Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Sign in to follow this  
Followers 0

نیروی زمینی نیروی زمینی در سال اول جنگ

193 posts in this topic

با تشکر از کاپیتان 

 

آیا نیروهای ایرانی دارای سازمان رزم کامل از نظر نفرات و تجهیزات بودند ؟ 

6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

الف) نيروي هوايي ارتش ايران كه همانند نيروي زميني دراثر رويدادهاي قبل وبعد ازانقلاب وبه ويژه كودتاي نافرجام نوژه، دستخوش نابه ساماني شده بود.خلبانان شجاع باوجودمحدوديتهاي فراوان، در 31 شهريورماه به فاصله دوساعت پس ازبمباران هواپيماهاي عراقي دوپايگاه الرشيد بغداد وشعيبه بصره را بمباران كردند وبه دنبال آن دربامداد روزاول مهرماه با 140 فروندهواپيماي شكاري بمب افكن اكثرپايگاههاي هوايي ومراكزنظامي عراق را بمباران كردند.

ب) دردوم مهرماه آفند متقابل يگانهايي ازتيپ 1 لشكر 81 زرهي، عناصري ازژاندارمري ونيروهايي ازسپاه پاسداران درمنطقه ميمك (استان كرمانشاه) اجرا گرديد كه ضمن وارد نمودن تلفات وخسارات به دشمن 25 نفر اسير و 4 خودروبه غنيمت گرفته شد.

پ) در روزچهارم مهرماه يگانهاي نظامي ونيروهاي مردمي، متجاوزان را ازشهرهاي سرپل ذهاب وگيلانغرب بيرون رانده وتا ارتفاعات غربي اين دوشهرعقب راندند.

ت) در ششم مهرماه يگانهايي ازتيپ 84 پياده خرم آباد مستقر دردهلران، درمنطقه عين خوش تك نموده وپاسگاههاي نهرعنبر و ربوط را تصرف كردند وعقبه لشكر10 زرهي دشمن رامورد تهديد قراردادند ولذا همين لشكر به جاي عبوراز رودخانه كرخه وادامه پيشروي مجبوربه دفع تهديدعقبه خود گرديد.

ث) حجم آتش توپخانه باعث تلفات شديد درنيروهاي عراقي، تلاش هوانيروز در واردكردن تلفات وخسارات به يگانهاي زرهي عراق سنگين وحملات نيروي هوايي به اهداف پيش بيني شده بسيارمؤثروكارساز بود. روزنامه جمهوري اسلامي درمورخه 1359/07/17 به نقل از روزنامه لوماتن چاپ فرانسه درمورد نيروي هوايي مينويسد:

ورزيدگي وهوشياري نيروي هوايي ايران تعجب همگان را برانگيخته است

ج) نيروي دريايي ارتش ايران به لحاظ برتري بالايي كه دربرابر نيروي دريايي عراق داشت با تحركات آفندي در دريا عملاعرصه را براي نيروهاي عراقي محدود ونيروي دريايي عراق را دركانال خورعبدالله محبوس و تداركات حمله به اسكله هاي البكروالاميه را فراهم مي نمود ضمن اينكه تفنگداران دريايي اين نيرو رزمندگان اسلام را درنبردهاي زميني درخرمشهروآبادان كمك و ياري دادند.

 

2 ) وضعيت صحنه هاي نبردازهفتم مهرماه تا 26 آبان ماه:

با پاسخ سران جمهوري اسلامي به قطعنامه شوراي امنيت مبني براينكه تا يك سربازعراقي درايران اسلامي حضورداشته باشد مذاكره اي انجام نخواهد شد، ارتش عراق ناگزيربه ادامه پيشروي گرديد وچون امكان ادامه پيشروي درصحنه عمليات كرمانشاه - ايلام ميسر نبود دراين منطقه وضعيت پدافندي اتخاذ و اهم تلاش خود را درسه جبهه صحنه عمليات خوزستان متمركزنمود.

الف)  جبهه شمالي (غرب دزفول  شوش):

اين منطقه به سبب موقعيت خاص جغرافيايي ونظامي براي مسئولان ارتش عراق اهميت بسزايي داشت زيرا كه با عبوراز رودخانه كرخه:

1) سه شهر بزرگ انديمشك، شوش و دزفول اشغال ميشد.

2) پايگاه هوايي، پادگان نظامي وآمادگاههاي صحرايي دزفول و دوكوهه تصرف ميگرديد.

3) با كنترل پل حسينيه راه ارتباطي خوزستان ازاستانهاي شمالي آن قطع و زمينه جدا شدن اين استان فراهم ميگرديد.

4) شهر اهواز ازطرف شمال آن محاصره ميگرديد.

نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران براي حفاظت اين منطقه حساس درسوم مهرماه 1359 دستورحركت باقي مانده لشكر 21 پياده حمزه ولشكر 16 زرهي كه به تازگي ازمناطق آشوب زده شمال غرب رها شده بود براي استقراردرمنطقه عمومي دزفول صادر كرد.درحاليكه حركت واستقرارتدريجي يگانهاي دولشكر درجريان بود، دشمن اهم تلاش خود را ازهفتم تا دهم مهرماه درچهار روزمتوالي براي عبوراز رودخانه كرخه متمركزولي دراثر مقاومت نيروهاي خودي موفقيتي به دست نياورد. نيروي زميني به منظورسلب ابتكارعمل از دشمن در 13 مهرماه با اجراي آفندمتقابل توسط يگانهاي تيپ 2 زرهي دزفول وگروه رزمي 37 زرهي شيرازبا پشتيباني آتش گروه 55 توپخانه،هوانيروز ونيروي هوايي سرپلي به طو ل شش كيلومتر (ازتپه خرولي تا رودخانه كرخه ) وعمق سه تا پنج كيلومتردرغرب رودخانه كرخه درسرخه نادري تصرف كرد. درحاليكه قسمت اعظم يگانهاي لشكر 21 حمزه درمسير راه روي قطار ودرتهران منتظرحركت بودند دراجراي امردر 23 مهرماه لشكر باامكانات موجود به منظورتوسعه سرپل متصرفي وعقب راندن نيروهاي دشمن تك نمود.

تعجيل دراجراي تك موجب گرديد امكان رعايت اصول عمليات آفندي (شناسايي، كسب اطلاعات ازدشمن و زمين، حفاظت اطلاعات، طرحريزي در رده هاي فرماندهي و... ) ميسرنگردد و لذا موفقيتي حاصل نشد و در حاليكه دشمن ميتوانست تلفات وخسارات سنگيني به لشكر وارد نمايدبا حسن تدبيرگروه فرماندهي لشكردرهدايت صحيح عمليات يگانهاي لشكر با حداقل تلفات وضايعات ازصحنه كارزار خارج وبلافاصله مسئوليت پدافند در منطقه غرب دزفول  شوش (جبهه شمالي ) راعهده دارگرديد. ناگفته نماند سلب ابتكارعمل ازدشمن، تحميل تلفات وخسارات به نيروهاي او و كسب زمان لازم براي استقرار يگانها درمنطقه وسازماندهي وآرايش مواضع دفاعي وطرحريزي آتشهاي پدافندي دراين منطقه ازدستاوردهاي ارزشمند اين عمليات بود.

با برقرار شدن آرامش نسبي درمنطقه، نيروهاي دشمن به منظور تكميل مأموريت اوليه ادامه پيشروي را با لشكرهاي 1 مكانيزه و 10 زرهي دردستوركارخود قراردادند ودر روزنهم آبانماه لشكر 10 زرهي به منظور تصرف سرپل غرب رودخانه كرخه وعبورازرودخانه وتصرف اهداف خود با اجراي 105 دقيقه آتش تهيه، ازساعت 0540 حمله را آغاز وتاساعت 1830 به مدت 13 ساعت مداوم درشش مرحله وهربار با يك يگان تازه نفس تك نمود. نبردتن به تن بارها درطول روز درداخل سنگرها جريان داشت و نهايتاً دراثرمقاومت مدافعين لشكر 21 حمزه مهاجمين با قبول 800 كشته و بيش از1000 زخمي وتحمل خسارات سنگين شكست را پذيرفتند و در زمينهاي نامناسب وآسيب پذير زمينگيرگرديدند. اظهارات اسرا وپناهندگان عراقي دراين روزحاكي از اين بود كه فرمانده لشكر 10 زرهي عراق (سرتيپ هشام صباح الفخري) درسخنراني روزقبل اعلام نموده بود كه با قبول 60 درصد تلفات ناهار را در دزفول صرف خواهيم كرد. تك لشكر 1 مكانيزه نيزدرهمين روز درمنطقه شوش توسط مدافعين لشكر 21 حمزه سركوب گرديد.

ب) جبهه جنوبي (خرمشهر آبادان):

جنگ درخرمشهر به درازا كشيد نيروهاي مدافع شهر كه ازشلمچه تا پل نو مدت شش روز درمقابل دشمن مقاومت كرده بودند، با ورود نيروهاي كمكي (منجمله 731 نفردانشجويان دانشكده افسري با 41 نفر افسر و 24 نفر درجه دار كه درسه گردان با جنگ افزارهاي انفرادي، تيربار و آرپي جي 7 سازماندهي و درسوم مهرماه باهواپيما به خوزستان اعزام شده بودند ) ا زپل نو تا پل خرمشهر-آبادان 28 روزبا متجاوزين كوچه به كوچه و خانه به خانه جنگيدند وبالاخره درچهارم آبانماه پس از 34 روزنبردخونين فقط قسمت شمالي خرمشهر به تصرف دشمن درآمد وقسمت جنوبي شهر درامتداد رودخانه كارون دركنترل نيروهاي ايراني باقيماند ، نيروهاي عراقي اهم تلاش خود را براي تصرف آبادان وقسمت جنوبي خرمشهرمتمركز نمودند وبا بهره گيري ازسرپلي كه در 19 مهرماه در شرق كارون درمنطقه مارد در 20 كيلومتري شمال آبادان اشغال نموده بودند درهشتم آبانماه با توسعه سرپل وادامه پيشروي سواحل شمالي بهمنشير را تصرف و آبادان را محاصره و درشب نهم آبانماه با احداث پل درمنطقه ذوالفقاريه روي بهمنشير ازطريق نخلستانها واردجزيره آبادان شدند وبه جاده آبادان-خسروآباد رسيدند. درساعت 0830 نهم آبانماه رزمندگان ايران اسلامي اعم از ارتشي، سپاهي، و مردمي به نيروهاي دشمن درمنطقه ذوالفقاريه هجوم ودر يك نبرد تن به تن وخونين نيروهاي متجاوز را منهدم ساخته، پل احداثي دشمن را تخريب كردند و 130 نفرعراقي را به اسارت گرفتند.

