Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

کتابهای مربوط به نیروی هوایی

هرچند که جناب قاضی میرسعید سابقه چندان درخشانی در زمینه تالیف کتابهای مربوط به نیروی هوایی ندارند، اما امیدوارم کتاب "مردان آسمان" ایشان - که ظاهرا قرار است به زودی منتشر شود - حاوی اطلاعات جدیدی در مورد سوانح هوایی زمان جنگ باشد. این متن مصاحبه ای است با ایشان در این رابطه:

 

با سید حکمت قاضی میرسعید درباره اثر تازه‌اش

img063.gif  مگر می‌توان در پی «مردان آسمان» نبود؟

 

سید حکمت قاضی میرسعید که کتابی با عنوان «مردان آسمان» را در دست تالیف دارد، معتقد است که شان و مقام شهیدان نیروی هوایی به اندازه‌ای است که نمی‌توان در پی آن‌ها نبود و تحت تاثیرشان قرار نگرفت.

 

انتشارات مکعب کتابی با عنوان «مردان آسمان» را برای 19 بهمن، روز نیروی هوایی آماده انتشار دارد. این کتاب در 905 صفحه، قطع وزیری و مصور منتشر خواهد شد.

 

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، سید حکمت‌الله قاضی میرسعید، کارشناس هنر نمایش، متولد 1331 در طالقان است که به دلیل علاقه‌مندی‌اش به پرواز و نیروی هوایی در سال 1356 به استخدام این نیرو درآمد. میرسعید از سال 1358 به عنوان کارشناس هنر نمایش نیروی هوایی و سپس، به عنوان سرپرست هنرهای نمایشی در این بخش منصوب شد.

راهیان عشق،  نمایشنامه «فلق» و کارگردانی چندین نمایش از جمله به صحنه بردن نمایش «سورپریز» در سالن تئاتر شهر، از جمله فعالیت‌های هنری وی برای نیروی هوائی است.

میرسعید در سال 1380 به سرپرستی کارگاه فیلمنامه نویسی ارتش منصوب شد. ساخت مجموعه مستند تلویزیونی 10 قسمتی «حدیث فجر»، مستند «پرواز انقلابی» نقش نیروی هوایی در 12 بهمن و ورود حضرت امام(ره) به ایران، حاصل فعالیت‌های او در این حوزه است.

وی از نویسندگانی است که آثار بسیاری در باره نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به قلم او منتشر شده است. سال گذشته کتاب «عکس جنجال برانگیز» از این نویسنده در آستانه روز نیروی هوایی (19 بهمن) منتشر شد که اکنون برای دومین بار در دست چاپ است. در چنگال عقاب (مستند دستگیری عبدالمالک ریگی)، پرواز تابی‌نهایت (زندگینامه سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی)، بمبی در کابین (زندگینامه سرلشکر خلبان شهید عباس دوران)، چشمی در آسمان (زندگینامه سرلشکر خلبان شهید جواد فکوری)، بربلندای سپهر (خاطرات خلبانان نیروی هوایی ارتش در سال‌های دفاع مقدس) و شکوه پرواز (زندگینامه سرلشکر خلبان شهید علی اقبالی دوگاهه) آثاری‌ هستند که سید حکمت قاضی میرسعید تاکنون تالیف کرده است.

میرسعید که اکنون در دفتر پژوهش‌های نظری و مطالعات راهبردی نهاجا مشغول به کار است، کتابی با عنوان «مردان آسمان» را در دست تالیف دارد.

در کتاب «مردان آسمان» به چه موضوعی پرداخته‌اید؟

در این کتاب به زندگینامه و نحوه به شهادت رسیدن خلبانانی پرداخته‌ام که در سال‌های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در جریان انواع حوادث و سانحه‌های هوایی و در هواپیماها و جنگنده‌های مختلف به شهادت رسیده‌اند.

ویژگی اثر شما چیست؟
در این کتاب برای نخستین‌بار به زندگینامه و دلایل فنی بروز سوانح هوایی پرداخته‌ام. بنابر این «مردان آسمان» می‌تواند به عنوان یک دانشنامه و مرجع معتبر هم مورد استفاده قرار گیرد. البته کوشیده‌ام که شیوه نگارشی روان وخواندنی و به دور از اصطلاحات فنی و تخصصی را به کار گیرم تا بتواند مورد استفاده همه اقشارجامعه باشد و هر فردی بتواند به اندازه وسعت دانش خود از آن بهره‌مند شود.

پس این کتاب می‌تواند در زمینه‌هایی از دانش هوایی نیز راهگشا باشد؟
«مردان آسمان» به نوعی سرگذشت‌نامه آموزشی و تجربه اندوزی است. به گونه‌ای تالیف شده که با مطالعه تجربه‌های خلبانان شهید، بتوان در آینده از بروز سوانح مشابهی پیشگیری کرد. هرچند بروز سانحه‌های هوایی امری اجتناب‌ناپذیراست و دلایل بی‌شماری برای وقوع آنها وجود دارد و این امکان وجود دارد که در هر زمان، مکان و شرایطی رخ دهند؛ با این حال، می‌توان با نگارش چنین آثاری و با بررسی سوانح هوایی از دیدگاه تاریخی و علمی از وقوع سوانحی که دلایل آزموده شده دارند، جلوگیری کرد.

چه ضرورت‌های دیگری برای نگارش این کتاب وجود داشت؟
حفظ ارزش‌های والای اسلامی و تجلیل از ایثارگران نیروی هوایی و خانواده این بزرگواران و تلاش وایثارگری این بزرگ مردان در هشت سال دفاع مقدس به منظور بازنمایی به تاریخ وآیندگان خواهد بود. این بخشی از هدفم برای نگارش «مردان آسمان» بود. این عنوان هم برگرفته از بخشی از سخنان شهید منصور ستاری، فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به مناسبت 19 بهمن، روز نیروی هوایی در‌ سال 1371 در دانشکده هنر‌های زیبای دانشگاه تهران است که شهیدان نیروی هوایی را مظهری از انسان‌های آسمانی دانست و گفت: «مردان آسمان، انسان‌های خاصی هستند، بینش خاصی نسبت به کائنات پیدا می‌کنند، از آسمان به کائنات نگاه کردن، با شرایط عادی زندگی فرق دارد، اشخاص را طور دیگری بار می‌آورد، به نوع دیگری می‌توان با خدا خلوت کرد، چقدر تفاوت بین زندگی معمولی و یک زندگی آسمانی است.»

نگارش و پژوهش برای «مردان آسمان» از چه زمانی آغاز شد؟
با آن‌که این کتاب به سفارش دفتر پژوهش‌های نظری و مطالعات راهبردی نهاجا تدوین شد، اما نوشتن چنین کتابی همواره یکی از دغدغه هایم درطول سالیان خدمتم در نیروی هوایی بود. به صورت جدی از نیمه دوم سال 1390 مقدمات کار فراهم شد و حاصل یک سال و نیم تحقیق وپژوهش است.

چگونه وجوه زندگینامه‌ای و مستند را در این کتاب با هم آمیختید؟
کتاب «مردان آسمان» در مستندسازی به دو دوره تقسیم می‌شود که از نظر تاریخی، فنی و علمی انتخاب شده‌اند. در هر یک از دوره‌ها به زندگینامه شهدای خلبان و سوانح هواپیماها که منجر به شهادت خلبان یا خلبانان شده،‌ پرداخته می‌شود. انواع برخورد موشکی، تاثیر آتشبارهای ضد هوایی دشمن، درگیری هوایی یا برخورد پرندگان به هواگردها به صورت تقویمی و به تفکیک نوع جنگنده، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و دوران تثبیت انقلاب اسلامی و از آغازین روز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ تا ۳۱ شهریور‌ماه سال ۱۳۶۷ آورده شده است. یعنی سوانح بر اساس تاریخ وقوع فهرست و گروه‌بندی شده‌اند. کوشیدم با مستند‌سازی هر یک از سوانح و درج آن در کتاب در شش زیر شاخه نام عملیات، اهداف مورد نظر و نتایج عملیات، شرح ماموریت خلبان یا خلبانان و شرح سانحه، منطقه یا محل وقوع سانحه (بر اساس طول و عرض جغرافیایی)، خسارت جانی و مالی وارد شده و زندگینامه خلبان یا خلبانان را طبقه‌بندی و ارایه کنم. در گفت‌وگویی که با امیر سرتیب خلبان نیک‌بخش حبیبی، رییس دفتر پژوهش‌های نظری ومطالعات راهبردی نهاجا داشتم، پس از بررسی و مطالعه چگونگی روند میزان پیشرفت کار، افزودن یک بخش را به مجموعه کتاب به من پیشنهاد دادند و آن شهیدان خلبان قبل از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بودند که به نظرم پیشنهاد بسیار مناسبی برای این دانشنامه خلبانی بود. لذا آن بخش از شهدای خلبانی که در دوران تثبیت انقلاب اسلامی جانشان را درراه آرمان‌های اسلام و انقلاب از دست داده‌اند به مجموعه افزوده شدند و آنها تعداد پانزده تن از خلبانانی بودند که در درگیری‌های داخلی نظیر محاصره شهرهای پاوه، سردشت و مریوان و تحرکات مرزی عراق علیه ایران ، قبل از آغاز جنگ به شهادت رسیدند. از جمله این ایثارگران شهید، خلبان محمد نوژه و همرزم خلبانش، سید عبدالله بشیر موسوی هستند که در تاریخ بیست و پنجم مردادماه سال 1358 و درست 6 ‌ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در درگیری های داخلی و تحرکات گروهک‌های ضد انقلاب که قصد سرنگونی نظام نوپای انقلاب اسلامی را داشتند، به شهادت رسیدند. اینان اولین خلبانان شهید نیروی هوایی ارتش پس از تثبیت انقلاب اسلامی‌‌اند. شمار شهیدانی هم که در بازه زمانی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران مورد بررسی قرار گرفته‌اند 230 تن از خلبانان نیروی هوایی اعم از خلبانان جنگنده‌های شکاری و بالگردها هستند.

در نگارش کتاب به چه منابعی مراجعه کرده‌اید؟
استفاده از تاریخ شفاهی، مصاحبه با خانواده شهیدان، مصاحبه با همرزمان شهید خلبان، بررسی آخرین عملیاتی که منجر به شهادت خلبان و یا خلبانان شده، اسناد به‌ جای مانده از شهید مانند دست‌نوشته، وصیتنامه و بررسی اسناد در معاونت عملیات و بازرسی ایمنی نهاجا و بنیاد شهید و امور ایثارگران و آرشیو دبیرخانه نهاجا مهم‌ترین منابعی‌اند که در نگارش این اثر از آنها بهره می‌گیرم.

