Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

شهدای ژاندارمری، شهربانی و ...

79 posts in this topic

با سلام خدمت استاد لطافتی نازنین بابت توضیحاتی که ارائه فرمودین متأسفانه بنده نیز نام آن شخص را که کار شناسایی  پیکر های شهدای گمنام را انجام می داد فراموش کرده ام .ولی این روش یعنی شناسایی دی ان ای شهدا سبب  شناسایی تعدادی از شهدای گمنام شده و در نتیجه پیکر این عزیزان بعد از شناسایی تحویل خانواده هایشان شده. هنوز هم هستند خانواده هایی که منتظر دیدن عزیزان شهیدشان هستند. ای کاش قدر این عزیزان که کار شناسایی و تفحص شهدای عزیز را انجام می دهند دانسته شود .

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

روایت پستچی که به خاطر مادر شهید چشم انتظار استعفا داد

اکرم بدرخانی خواهر شهیدی که بعد از ۲۸ سال پیکرش به کشور بازگشت ماجرای پستچی را روایت می‌کند که به خاطر مواجه نشدن با مادرش استعفا داد.

 
 
 
نخستین دیدار خانواده شهید علیرضا بدرخانی بعد از 28 سال با پیکرش

«شهید علیرضا بدرخانی» فرزند پناه‌علی متولد 10 آذر سال 46 در شهرری است که به‌عنوان سرباز ژاندارمری (ناجا) از اهواز به جبهه‌های جنگ تحمیلی اعزام شد و در سال 67 در منطقه زبیدات عراق به شهادت رسید. پیکر مطهر او چندی پیش بعد از گذشت 28 سال در جریان تفحص کشف شده و به کشور بازگشت.

اکرم بدرخانی خواهر شهید علیرضا بدرخانی در گفتگو با خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا با اشاره به برادری که 28 سال پیش در دفاع مقدس به شهادت رسیده است، می‌گوید: علیرضا 18 ساله بود که شهید شد. پیش از شهادت یکبار پایش هم ترکش خورده بود و مجروحیت داشت. پدرم بار آخری که او راهی جبهه بود گفت: «نرو صبر کن اول پیش دکتر برویم و پایت را درمان کنیم.» برادرم گفت: «20 روز بیشتر از اتمام خدمتم نمانده. بروم این 20 روز تمام شود و برگردم.» رفت و چند روز بعد رادیو اعلام کرد حمله عراق و به دنبال آن عملیات مرصاد انجام شده است. از آن به بعد برادرم مفقود شد. از آن به بعد پدر و مادرم به دنبال برادرم بودند. خیلی در این راه سختی کشیدندو ما دیگر از برادرم خبری پیدا نکردیم.

او ادامه می‌دهد: علیرضا بچه دوم خانواده بود. من 14 ساله بودم که برادرم مفقود شد. او را کامل به یاد دارم. خیلی مهربان بود. قول داده بود که اگر مدرسه قبول بشویم برایمان ساعت بخرد. همان سال وقتی خبر قبولی ما آمد از برادرم خبری نشد اما مادرم به خاطر قولی که برادرم به ما داده بود ساعت را برایمان خرید. ما نمی‌دانستیم شهید شده است و همیشه منتظر او بودیم. فکر کردیم شاید اسیر شده باشد. اسرا که آمدند، کوچه‌مان را چراغانی کردیم و منتظر شدیم. همه اسرا آمدند اما برادرم نیامد و هیچ خبری از او نداشتیم.

بدرخانی با اشاره به زمانی که خبر قطعی شهادت برادرش اعلام شد، می‌گوید: تا اینکه 14 سال پیش شهادتش را اعلام کردند. ما آن وقت برایش مراسم یادبود برگزار کردیم. اما پیکرش نیامد.نه پلاکی و نه نشانه‌ای. هیچ کس شهادتش را ندیده بود. فقط دوستانش می‌گفتند که در دکل نگهبانی بوده. نگهبانی‌اش تمام می‌شود و می‌رود از دکل پایین و دوستش او را می‌دیده و موقعیت عراقی‌ها را دیده که به آن سمت می‌روند اما اینکه در نهایت چه به سر او آمده بود را ندیده و خبر نداشت. آخرین دوستش که با او همراه بوده همین بوده است. می‌گفت رضا رفت پایین اما دیگر خبری از او پیدا نکردم.

خواهر شهید تازه تفحص شده از وسایل شخصی شهید می‌گوید که خاطرات زیادی را برای خانواده او تجدید کرده است. او ادامه می‌دهد: به تازگی پیکر برادرم پیدا شده. وسایلش هم وسائل خودش بود. رضا خیلی به نظافت اهمیت می‌داد به همین دلیل در میان وسایل شخصی‌اش که با پیکرش پیدا شده مسواک و لیف هم بود. یادم هست در جبهه بدنش را نظافت کرده بود. فرمانده‌اش او را توبیخ کرده بود که چرا آب تانکر را استفاده کرده است. رضا هم گفته بود بدنم خارش دارد و شب نمی‌توانم راحت بخوابم. به همین دلیل از طرف فرمانده‌اش یک هفته اضافه خدمت گرفته بود.

