Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Sign in to follow this  
Followers 0

نامه ای به ....

29 posts in this topic

یادمه که قدیمای نچندان دور نامه یکی از زیبا ترین و شاید برای بعضی مکانها تنها راه برقراری ارتباط و احوالپرسی بود.

با پیشرفت تلفن های ثابت و سیار کم کم نامه ها کمرنگ شدند و نامه های مجازی جای اونها رو گرفته

 

در هر حال تصمیم گرفتم که مطلبی با عنوان نامه ای به .... باز کنم تا دوستان اگر درد دلی با مسئولی دارند در قالب یک نامه زیبا در اینجا قرار بدهند. مثل نامه ای به رئیس جمهور، استاندار، شهردار، کارگردان ، معلم و یا هر کسی که دوست دارید.

 

شاید استاد ملایری زحمت کشیدند و زیباترین نامه رو در روزنامه ای مجله ای چاپ کردند 

 

هر کدام از دوستان اگر خواستند نامه ای بنویسند لطفا با عنوان نامه به پدرم (به عنوان مثال) شروع کنند 

 

با تشکر 

19 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

نامه ای به ابراهیم حاتمی کیا  

 

آقای حاتمی کیا درود بر شما 

در این روزگار بدون کارگردان جنگ وجود شما برای همه ما نعمتی بزرگ است.

شما در تمام این سالها تلاش کردید تا به دور از هر نوع حاشیه ای به بهترین شکل واقعیات جنگ را به نمایش بگذارید.

اولین فیلم شما فکر میکنم برکت نام داشت و به قول خودتان برای تهیه این فیلم چند دقیقه ای به خط مقدم جبهه کوچ کردید تا بتوانید در یک سنگر واقعی فیلمبرداری خود را انجام دهید در حالی که می توانستید (باز هم به قول خودتان) با چند گونی شن در گوشه حیاط منزل این کار را انجام دهید و کم تجربگی شما باعث این کار شد. البته خورده ای بر شما نیست و شما امروز به محبوبترین و پرتجربه ترین کارگردان در سینمای جنگ تبدیل شده اید.

اجازه بدهید بعضی از فیلم های ناب شما را مرور کنیم.

فیلم مهاجر تقریبا یک سال پس از جنگ ساخته شد و به زیبایی در زمانی که هیچ کس حتی نام پهپاد را وارد فرهنگ لغت زبان فارسی نکرده بود به مسئله شناسایی با هواپیمای بدون سرنشین پرداختید اما جناب حاتمی کیا شما که در آن زمان از پهپاد آگاهی داشتید از وجود هواپیمای RF-4E بی اطلاع بودید؟ و یا حماسه های خلبانان و نفرات فنی این گردان برای شما جالب توجه نبود ؟ شاید هم از نظر شما هواپیماهای شناسایی طاغوتی بودند و خلبانان آن وابسته به حکومت سابق ؟ 

فیلم بوی پیراهن یوسف از آن دسته فیلم های شماست که من از دیدن آن حض فراوان بردم. احتمالا شما آن زمان نام شهید سرلشکر حسین لشکری را نشنیده بودید و یا شاید شنیده بودید و این فیلم را اقتباسی از این شهید بزرگوار قرار دادید. اما چرا همه قهرمانان شما لباس خاکی به تن دارند؟ مگر شما با رنگ سبز زیتونی و یا لباس یک دست مشکل دارید ؟ از اسیری گفتید که همه فکر میکردند شهید شده اما با سایر اسرا آمد و ما اسیری داریم که قبل از جنگ اسیر شد و با اسرا نیامد و بزرگ شدن تنها فرزندش را ندید و بعد از ورود تقریبا زبان مادریش را فراموش کرده بود.

بگذریم.