آیا ضرورتی برای تالیف نظیر چنین کتابی برای خلبانان جانباز هم وجود دارد؟
چرا که نه! این بزرگواران شهیدان زنده تاریخند. خود این عزیزان برای چاپ وانتشار خاطراتشان دست به کارشده‌اند که این کار با ارزشی است، اما به صورت یک مجموعه اقدام خاصی تاکنون در این باره صورت نگرفته است و فکر می‌‌کنم امری ضروری است.

دشواری و موانع انجام پژوهش‌ و نگارش «مردان آسمان» چه بود؟
عدم دسترسی به منابع مورد نیاز، فقدان مدارک، عدم ثبت وقایع به علت شرایط خاص ناشی از جنگ، به شهادت رسیدن تعداد زیادی از خلبانان در خاک دشمن و عدم دسترسی به لاشه هواپیمای سانحه دیده و پیکر خلبانان شهید، مفقودالاثر بودن تعدادی از آنان که تاکنون هیچ آثاری از آنان به دست نیامده، همه از جمله موانع موجود در انجام پژوهش بوده‌اند.

گمان می‌کنید برای رفع این موانع بتوان کاری انجام داد؟
راه‌اندازی بانک اطلاعات درباره شهیدان در سامانه ستادی هر سازمان و نهاد، ایجاد انگیزه و انجام مشوق‌های خاص برای بیان تاریخ شفاهی ومکتوب، بها دادن هرچه بهتر و بیشتر به یادگاران دفاع مقدس، ایجاد دفتر ثبت وقایع روزانه در سازمان‌ها و نهادها، از جمله مواردی هستند که می‌توانند به رفع این موانع بینجامند.

به نگارش کتاب «مردان آسمان» بازگردیم. آیا در هنگام نگارش این اثر خودتان هم تحت تاثیر مقام شهید خلبانی بوده‌اید؟
همه این عزیزان برای من ارزشمندند و دوست‌شان دارم. به قدری زندگی‌ام را تحت‌تأثیر قرارداده‌اند که باور نمی‌کنید! مانند برخی از آنان به خوابم می‌آیند وحتی در مواردی به من تذکر هم داده‌اند که بروم مطلبی را که نوشته‌ام بار دیگر بخوانم. این موضوع به دفعات برایم پیش آمده و همه اینها درحالی است که من آنان را در زمان حیات هرگز ندیده‌ام!

چنین تاثیرپذیری از مقام شهیدان از چه امری ناشی می‌شود؟
تمامی این 230 شهید خلبان سال‌های دفاع مقدس هریک، داستان متفاوتی دارند مگر می‌شود که انسان تحت تأثیر مقام و منزلت آنان قرار نگیرد. زندگی یکی از این شهیدان که سرگذشت غم‌انگیزی دارد، مرا بیشتر تحت تأثیر خودش قرارداد و تصمیم دارم رمان زندگی این شهید را بنویسم.

از پشتیبانان «مردان آسمان» هم بگویید.
این اثر هرگز به ثمر نمی‌رسید جز با عنایات خاص حضرت باری تعالی و پشتیبانی‌های امیر حسن شاه‌صفی، فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، امیر عزیز نصیرزاده، معاون هماهنگ کننده نهاجا، امیر علیرضا برخور، جانشین فرمانده نیروی هوایی، امیر نیک‌بخش حبیبی، رئیس دفتر پژوهش‌های نظری ومطالعات راهبردی نهاجا که از طریق نشریه کتاب هفته از همه این بزرگواران تشکر می‌کنم؛ درتمامی مراحل حامی و پشتیبان اثر بودند. معتقدم که این‌گونه کتاب‌ها که به موضوعات خاص می‌پردازند و می‌توان گفت تا حدودی تخصصی‌اند، به حمایت جدی از سوی مسوولان امر نیاز دارند تا همواره مشوق ناشران برای چاپ وانتشار آثارهم باشند.

منبع: نشریه کتاب هفته

          ××××××××××××××××××××××××××××××

خاطره نویسنده / یک اتفاق نادر

در حال نوشتن زندگینامه خلبانی به نام محمدرضا ‌کرم بودم. پس از بررسی و تحقیق از منابع مختلف معاونت عملیات، نیروی انسانی، دبیرخانه و بازرسی و ایمنی نهاجا و بنیاد شهید، زندگینامه او را با شرح سانحه شهادتش نوشتم.

قرار بود نخستین پرینت کتاب را که 900 صفحه می شد بگیرم. شب، این عزیز به خوابم آمد وگفت: «من کرمی هستم، یک بار دیگر این مطلب را بخوان!» صبح از خواب برخاستم. به سراغ اسمی که می‌گفت رفتم و دیدم چنین اسمی در کتاب آمده! چند بار مطلب را خواندم. مورد خاصی ندیدم. تمام شهیدانی که نام خانوادگی کرم، کرمی، کریمی و.. داشتند را یک بار دیگر مورد بررسی قرار دادم. تازه به اشتباه بزرگ خودم پی بردم. شباهت آنان برای خودم هم جالب بود. در یک اتفاق نادر که یک در هزاران هم ممکن است اتفاق نیفتاده باشد، هویت دو شهید کاملا با یکدیگر منطبق بود. حتی برای شما هم باورکردنش سخت است و من شرح حال این شهید را برای شهید دیگر نوشته بودم. شباهت هویت آنان چنین بود:

 

درجه : خلبان
شهید: محمدرضا کرم
نوع هواپیما: اف4
نام پدر : شعبان
نام مادر: بتول
تایخ تولد 1330
وضعیت تأهل: متأهل
محل تولد: خرمشهر
تاریخ استخدام: 1351
تاریخ شهادت 5/7/1359
نحوه سانحه : اصابت موشک

درجه : خلبان
شهید: محمدرضا کرمی
نوع هواپیما : اف 4
نام پدر: شعبان
نام مادر: بتول
تایخ تولد 1331
وضعیت تأهل: متأهل
محل تولد: فسا
تاریخ استخدام: 1351
تاریخ شهادت 5/7/1359
نحوه سانحه : اصابت موشک/

 

 

با سید حکمت قاضی میرسعید درباره کتاب در دست تالیفش

img063.gif  «مردان آسمان» مرجع معتبر محققان علوم هوایی می‌شود

 

4 تير 1392 ساعت 14:12

سید حکمت قاضی میرسعید در کتابی با عنوان «مردان آسمان» به زندگینامه و نحوه شهادت تمامی شهیدان خلبان در سال‌های دفاع مقدس می‌پردازد. به گفته وی این کتاب می‌تواند مرجع معتبری برای استفاده محققان، پژوهشگران و علاقمندان علوم و فنون هوایی باشد.
 
سید حکمت قاضی میرسعید درباره دلیل پرداخت مستندگونه به خلبانان شهید هشت‌ سال دفاع مقدس به خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، گفت: نگارش کتابی که به زندگینامه تمامی شهیدان خلبان اعم از هواپیماهای شکاری، ترابری و بالگرد بپردازد از دغدغه‌هایم در طول خدمت در نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران بود.

نویسنده کتاب «بمبی در کابین» درباره دیگر اهداف تالیف کتاب افزود: گرد‌آوری و مستندسازی سانحه‌های نیروی هوایی در پیش و پس از انقلاب اسلامی می‌تواند به عنوان مرجعی معتبر برای استفاده محققان، پژوهشگران، علاقه‌مندان، دانشجویان خلبانی دانشگاه علوم و فنون شهید ستاری، کارکنان و خدمه پروازی و تعمیر و نگهداری و علاقمندان فنون هوانوردی... مورد استفاده قرار گیرد. علاوه بر این، «مردان آسمان» به گونه‌ای در حال تالیف است که با مطالعه تجربه‌های خلبانان شهید، بتوان در آینده از بروز سانحه‌های دیگر هوایی پیشگیری موثری انجام داد.

قاضی میرسعید، بروز سانحه‌های هوایی را امری اجتناب‌ناپذیر دانست که دلایل بی‌شماری برای وقوع آن‌ها وجود دارد و ممکن است در هر زمان، مکان و شرایطی رخ دهد و افزود: با این حال، بررسی سوانح هوایی از دیدگاه تاریخی و علمی می‌تواند از وقوع سوانحی که دلایل آزموده شده دارد، جلوگیری کرد.

وی با بیان این‌که در سال‌های دفاع مقدس خلبانان در تنگناهای نظامی و اقتصادی بوده‌اند اظهار کرد: خلبان ایرانی با مشکلات کمبود قطعات هواپیما و سوخت‌گیری هوایی نیز روبرو بوده است. با وجود این فشار مضاعف بر خلبانان در طول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، آن‌ها از آسمان میهن‌مان پاسداری کردند تا کشتی‌های تجاری که تنها با چند گره دریایی حرکت می‌کند، پا به پای هواپیمایی که با سرعت صوت در حرکت است بتواند در بندر امام خمینی(ره) پهلو بگیرد. رشادت‌های خلبانان سبب شد که حتی یک روز صادرات و واردات کشور دچار وقفه نشود و این‌ها همه موضوع‌هایی است که دراین کتاب به آن‌ها پرداخته‌ام.

نویسنده کتاب «در چنگال عقاب» درباره دلیل انتخاب نام «مردان آسمان» برای کتاب در دست تالیفش گفت: این عنوان برگرفته از بخشی از سخنان شهید منصور ستاری، فرمانده شهید نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به مناسبت 19 بهمن، روز نیروی هوایی در‌ سال 1371 در دانشکده هنر‌های زیبای دانشگاه تهران است که شهیدان نیروی هوایی را مظهری از انسان‌های آسمانی دانست و گفت: «مردان آسمان، انسان‌های خاصی هستند، بینش خاصی نسبت به کائنات پیدا می‌کنند، از آسمان به کائنات نگاه کردن، با شرایط عادی زندگی فرق دارد، اشخاص را طور دیگری بار می‌آورد، به نوع دیگری می‌توان با خدا خلوت کرد، چقدر تفاوت بین زندگی معمولی و یک زندگی آسمانی است.»