1396101017132086129425710.jpg

او از سختی سال‌های انتظار و چشم انتظاری مادر می‌گوید که تمام این سال‌ها منتظر خبری از فرزندش بود. می‌گوید: این سال‌های چشم انتظاری خیلی سخت گذشت. تا در می‌زدند مادرم در را به امید خبری از رضا باز می‌کرد. پستچی که در محل ما نامه می‌آورد دیگر به کوچه ما نیامد. چون مادرم هر بار که او می‌آمد به کوچه رفته و می‌گفت: «داخل نامه‌ها را ببینید شاید پسر من نامه فرستاده باشد.» پستچی هم نگاه می‌کرد و می‌گفت: «مادر من چیزی ندارم.» آخر رفته بود از مآموریت در آن محل استعفا داده بود و گفته بود من را در کوچه این مادر شهید نفرستید، من طاقت ندارم. این مادر شهید می‌آید به امید خبری جلوی موتور من از حال می‌رود و من هم حالم بد می‌شود.

بدرخانی ادامه می‌دهد: به خاطر مادرم زنگ در خانه را باز کردیم. چون وضعیتی پیش آمده بود که اگر کسی دو بار زنگ می‌زد مادرم با نگرانی می‌گفت: «رضا آمد.» آنقدر شب‌ها مادرم گریه می‌کرد که قابل توصیف نیست. الان که بعد از گذشت 28 سال پیکرش پیدا شده هم خوشحالیم و هم ناراحت. پیکرش را دیدیم، شناختم که برادرم است. برادرم من قدش کوتاه بود. همانن همین استخوان‌هایی که از او بازگشته.

 

منبع:https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/10/11/1616328/روایت-پستچی-که-به-خاطر-مادر-شهید-چشم-انتظار-استعفا-داد

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

چندین بار خانوادۀ سربازانی که در یگان با بنده بودند به درب خانه می آمدند و سراغ فرزند را میگرفتند . تنها یکبار مجبور شدم برای پایان دادن به سرگردانی و چشم انتظاری مادر و پدری دلسوخته خبر شهادت سربازی را که خود به چشم دیدم شهید شده بود را به خانواده اش بدهم . خدا میداند که مُردم و زنده شدم .

گرچه تحملش بسیار سخت و طاقت فرساست ، دیدن در آغوش کشیدن پیکر فرزند توسط مادر آنهم بعد از سالها برای همه سخت است . ولی همینکه مادری بعد از سالها کوله بار انتظار و چشم به راه بودنش را از شانه های نحیفش پایین میگذارد خوشحال کننده است . مگر یک مادر چقدر تاب و توان دارد . دستت را میبوسم ای مادری که فرزندت را بعد از سالها در آغوش گرفتی . خدا صبرت دهد و اجر که بهترین مادرانی تو

6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

خداوند روح تمام شهدا را شاد کند و به خانواده های این عزیزان به خصوص مادران شهدا صبر بدهد . حقیقتاً داغ فرزند برای مادر سخت است.

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
پیکر چهار شهید غئاص در معراج شهدا

سرهنگ ابراهیم رنگین، رئیس ستاد معراج شهدای مرکز، در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، با اشاره به آغاز کار شناسایی هویت پیکرهای مطهر شهدای دوران هشت سال دفاع مقدس گفت: پیکرهای مطهر 55 شهید تازه تفحص شده امروز چهارشنبه ششم دی ماه 96 از معراج شهدای اهواز به معراج شهدای مرکز در تهران منتقل شده‌اند.

وی افزود: کار شناسایی پیکرهای مطهر شهدا از این پس آغاز می‌شود و فرآیند نمونه‌گیری، آزمایش DNA، مراحل ژنتیکی و کارهای کارشناسی در این زمینه پیگیری می‌شود. مشخصات شهدایی که هویت آنها بعد از مراحل کارشناسی شناسایی می‌شوند، بعد از اتمام عملیات شناسایی هویت شهدا اعلام خواهد شد.

رنگین با اشاره به امکان زیارت عمومی شهدای تازه تفحص شده در حسینیه شهدای معراج شهدای تهران گفت: به زودی پیکر مطهر تعدادی از شهدای تازه تفحص شده دوران دفاع مقدس جهت زیارت عموم مردم تهران در معراج شهدای تهران آماده خواهند شد.

