Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Sign in to follow this  
Followers 0

نامه ای به ....

29 posts in this topic

با درود به درجه داران و افسران دلاور ارتش ( به استثنای فرماندهان و مسئولینی که شیفتۀ مقام و تشنۀ ثروت هستند )

سالهاست که ارتش و ارتشیان در حاشیه قرار گرفته اند . البته این حاشیه ، حاشیه ای امن است که امنیتش را مردم فهیم و قدرشناس ایران تأمین کرده و میکنند . دلاوران سربلند ارتش ، غیرتمندترین قوای نظامی ایران و شریف ترین مردان کشور ، بر خود ببالید که مردانه جور  بی مهری مسئولینی را بر خود هموار کرده و میکنید که وجودشان و حضورشان و نفس کشیدن شان را مدیون شما و ما هستند .

نوشتن اینگونه نامه ها برای فرماندۀ کل قوا نیز مفید فایده نبوده و نخواهد بود چرا که این نامه ها هرگز به ایشان نرسیده و نمی رسد . تنها راه رسیدن به مقصد که تنها فراهم کردن زمینۀ زندگی راحت تر است نوشتن دلنوشته های شما در فضای مجازی است . فرماندهان بعد از انقلاب تشنگان قدرت و شیفتگان ثروت بودند و هستند . افرادی که چشمانی کم سو داشته و دارند و تنها خود را می بینند . البته فرماندهان گمان میکنند با تکیه زدن بر مسند فرماندهی قدرتی دارند . چرا که وقتی نمی توانند از حقوق حقۀ پرسنل خود دفاع کنند اینگونه فرماندهان را باید ناتوان ترین فرد دانست .

درد و آلام خود را در فضای مجازی بنویسید تا مردم بدانند آنهایی که برای نجات میهن و ناموس ایرانی از تمام داشته های خود گذشته اند امروزه با چه وضعیتی زندگی میکنند . سربلند و موفق باشید دلاوران ارتش . ارادتمند : تلخک

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

سلام

 

امروز از کانون بازنشستگان تبریز با من تماس گرفتند و مرا برای فردا ساعت 11برای یک مصاحبه فنی دعوت کردند

رفتم کانون که ببینم چی هست و چی می پرسند و....

 

اطلاعاتی به من ندادند اما شخصی که امروز مصاحبه می کرد را دیدم وسؤالاتی داشتم

اگر آن سوالات را از من بپرسند ،،

 

چی چیزهایی را بیان نخواهم کردم

توکل بخدا

فردا خبر می دهم چی گذشت و چی شد

 

ارادت

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
در در ۱۳۹۵/۸/۲۴ ه‍.ش. در 8:30 AM، حسنعلی ابراهیمی سعید گفته است :

سلام

 

امروز از کانون بازنشستگان تبریز با من تماس گرفتند و مرا برای فردا ساعت 11برای یک مصاحبه فنی دعوت کردند

رفتم کانون که ببینم چی هست و چی می پرسند و....

 

اطلاعاتی به من ندادند اما شخصی که امروز مصاحبه می کرد را دیدم وسؤالاتی داشتم

اگر آن سوالات را از من بپرسند ،،

 

چی چیزهایی را بیان نخواهم کردم

توکل بخدا

فردا خبر می دهم چی گذشت و چی شد

 

ارادت

ساعت 11 در محل حضور یافتم و مرا به اطاقی راهنمایی و دو همکار بازنشسته که درجه سرهنگی و امیری داشتند منتظر من بودند

روی یک صندلی داغ نشاندند که دو پرچم ایران عزیز در دو طرفش بود و یک میز با یک لیوان آب و میوه و یک میکروفن بود

 

صندلی را با نام صندلی داغ عنوان کردند

 

مرا توجیه کردند و سپس مصاحبه که حدودآ دوساعت و نیم طول کشید از بدو تولدم تا اون لحظه که آنجا بودم را سؤال کردند

در چه یگانهایی و کجا خدمت کرده ام و نیز چند ماه حضور دا منطقه و کجا بدرجه جانبازی نایل شدم و...

 

سپس نقطه به نقطه از شروع جنگ و عملیاتهایی که شرکت داشتم که در حین تعریف که من هیچوقت در دنیای مجازی انتشار نمی دهم که خدای ناکرده قلب خانواده محترم شهدا بدرد آید را آنجا گفتم و خودم وهر دو بزرگوار را به گریه انداختم که انشاالله مرا لال خواهند کرد

 

وسؤالاتی که اصلا نمی شه در فضای مجازی منتشر کردو حتی به دوستان گفت

ود نهایت من از بی مهربانی های بنیاد شهید به ارتشی ها که با دیدن ما فکر می کنند یک اسراییلی را دیده اند و رفتار ناشایستی دارند و عدم توجه مسؤلین به کارکنان ارتش و نیز چرایی عدم مطرح کردن رشادتهای ارتشیان در رسانه های دیداری و شنیداری و گفتاری پیش کشیدم

وسکوت ارتش در مقابل بی احتارمی های اخیر مثل عباسی و شریعتمداری و... را گفتم وپیشنهاد انتقال به مقامات را داشتم

 

در ضمن می فرموند دستور هست با افراد نخبه جنگ کرده باید مصاحبه و در کتابی گرد آوری و نیز اسناد فیلمه در بایگانی ارتش خاگ خواهند خورد و احتمالا یک حلقه سی دی را سه الی چهار ماه آینده به من ارسال خواهند کردئ

 

با در نهایت با دو کارت هدیه 50 تومانی بدرقه شدم و هر دو عزیز مصاحبه کنند می گفتند تا حال که با تعداد زیادی مصاحبه شده و گفتار و پیشنهادات و نحوه دقیق و آشنایی به منطه و... مرا در جزء افراد سرشناس و فنی برآورد کردند

 

ارادت

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام خدمت استاد نازنین جناب ابراهیمی سعید بزرگوار قربان به نظر بنده ی کمترین این حرکت بایستی نهادینه شود اجازه دهید یک ضرب المثلی بیان کنم میگویندآش آنقدر شور بود که خان هم فهمید حالا چرا این ضربالمثل رازدم توضیح خواهم داد. الآن در همین رسانه  های جمعی بخصوص رسانه ی ملی آنقدر دم از حضور یک سازمان ونیروهای مردمی درجنگ بدون بیان نقش ارتش شد که حتی نسل جدید که جنگ را ندیده اند شروع به اعتراض از طریق فضای مجازی نمودند مثل فیسبوک توییتر و.....حال با این تفاصیر امیدوارم این حرکت یعنی بیان نقش ارتش بخصوص درجنگ 8ساله گسترده تر شده ادامه یابد .