قاضی میرسعید در پاسخ به این سوال که در نگارش کتاب چگونه وجه علمی و مستندگونه را با زندگی‌نامه و خاطرات خلبانان شهید تلفیق کرده، گفت: کتاب «مردان آسمان» در مستندسازی به دو دوره تقسیم می‌شود که از نظر تاریخی، فنی و علمی انتخاب شده است. در هر یک از دوره‌ها به زندگینامه شهدای خلبان و سوانح هواپیماها که منجر به شهادت خلبان یا خلبانان شده،‌ پرداخته می‌شود. انواع برخورد موشکی، تاثیر آتشبارهای ضد هوایی دشمن، درگیری هوایی یا برخورد پرندگان به هواگردها به صورت تقویمی و به تفکیک نوع جنگنده، از آغازین روز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در 31 شهریور سال 1359 تا 31 شهریور‌ماه سال 1367 آورده شده است. یعنی سوانح بر اساس تاریخ وقوع فهرست و گروه‌بندی شده است.

وی در این‌باره افزود: از سوی دیگر، مستند‌سازی هر یک از سوانح و درج آن در کتاب در شش زیر شاخه نام عملیات، اهداف مورد نظر و نتایج عملیات، شرح ماموریت خلبان یا خلبانان و شرح سانحه، منطقه یا محل وقوع سانحه (بر اساس طول و عرض جغرافیایی)، خسارت جانی و مالی وارد شده و زندگینامه خلبان یا خلبانان طبقه‌بندی و ارایه می‌شود و در بخش پایانی هم تصاویری از نوع جنگنده مورد نظر و از خلبانان شهید آن خواهد آمد. تاکنون 65 درصد از کار پژوهش کتاب انجام شده است و پس از پایان پژوهش، مراحل تدوین به سرعت آغاز خواهد شد.

نویسنده کتاب «پرواز تا بی‌نهایت» تالیف کتاب پژوهشی‌ خود را زیر نظر دفتر پژوهش‌های نظری و مطالعات راهبردی نهاجا (نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران) دانست و درباره منابعی که برای تالیف از آن‌ها بهره می‌گیرد گفت: در تالیف کتاب از تاریخ شفاهی، مصاحبه با همرزمان خلبان، بررسی آخرین عملیاتی که منجر به شهادت خلبان و یا خلبانان شد، مصاحبه با خانواده شهدا، اسناد به‌جای مانده از شهید مانند دست‌نوشته، وصیتنامه و اسناد معاونت عملیات و بازرسی ایمنی نهاجا و امور ایثارگران و آرشیو دبیرخانه نهاجا بهره می‌گیرم.

قاضی میرسعید درباره زمان انتشار کتاب «مردان آسمان» گفت: با توجه به حجم مطالب مورد نظر برای کتاب، «مردان آسمان» در چهار مجلد طراحی می‌شود و با توجه به گستردگی و دشواری‌های کار تحقیق وپژوهش، پیش‌بینی می‌شود که در صورت فراهم شدن مقدمات کار، جلد نخست کتاب تاپایان سال جاری (1392) منتشر شود.

در چنگال عقاب (مستند دستگیری عبدالمالک ریگی)، پرواز تابی‌نهایت (زندگینامه سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی)، بمبی در کابین (زندگینامه سرلشکر خلبان شهید عباس دوران)، چشمی در آسمان (زندگینامه سرلشکر خلبان شهید جواد فکوری)، بربلندای سپهر (خاطرات خلبانان نیروی هوایی ارتش در سال‌های دفاع مقدس)، عکس جنجال برانگیز (تحلیلی بر ساختار ارتش و علل و انگیزه بیعت تاریخی همافران نیروی هوایی با امام(ره)) و شکوه پرواز (زندگینامه سرلشکر خلبان علی اقبالی دوگاهه) آثاری‌ است که سید حکمت قاضی میرسعید تاکنون تالیف کرده است.
18 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

ما کی شروع کنیم جناب فرزین؟

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

ما کی شروع کنیم جناب فرزین؟

هر وقت شما اراده بفرمایید قربان!

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

نقد کتاب "نیروی هوایی در دفاع مقدس" نوشته سرتیپ 2 خلبان و ستاد علیرضا نمکی

 

نقد از فرزین ندیمی

 

خواهشمندم در صورت نقل این مطلب به نام منتقد و منبع (انجمن رهروان ارتش) اشاره شود. همچنین پیشاپیش به خاطر صریح بودن نسبی مطلب پوزش می طلبم.

 

32903391722499802048.jpg

 

کتاب نیروی هوایی در دفاع مقدس را از این نظر برای نقد برگزیدم که شاید بتوان آن را تنها کتابی نامید که به زبان پارسی در رده های استراتژیک و تاکتیکی به نقش نیروی هوایی ایران در جنگ ایران و عراق پرداخته است و همچنین یکی از افسران خلبان و ستادی (بخش اطلاعات) باتجربه، فعال و آگاه نیروی هوایی نویسنده آن است و نیروی هوایی و ارتش نیز از نگارش و انتشار آن پشتیبانی نموده اند. بنابراین نکات مثبت و منفی کتاب را می توان به نوعی موضع و دیدگاه نیروی هوایی به شمار آورد.

 

کتاب "نیروی هوایی در دفاع مقدس: آشنایی با توانایی و عملکرد نیروی هوایی ارتش در دفاع مقدس" را "هیات معارف جنگ شهید صیاد شیرازی" ارتش در سال 1387 به بهای 50000 ریال منتشر نموده است. سرتیپ 2 خلبان (بازنشسته) علیرضا نمکی عراقی (نویسنده کتاب) نیز یک خلبان باتجربه جنگی فانتوم و با سابقه فرماندهی گردان 61 و پایگاه شکاری بوشهر است که در معاونت اطلاعات ستاد نیروی هوایی نیز سابقه خدمت قابل توجهی دارد. از ایشان به عنوان یک افسر آگاه و کاملن مسلط به مباحث نظامی و استراتژیک یاد می شود. گفته می شود تیمسار نمکی در کنار چند کتاب دیگر کتاب (یا کتابهای؟) "بر آسمان بابل (شرح تفکیکی عملیات هوایی در دفاع مقدس) و تاریخ نبردهای هوایی دفاع مقدس در 10 جلد" را نیز نوشته است (ما که این کتاب را زیارت نکرده ایم، اگر شما کرده اید برای ما هم تعریف کنید).    

 

کتاب نیروی هوایی در دفاع مقدس با یک مقدمه و در چهار فصل تنظیم شده است. مقدمه می توانست به جای قلم زدن درباره کاینات و پرندگان و حشرات، به موضوعاتی با ارتباط بیشتر به موضوع کتاب بپردازد، مانند چگونگی نگارش کتاب و روش شناسی (متدولوژی) نویسنده و منابع مورد استفاده، که به طور کامل غایب هستند.

 

نویسنده برای پرداختن به نقش نیروی هوایی در جنگ ایران و عراق ابتدا سعی کرده تاریخ این نیرو را از ابتدا اما به شیوه تکراری و مرسوم نخستین فلان و نخستین بهمان – که مشخص می کند منبع آن بخش کجاست – به طور گزینشی در شروع کتاب بگنجاند. نویسنده در عوض می توانست با استفاده از تجربه و دانش شخصی خود و منابع در دسترسش به گونه ای منسجم تر در ابتدا درباره جنبه هایی از نقاط قدرت و ضعف نیرو – و عوامل موثر بر آنها – در رده های تاکتیکی و به ویژه استراتژیک بنویسد که باعث شده بود نیروی هوایی 31 شهریور 1359 آنچه باشد که بود و آن کارایی را از خود نشان دهد که داد. اینکه خواننده بخواند "نخستین سازمان هواپیمایی کشوری ایران" در چه سالی تاسیس شد یا هواپیمای پوتز-8 در چه سالی وارد خدمت ایران شد کمکی به روشن شدن آن موضوع نمی کند که هیچ، نشان از کلیشه ای نگاه کردن نویسنده به بحث تاریخنگاری و مقدمه نویسی است. نویسنده سپس در فصل دوم خواننده را با "تعدادی از فرماندهان" نهاجا آشنا می کند که هرچند برخی نکات جدید را درباره آنان روشن می کند، بیشتر رویکرد فرهنگ نامه ای دارد. این مشکلی است که تقریبن سرتاسر کتاب دیده می شود: سردرگمی نویسنده در ایجاد و حفظ یک روند و جریان مشخص برای متن کتاب.

 

همان طور که اشاره شد کتاب فاقد ماخذنگاری است. نویسنده در عین حال خواننده را به مطالعه " کتاب های تاریخ نبردهای هوایی دفاع مقدس (دفتر مطالعات و تحقیقات نهاجا)" دعوت می کند (73) که ظاهرن تنها یک نسخه از آنها به چاپ رسیده و آنهم از دسترس غیرخودی ها خارج است.  

 

و اما درباره دیگر نکات محتوایی کتاب:

 

نویسنده محترم به طور غیرمستقیم به موضوع تعدیل ها، بازنشستگی ها و ترفیع های غیرمنتظره و ناگهانی اشاره می کند بدون آنکه درباره تاثیر آنها بر کارایی رزمی و سازمانی نیرو توضیح چندانی بدهد. همچنین چند اشاره گذرا و سربسته به وضعیت فرماندهی نیرو در اوایل جنگ شده، از جمله نقش "سیاسی" و "حفاظتی" یکی از فرمانده های وقت نیرو – سرهنگ معینی پور که همین یکی دو روز پیش مرحوم شدند (73)، در حالی که فرماندهی واقعی عملیات نیرو بر شانه مرحوم سرهنگ بهرام هشیار بوده است.

 

نویسنده در فصل سوم به موضوع مهم فقدان یک قرارگاه مقدم در اوایل جنگ و در نتیجه انجام بمبارانهای هوایی بدون هماهنگی با یگانهای زمینی درگیر اشاره می نماید، تا اینکه به ابتکار سرهنگ فکوری یک قرارگاه تاکتیکی فراگیر در پایگاه چهارم شکاری ایجاد می شود تا رییس جمهور وقت بتواند از آنجا دستورات لازم را به نیروهای سه گانه ابلاغ نماید (71).