فیلم موج مرده را بنده ندیدم اما گزارش های روایی فیلم را خوانده ام. باز هم به موضوعی اشاره کرده اید که کمتر فیلمساز جنگی به آن پرداخته است. جنگ در دریا و عواقب بازماندگان آن. قطعا این فیلم هم مانند سایر فیلم های شما زیباست اما چرا باز هم رنگ لباس و تیپ خاصی مورد نظر شماست ( این را از روی عکسهای فیلم متوجه شدم). از نظر شما اگر کسی قبل از جنگ دوره های مختلف فنی را دیده باشد و بعد به جنگ آن هم روی آب وارد شده باشد کارش بی ارزش است و لایق به تصویر کشیدن نیست؟ راستی شما خبر دارید کشتی های که در زمان جنگ مایحتاج اولیه مردم را وارد می کردند و در نزدیکترین بنادر به خط مقدم تخلیه می شدند چطور سالم می ماندند؟ آیا کسانی را که دوستانشان در جلوی چشمشان شهید شدند و نتوانستند جنازه آنها را با خود به خشکی برسانند از نزدیک دیده اید تا ببینید چه روحیه ای دارند؟ 

فیلم آژانس شیشه ای شما هم از آن دسته فیلم هایی بود که چند بار دیدم. بسیار بسیار زیبا و درد دل بسیاری از جنگ رفته ها. اما باز هم یک لباس و یک تیپ. راستی چرا قهرمانان فیلم های شما همه به یک شکل هستند ؟ نکنه کسایی که جنگیدند و با صورت سه تیغه شده کشته شدند شهید نیستند؟ نکند که جانشان را به هدر داده اند؟ شما شهید مهران راد را می شناسید؟ امدادگری که پانزده سال آخر عمر را بدون مزه غذا سپری کرد و حاج کاظمی هم نبود که بخاطر همرزمش گروگانگیری کند و در مظلومیت به شهادت رسید؟ 

اجازه بدهید تا از شرح بیان سایر فیلم های شما مثل ارتفاع پست، به رنگ ارغوان، به نام پدر و این فیلم آخر شما به نام چ بگذریم. 

آقای حاتمی کیا بنده همیشه از دیدن فیلم های شما لذت برده ام. اما قهرمانان شما متعلق به یک قشر خاص هستند. شما نیمی از مردم را ندیده گرفتید. از کسانی که در بالگردها و تانکها زنده زنده سوختند. از کسانی که قبل از عملیاتهایی مانند بیت المقدس در عمق خاک عراق عملیاتهایی انجام دادند تا این عملیاتها به سرانجام برسد و شما امروز فیلمی تهیه کنید. شما فراموش کردید که دریا و آسمانی نیز هست. شما دینتان را به نیمی بیش از استحقاقشان ادا کردید و امروز به نیمی دیگر بدهکار هستید. با این بدهی چکار می کنید؟ 

 

ارادتمند

کلافه 

28 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

دمت گرم مهندس  یخورده دلم خنک شد البته فقط یخورده :soldier:

16 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

حاج اقا بیکاری دهن خودت و مارو نجس می کنی  اینها یه مشت جیره خور و لنگ بدستند . به ظاهرشون توجه نکن . اولین شرط هنرمند بودن آزادگی است که خدا را شکر شامل حال اینها نمی شود

داستان فیلم اژانس شیشه ای برگرفته شده از قضیه گروگان گیری توسط یک بسیجی در اواخر دهه شصت در دفتر فروش بلیط هواپیمایی ایران ایر در بوشهر بود اما پایان داستان کمی متفاوت بود اقایان از وزارت اطلاعات تهران تشریف اوردند فرد گروگان گیر را که قصد تسلیم شدن داشت را به رگبار بستند و کشتند

یه امام زاده دیگه ای هم بود به اسم رسول ملاقلی پور هرچی عملیات توسط تکاوران عملیات ویژه انجام شد را در بست زد به نام برادران سپاه  از جمله عملیات های دریایی و سری عملیات های انجام شده در راس البیشه عراق (زدن دکل رادیویی با ارپی جی و ...) الان هم اموات در حال لذت بردن از هنر ایشان هستند ولی احتمالا این دفعه خودش تبدیل به سوژه فیلم شده

 