6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

جناب سروان درود بر شما 

 

به نظر شما این کارها فایده ای هم خواهد داشت؟  

هدفشون بیان حضور ارتش در جنگ بود یا برای سرکار گذاشتن....؟ 

6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
در در ۱۳۹۵/۸/۲۶ ه‍.ش. در 10:38 AM، ناشناس عجیب گفته است :

با سلام خدمت استاد نازنین جناب ابراهیمی سعید بزرگوار قربان به نظر بنده ی کمترین این حرکت بایستی نهادینه شود اجازه دهید یک ضرب المثلی بیان کنم میگویندآش آنقدر شور بود که خان هم فهمید حالا چرا این ضربالمثل رازدم توضیح خواهم داد. الآن در همین رسانه  های جمعی بخصوص رسانه ی ملی آنقدر دم از حضور یک سازمان ونیروهای مردمی درجنگ بدون بیان نقش ارتش شد که حتی نسل جدید که جنگ را ندیده اند شروع به اعتراض از طریق فضای مجازی نمودند مثل فیسبوک توییتر و.....حال با این تفاصیر امیدوارم این حرکت یعنی بیان نقش ارتش بخصوص درجنگ 8ساله گسترده تر شده ادامه یابد

ازرفتار بی ملاحظهء رسانه های ملی ایران که مدعی رسانهء ملی و وابسته به کل ایرانیان می دانند ولی در عمل بجانبداری از یک سوی هدف را دارند واقعآ متاسفم وکاری هم از دست امثال من بر نمی آید

راه و روش مدعیان دفاع از حقوق قشر ضعیف همینه و هیچ کاریش نمی شود کرد

ارادت

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
در در ۱۳۹۵/۸/۲۶ ه‍.ش. در 10:41 AM، kalafe2006 گفته است :

جناب سروان درود بر شما 

 

به نظر شما این کارها فایده ای هم خواهد داشت؟  

هدفشون بیان حضور ارتش در جنگ بود یا برای سرکار گذاشتن....؟

سلام استاد

عرض کنم که از قدیم گفته اند (((کاچی بتر از هیچی هست)))

اگر اینکار را نمی کردند کی می تونست حرفی بزنه

هدفشون معلوم نیست

گویا نمی گویند

به کامنت زیر تو.جه بفرمایید تا متوجه امور شوید

ارادت

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

یک کلیپ 10 دقیقه ای داشتم که در خصوص حماسه سوسنگرد ضبط شده بود و از سیمای مرگز تبریز هم دوبار پخش شده بود

دیروز صبح بعداز نماز ، روی سی دی زدم تا به آن عزیزانی که من با آنها مصاحبه کرده بودم برسانم

برای انجام کاری باید از شهر خارج می شدم که سی دی را به نگهبان باشگاه دادم تا زحمت بکشند به مصاحبه کننده گان برسانند

عصر که از مسیر رد می شدم متوجه شدم هردو با آژانس میخواهند تبریز را ترک کنند به آنها نزدیگ شدم که یهویی هر دو به هم نگاه کردند و فرمودندآقای ابراهیمی ما تا اربعین حسینی(یکشنیه=تقریبا چهار روز) در مراغه خ0واهیم بود فیلم شما خوب ضبط نشده است لطفآ تا یکشنبه تشریف بیاورید مراغه(فاصله تا تبریز 147کیلو متر)تا دوباره گفته های شما ضبط شود

خوب نظر شما جیست

 

ارادت

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
در 24 دقیقه قبل، حسنعلی ابراهیمی سعید گفته است :

خوب نظر شما جیست

 

 

مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس                                   توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند

یا رب این نودولتان را بر خر خودشان نشان                                کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‌کنند

بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی                                  کاندر آن جا طینت آدم مخمر می‌کنند

 

حضرت حافظ 

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
در 3 ساعت قبل، حسنعلی ابراهیمی سعید گفته است :

یک کلیپ 10 دقیقه ای داشتم که در خصوص حماسه سوسنگرد ضبط شده بود و از سیمای مرگز تبریز هم دوبار پخش شده بود

دیروز صبح بعداز نماز ، روی سی دی زدم تا به آن عزیزانی که من با آنها مصاحبه کرده بودم برسانم

برای انجام کاری باید از شهر خارج می شدم که سی دی را به نگهبان باشگاه دادم تا زحمت بکشند به مصاحبه کننده گان برسانند

عصر که از مسیر رد می شدم متوجه شدم هردو با آژانس میخواهند تبریز را ترک کنند به آنها نزدیگ شدم که یهویی هر دو به هم نگاه کردند و فرمودندآقای ابراهیمی ما تا اربعین حسینی(یکشنیه=تقریبا چهار روز) در مراغه خ0واهیم بود فیلم شما خوب ضبط نشده است لطفآ تا یکشنبه تشریف بیاورید مراغه(فاصله تا تبریز 147کیلو متر)تا دوباره گفته های شما ضبط شود

خوب نظر شما جیست

ارادت

رفتارشان اصلاً صحیح نیست.

مگر ضبط کردن خاطرات چه پیچیدگی دارد؟ به نظر بنده خودتان با یکی از بچه‌ها یا فامیل که با کار فیلم‌برداری آشنا است و دوربین مناسب در اختیار دارد، کار ضبط را انجام بدهید. چاپ خاطرات به صورت کتاب هم کار دارد، اما من که فکر می‌کنم از دوستان و بچه‌های خودتان هم می‌توانند این کار را انجام بدهند.