رئیس ستاد معراج شهدای مرکز در ادامه تصریح کرد: بعد از انجام کار شناسایی، زمان تشییع و تدفین پیکرهای مطهر شهدایی که شناسایی می‌شوند و پیکرهای مطهر شهدای گمنام، در سراسر کشور اعلام خواهد شد.

27 آذرماه 96 پیکر مطهر 55 شهید دوران دفاع مقدس از مرز شلمچه وارد میهن اسلامی شد. پیکرهای مطهر این شهدا ساعت 9 صبح در مرز شلمچه با حضور عموم مردم خرمشهر و آبادان برگزار شد. پیکر مطهر این شهدا پس از ورود به کشور به معراج شهدای اهواز منتقل شدند. طبق اعلام سردار سید محمد باقرزاده، فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح این شهدا به تک دشمن در سال 67 در منطقه زبیدات مربوط می‌شوند که از این تعداد 30 شهید مربوط به تک دشمن به تفکیک 20 شهید مربوط به ژاندارمری (ناجای فعلی) و 10 شهید مربوط به ارتش جمهوری اسلامی ایران می‌شود. در مقابل 46 جسد کشته شدگان رژیم بعث عراق تحویل داده شد.

عملیات تفحص در سایر جزایر اروند که حدود 9 جزیره و مناطقی از جمله منطقه عمومی شلمچه حدفاصل شلمچه تا کوشک، جزایر مجنون شمالی و جنوبی، شرق دجله و زبیدات را شامل می‌شود همچنان ادامه دارد. علاوه بر آن در منطقه عمومی شرق بصره محدوده نهر کتیبان 23 شهید کاوش شده که به عملیات‌های خیبر و رمضان مربوط می‌شوند همچنین در غرب رودخانه اروند نیز 2 شهید کاوش شده که به عملیات کربلای 4 مربوط می‌شوند.

...................

روحشان شاد.

اکثر این شهدا ( بجز شهدای مربوط به عملیاتها ) مربوط به سربازان وظیفه و پرسنل کادر ژاندارمری است که  پاسداری از مرزها به عهده آنها بوده .

   پس از پذیرش قطعنامه و خالی شدن  ناگهانی و ناهماهنگ شده نیروهای داوطلب که با اطمینان از اینکه حمله ای انجام نخواهد پذیرفت ( جون عراق مدتها قبل از ما قطعنامه را پذیرفته بود ) ولی متاسفانه اینطور نبود !! و تعداد زیادی از دوستان خود من نیز  به این سرنوشت دچار شدند. برای مثال یکی از سربازانی که در مرز نوسود و در پاسگاه ژاندارمری نودشه مستقر بود بعدها برایم تعریف میکرد  پس از قبول قطعنامه توسط ایران تا چند روز سکوت سنگینی در منطقه حاکم بود و فقط گاها صدای تیراندازی پراکنده به گوش میرسید و حتی نیروهای دوطرف در مقابل چشم همدیگر آزادانه در مواضع خود تردد میکردند و یا با فاصله 200 متری همدیگر در رودخانه مرزی سیروان و دوآب آبتنی میکردند اما پس از چند روز که نیروهایی که در آنجا بطور موقت و یا ماموریتی حضور داشتند کم کم به مقرها و یا حتی شهرهای اعزام شده برگشتند  یکشب ناگهان از سمت شرق سد دربندیخان و حلبچه و غرب شهر طویله عراق مواضع نیروهای ژاندارمری که در کوهای بسیار مرتفع نوسود و نودشه و دزآور مستقر بودند  را  ابتدا با منور روشن کرده  سپس با تمام قدرتشان زیر آتش بسیار سنگین و بیسابقه قرار دادند ! و تا دو روز حتی یک دقیقه هم از شدت آتش کم نشد  نیروها همگی با تمام وجود مقاومت میکردند ولی پس از تمام شدن مهمات دستور عقب نشینی آمد ولی عراقیها پس از فتح خطوط اول دست از پیشروی برداشتند  چون این یک عملیات ایذایی و فریب بود چون حملات اصلی در مناطق جنوبی تر استان کرمانشاه تا ایلام و خوزستان انجام گرفت.

