Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

ز یعنی زن ایرانی

17 posts in this topic

di-VCYS.jpg

 

فرنگیس حیدرپور ( زن تبر به دست ) کسی که یک افسر عراقی متجاوز را با تبر از پای در آورده و سرباز همراهش را اسیر کرده...

فرنگیس حیدرپور ساکن روستای از توابع گیلان غرب و از قهرمانان غیر نظامی جنگ ایران و عراق است . فرنگیس حیدرپور متولد سال ۱۳۴۱ در روستای اوازین است . او در حمله نظامیان عراقی به روستای محل سکونتش با رشادت و شجاعت خود حماسه ای را آفرید که بر اثر آن به شیرزن ایران شهرت یافت . در سال ۱۳۵۹ پس از حمله عراق به روستای اوازین مردم به دره های اطراف فرار می کنند . فرنگیس که در آن زمان هیجده سال داشت شب هنگام همراه برادر و پدرش جهت تهیه غذا به روستا باز می‌گردند در طول راه پدر و برادرش ضمن درگیری با عوامل عراقی دعوت حق را لبیک میگویند و خود او در پی برخورد با یک افسر و سرباز عراقی همراهش بدون داشتن هیچ گونه سلاحی فقط با یک تبر که یادگار پدرش بوده با آنها درگیر شده ، افسر را کشته و دیگری را با تمام تجهیزات جنگی اسیر میکند و به همراه 4 سرباز عراقی که دایی این شیر زن دستگیر کرده بود به مقر فرماندهی ارتش ایران تحویل میدهد .

31

Share this post


Link to post
Share on other sites

شیر زن تبر به دست کاش یه فیلم فیلم ساز های از این واقعیات جنگ می ساختن حدا اقل فیلم کوتاه(اگه ساخته باشن من اطلاعی ندارم)

17

Share this post


Link to post
Share on other sites

کارگردانان و سازندگان فیلم های جنگی ما هیچگاه نمی روند سراغ این گونه سوژه ها . معمولا میروند سراغ سوژه هایی که هم نون توش باشه و هم آب . یعنی السون و ولسون چی ؟ اهههههه زیر میزی رو برسون دیگه . چقده خنگی هزار ما شاالله

22

Share this post


Link to post
Share on other sites

بی لیاقتی ها، کم فروشی ها و بی کفایتی ها شده حکایت هر کنج این مملکت.

در مورد زنان دفاع مقدس بهترین کاری که شده، آهنگ هایی هست که بعضی خوانندگان در رسای این شیرزنان خوندن، و باید بگم انصافا تا نزدیکی های ادای حق مطلب رفته اند:

 

یک زن: فرزاد فرزین

 

دانلود از اینجا

 

لیلا: علی لهراسبی

 

دانلود از اینجا

13

Share this post


Link to post
Share on other sites

حکایت انسانهای زمان جنگ و انسانهای بعد از جنگ حکایت غریبی است. فکر کنم بد نباشه درهمین تاپیک اشاره ای بکنیم

زمان جنگ آدمها طور دیگه ای بودند،مهربان،بخشنده، نوع دوست،بی اعتنا به مال دنیا و .... نه فقط این حالت در رزمندگان بود بلکه مردم عادی کوچه و بازار هم کم و بیش(با شدت کمتر) اینگونه بودند چون در زمان جنگ انسان مرگ را در یک قدمی خودش میبیند. هر لحظه ممکن است گلوله ای سرگردان،خمپاره ای بی هدف و یا تک تیراندازی سمج طومار زندگی رزمنده ای را ببندد پس تا زمان باقی است باید خوب بود، باید حلالیت طلبید باید خطاها را جبران کرد و .... و همینگونه بود که میشنوید اکثر رزمندگان و بخصوص شهدا قبل از شهادت صورتی نورانی و سیرتی زیبا داشتند که حاصل همین تغییر خلق و خو بود.

در کوچه و بازار هم مردم عادی کم و بیش همینطور بودند ولی نه به شدت مناطق جنگی بلکه این حالات زمانیکه آژیر حمله هوائی در گوش شهر میپیچید در مردم بیشتر بوجود می آمد و به قول معروف نفس لوامه (ملامت گر) شروع به کار میکرد. در این حالت انسان از خیلی از اعمال و کردارش بیزار و ناراحت میشود و مدام به درگاه خدا دعا میکند و طلب استغفار میکند ولی امان از روزیکه جنگ تمام شود ....