قبل از عید شبکه مستند در حال پخش خاطرات محسن رفیق دوست بود (لباس سپاه بر تن کرده بود یه جفت درجه سرتیپی هم چسبونده بود سر شونه هاش) مجری ازش پرسید زمان جنگ برادران سپاه می گفتند ما یک رغیب داریم و یک دشمن . محسن رفیق دوست اول خواست خودشو بزن به اون راه ولی مجری سماجت بخرج داد و بلاخره مجبور شد جواب بده (رفیق دوست گفت) بله می گفتند ما یک رغیب داریم به نام چمران که با روش کار سپاه مخالف بود و یه دشمن داریم به اسم ارتش . که البته من با این نگرش برادرانم در سپاه خیلی موافق نبودم ( پس احتمالا عراق هم برادرشان بوده )  امروزه برادران سپاه چمران را از خود می دانند ...

رفیق دوست در خلال این چند برنامه بارها به داشتن امکانات مالی بیشتر و پشتیبانی گسترده  نسبت به ارتش اعتراف کرد حتی بارها گفت وضعیت غذا و جیره ما بهتر از ارتش در جبهه بود و...

ضمنا 99 درصد از کمک های مردمی  به جبهه ها به دست سپاه می رسید

27 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

نمونه بارزش فیلم " بلمی بسوی ساحل" بود که به قضیه سقوط خرمشهر پرداخته بود. توی کل فیلم فقط یک استوار2 ارتشی (نیروی زمینی) نشان داده شد که همون اول فیلم هم به شهادت میرسه (کلاً 40 ثانیه تو فیلم بود) اکر شما یک نفر تکاور نیروی دریایی یا سرباز ارتشی دیدی منهم دیدم.

در فیلم روز سوم هم فقط یکنفر تکاور ارتشی نشان داده شد و جالب این بود که برای درخواست آتش توپخانه هم طرف را " حاجی" صدا میکردند !!!!!...... آنوقت شما چه توقعی دارید؟ توقع دارید که آقای حاتمی کیا بیاد ارتشیها رو نشون بده؟ براحتی آب خوردن شهید کشوری و شهید شیرودی را حذف کرد. به راحتی و بدون کوچکترین عذاب وجدانی تاریخ را تحریف کرد بعد انتظار دارید که هالیوود فیلم 300 را مطابق با واقعیت تاریخ نشان بده؟ خودمون به خودمون رحم نمیکنیم چه انتظاری از غریبه ها داریم؟امیدوارم آقای حاتمی کیا همانطور که اعلام کردند دیگر فیلمی درباره دفاع مقدس نسازند و این آخرین حرفشان باشد. نساختن بهتر از بد ساختن است

21 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

اگر رفیق دوست این حرف ها را زده باشد بایستی به شرفش درود فرستاد . تو این دوره مرد نادر و کیمیاست .

16 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

یک تقاضا از دوستان

 

در اینترنت خود تایپ کنید ( فیلم چ ) یک صفحه باز می شود . روی سایت رسمی فیلم سینمایی چ کلیک کنید . وقتی سایت باز شد روی گفتگو در باره چ کلیک کنید و بعد یک کامنت ( نظریه ) در مورد فیلم بگذارید . در این قسمت کامنتهای زیادی گذاشته شده است که همه آنها تعریف از فیلم است که متاسفانه کسانی تعریف کرده اند که اطلاعات زیادی از جنگ ندارند

16 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

جناب سرهنگ این کار انجام شده اما متاسفانه نظرات مخالف تایید نمی شوند. فقط خودی ها ، بقیه نخودی هستند 

12 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

اینا رو چه به فهم نقش ارتش

خیال میکنن مدیریت جنگ و کشور هم مثل سفره انداختن بعد از روضه ی آقاست که تا فاتحه تموم بشه همه خودبخود میرن توی موقعیت 

 

در واقع میشه گفت که 

زِ آب خُرد ماهی خُرد خیزد ------------- نهنگ ان بِه که با دریا ستیزذ

 

اینا همون ماهی کوچولو هستن که از دریا فقط به اندازه همون تنگ خودشون ادراک دارن

15 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

کلافه جان اینگونه نیست . من یه انتقاد گذاشتم و درج شده است . همان موقع درج نمی شود اما بعد از مدت کوتاهی درج میشه . بستگی داره چی بنویسی . فقط باید اهانت نکنی و منطقی و مستند و علمی نقد کنی .