  عراقیها با سواستفاده از این غفلت یا شاید اطمینان ایرانیها دست به حملات وسع و گسترده ای زدند  چون میخواستند با گرفتن اسیر و تصرف مناطقی مهم  از خاک ایران در مذاکرات صلح دست بالاتری داشته باشد . و  با کمک منافقین بسیاری از پایگاهها و پاسگاههای ویران و نیمه ویرانه را تصرف و تا توانستند اسیر گرفتند و  پاسگاهها یا خاکریزهایی و کسانی را هم که مقاومت میکردند را به شدت با تانک و توپخانه در هم کوبید و حتی دیدیم که در عملیات مرصاد نیروهای هوایی و زمینی و توپخانه عراق با تمام توانشان مستقیما به منافقین کمک میکردند .اگر نیروها در مواضع خود باقی میماندند منافقین در خواب هم نمیدیدند که تا چند کیلومتری کرمانشاه پیشروی کنند و تنها نیرویی که جلویشان را تا آنجا گرفت نیروهای ژاندارمری بود و هنگامی که به نزدیکی کرمانشاه رسید  نیروهای تحت امر شهید صیاد شیرازی و بخصوص هوانیروز به آنها نشان داد که این بیشه هنوز شیر دارد.و مردم عادی نیز دسته دسته به منطقه شتافتند تا باقیمانده این خائنین را که در کوهها و مزارع و روستاها پراکنده بودند پاکسازی کنند.آنانی  را که هفت سال از  آن هشت سال را ستون پنجم عراق و یا با نفوذ به داخل نیروهای ایرانی  دستشان به خون مردم آعشته بود ادب کنند. و اگر به فیلمهای عملیات مرصاد دقت کنید تماما متعلق به پس از تار و مار شدن توسط هوانیروز هست  که نیروهای بسیج در نعقیب و پاکسازی مناطق از وجودشان است. و هیچ فیلمی از خود عملیاتی که ارتش و  هوانیروز در حال هدف قرار دادن تک تک تانکها و زره پوشان در تنگه چهار زبر هستند وجود ندارد و تمامی فیلمهای مستند که در باره این عملیات گرفته شده مربوط به پس از شکست و هنگام فرارشان به سمت عراق و پاکسازی روستاها توسط نیروهای بسیجی و مردم  است !

روح تمام مدافعین کشور شاد.

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

کرامت مسئولین و پاره ای از فرماندهان که تنها در جنگ قابل دیدن نبود . حتی بعد از جنگ هم نمی دانستند نباید به عراقی های بدعهد و هزار چهره اعتماد کنند .

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

پیکر پاک یک شهید دوران دفاع مقدس در زرقان فارس آرام گرفت

شیراز - ایرنا - پیکر پاک شهید مهدی کاظمی از شهدای دوران دفاع مقدس روز چهارشنبه در آستانه سالروز شهادت حضرت فاطمه (س) با حضور اقشار مختلف مردم و مسئولان در شهر زرقان به خاک سپرده شد.

n82815465-72146617.jpg

به گزارش ایرنا، این آیین روز چهارشنبه از میدان بسیج زرقان به سمت میدان امام خمینی (ره) آغاز شد و سپس به گلزار شهدای زرقان ادامه یافت.
شهید مهدی کاظمی متولد دهم آذرماه 1342 جمعی نیروی انتظامی (ژاندارمری سابق) بوده که پس از 17 و نیم ماه خدمت که 14 ماه آن در منطقه عملیاتی دفاع مقدس سپری شد در تاریخ دوم دی ماه 1367 در منطقه زبیدات به شهادت نائل شد.
شهید مهدی کاظمی چند ماه قبل در منطقه عملیاتی زبیدات تفحص شده بود قرار بود آبان ماه امسال در شهر زرقان تشییع شود اما این مراسم به دلیل توجه به خواسته خانواده وی مبنی بر تشخیص دقیق هویت متوقف شده بود.
به گفته سرگرد شهرام قاسمی فرمانده ناحیه مقاومت بسیج سپاه بخش زرقان شهرستان شیراز، پس از این درخواست اقدامات لازم برای انجام آزمایشات ژنتیک به همین منظور انجام شده است که نتیجه آن بیانگر صحت هویت این شهید والامقام بوده است.
شهر زرقان در فاصله 25 کیلومتری شمال شیراز واقع است.

 

منبع:http://www.irna.ir/fa/News/82815465

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
پیکر‌های مطهر سه شهید دوران دفاع مقدس که متعلق به استان تهران و البرز هستند، شناسایی شد.
 
 

پیکر‌های مطهر سه شهید دوران دفاع مقدس شناسایی شدبه گزارش گروه حماسه و جهاد دفاع پرس، پیکرمطهر شهیدان «جعفر نژاد معصومی»، «سیفعلی نظری» و «وحید سلمان اژدری» شناسایی شدند. این شهدای گرانقدر متعلق به استان تهران و البرز هستند.

مشخصات این شهدا به شرح زیر است:

شهید وحید سلمان اژدری

فرزند اسدالله، متولد ۴۷، اعزامی از استان البرز. این شهید بزرگوار در سال ۶۷ به جنگ اعزام و در تک دشمن در منطقه عملیاتی زبیدات به شهادت رسید.

شهید جعفر نژاد معصومی

فرزند عمران، متولد ۴۶، اعزامی از استان تهران. این شهید بزرگوار سال ۶۷ به جبهه اعزام شد. وی در تک دشمن و منطقه عملیاتی زبیدات به فیض شهادت نائل آمد.