پ) جبهه مياني (سوسنگرد - اهواز):

سران ارتش عراق پس ازعدم موفقيت درجبهه هاي شمالي وجنوبي تلاش خود را درجبهه مياني براي تصرف سوسنگرد وتهديد اهوازمتمركزنمودند.در 24 آبانماه سوسنگرد ازغرب، جنوب وشرق به محاصره كامل نيروهاي عراقي درآمد ودر 25 آبانماه ازشرق وجنوب وارد شهر شدند وجنگ خياباني وتن به تن آغاز گرديد. روز 26 آبانماه يگانهاي ارتش(تيپ 2 زرهي دزفول، گردان 148 پياده لشكر 77 )، يگاني ازسپاه پاسداران و نيروهاي شهيد چمران ازشرق به نيروهاي متجاوزحمله كردند وبا شكست حلقه محاصره وارد شهرشدند وبا كمك نيروهاي مردمي متجاوزان را درداخل شهرمنهدم و يا وادار به فراركردند وشهرسوسنگرد را آزادنمودند.

راديو كلن درمورخه 1359/09/20 درمورد استراتژي عراق اظهارميدارد :

نظريه كارشناسان نظامي حاكي ازاين است كه عراق اميدوار بود با تصرف شهرسوسنگرد شهراهواز را با حملات موشكي وتوپخانه اي تهديد نمايد اما به نظرميرسد با مقاومت شديد نيروهاي ايراني و وارد كردن ضربات متقابل به نيروهاي مهاجم وتلفات مالي وجاني شديدكه نيروهاي عراقي به خصوص درهفته هاي اخير درحملات خود به شهرهاي سوسنگرد وآبادان متحمل شده اند اين اميدعراق نيزتحقق نيافت.

 

ادامه دارد ........

6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با تشکر از کاپیتان 

 

آیا نیروهای ایرانی دارای سازمان رزم کامل از نظر نفرات و تجهیزات بودند ؟ 

 

متأسفانه خیر

در تمام اسناد و مقالات به این نکته اشاره شده که تمام یگانهای ارتش با سازمان رزم و نفر و تجهیزات بسیار کمتر از استاندارد در مقابل ارتش عراق صف کشیدند بخصوص لشگر 92 زرهی اهواز که قبل از حوادث انقلاب نزدیک به 17000 نفر پرسنل داشت ولی درهنگام حمله عراق استعداد نفراتش به حدود 8000 نفر کاهش پیدا کرده بود بطوریکه تعداد زیادی از تانکها و ادوات با اینکه سالم و آماده بکار بودند فاقد خدمه مناسب بوده اند.

به جرأت میتوان گفت که ایستادگی ارتش ایران با آن وضعیت در مقابل ارتش عراق یک معجزه بود که فقط از غیرت یک ایرانی برمیاید.

6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

نتايج عمليات از آغاز تهاجم تا تثبيت نيروهاي متجاوز

دستاوردهاي ارتش عراق پس از 56 روزنبرد درسرتاسرجبهه ها چه بود؟ به نظرميرسد در زمينه دستاوردهاي نظامي بررسي اجمالي تلاش مدافعين جان بركف ايران اسلامي وتجزيه وتحليل چند نوشته وسند حقايق را بهتر آشكار ميسازد:

1. يگانهاي ارتش با وجود نارساييها وكاستيهاي فراوان با كمك نيروهاي مردمي درجنگي نابرابر درمقابله با نيروي كثيروكارآزموده دشمن حماسه آفريدند وپيشروي متجاوزين را در اكثرمناطق سد ونيروهاي او را در زمينهاي نا مناسب زمينگير وازبه وجود آمدن خونين شهرهاي ديگر جلوگيري كردند.

2. درصحنه عمليات كرمانشاه يگانهاي لشكر 81 زرهي نيروهاي متجاوز را در پشت دروازه هاي سرپل ذهاب وگيلانغرب وادار به توقف نمودند.

3 . درصحنه عمليات خوزستان يگانهاي لشكر 21 پياده حمزه با حفظ ونگهداري سرپل سرخه نادري مانع پيشروي ارتش عراق به سوي اهداف استراتژيك درشمال خوزستان ويگانهاي لشكر 92 زرهي با كمك يگانهايي ازلشكر 77 وكمك وياري سايررزمندگان مانع سقوط سوسنگرد وآبادان گرديدند.

4. آتشباري يگانهاي توپخانه، هجوم بالگردهاي جنگنده هوانيروز وحملات هواپيماهاي شكاري بمب افكن نيروي هوايي به متجاوزين تلفات وخسارات سنگين وارد نمود.

پس ساده انديشي است اگرباورداشته باشيم ، توقف ارتش عراق ناشي ازوصول به اهداف پيش بيني شده برابر طرحريزيهاي قبلي خود بود. تجزيه و تحليل كارشناسان نظامي نشانگر اين است كه ارتش عراق به جزتصرف ناتمام خرمشهر به هيچكدام از اهداف خوددست نيافت و روياهاي سياسي ، نظامي واقتصادي صدام حسين براي دست يابي به پيروزيهاي سريع، بزرگ وسهل الوصول درايران اسلامي به كابوسي هولناك تبديل شد كه 8 سال از آن خلاصي نداشت. گرچه از اولين روزهاي جنگ مردم مشتاقانه به ياري ارتش شتافتند و با روحيه شهادت طلبي پرسنل ارتش را به پايداري ومقاومت تشويق كردند ودرپيروزي نهايي نقش اساسي داشتند ، ولي درشروع جنگ اين رزمندگان به سبب نداشتن تشكل سازماني، آموزش نظامي وجنگ افزارهاي اجتماعي فاقد كارآيي رزمي براي شركت دريك جنگ منظم بودند ونميتوانستند درسرنوشت كلي جنگ تأثير قطعي داشته باشند،لذا ركن اصلي دفاع درسد پيشروي متجاوز يگانهاي ارتش بودند. تجزيه وتحليل چند نوشته وگزارش ازخبرگزاريها واشخاصي كه روابط حسنه اي با جمهوري اسلامي ايران نداشتند گفتاربالا را تأييد مينمايد:

 

خبرگزاري رويتر:

اهداف عراق كه تصرف خوزستان وتسلط برمنطقه خليج فارس بود پس از دوازده روزجنگ و درگل ماندن ارتش عراق درخوزستان، كرمانشاه وايلام احتمال به دست آوردن اين اهداف بعيد به نظر ميرسد

 

روزنامه گاردين:

نيروهاي عراقي اجبارا به يك جنگ بلند مدت كشيده شدند درحاليكه اين موضوع دربرنامه اوليه آنها لحاظ نشده بود واين به سبب نادرستي محاسبه آنها ازميزان مقاومت رزمندگان ايران توأم با نوعي فريب خوردگي است كه به تدريج سرعت يگانهاي ارتش عراق كاهش و در پاره اي موارد كاملا متوقف ماند. صدام دراستراتژي خودبه شورش اعراب خوزستان متكي بود درحاليكه هيچ طغياني ازجانب آنها مشاهده نشد. آيا رئيس جمهورعراق دلايل منطقي براي توجيه شكست خود دارد

 

راديو آمريكا:

محافل سياسي اتفاق نظر دارند كه اگرعراق به سرعت برايران پيروزميشد روياي صدام كه رهبري جهان عرب است محقق ميگرديد ولي الان امكان پيروزي كمترشده وامكان وقوع فاجعه درعراق افزايش يافته است

 

اظهارات سرلشكر وفيق السامرائي:

لشكر 10 زرهي به فرماندهي سرتيپ هشام صباح الفخري نتوانست تپه هاي نادري (خرولي، اسكند ر خندان ، سپتو ن و.. . ) را براي عبوراز رودخانه كرخه وفراهم ساختن مقدمات لازم براي قطع جاده اهواز- تهران و اشغال شهر دزفول وپايگاه هوايي تصرف نمايد ولشكر 1 مكانيزه نيزموفق نشد درمنطقه شوش از رودخانه كرخه عبور نمايد. نيروهاي ما در دشتها درحالتي كه ازشدت بمباران ايران جهنمي به وجود آمده بود زمينگير شدند.نيروها ي ايراني به كارگيري توپخانه را به طور ماهرانه و درسطحي وسيع آغاز نمودند افسران ديده بان كارهدايت آتش را به خوبي انجام ميدادند ازاينرو نيروهاي ما درمواضع آشكار وشكننده به شدت كوبيده ميشدند

 

مصاحبه رئيس جمهور وقت مصر (انورسادات) با مجله اشپيگل

جنگ ايران وعراق را صدام به دليل سوءاستفاده از روش تدافعي آمريكا آغاز كرده است انگيزه صدام درجنگ ايران وعراق تسلط كامل برشط العرب (اروندرود) و رهبري كامل منطقه بود. وي تصورميكرد ارتش ايران از بين رفته وارتش عراق ميتواند ظرف يك هفته پيروزشود،ولي امروزمتوجه شده كه در باتلاقي گرفتارآمده وسالها ازآن بيرون نخواهد آمد

 

نوشته روزنامه ستاره سرخ مسكو:

رهبران عراق كه تهاجم خود را درسطح وسيعي آغازنمودند فكرميكردند كه ارتش اين كشوربه سرعت پيشروي خواهد كرد. اين محاسبات ظاهراً بر اساس تصوري كه ارتش ايران به سبب نداشتن فرماندهي، نزول انضباط و نداشتن قطعات يدكي سلاحهاي امريكايي ياراي مقاومت ندارد پايه گذاري شده بود. آنها چنين تصورميكردند كه با شكست نظامي،رژيم ايران نيز دوام نيافته وقطعه قطعه خواهد شد؛ ازنحوه پيشرفت در جبهه ها كاملا روشن ميگردد كه نيروهاي ايراني همچنان سرسختانه بدون توجه به صدمات روزهاي اول جنگ ادامه ميدهند. هدف اعلام شده جنگ نيز درحال تغيير است ابتداعراق مدعي بخش كوچكي از اراضي قسمت شرقي رودخانه شط العرب بود ولي اكنون مطبوعات عراق نقشه اي چاپ ميكنند كه درآن استان خوزستان كه در بغداد به آن عربستان نام داده اند جزوسرزمين عراق محسوب ميشود

 

اظهارات سرلشكر وفيق السامرائي:

اهداف نظامي عراق درجنوب اشغال شهر دزفول، استان اهواز وهمچنين كرانه هاي شرقي شط العرب ازجمله شهرهاي خرمشهروآبادان وسپس ادامه پيشروي به سمت ماهشهرو بستن بندرشاهپور (بندر امام) وتسلط برآن بود، دراينصورت اگرحكومت ايران ساقط «. نميشد واين كشورتجزيه نميگرديد به تحميل اراده عراق بر ايران منجرميشد

درخاتمه اين بحث، بررسي اجمالي فعل وانفعالات سياسي، اقتصادي و اجتماعي دركشورعراق كه عمدتا به سبب تجاوز نظامي به ايران به وجود آمد خدمات ارزنده سران كشورعراق را دانسته يا ندانسته براي كمك در اجراي طرحهاي دوربرد آمريكا وصهيونيسم جهاني درمنطقه خاورميانه آشكاروخيانت آنان را به ملت، مملكت خود وسايركشورهاي منطقه مشخص مينمايد ناگفته نماند تعدادي ازاين مشكلات مداومت داشته وممكن است تا ساليان بعدهم تداوم داشته باشد:

1) تحمل صدها هزارتلفات نيروي انساني درعراق.