15 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

مدیر، این پست را تازه خوندم، الحق که اگه جای جای این انجمن را مطالعه کنیم بغیر از آه حسرت، اشک چشم و سوز دل چیزی نصیب آدم نمیشه!


آقای حاتمی کیا بنده همیشه از دیدن فیلم های شما لذت برده ام. اما قهرمانان شما متعلق به یک قشر خاص هستند. شما نیمی از مردم را ندیده گرفتید. از کسانی که در بالگردها و تانکها زنده زنده سوختند. از کسانی که قبل از عملیاتهایی مانند بیت المقدس در عمق خاک عراق عملیاتهایی انجام دادند تا این عملیاتها به سرانجام برسد و شما امروز فیلمی تهیه کنید. شما فراموش کردید که دریا و آسمانی نیز هست. شما دینتان را به نیمی بیش از استحقاقشان ادا کردید و امروز به نیمی دیگر بدهکار هستید. با این بدهی چکار می کنید؟ 

 

ارادتمند

کلافه 

12 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

نامه ای به فرماندۀ کل قوا


یکی دو روز قبل وقتی خبر اعطای نشان فتح توسط فرماندۀ کل قوا را به تعدادی از نظامیان دستگیر کنندۀ ده امریکایی را شنیدم غصه خوردم . ناراحت شدم . خدا میداند که سر سوزنی حسادت نکرده و نمیکنم . فقط دلم سوخت . برای خودم و برای . . . .


 


فرماندۀ کل قوا آیت الله سیدعلی خامنه ای


با سلام


خبر اعطای نشان فتح به تعدادی از نظامیان دوباره دنیایی حسرت را برایم به ارمغان آورد . بعنوان یک درجه دار سابق ارتش از این اقدام بسیار ناراحت شدم . چون شما را فرمانده ای مردمی میدانم خواستم تا حرفم را به خودتان بگویم . من حدود هشتاد ماه از عمر و جوانی ام در جنگ بودم . حدود سیزده ماه در دستۀ شناسایی ویژه خدمت کرده ام . یک شب در میان برای شناسایی منطقۀ حد فاصل خطوط مقدم ایران و عراق با تعدادی از سربازان به آنسوی خط مقدم میرفتم . آنسوی خط مقدم را که حتما میدانید . آخر دنیا را میگویم . جایی که رفتن با خودمان بود و برگشتن با خدا . امروزه یک مسئول وقتی میخواهد برای بازدید و دیدار به شهری برود ابتدا چند روز قبل مسیر رفت و آمدش را حسابی بررسی و تحت نظر میگیرند و زمانی هم که وارد اجتماع مردم میشوند با کلی بگیر و ببند و محافظ می آید . ولی من و همراهانم از این بگیر و ببندها نداشتیم . ما بدون کوچکترین اطلاعی از ده قدم آنطرف تر به سوی دشمن میرفتیم . هر لحظه منتظر درگیری و کشته شدن بودیم .


آقای خامنه ای : دادن نشان و مدال و لوح به افرادی که در راه اقتدار و سربلندی کشور گام برداشته و بر می دارند کار بسیار ارزنده و شایسته ای است . اما شما میدانید همانگونه که تشویق لازم است تنبیه هم باید باشد ؟ میخواهم بدانم و شاید خیلی ها میخواهند بدانند که برای فرمانده هانی که در طول جنگ دانسته یا ندانسته مرتکب خطا ، اشتباه و حتی جنایت شده اند چرا هیچ اقدامی نمیشود ؟ چرا علی رغم گذشت نزدیک به سی سال هنوز فرمانده ای برای به کشتن دادن صدها و هزاران جوان ایرانی در عملیات های کربلای4 و 5 و 6 محاکمه و مآخذه نشده است ؟ این بسیار ناپسند است که نیروهای مسلح و بخصوص فرماندهان قوای مسلح را تافتۀ جدا بافته در دنیا بدانید . آیا اگر یکی دو تیمسار ، امیر ، سردار ، حاجی و . . . . محاکمه شوند و در صورت محکوم شدن مجازات شوند ، زمین و آسمان به هم می رسد ؟ بالا بردن بیش از اندازۀ یک شخص ، ارگان ، سازمان ، اتفاق و . . . . بهمراه رعایت نکردن میانه روی بدعت ناپسندی است که بسیار رایج شده است .