دیگر نه خبری از گلوله های سرگردان هست، نه خمپاره ای بی هدف، نه تک تیراندازی سمج و نه حمله هوائی پس تا شقایق هست زندگی باید کرد و آرام آرام خلق و خوی انسان دوباره تغییر میکند چون فکر میکند مرگ از او دور شده در حالیکه نمیداند مرگ همچنان نزدیک اوست و منتظر فرمان خداست تا دست بکار شود اینجاست که خداوند انسانها را آزمایش میکند و کسانیکه آن معنویات و روحیات زمان جنگ را رفته رفته فراموش میکنند و غرق در لذتهای دنیا و ..... شده اند را به حال خویش رها میکند تا به وقتش .... وقتیکه هیچ فریادرسی نیست ... وقتیکه دیگر برای جبران خیلی دیر شده .....

خوشا به حال آنان که با همان خلق و خوی زمان جنگ رفتند ..... واقعا خوشا به حال شهیدان و بدا به حال ما که حق را ناحق میکنیم و برای اینکه سر نفس لوامه مان کلاه بگذاریم مدام دنبال توجیه کردن اعمالمان هستیم، دل دیگران را میشکنیم ،حق دیگران را نادیده میگیریم،پا روی سر دیگران میگذاریم برای خوش آمد دیگران، برای مقدار بیشتری پول ... یا امتیازی .... و یا پست و مقامی

دلم برای دهۀ 60 تنگ شده دهه ای که اکثراً بهم کمک میکردند و مهربان بودند،اگر کسی زمین میخورد دستش را میگرفتند و بلندش میکردند نه اینکه از رویش رد شوند و 2 تا لگد هم بزنند، دهه ای که پسرها برای تمامی زنها و دختران محله شان مانند خواهر و مادر خودشان غیرت داشتند نه اینکه الان از صد تا غریبه هم غریبه تر شده اند، دهه ای که همسایه از حال همسایه خبر داشت نه مثل الان که حتی نام همسایه مان را هم نمیدانیم.دهه ای که اگر کسی خطائی میکرد براحتی میبخشیدنش نه اینکه تا هفت نسل او را به فلک بکشند

دلم برای دهه 60 تنگ شده

17

Share this post


Link to post
Share on other sites

1426480-522019434598410-4129751748639084

 

 

باشنیدن اسم نعمت چشمانش پراز اشک میشود, ای کاش نعمت من هم مزاری داشت تا دلم که برایش تنگ میشود بتوانم برسر مزارش بروم, چه بگویم! ٣٤ ساله نشستم جلو در بلکه خبری از نعمت الله بیاد, سال ٨١ بعد از پیگیری های زیاد عراق شهادت فرزندم را تایید کرد, در این مدت هیچ اقدامی از سوی مسوولین برای فرزندم نشده است, پسرم از دنیا هیچ چیز نمیخواست و دنبال نام و نشان نبود, با دوندگیهای خودم قرار شد جاده سامان (زادگاه شهید) به شهرکرد را به نام وی کنند ولی بقولشان عمل نکردند, فقط با کمک مالی خودم توانستم یک استخر را بنام ایشان کنم.

مادر شهید خلبان نعمت الله اکبری در ادامه میگوید من همینیم که هستم, کاری به کارشان ندارم, اگر سلامم کردند جوابشان را میدهم, فقط آن اوایل یکی دوبار برای دیدار با مسوولین دعوت شدم و یکبار هم سال ٧٦ مراسم یادبودی در شهرستانمان گرفته شد, حتی بنیاد شهید زادگاهش سامان از توابع شهرکُرد استان چهارمحال و بختیاری نیز از آن اطلاع مختصری دارد.

از مادر شهید بودن فقط اسم آن را یدک میکشم! مدتی قبل در سی سی یو بستری شدم ولی هیچکدام از مسوولین سراغی از من نگرفتند, همین دستگاه اکسیژن را خودم به مبلغ ۷ میلیون تومان خریده ام بنیاد قبلا از اکسیژن های کپسولی می داد که هر روز احتیاج به شارژ داشت متاسفانه بنیاد شهید هیچ کمکی در این زمینه نمی کند, قبلا از نیروی هوایی سالی یکبار بهم سر میزدند آن را هم چند سالیست دیگر نمیاند.

فرزندم برای کشورش شهید شد, از مسوولین هیچ انتظاری ندارم, هر گلی زدید به سر خودتان زدید, فقط نگذارید نام فرزندم هم مثل پیکرش گم شود. 