2) هزينه ذخائرارزي وبدهيهاي كلان ( 30 ميليارد دلار ذخيره ارزي درآغازتجاوز و100 ميليارد دلار بدهي درخاتمه جنگ) به سبب دريافت كمكهاي مالي ازكشورهاي عرب منطقه وخريد تسليحات نظامي ازكشورهاي بلوك غرب و شرق و رونق اقتصادي آنها.

3) بدهكاري بابت غرامتهاي جنگي كه سالها گريبانگير ملت عراق خواهد بود.

4) فراهم نمودن زمينه حضورآمريكا درمنطقه با ايجاد پايگاههاي نظامي دركشورهاي عرب حوزه خليج فارس براي حفاظت كشتيهاي تجاري كويت.

5) اشغال نظامي كويت به منظور توجيه شكست نظامي در ايران.

6) حضورقدرتمند آمريكا درمنطقه، راه اندازي جنگ خليج براي آزادسازي كويت وبهره برداريهاي اقتصادي وتعقيب اهداف سياسي خود درمنطقه.

7) اشغال نظامي عراق توسط استكبار جهاني به دلايل واهي به منظورغارت ذخائر نفتي وثروت ملي آن كشور.

8) ازبين رفتن امنيت مردم وتوسعه فقر درملت عراق.

9) دخالت آشكار وبي مورد دراداره اموركشورهاي منطقه.

 

ادامه دارد ......

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

اگر یه خورده با فهم و درایت مهره چینی میکرد و از مشاوران خوبی بهزره میگرفت با 30 میلیارد دلار ذخیره ارزی ش میتونست بیشتر از تصرف خاک ایران برای کشورش و خودش محبوبیت درست کنه 

درحالی این ذخایر به بدهی تبدیل شد که کاملا در موضع منفعلانه و ضعف قرار گرفت 

حتی اگر جنگ رو منطقی به پایان میبرد مثلا میگفت که ما با معاهده الجزایر مشکل داریم و برای همین میخواهیم فلان و فلان کنیم و دلیل حمله ما به کشور شما این بود شاید الان عراق دولت سرنگون شده نداشت  و کشتار قومیتهای کرد و شیعه  رو به خودش نمی دید و اینهمه بمب شیمیایی در منطقه مصرف نمیشد و امریکا برای خودش جای پا در منطقه درست نمیکرد و اینقدر هم هزینه به ما تحمیل نمیکرد

 

 

خدا قوت و

دستت برسه به ضریح آقا

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با تشکر از کاپیتان 

 

آیا نیروهای ایرانی دارای سازمان رزم کامل از نظر نفرات و تجهیزات بودند ؟ 

 

اینکه چرا از تجهیزاتمان در ابتدای جنگ به درستی استفاده نشد و یا بهتر بگویم شاید نتوانستیم استفاده کنیم توجه شما را به کتاب زندگینامه شهید سرلشگر موسی نامجو جلب میکنم:

 

اعضاي گروه، يكي يكي از در وارد ميشدند و دورميزي مي نشستند.پوست دستها وصورتهایشان براثرسرماي بيرون سرخ شده بود وبا روحيه اي بالا، با يكديگر شوخي ميكردند. وقتي همه دورميز آرام گرفتند،سيدموسي رو به آنها كرد و گفت:

- آقايان! حتماً همگي خبر را شنيديد وميدونيد براي چي حالا اينجا دورهم جمع شده ايم

و به صورت افرادي كه دورميز نشسته بودند، نگاه كرد و ادامه داد:

- بختيار كميتۀ مجازات تشكيل داده. براي اين كارعده اي از افراد ارتش را كه ازمخالفان انقلاب هستن، دور خودش جمع كرده و ميخواد كودتا كنه چند نفري ازفرماندهان ارتش وتعدادي افسركه به خيال خودشون ميخوان خائنين به ارتش رو شناسايي ومجازات و اعدام كنن

ميرستوده گفت:

- امام درجريان اند؟!

- بله ! من وآقاي هاشمي وچند نفرديگر از دوستان، خدمت ايشان رسيديم و خبر توطئۀ بختيار رو به اطلاعشون رسونديم وكسب تكليف كرديم. ايشان خواستن كه هرچه زودتر توطئة بختيارخنثي وتكليف انقلاب روشن بشه

بعد با مكثي چند ثانيه اي، به چشمهاي اعضاي گروه نگاه كرد اقارب پرست، كلاهدوز، فرازمند، ميرستوده، آسوده وهاشمي . چشمها شبيه گوي هاي آتشيني در نورِكم اتاق ميدرخشيدند.نامجوي سپس ادامه داد:

- آقايان! ما الآن در وضعيت مهمي به سرميبريم. هرحركتي ازاهميت بالايي برخورداره و حياتيه . بايد بتونيم حركتهاي احتمالي حريف رو پيش بيني وخنثي كنيم. اگه اين مرحله رو پشت سربذاريم، قدم بزرگي رو به سمت جلو برداشته ايم

سپس ازجا بلند شد و رو به جمع ايستاد وگفت:

- هيچ شكي نيست كه بختيار براي هدفي كه داره، از تانكهاي مستقردر پادگانها استفاده ميكنه

يكي از برادران فرازمند گفت:

- اين يعني كه ما يك حركت ازحريف پيش هستيم

كلاهدوز به جمع نگاه كرد و گفت:

- به نظرمن بايد تانكها رو از كار انداخت

كلاهدوز دوباره گفت :

- يشتر تانكها درپادگان لويزان هستند. بايد ازاونجا شروع كنيم

نامجوي دوباره ايستاد و گفت:

- بسيارخُب  پس ازهمين امشب شروع ميكنيم

و نقشة پادگان لويزان را روي ميز پهن كردند وهمگي روي آن خم شدند...

8 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 وضعيت صحنه هاي نبردازمتوقف نمودن نيروهاي دشمن تا پايان اولين سال جنگ

الف) اقدامات دشمن پس ازمتوقف نمودن نيروهايش:

هنگاميكه پيشروي يگانهاي متجاوزدرسرتاسر جبهه ها متوقف ويگانهاي او درزمينهاي نامناسب زمينگير شدند دو راه كاربراي دشمن وجود داشت:

1. عقب نشيني ازمناطق آسيب پذير و استقرار درمواضع مناسب.

دراين زمينه صدام ميگويد :

اگربدون گرفتن امتيازازكشورايران به عقب برگرديم جواب ملت خود را چه بدهيم؟ به ملت بگوييم تمامي خونهاي ريخته شده ارزان ازدست رفته است. ازطرف ديگرهرچقدرعقب نشيني كنيم آنها ما را تعقيب خواهند كرد وما رامورد حمله قرارخواهند داد.عقب نشيني راضعيفان، بي خردان وكساني كه سرزمين خود رادوست ندارند وبه ملت خودعلاقه مند نيستند انجام ميدهند.

2 . ماندن درسرزمينهاي فعلي وحفظ دستاوردهاي خود به هرنحوممكن و درصورت فراهم كردن شرايط مناسب تصرف جزيره آبادان.

لذا سران ارتش عراق اجبارا راهكار دوم را انتخاب كردند واقدامات زير را به مورد اجرا گذاشتند.

 

uvrrei2i43961jhugmjo.jpg

 

(الف) سازماندهي پدافند:

ايجاد خاكريزهايي مطمئن واحداث موانع مصنوعي (ميادين مين، كانالهاي آب،موانع ضد تانك وسيمهاي خاردار)

(ب) پيش بيني براي تصرف آبادان:

براي اين منظور لشكر 7 پياده وتيپ 32 نيروي مخصوص از زيرامر سپاههاي 1 و 2 رها وبا تكميل سازمان آنها مبادرت به تمرينهاي فشرده درزمين مشابهي درمنطقه المسيب استان كربلا نمود (درارديبهشت ماه سال 1360 اين يگانها آمادگي لازم را براي اجراي مأموريت آفندي كسب كردند كه با شروع تكهاي محدود ارتش ايران اجبارا اين نيروها درسايرمناطق به كارگرفته شدند وتصرف آبادان منتفي گرديد.)

(پ) تشديد وتوسعه پشتيباني ازفعاليت گروهكهاي ضدانقلاب دراستانهاي آذربايجان غربي وكردستان به منظورجلوگيري ازرهايي يگانهاي درگيرنيروي زميني ارتش ايران درپايگاهها.

درهمين راستا فعاليت ضدانقلاب ازاوايل دي ماه 1359 شدت يافت ودرگيريها تاارتفاعات مجاورمريوان وشهرسقز توسعه پيدا كرد ولذا درگيري لشكرهاي 28 و 64 پياده و تيپهاي 30 پياده و 23 نوهد وقسمتي از يگانهاي لشكر 81 زرهي توسعه پيدا كرد ورهايي يگانهاي مأموراز سايرقرارگاههاي عمده به منظورانسجام آنها تا پايان خردادماه به طول انجاميد.

 

 

rhlx018opykihzibnqg2.jpg

 

ب) اقدامات ارتش جمهوري اسلامي ايران پس ازمتوقف ساختن متجاوز.

تكليف رزمندگان اسلام كاملاً مشخص بود. بايد ايران اسلامي از وجود متجاوزين عراقي پاك ميشد.درحاليكه حدود 50 درصد يگانهاي نيروي زميني ارتش واكثريت نيروهاي سپاه پاسداران دراستانهاي آشوب زده درگير مبارزه با ضدانقلاب بودند وبقيه يگانهاي نيروي زميني ارتش براي تثبيت دشمن درمواضع پدافندي مستقر شده بودند درنتيجه نيروي مناسبي كه قادر باشد متجاوزين رامنهدم وسرزمينهاي اشغالي را آزادنمايد وجود نداشت.