نزدیک به سی سال است از جنگ هشت سالۀ بدفرجام با عراق گذشته ایم اما هنوز یک امیر و یک سردار بابت ناکامی های عدیدۀ در جنگ بازخواست نشده اند . هنوز یک برنامه با حضور مدیران و مسئولینی که در جنگ خود را همه کاره میدانستند و میدانند برگزار نشده تا بی پرده از سرانجام جنگ بگویند . این همه ناکامی و سوء مدیریت در کشور بیداد میکند و یک مدیر را بابت سوء مدیریتش بازخواست نمی کنند . دنیایی از اختلاس داریم . به تعدادی وام های چند هزار میلیاردی میدهند ولی من همین امروز بابت یک وام 15 میلیون تومانی دربدر گذر از تنگناهایی هستم که بانک پیش پایم گذاشته است . اما من که بیگناه ترین و صادق ترین فردی بودم که تا آخرین لحظۀ عملیات کربلای6 در آن عملیات بودم به وسیلۀ تعدادی از همان امرای ارتش زندگی ، آینده و عمرم را در تباهی سپری میکنم و هیچ فریاد رسی هم نیست .


از آنجا که فرماندهان ارتش در زمان جنگ به تنها چیزی که فکر نمیکردند و اهمیت نمیدادند آیندۀ پرسنل جان بر کف خود بود ، وقتی عکس دریافت کنندگان نشان فتح از شما را دیدم آه از نهادم بر آمد . من در زمان جنگ و در بحبوحۀ عملیات کربلای6 سال 1365 در منطقۀ سومار ، به واسطۀ افتضاحی که فرماندهان حاضر در آن عملیات خود ببار آوردند و مرا سپر بلایشان کردند مجبور به ترک خدمت و متعاقب آن از ارتش اخراج شدم . فدای بی لیاقتی فرماندهانی شدم که ایمان دارم خون دهها نفر را به واسطۀ بی لیاقتی و بیسوادی و آرزوهای دور و دراز خود بر زمین ریختند . و ای بسا ممکن است همان فرماندهان تا کنون چندین نشان و مدال از شما هم گرفته باشند . درد من ، مشکل من گرفتن نشان و مدال نبوده و نیست . که اگر دل در گرو یک تکه حلب و پارچه داشتم مانند دلباختگان آن تکه های حلبی و پارچه ای روزگارم بهتر و شیرین تر از امروز بود . من دل در گرو شرافت و غیرتم داشتم و هیچگاه غیرت و شرافتم را با تکه ای حلب و پارچه سودا نکرده و تا عمر داشته باشم نیز چنین کاری را نخواهم کرد . من سالهاست برای شما از مشکلم مینویسم تا به مشکل من رسیدگی کنید . اما دریغ از یک کلمه پاسخ که از شما بدستم نرسید . بعد از اینکه خبر گرفتن نشان فتح چند فرمانده را توسط شما شنیدم ساعتها فکر کردم تا تفاوت بین خودم و گیرندگان نشان فتح را بیابم . اما بجایی نرسیدم . تنها یکی دو سئوال به ذهنم رسید که از شما می پرسم . از شما که امروز فرماندۀ کل قوا هستید .