خیلی از ایثارگران عزیز به امید آقایان عکس و صوت و مستندات شهیدان و جانبازان را در اختیار آقایان قرار دادند اما سرآخر هم چیزی از تویش درنیامد.

 

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

برای شروع سخن نمیدانم بگویم آیت الله / حجة الاسلام / آقا / جناب / عالیجناب یا تنها به اکبر هاشمی رفسنجانی اکتفا کنم .

 

نمیدانم با کدام عنوان و با چه لقبی خطابتان کنم . چند سالی است که آیت الله بودید . عده ای به تمسخر یا از روی طعنه و کنایه عالیجناب تان میگفتند . رهبر در پیام تسلیت فوت شما ، شما را حجة الاسلام خطاب کرد . این در حالی است که هنوز جسم شما روی زمین بود و دوست و دشمن حملات و حمایت هایشان را آغاز کردند . اظهارنظرهای مسئولین و مردم هم که نمایشی شده بود برای خودش . بعد از سال 1388 خیلی ها با شما چپ افتادند . تعدادی هم آنچنان بی مهابا میتاختند که گاهی از اعدام شما سخن میگفتند . شما را یکی از سران یا حامیان غوغای 1388 می دانستند . ولی به محض رخت برچیدن از این جهان فانی تمام دشمنان شما کما فی السابق پروژۀ مرده پرستی را براه انداختند و تعاریف و تمجیدها از شما نمودند . من این نوع عملکرد هیچکدام از افرادی که مثلا در کسوت مسئول و آدم حسابی خود را نشان میدهند را قبول ندارم . من برای خودم خط مشئ ای دارم . نان را به نرخ روز نمیخورم و هیچگاه وجدان خود را برای هیچ تنابنده ای زیر پا نمیگذارم . در زمانی هم که زنده بودید هیچگاه چاپلوسی شما را نکردم و امروز بعد از فوت شما ادب را رعایت میکنم و شما را تنها آقای رفسنجانی خطاب میکنم و کاری به القاب دیگرتان ندارم . هر کی بودید ، هر سمتی داشتید ، هرکار که کردید عاقبت به خانه ای پای گذاشتید که همۀ ما باید به این خانه برویم و بمانیم و منتظر سرنوشتی باشیم که خدایمان برای ما رقم خواهد زد . سرنوشتی که با توجه به اعمال دنیوی و اینکه شاکی داشته یا نداشته باشیم برایمان رقم خواهد خورد . آری آقای رفسنجانی شما هم رفتید . مرگ راهی است برای رسیدن به دنیای ابدی . دنیایی که بدون تردید نه ظلمی است  نه ظالمی و نه مظلومی . قرار هم نبود برای همیشه بمانید . دیگران بروند و شما بمانید ؟ هیچکس برای همیشه نماند و نمی ماند . تنها خداست که برای همیشه ماندگار خواهد بود . این حقیقتی است که خیلی از ما قادر به درک آن نیستیم . و چون نمی خواهیم درک کنیم و یا شیطان نمی گذارد درک کنیم که روزی هم نوبت ما میشود که بمیریم ، لذا تن به گناه و خطا و کارهایی میدهیم که بعد از مرگ عواقبش گریبانگیرمان میشود . میخواهم خیلی راحت و بدون تشریفات و تملق رایج حرفم را بزنم . چرا که امروز همان روزی است که من سالها منتظرش بودم تا بی پرده سخن بگویم . حرفهایی را بگویم که تا وقتی بودید نگفتم چون میدانستم مانند سایر مسئولین انگشت در گوش میکنید تا صدای مرا نشنوید . اما امروز دیگر قادر نیستید مانند مسئولینی که هنوز زنده هستند انگشت در گوش کنید تا صدایم را نشنوید . از این پس مجبور و محکوم به شنیدن هستید .

 

اگر بگویم از شنیدن خبر فوت شما متأثر و ناراحت شدم یا ذره ای افسوس خوردم دروغ گفته ام . از مردن هیچ مسئولی ناراحت نخواهم شد . ناگفته نماند که آرزوی زودتر مردن پاره ای از مسئولین را هم دارم تا بعد از فوت آنها نیز چنین نامه هایی را برایشان بنویسم . از فوت شما خوشحال هم نشدم . چرا که انتظار داشتم هنوز زنده بمانید و زمینه ای پیش بیاید تا بسیاری از نکات و ابهامات و ناگفته های کتمان شده از جنگ را بگویید . بعد از فوت امام خیلی از مسائل جنگ را شما به ایشان نسبت می دادید و زین پس خیلی از مسئولین و فرماندهان زمان جنگ شما را مسئول پاره ای از حوادث حادث شده در جنگ قلمداد خواهند کرد . جنگی که بنا به شهادت دوست و دشمن شما همه کارۀ آن جنگ بودید . اما ظاهرا مشیت خداوند بر این رکن قرار گرفت تا بروید و پیرامون عملکردتان در جنگ به خدای خود توضیح بدهید . کاری به اعمال و اقدامات شما در زمانی که رئیس جمهور یا رئیس مجلس یا رئیس مجمع و . . . بودید ندارم . از نظر من بزرگترین و خطیرترین مسئولیت شما بعد از انقلاب در جنگ بود . شما تنها فردی بودید که در جنگ اختیار تام داشته اید . جانشین فرماندۀ کل قوا بودید . شاید شما در صحنه های سیاست اندک تبحری داشته اید ولی از بابت امور نظامی و جنگ هیچ دانش و اطلاعاتی نداشته اید . اینکه چگونه امام شما را بعنوان جانشین خود منصوب کرده است جای سئوال است . درگذشت شما همزمان شد با سالگرد سه عملیات خفت بار کربلای4 ، 5 و 6  که شما در مسند بالاترین مقام تصمیم گیرنده ، در این سه عملیات مرتکب بزرگترین اشتباه و خطای نابخشودنی شدید . و دقیقا همزمان شدن زمان فوت شما ( 19 دیماه 1395 ) با سالگرد عملیات کربلای5 ( 19 دیماه 1365 ) تقارن عجیبی است .    