شهید سیفعلی نظری

فرزند عشق علی، متولد ۴۵، اعزامی از استان تهران. وی در سال ۶۷ به جبهه اعزام شد. ای شهید بزرگوار در تک دشمن در سال ۶۷ و در منطقه عملیاتی زبیدات به شهادت رسید.

 

منبع:http://defapress.ir/fa/news/279095/پیکر‌های-مطهر-سه-شهید-دوران-دفاع-مقدس-شناسایی-شد

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
مراسم وداع با پیکرهای مطهر 6 شهید دوران دفاع مقدس امروز در معراج‌الشهدای تهران برگزار شد.
 
 

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، مراسم وداع با پیکرهای مطهر 6 شهید دوران دفاع مقدس با حضور خانواده معزز شهدا امروز (پنج‌شنبه 26 بهمن‌ماه) در معراج‌الشهدای تهران برگزار شد.

بر اساس این گزارش، رزمندگان دوران دفاع مقدس «سیدمحمد حسین‌زاده»، «جعفرنژاد معصومی»، «وحید سلمان‌اژدری»، «سیف‌علی نظری»، «علی‌اکبر شیرعلی» و «طاهر کمره‌ای» از نیروهای ژاندامری بودند که تیرماه سال 67 در تک دشمن و منطقه زبیدات به شهادت رسیدند.

پیکرهای مطهر این شهدا از طریق کارت شناسایی و پلاک احراز هویت شد.

بنا بر این گزارش، مراسم وداع با پیکرهای شهدای تازه شناسایی شده در روز شنبه 28 بهمن‌ماه و با حضور فرماندهان نیروی انتظامی در ستاد فرماندهی ناجا واقع در میدان عطار برگزار خواهد شد.

زمان برگزاری مراسم تشییع و خاکسپاری این شهدا متعاقبا اعلام می‌شود.

وداع با پیکرهای مطهر 6 شهید دوران دفاع مقدس در معراج‌الشهدای تهران

وداع با پیکرهای مطهر 6 شهید دوران دفاع مقدس در معراج‌الشهدای تهران

وداع با پیکرهای مطهر 6 شهید دوران دفاع مقدس در معراج‌الشهدای تهران

 

منبع:http://defapress.ir/fa/news/279173/وداع-با-پیکرهای-مطهر-6-شهید-دفاع-مقدس-در-معراج‌الشهدا-تصاویر

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
امروز صورت گرفت؛
مراسم وداع با پیکرهای مطهر چهار شهید تازه تفحص شده ناجا امروز در معراج شهدای تهران برگزار شد.
 
 

مراسم وداع با پیکر‌های مطهر ۴ شهید تازه تفحص شدهبه گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، مراسم وداع با پیکر‌های چهار شهید تازه تفحص شده ناجا با حضور خانواده‌های معزز شهدا امروز جمعه (۲۷ بهمن ماه) در معراج شهدای تهران برگزار شد.

هویت پیکر‌های مطهر شهیدان عبدالرضا حیدری، محمدحسن جلی، قادر عباسی و علیرضا آفرین پس از ۲۹ سال از طریق کارت شناسایی و پلاک شناسایی شدند. این شهدا سال ۶۷ در تک دشمن و منطقه زبیدات به شهادت رسیده بودند.

گفتنی است؛ صبح امروز نیز مادر و خانواده شهید ناجا «بهرام بابا» با حضور در معراج شهدا با پیکر مطهر شهید خود وداع کردند.

بنا بر این گزارش، مراسم وداع با پیکر‌های مطهر ۱۱ شهید تازه شناسایی شده ناجا فردا در ستاد ناجا برگزار خواهد شد.

مراسم وداع با پیکرهای مطهر ۶ شهید تازه تفحص شده ناجا به نام‌های «سیدمحمد حسین‌زاده»، «جعفرنژاد معصومی»، «وحید سلمان‌اژدری»، «سیف‌علی نظری»، «علی‌اکبر شیرعلی» و «طاهر کمره‌ای» روز گذشته در معراج شهدای تهران برگزار شد.

 

منبع:http://defapress.ir/fa/news/279339/مراسم-وداع-با-پیکر‌های-مطهر-چهار-شهید-تازه-تفحص-شده

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
مراسم وداع با پیکر شهید «بهرام بابا» امروز با حضور مادر این شهید در معراج‌الشهدا برگزار شد.
 
 
 

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، در آستانه دهه فاطمیه پیکر مطهر شهید دوران هشت سال دفاع مقدس بهرام بابا کشف و شناسایی شد.

پیکر مطهر این شهید ظهر امروز (جمعه 27 بهمن ماه) در معراج الشهدای تهران مورد استقبال مادر و خانواده شهید قرار گرفت.