 

نویسنده سپس در ادامه فصل سوم یک سری تعاریف برای اصطلاحات نظامی و سازمانی نیروی هوایی بدون ذکر کامل منبع آورده است (81-79) که اگر حین تدوین آن دچار دو اشتباه نابخشودنی نمی شد می توانست به خواننده برای درک ساختار نیروی هوایی در جنگ کمک زیادی نماید. نخست، نویسنده متاسفانه با اشاره چندین باره به "theater missile defense" (پدافند موشکی رزمگاهی یا TMD) به جای "theater air defense" (پدافند هوایی رزمگاهی یا TAD) نشان داده که تفاوت میان این دو را متوجه نشده و در نتیجه خواننده را نیز گمراه کرده است (77). بنا به تعریف نسخه سوم (1997) دیکشنری سازمان دفاع در برابر موشکهای بالستیک وزارت دفاع آمریکا (BMDO)، عبارت نخست یعنی "استراتژیها و تاکتیکهای مورد استفاده برای دفاع از یک محدوده جغرافیایی خارج از خاک اصلی ایالات متحده در برابر تهاجم موشکهای بالستیک برد کوتاه و متوسط" (منبع بالا، ص 288). جایی دیگر هم این اصطلاح را "کشف، ردگیری، کسب و انهدام موشکهای بالستیک رزمگاهی (تاکتیکی) و کروز دشمن" تعریف کرده بود. دومی هم همین معنا را منتها در برابر هواپیماهای دشمن می دهد. در تمام دوران جنگ ایران و عراق هیچ یک از دو کشور متخاصم از ساختار یا سیستم پدافند موشکی (یعنی پدافند در برابر موشک) برخوردار نبودند، و هرآنچه وجود داشته پدافند هوایی موشکی (با موشک) یا توپخانه ای (با توپهای ضدهوایی) برای مقابله با هواپیما بوده است. برای نمونه تنها سیستمهای پیشرفته ای مانند S-300PMU یا PAC-2/-3 هستند که با وجود آنکه دردرجه نخست برای انهدام هواپیماهای دشمن طراحی شده اند، می توانند توانایی ضدموشکی بالای خود را در اختیار یک شبکه TMD برای شکار کردن موشکهای رزمگاهی دشمن قرار دهند. 

    

نویسنده همچنین اصطلاحاتی را به کار برده و آنها را تعریف کرده است که اصولن در دوران هشت ساله جنگ وجود خارجی نداشتند یا مطرح نبودند، و از جنگ دوم خلیج پارس بر سر زبانها افتادند، اصطلاحاتی چون JTIDS و J-STARS که نشان می دهد نویسنده برای تشریح موضوعی مربوط به دهه 80 که از فناوری دهه 70 بهره می برده، به کتابها و مقاله های دهه 90 که از فناوری همان دهه یا دهه 80 نوشته اند استفاده کرده است (92)! حتا پرداختن به موضوع آواکس هم با توجه به اینکه نیروی هوایی ما فاقد آن توانایی بود اضافی به نظر می رسد. با توجه به آنکه نیروی هوایی ما بر اساس مدل آمریکایی بنا نهاده شده بوده، نویسنده مسوولیت داشت با ذکر دقیق منابع مورد استفاده خود و شماره منوال ها، برای خواننده روشن کند کدام اصطلاحات و عبارات مربوط به سازمان نیروی هوایی در دهه 50 و 60 بوده و در جنگ استفاده می شده، و کدام از منوال ها و کتابهای جدیدتر آمریکایی برداشته شده است.    

 

نویسنده تنها در صفحه 103 شروع به تعریف واژه های کلیدی همچون استراتژی و تاکتیک می کند، منتها در بیان آنها تا کجاها که نمی رود (نگاه کنید به 106)!!      

  

و سرانجام پس از بیش از یکصد صفحه مقدمه چینی در کتابی 334 صفحه ای، نویسنده وارد مبحث جنگ ایران و عراق می شود و به تشریح استراتژی نیروی هوایی در برابر دشمن می پردازد (107). کتاب جناب نمکی شاید یکی از نخستین منابعی باشد که با مقداری جزییات به طرح جامع نیروی هوایی برای انهدام هدفهای نفتی (POL) عراق (طرح نبرد البرز) (107 و 137 و 142 و غیره) از روز سوم جنگ به بعد و چگونگی اجرای آن با اختصاص 40 تا 60 درصد از سورتی های برون مرزی می پردازد. منتها ایشان می فرمایند که طرح نبرد البرز در آغاز سال 1359 تهیه شده و "بر اندیشه بازدارندگی دشمن استوار" بوده، اما توضیح نمی دهند که چرا این طرح در "آغاز" آن سال تهیه شده بوده و چگونه قرار بوده باعث بازدارندگی دشمنی شود که از وجود آن طرح خبر نداشته! کمااینکه خود نویسنده چند صفحه بعد اعتراف می کند "دستور عملیاتی نبرد البرز" (یا گونه ی تغییر یافته طرح عملیاتی زاگرس مربوط به سال 1356 یا 2536) فاقد توان بازدارندگی بوده و نتوانسته مانع از حمله غافلگیرانه دشمن شود (115). اگر این طرح برای بازداشتن دشمن از حمله به هدفهای نفتی ایران تهیه شده بوده که در واقع پیش دستانه بوده و نه بازدارنده و اگر برای بازداشتن دشمن از حملات بیشتر و گسترده تر به هدفهای نفتی ما طراحی شده بوده پس چرا آنطور که گفته می شود در آغاز سال 59 تهیه شده بوده؟ به هرحال اینها پرسشهایی هستند که نویسنده محترم می توانست با پرداختن به پیش زمینه طرحهای نظامی پاسخ آنها را از پیش بدهد.

 

ایشان در حالی از تعارض شرع اسلام و اصول نهاجا با انتقامجویی سخن می گویند (116) که خودشان در صفحه پیش با کمی دلخوری به عاری شدن طرح البرز از عنصر غافلگیری اشاره می کنند که باعث شده بود کشور دربرابر تهاجم عراق غافلگیر شود (115) و در نتیجه نیروی هوایی هم مجبور شد صبح روز بعد "عملیات انتقام" را به اجرا درآورد (116)! آیا اینجا نویسنده سعی کرده است با تشریح برخی مسایل شرعی به شیوه ای قدسی نشان دهد که عملیات انتقام روز یکم مهر 1359 ناشی از احساسات و حس انتقامجویی نیروی هوایی بوده و بهتر بوده به آن شکل انجام نمی شده؟ الله و اعلم...

 

نویسنده نظر سرهنگ فکوری پس از عملیات انتقام را نقل می کند که امیدوار بوده تنها با بمباران دو پایگاه هوایی عراق دشمن سر عقل آمده و از ادامه جنگ منصرف شود، که خود جای تردید دارد (121).      

 

نویسنده سپس بدون ذکر منبع برخی ادعاهای تاریخی را مطرح می کند، همچون خودداری حسن البکر از افتادن به دام غربیها (برای حمله به ایران) و درنتیجه "سپردن ارتش عراق و کشور به دست معاون خود" صدام (108). بهتر بود نویسنده به جای مطرح کردن سطحی مسایل تاریخی، روی موضوعاتی که در تخصص ایشان بود تمرکز بیشتری می نمودند.  

 

این درست است که حسن البکر طرفدار برخورد ملایمتر با ایران پس از انقلاب و شیعیان بود و صدام معتقد به فرارسیدن زمان "اقدام"، اما "بازنشستگی" و کنار گذاشته شدن حسن البکر در تیرماه 1358 متاثر از دلایل چندی بود که موضوع بالا تنها یکی از آنها بود، و به نظر نمی رسد دولتهای خارجی در هیچ یک از آنها دخالت مستقیمی داشته اند.   

 

شاید مهمترین دلیل این برکناری این بوده که قرار بود به زودی اتحادیه ای فدراتیو با سوریه به رهبری البکر تشکیل شود و حافظ اسد معاون او، و صدام حسین نفر سوم بشود. این وضع برای صدام که به قبضه کردن کامل قدرت در عراق می اندیشید به هیچ وجه قابل قبول نبود و از طرفی البکر عجله داشت هرچه زودتر آن را اجرا کند. صدام همچنین به شدت ضد سوری بود و با وجود آنکه مسوولیت مذاکرات اتحاد را داشت، علاقه ای به اجرایی شدن آن نداشت. پس یکی از دلایل برکناری البکر، جلوگیری از اتحاد سوریه و عراق تحت رهبری البکر و اسد و به حاشیه رانده شدن صدام بود. به همین دلیل است که کمی پس از رییس جمهور شدنش، صدام اعلام نمود یک کودتای سوری را در عراق کشف کرده و ترتیب بسیاری از حامیان البکر و اتحاد با سوریه را به این بهانه داد. همچنین، پس از بسته شدن پیمان کمپ دیوید، وجود تهدید اسراییل و پیروزی انقلاب ایران صدام احساس کرده بود دیگر نمی تواند "معاون" (هرچند او همه کاره بود) باقی بماند و باید دولتی قوی تشکیل دهد، به ویژه آنکه البکر را آدمی محتاط و بیش از حد انعطافپذیر می دانست.   

   

بنابراین اختلافات درون-حزبی و سرکوب جناح طرفدار البکر در حزب بعث که خواهان ایجاد اتحادیه با سوریه و محدود شدن قدرت صدام حسین بودند دلیل اصلی کنارگذاشته شدن البکر بود اما دلایل پزشکی هم در این استعفای اجباری بی تاثیر نبود. البکر بیمار قلبی و دیابتی بود و از مرگ همسر و پسرش هم ضربه روحی شدید دیده بود.

 

منابع  قسمت بالا:

Iraq: A Political History by Adeed Dawisha (2009), Modern History of Iraq by Phebe Marr (2012), and Saddam: His Rise & Fall by Con Coughlin (2007

 

نویسنده در صفحه 111 ادعا می کند که رشد اندیشه حمله نظامی به ایران و در نهایت اجرای آن بر اساس اطلاعاتی بوده که سرویسهای اطلاعاتی غربی در اختیار صدام قرار داده بودند، بدون آنکه منبع مورد استفاده ی خود را در کتاب معرفی نماید. طرح چنین اتهاماتی اگر بدون ذکر منبع معتبر باشد تنها ساده انگاشتن/نگاشتن پیچیدگی های تاریخی (و تکرار مکررات) است، که متاسفانه همیشه گریبانگیر تاریخنگاری ما بوده است.

 

نویسنده البته نکات بسیار جالبی را نیز به طور پراکنده در کتاب آورده، همچون دشواریهایی که نیروی هوایی در شروع جنگ با آنها روبرو بود، یا نقش افرادی چون سرهنگ فکوری و قیدیان در بهبود اوضاع (109). ایشان به دستور عملیاتی البرز اشاره می کنند (که مثل اینکه همان طرح نبرد البرز باشد) اما مشخص نمی کنند که این طرح یا طرحهای مشابه تا چه حد از طرحهای پیش از انقلاب برگرفته شده و در اساس برای خدمت به چه هدف استراتژیکی تهیه شده بودند.