 

 

از آنجا که من یکی از فداشدگان ناکارآمدی شخص شما و پاره ای از فرماندهان در سال 1365 هستم میخواهم عملکردتان را در سه عملیات یاد شده بیان کنم . باشد تا درس عبرتی برای سایر مسئولین و مقاماتی شود که به شکواییه و مشکل من نرسیده و رسیدگی نمیکنند . مسئولین بدانند که دیر یا زود سرنوشت آقای رفسنجانی در موردشان تکرار خواهد شد و مرگ همۀ ما را به کام خود میکشد و گریزی از آن نیست .

 

آقای رفسنجانی : سال 1365 را خوب به خاطر دارید . دیماه سال 1365 مقطعی بود که شما و سایر دست اندکاران جنگ پی به اشتباه فاحش و نابخشودنی خودتان برده بودید . مخالفت با پایان جنگ بعد از آزادی خرمشهر به هر دلیل بزرگترین اشتباه تاریخی شما و تمام مسئولین آن زمان بود . پاسخ هر خونی که بعد از آزادی خرمشهر بر زمین ریخته شد را باید شما و آنهایی بدهند که با پایان جنگ مخالفت کردند . بابت سالها بستری شدن مجروحان جنگ و سالها تحمل اسارت اسیرانی که بعد از آزادی خرمشهر مجروح و اسیر شدند بر عهدۀ شما بوده و هست . و بابت مشکلی که از ناحیۀ بی تجربگی شما در سال 1365 برایم بوجود آمد من از شما نخواهم گذشت .

 

آن زمان که سینه سپر میکردید و در نماز جمعه و پشت هر تریبونی از عملکرد و مدیریت خود در جنگ افسانه سرایی میکردید و به خورد ما میدادید باید فکر امروز را میکردید . شما نهایتا نزدیک به چهار دهه در قدرت زندگی کردید . اکنون خدا میداند که تا چه زمان باید در انتظار بخشش من و امثال من باشید . شما را نخواهم بخشید . چرا که بارها برایتان نوشتم و حتی یک جواب سلام مرا ندادید . اکنون نوبت من است تا انگشت در گوش کنم . خدایی را که من شناخته ام و می شناسم داد و حق مرا از شما و آنهایی که سی سال خون به دلم کردند را به سختی خواهد گرفت . اکنون برای آنکه خوانندگان این نامه بدانند شما با من چه کرده اید که من اینگونه با شما سخن میگویم به اختصار عملکرد سراسر اشتباه شما و مسئولین و فرماندهان وقت را شرح میدهم .

 

بعد از اینکه خرمشهر با جانفشانی دلاوران ارتش و نیروهای مردمی از زیر چکمۀ عربهای کثیف و بدعهد عراقی خارج شد تمام افرادی که در جنگ سمت و مقامی داشتند اسیر وسوسه شده و گمان کردند چنانچه تا قیامت جنگ بطول بیانجامد آنها مسئول و مدیر و فرمانده خواهند ماند و مردم هم همواره کار و زندگی و مشکلات و زن و فرزند را رها کرده و در جنگ حاضر میشوند . غافل از اینکه خیلی زود از اریکۀ قدرت به زیر کشیده و خانه نشین خواهند شد . خودشان و فرزندانشان را روز روشن بدون هراس ناسزا میگویند .

 

عواقب و پیامدهای خودخواهی و بی تجربگی مسئولین جنگ در عدم پایان دادن به جنگ بعد از آزادی خرمشهر هنوز گریبانگیر ایران و ایرانی است . بعد از آزادی خرمشهر توسط دلاوران ارتش و نیروهای مردمی چهار سال جنگ ادامه یافت دریغ از یک موفقیت درخور توجه که بدست نیاوردند . فقط شهید میدادیم و بیمارستانها را پُر از مجروح میکردند و عزیزان دلاور را به اسارت می فرستادند . سال 1365 آقایان مسئولین به این نتیجه رسیدند که عدم پذیرش خاتمۀ جنگ در سال 1361 اشتباه بزرگی بود که نشأت گرفته از غرورشان بود و در صدد جبران برآمدند . گرفتار شدگان در باتلاق جهل و خودخواهی برای جبران خطا و اشتباه خود مرتکب خطا و اشتباه بزرگتری شدند . بنا به گفتۀ آقای رفسنجانی مسئولین به این نتیجه رسیدند که برای پایان دادن به جنگ باید در موضع قدرت قرار بگیرند تا دشمن ایران و ایرانی تن به خواسته هایشان بدهد . غافل از اینکه با وجود چنان مسئولینی هیچگاه نخواهیم توانست در موضع قدرت و برتری باشیم . مگر سال قبل که حدود 37 سال از انقلاب میگذشت توانستیم در موضع برتر قرار بگیریم و با امریکا پشت میز مذاکره بنشینیم ؟ علی رغم تمام توافقات در برجام فرجام شومی دامنگیرمان شد . هنوز امریکا تحریم جدیدی را اعمال میکند و مسئولین فقط حرف میزنند و شعار میدهند که ما چنین میکنیم و چنان کرده ایم .

 

موضع برتر و قدرت از نظر مسئولین و تصمیم گیرندگان چه بود ؟ 1- قبل از موافقت ایران با اتمام جنگ صدام نیروهایش را عقب ببرد . این مهم نه تنها در سال 1367 هم عملی نشد بلکه عراقیان مناطق زیادی را مجددا به اشغال خود در آوردند تا ایران را وادار به قبول قطعنامه کردند . 2- هر مقدار غرامت که خواستند از عراق بگیرند و این هم نه تنها ممکن نشد و ریالی عراق بابت غرامت نداد بلکه بعد از پایان جنگ میلیاردها دلار و تومان به آنها کمک کرده و میکنند . 3- معرفی عراق بعنوان آغازگر جنگ که تنها موردی که عایدشان شد همین بود . عراق را بعنوان مهاجم و آغازگر جنگ معرفی کردند ولی حتی این اعتراف مجامع بین المللی هم برای هیچ ایرانی ذره ای آب و نان بهمراه نداشت .