سئوال1 : آیا کسی که هشتاد ماه از جوانی و عمر خود را برای دفاع از مرزهای میهن و نوامیس هم میهنانش در تبق اخلاص نهاد و فدای بی لیاقتی و بیسوادی پاره ای از فرماندهان شده است و کراراً برای دادخواهی و رسیدن به حق خود برای شما و سایر مسئولین نامه نوشته است سزاوار یک جواب کوتاه نبوده است ؟ پس این همه سنگ رزمندگان را به سینه زدن نشان چیست ؟ آیا تباه کردن هشتاد ماه از عمر و جوانی آنقدر بی ارزش بوده و هست که حتی سزاوار یدک کشیدن نام رزمنده هم نیست ؟ اگر نیست که ایکاش در دهۀ شصت به این مهم پی می بردم . استرداد و باز گرداندن حقوق غصب شدۀ من در ارتش ارجح تر است یا اعطای چند نشان و مدال ؟


سئوال2 : آیا دستگیری ده امریکایی و طبخ قیمه پلو و کمتر از 24 ساعت پذیرایی از آنان سزاوار دریافت نشان فتح است ؟ آنوقت یک نفر چون من باید بیست و شش سال دنبال حق شرعی و قانونی خود باشد ؟


آقای خامنه ای : مدال و نشان های من که سالها در برابر دشمن سینه سپر کرده بودم و هشت سال کشتم و بارها تا پای کشته شدن رفتم خاطراتی است که سالهاست زیر خروارها خاکریزهای مناطق جنگی مدفون شده است . خاکریزهایی را میگویم که بعد از بیست و هفت سال هنوز هم برای عده ای بهترین و بزرگترین منبع درآمد است . من شخصا نیازمند هیچ مدال و نشان و لوحی نبوده و نیستم . از شما در کسوت  بالاترین مقام نظامی – سیاسی میخواهم اگر زمان آن فرا رسیده است ، بعد از حدود بیست و شش سال دستور دهید حق و حقوقم را به من بازگردانند . خدا را گواه میگیرم که خدمات من بیش از طبخ یک وعده قیمه پلو و برپایی ضیافت برای دشمنان دیروز و امریکایی های نازنین امروز ارزش داشته و دارد . امیدوارم اینبار دستور رسیدگی به مشکل و بازگرداندن حق من را صادر کنید . با تشکر ارادتمند : تلخک 

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

تقدیم به همسران کارکنان ارتش جمهوری اسلامی ایران

سلام بانو،سلام شیرزن
سلام به بانوی سختی ها

میدانم زندگیت سخت میگذرد اما تو همچنان سعی میکنی شاد باشی،
میدانم زندگیت را در کنار همسرت به دوش میکشی و همچون مارکوپولو از این شهر به آن شهر میروی شیراز به اصفهان،مشهد به اهواز،تبریز به بندرعباس،کرمان به قزوین و...
خسته نباشی بانو،مبادا عادت کنی به دوست که تو فرق داری با زنان دیگر،تو خانه به دوشی بانو
مبادا به هوای خوب عادت کنی،مبادا به خانواده دل ببندی که دل کندن برایت سخت میشود،
بانو میدانم تا آخر هر ماه چه زجری میکشی تا این حقوق کم کفاف زندگی تو و فرزندانت را بدهد، میدانم بانو روی سخت زندگی سمت توست اما تحمل کن تو شيرزني.
میدانم دوست داری مانند خیلی از مادرهای سرزمینمان ایران، کودکت را با بهترین لباسها آراسته کنی اما نمی شود.
میدانم در همه این رفت و آمدها و این شهر و آن شهر شدنها وسایل زندگیت ذره ذره نابود شده است.
 میدانم بانو دوران بارداری تو در تنهایی و غربت گذشته و خبری از مراقبتهای ویژه نبوده.
میدانم بانو غروب جمعه های تو در تنهایی و دلتنگی گذشته و خبری از جمع گرم و مهمانی خانوادگی نبوده.
میدانم شیرزن تو با خون جگر زندگی میکنی،بهترین سالهای عمرت را در غربت بسر میبری، نه از فامیل خبریست برای تو نه از دوست دوران جوانی و...
بانوی دلت هوای جنگلهای شمال را کرده اما در گرمای خوزستان بسر میبری؟
خدا قوت ای اسوه صبر و استقامت، دلت نمی آید شوهرت را تنها بگذاری و تابستان را به تفریح در شهر خود بگذرانی اجرت با خدا
عزيز دلم آرزوهایت را بر روی آب بنویس تو همسر مردی هستی که جز خدا فریادرسی ندارد، او نمی تواند اعتراض کند برای درآمد کمش،برای زندگی سختش، برای مشکلات دیده نشده از طرف فرماندهانش، اعتراض او کل ایران را میشکند.
مهربانم تو نباشی مردت به که تکیه کند تا بار سنگین این شغل طاقت فرسا کمر او را خم نکند.
مهربانم آرام باش که آرامش تو ملتی را آرام میکند، تو کم بیاوری ارتشی متزلزل میشود پس همچنان صبور و مقاوم باش!!!