 

نویسنده به خوبی به تکنیکهای بمباران هوایی و تفاوتهای آنها با یکدیگر و نیازمندیها و امتیازها و کاستیهای هر یک می پردازد و دست کم اینجا خواننده را با مهارتهای حرفه ای خود آشنا می کند (114-112). ایشان می نویسند که در آغاز جنگ از روش پاپ-آپ (شاید بهتر باشد بگوییم "های-دایو بامینگ" – high-dive bombing) استفاده می شد اما پس از مدت کوتاهی به علت فعال شدن پدافند هوایی دشمن این شیوه جای خود را به بمباران ارتفاع پست داد (113)، که البته تنها برای بمبهای تاخیری و خوشه ای مناسب است. در واقعیت چندان نمی توان استفاده از روشهای مختلف بمباران را به مقاطع زمانی مجزا تفکیک کرد زیرا درست است که کارایی فزاینده پدافند هوایی عراق استفاده از روش "های-دایو بامینگ" را مخاطره آمیزتر کرده بود (به ویژه با کمبود و فقدان امکانات EW و SEAD پیشرفته)، اما هنگام همراه داشتن بمبهای "اسلیک" (بدون پره تاخیری) باید از این روش استفاده کرد، مگر آنکه روش "های-بامینگ" یا "لافت/تاس بامینگ" انتخاب شود که دقت لازم را ندارند. از طرف دیگر به کارگیری سلاحهایی چون راکت یا توپ همچنان مستلزم پروفایل پروازی شیرجه کم عمق (shallow dive) است. جایی از قول خلبانی خوانده بودم که آمریکاییها زمان شاه خلبانان را فقط برای بمباران از ارتفاع متوسط آموزش داده بودند اما با شروع جنگ معلوم شد که این روش کارایی نداشته و بمباران ارتفاع پست در پیش گرفته شد!!

 

نویسنده اما به درستی به موضوع اتخاذ تاکتیک منطقه ای "های-بامینگ" در مقطعی از جنگ اشاره می کند (113). ایشان همچنین وقتی که از مزایای "تاکتیک جالب" "لافت بامینگ" می گویند (یا نمی گویند و خواننده را به "کتابهای تخصصی پروازی" ارجاع می دهند) (114) به این نکته اشاره نمی کنند که این شیوه به طور کلی دقیق نبوده و بیشتر برای رها کردن بمب اتمی روی هدف تکامل یافته است. تاکتیک "بولز آی کال" هم از پیش وجود داشته و به وسیله "طراحان نهاجا" به وجود نیامده است (114). حالا اگر نهاجا تغییراتی در این تاکتیک جاافتاده انجام داده بوده نویسنده محترم از توضیح آن کوتاهی کرده اند. 

                  

هرچند که در سرتاسر کتاب می توان جزییات ریز زیادی یافت که برای جنگ-پژوهان آموزنده است، متاسفانه کم دقتی یا بی دقتی ها و کاستیهای تاریخی زیادی نیز در آن وجود دارد. برای نمونه نویسنده سعی می کند به خواننده القا کند که گزینش و خرید میراژ اف-1 به وسیله عراق در پی موثر واقع شدن تاکتیک بمباران ارتفاع بالای ایران بوده است (113)، در حالی که می دانیم نخستین قرارداد خرید این جنگنده ها در سال 1977 بین عراق و فرانسه بسته شده بود. یا اینکه ایشان توضیح نمی دهند چگونه یک پایگاه عظیم هوایی همچون اچ-3 با تنها هشت فانتوم ما "منهدم" شده است یا اینکه کاخ صدام در چه تاریخی بمباران شده است (118). نویسنده همچنین حرف روسی "خا" (X) را به اشتباه "ایکس" می خواند (220).

      

نویسنده آمار جالبی از تعداد سورتی ها و مهمات مصرفی در سال نخست جنگ ارایه می دهد، اما چنین آماری برای سالهای بعدی غایب است. وی همچنین به کشف پرواز میگ-29 عراقی در دی ماه 1364 اشاره می کند (303) که با توجه به دانسته های موجود که نخستین جنگنده های این دست در سال 1366 به عراق تحویل و سال بعد از آن عملیاتی شد، قدری عجیب می نماید. سوخوی Su-24 هم که پس از جنگ به عراق (و ایران) تحویل و عملیاتی شد. نویسنده به موضوعاتی از این دست در متن کتاب اشاره می فرمایند که نسبت به درستی آنها تردید وجود دارد، مانند حضور جناب پورگلچین در میان حمله کنندگان به پایگاه اچ-3 (68). نویسنده بار دیگر برائت خود از سیر واقعی رویدادهای تاریخی را با جلو آوردن نفتکشهای تحت حمایت آمریکا (عملیات ارنست ویل) از مرداد 1366 به بهمن 1364 (306) نشان می دهد.

 

نویسنده از اسناد در اختیار خود به طور گزینشی یا نمونه ای استفاده کرده است. همچنین بعضی جاها مشخص نیست نویسنده محترم داکترین (رهنامه) نویسی می کند یا تاریخنگاری (95)! بخش قابل توجهی از کتاب نیز صرفن گزارش نویسی ناپیوسته است و از تحلیل های عمیق که از نویسنده ای با پیشینه حرفه ای تیمسار نمکی انتظار می رود چندان خبری نیست. برای نمونه، ربط دادن اجاره کردن سوپر اتاندارها یا خرید مدلهای ضد کشتی میراژ اف-1 به تحولات شروع جنگ یک نمونه از کمبود چنین تحلیل هایی است. وی همچنین هدف از به کارگیری این هواپیماهای مسلح به موشک اگزوست را "قطع جریان نفت ایران تا حداکثر 1982 و خاتمه دادن به جنگ به نفع خود با شکست حکومت اسلامی ایران در دریا" (144) شناسایی کرده است. اما به اعتقاد این منتقد، هدف عراق در زمان خود از کشاندن جنگ به دریا منصرف کردن ایران از ادامه جنگ (در خاک عراق) و کشاندن این کشور به میز مذاکره بوده است. با وجود این نویسنده بازهم به رهنامه نویسی رو آورده و برای نمونه توصیف عملیات کمان-99 را با توصیه ها یا آرزوهای رهنامه ای مخلوط می نماید (127). این اشکالات باید ناشی از طراحی و مشخص نشدن سبک و شیوه نگارش کتاب از پیش بوده باشد.

 

نویسنده محترم به اشتباه نوشته اند که پایانه های نفتی فراساحل عراق در دهانه خورعبدالله در ابتدای جنگ روزانه دو میلیون بشکه نفت صادر می کردند و حملات هوایی (و دریایی) ایران بوده که عراق را از این ظرفیت و درآمد محروم کرده است. این ادعا که بارها در منابع پارسی زبان نیز تکرار شده با واقعیت فاصله دارد، زیرا عراق آخرین محموله صادراتی خود از این پایانه ها را درست چند روز پیش از شروع جنگ راهی کرده و سپس آنها را تعطیل کرده بود و انتظار هم نداشت در طول جنگ آن را راه بیندازد. طرح درفش نیز طرحی فراگیر بود برای دفاع از جزایر خلیج پارس، و نه نام دیگر عملیات مروارید یا طرح اجرایی آن (164).

 

نویسنده در کمال شگفتی به ذکر تنها جزییات کوتاهی از عملیات حمله به اچ-3 اکتفا کرده و هیچ اشاره ای به نتیجه عملیات نمی کند، اما در همین چند جمله ادعای عجیبی مطرح می کند که حمله به اچ-3 "در پی تهدید نیروی هوایی اسرائیل مبنی بر حمله هوایی به نیروگاه بوشهر انجام شد و در حقیقت پیامی بود برای رهبران اسرائیل که انهدام نیروگاه هسته ای دمونا در سرزمینهای اشغالی دور از دسترس نیروی هوایی ارتش جمهور اسلامی ایران نخواهد بود" (166)!

 

نویسنده پس از آنکه جزییات خوبی از درگیریهای هوایی تامکت ها در جریان عملیات "پاکسازی شرق کارون" (ثامن الائمه) ارایه می دهد (195-192)، در ص 199 بر نکته ای واضح (تعریف و ابلاغ استراتژی "جدید" بیرون راندن دشمن از خاک کشور به ارتش) تاکید می کند، در حالی که طبیعی است استراتژی فراگیر (grand strategy) هر کشوری که تحت اشغال بیگانه است، آزاد کردن بخشهای اشغال شده ی خود تا رسیدن به آن هدف باشد. پرسش اما اینجاست که این استراتژی چه زمانی به "آزاد کردن" خاک کشورهای همسایه تغییر می یابد. نویسنده ظاهرن اینجا می خواهد به نکته ظریفی اشاره کند، اما به نظر نمی رسد برای دانش پژوهان بی طرف جنگ ایران و عراق در مورد مسوولیت نهایی تصمیم گیری درباره ادامه جنگ و ورود به خاک عراق جای تردیدی باقی مانده باشد. در ادامه نویسنده به نکته مهمی اشاره می کند: پیروزیهای ایران تا زمانی ادامه یافت که "استراتژی جنگ با استراتژی انقلاب درهم آمیخت" (199)، یعنی تحمل کمبودها و دشواریها تنها از آن زمان ببعد غیرقابل تحمل شد. پس این پرسش پیش می آید که "استراتژی انقلاب" را چه مرجعی تعریف و پشتیبانی نموده بود؟

 

نویسنده تاکید می کند که ارتش "تقریبا انگیزه کشورگشایی و فتح سرزمین های جدید" را در دستور کار نداشته (279)، که می تواند آن را در تعارض با اهداف استراتژیک دیگر ارگانهای نظامی کشور در آن زمان قرار دهد.

 

نویسنده کتاب "نیروی هوایی در دفاع مقدس" به خوبی به موضوع "پاکسازی" نیروی هوایی در پی فرار بنی صدر از ایران با کمک برخی از پرسنل این نیرو و تغییرات گسترده در سطح فرماندهی آن می پردازد که سایه ناامنی شغلی آزاردهنده ای را بر فراز نیرو گسترانیده بود. نویسنده، فرمانده جدید (سرهنگ معینی پور) را مسوول برکناری نزدیک به 7000 پرسنل متخصص معرفی می کند (201).  این در حالیست که به نوشته آقای رفسنجانی در کتاب خاطرات سال 1360 خود، دستور پاکسازی در نیروی هوایی را شخص آیت الله خمینی صادر فرموده بودند (عبور از بحران، 239). در هر حال نویسنده تاکید می کند که با وجود این بی مهری ها، نیروی هوایی به انجام وظیفه خود در پشتیبانی از عملیات طریق القدس (راه منتهی به قدس) ادامه می دهد.