 

مسئولین و مدیران و فرماندهان و کسانی که سرنوشت جنگ را در دست داشتند برای رسیدن به این رویاهای خود پروژۀ فدا کردن انسان در برابر سرپوش نهادن بر جهل و غرور و زیاده خواهی را آغاز کردند . با عنایت به اینکه بر اثر بی تجربگی و ناکارآمدی طراحان و مدیران جنگ مدت چهار سال هیچ موفقیتی را در جنگ کسب نکرده بودند یکباره تصمیم به اشغال بصره میگیرند . آنقدر بی محابا و بدون برنامه مقدمات را مهیا میکنند که دشمن خیلی راحت در جریان جزئیات طرح رسیدن حضرات به موضع قدرت و برتری قرار میگیرد .

 

سوم دیماه مرحلۀ اول بزرگترین حماقت مسئولین در طول هشت سال جنگ استارت میخورد و عملیات کربلای4 آغاز میشود . یگانی از غوّاصان بعنوان پیشقراول جهت گرفتن سرپل در منطقۀ دشمن به آب میزنند تا ضمن تصرف سنگرهای استراق سمع دشمن ، راه را برای یگانهای عمده ای که وظیفۀ تصرف خطوط دشمن را داشته اند مهیا نمایند . از آنجا که دشمن بابت ضعف مسئولین و فرماندهان در حفظ اسرار نظامی و عملیات پیش رو ، در جریان تمام جزئیات عملیات قرار گرفته بوده در اولین اقدام مبادرت به دستگیری غوّاصان دلاور میکند و اکثر آنها را زنده دستگیر و سپس بنا به پاره ای از شواهد فرزندان ایران را زنده به گور میکند که اجساد 175 عزیز غواص با دستان بسته پیدا شد و چندی قبل تشییع و به خاک سپرده شد .

 

 

در تأیید سخنان بالا سایت فاتحان در خصوص عملیات کربلای4 نوشته است : عملیات می بایست در ساعت 22:30 مورخ 3/10/1365 آغاز شود . به همین خاطر غواص های خودی ساعاتی قبل به درون آب رفته و به سمت خط دشمن حرکت کردند . در این میان ، نیروهای دشمن که کاملا آماده و هوشیار بودند ضمن پرتاب منور  با تیربار و خمپاره به طرف نیروهای خودی شلیک می کردند . در مجموع ، عملیات  خارج از کنترل و هدایت فرماندهی قرار گرفته بود و قبل از هر دستوری یگان ها با توجه به نوع وضعیت و هوشیاری و عکس العمل دشمن به محض رسیدن به ساحل ، درگیری را آغاز می کردند . یکی از مناطق حساس عملیات ، جزیره ام الرصاص و نوک بوارین بود که به رغم تلاش بسیاری که برای تصرف آن انجام شد ، به خاطر هوشیاری دشمن امکان ادامه درگیری از میان رفت . دشمن با شلیک پرحجم تیربار روی آب ، از عبور نیروها از تنگه ام الرصاص – بوارین جلوگیری کرد . مضافا به این که به خاطر حساسیتی که دشمن نسبت به ام الرصاص داشت، در پدافند آن از 9 رده مانع طبیعی و مصنوعی بهره می برد ، به طوری که هرگاه از هر خط عقب رانده می شد ، در خط بعدی که نسبت به خط قبلی اشراف و تسلط داشت ، مقاومت می کرد . در این حال ، با توجه به هوشیاری دشمن، امکان ادامه عملیات میسر نبود ، لذا به منظور حفظ قوا و طراحی مجدد عملیات آتی ، از ادامه نبرد اجتناب شد . (1)  

 

جالب اینکه افرادی که خود را فرماندۀ زمان جنگ میدانند برای ماست مالی کردن بی درایتی خود سخنانی را میگویند که حتی بچه های مدرسه هم به آن سخنان میخندند . مالک اشتری گفته است : عملیات کربلای ۴ توسط یک خائن پناهنده شده لو رفت . عملیات کربلای ۴ در همان نیم روز مجبور به توقف شد . زیرا بررسی ما در همان چند ساعت شروع عملیات نشان داد که نیروهای عراقی به تمام محورهای مورد نظر عملیاتی ما آگاهی کاملی داشتند . (2) وقتی قادر به رعایت اصول حفاظتی و اطلاعاتی نبوده اید چرا دهها هزار جوان و ایرانی را به کشتن دادید ؟ وقتی متوجۀ هشیاری و آمادگی دشمن شدید ، زمانی که فهمیدید یگان غوّاصان اسیر شدند چرا عملیات را متوقف نکردید ؟ چرا همان سال 1365 که دهها هزار خانواده در سوگ عزیزانشان نشستند نگفتید که دلیل شکست در عملیات بی خردی فرماندهان و مسئولین نبوده و یک خائن مسبب شکست بوده است ؟ بر اساس گفتۀ رفسنجانی بیشترین تلفات جنگ در این عملیات ( کربلای4 ) رخ داد .