كاربردعجولانه لشكر 16 زرهي تنها يگان آزاد واحتياط نيزمنطقي نبود، زيرا نه تنها تجربه تلخ حمله احساسي لشكر 21 حمزه تكرارميشد درصورت عدم موفقيت براي مقابله با حوادث مناطق نبرد نيرويي دراختيار نبود ضمن اينكه اجراي آفند گسترده وكارسازمستلزم صرف زمان براي طرحريزي دقيق، فراهم نمودن امكانات لازم ورعايت اصول عمليات آفندي بود ولذا تا فراهم شدن شرايط مناسب انجام اقدامات زيردر دستوركارارتش قرار گرفت:

1) نيروي زميني:

الف) سازماندهي پدافند

درهمين راستا طرح پدافندي بدر، در اواخر آبان ماه 1359 صادر و يگانها درمناطق مربوطه با ايجاد خاكريزهاي مناسب و احداث سنگرهاي مورد نيازمواضع پدافندي را آرايش تاضمن تقليل تلفات وضايعات درمقابل آتشهاي دشمن امكان دفع تكهاي احتمالي متجاوز فراهم گردد وبا طرحريزي آتشهاي پدافندي تلفات وخساراتي به نيروهاي دشمن وارد گردد.

 

08395559918537128006.jpg

 

ب) افزايش قدرت رزمي

1. تجديد سازمان وبازسازي يگانها:

- تأمين كسورات پرسنلي با بكارگيري پرسنل بلاتكليف، جذب مجدد تعدادي ازپرسنل رها شده ، افزايش خدمت افراد وظيفه ازيك سال به دوسال واحضارخدمت منقضيهاي سال 1356

-  تعمير وسايل وتجهيزات باقيمانده درپادگانها، بازسازي وسايل آسيب ديده وجايگزين وسايل منهدم شده درحدامكان.

-  آموزش وعملياتي كردن 800 دستگاه نفربر بي. ام. پي 1 باقيمانده درپادگانها كه درجريان انقلاب خريداري شده بود.

2. انسجام قرارگاههاي عمده:

برنامه ريزي براي رهايي يگانهاي متفرق ومأمورمستقر درمناطق آشوب زده شمالغرب ومناطق عملياتي غرب وجنوب، واختصاص آنها به قرارگاههاي عمده اصلي كه اجراي كامل اين برنامه تا اواخرخردادماه سال 1360 ادامه پيدا كرد.

3. تشكيل يگانهاي جديد:

اقدامات لازم با استخدام پرسنل، توليد وخريد وسايل وتجهيزات ازخارج معمول و به تدريج تيپهاي 40 پياده سراب، 58 ذوالفقار و 4 زرهي لشكر 21 وهمچنين ده گردان پياده وگردانهاي توپخانه 130 ميليمتري دركليه قرارگاههاي عمده وگروههاي توپخانه تشكيل وعملياتي گرديد.

 

 

index_f7f5c.jpg

 

پ) طرحريزي واجراي عمليات ايذايي وتكهاي محدود توسط كليه يگانهاي درخط به منظور:

1. نشان دادن عدم تحمل وعدم پذيرش اشغال سرزمينها توسط دشمن.

2. بالابردن روحيه وايجاد انگيزه آفندي درپرسنل خودي.

3. بهبود دروضعيت خطوط پدافندي با تصرف عوارض حساس و بهره برداري ازمزاياي تاكتيكي آنها درعمليات آتي.

4. وارد كردن تلفات وخسارات به دشمن، خسته وفرسوده كردن پرسنل او و ازبين بردن روحيه وميل به جنگجويي نيروهاي متجاوز.

گرچه پاره اي ازفعاليتهاي بالابه طورهمزمان اجرا ميگرديد، ولي انجام كامل آنها براي فراهم شدن شرايط براي وارد كردن ضربه اساسي به دشمن به تدريج و با مرور زمان امكانپذيربود ازطرفي بي تحركي درجبهه ها مورد قبول مردم ومسئولان كشور نبود ومردم خواستار انجام يك عمليات آفندي كوبنده وسريع بودند واين درخواست به كرات درسخنرانيها وخطبه هاي نمازجمعه بيان ميشد بالاخره شوراي عالي دفاع درپاسخ به خواسته هاي مردم به نيروي زميني دستورداد كه درمنطقه عمومي اهوازبا اجراي عمليات تعرضي نيروهاي دشمن را درمنطقه كرخه كورو دب حردان كه تهديدي براي اهواز بودند منهدم نمايد درحاليكه هنوزشرايط مناسب براي شروع عمليات آفندي گسترده فراهم نشده بود نيروي زميني دراجراي دستور، لشكر 16 زرهي (منهاي تيپ 2 زرهي) را از دزفول به اهواز اعزام وعمليات نصردر 15 دي ماه 1359 اجرا گرديد.

عليرغم دستاوردهاي درخشان روز اول نبرد و انهدام يك تيپ مكانيزه دشمن، دراثر پاتك سنگين متجاوزازسه سمت در روز بعد، عمليات لشكر 16 زرهي با عدم موفقيت روبرو شد.

 

ادامه دارد .....

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

به فاصله سه روزبعد ازاجراي عمليات نصردر 18 ديماه 1359 ، فرمانده سپاه سوم عراق به سبب تمركزامكانات ارتش ايران درمنطقه اهواز، وتضعيف نيرو درغرب دزفول، به مواضع لشكر 21 حمزه حمله كرد ولي در اثر سازماندهي مناسب پدافند ومقاومت يگانهاي لشكر تك دشمن دفع گرديد ومجددا اجراي فعاليتها براي فراهم كردن شرايط پيگيري گرديد.

درآذرماه با اجراي آتشهايي ايذايي درمنطقه عين خوش تلفات وخسارت سنگين به تآسيسات فرماندهي پشتيباني لشكر 10 زرهي عراق وارد گرديد.

دراسفندماه عمليات ايذايي واستقرارنيرو درمنطقه رقابيه به سبب فراهم شدن امتيازات زير مورد توجه قرار گرفت:

1 . با اجراي آتشهاي ايذايي تلفات وخساراتي به نيروهاي دشمن درمنطقه بستان وارد ميگرديد.

2. با استقرار نيرو دراين منطقه جناح جنوبي دشمن درتپه هاي ابوصليبي خات (تپه هاي رادار) تهديد ميشد.

3. دسترسي به ارتفاعات دوسلك (عقبه لشكر1 مكانيزه ) ازطرف غرب آن تسهيل ميگرديد و لذا يك گردان توپخانه 130 ميليمتري باعناصر تأميني دردشت چهيلا مستقرو با ايجاد آتشهاي ايذايي تلفات وخساراتي به دشمن وارد گرديد. دشمن درچهارم ويازدهم اسفندماه هربار يك گردان پياده را هلي برن تا تهديد را خنثي نمايد، ولي دراثرمقاومت عناصر تأميني، يگانهاي دشمن با به جاي گذاشتن تلفات وخسارات فراركردند.بالاخره دشمن درسيزده اسفند ماه با يك تيپ زرهي درامتداد تنگه رقابيه تك نمود، ولي با مقاومت سرسختانه نيروهاي خودي وآتش سنگين گردان توپخانه كه در 48 ساعت بيش از 4800 گلوله شليك نمودمواجه ومتوقف گرديد ونيروي زميني دريك اقدام سريع نيروي مناسبي را دراين منطقه مستقر وسپس تيپ 2 لشكر 16 زرهي پدافند درمنطقه را عهده دارشد ودشمن از اجراي هرگونه عمليات دراين منطقه خودداري كرد.

ازفروردين ماه 1360 تكهاي محدود با قاطعيت درتمام يگانها به مورد اجرا گذاشته شد. با پانزده تك محدود ونيمه گسترده كه درصحنه عمليات خوزستان و شش تك محدودي كه درصحنه عمليات كرمانشاه توسط يگانها در مناطق مربوطه اجرا شد كليه اهداف پيش بيني شده در اجراي تكهاي محدود تأمين گرديد و رزمندگان اسلام موفق شدند هفتصد نفر اسير، بيش از 2 هزارنفركشته وتعداد كثيري زخمي به دشمن وارد وهفتاد دستگاه تانك و نفربربه غنيمت گرفته، دهها تانك ونفربر و خودرومنهدم، سه انبارمهمات منفجر و يك بالگرد دشمن را ازبين بردند. اجراي تكهاي پي درپي وتحميل تلفات به متجاوزين درتقليل روحيه وازبين رفتن ميل به جنگجويي پرسنل دشمن اثربه سزايي داشت به طوريكه درنبردهاي بزرگ بعدي تمايل نيروهاي دشمن به اسارت مشهود بود ازطرف ديگرتصرف هرتپه كوچك وهرخانه گلي از روستاهاي اشغال شده روحيه آفندي رادرپرسنل خودي افزايش ميداد. ضمن اينكه تصرف عوارض حساس زمين، توسعه سرپلهاي موجود واشغال سرپلهاي جديد نيروهاي خودي را قادر ميساخت جناح وعقبه يگانهاي متجاوز را تهديد و دراجراي عمليات آفندي گسترده بعدي تسهيلات زيادي فراهم گردد.

ت)  آماده شدن براي اجراي عمليات آفندي گسترده

براي بيرون راندن دشمن وآزادسازي سرزمينهاي اشغالي هرچند كه كليه يگانهاي نيروي زميني ارتش همچنان درمناطق عملياتي درخطوط تماس و درمواضع پدافندي مستقربودند،ولي با افزايش نسبي قدرت رزمي در اثر ،« تجديد سازمان يگانها » "انسجام قرارگاههاي عمده" ،"تشكيل يگانهاي جديد"،شكل گيري نسبي يگانهاي سپاه پاسداران و دست آوردهاي تكهاي محدود زمينه هاي لازم براي اجراي عمليات آفندي گسترده فراهم گرديد. لذا نيروي زميني دراواخر خردادماه 1360 طرح عمليات آفندي ضربت را به يگانها ابلاغ و دراجراي آن مقررگرديد، ضمن تداوم تكهاي محدودعمليات آفندي گسترده توسط هرلشكر درمنطقه مربوطه طرحريزي و بنا به دستوراجرا گردد. با وجود اينكه ميل به اجراي عمليات آفندي دريگانها بيشترشده بود، اما دوعامل اساسي مانع اجراي تك به طورهمزمان درمناطق عملياتي توسط چند يگان بود:

1 . جذب نيروهاي مردمي، آموزش وسازماندهي آنها كه به وسيله سپاه پاسداران به كارگرفته ميشدند به سبب كمبودامكانات ونبوداستقبال گسترده مردم، نيازمنديها را تأمين نمي نمود.

2 . كمبود مهمات جنگ افزارهاي غربي مشكل سازبودهرچند كه تكها درشب وبدون تيراندازي اجرا ميشد ولي در روزهاي بعد پاسخ پاتكهاي دشمن مي بايستي با آتش داده ميشد ضمن اينكه تبادل آتشهاي پدافندي درخطوط تماس يگانهاهم اجتناب ناپذير بود.

 

ادامه دارد ....