شهید بهرام بابا متولد سال 37 بود که در سن 19 سالگی به عنوان نیروی ژاندارمری در تک دشمن در زبیدات به درجه رفیع شهادت نائل آمد اما پیکرش در منطقه ماند.

وداع مادر شهید بابا پس از 29 سال+ تصویر

پیکر مطهر این شهید به همراه تعدادی دیگر از شهدای ژاندارمری چندی پیش پس از 29 سال در عملیات تفحص شهدا در زبیدات عراق کشف و از طریق دی ان ای شناسایی شد.

 

منبع:http://defapress.ir/fa/news/279320/وداع-مادر-شهید-با-فرزندش-پس-از-۲۹-سال-تصویر

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
پیکر مطهر شهید تازه شناسایی شده «سیف علی نظری» با حضور خانواده‌های معظم شهدا و ایثارگران در گلزار شهدای تهران تشییع و به خاک سپرده شد.
 
 
 

به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاع پرس، پیکر مطهر شهید تازه شناسایی شده «سیف علی نظری» بعد از ۳۰ سال دوری از وطن با حضور خانواده معظم شهدا و ایثارگران طی مراسم با شکوهی تشییع و در قطعه ۵۰ گلزار شهدای تهران در کنار همرزمانش آرام گرفت.

بر اساس این گزارش، شهید سیف علی نظری ابربکوه به سال ۱۳۴۵ متولد شد. وی با آغاز جنگ تحمیلی به جبهه‌های حق علیه باطل رفت و در دهلران در روز ۵ مرداد سال ۶۷ وقتی که با منافقین کوردل در عملیات مرصاد در حال مبارزه بود به شهادت رسید.

پیکر شهید «سیف علی نظری» در خانه ابدی آرمید

پیکر شهید «سیف علی نظری» در خانه ابدی آرمید

پیکر شهید «سیف علی نظری» در خانه ابدی آرمید

 

 

منبع:http://defapress.ir/fa/news/279699/شهید-سیف-علی-نظری-در-خانه-ابدی-آرمید

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
۳۰ سال انتظار به روایت خواهر شهید «بهرام بابا»؛
خواهر شهید تازه شناسایی شده «بهرام بابا» ۳۰ سال انتظار خود را روایت کرده است.
 
 
 

گروه حماسه و جهاد دفاع پرس: خبر رسیده بود که اسرا بعد سال‌ها قرار است به کشور بازگردند، خانواده بهرام بابا دلشان آشوب بود. بعد چند سال چشم انتظاری بار دیگر نور امید در دلشان تابیده بود، مخصوصا که چند تن از همرزمان بهرام در بین اسرای آزاد شده بودند.

دانه دانه قند‌های شکسته‌ی مادر روی هم کوهی از قند را شکل داده بود، مادر به شوق بازگشت پسرش قند‌ها را می‌شکست تا پذیرای مهمان‌ها باشد، قند‌ها روی هم جمع شد اما خبری از بهرام نشد. قند‌های خورد شده سهم دیگر آزادگانی شد که از سفر برگشته بودند. حالا بعد گذشت نزدیک به ۳۰ سال از روز‌های جنگ، روز‌هایی که هر لحظه آن همراه با امید و ناامیدی برای خانواده «بهرام بابا» بود پیکر شهید به میان خانواده بازگشت تا پایانی باشد بر درد‌های خانواده اش.

سهیلا بابا خواهر شهید بهرام بابا در گفت و گو با خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس از خاطرات روز‌های نبود برادر گفت: کارمان شده بود گشتن در معراج الشهدا. یک روز می‌گفتند شاید در آسایشگاه جانباز اعصاب و روان باشد، با امید می‌رفتیم اما آنجا نبود. یک روز می‌گفتند شاید زندانی سیاسی باشد به اوین می‌رفتیم، اما آنجا هم نبود.

وی افزود: بدترین روز‌های عمرمان همان روز‌ها بود. خانواده شهیدی که خبر شهادت عزیزشان را می‌دهند بعد از چند ماه آرام می‌شوند، ولی برای ما اینچنین نبود. مادرم در مصیبت برادرم خیلی عذاب کشید، سی سال است که همه عذاب کشیدیم. یکی از کسانی که همه جا به دنبال گمشده اش گشت من بودم. از همان دوران وقتی بچه ام کوچک بود به معراج الشهدا می‌رفتم و در بین پیکر شهدا اشک می‌ریختم و دنبال برادرم بودم، اما پیدایش نمی‌کردم.