 

بعد از تحمل شکست سنگین و تلفات بسیار زیاد حضرات نه تنها درس عبرت نگرفتند بلکه بلافاصله عملیات کربلای 5 را به مرحلۀ اجرا گذاشتند . تمام نیروهای عراق در منطقۀ جنوب مستقر بودند و دوباره در همان منطقۀ جنوب عملیاتی دیگر را اجرا کردند . در عملیات کربلای5 نیروهای درگیر با دشمن مانند نیروهای دلاور در عملیات کربلای4 اسیر جهل و نادانی مسئولین میشوند و زیر آتش شدید دشمن گرفتار میشوند . همان فرمانده میگوید : با توجه به نتایج عملیات کربلای ۴ و شرایط خاص آن زمان ، طی ۱۵ روز عملیات کربلای ۵ طرح‌ریزی شد و در ساعت یک و ۳۰ دقیقه بامداد ۱۹ دیماه ۱۳۶۵ در حالی که فرماندهان عراقی در مرخصی بسر می‌بردند ، در یک غافلگیری استرتژیکی از منطقه‌ای که به هیچ عنوان دشمن تصور حمله از آن نقطه را نداشت ، این عملیات شروع شد . چند سئوال اساسی مطرح میشود . اولا : آن زمان به جز ناتوانی و درماندگی فرماندهان و مسئولین در جمع و جور کردن اوضاع چه شرایط خاص دیگری بود ؟ دوما : اگر فرماندهان عراقی در مرخصی بوده و به قول جنابتان دشمن را غافلگیر کرده اید چگونه نیروها در عملیات کربلای۵ زیر آتش شدید دشمن قرار گرفته و تلفات سنگین داده اید ؟ چگونه ممکن است دشمن تصوری از حملۀ شما از آن نقطه را نداشته ولی تمام نیروهای ایران را زمینگیر کرده است ؟ اگر این سخنان شما راست باشد باید اعتراف کنیم که لطف خدا شامل حال ایرانیان شده که هم دشمن را غافلگیر کردید و هم فرماندهان دشمن در مرخصی بوده اند و مهمتر اینکه دشمن تصوری از نقطۀ مورد هجوم نداشته است . آن تلفات سنگین تنها به خاطر چند سرباز و سرجوخه و درجه دار دشمن به ایران وارد شده است .  

 

با توجه به بهانه های واهی که توسط مسئولین و مدیران و فرماندهان زمان جنگ هراز گاهی بیان میشود تا به امروز که بیش از سه دهه (30) سال از آن عملیات های مشکوک و مبهم میگذرد هیچ فردی اعم از نظامی و غیر نظامی و هیچ یک از کارشناسان نظامی ایران در خصوص پاسخگویی به سئوالات بیشماری که در مورد سه عملیات بزرگ دیماه 13۶۵ ذهن مردم را درگیر نموده است اقدام نکرده است چرا که در برابر صدها هزار شهید و مجروح و اسیر چه جوابی میتوانند بدهند تا بر درد و آلام رزمندگان و خانواده های آنان مرهمی باشد .    

 

با گرفتار شدن نیروهای شرکت کننده در عملیات کربلای۵ زیر آتش سنگین دشمن ، آقایان به فکر چاره افتادند تا شاید بتوانند از تجمع نیروهای عراق و حجم حجیم آتش آنها بر روی نیروهای خودی کم کنند . با تفکرات منسوخ شده که هیچ شباهتی به علوم و فنون روز نداشت نیروها را به مسلخ و کشتارگاه میفرستادند و سپس برای ماست مالی گندی که زده بودند مرتکب حماقتی دیگر میشدند .

 

برای نجات نیروهای گرفتار شده در عملیات کربلای۵ بلافاصله اقدام به اجرای عملیات دیگری در جبهۀ میانی کردند . اینبار ارتش را به میدان آوردند تا شاید فرماندهانی که از بابت سواد نظامی جلوتر از فرماندهان قوای دیگر بودند بتوانند از فشار متمرکز شده بر روی نیروهای خودی در جنوب بکاهند . افسوس که فرهنگ حاکم بر فرماندهان تمام قوای مسلح در دیماه 13۶۵ فرهنگ گند زدن بوده است . فرهنگ به کشته دادن نیروهای خودی برای رسیدن به جاه و مقام بوده است . فرهنگ داغدار کردن مردم بوده است . بر اساس نوشته های هاشمی رفسنجانی در تاریخ 23دیماه 13۶۵ شب عملیات کربلای۶ توسط ارتش ، در قرارگاه سرهنگ حسنی سعدی فرماندۀ وقت نزاجا و سرهنگ جمالی به رفسنجانی میگویند که شب قبل اسیری از عراق گرفته اند که اظهار داشته است از این عملیات ، دشمن اطلاع کامل دارد . اصل مطلب را به نقل از سایت رفسنجانی را بخوانید :     

 

در قرارگاه ، آقای حسنی‌سعدی و آقای‌جمالی گفتند که دیشب یک اسیر‌عراقی گرفته‌ایم . او گفته که از عملیات ما مطلعند و آنها هم یک درجه‌دار از ما اسیر گرفته‌اند . نظرشان را راجع به انجام عملیات خواستم . گفتند بهتر است عمل بکنیم . آنها برای انجام عملیات جلوتر رفتند . من هم درقرارگاه به انتظار ماندم . (3)

 

در خصوص این گفته ها که بنام خاطرات منتشر شده است در حالی که بهتر است بگوییم بیشتر اعترافات است تا خاطرات چه باید گفت ؟ ایا برای معرفی فرماندهان وقت ارتش بعنوان جنایتکار جنگی سندی معتبرتر از سخنان جانشین فرماندۀ کل قوا هم میتوان یافت ؟ در خصوص خاطرات رفسنجانی در شب عملیات کربلای6 چند پرسش مطرح میشود :

 

1- رفسنجانی که نمایندۀ تام الاختیار فرماندۀ کل قوا و همه کارۀ جنگ بوده است ، مردی که دوست و دشمن به زیرکی او اذهان دارند چرا بعد از شنیدن سخن اسیر عراقی مانع از اجرای عملیات نشده است ؟

 

2- رفسنجانی آیا میدانسته که اطلاع دشمن از اجرای عملیات نظامی در جنگی به وسعت جنگ ایران و عراق یعنی چه ؟ مطلع بودن دشمن یعنی اینکه دشمن با تمام قوا در هشیاری و آمادگی صددرصد (100%) پشت سنگرها منتظر جوانان ایرانی نشسته تا نگذارد یک نفر جان سالم بدر ببرد .