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

در تمام مدت جنگ اگرچه شیعیان عراق با نیروهای ما همکاری داشتند اما به نظر نمیاد این همکاری چندان تاثیر مهمی بر جبهه ها داشته باشه 

فقط یک کودتا میتونست شر این جنگ رو از سر ما کم کنه 

کاش به این موضوع هم در طول جنگ تحمیلی توجه میشد و یا حتی برنامه ریزی مقتدرانه برای یک ترور هدفمند و موثر اجرا میشد

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

دربررسي اساسي دراين زمينه به دلايل زيرشكست حصرآبادان دراولويت قرارگرفت :

1. لشكر 77 با دراختيارگرفتن پنج گردان رزمي ويك قرارگاه تيپي جدا شده وتجديد سازمان يگانها ازتوان رزمي مناسب برخوردار وسپاه پاسداران نيزچندگردان ازنيروهاي مردمي را سازماندهي وآماده عمليات نموده بود.

2. درصورت موفقيت وانهدام بيش ازيك لشكر زرهي دشمن درشرق كارون خط تماس به رودخانه كارون متكي وامكان صرفه جويي درقوا براي اجراي عمليات درسايرمناطق فراهم ميگرديد.

لذا لشكر 77 پياده باهماهنگي سپاه پاسداران طرح عمليات ثامن الائمه را تهيه و در15 شهريورماه 1360 صادر ويگانها آماده اجراي عمليات گرديدند. بدين ترتيب اولين سال جنگ تحميلي درحالي به پايان رسيد كه زمينه هاي لازم براي اجراي عمليات آفندي گسترده به منظورانهدام نيروهاي دشمن وآزادسازي سرزمينهاي اشغالي فراهم شده بودكما اينكه اين عمليات موفقيت آميز درپنجم مهرماه 1360 به مرحله اجرا درآمد.

درطول اولين سال جنگ توضيحات عمدتا درزمينه يگانهاي مانوري نيروي زميني متمركزگرديد، لذا لازم به تذكراست كه يگانهاي توپخانه نيز درتمام مناطق عملياتي با تلاش پيگيروفعاليت شبانه روزي با آتش خودعمليات آفندي وپدافندي يگانهاي رزمي را پشتيباني وتلفات وخسارات سنگيني به دشمن وارد نمودند.براي روشن شدن تلاش گسترده اين يگانها فقط به عملكرد آنها درمنطقه غرب دزفول - شوش اكتفا ميشود تا گستردگي تلاش آنها درتمام مناطق عملياتي ازيگانهاي رزمي آشكارگردد. به استناد مدارك موجود 11 گردان توپخانه (ازمجموع 66 گردان توپخانه نيروي زميني) مستقردراين منطقه دراولين سال جنگ تحميلي بيش ازيك ميليون گلوله روي متجاوزين عراقي تيراندازي كردند با توجه به كسورات پرسنلي وكمبود وسايل ترابري اهميت فعاليت اين يگانها وتلاش پرسنل دربارگيري، حمل وتخليه مهمات مذبورازآمادگاهها تا پاي قبضه ها آشكارمي گردد همچنين ابتكارفرماندهان آتشباروگردان درتهيه زاغه مهمات مناسب درنزديكي مواضع توپها براي انبار كردن مهمات به طوريكه درمقابل آتشهاي ضد آتشباروبمبارانهاي هوايي دشمن حداقل آسيب پذيري را داشته وسهولت دسترسي هم براي مصرف وتيراندازي به موقع فراهم گردد قابل تحسين ميباشد، ضمن اينكه نگهداري به موقع واصولي ازلوله توپها كه تداوم تيراندازي را فراهم مي نمود نشانگر تلاش پرسنل اين يگانها ميباشد.

درهمين راستا بالگردهاي هوانيروزنيز ازاولين روزهاي جنگ رزمندگان نيروي زميني را درمتوقف كردن، كند نمودن پيشروي دشمن و وارد كردن تلفات وخسارات به متجاوزين ياري نمودند و درجابجايي نيرو، تخليه مجروحان وحمل مهمات وآذوقه واجراي شناسائي عمليات يگانهاي رزمي را پشتيباني كردند. درهمين راستا آمارهاي موجود يعني 268044 ساعت پرواز، جابجايي 94871 نفر نيرو، تخليه 42795 نفرمجروح وحمل 22700 تن بارنشانگرگستردگي پشتيباني هوانيروز ازعمليات يگانها ميباشد وبا وجود نارسائيها وكاستيهاي فراوان به خصوص عدم دستيابي به قطعات يدكي به سبب تحريم اقتصادي، تلاش و كوشش پرسنل هوانيروز در آماده نگهداشتن وسايل پرنده كه امكان تداوم پشتيباني را فراهم نمود قابل توجه ميباشد.

 

2) نيروي دريايي:

الف) ادامه همكاري وكمك تفنگداران دريايي به رزمندگان اسلام درپدافند ازجزيره آبادان.

ب) تأمين پدافند جزاير وسكوهاي نفتي دربخش مياني وشمالي خليج فارس.

پ) اجراي عمليات اسكورت ناوگانهاي تجاري ونفتكش درشمال خليج فارس.

ت) اجراي عمليات گشت زني وشناسائي درمناطق مربوطه درخليج فارس.

ث) عمليات تجسس ونجات هواپيماهاي خودي ودشمن و شناورهاي تجاري آسيب ديده در دريا.

ج) اجراي عمليات تهاجمي به منظورانهدام تأسيسات بندري وسكوهاي نفتي البكر والعميه در دومرحله:

1. مرحله اول عمليات اشكان از 2035 نهم آبان ماه 1359 تا 0750 دهم آبان ماه و وارد نمودن خسارات به سكوها.

2 . مرحله دوم عمليات شهيد صفري از 2230 چهاردهم آبان ماه تا پايان روز شانزدهم آبانماه به منظورتكميل عمليات قبلي وانهدام كامل هردو سكوي نفتي.

چ) اجراي عمليات تهاجمي برعليه شناورهاي دشمن.

عمليات مرواريد درششم و هفتم آذرماه 1359 با پشتيباني نيروي هوايي انجام، ضمن منهدم نمودن ده فروند ناوچه دشمن دو فروندهواپيماي عراقي سرنگون وبقاياي اسكله هاي البكر والعميه به آتش كشيده شد

ح) تشكيل گروه رزمي تكاوران درآبادان وآماده نمودن هواناوها براي كمك به رزمندگان اسلام درشكست حصرآبادان.

 

3) نيروي هوايي :

الف) سازماندهي پايگاههاي هوايي متناسب با نيازجبهه ها درپشتيباني ازنيروهاي سطحي ومأموريتهاي برون مرزي.

ب) سازماندهي يگانهاي پدافندهوايي وايجاد فضاي امن براي يگانهاي سطحي وشهرها ومناطق حساس وحياتي در ارتفاع متوسط وبالا.

پ) آماده نمودن جنگنده ها با تعميرونگهداري آنها وتمرينات عملي خلبانها.

ت) حمله به يگانهاي متجاوزدرمناطق عملياتي وتأسيسات نظامي واقتصادي ومناطق حساس وحياتي درداخل كشورعراق.

ث) اعزام افسران رابط به يگانهاي نيروي زميني به منظورهماهنگيهاي لازم.

ج) اجراي شناساييهاي بصري وعكاسي، بنا به درخواست نيروي زميني به منظور كسب اطلاعات ازمنطقه و وضعيت دشمن.

چ) پشتيباني هوايي ازيگانهاي شناورنيروي دريايي درآبهاي خليج فارس وپوشش هوايي شناورهاي تجاري ونفتي.

ح) آماده سازي وتوسعه هرچه بيشترمقدورات پروازي (جنگنده ها، هواپيماهاي ترابري وسوخترسان)، رادارها ويگانهاي پدافندهوايي.

 

پایان

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

تثبيت اوليه دشمن مبناي همه پيروزي ها درهشت سال دفاع مقدس

 

به قلم: سرتيپ ۲ ستاد مسعود بختياري

 

الف: كليات

هيئت معارف جنگ " شهيد سپهبد علي صياد شيرازي " عميقا براين باوراست كه موضوع مهم، اساسي وسرنوشت سازتثبيت دشمن توسط ارتش درسال اول جنگ مغفول ومظلوم واقع شده است. درصورتيكه سايرعمليات انجام شده در دوران دفاع مقدس دركليه مراحل به بركت و برپايه واساس تثبيت دشمن انجام گرفته است. درذيل به مواردي ازدلايل عوامل اين مهم پرداخته ميشود تا دركليه آموزشها وتحليلهاي آموزشي وتحقيقاتي مدنظردقيق اساتيد و تحليلگران قرارگيرد.

 

ب: بحث

1- طبق قوانين راهكنشي (عملياتي - تاكتيكي) اساسا تا زمانيكه تجاوز دشمن سد ومتوقف نگرديده باشد، اجراي پاتك يا آفند متقابل مقدورنيست.

اين قضيه جزء فرضيات اثبات شده تاكتيكي است. مثالها، مصاديق ونمونه هاي تاريخي بسياري را درتاريخ نظامي ايران وجهان ميتوان دراثبات اين مدعا، بيان نمود. بنابراين بحث تثبيت ومتوقف نمودن ارتش متجاوزعراق، از اساسي ترين مباحث جنگ ايران وعراق است. به نظر ميرسد آنطوركه بايد وشايد به آن پرداخته نشده و اهميت وحساسيت آن درسايه تشريح وتوصيف عمليات آفندي بخصوص درسال دوم جنگ وايثارگريهاي مردم قرار گرفته وتأثير اقدامات وعمليات وفعاليتهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران كه محوراصلي واساسي توقف پيشروي در زمين، هوا ودريا بوده سهوا يا عمدا مغفول مانده است.درحاليكه ساده ترين و درعين حال منصفانه ترين تحليل ها ثابت ميكند، توقف ماشين جنگي عراق درهفته هاي اوليه جنگ، ازطريق ايمان، ايثار و رشادت مظلومانه و با كاربرد ماهرانه جنگ افزارو تجهيزات و تخصصهاي حرفه كاركنان ارتش، عملي گرديده است. به بيان روشن تر، فقط ارتشي متعارف و كلاسيك يعني مشابه با ارتش عراق ميتوانست قادر به اقدام درمتوقف كردن آن بوده باشد.

2- دراين راستا، تعهد، تخصص، تجهيزات و وظيفه مداري ارتش با تأثيرپذيري ازفرماندهي انقلابي، رهبري الهي وشخصيت به شدت تأثيرگذار حضرت امام (ره) بر ارتش،اساس وبنيان ايستادگي ارتش را تشكيل داد. البته همكاري، همدلي، همراهي سپاه ونيروهاي مردمي هم درپشتيباني ازارتش ازعوامل مؤثر دراين ايستادگي بوده اند.

