Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

شهدای ژاندارمری، شهربانی و ...

76 posts in this topic

139791295026691.jpg


13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

آرامگاه شهدای جنگ چالدران 

 

139791295028942.jpg

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

10461998-742753975789061-778756213997361


 


10552594-742754015789057-642288197020740

19 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

dastgerdi.jpg

 

 

شهيد سرتيپ هوشنگ وحيدي دستگيري

 در سال 1340 در تهران و در خانواده اي مذهبي چشم به جهان گشود وي تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در مدارس تهران به پايان برد و سپس به دانشگاه پليس راه يافت و پس از طي دوره دانشكده افسري به خدمت شهرباني درآمد و در سمت هاي مختلف به كار پرداخت وي مدتي قبل از انقلاب تقاضاي بازنشستگي كرد و از خدمت در شهرباني معاف شد پس از پيروزي انقلاب اسلامي سرهنگ هوشنگ وحيدي دستگردي به خدمت فرا خوانده شد و با سمت رياست شهرباني اصفهان به كار پرداخت و به شهرباني آنجا سرو سامان بخشيد و سپس به معاونت كل شهرباني و در تاريخ 14 بهمن 59 به رياست شهرباني كل جمهوري اسلامي ايران منصوب شد سرهنگ وحيد دستگردي در روز 7 شهريور 1360 در حادثه انفجار نخست وزيري مجروح و پس از 7 روز بستري شدن در بيمارستان به دعوت پروردگارش لبيك گفت و به خيل شهداي انقلاب اسلامي پيوست.

16 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

گمان کنم ایشون شهید وحیدی دستجردی هستن نه دستگیری...

14 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام.

تاریخ تولد این شهید هم اشتباه ذکرشده.

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با درود به روان تمامی حافظان و مرزدارانِ ایران آریایی . یکی از بزرگترین نعمت های الهی همانا سر باختن در راه دفاع از وطن بوده و هست . مهم نیست مدافع چه کسی و جمعی کدام نیرو بوده و هست . آنچه سبب سربلندی ایرانیان بوده و هست همانا وجود دلاورانی است که در راه دفاع از خاک میهن دست از جان شسته و در راه دفاع از کشور سر باخته اند . شهیدان گمنام بسیاری داریم که بسیاری از آن عزیزان دارای هویت بوده و هستند ولی بنا به دلایلی با وجود دارا بودن هویت گمنام باقی مانده اند . با ادغام ژاندارمری و شهربانی با نیروها و ارگانهای انقلابی دیگر کمتر کسی از دلاوران ژاندارمری و شهربانی یاد میکند . گمنامی به این نیست که شهید پیکر نداشته باشد . همین که نامی از شهیدان دارای هویت هم برده نشود نوعی گمنامی است . البته دعا کنیم تا نزد خداوند قادر گمنام نباشند که نیستند . هرچند آنانکه جان خود را در راه دفاع از میهن و ناموس کشور فدا کردند بزرگانی بوده اند که سودای نام و مال در سر نداشتند . اینجانب همواره درود می فرستم به روح شهیدان ژاندارمری و شهربانی در طول تاریخ این دو نیروی فداکار . روحشان شاد و نامشان جاوید باد . ارادتمند تلخک

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

654971.jpg

 

download_f2520.jpg

 

دوم مرداد ماه سالگرد شهادت امیر سرتیپ بهرام آریافر بود.

ایشان از فرماندهان اینجانب در گردان 505 عملیات مرزی ژاندارمری پاوه بودند

ایشان  اکثر دوره های تخصصی را با بالاترین درجات گذرانده بود او به صورت داوطلب از ارتش به ژاندارمری منتقل شده بود  و تا هنگام ادغام این سازمان و پس از آن هم در نیروی انتظامی مشغول خدمت بود. . یکی از فرماندهان مقتدر ایرانی در طول جنگ بود.  چند خاطره که از ایشان در آن مدت بیاد داشتم را در بخشهای دیگر انجمن قرار دادهام.

 

 

به مناسبت سالروز شهادت سرباز فداكار مبارزه با سوداگران مرگ:

گزارشي از زندگي و مبارزات شهيد بهرام آريافر

 دوم مرداد ماه سال 1374 ايران دلاور مردي را از دست داد كه رزمش لرزه به اندام خصم مي انداخت. شهيد بهرام آريا فر مردي كه سالهاي سال در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل حماسه آفريني كرد تا يك وجب از خاك اين مرز وبوم به دست نا اهلان نيفتد و پس از جنگ نيز در سنگر مبارزه با سوداگران مرگ قرار گرفت و سرانجام در راه مبارزه با اين مرگ آفرينان به شهادت رسيد.

309732.jpg سرتيپ شهيد «بهرام آريافر» در بهمن ماه سال 1326 دريكي از روستاهاي اطراف شهرستان «تويسركان» از توابع استان «همدان» چشم به جهان گشود.