 

3- فرماندهان وقت نزاجا چرا مانع اجرای عملیات نشدند ؟ در کدام علوم و فنون آمده است که برای نجات عده ای تعداد دیگری را به کشتن بدهید ؟

 

اینجاست که به این نتیجه میرسیم که همانانی که در سال 1361 بر طبل ادامۀ جنگ کوبیدند و موفق شدند حماقت را بر عقلانیت برتری بخشند از سال 1365 در صدد جبران حماقت خود برآمدند . البته حماقت سال 1361 را با حماقت بزرگتری میخواستند جبران کنند . برای پایان دادن به جنگ تلفات برایشان مهم نبود . خودشان که در امن ترین و دورترین نقاط بودند . غافل از اینکه عاقبت اجل به هیچکدامشان مهلت نخواهد داد و هیچ یک تا ابد زنده نخواهند بود . تفاوت مردن ما با آنها در این بوده و هست که ما وقتی بمیریم بارمان اندکی سبک تر است ولی آنها با کوله بار سنگینی تا قیامت باید با دلهره و ترس از عذاب خداوند منتظر بمانند .

 

در عملیات کربلای6 نیز از آنجا که فرماندهان عراقی اطلاع قبلی داشته اند ، دشمن با ارسال یک پیام رادیویی در شبکۀ بی سیم نیروهای ایرانی چنان هرج و مرجی را براه انداخت که در هیچ جنگ و عملیاتی مسبوق به سابقه نبوده است . همان پیام سبب شد تا نیروهای ارتش نیز به درد نیروهای سپاه در عملیات کربلای4 و 5 گرفتار شوند که هزاران شهید و مجروح و اسیر حاصل عملیات کربلای6 بود .

 

جالب تر از همه اینکه بعد از پایان بی نتیجۀ عملیات کربلای6 فرماندهان بزدلی که فقط بله قربان گو بودند برای نجات جان بی ارزش خود و تثبیت جایگاهشان اقدام به فدا کردن تعدادی از نیروها کردند . تعدادی چون من که جان سالم از حماقت فرماندهان و مسئولین وقت بدر برده بودم ، سپری شدند برای بقای .......... فرماندهان تاریخ ارتش ایران . فرماندهانی که هنوز بعد از گذشت سی سال ناتوان در پاسخگویی به ظلمی هستند که در حق پرسنل خود کردند . تمام دلخوشی من به عدل خداوندی است که شاید از حق و حقوق خود گذشت کند ولی ایمان دارم که حق الناس آنهم حق الناسی به بزرگی عمر بندگانش را هرگز نخواهد بخشید و بخشیدن ظالم را به اخذ رضایت از مظلوم موکول میکند . و شاید من تنها بنده ای باشم که ظالمانی که چنین ظلمی بزرگ را در حق من روا داشته اند را نخواهم بخشید . و لا تزد الظالمین الا تبارا

 http://www.fatehan.ir/page.aspx?pid=157

 

http://mfpa.ir/article/عملیات-کربلای-4-توسط-یک-خائن-پناهنده-شده-لو-رفت

 

 

 

http://hashemirafsanjani.ir/fa/node/199345

 

6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام ودرود فراوان خدمت استاد نازنینم جناب تلخک بزرگوار وعرض خیر مقدم خدمت شما  نکاتی در دلنوشته ها ودرد دلهای شما بود خواستم بنده هم با اجازه ی شما استاد گرانقدر بیان نمایم وحتی بخشی از سخنان شما را خیلی قبلتر بیان نمایم به عبارتی شماهم حرف دل مارا زدید البته بنده هم میخواستم زودتر این حرفها را بزنم ولی فکر کردم شاید به مصلحت انجمن نباشد بطور کلی وخلاصه عرض مینمایم ایشان خود را مقلد امام میدانستند زمانی که گفته شد عملیات لورفته دستور به ادامه ی عملیات میدهند!!!ونکته ی بعدی این متن شماست که حرف دل بنده ی حقیر نیز میباشد نمیدانم با کدام عنوان و با چه لقبی خطابتان کنم . چند سالی است که آیت الله بودید . عده ای به تمسخر یا از روی طعنه و کنایه عالیجناب تان میگفتند . رهبر در پیام تسلیت فوت شما ، شما را حجة الاسلام خطاب کرد . این در حالی است که هنوز جسم شما روی زمین بود و دوست و دشمن حملات و حمایت هایشان را آغاز کردند . اظهارنظرهای مسئولین و مردم هم که نمایشی شده بود برای خودش . بعد از سال 1388 خیلی ها با شما چپ افتادند . تعدادی هم آنچنان بی مهابا میتاختند که گاهی از اعدام شما سخن میگفتند . شما را یکی از سران یا حامیان غوغای 1388 می دانستند . ولی به محض رخت برچیدن از این جهان فانی تمام دشمنان شما کما فی السابق پروژۀ مرده پرستی را براه انداختند و تعاریف و تمجیدها از شما نمودند .

بله در اینکه ایشان سیاست مدار قهار و مرد سیاسی بودند بنده شکی ندارم ولی ...!!!! کسی که  تادیروز عده ای حتی به اعدام ایشان راضی بودند امروز چهره عوض کرده سیل پیام های تسلیت است وروحش شاد که نثار ایشان مینمایند!! بخصوص در فضای مجازی. این بین دلم برای ملتی میسوزد که بازیچه ی  عده ای از خواص گشته اند . ونسل جدید که دیگر جای خود را دارد . حال در فضای مجازی برخی خبرگزاری ها بگیرید تا صفحات اجتماعی مثل فیسبوک و.....که عده ی زیادی از مردم چنان دلسوزی مینمایند که ...  جای دارد اشاره نمایم به دولینک از 3لینک ارسالی شما استادارجمند یعنی

http://mfpa.ir/article/عملیات-کربلای-4-توسط-یک-خائن-پناهنده-شده-لو-رفت

http://hashemirafsanjani.ir/fa/node/199345

لینک اول از قول این سردار که پر از تناقض است وبه نکته ی عجیبی اشاره مینمایندکه به موضوع ربطی ندارد ولی بیان آن خالی از لطف نیست

. نیروی دریایی سپاه نیز در اقدام مقابله به مثل ۴۱ عملیات در خلیج فارس انجام داد که از جمله آنها می‌توان به هدف قرار دادن بالگرد آپاچی آمریکا و ناو جنگی این کشور (سال ۱۳۶۷) اشاره کرد.