-3 اگر اين سد پيشروي عراق انجام نميشد، فتوحات سال دوم جنگ وتعقيب متجاوز ازسال دوم به بعد اساساً قابل اجرا نبود. نه مقاومتهاي درون شهري ميتوانست دشمن را متوقف سازد ونه جنگهاي چريكي ميتوانست 12 لشگراشغالگر را ازادامه پيشروي بازدارد. لذا ترمزاصلي درمتوقف كردن ارتش عراق، تعهد، تخصص وتجهيزات ارتش بوده است. عراقي كه ميخواست درسه روز اول جنگ، خوزستان را از ايران اسلامي جدا ويك حكومت دست نشانده مخالف انقلاب را درآن ايجاد نمايد ، تنها با رويارويي ومقابله نيروي همشكل ومشابه خود ميتوانست دراين آوردگاه كمرخم كند. جواب گلوله توپ را با گلوله توپ وبمباران وحمله هوائي را با حمله و بمباران هوائي دريافت كند وتانك درمقابل تانك و ناودرمقابل ناو قرار گيرد. (حتي اگرازلحاظ كمي نابرابر باشند.) همه ديديم وجهان نيز شاهدشد كه در روزهاي اوليه جنگ، نيروي زميني، نيروي هوايي، نيروي دريايي، پدافند هوايي،هوانيروز ويگانهاي مستقر درمناطق عملياتي چنين كردند.

خلاصه آنكه، سد پيشروي نيروهاي عراق در ايران، توسط نيروي زميني، نيروي هوايي وعمليات نيروي دريايي درخليج فارس، سرآغاز زمينه سازومبدأ كليه عمليات بعدي است.اگر پيشروي عراق سد نميشد و راههاي مواصلاتي داخلي به شهرهاي حياتي درخوزستان،ايلام، كرمانشاه وخليج فارس ودرياي عمان اين گلوگاه حياتي ايران اسلامي،بازميماند،بعيد بودكه ميتوانستيم بعدا به عمليات طريق القدس،ثامن الائمه(ع)،فتح المبين وبيت المقدس و. . . اقدام كنيم.به زبان ساده تر، سد پيشروي عراق بعنوان يك اقدام تاكتيكي عملياتي برجسته وارزشمند ارتش، داراي نتايج راهبردي كلان بعدي، بشمار ميرود.

4- سپاه پاسداران درسال اول جنگ و درآستانه جنگ ازسازمان عملياتي منسجمي برخوردار نبوده و درتلاش پيگير جهت تشكيل ساختار مناسب براي رويارويي با جنگ منظم بود.بهتر است بگوييم سپاه دراصل وحسب قانون اساسي، صرفاً با يك ساختارامنيتي وبراي امنيت داخلي شهرها سازماندهي شده بود و به يك سازمان نظامي شبيه نبود.

5- ازطرفي بنا به ادعاي صحيح سپاه، ابوالحسن بني صدر فرمانده كل قواي وقت ازمخالفين شركت سپاه درجنگ بود وبراي آنها موانع بسياري بوجودمي آورد. لذا سپاه پاسداران قادربه انجام اينكاردرسال اول نميتوانست باشد.

6-  بنا به دلايل درستي كه برادران سپاه پاسداران عنوان مي نمايند، آنها درآغازجنگ فاقد تجهيزات اوليه مانند تفنگ ژ 3 وحتي تفنگهاي قديمي تر، به تعداد كافي براي نفرات معدود خود بوده بطوريكه فرمانده سپاهي در همان زمان با انتشارنامه دردآلودي اعلام ميكند كه چرا به آنها توجه نميشود (اميردريادار شمخاني). و يا سردارمرتضي قرباني مدعي است كه به زور وبا تهديد اسلحه توانست چند جعبه مهمات سبك ازيكي ازانبارهاي مهمات دست و پا كند.

نمونه هايي از اين دست، اگرچه مصداقي ازشوق خالصانه آنان به ايثاروشهادت ودفاع ازاسلام وانقلاب است وايثارگري ومقاومت سپاه ونيروهاي مردمي است. ضمنا مشخص ميسازد كه با اين وضعيت ، لشكرهاي مجهز زرهي ومكانيزه دشمن متوقف نمي شدند و با تفنگ ژ 3، آتشباري زميني توپخانه وتهاجم هوايي آنان متوقف وناكام نميگرديد. بلكه براي رسيدن به هدف تثبيت دشمن، تجهيزات و روشهاي تاكتيكي شناخته شده ضرورت داشته است.

-7 بسيج مخلص، شهادت طلب، مشتاق ايثار ومقاومت كه در 5 آذرماه 1358 با نام بسيج مستضعفان توسط امام راحل (ره ) با تدبيرارتش 20 ميليوني تشكيل شد. در اوان جنگ درسازمان سپاه حضورنداشت. برخي از اعضاي شوراي عالي انقلاب با نظرسپاه مبني برتشكيل بسيج درمجموعه سپاه مخالف بودند. لذا سپاه و بسيج، سازمان رزمي عملياتي منسجمي براي ايستادگي دريك عمليات هماهنگ وبرنامه ريزي شده را فاقد بودند.

ستاد عمليات سپاه درجنوب به فرماندهي حاج داود كريمي درباشگاه گلف اهواز (بنام پايگاه منتظران شهادت درپاييز 1359 تشكيل گرديد.) تا اينكه با تصويب مجلس شوراي اسلامي وپس ازگذشت چند ماهي ازآغازجنگ، درديماه 1359 تشكيلات بسيج مستضعفين و نيروهاي مردمي زيرنظرسپاه قرارگرفتند.سايرگروههاي مردمي مثل گروه جنگهاي نامنظم (شهيد چمران)، درسال دوم جنگ دراختيارسپاه قرارگرفتند.

 

ج - نتيجه

آنچه دربالا به آن اشاره شد سه نكته اساسي را مشخص ميسازد:

1- اهميت سرنوشت سازوحياتي متوقف كردن دشمن.

2- نقش ارتش باهمه تنگناهاي خود در زمين، هوا ودريا، درانجام اين مهم.

3- متوقف سازي متجاوز، سرآغاز و زمينه ساز حركت نيروهاي مسلح ج. ا. ايران دراقدامات آفندي بعدي بوده است.

 

د- اقدام

با عنايت به مطالب بالا ضرورت داردبه عنوان مباني راهبرد ودكترين آموزشي جهت تبيين نقش ارتش درسال اول جنگ ،هيئت معارف جنگ موارد زيرين را درآموزشهاي خود لحاظ فرمايند:

1- با درايت وهوشمندي وبدون الزام وذكر ضرورت تبيين اين راهبرد، درهر بحث آموزش، مصاحبه ونوشته وكتابي الزاما به اين مسئله پرداخته شود. حتي اگرفي المثل عمليات كربلا . . . . . و يا والفجر. . . . بيان ميشود نقش تثبيت اوليه دشمن را بعنوان مبناي اساسي آن لحاظ نمايند.

2- ضروري است اهميت تثبيت دشمن درابتداي جنگ به عنوان يك بحث تاكتيكي،عملياتي كليدي ونقش ارتش درآن سرآغازهرگونه آموزش يا مصاحبه اي درباره هشت سال دفاع مقدس باشد.

3- شايان ذكر است كه با ورود صادقانه، منصفانه وهوشمندانه به اين حوزه، ميتوانيم ضمن بيان حقيقتي فراموش شده ولي بسيارمهم دردفاع مقدس، براي ترسيم بهترنقش ارتش درآن با تأثيرگذاري بيشترموفق باشيم.

اميد كه با اين اقدام، خشنودي شهداء سال اول جنگ وتمامي شهداء و رزمندگان دفاع مقدس را كه دنباله روي ايثار وشجاعت مظلومانه آنان بودند، فراهم نموده وتاريخ نظامي آتي را ازغفلت ويا تحريف مصون داريم.

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 

نقش سرنوشت ‌ساز نیروی زمینی ارتش در هفت روز آغازین جنگ تحمیلی

اشاره:

بررسی شرایط خاصی که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و بویژه نیروی زمینی ارتش در آغازین روزهای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با آن روبرو بوده است، می‌تواند ما را به فهم عمیق‌تر و درک کامل‌تری از واقعیت‌هایی برساند که شالودۀ هشت سال از بحرانی‌ترین و مهم‌ترین برهه‌های تاریخ انقلاب اسلامی ایران را تشکیل‌می‌دهند. گرچه در این باب کتب فراوان نگاشته‌شده و مقالات متعدّدی به‌ رشتۀ‌ تحریر درآمده‌است، لیکن با بررسی جامعی از پیشینۀ مکتوب دفاع مقدّس و بویژه پس از مراجعه به پیشکسوتانی که روزگاری در کسوت سربازی انقلاب، فرماندهی یگان‌های نیروهای مسلح جمهوری اسلامی را برعهده‌داشته‌ و تاریخ‌سازان و افتخارآفرینان این برهه از تاریخ انقلاب بوده‌اند، به وضوح درمی‌یابیم که واقعیت‌های بسیاری از این دوره یا ناگفته مانده‌اند و یا کمتر به آن‌ها پرداخته‌شده‌؛ واقعیت‌هایی که شرایط امروز و سرنوشت آیندۀ این مرز و بوم لاجرم با آن‌ها گره‌خورده‌است. در این مقاله تلاش شده‌است با محور قرار دادن نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در این برهه از تاریخ کشورمان تعمّق بیشتری بنماییم.

هجوم سراسری ارتشِ کاملاً آمادۀ عراق به میهن عزیزمان در شهریور ماه 1359 ه. ش. زمانی صورت‌گرفت که ارتش جمهوری اسلامی ایران در شرایط سخت و بدی قرار داشت. در آن زمان تنها نیروی نظامیِ سازمان‌یافته و با دانش نظامی بالا و تجهیزات مناسب که انتظارمی‌رفت بتواند از مردم و میهن دفاع‌کند، ارتش بود. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نهاد نوپایی بود که هنوز نمی‌شد روی آن حسابی باز کرد. مجموعۀ قوای انتظامی بویژه ژاندارمری که در مرزها مستقر بود نیز توان رزمی و تجهیزات مناسبی برای دفاع در برابر حملات سنگین دشمن نداشت.