وي تحصيلات ابتدايي را در همان بخش به پايان رسانده و تا سال دوم دبيرستان در شهرستان «تويسركان» ادامه تحصيل داده وپس از ان به جهت علاقه خاص به رشته رياضي براي ادامه تحصيل به شهرستان «همدان» رفته و موفق به اخذ ديپلم گرديد.

با شركت در ازمون ورودي دانشكده افسري ارتش و پذيرفته شدن در آزمون از سال 1349 وارد دانشكده افسري شد.

پس از طي دوران دانشكده در تاريخ 23/2/1352 فارغ التحصيل و بلافاصله جهت طي دوره مقدماتي- تكاوري و رنجر به دانشكده «شيراز» اعزام گرديد.

پس از طي موفقيت آميز دوره رنجر در تاريخ 1/8/1353 به صورت داوطلب از ارتش به ژاندارمري انتقال و در آموزشگاه افسري به عنوان فرمانده دسته مشغول خدمت شد. پس از گذشت يك سال به عنوان فرمانده يكي از گروهانهاي آموزشگاه افسري به ادامه خدمت پرداخت. در سال 1356 ازدواج نموده و در تاريخ 23/5/1357 به هنگ مستقل 28 بوشهر منتقل شد. به مدت دو ماه سرپرستي آموزشگاه درجه داري بوشهر را عهده دار بوده و پس از آن به پيشنهاد فرمانده هنگ به سمت فرمانده گروهان قضايي خورموج منصوب.

شد. وي تا تاريخ 18/1/1358 فرمانده گروهان خورموج بود و پس از سرپرستي سه ماهه آموزشگاه گروهباني بوشهر و راه اندازي آن پس از انقلاب اسلامي بنا به پيشنهاد (شوراي پرسنلي) به عنوان مرزبان درجه 2 وفرمانده گروهان ژاندارمري كنگان بوشهر مشغول به كار شد. در تاريخ 15/5/1358 با حفظ سمت فرمانده گروهان كنگان به دليل شهادت فرمانده پاسگاه جم كه در مجاورت گروهان كنگان و تحت امر گروهان ديگري بود به فرماندهي آن پاسگاه منصوب و به دليل دستگيري اشراربه شش ماه ارشديت مفتخر گرديد.

در تاريخ 10/7/1358 به دليل بروز ناامني در استان كردستان و آذربايجان غربي داوطلبانه به ناحيه آذربايجان غربي اعزام و در تاريخ 16/9/1358 با اتمام ماموريت به بوشهر بازگشت.

در تاريخ 1/1/1359 به درجه سرواني مفتخر و از تاريخ 1/2/1359 به سمت فرمانده گروهان دلوار منصوب شد.

به محض شروع جنگ تحميلي داوطلبانه در راس يك واحد 44 نفره به خرمشهر عزيمت نمود كه به دليل رشادت در جبهه هاي آبادان و خرمشهر به يك درجه ارشديت مفتخر و در تاريخ 24/7/1359 به درجه سر گردي نائل شد. در طي مدت حضور در آبادان فرماندهي گردان هاي 301-302-303 (خسروآباد) را به تناوب عهده دار بود و در تمام عمليات اين محور شركت فعالانه نموده پنج بار مجروح شد.

در تاريخ 12/11/1360 و پس از طي يك دوره مجروحيت و جانبازي به ناحيه كرمانشاه منتقل گرديد.

پس از طي دوره ي دو ساله فرماندهي مركز آموزش سراب نيلوفر كرمانشاه، به عنوان فرمانده هنگ مرزي پاوه و پس از آن هنگ مرزي دهلران منصوب گرديد.

در سال 1365 به فرماندهي مركز آموزش جهرم انتخاب و مشغول به خدمت بود. در اسفند ماه 1366 به ناحيه كردستان منتقل و به عنوان معاون عملياتي و امور مرزي ناحيه مشغول به خدمت شد. در طي مدت حضور در كردستان كه به مدت چهار سال به طول انجاميد در اكثر عمليات يگانهاي تحت امر شركت داشت. از شاخص ترين آنها عمليات دره شيلر- سور كوه- مولان آباد و... بوده است.

پس از ادغام نيروي انتظامي به ستاد ناجا منتقل و در دانشكده افسري ناجا با سمت رئيس دانشكده فرماندهي و ستاد پذيرفته شد و در تاريخ 23/2/1374 با موفقيت دوره را به پايان برد.

شهيد آريافر پس از اتمام دانشكده فرماندهي ستاد به سمت مدير كل عملياتي نيروي انتظامي منصوب گرديد.