----------------------------------------------------------------

قهرمان جنگ, شهید خلبان نعمت الله اکبری سامانی (معروف به چشم زاغی) خلبان فانتوم جمعی پایگاه نهم بندرعباس بود و بهمراه کابین عقب خود شهيد هوشنگ كيان آرا در تاریخ ٢٣ آبان ٥٩ در عملیات شکستن حصر سوسنگرد پس از بمباران مواضع عراقی در غرب دزفول مورد اصابت قرار گرفته بقایای پیکر شهید کیان آرا بعدها توسط تیم تفحص بدست آمد اما اثری از شهید اکبری بدست نیامد.

18

Share this post


Link to post
Share on other sites

شهید نعمت الله امبری سامانی و شهید هوشنگ کیان آرا جمعی بندرعباس بودند،اما ظاهرا در روز شهادتشان از تهران ماموریت را انجام داده بودند. در روز عملیات هدفشان یک پل در خاک عراق بوده و آنها با F-4E مجهز به بمب لیزریشان که اتفاقا بهترین فانتوم نیروی هوایی بود در بال یک فروند F-4D که بنا داشت قیف لیزر را به روی پل بیندازد پرواز میکرده اند که در مسیر پرواز هواپیمایشان مورد اثابت سام 6 قرار میگیرد. خدا به مادرشان صبر بدهد.

20

Share this post


Link to post
Share on other sites

شهید نعمت الله امبری سامانی و شهید هوشنگ کیان آرا جمعی بندرعباس بودند،اما ظاهرا در روز شهادتشان از تهران ماموریت را انجام داده بودند. در روز عملیات هدفشان یک پل در خاک عراق بوده و آنها با F-4E مجهز به بمب لیزریشان که اتفاقا بهترین فانتوم نیروی هوایی بود در بال یک فروند F-4D که بنا داشت قیف لیزر را به روی پل بیندازد پرواز میکرده اند که در مسیر پرواز هواپیمایشان مورد اثابت سام 6 قرار میگیرد. خدا به مادرشان صبر بدهد.

ممکن است در مورد حملات لیزری ابتدای جنگ توضیح بفرمایید(از قبیل فاصله جانبی و ارتفاع رها ساری بمب ها و...) و آیا در همه SM های لیزری GBU- 10 ها توسط مدل E حمل می شده؟ و مدل D با AVQ-9 "Zot Box" قیف لیزری می ساخته است؟

منظور از بهترین فانتوم، تحویلی های قبل از انقلاب است؟

بطور معمول فانتومی که هدف را روشن می کند بیشتر در خطر لایک سام 6 بوده است!و به دلیل محدودیت AVQ- 9 ,و تلفات بالای پرنده ها محمل این ماموریت ها لغو گردید.

و آخرین پرسش اینکه آیا در حملات لیزری ECM PAD حمل می شده است. با سپاس

84124459993717620258_thumb.jpg

15

Share this post


Link to post
Share on other sites

در ماموریت های لیزری لازم نیست تا حتما ماموریت دو فروندی انجام شود. فانتوم حامل سامانه زات باکس خودش به تنهایی میتواند LGB ببرد. اما در زمان جنگ جهت افزایش ضریب موفقیت آمیز بودن عملیات و همچنین ایمنی ماموریت. معمولا عملیاتهای زدن پلهای استراتژیک با دو فروند هواپیما انجام میشده. در شماری از ماموریت ها هم فانتوم حامل بمب و هم هدف گذار D بودند. اما مشکل اینجا بود که فانتوم حامل بمب وظیفه دفاع از هدف گذار در طی پروسه بمباران را داشت و لذا باید در حین پروسه بمباران با دو فروند موشک اسپارو نصب شده در استیشن های عقبی خود از آن دفاع میکرد و چون هیچ یک از F-4D های ما از فروردین 1358 تا به امروز رادار عملیاتی نداشته اند، توانایی حمل اسپارو را نداشتند و این امر بر عهده F-4E گذاشته میشد. البته هر F-4E نمیتوانست بمب لیزری حمل کند و فقط بلوک 63 ها که اتفاقا تعدادی از آنها که سهمیه گردان 92 شکاری بندر عباس بودند در تهران بودند و ترجیحا از آنها به  عنوان هواپیمای حامل بمب و محافظ هدف گذار استفاده میشده است. بر اساس گزارش سانحه موجود فانتوم ایشان آخرین فانتوم تحویلی ایران بوده که در تاریخ 11 شهریور 1356 تحویل ایران گردیده و پس از چند روز به مهرآباد میرسد. آخرین 36 فروند فانتوم بلاک 63 تحویلی به نیروی هوایی قابلیت حمل بمب لیزری داشتند حتی توانایی حمل غلاف هدفگذار لیزری AN/AVQ-26 Pave Tack داشتند که البته آن زمان هنوز در دست توسعه بود.