 

به امید   اقتدار   و   عزت   دوباره   ارتش ایران

 

 

نویسنده : ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

یک تقاضا از دوستان

 

در اینترنت خود تایپ کنید ( فیلم چ ) یک صفحه باز می شود . روی سایت رسمی فیلم سینمایی چ کلیک کنید . وقتی سایت باز شد روی گفتگو در باره چ کلیک کنید و بعد یک کامنت ( نظریه ) در مورد فیلم بگذارید . در این قسمت کامنتهای زیادی گذاشته شده است که همه آنها تعریف از فیلم است که متاسفانه کسانی تعریف کرده اند که اطلاعات زیادی از جنگ ندارند

 

 

استاد گرامی لینگش را ارسال کنید که راحتره

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

سلام

یکی از دوستان در پیام خصوصی در کلوب دات کام،،،

این نامه را برایم ارسال کرده که تقدیم میکنم

فکر میکنم بیش از چند دقیقه نیست که این نامه به دوستم از طریق تلگرامش رسیده بود و ایشان خصوصی برایم ارسال و شاید من اولین کسی هستم که در فضای مجازی اینترنت قرار می دهم برای اطلاع رسانی.

ارادت

اطلاعیه جمعی از درجه داران ارتش:
محضر مبارک مردم فهیم ایران رهبر انقلاب وتمامی کسانی که برای سربازان بی ادعا وگمنام این سرزمین دل می سوزانند
چندی پیش که فیش های حقوقی نجومی برملاشددرجه داران ارتش نیز فیش حقوقی خود را رسانه ای کردندفیش حقوقی 234 میلیونی یک مدیر بانک وفیش 700هزارتومانی یک نظامی .یعنی یک مدیر بانک حقوقی معادل با حقوق334نظامی میگیردواین درحالی است که در قانون اساسی وقوانین مصوب مجلس حقوق پرسنل نیروهای مسلح باید 35درصد بالاتر ازسایر کارمندان دولت باشدولی در واقعیت حقوق نظامیان ومخصوصا ارتشیان از همه کارمندان دولت کمتر است لذا پس از انتشار فیش حقوقی این درجه دار شجاع وولایی فرماندهان ارتش وعده های فراوانی دادند که به یکی دو مورد از آنها اشاره میکنم شایع شد که طبق فرمایش مقام معظم رهبری قرار است به حقوق هرنظامی معادل 1میلیون تومان اضافه شود قرار بود این وعده در فیش های شهریور ماه اعمال شودکه بهانه آوردند بودجه لازم برای اینکار 60 میلیارد تومان است که 45میلیارد آن تامین شده ولی 15 میلیارد دیگر هنوز تامین نشده ما فکر میکردیم که اگر درفیش شهریور ماه اعمال نشده پس حتما در فیش مهر اعمال خواهد شداما باز هم خبری نشدوفهمیدیم که این نیز مثل سایر وعده ووعید های فرماندهان فریبی بیش نبوده لذا ما از محضر رهبر انقلاب وفرماندهی کل قوا درخواست میکنیم که خود در این مساله ورود کنند چون ما نظامیان هیچ مرجعی برای درد دل کردن نداریم وهرتجمعی از ما هم تبانی حساب میشود لذا از محضر عالی هم به عنوان فرمانده مان وهم رهبرمان خواستاریم برای مافکری کنند لازم به ذکر است که خانواده های این پرسنل در وضع اسف باری که در شان آنان نیست گذران روز گار میکنندودر حالی که صدای شکستن استخوان های آنان گوش فلک را کر کرده فرماندهان رده بالای ارتش خود را به خواب ونشنیدن زده اند وبه فکر خود شیرینیشان در محضر رهبر انقلاب هستند ووقتی حضرت آقا از آنها سوال میکند چه مشکلی دارید باوجود این همه فقر وبد بختی ومشکلات میگویند که مشکلی نداریم تا چند صباحی دیگر در آن پست بمانند واین پرسنل مجبور میشوندبرای تامین مایحتاج اولیه خانواده هایشان به مشاغلی که در شان آنان نیست روی بیاورند (مشاغلی مانند راننده آژانس .