امير سرتيپ دوم بهرام آريافر در تاريخ بيستم تيرماه سال 1374 به همراه سه دلاور ديگر از نيروي انتظامي براي شناسايي به مناطق مرزي و كوير كرمان اعزام گشت. چرخ بال 1511 هوانا سقوط كرد و سرنشينانش به اميد يافتن روزنه اي از زندگي در بيابان طي طريق كردند.

تشنگي، به دلاور مردان نستوه غلبه كرد. آريا فر كه براي نجات همراهان خويش تا آخرين نفس در تلاش بود، شجاعانه و عاشقانه به ملكوت پرداز نمود. دوم مرداد ماه سال 1374 ايران دلاور مردي را از دست داد كه به قول خودش لباس رزمش لرزه به اندام خصم مي انداخت.

هفتاد و دو روز بعد جستجو گران پيكر پاكش را كه با لباس مقدس نيروي انتظامي بر خاك تشنه كوير آرميده بود به خانواده عزيزش بازگرداندند.

 

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites



 



وصیت نامه شهید بهرام آریافر


a421e96b-6307-44e8-9507-a45892d7b0d7.jpg 

اناالله و انا اليه راجعون


همه از خدا هستيم و به سوي او مي رويم.


اينك در ساعت 7 مورخه 2/5/74 13سرتيپ دوم بهرام آريافر مدير كل عمليات نظامي نيروي انتظامي چند سطري را وصيت تنظيم مي كند كه اين وظيفه هر فرد مسلمان مي باشد كه در زمان حيات خود تنظيم نمايد.


درود و سلام تمام به تمام فرستادگان خدا از آدم تا خاتم ( انبياء) محمد(ص) و با سلام به رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران حضرت امام خميني((قدس سره))‌ و با آرزوي طول عمر براي رهبر انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي.


 از بدو شروع جنگ تحميلي در جبهه هاي مختلف خرمشهر، آبادان، دهلران، موسيان، كرمانشاه، پاوه، نوسود، سسندج ، مريوان، بانه، سقز و ... در مسئوليتهاي مختلف براي پاسداري از انقلاب اسلامي و پايداري دين خدا فعاليت نمودم و اكنون كه در منطقه عملياتي كرمان هلي كوپتر 115 سانحه ديده و در آخرين سنگر مدير كل عمليات نظامي مي باشم از تمام دوستان ، همكاران، هم رزمان، فرزندان و برادرانم انتظار دارم سنگر دفاع از اسلام را خالي نكنند. و اما از نظر مال دنيا....


...از همه فرزندان، همسرم، مادرم، برادرانم، خواهرانم، همكاران، هم رزمان، دوستان و هم محله اي ها و آشنايان طلب آمرزش و حلاليت مي كنم.


اشهد ان لا الله الي الله


اشهد ان محمد (ص) رسول الله


اشهد ان علي ولي الله


سرتيپ دوم ستاد بهرام آريافر



9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

81453621-6188830.jpg

 

سرگرد شهید محمد جلال کاشانی که طی درگیری با مواد فروش واقع در فضای سبز مجاور بزرگراه حکیم در حوزه کلانتری 139 مرزداران به شهادت رسید.

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

13129350-976815939039007-61240031-n.jpg

 

تیمسار شهید جعفر سپهری، فرمانده هنگ ژاندارمری اهواز 

 

تیمسار سرتیپ شهید جعفری سپهری به سال 1314 در اسبیکلای نور به دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات متوسطه در سال 1337 جهت طی دوره آموزشگاه افسری در دانشگاه نظامی استخدام شد. پس از فارغ التحصیلی و نیل به درجه افسری دوره تخصصی ژاندارمری را گذراند. پس از پایان دوره به ناحیه ژاندارمری خوزستان منتقل شد و به عنوان فرمانده دسته گروهان آبادان خرمشهر، رامهرمز، مسجد سلیمان و بعد ماهشهر، گروهان ساحلی و پس از آن در منطقه کردستان و شهر سنندج و مازندران و در شهر ساری با همین سمت به انجام وظیفه پرداخت. پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی وی به سمت فرماندهی هنگ ژاندارمری بهبهان و در سال 1360 به سمت فرماندهی هنگ اهواز و افسر عملیات ناحیه ژاندارمری خوزستان منصوب و در مدت جنگ تحمیلی دوشادوش دیگران در حفظت از کیان جمهوری اسلامی پر تلاش و صادق ظاهر شد. به طوری که زحمات ایشان در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی تحسین برانگیز است.