«بابا» آمد

همه شهدا را بهرام می‌دیدم

سهیلا بابا روز‌هایی را به خاطر می‌آورد که هرکجا نشانی از برادر بود به آنجا سر می‌زد تا او را پیدا کند، او خاطره یکی از جست و جوهایش در معراج الشهدا را چنین روایت کرد: یادم هست از مرده خیلی می‌ترسیدم. اولین بار با عمه ام به معراج الشهدا رفتم تا شاید بهرام را پیدا کنم. تا بیرون از معراج بوی جسد می‌آمد. داخل معراج که شدیم تمام کانتینر‌ها و سالن‌ها پر از شهید بود. به طرف کانتینری که رویش نوشته بود زبیدات رفتیم. صحنه‌های عجیبی دیدم که هیچگاه از یادم نمی‌رود. شهیدی پاهایش تیر خورده و با انگشت به پایش اشاره کرده و شهید شده بود. شهید دیگری حلقه در دست داشت. جوانی را دیدم که سوخته است. من همه این‌ها را بهرام می‌دیدم و نمی‌توانستم تشخیص دهم کدام یک برادرم هست. شهیدی در انتهای کانتینر توجهم را جلب کرد. بدنش برق می‌زد و نورانی بود، یک لحظه کنترلم را از دست دادم، فکر کردم من از مرده می‌ترسیدم چطور اینجا هستم. جیغ کشیدم و داخل کانتینر دویدم تا اینکه پایم به یکی از شهدا گیر کرد و از بالای کانتینر به پایین پرت شدم.

پدر چشم انتظار بازگشت دوباره بهرام از دنیا رفت، تنها دلخوشی خواهر به پایان رسیدن انتظار مادر بود. لحظه های آخرین باری که برادر را دید به خوبی به خاطر داشت، همان روزی که بعد از ۱۰ روز زایمان، بهرام به دیدنش آمد و با وجودی که پول زیادی نداشت کنار قنداق فرزندش به عنوان هدیه مبلغ پولی را گذاشت، به خاطر داشت برادر چقدر به صله رحم اهمیت می داد و هربار که به مرخصی می‌آمد به همه فامیل سر می‌زد. یکبار وقتی خبردار شد پسر عمه اش مجروح شده در هوای سرد و برفی از روستا به کرج آمد تا او را ببیند. به خاطر داشت که قول داده بود محرم باز می‌گردد تا دهه اول را در مراسمات روستا شرکت کند، خواهر منتظر بود تا ماه محرم برادر برگردد، اما بازنگشت. ۳۰ سال بود که انتظار می‌کشید تاخبری از بهرام شود. دیگر اسم گردان بهرام با گوشت و پوستش اجین شده بود. این اواخر اما نذر عجیبی کرد. او درباره این نذر گفت: به خدا گفتم می‌خواهم تو را توی رودبایستی بگذارم تا بهرام برگردد. سالگرد بهرام به همه فامیل خبر دادم که به منزل ما بیایند و گفتم از همه شما می‌خواهم دعا کنید که بهرام پیدا شود.

«بابا» آمد

بزرگ مرد کوچک

قبل از محرم امسال خبر رسید پیکر مطهر شهدا از منطقه زبیدات تفحص شده است. انگار نوری در دل خواهر روشن شد، یقین داشت پیکر برادر در بین پیکر‌های شهداست، به مادر زنگ زده و گفته بود که یادت هست بهرام قول داده بود محرم برگردد، به دلم افتاده است که برگشته. هنگام تشییع پیکر شهدا در مصلی همراه با کاروان شهدا شد تا نشانی از او پیدا کند، اما نشانی نیافت تا اینکه در آستانه ایام فاطمیه خبر رسید پیکر برادرش شناسایی شده.

خواهر شهید اشاره‌ای به خصوصیات اخلاقی برادر کرد و گفت: من و بهرام یکسال تفاوت سنی داریم. مادر می‌گوید زیباییش از زمانی که به دنیا آمد حد و حساب نداشت. با وجودی که با فاصله کمی از هم به دنیا آمدیم، ولی به خاطر نمی‌آورم که باهم دعوا کرده باشیم. دوران انقلاب اسلامی یعنی در سال ۵۷ حدودا ۱۰ ساله بود، ولی به حدی فکرش بزرگ بود که حس می‌کنم خدا او را انتخاب کرد. در کلاس عکس شاه را شکسته بود و مثل یک انقلابی مبارزه می‌کرد و شعار می‌نوشت و با اینکه بچه شری نبود، ولی در بحث فعالیت‌های انقلابی پرشور عمل می‌کرد. زمانی که مردم برای گرفتن نفت در صف می‌ایستادند مثل یک مرد بزرگ ساعت‌ها در صف می‌ایستاد و ۲۰ لیتر نفت را به خانه می‌آورد.