 

هواپیمای ایشان هم از این امر مستثنی نبود و زمان وقوع سانحه جوان ترین فانتوم نهاجا با کمترین ساعت پروازی بود.

 

در زمان عملیات هواپیمای لیزر و یا هواپیمای حامل بمب AN/ALQ-101 حمل میکردند. اما این غلاف همیشه توانایی اخلال در چند رادار و چند موشک که بطور همزمان به طرف هواپیما قفل و شلیک شده بودند را نداشته و ترکش ناشی از فیوز جانبی موشکها به هواپیماها آسیب میزدند. میتوانم بگویم قریب به 40 درصد تلفات نهاجا در جنگ به دلیل سام 6 و بخصوص سایت مستقر در تپه الله اکبر بوده است. ظاهرا این پاد های قدیمی کارایی در برابر رادار TELAR این سامانه نداشتند.

19

Share this post


Link to post
Share on other sites

مادر جان (مادرشهید خلبان نعمت الله اکبری ) با سلام

 

خداوند بزرگ و مهربان به شما صبر عطا کند و مطمئن باشید آقایمان (پسر نرگس فاطمه ) شما و پسر دلیرتان  را فراموش نخواهد کرد اوست که مهم است امیدوارم نایل به زیارتش بشوید

14

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام

 

در ماموریت های لیزری لازم نیست تا حتما ماموریت دو فروندی انجام شود. فانتوم حامل سامانه زات باکس خودش به تنهایی میتواند LGB ببرد. اما در زمان جنگ جهت افزایش ضریب موفقیت آمیز بودن عملیات و همچنین ایمنی ماموریت. معمولا عملیاتهای زدن پلهای استراتژیک با دو فروند هواپیما انجام میشده. در شماری از ماموریت ها هم فانتوم حامل بمب و هم هدف گذار D بودند. اما مشکل اینجا بود که فانتوم حامل بمب وظیفه دفاع از هدف گذار در طی پروسه بمباران را داشت و لذا باید در حین پروسه بمباران با دو فروند موشک اسپارو نصب شده در استیشن های عقبی خود از آن دفاع میکرد و چون هیچ یک از F-4D های ما از فروردین 1358 تا به امروز رادار عملیاتی نداشته اند، توانایی حمل اسپارو را نداشتند و این امر بر عهده F-4E گذاشته میشد. البته هر F-4E نمیتوانست بمب لیزری حمل کند و فقط بلوک 63 ها که اتفاقا تعدادی از آنها که سهمیه گردان 92 شکاری بندر عباس بودند در تهران بودند و ترجیحا از آنها به  عنوان هواپیمای حامل بمب و محافظ هدف گذار استفاده میشده است. بر اساس گزارش سانحه موجود فانتوم ایشان آخرین فانتوم تحویلی ایران بوده که در تاریخ 11 شهریور 1356 تحویل ایران گردیده و پس از چند روز به مهرآباد میرسد. آخرین 36 فروند فانتوم بلاک 63 تحویلی به نیروی هوایی قابلیت حمل بمب لیزری داشتند حتی توانایی حمل غلاف هدفگذار لیزری AN/AVQ-26 Pave Tack داشتند که البته آن زمان هنوز در دست توسعه بود.

 

هواپیمای ایشان هم از این امر مستثنی نبود و زمان وقوع سانحه جوان ترین فانتوم نهاجا با کمترین ساعت پروازی بود.

 

در زمان عملیات هواپیمای لیزر و یا هواپیمای حامل بمب AN/ALQ-101 حمل میکردند. اما این غلاف همیشه توانایی اخلال در چند رادار و چند موشک که بطور همزمان به طرف هواپیما قفل و شلیک شده بودند را نداشته و ترکش ناشی از فیوز جانبی موشکها به هواپیماها آسیب میزدند. میتوانم بگویم قریب به 40 درصد تلفات نهاجا در جنگ به دلیل سام 6 و بخصوص سایت مستقر در تپه الله اکبر بوده است. ظاهرا این پاد های قدیمی کارایی در برابر رادار TELAR این سامانه نداشتند.