 

نویسنده در چند مورد به استفاده عراق از هواپیمای "آواکس" ایلیوشین 76 مجهز به رادار فرانسوی تایگر (یعنی همان هواپیماهای بغداد و عدنان) همزمان با شروع عملیات طریق القدس – یعنی آذر 1360 – اشاره می کند (205-204) که می بایست بر اساس شواهد الکترونیکی و گزارشهای اطلاعاتی باشد که خواننده از آنها بی خبر است و نویسنده هم ارجاعی به آنها نمی دهد. دو نکته اما در این زمینه جالب توجه است. نخست، تاریخ این گزارش مصادف با زمانی است که ایران مرتب ادعا می کرد عراق به اطلاعات آواکسهای عربستان دسترسی کامل داشته است، که اگر واقعن اینطور بوده عراق نمی بایست نیازی به آواکس خود داشته باشد و برعکس. نکته دوم این است که بر اساس تمام منابع و گزارشها، پیش-نمونه آواکسهای عراق تا اواخر سال 1987 (یعنی 1366) عملیاتی نشده بودند... پس چگونه است که (و بر اساس کدام مدرک ناشناخته نیروی هوایی) هواپیماهای آواکس عراق در کتاب جناب نمکی شش سال زودتر در آسمان عراق نمایان شده اند! اگر مدرک مستدلی برای این مسئله وجود دارد لازم است تا نویسنده یا نیروی هوایی به دلیل اهمیت تاریخی و استراتژیک موضوع نسبت به انتشار آن اقدام نماید.       

 

نویسنده سپس ادعایی را مطرح می کند که فرماندهی ناخدا بهرام افضلی بر نیروی دریایی باعث شده بود کشتیهای حامل اسلحه روسی برای عراق بتوانند به راحتی از راه خلیج پارس به مقصد برسند و بار خود را در کویت تخلیه نمایند (206). ادعای عجیبی است! اگر جمهوری اسلامی ایران بنا به ملاحظاتی از برخورد با شوروی دوری می جسته نباید آن را به گردن یک فرد انداخت. هواپیماهای P-3F نیروی هوایی که دیگر زیر نظر ایشان فعالیت نمی کردند! ناخدا افضلی در جریان جنگ به اتهام عضویت در شاخه نظامی حزب توده ایران بازداشت و محاکمه و اعدام می شود. حالا باید دید جریان حمل سلاح برای عراق از آن مسیر پس از اعدام ایشان متوقف شد یا خیر.

 

نویسنده به اعزام 10 میراژ عراقی به پایگاه هوایی کوت برای مقابله با جنگنده های F-14 ایرانی در آستانه عملیات طریق القدس اشاره می کند (210)، که با توجه به وقایع پیامد آن، یعنی در کمین افتادن و سرنگونی چند تامکت در منطقه اهواز در پاییز 60، نویسنده می بایست به تاریخ و منبع این گزارش هم اشاره می کرد، زیرا برای خواننده مهم است بداند آیا نیروی هوایی پیش از وقایع تلخ و غافلگیر کننده پاییز 60 از تحرکات میراژها خبردار بوده و اقدام احتیاطی انجام نداده یا خیر.

 

در صفحه 219 آمده که تامکتها موشکهای فینیکس خود را اغلب از برد 40 مایلی به سوی هدف شلیک می کردند، در حالی که جناب جاویدنیا در کتابشان این مسافت را 20 مایل قید فرموده اند، هرچند که جناب جاویدنیا در کتابش به تاکتیک مورد اشاره جناب نمکی در مورد همکاری تنگاتنگ F-14 و F-5 برای پوشش ارتفاع پایین (نمکی، 219) اشاره نکرده است. نویسنده همچنین به گونه ای به شروع پروازهای گشت شبانه روزی F-14 در سال 1363اشاره می کند (272) که انگار پیش از آن چنین پروازهایی انجام نمی گرفته است.

 

نویسنده قدری در مورد تاثیر محدودکننده عملیات والفجر-8 بر فعالیت میراژهای عراقی بر فراز خلیچ پارس بزرگنمایی کرده است (276). همچنین بر خلاف توضیح نویسنده (253) پایگاه هوایی شعیبه (بصره) فاقد گردان میراژ مقیم بود، و میراژها برای عملیات به آن مامور می شدند.

 

نویسنده به نکته جالبی در مورد اواسط جنگ اشاره می کند، که دستور اغلب پروازهای استراتژیک (بخوانید سیاسی) که شامل زدن کشتیها در خلیج پارس هم می شد، را رییس جمهور وقت از طریق کارگروه نظامی مستقر در نهاد ریاست جمهوری صادر می کرد که سرپرستی آن بر شانه سرهنگ دوم عبدالله نجفی بود (273). نویسنده به استیصال نیروی هوایی دربرابر پروازهای میگ-25 عراقی بر فراز ایران و ناآگاهی سیاسیون از محدودیتهای فنی مقابله با این هواپیمای بلندپرواز نیز اشاره می کند (303-302).

 

در صفحه 313 جناب نمکی درباره سرنگونی میگ-25 عراقی در 27 بهمن 64 بر فراز خارگ از ارتفاع هشتادهزار پایی با یک موشک هاوک می نویسد، اما جدا از اینکه توضیح نمی دهد چگونه موشک هاوک خود را به چنان ارتفاعی رسانده بود، چند صفحه بعد این شکار را به سروان دینکانی نسبت می دهد که با یک موشک ابابیل (استاندارد هوا-به-هوا) از فانتوم خود به هدف زده بود (324). جالب اینجاست که جناب نمکی در حالی که به آرشیو اسناد نیروی هوایی و شاید دیگر آرشیوها دسترسی داشته اند برای نقل این ماجرا از کتاب "عبور از بحران" آقای رفسنجانی (خاطرات سال 60) استفاده کرده، در حالیکه در هیچ صفحه ای از این کتاب به موضوع بالا اشاره نشده است. اما در ص 418 خاطرات 1364 رفسنجانی – "امید و دلواپسی" (مربوط به وقایع 27-11-64)، تنها آمده "احتمالا برای اولین بار یک میگ 25 را با طرح ابتکاری ابابیل زده ایم." شاید منظور جناب نمکی همین منبع بوده است. بهرحال اما این ادعای بعدی نویسنده است که ظرفیت گمراه کردن خواننده را دارد، یعنی جایی که می نویسد "از آن پس دیگر هواپیماهای دشمن در ارتفاع بالا برفراز خارک ظاهر نشدند." (325) رکوردهای این منتقد نشان می دهد که بمبارانهای ارتفاع بالای خارگ با استفاده از میگ-25 کمابیش پس از این رویارویی هم ادامه داشت، و برای نمونه می توان به حملات هوایی سوم اسفند، 12 اسفند و 17 اسفند 64 اشاره کرد، یعنی تا زمانی که جنگنده موثرتر میراژ کم کم جای فاکسبت را گرفت. در مورد آسیب جدی رساندن به یک میگ-25 بر فراز تهران، و سقوط آن در خاک عراق (326)، نیز همچنان جای بحث است.  

 

نمکی همچنین برای همین روز گزارش می دهد که یک هواپیمای جت فالکن مسلح شده ی عراقی به موشک اگزوست به دو کشتی ایرانی حمله می کند (314). اگر این قسمت واقعن از گزارشهای زمان جنگ برگرفته شده باشد (زیرا پیش از انتشار این کتاب در چند منبع خارجی به این موضوع اشاره شده)، این نخستین مدرک منتشر شده است که نشان می دهد نیروی هوایی و ایران در همان زمان از این توانایی عراق آگاه بوده اند.       

  

جناب نمکی می نویسد:  "از عمده ابتکارات هوایی در عملیات والفجر 8 تغییر سیستم موشکی زمین به هوای هاوک از حالت نزدیک بودن رادار آن با سکوی پرتاب بود. درحقیقت سکوی پرتاب موشک آنقدر جلو کشیده شد تا هواپیمای موشک انداز دشمن که با فاصله بیشتر از 64 کیلومتری موشک خود را پرتاب می کرد مجبور شد آنقدر جلو بیاید تا به فاصله کمتر از 64 کیلومتری دستگاه رادار هاوک برسد." (319) اما نویسنده باید توجه می کرد که هواپیمای عراقی وقتی "مجبور" می شود جلو بیاید که دستگاه رادار عقب برده شود، و نه لانچر "جلو" کشیده شود.

 

از نکات مثبت کتاب هم باید به ارایه شرح کوتاه بسیاری از سوانح هوایی زمان جنگ با ذکر نام خدمه درگیر، چاپ تعداد قابل توجهی عکس (هرچند با کیفیت نامناسب) برخی افسران شایسته نیروی هوایی، و همچنین جزییات مفیدی درباره تقویت نیروی هوایی عراق در پی عملیات ثامن الائمه (209) اشاره کرد. 

 

اما کمبود و بی انسجامی اطلاعات کرونولوژیکی در کتاب باعث می شود خواننده اغلب نسبت به موقعیت تقویمی وقایع دچار سردرگمی شود. به همین دلیل نویسنده به ناگهان از عملیات بیت المقدس (سال 1361) یک پرش تقویمی انجام می دهد به والفجر-8 (سال 1364) – که با توضیحات کاملی توصیف می شود – و کتاب را در همان مقطع (پس از اشاره ای گذرا به برخی ابتکارات و نو آوریها) به پایان می برد، انگار که نیروی هوایی پس از آن عملیات دیگر فعالیت قابل توجهی نداشته، یا جنگ همانجا تمام شده، یا اینکه اسناد پس از والفجر-8 گرفتار بلایای طبیعی یا غیرطبیعی شده اند!  

 

و اینچنین است که تنها کتاب پارسی زبانی که به نقش نیروی هوایی ما در جنگ ایران و عراق می پردازد، بدون هیچ موخره و نتیجه گیری پایان می یابد. کارایی بالای نیروی هوایی تا پس از پایان عملیات بیت المقدس ثابت کرد که نیروی هوایی می توانست یک نیروی برتر، و حتا مسلط، در تمام طول  دوره منطقی یک جنگ دفاعی باشد. آنچه که هنوز مشخص نیست اینست که آیا آنهایی که تصمیم که کشاندن جنگ به داخل خاک عراق گرفتند، در تصمیم گیری خود قابلیت نگهداری (نگهداشت یا sustainability) نیروی هوایی برای یک جنگ فرسایشی به طور بالقوه طولانی مدت در سرزمین دشمن بدون امکان جایگزینی امکانات از دست رفته را لحاظ کرده بودند یا خیر.