ارتش که با فرمان هوشمندانه و تیزبینانۀ حضرت امام خمینی (ره) در 28 فروردین ماه 1358 از توطئۀ بدخواهان و کوته‌فکران مبنی بر «انحلال» آن رسته بود، با از دست دادن تعداد زیادی ار فرماندهان ارشد خود در جریان تصفیۀ انقلابی ارتش، اخراج 40 هزار مستشار نظامی خارجی که عمدتاً آمریکایی بوده و در تمام امور نقش کلیدی داشتند، لغو قراردادهای خرید تجهیزات نظامی و ادوات مدرنِ جنگیِ در حال تحویل، تقلیل کارکنان پایور ثابت نظامی در رده‌های مختلف به دلیل توقّف استخدام، کم شدن مدت خدمت وظیفۀ عمومی از دو سال به یک سال، انحلال پاره‌ای از قسمت‌ها و واحدهای نظامی، متوقّف شدن طرح احداث بعضی از پایگاه‌های نظامی و ... در حدّ قابل توجهی تضعیف‌ شده‌بود و با همۀ این احوال بشدّت درگیر در غائلۀ ضدانقلاب بود. نیروی زمینی ارتش که استعداد آن از حدود 285 هزار نفر به حدود 150 هزار نفر کاهش‌ و قدرت عملیاتی آن به چهار لشگر با آمادگی رزمی پایین تقلیل یافته‌بود، عملاً با دوسوم توان و استعداد خود در غائلۀ کردستان و آذربایجان غربی درگیربود. ضد انقلاب که از همان ابتدای پیروزی انقلاب با سوء استفاده از شرایط نابسامان و متزلزل موجود، با محاصره و حمله به پادگان‌های نظامی و مراکز حسّاس شهرها در مناطق غرب و شمال غرب کشور و همچنین توطئه‌چینی در سیستان‌وبلوچستان و ترکمن‌صحرا، سودای تجزیۀ ایران اسلامی و در وهلۀ اوّل ایجاد کردستان مستقل را درسرمی‌پروراند، علی‌رغم حمایت‌های خائنانه و برنامه‌ریزی‌شدۀ دولت موقت و ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس جمهور مخلوع، با شدت عمل و مقاومت قهرمانانۀ ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مردمیِ انقلاب که تحت لوای سپاه پاسدارن گردهم آمده بودند، مواجه شد. بی‌تردید بزرگترین نقش محوری را در غائلۀ کردستان شهید علی صیّاد شیرازی بر عهده داشته‌است. به نحوی که با ابلاغ حکم نمایندگی بنی‌صدر، رئیس جمهور وقت به ایشان در مسائل کردستان در مورّخۀ 2/2/1359 و آغاز عملیات‌های کوبندۀ رزمندگان اسلام علیه ضدانقلاب تا اواخر شهریور ماه همان سال و با رسیدن به سردشت و آزادسازی شهرهای عمدۀ کردستان، می‌رفت که بساط ضدانقلاب در کردستان برچیده‌شود. متأسفانه کارشکنی از طرف لیبرال‌ها و تلاش تعدادی از کوته‌فکران و مشاوران نظامی بنی‌صدر و مخالفان رشد سپاه پاسداران موجب این گردید که در طی دو حکم به فاصلۀ کمتر از یک ماه شهید صیاد شیرازی از کار برکنار و عملاً فعالیت‌های مشترک قرارگاه‌های تابعۀ آن تعطیل‌گردد.

در مقابل، ارتش عراق با شروع تبلیغات سرسام‌آوری به افزایش روحیۀ خصومت و ایجاد کینه در مردم و نظامیان خود نسبت به ایران اقدام کرد و با خرید تجهیزات مدرن نظامی، احداث پایگاه‌های جدید در مرز، احضار متولدین 1955 و 1956 به خدمت و فراخوانی نیروی ذخیرۀ ارتش، استعداد یگان های خود را فوق‌العاده گسترش‌داد. صدام که تا روز 31 شهریورماه 1359، 636 مورد تجاوز زمینی، هوایی، بمباران، غارت احشام مرز نشینان و ... را در خاک میهن عزیزمان صورت‌داده‌بود و در مورّخۀ بیست‌وششم همان ماه با لغو یک جانبۀ قرارداد مرزی وحسن همجواری 1975 الجزایر در مقابل دیدگان مجامع بین‌المللی زمینه را برای آغاز جنگی تمام‌عیار علیه ایران اسلامی آماده‌کرده‌بود، با حملۀ 31 شهریورماه جبهه‌ای به طول 1352 کیلومتر را از جنوب شرقی آبادان تا شمال قصر شیرین تشکیل‌داد و بیش از 14 هزار کیلومترمربع از خاک کشورمان را اشغال‌نمود.

در چنین وضعیتی که عراق 9  لشگر را وارد کارزار نموده‌بود و عملاً از پشتیبانی 12  لشگر زرهی، مکانیزه، و پیاده و 30 تیپ پیادۀ مستقل برخوردار بود و به جرأت می‌توان گفت هیچ نقصی از نظر تجهیزات و نیروی انسانی نداشت، مقایسۀ توان رزمی عراق با ارتش ایران نسبت برتریِ هشت به یک و طبق برخی برآوردها پانزده به یک ارتش عراق بر ارتش ایران را نشان می‌داد.

متأسفانه به رغم اینکه این حمله و آغاز درگیری بین ایران و عراق کاملاً قابل پیش‌بینی و تهدیدهای موجود کاملاً ملموس بود، لیکن تحلیل‌های نادرست و سیاست‌های خائنانۀ ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس جمهور وقت ایران و اعوان و انصار وی در کابینۀ دولت موجب‌شده‌بود که ایران به منظور دفع این تجاوز آمادگی لازم را نداشته‌باشد.

عمده‌ترین یگان‌های زمینی ارتش که از همان نخستین روز نبرد با ارتش عراق درگیر شدند، لشگر 92 زرهی خوزستان در منطقه جنوب و لشگر 81 زرهی کرمانشاه در منطقه غرب بودند. در این روز در تبادل آتش میان طرفین، توپخانۀ نیروی زمینی مستقر در آبادان، کارخانه تولید گاز فاو در عراق را به‌آتش‌کشید. به علاوه مواضع دشمن در امتداد ساحل جنوبی اروندرود زیر آتش سنگین نیروهای خودی قرارگرفت.

بر خلاف انتظار ستاد کل فرماندهی ارتش عراق، یگان‌های لشگر 92 زرهی با استعداد رزمی خود شجاعانه در مقابل نیروهای عراقی ایستادگی‌نمودند و ارتش عراق مجبورشد نیروهای بیشتری را وارد خوزستان نماید. دشمن پس از تصرف خونین پاسگاه فکه در مقابل دفاع دلاورانۀ یک گروه رزمی از تی37 زرهی شیراز، به مواضع گروه رزمی37 مستقر در تپه ماهورهای فکه حمله‌می‌کند که با آتش دقیق و مقاومت شدید دلاورمردان ارتش مواجه‌می‌شود و مجبور به عقب‌نشینی می‌گردد. در همین روز گروه‌های رزمی ارتش جمهوری اسلامی ایران نظیر گروه 138 پیاده از لشگر 21 و یک گروه رزمی از تیپ 84  خرم‌آباد نیز به صفوف مدافعان ارتش اسلام می‌پیوندند.

در روز یکم مهر ماه، بر اساس تدبیر شهید سرلشگر ولی‌ا... فلّاحی، جانشین ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، خوزستان به سه منطقۀ عملیاتی تقسیم‌گردید و قرارگاه هدایت‌کنندۀ  عملیات در منطقۀ اهواز عملاً ترکیبی از شهید سرلشگر فلاحی، فرمانده لشگر 92 زرهی اهواز، شهید مصطفی چمران، فرمانده سپاه پاسداران و استاندار خوزستان تعیین‌گردید. توپخانه‌های نیروی زمینی ارتش در منطقۀ خرمشهر و آبادان، و توپخانۀ ساحلی نیروی دریایی در آبادان بشدّت و با تمام امکانات خود، تأسیسات اقتصادی بصره و فاو را زیر آتش خود قراردادند و ضایعات زیادی به تأسیسات عراق از فاو تا بصره واردکردند. و بدین ترتیب نبرد توپخانه‌ها از همان آغاز جنگ به صورت یک عنصر بسیار مهم جلوه‌گر شد.

در روز دوم مهرماه، به دانشکدۀ افسری نیروی زمینی دستورداده‌شد که با تشکیل گردان‌های رزمی به خوزستان اعزام‌شوند. بدین ترتیب تعداد 731 نفر دانشجو، 41 افسر و 24 درجه‌دار در 3 گردان سازماندهی و  به جنگ‌افزارهای انفرادی، تیربار و آر.پی.جی-7 مجهز و آماده می‌شوند که در تاریخ 3/7/1359 از طریق هوا به اهواز اعزام‌شوند. در این روز در جبهۀ غرب، نبرد تیپ 1 زرهی لشگر 81 کرمانشاه در منطقۀ عمومی میمک بسیار چشمگیر بود. اگر چه حملۀ متقابل این تیپ به دشمن در نهایت به نتایج مطلوب ختم‌نگردید، لیکن موجب‌شد ارتش عراق نتیجه‌گیری کند که در برآوردهای خود مرتکب اشتباه بزرگی شده‌است.

در روز سوم مهر ماه، تهاجم نیروهای زمینی عراق به خرمشهر و آبادان با اجرای آتش شدید توپخانه آغازگردید. شدت آتش به حدی بود که فرمانده ایرانیِ منطقۀ نبرد گزارش‌می‌کند چنانچه با حملات هوایی ارتش، توپخانه دشمن خاموش‌نشود، ظرف چند ساعت خرمشهر با خاک یکسان می‌گردد. در حالی که وضعیت خرمشهر لحظه به لحظه وخیم‌تر می‌شد، گردان‌های دانشجویان دانشکدۀ افسری با یک قرارگاه هدایت‌کننده با 12 فروند هواپیمای سی-130به خوزستان اعزام شدند.

در ساعت 12:00 این روز، دشمن از سمت شمال به 5 کیلومتری خرمشهر رسید و خرمشهر به محاصرۀ نیروهای عراقی درآمد. به علت تداوم آتش دشمن و فشار حملات نیروهای عراقی، نیروهای مدافع خرمشهر شامل گردان 151 دژ لشگر 92 زرهی، گردان تکاوران دریایی، ژاندارمری، شهربانی، نیروهای مردمی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ساعت 14:40 به داخل شهر عقب‌نشینی و تلفات و ضایعات آنها ساعت به ساعت بیشتر می‌شود.

به جز دانشجویان دانشکدۀ افسری که به کمک یگان‌های لشگر 92 زرهی به منطقه وارد شدند، در این روز یک گروه رزمی شامل گردان 148 پیاده و یک گروهان تانک از مشهد به اهواز وارد شده و زیر امر تیپ 1 لشگر 92 قرار می‌گیرد. این یگان، اولین واحد تقویتی بود که به منطقۀ اهواز-سوسنگرد اعزام گردید.

لشگر 92 زرهی در منطقه‌ای بسیار وسیع از چنگوله تا آبادان گسترش داشت و در مقابلِ آن، دستِ‌کم 5 لشگر زرهی، مکانیزه و پیادۀ دشمن در محورهای مختلف درگیر بودند که با آتش سنگین توپخانه و پشتیبانی هوایی پی در پی حمایت می شدند. در این روز سرهنگ غلامرضا قاسمی‌لو به عنوان فرمانده لشگر 92 زرهی تعیین‌گردید. فرمانده جدید، یک قرارگاه فرماندهی برای غرب دزفول تشکیل‌داد که اوضاع آن منطقه را سر و سامان دهد و برای هدایت این قرارگاه، معاون لشگر را که تا آن روز سرپرستی لشگر را به عهده داشت، انتخاب و معرفی‌نمود.