وقتی در رابطه با عملیات دریایی چنین... سرهم مینمایند در رابطه با عملیات های کربلای 4 و5 که دیگر جای خود رادارد  ایشان به عنوان یک نظامی بلند مرتبه آنقدر تخصص ندارند که بدانند یک هلیکوپتر که مطعلق به هوانیروز آمریکاست نه نیروی دریایی ونوع هلیکوپتر ساقط شده کبرا بوده ومطعلق به تفنگداران دریایی آمریکا ونه آپاچی هوانیروز آمریکا آن وقت چنین کسی واقعیت هارا حداقل درمورد عملیات کربلای 4 و5 بیان خواهد نمود!؟

حتی ساقط شدن هلیکوپترآپاچی در شاخاب پارس  حدود 4 سال  پیش از برنامه ی سپاه واز شبکه 1 رسانه ی ملی نیز اعلام شد!!!!

ودرمورد لینک دوم نیز متأ سفانه صفحه ی مربوطه حذف شده !!! یا بهتر است بگویم حذف کرده اند!!

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

فرماندهی محترم نزاجا امیر سرتیپ کیومرث حیدری

با سلام و‌احترام بعرض عالی میرساند :

با عنایت به اینکه نیروی زمینی پا در رکاب بوده ودر تمامی عملیاتهای مرزی و داخلی و حوادثهای بوجود آمده در سطح کشور بطور گسترده شرکت نموده و مساعدتهای شایانی برای کشور مینماید و اینرا نیز وظیفه خود میداند که به ملت فهیم ایران در همه صحنه ها کمک نماید و شکی نیست که همه جانبه در هر جا کمال مساعدت را دارد که ابراز تک تک مساعدتها از عهده ی این مقاله خارج هست .

اما آخرین مورد از این مساعدتها در سانحه آتش سوزی ساختمان پلاسکو تهران بود که نزاجا با همه ی توان و قدرت در آن شرکت و کمکهایی وسیعی راخالصانه و دور از ریا و تزویر به آتش نشانها و مردم نمود که این مهم از هیچ رسانه ی عمومی اعم از صدا و سیما منتشر نشد .

اخیرا نیز در راه برف کولاک فیروز کوه دماوند تکاوران نزاجا کمکهای مهمی را به در راه ماندگان کردند بطوریه همه ی ماشینها از بهمن نجات و نسبت به بازگشایی مسیرها اقدامات شایانی را انجام دادند ولی از هیچ رسانه ای اعلام نشد تصویر بردار صدا و سیما همانند اشخاص ممنوع التصویر از تصویر برداری خودروهای کرایس و پرسنل خودد اری نمود .

در شهرستان سلماس ۴۸ساعت تیپ ۲ لشگر۶۴ در شهر و اطراف آن خدمت رسانی کردند در اسلام غرب هم همینطور .

حال با عنایت به موارد بالا علت عدم انعکاس این این خدمت خالصانه و صادقانه چیست . آیا نزاجا یا کلن ارتش هم ممنوع التصویر شده ما خبر نداریم چه دستهای پشت پرده هست که مانع پخش این اخبار میشود چرا از ارتش و نمایندگانش در سازمانها و ارگانها در این مورد اقدام نمیکنند چرا حداقل از برنامه ارتش در تلویویزیون پخش نمیگردد .

ما کارکنان شاغل و بازنشسته نزاجا  و اجا از این همه تبعیض و نا عدالتی نا رضایتی خود را اعلام و خواهان پاسخ اکمل و اقناع کننده مسئولین  ارتش و صدا سیما هستیم همانا که این حق مسلم ارتش و مردم هست که اقدامات و مساعدتهای فرزندان ارتشی خود را لمس نمایند .

از همه ی ارتشیان با غیرت و دلیر مرد نیز استدعا میشود این متن را در هر گروهی هستند انتشار تا بدست مسئولین مربوطه برسد شاید پاسخی داده شد

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

تخریب چهره ارتش توسط خانم جلودازده نماینده مردم تهران درمجلس.

اخیراً خانم جلودارزداه، نماینده مردم تهران در نشست علنی مجلس شورای اسلامی عنوان نموده آقای سعید شریف زاده، رئیس سازمان آتش نشانی شهرداری یک ارتشی بازنشته بدون تخصص است.

 خانم جلودار زاده این مطلب را حتما بخوان......

1: آقای سعید شریف زاده ارتشی نیست بلکه ایشان درمعاونت آماد وپشتیبانی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مشغول به خدمت بوده است.

2: کارکنان ارتش جز اولین گروه های بودند که در صحنه فروریختن ساختمان پلاسکو حاضر و اتفاقا همه از تخصص کامل و لازم در زمینه ماموریت خود برخودار بودند.

3: بازنشسته های ارتشی همه از تخصص لازم و کافی در رسته و حرفه خود برخوردار هستند که  منجمله وجود این عزیزان در قشر خلبانی هواپیماهای مسافربری گویای این امر است.

4: چرا هیچ وقت شما و همکارانتان در مجلس شورای اسلامی از خدمات ارتش در اتفاقات این چنین تقدیر و تشکر نمی کنید؟

و دست آخر این که نمی دانیم ارتش چکار کرده که هرکسی به راحتی در مورد آن اظهار نظر می کنند آیا شما تخصصی در این خصوص دارید؟

آیا تا به حال شده شما وهمکارانتان برای بهبود معیشت این قشر ولایی که همیشه در کنار مردم بوده و خواهد بود کاری انجام دهید.

منبع : اخبار ارتش

 

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now
Sign in to follow this  
Followers 0