 

خواندن این کتاب با توجه به کاستیها و نقاط قوت آن، و به دلیل فقدان منابع داخلی معتبرتر، به تاریخنگاران و پژوهشگران تاریخ نظامی معاصر، دانش پژوهان جنگهای نوین به ویژه جنگ ایران و عراق، و علاقه مندان به جنگهای هوایی و توان هوایی توصیه می شود.   

 

فرزین ندیمی

2 تیر 1393

18 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

هردو کتاب فوق الذکر تنها درشرایطی به چاپ رسیده اند یا به چاپ خواهند رسید که بخشهای عمده ای از آنها حذف شده است.

 

اول اجازه دهید در مورد کتاب "مردان آسمان" جناب میرسعید سخن بگویم. اگرچه میفرمایید ایشان سابقه درخشانی ندارند من میگویم شرایطش برای ایشان وجود نداشته. ایشان عاشق نویسندگی هست زمانی که ریاست اداره عقیدتی سیاسی نهاجا را بر عهده داشتند. محدودیت های عقیدتی و حفاظتی ایجاب میکرد که ایشان به سبک خاصی به نوشتن مطالب بپردازند، محدودیت دسترسی به اطلاعات و سبک های نوین نگارشی نیز یکی از مشکلات عمده آن دوره بود.

 

کتاب مردان آسمان ابتدا صحیفه پرواز نام داشت و ایشان با همت دفتر مطالعات راهبردی قصد داشتند تا یک دایره المعارف در مورد شهدای نیروی هوایی به رشته تحریر درآورند. اما بعدا برنامه تغییر کرد و جنبه علمی و تجربی سوانح هم به آن اضافه گردید، تا در آینده بتوان از بروز سوانح مشابه جلوگیری به عمل آید. اینجانب که درگیر یک پروژه دیگری بودم، به فایل های بررسی سوانح های نیروی هوایی از سال 1303 تا 1338 دست یافتم با سختی و مشقت فراوان سوانح سالهای بعد را هم به دست آوردم تا شاید در این پروژه استفاده شود. اما محدودیت هایی وجود داشت و لذا از آنجا که شهدای پیش از انقلاب حق شهید حساب شدن نداشتند بخش تاریخی کتاب زده شد. فایل های بررسی سوانح 1372 تا 1392 هم در دسترس بود که به دلایل حفاظتی صلاح نبود تا در کتاب درج بشوند. بنابراین نهایتا اینطور به نظر میرسد که این کتاب محدود به سوانح 1359 تا 1367 میباشد (جنگ تحمیلی). به هرحال کتاب بی نظیری خواهد بود الببته به ظرطی که به همان شکلی که طرحش در سال 1391 موجود بود باشه.

 

آنچه به خاطر دارم، فایلهای بررسی سوانح این دوره بسیار کامل بود، دفعات اورهال، سیکل های پروازی موتورها و خود هواپیما به ذکر شماره سریال و تاریخ ساخت آن به میلادی و تاریخ ورود آن به ایران و... موجود بود و خاطرم هست که حفاظت منعی برای درج این اطلاعات نگذاشته بود، اما به نظر میرسد نگذاشته اند تا چاپ بشود و نامی از هواپیماها به میان نیامده است! امیدوارم که بگذارند تا تاریخ دقیق تر حفظ شود.

 

در مورد کتاب جناب آقای نمکی یعنی نیروی هوایی در دفاع مقدس در اصل خلاصه ای از کتاب هشت جلدی ایشان با نام تقویم تاریخ دفاع مقدس نهاجا بود که در سال 1388 نگارش آن تمام شد و بهار 1389 برای بازبینی در ساحادم ارسال شد و بعدا معلوم نشد که کتاب چه شد. آن مجموعه کتاب هشت جلدی بر اساس صدها برگه سند معاونت عملیات نیرو نوشته شده بود و حالت تقویمی داشت. براساس برنامه های قبلی تاریخ چاپ آن پس از بازبینی نهایی شهریور 1393 درنظر گرفته شده بود و امیدوارم در این تاریخ به چاپ برسد.

14 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

من هم امیدوارم شرایط لازم برای شکوفا و ابراز شدن استعدادهای جناب قاضی میرسعید مهیا شود و ما سرانجام بتوانیم کتابهایی را که شما به آنها اشاره فرمودید زیارت کنیم.

 

 

در سال 1388 نگارش آن تمام شد و بهار 1389 برای بازبینی در ساحادم ارسال شد و بعدا معلوم نشد که کتاب چه شد.

 

 

بعید نیست در ساحادم یک مثلث برمودا باشد!

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با تشکر از جناب دکتر ندیمی به خاطر نقد بسیار زیبا ، مستدل و جدی اشان

به نظر بنده هم که کتاب جناب نمکی را خوانده‌ام ، فارغ از همان جزئیات جالبی که به صورت پراکنده در کتاب به چشم می‌خورد ، علی‌رغم تمام زحماتی که برای این کتاب کشیده شده است ، کلیت کتاب از انسجام کافی برخوردار نمی‌باشد و با پرش‌های زمانی پی در پی و نا موجه تنها به گیج شدن خواننده می انجامد ، در کنار اینها باید اضافه شود که مقداری شعار زدگی در جای جای کتاب به چشم می خورد ، مثلا در جایی اشاره می‌شود که بعد از بمباران فلان پایگاه عراق ( فکر می‌کنم شعیبیه بود) این پایگاه‌ تا ماه‌ها پس از آن غیر عملیاتی شد ! که این امر بسیار بعید می‌نماید و اگر یک منتقد جدی همانند جناب ندیمی برای مثال آمار پروازهای انجام گرفته از آن پایگاه را در بعد از این تاریخ در بیاورد ، مسلما خواهیم فهمید که این ادعا صحیح نمی‌باشد و ممکن است که این پایگاه تنها به مدت 10 یا 15 روز غیر عملیاتی شده باشد که وجود چنین آمارهای غیر مستند تاریخی  از این قبیل و سایر مواردی که جناب ندیمی عزیز به درستی به  آنها اشاره نمودند متاسفانه از ارزش کلیت کتاب می‌کاهد . البته بنده حدس می‌زنم که به احتمال بسیار زیاد این آشفتگی‌ که در جای جای کتاب به چشم می خورد ناشی از خلاصه نمودن با عجله ،  بدون دقت و بدون یک متدولوژی خلاصه نویسی همان کتاب هشت جلدی ( که در مثلث برمودا ناپدید شده ) می‌باشد و حتی احتمال می‌دهم که این خلاصه نویسی توسط فرد یا نهادی به غیر از جناب نمکی صورت گرفته باشد و اصولا از ابتدا هدف مشخصی برای این خلاصه نویسی مشخص نشده است و احتمالا تنها به خاطر اینکه رنجش خاطر جناب نمکی از ماندن چندین ساله کتاب 8 جلدی در ساحادام به نحوی تسکین داده شود به صورتی هول هولکی و بدون برنامه اقدام به خلاصه نمودن و چاپ کتاب مذکور شده است.

به هر حال از نظر بنده تمامی افرادی که در این راه گام بر می‌دارند از تام کوپر فرنگی گرفته تا جناب میرسعید قاضی و جناب شاه محمدی و ... هر چند کارهایشان دارای کاستی‌هایی باشد اما بازهم در این هنگامه تمامیت خواهی برادران عزیز کارشان ستودنی و قابل تقدیر است و البته نقد‌های این‌چنینی می‌تواند به غنای هرچه بیشتر کارهای بعدی و یا ویرایش ‌های بعدی نوشته های این عزیزان کمک شایانی نماید. البته ای کاش جناب ندیمی عزیز وسایر دوستان  چنین نقدهایی را مستقیما نیز در اختیار نویسندگان مربوطه قرار دهند .

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

اقا اگه این "مثلث برمودای ساحادم" رو پیدا کردید بنده هم یه چیز ارزشمند گمشده ای درش دارم ، خدا خیرتون بده یه خبری بدید و خانواده ای رو از نگرانی برهانید.

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 

البته بنده حدس می‌زنم که به احتمال بسیار زیاد این آشفتگی‌ که در جای جای کتاب به چشم می خورد ناشی از خلاصه نمودن با عجله ،  بدون دقت و بدون یک متدولوژی خلاصه نویسی همان کتاب هشت جلدی ( که در مثلث برمودا ناپدید شده ) می‌باشد و حتی احتمال می‌دهم که این خلاصه نویسی توسط فرد یا نهادی به غیر از جناب نمکی صورت گرفته باشد و اصولا از ابتدا هدف مشخصی برای این خلاصه نویسی مشخص نشده است و احتمالا تنها به خاطر اینکه رنجش خاطر جناب نمکی از ماندن چندین ساله کتاب 8 جلدی در ساحادام به نحوی تسکین داده شود به صورتی هول هولکی و بدون برنامه اقدام به خلاصه نمودن و چاپ کتاب مذکور شده است.

 

کاملا صحیح میفرمایید کتاب نیروی هوایی در دفاع مقدس جناب نمکی با عجله و شخصا توسط ریاست وقت دفتر سرتیپ 2 حبیبی خلاصه نویسی شد و چاپ شد که به نمایشگاه کتاب آن سال برسد. استدلال ریاست دفتر نیز این بود که هوانیروز کتابهای خودش را چاپ کرد، نداجا هم همین طور و فقط ما مونده ایم که کتابمون چاپ نشده.

 

بگذریم که بعدش آقای نمکی به علت اینکه کتاب را بدون اطلاع ایشان چاپ کردند ناراحت شدند و از دفتر رفتند. علت ناراحتی ایشان هم این بود که طبق اظهار نظر ایشان کتاب درهم ریختگی زیادی داشته و بخشهایی از آمارهایش غلط بوده که نیاز به بازبینی ایشان داشته. ولی خاطرم هست که به دلیل طولانی شدن کار ایشان رییس دفتر صبر نکرد و بی خبر این کتاب را به وزارت ارشاد داد و پس از حذف بسیاری از بخشهای آن در آنجا به چاپ رسید.

 

بعدا دفتر کتابی با نام نیروی هوایی در گذر تاریخ را به چاپ رساند که کار دقیقه 90 آقای بهنام گهر بود که با استفاده از مجلات و چند کتاب قدیمی مثل نیروی هوایی شاهنشاهی و پیشگامان پرواز ایران به طور ضعیفی صقحه بندی شد تا به نمایشگاه کتاب سال 1391 برسد. البته کتاب رو خود نهاجا چاپ کرد و بدون اجازه وزارت ارشاد و بدون حذف برخی تصاویر از فرماندهان پیشین که سبب توقیف و جمع آوری اون شد!