از روز سوم مهرماه، هواپیمایی نیروی زمینی ارتش (هوانیروز) به طور فعّال در صحنۀ نبرد حضوریافت و در مناطقی مانند مهران، صالح‌آباد و سرپل‌ذهاب وارد عمل گردید. همچنین در منطقۀ ایلام، بسیج عشایری ملک‌شاهی فعّال و وارد عمل شد. ورود این عشایرِ غیور به صحنۀ نبرد، سبب تقویت نسبی قدرت دفاعی رزمندگان و افزایش روحیۀ آنان گردید. هجوم بالگردهای رزمی هوانیروز به تانک‌ها و نفربرهای عراقی، دشمن را به وحشت انداخت و از سرعت پیشروی نیروهای مهاجم به نحو قابل توجهی کاست. فرمانده پادگان سرپل‌ذهاب با درایت و زیرکی، از فرصتِ بدست‌آمده بخوبی بهره‌گرفت و تنها با 5 دستگاه تانکِ تعمیری چنان نمایشی را در برابر دیدگاه دشمن به اجرا گذاشت که نیروهای عراقی تصورکردند با یک موضع پدافندی قوی در محور سرآب‌گرم روبرو شده‌اند و همین امر سبب توقّف و عقب‌نشینی عناصر دشمن‌گردید.

در این بین ضدانقلاب نیز فعّالانه وارد عرصه نبرد گردیده و با حمله به اماکن و پایگاه‌های نظامی در کردستان و آذربایجان غربی و انجام عملیات خائنانه در مناطق درگیر، به مشغول کردن رزمندگان ایرانی و تسهیل امور برای دشمن مهاجم مبادرت می‌ورزد.

در روز چهارم مهرماه، دلاورمردان ارتش و سپاه مستقر در خرمشهر، به منظور جلوگیری از سقوط شهر در ساعت 13:40 با تمام توان به نیروهای دشمن در شمال شهر یورش می‌برند و با آر. پی. جی-7 ، تفنگ 106 و سلاح‌های موجود، تلفات و ضایعات سنگینی به یگان‌های زرهی دشمن وارد می‌کنند به نحوی که دشمن مجبور به انتقال مواضع خود به غرب جاده اهواز-خرمشهر می‌شود. در این روز، توپخانۀ نیروی زمینی ارتش ضایعات سنگینی به تأسیسات اقتصادی عراق در فاو، امّ‌القصر و ابوالخصیب وارد می‌آورد. در روز چهارم مهر، سنگین‌ترین نبرد در غرب در منطقۀ ایلام رخ‌داد که نیروهای مسلح با همکاری مردم موفق شدند 70 دستگاه تانک متجاوز عراقی را در ایلام و محورهای اطراف آن منهدم‌نمایند.

روز پنجم، یکی از خونین‌ترین روزهای نبرد در خوزستان بود. دشمن با ستون‌های زرهی خود تا حوالی آب‌تیمور پیش‌روی‌کرد، اما حضور فعال نیروهای مردمی، واردشدن قوای تازه‌نفس از نیروی زمینی ارتش به اهواز و منطقۀ نبرد، فعالیت مؤثر بالگردهای هوانیروز و پشتیبانی شدید نیروی هوایی ارتش سبب‌شد تا دشمن در جنوب غربی اهواز زمین‌گیرشده و خط پدافندی نیروهای خودی انسجام بیشتری پیداکند. در محور بستان، پل بستان بر روی رودخانۀ کرخه به وسیلۀ مهندسی لشگر 92  تخریب شد و تانک‌های عراقی به صورت ستون در 6 کیلومتری بستان متوقّف شدند. در محور فکه نیز سه گروه رزمی شامل باقی‌ماندۀ گروه رزمی  تیپ 37 زرهی شیراز و گروه رزمی 138 پیاده لشگر 21 (گردان 138 و یک گروهان کامل تانک) و قسمتی از گروه رزمی 141 پیاده لشگر 21 توانستند با استفادۀ صحیح از موشک‌های ضدّتانک تاو و دراگون و آر.پی.جی- 7 و استفاده از تانک‌های موجود و با استفادۀ مناسب از زمین و آتش دیده‌بانی‌شده، تعداد 25 دستگاه تانک دشمن را کاملاً منهدم و لشکر 1 مکانیزۀ عراق را زمین‌گیر کنند. مقاومت و ایثار یگان‌های لشگر 21 چنان بود که سرلشگر عراقی،  وفیق السامرایی در کتاب «ویرانۀ دروازۀ شرقی»، صفحۀ 64  از آن به عظمت یادمی‌کند.

در مجموع با وجود مقاومت شدید رزمندگان و مردم در منطقۀ غرب، پس از 5 روز نبرد مداوم با دشمن، شهرهای سومار، مهران، قصرشیرین و نفت‌شهر به اشغال دشمن درآمد.

خرمشهر در ششمین روز نبرد، صحنۀ یک حماسۀ بزرگ بود. فشار نیروهای تقویت‌شدۀ عراقی به حدی شدت‌یافت که احتمال سقوط خرمشهر در همان روز قطعی به نظر می‌رسید. عناصر باقی‌ماندۀ لشکر 92 زرهی، شامل نیروهای یک گردان تانک و گردان 151 پیادۀ دژ، در این روز با کمک ژاندارمری در شمال خرمشهر، در حدود پلیس راه، دفاع از شمال شهر را به عهده گرفتند. سایر نیروها شامل باقی‌ماندۀ گردان 165 مکانیزه، به علاوۀ گردان تکاوران دریایی، دانشجویان دانشکدۀ افسری، رزمندگان سپاه پاسداران، و نیروهای مردمی که با مراجعه به مراکز نظامی و با گرفتن سلاح و امکانات به رزمندگان می‌پیوستند، از منطقۀ غرب خرمشهر و جنوب آن عملیات تدافعی خود را برنامه‌ریزی‌کردند.

امیر بازنشستۀ ارتش، سرتیپ‌دوم سعید پورداراب در کتاب «تقویم تاریخ دفاع مقدس»، جلد دوم، صفحۀ 156 می‌نویسد: «با تحلیلی ساده و منطقی از روند جنگ و نتایج حاصله و مقایسۀ نیروهای طرفین و پیش‌روی ارتش عراق در روزهای نخستین جنگ، به درستی مشخص نیست چرا پس از 5 روز نبرد سهمگین و انهدام بخش عظیمی از نیروهای ارتش در غرب و جنوب، دستور حرکت لشکرهای 77، 21 پیاده، 16 زرهی، و 88 زرهی به منطقه داده‌نشد؟ و چرا یگان‌های نیرو[ی زمینی] را به صورت گردانی که هدف بسیار مناسبی برای نابودی توسط دشمن بود، به مناطق اعزام‌می‌کردند؟ فقط پاسخ این سؤال و خیلی موارد مشابه را باید از زبان بنی‌صدر، فرمانده کل قوای وقت و مسؤولان آن زمان شنید

صدام در هفتمن روز جنگ، پیشنهاد آتش‌بس داد و اعلام‌نمود در صورتی که دولت ایران شرایط اعلام‌شده را بپذیرد، ترک مخاصمه شود. این اقدام به معنای اعتراف آشکار مهاجم به شکست استراتژی‌اش در حمله به ایران بود. نبردهای 7 روز آغازین جنگ در خرمشهر، بستان، رقابیه، عین‌خوش، و دهلران که با واردکردن تلفات سنگینی به دشمن همراه‌بود، ارتش عراق را حتی از رسیدن به اهداف اولیۀ خود بازداشت و دشمن مجبور به توقف در مناطق ناخواسته و نامناسب گردید. رژیم بعث عراق که با هدف تصرف سه روزۀ ایران، رویای فتح قادسیه را در سر می پروراند، 34 روز تمام در پشت دروازه‌های خرمشهر، کابوسی را برای خود رقم‌زد که تعبیر شوم آن سال‌ها بعد دامن طراحان این سناریوی پلید را گرفت. نکتۀ قابل تأمل این است که به خلاف اشتباه تاریخیِ رایج، خرمشهر هرگز سقوط نکرد، بلکه تنها قسمت مهمی از شهر در شمال رود کارون سقوط کرد، ولی زمین خرمشهر در جنوب کارون هیچگاه به قدوم مزدوران بعثی عراق آلوده‌نشد.

دولت ایران در پاسخ به پیشنهاد آتش‌بس صدام اعلام‌کرد تا زمانی که حتی یک سرباز عراقی در قلمرو سرزمین ایران وجود دارد، حاضر به مذاکره نخواهد بود و تنها شرط قبول آتش‌بس از نظر ایران این است که دولت عراق نیروهای خود را از خاک ایران بیرون ببرد. نظام دیپلماسی بین الملل به سرکردگی آمریکا که نقشه های خود را در قبال حملۀ عراق به ایران نقش برآب می‌دید، در هفتمین روز نبرد، ششم مهر ماه 1359، قطعنامۀ 479 را در شورای امنیت صادرنمود. عراق بلافاصله این قطعنامه را پذیرفت، لیکن جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد تا وقتی که نیروهای عراقی خاک ایران را ترک نکنند و به خرابکاری و اقدامات خصمانۀ خود پایان ندهند، ایران هیچ قطعنامه‌ای را نخواهد‌پذیرفت.

 

 

 

 

 

                                                                                                                 ارسالی از روابط عمومی نیروی زمینی ارتش

 

 

 

 

 

 

 

[1] .  "اتحاد ارتش و سپاه نویدگر پیروزی‌ها بود"، گفتگو با امیر سرتیپ مصطفی ارضی‌فر: فرمانده لشکر 21 حمزه سیدالشهداء،  جمهوری اسلامی، 31/6/1387.

 

 

[2] .  "چهرۀ راستین و شکست‌ناپذیر نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران"، تفاهم، 27/1/1387.  و  مرکز پژوهش‌های دفاع مقدّس نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی، زیر نظر فرهاد بهروزی، تقویم تاریخ دفاع مقدّس (تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1384)، ج 2، ص 19و154.

 

 

[3] .  "خرمشهر هیچگاه سقوط نکرد"، گفتگو با سرهنگ پیاده ستاد مجتبی جعفری، اعتماد ملی، 2/3/1387

 

1 person likes this

Share this post


Link to post
Share on other sites

نمیدونم چه اصراری هست که همه چی رو به گردن بنی صدر میخوان بندازن 

نمیخوام بگم بنی صدر بی تقصیر بود ولی نفرات دیگری هم هستن که در این اتفاقات دخیل بودن نظیر اقای غرضی و x و y 

در کل متن سعی شده که نیروهای به اصلاح مردمی و غیره هم نام ببرن ولی واقعا خیلی احتیاط کردن 

1 person likes this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now
Sign in to follow this  
Followers 0