 

منبع:http://defapress.ir/fa/news/279676/بابا-آمد

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
برادر شهید شیرعلی در گفت‌وگو با دفاع پرس:
برادر شهید «علی‌اکبر شیرعلی» با بیان اینکه علی‌اکبر واسطه اجابت دعاهایمان است، گفت: با روحیه‌ای که از برادرم سراغ دارم، اگر امروز حضور داشت، به طور قطع در برابر ظلم به مسلمانان ساکت نمی‌نشست. این امر باعث شده بود که مادرم پس از شهادتش، دوری‌اش را راحت‌تر تحمل کند.
 
 
 

«جعفر شیرعلی» برادر شهید علی اکبر شیرعلی در گفت‌وگو با خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، با اشاره به فراق 29 ساله خانواده، اظهار داشت: علی اکبر خدمت سربازی را در ژاندارمری می‌گذراند که در 21 تیر ماه 67 پس از قبول قطعنامه در منطقه زبیدات مفقود شد. پیش از این نیز برادرم در عملیات‌های مختلف شرکت کرده بود.

وی در خصوص سابقه حضور خود در جبهه گفت: من هم 17 ماه در جبهه حضور داشتم. مفقود شدن برادرم پس از قبول قطعنامه برایمان به دور از باور بود و شوکه شدیم.

علی اکبر واسطه اجابت دعاهایمان است/ مادرم به نیابت از برادرم به تشییع شهدای گمنام می‌رفت

برادر شهید ادامه داد: پس از آزادی اسرا و اعلام خبر اتمام تبادل اسرای ایرانی در اردوگاه‌های بعثی، بنیاد شهید و امور ایثارگران شهادت علی اکبر را تایید کرد. همان زمان مراسم ختمی برگزار کردیم.

شیرعلی تصریح کرد: در سال‌های ابتدایی مفقود شدن علی اکبر منتظر بازگشت پیکرش بودیم. هر سال که می‌گذشت امیدمان به بازگشتش کمتر می‌شد. پدرم در چشم انتظاری فوت کرد اما خداروشکر که مادرم زنده است و پیکر برادرم را در آغوش می‌گیرد. مادرم در طی این سال‌ها به نیابت از برادرم به تشییع پیکر شهدای گمنام می‌رفت.

وی درباره خصوصیات اخلاقی برادرش گفت: علی اکبر خوش اخلاق و مذهبی بود. او مشتاقانه و نه از روی اجبار به مناطق عملیاتی می‌رفت. با روحیه‌ای که از برادرم سراغ دارم، اگر امروز حضور داشت، به طور قطع در برابر ظلم به مسلمانان ساکت نمی‌نشست. این امر باعث شده بود که مادرم پس از شهادتش، دوری را راحت‌تر تحمل کند. هر جا در زندگی با مشکل مواجه شدیم، علی اکبر را واسطه اجابت کردیم.

علی اکبر واسطه اجابت دعاهایمان است/ مادرم به نیابت از برادرم به تشییع شهدای گمنام می‌رفت

برادر شهید خاطرنشان کرد: فرزندانم عمویشان را ندیدند، اما از خصوصیات اخلاقی او برایشان می‌گویم. همچنین تلاشم را برای راهنمایی آن‌ها در مسیر شهدا و ائمه (ع) انجام می‌دهم.

شیرعلی درباره بی‌حجابی‌ در جامعه اذعان کرد: برخی فریب بیگانگان را می‌خورند و مخالف حجاب هستند. در مقابل بانوانی در کشور زندگی می‌کنند که حتی اگر به زور هم بخواهند حجاب را از آن‌ها بگیرند، نمی‌پذیرند.

به گزارش دفاع پرس، شهید علی اکبر شیرعلی از نیروهای  ژاندارمری سابق 21 تیر ماه 67 در منطقه عملیاتی زبیدات در حالی که ۱۹ بهار از عمرش می‌گذشت به درجه رفیع شهادت نائل آمد. وداع با پیکر این شهید بزرگوار 26 بهمن ماه در معراج الشهدا برگزار و پیکر مطهرش 30 بهمن ماه در ملارد تشییع و به خاک سپرده شد.

 

منبع:http://defapress.ir/fa/news/281116/علی‌اکبر-واسطه-اجابت-دعاهایمان-است-مادرم-به-نیابت-از-برادرم-به-تشییع-شهدای-گمنام-می‌رفت

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

مصاحبه ای با مادر شهید تازه تفحص شده شهید بهرام بابا در خبرگزاری مشرق و به نقل از روزنامه جوان منتشر شده بود که لینک منبع تقدیم دوستان می گردد. در پایان گرامی می داریم نام و یاد شهدای این مرزو بوم را به خصوص شهید بهرام بابا . روحش شاد.

 

https://www.mashreghnews.ir/news/838584/بار-اول-و-آخری-که-پسرم-را-در-آغوش-گرفتم-شبیه-هم-شد-عکس

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now