نامبرده از بدو خدمت افسری خود در مشاغل حساس منصوب و خدمات وی چشمگیر بود و بدون هیچ توجهی به مسایل و منافع شخصی در نهایت ایثار و جانبازی به طورمستمر و شبانه روزی در هدایت عملیات یگان های ژاندارمری کوشا بود. به طوری که جدیت و تلاش وی به خصوص در رابطه با عملیات و ارایه طرح های عملیاتی و انجام وظایف شرعی و دینی را نشان می داد.
وی سرانجام در تاریخ 19/12/61 به دست سفاکان منافق به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

 

910794-TKSmgC2v.jpg

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 زاگرس و قلل سر به فلک کشیده اش ژاندارمری را به خوبی به یاد دارد.
 غرب و مردم سلحشورش هنوز ژاندارمی را در ذهن مرور میکند. نیرویی که در اوج فداکاری و در سخت ترین شرایط حامی آنها بوده است.
یاد شهدای این نیروی مقدس همیشه جاوید باد که در جنگ حماسه ها آفرید .

یاد آن ژاندارم های قهرمان گرامی باد که در هجوم اولیه با خانواده های خود پر کشیدند.
 یاد آن سروان ژاجا گرامی باد که اشرار همسرش را سر بریدند اما خم به ابرو نیاورد و در حوزه تحت امرش همانند شیر ایستاد و تک تک آن وطن فروشان را به قانون سپرد.

یاد افسران ، درجه داران و سربازان این نیروی مقدس گرامی باد.

منبع : گنج جنگ

photo-2016-08-25-23-31-21.jpg

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

13522926-579539478895783-292343639417478

 

مراسم تحلیف آموزشگاه ژاندارمری

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
در در ۱۳۹۳/۵/۴ ه‍.ش. در 0:16 AM، kalafe2006 گفته است :

10461998-742753975789061-778756213997361

 

 

 

 

10552594-742754015789057-642288197020740

 

سرداران واقعی چه کسانی هستند؟
سالروز مقاومت سربازان واقعی ایران مقابل قوای روس
ارس؛ رودی زلال و پرآب در شمال غرب ایران است که دلی خون آلود از ستم دوران در تاریخ این مرز و بوم دارد و هنگامی که متفقین تصمیم به اشغال ایران گرفته و عزم عبور از پل آهنی مستقر بر روی رودخانه ارس کرده بودند ارتش تا بن دندان مسلح اتحاد جماهیر شوروی هنگام ورود به خاک ایران متوجه وجود سربازان مسلح ایرانی در آنسوی ارس شده و موضع نظامی می گیرند تا آتش جنگ در دوسوی مرز آغاز شود و ارتش روس ها دو روز به جهت ایستادگی سربازان ایرانی، پشت پل آهنی جلفا متوقف می شود.
در آن روز حماسی سربازان ایرانی با سلحشوری تمام و با شگردی خاص عملیات تقابل در برابر ارتش متجاوز را طوری انجام دادند که گویی یک ارتش بزرگ در خاک ایران در مقابل آنان قرار دارد و فرمانده روس ها با مشاهده وضع موجود و ناتوانی در عبور از تنها گذرگاه دسترسی به ایران، دستور گلوله باران پایگاه نظامی مرزبانان ایرانی را بوسیله آتش توپ خانه صادر می کند.
سه مرزبان غیور ایرانی به نام های ژاندارم سرجوخه ملک محمدی، سید محمد راثی هاشمی و عبدالله شهریاری حتی در آخرین لحظات و با مشاهده زیر و رو شدن پایگاه محل وظیفه خود، دست از ایستادگی در برابر ارتش دشمن برنداشته و سرانجام یکی پس از دیگری در زیر باران آتش توپخانه مهاجمین حماسه ای به رنگ خون و بنام آزادی را رقم زدند و سرانجام پس از دو روز ایستادگی در برابر ارتش دشمن در سوم شهریور سال ۱۳۲۰ جان گران بهای خود را تقدیم وطن نموده و افتخار بزرگ دیگری در دفتر پرغرور تاریخ ایران کهن ثبت نمودند.
فرمانده مغرور ارتش تا بن دندان مسلح روس پس از مشاهده خاموش شدن آتش سلاح های ایرانی دستور ورود به خاک ایران را صادر می کند و با مشاهده پیکر بی جان تنها سه تن از سربازان ایرانی و رشادت کم نظیر سه نفر با سلاح های ساده جنگی، سر تعظیم در مقابل جوانان ایرانی فرود می آورد و دستور اجرای مراسم خاک سپاری با احترام نظامی در جوار رودخانه ارس را صادر کرده و این سه سرباز ایرانی را الگویی برای افراد خود معرفی می کند.
اسامی این جاودانگان تاریخ: سرجوخه ملک محمدی، محمد راثی هاشمی ، عبدالله شهریاری
روی آرامگاهشان نوشته است:
هرچند آغشته شد به خون پيرهن ما
شد جامه سربازي ما هم کفن ما
شاديم ز جانبازي خود در دل خاک
پاينده و جاويد بماند وطن ما

 

photo_2016-08-25_23-51-23.jpg

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now