مابین دو نیرو در حالت هاور قرار میدن که پهلوی هلیکوپتر به دشمن باشه

اینکار با اینکه ریسکش بالا بوده و احتمال اصابت و مورد هدف قرار گرفتن را زیاد میکنه اما باعث ایجاد رعب و وحشت زیادی در دل نیروهای عراقی میشه ، (شایدم برای این بوده که لانچرهای خالی از دیدشون پنهان بمونه) بخصوص اینکه قبلش یک مانور سنگین و یک شیرجه ترسناک روی سرشون اجرا کرده و بعد از هاور هم سر توپ 20 میلیمتری را با چرخش 90 درجه ای به سمت نیروهای عراقی میگیره

مجموعه این فعالیتها باعث ترس زیاد و وحشت نیروهای عراقی میشه و در حالیکه حتی یک فشنگ در هلیکوپتر وجود نداشته و رزمنده های سپاه هم در حال اسیر شدن بودن و پرچم سفید هم بالا برده بودند ، اما به یکباره نیروهای عراقی اقدام به تسلیم شدن میکنن و دستشونو بالا میبرن و ورق بر میگرده ، نیروهای رزمنده خودی ابتکار عملو بدست میگیرن و در حالیکه تا چند دقیقه قبلش خودشونو آماده کرده بودن تسلیم بشن ، حالا اونها داشتن دشمنو اسیر میکردن و غنائم زیادی هم گرفته میشه

فرمانده رزمنده ها ، اون برادر پاسداری که متأسفانه اسمش یادم نیست ، کنار هلیکوپتر میاد و به نشانه تشکر و قدردانی انگشتر عقیق خودشو به پدر هدیه میده (که هنوزم اونو نگهداشتیم) و البته بعدها هم گزارشی به مقامات میده و تقاضای ارشدیت جنگی می کنند که در اولین مراسم رسمی که خلبانای هوانیروز به دیدار حضرت امام (ره) مشرف میشن این تشویقی را پدر حضورا" دریافت می نمایند.

اگه اطلاعات بیشتری خواستید مثل مکان و زمان دقیق وقوع می بایستی به لاگ بوک (دفترچه ثبت پرواز) پدر مراجعه کنم ، الان بیش از این حضور ذهن ندارم.

19 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

پس به نظر میاد کلیپ سانحه فوق هم نشاندهنده خطای خلبان pilot error بخت برگشته باشد؟ مثل اینکه با sink rate زیاد میخوره به تپه ماهور و tail کنده میشه. چقدر تاسف آور.

این یه فیلم تلخ از صحنه سقوط هلکوپتر کبری مون هست که اگه اشتباه نکنم حوال کوه مره سرخی اتفاق افتاد ، به نظر من همچین سقوطی به جز ایمن کردن کابین خلبان ها هیچ راه نجاتی نداره و صندل پران عملا بیفایده هست ، چون اینقدر سریع اتفاق میفته که فرصت هیچ کاری نیست .

ولی این فیلم اطلاعات زیادی در مورد این طرح میتونه بده وگرنه قرارش نمیدادم تا دل شما هم رنجیده نشه

لینک دانلود

http://www.aparat.com/v/amKXR

ویدیو را اینجا مجدد بارگذاری کردم

http://host3.aparat.com//public/user_data/flv_video_new/328/438bde7b7850c88aee2794477e04166a983443.mp4

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

خب از بيان اين خاطرات زيبا و دلنشين كه بگذريم بحث در باره ايمني سقوط و خروج موفق ، دو راه پيش روي طراح و خلبان هست كه بنده هم فكر ميكنم اگردر ساخت و طراحي  ملخهاي بالاي سر خلبان توسط ضامن و پينهايي نصب ميشد موقع دستور اجككت كافي بود تا اين پينها ملخ رو از محل اتصال رها كنن و همينطور ملخ دم رو در همون لحظه كه فرمان اجكت دريافت شد به گام 90 درجه بچرخه و اين دستور براي رهاسازي غلافهاي سوخت و مهمات هم در نظر گرفته بشه فكر كنم خروج از هليكوپتر با ايمني 99 درصد همراه باشه  ضمن اينكه اگه بمبهاي ريتارد _تاخيري _ رو ديده باشيد ؛ بجاي چتر در ارتفاع پايين از چنين مكانيسمي استفاده بشه _البته روي صندلي نصب بشه _ فكر كنم با كمترين تلفات همراه باشه و ديگه بحث  تركشها و صدمات مدلهاي مختلف اجكت منتفي باشه

 

در بحث فرود ايمن هم همونطور كه ميدونيد وجود ضربه گيرهاي داخلي در هلي كوپتر خوبه اما  بالشتكهاي هواي بيروني به نظر من بهتر باشه چون ايربگهاي درون ماشين در تصادفات تا بحال چند مورد صدمه فيزيكي به راننده زده ولي اگربيرون از بدنه باشه هم ميتونه با سرعت بيشتري باد بشه و هم اينكه مشكلات نصب در داخل كابين و اختصاص فضا به اين مكانيسم رو نداريم

 

اين چيزي بود كه به عقل ناقص بنده مي رسيد تا ببينيم نظر ساير دوسستان و اساتيد چيه

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

به نظرم تو این فیلم مهمترین اشتباه خلبان ( اطلاعی ندارم بابت خامی نظرم پوزش میخوام ) این هست که قبل از گردش اونطرف رو نگاه نمیکنه چون اگه به همون سمت که گردش کرد اگه ارتفاعش با ارتفاع قبل از گردش یکی بود اتفاقی براش نمی افتاد ( مثل این میمونه که با ماشین یدفعه دور بزنی حالا اگه ماشین دیگه ای پشتت نباشه خبری نمیشه ولی اگه باشه میزنه بهت )

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

من متاسفانه نمی توانم بیایم داخل بحث بدلیل این امنحان کوفتی ولی دلم تنگ شد دیگه دوتا طرح برای ایجشکن وهمان مساله تیمسار ملایری فرمودند ایربک وخاموش کننده ها وایمنی کابین بهتربن است با توجه به تجربیات پروازی عملیاتی خودم وحوادث لمس کرده ونجات واطفای حریق هوایی

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

این سانحه را بنده به دایره المعارف کلی وبسایت ایمنی هوایی امریکا درخواست دادم تا اضافه کنند که به لطف جناب AH-1 و اطلاعات ایشان، انجام شد:

 

http://aviation-safety.net/wikibase/wiki.php?id=163745

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now