 

در مورد مثلث برمودا متاسفانه باید عرض کنم که بعلت نبودن انگیزه مالی اکثر بازنشستگان ارتشی شاغل درآنجا که البته خود جناب نمکی هم بعدا رفتن اونجا کارها به سرعت لاک پشتی انجام میشه و به همین علت هست که این همه سال کار طول کشیده البته باید این نکته را هم در نظر داشته باشیم. که فقط شخص آقای نمکی نویسنده این کتاب و اون تقویم هشت جلدی نبودند بسیاری بودند کسانی که در تدوین آن سهم داشتند و ایشان رهبری تیم پژوهشی را بر عهده داشت.

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
به هر حال از نظر بنده تمامی افرادی که در این راه گام بر می‌دارند از تام کوپر فرنگی گرفته تا جناب میرسعید قاضی و جناب شاه محمدی و ... هر چند کارهایشان دارای کاستی‌هایی باشد اما بازهم در این هنگامه تمامیت خواهی برادران عزیز کارشان ستودنی و قابل تقدیر است و البته نقد‌های این‌چنینی می‌تواند به غنای هرچه بیشتر کارهای بعدی و یا ویرایش ‌های بعدی نوشته های این عزیزان کمک شایانی نماید. البته ای کاش جناب ندیمی عزیز وسایر دوستان  چنین نقدهایی را مستقیما نیز در اختیار نویسندگان مربوطه قرار دهند .

 

من هم با نظرات مهندس ثمین عزیز کاملن موافقم. متاسفانه سازمانهای دولتی قدر زحماتی که برای کارهای پژوهشی کشیده می شود را نمی دانند و اغلب آنها را به هدر می دهند.

 

ای کاش راهی بود و ما می توانستیم چنین نقدهایی را مستقیم در اختیار مولفان قرار دهیم. شاید اگر دوستان یی میل جناب نمکی را دارند یا می توانند از ایشان دعوت کنند اینجا بیایند... در مورد جناب مهرنیا با وجود آنکه فکر می کنم ایشان عضو انجمن باشند ولی من اثری از واکنش وی به نقد پیشین خودم ندیدم. در چنین مواردی یا پاسخی برای نقد و پرسشهای پیش آمده وجود ندارد، یا نویسنده گرفتاریهای دیگری دارد که فرصت پیدا نمی کند.

 

 

اقا اگه این "مثلث برمودای ساحادم" رو پیدا کردید بنده هم یه چیز ارزشمند گمشده ای درش دارم ، خدا خیرتون بده یه خبری بدید و خانواده ای رو از نگرانی برهانید.

 

قربان موقعیت مثلث برمودا معلومه، فقط یک زیردریایی نیاز هست که بره اونجا و اشیای ارزشمندشو نجات بده!!

 

------------------

 

ممنون بابک خان بابت توضیحاتتون. امیدوارم یک جولین آسانژی و یک ویکی لیکسی پیدا شود که این زندانیان "دفتر" را "jail break" کند تا ما هم شاید بتوانیم ببینیم کدام قسمت این کتاب خلاصه، کار جناب نمکی و تیمشون بوده و کدام قسمت کاردستی آقای حبیبی. به هر حال اگر دوستان و اساتید در نگارش این نوع کتابها قدری حرفه ای تر عمل کنند و از نظرات دیگران هم بهره ببرند (خدای نکرده نمی خوام بگم دچار غرور می شوند) شاید بتوانند از "بیت المال" بهتر استفاده کنند.       

 

اگر دوستی نسخه غیرقانونی کتاب "نیروی هوایی در گذر تاریخ" را دارد آن را روی اینترنت آپلود کند لطفن!

8 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 

من هم با نظرات مهندس ثمین عزیز کاملن موافقم. متاسفانه سازمانهای دولتی قدر زحماتی که برای کارهای پژوهشی کشیده می شود را نمی دانند و اغلب آنها را به هدر می دهند.

 

ای کاش راهی بود و ما می توانستیم چنین نقدهایی را مستقیم در اختیار مولفان قرار دهیم. شاید اگر دوستان یی میل جناب نمکی را دارند یا می توانند از ایشان دعوت کنند اینجا بیایند... در مورد جناب مهرنیا با وجود آنکه فکر می کنم ایشان عضو انجمن باشند ولی من اثری از واکنش وی به نقد پیشین خودم ندیدم. در چنین مواردی یا پاسخی برای نقد و پرسشهای پیش آمده وجود ندارد، یا نویسنده گرفتاریهای دیگری دارد که فرصت پیدا نمی کند.

این عزیزان پژوهشگر، آقایان نمکی و مهرنیا و تیمشان با کتابهای فرنگی به خوبی آشنا هستند. با کتابهای جناب تام کوپر و بیشاپ و اتفاقا آنها هم از این مینالیدند که ای کاش این عزیزان (آقایان کوپر و دولین و...) پیش از چاپ کتابهایشان صحت مطالباشان را از طریق ما میفهمیدند. که البته بنده برای جناب نمکی که استاد ما بودند و خودشان بهتر از ما از موارد حفاظتی آگاهی داشتند توضیح دادن که در آن زمان یعنی 2002 تا 2004 امکان ارتباط بیگانه با نهاجا و بالطبع این عزیزان ممکن نبوده!

 

مسئله دیگری که خاطرم هست یک نسخه اصل کتاب Iran-War in the Air آقای تام کوپر، بیشاپ و احمد صدیق در دفتر بود که جنابب بهنام گهر یک بررسی کارشناسی در مورد آن کرده بودند که در چهار صفحه ضمیمه آن شده بود که خیلی جالب بود. خاطرم هست که نوشته بود که ببیشتر مطالب کتاب با واقعیت فاصله داره و تاریخ ها و نام خلبانان پس و پیش هستش و حتی بسیاری از خلبانان نام برده وجود خارجی ندارند!

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

بنده کتاب نیروی هوایی در گذر تاریخ را در کتابخانه شخصیم دارم.... چطوری میشه به PDF تبدیل کرد؟

6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با تشکر از نقد دوستان عزیز .امیر مهرنیا در بخش خصوصی در بوشهر مشغول هستند و با اینکه ایشان را دعوت نمودم فکر کنم زیاد وقتی برای انجمن نداشته باشند .بحرحال خوشحال خواهیم شد که ایشان را در این جمع صمیمی زیارت کنیم.

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

دوست عزیز صفحات را با اسکن میشه pdf نمود .با تشکر

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

این عزیزان پژوهشگر، آقایان نمکی و مهرنیا و تیمشان با کتابهای فرنگی به خوبی آشنا هستند. با کتابهای جناب تام کوپر و بیشاپ و اتفاقا آنها هم از این مینالیدند که ای کاش این عزیزان (آقایان کوپر و دولین و...) پیش از چاپ کتابهایشان صحت مطالباشان را از طریق ما میفهمیدند. که البته بنده برای جناب نمکی که استاد ما بودند و خودشان بهتر از ما از موارد حفاظتی آگاهی داشتند توضیح دادن که در آن زمان یعنی 2002 تا 2004 امکان ارتباط بیگانه با نهاجا و بالطبع این عزیزان ممکن نبوده!

 

مسئله دیگری که خاطرم هست یک نسخه اصل کتاب Iran-War in the Air آقای تام کوپر، بیشاپ و احمد صدیق در دفتر بود که جنابب بهنام گهر یک بررسی کارشناسی در مورد آن کرده بودند که در چهار صفحه ضمیمه آن شده بود که خیلی جالب بود. خاطرم هست که نوشته بود که ببیشتر مطالب کتاب با واقعیت فاصله داره و تاریخ ها و نام خلبانان پس و پیش هستش و حتی بسیاری از خلبانان نام برده وجود خارجی ندارند!

 

من مطمئن هستم اگر کسی نقد جدی خودش را در اختیار این آقایونی که نام بردید قرار دهد، با استقبال - یا دست کم پاسخ - ایشان روبرو خواهد شد. توصیه می کنم به آقای گهر پیشنهاد فرمایید بررسی کارشناسانه "چهار صفحه ای" کتاب مورد اشاره را مستقیم برای نویسندگانش بفرستد، و اگر دوستان نقد دیگری هم بر این کتابها یا مقالات دارند اینجا منتشر کنند. و جالب است که با وجود تمام انتقادات، جناب مهرنیا - برای نمونه - مرجع اطلاعات مربوط به خسارات وارده بر پایگاه الولید را کتابها و مقالات همان نویسندگان قرار داده است.

 

همانطور که شما اشاره فرمودید، آن زمان همشهری ها هم نمی توانستند جنابانی چون استاد نمکی یا مهرنیا را پیدا کنند و صحت دانسته هایشان را از آنها بفهمند یا از ندانسته هایشان کم کنند، چه برسد به غیرخودی ها (اصلن من شک دارم کسی اسم قهرمانی چون جناب مهرنیا را حتا شنیده بود. استاد نمکی هم در حد یک خلبان فانتوم شناخته شده بود)! اکنون هم خدا را شکر جوانان فرزانه ای در کنار آقایون هستند که ضمن استفاده از محضرشان، ایشان را از خطاهای ناخواسته تاریخی دور نگه می دارند. 

 

خاطرم هست آن زمانها تنها منبع/مرجع داخلی اطلاعات مربوط به نیروی هوایی و جنگ، کتابها و مقالات ع س (بخوانید رسمی) نیرو بود که همگی از زیر نظر جناب ق م س می گذشت یا به نام ایشان بود... امروز دیگر همه ما می دانیم تاریخها و نام خلبانها و اطلاعات تاریخی آنها تا چه حد دقیق و کامل و گمراه نکننده بوده است. آن زمانها همایشهای پررنگ و لعاب یادبود و رونمایی از کتاب و مراکز مطالعاتی و فروم های اینترنتی امروز در کشور وجود نداشت و بسیاری از اساتید پیشکسوت نگاه بدبینانه ای نسبت به جوانان علاقه مند داشتند و یادم هست اگر پیشکسوتی را جایی می دیدم و پرسشی را مطرح می کردم همچون یک جاسوس بالقوه سیا به من نگاه می کردند و اغلب پاسخ به عمد گمراه کننده به من می دادند.

 

البته به این نکته مثبت را هم باید اشاره کرد که جناب مهرنیا آدرس یی میل و شماره تلفن همراه خودشان را در مقدمه کتاب حمله هوایی به الولید آورده است.

8 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now