 

 چند موضوع در خصوص پست بالا:

 

1- در ماموریت های بمباران که وظیفه نشانه گذاری بر عهده سیستم AVQ-9/-9A Pave Light در جنگنده F-4D فانتوم و یستم AVQ-27 بر روی جنگنده F-5F تایگر باشد، تیم حمله دقیق حداقل باید 2 فروندی باشند، یک فروند نشانه گذار و یک فروند بمب انداز، چون هواپیمای نشانه گذار به جهت اینکه سامانه "پیو لایت" در سمت چپ قاب کاناپی افسر تسلیحات (WSO) قرار دارد بایستی از ابتدا تا انتهای کار روشن کردن هدف با لیزر (همان نشانه گزاری لیزری) تا زمان رسیدن بمب ها به هدف و انهدام آن بالای آن دور بزند، به همین علت بسیار آسیب پذیر خواهد بود.

 

دقیقا به همین علت سیستم "پیو لایت" در جریان جنگ ویتنام به سرعت با سامانه های AVQ-10 Pave knife و AVQ-23 Pave Spike جایگزین شد.

 

01410596734284176789_thumb.png

شمایی گرافیکی از نحوه عمل نشانه گذار و بمب انداز

 

03837952594728828521_thumb.png

سیستم AVQ-27 جنگنده F-5F تایگر

 

 

2- حداقل در سال های ابتدایی جنگ F-4Dهای ما توانایی حمل و شلیک اسپارو را داشتند و با آن مسلح می شدند. در سال های اخیر را بنده بی اطلاع هستم هر چند این به منزله اینکه اکنون فاقد چنین توانایی باشند نیست.

 

70478667730118872374_thumb.png

 

93429498306909008433_thumb.png

 

58957649309537186355_thumb.png

سه عکس متوالی از یک ویدیوی بد کیفیت از ایام جنگ، موشک اسپارو به روشنی زیر F-4D دیده می شود.

 

اصل ویدیو اینجاست.

 

 

3- گمان نکنم توانایی حمل بمب لیزری به بلاک بمب انداز ارتباطی داشته باشد.

 

69891669156919839156_thumb.png

فانتوم E از بلاک 33، تولید سال 67-1966، سال ها قبل از تولید بلاک 63 و در حال حمل بمب لیزری در جریان یک عملیات رزمی

 

 

موفق باشید

 

 

 

 

 

17

Share this post


Link to post
Share on other sites

برخی منابع مدعی شکار پرنده های دشمن توسط اسپاروهای شلیک شده توسط دیزل ها هستند منجمله تصویر بالا....ازطرفی گاهن این پرنده ها به اسکرامبل و کپ هم می رفتند پس گربه بی دندان راجلوی گرگ می فرستادیم!!!!

11

Share this post


Link to post
Share on other sites

اگر درست خاطرم باشه شهید سرلشگر خلبان حسین خلعتبری در روز شهادتشان با یک فروند اف-4/دی از پایگاه همدان بصورت اسکرامبل بلند شدند و پس از آنکه یک فروند میگ-23 عراقی را با موشک اسپارو هدف قرار دادند توسط یک فروند میگ-25 هدف قرار گرفتند

13

Share this post


Link to post
Share on other sites

بله دوستان صحیح میفرمایید بنده فقط دلیل نقل قول یکی از خلبانان آزمایشگر گردان 11 مهرآباد بودند را فقط بیان کردم. تنها چیزی که اکثرا اساتید و خلبانان اف-4دی به خاطر می آورند عدم کارایی و صحت رادار اف-4دی ها بوده است که از فروردین 1358 بر اساس دستور العمل با توجه به اختصاص ماموریت آموزشی به این مدل اف-4 انجام بازرسی های روتین و تعمیرات لازم روی رادار صورت نگرفته است.

 

دوستان صحیح میفرمایید که بنده اشتباه نوشتم. ما در بازه های زمانی مختلفی به تعداد نیاز تامین شیفت آلرت F-4D با رادار سالم داشته ایم. حتی همان طور که در فیلمی که گذاشته شده یک فروند F-4D در روز اول مهر 1359 حامل موشک اسپارو هست. اما متاسفانه ظاهرا در زمان انجام عملیات های زدن پلهای راهبردی عراق به جهت عدم کارایی صحیح رادار F-4D و عدم توانایی حمل اسپارو در آن بازه زمانی از F-4E استفاده شده است.

لازم به ذکر است در همان روز های اول جنگ یکی از معدود F-4D های FMC گردان 11 که پس از اسکرمبل توسط آتش خودی ساقط میشود. تا آنجا که خاطر دارم کابین جلو شهید میشود و علت آن نقص در صندلی پران بود ولی کابین عقب اجکت میکند و مجروح میشود.

15

Share this post


Link to post
Share on other sites

اگر درست خاطرم باشه کابین عقب شهید شدند و خلبان کابین جلو سرگرد علیمحمد سلیمانی ایجکت کردند

13

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now