پیک موتوری .گارسنی و....)عرض من این نیست که خدای ناکرده به صاحبان این مشاغل توهین کنم بلکه حرف من این است چرا باوجود اینکه او یک نظامی است سازمان مطبوعش چرا نیازهای اولیه او را برطرف نمیکند که او به این مشاغل رو بیاوردمگر مجلس تصویب نکرده که حقوق نظامیان میبایستی درصدی از حقوق سایر کارمندان دولت بیشتر باشد واین اتفاق کاملا برعکس است وشما هیچ کارمند دولتی را پیدا نمیکنید که حقوق او از نظامیان کمتر باشدوهیچ نظامی را پیدا نمیکنید که حقوق او با هم پایه او در دولت برابر باشد بلکه حقوق کارمند دولت بیشتر است وشاید هم به مراتب بیشتر باشد
همچنین مجلس شورای اسلامی قانون تسری مواد 79 و83 قانون استخدام نیروی انتظامی به ارتش وسپاه را مصوب کرده وبرای اجرا به ستاد کل نیروهای مسلح ابلاغ کرده اما ستاد کل به بهانه های واهی اجرای این قانون را به تعویق می اندازد(بهانه قبلی ستاد کل برای اجرا نکردن این قانون این بود که این قانون مشکلاتی را در ارتش وسپاه ایجاد میکند ) ویا هر روز میگویند امروز در این باره کمیسیون گذاشتن و وعده های پوچ میدهند
چرا در حالی که مجلس بار مالی این قانون راقبول کرده ستاد کل این مصوبه را اجرایی نمیکند شاید زور مجلس به زور ستاد کل نمیرسد در مملکتی که مجلس همه قوانین را وضع وبر آن نظارت میکند چرا ستاد کل خودسرانه این مصوبه را اجرا نمیکند
ما درجه داران ارتش میگوییم که اجرای این قانون هیچ مشکلی در سپاه وارتش ایجاد نمیکند بلکه باعث میشود وضع مالی این پرسنل بهتر شود وسایر پرسنل نیز که تحصیلات عالی ندارند تشویق میشوند تا سوادخود را بالا برده وکارایی خود را افزایش دهندلذا احساس میشود که فرماندهان ستاد کل وارتش راضی نیستند این مصوبه اجرا شود تا دردی از این پرسنل دردمند درمان شود بنابر این ما از محضر رهبر انقلاب ومردم فهیم میخواهیم قبل از اینکه کارد به استخوان این پرسنل برسد که رسیده خود برای آنان کاری کنندوگر نه امید بستن به این فرماندهان کاریست عبس چراکه سواره از پیاده خبر ندارد وآدم سیر هیچ وقت حال گرسنه را درک نمیکند چون این فرماندهان خود حقوقهای بالا دریافت میکنند لذا تنها مرجعی که میتواند به مشکلات ما رسیدگی کند رهبرمان است وتنها راه بیان اعتراضات ودرد های ما همین شبکه های اجتماعی است که دست به دست شود و آخر به دست صاحب امر برسد با آرزوی فردایی بهتر برای تمامی همکاران محترم
والسلا م


لطفا اطلاع رسانی شود
 
5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now
Sign in to follow this  
Followers 0