Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Sign in to follow this  
Followers 0

نیروی هوایی نیروی هوایی در ماه اول جنگ

36 posts in this topic

در این پست به بررسی وضعیت نیروی هوایی ارتش و کارهای انجام شده در یک ماه اول جنگ می پردازیم 

 

31 شهریور ماه 1359 تا 30 مهرماه 1359 

11

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام 

در مورد نیروی هوایی بخشهای مختلفی درگیر امادگی وماموریتهای محوله بودند که می بایستی به انها هم توجه شود اولین گروه این افراد بچه های پدافند بودند که بعد از حمله سراسری عراق ورسمی شروع جنگ واکنشهای خودشان را با زدن هواپیماهای مهاجم حمله کننده به تهران ودیگر پایگاهها وهمراهی نیروی پشتیبانی شکاریها جواب درستی به حمله غافلگرانه بعثی دادن با انیکه همه عزیزان می داند که با توجه به خیانتهای اوایل روزهای انقلاب وان اتفاقات وبر چیدن پدافندهای مستقر در مهراباد ودیگر پادگانهای وفرودگاههای کشور عملا پدافند درست وسیتماتیکی موجود نبود .

حالا روز 31 شهریور بعدازظهر که مهراباد ودوشان تپه مورد حمله قرار گرفت پدر وبرادر من دقبقا چند دقیقه از شروع حمله به یگانهای خود را معرفی کردن رفتن همان با اجازه شما 3 ماه بعد پدر و4 ماه بعد هم برادرم برای چند روز برگشتن منزل .لذا می بایستی در بخش نیروی هوایی توجه به نیروی فنی وپدافند ولجستیک ابمنی زمینی تیمهای رسکیو واطلاعات وهم همراه با خلبانان قهرمان توجه شود .

با تشکر 

14

Share this post


Link to post
Share on other sites


نگاهی کلی و تحلیلی بر یکماه اول جنگ

 

نخستين بار در سال 1253 هجري قمري والي عثماني در عراق به خرمشهر حمله كرد و از آن پس گاه و بيگاه در برابر تجاوزات طرفين عهدنامه هايي به امضا مي رسيد
در سال 1266 هجري قمري عهدنامه ي ارض روم، در سال 1329 هجري قمري پروتكل تهران و در سال 1331 هجري قمري پروتكل استامبول در مورد  اختلاف هاي مرزي دو كشور مطرح گرديد. بار ديگر در سال 1935 ميلادي ايران و عراق در جامعه ملل  مطرح شد كه منجربه عهدنامه ي مرزي 1316 هجري شمسي(1937 ميلادي)) گرديد.
به دنبال الغاي اين عهدنامه در سال 1348 عهدنامه اي بدين شرح في مابين دو كشور به امضا رسيد:
1-      مرزهاي زميني خود را بر اساس پروتكل استامبول مورخ 1913  و صورت جلسه هاي تعيين مرز مورخ 1914 تعيين كنند.
2-      مرزهاي آبي خود را بر اساس خط تالوگ تعيين كنند.
3-      دو كشور متعهد شوند كه در مرزهاي خود كنترل دقيق و موثر به منظور قطع هر گونه رخنه و نفوذ كه جنبه ي خرابكارانه از هر سو داشته باشد اعمال كنند.
4-      توافق شده كه مقررات فوق عواملي جهت يك راه حل كلي هستند و نقص هر يك از موارد مغاير روح توافق الجزيره است.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي صدام حسين براي رسيدن به اهداف توسعه طلبانه ي خود با اين تصور كه مي تواند خلاء قدرت ناشي از سقوط شاه در منطقه ي خليج فارس را پر كند و نقش رهبري اعراب را به بهانه ي دفاع و  گسترش آرمان هاي ناسيوناليسم عرب احراز كند به اقدامات و صحنه سازي هاي ديپلماتيك پرداخت تا زمينه اي براي به دست آوردن عنوان قدرت برتر منطقه براي خود فراهم كند.

egum9lmzn7571lzniow8.jpg

از نظر تبليغاتي نيز عراق شهرهاي اهواز را الاحواز و خرمشهر را محمره آبادان را عبادان و هويزه را حويزه و سوسنگرد را    خفاجيه و بالاخره خوزستان را عربستان نامگذاري كرد  . در همين رابطه در نشريه ي ژون افريك تاريخ 9 ژوئن 1982 در خصوص اقدامات صدام در مورد لغو عهدنامه 1975 و آغاز جنگ تحميلي عليه ايران مقاله اي منتشر گرديد كه با بيان اهم مطالب آن به تاريخچه ي مختصر روابط دو كشور ايران و عراق خاتمه داده شد.
1- روز 5 اوت 1980 صدام با برخي از سران منطقه در شهر طائف ملاقات كرد. از لحاظ تئوري هدف اين ديدار تقويت همكاري بين آن ها و حصول توافق درباره ي يك استراتژي براي مقابله با ضميمه كردن بيت المقدس به اسرائيل بود ولي در واقع مبارزه عليه ايران هدف اصلي اين ملاقات بود.
2- طي اين ملاقات طرفين ضمن تجزيه و تحليل شرايط و اوضاع و احوال ايران و اين كه ايران با مخالفت هاي متعدد و مشكلات ناشي از گروگان گيري كارمندان سفارت آمريكا روبه رو بود به اين نتيجه رسيدند كه عراقي ها در سواحل خليج فارس خود را براي شكست دادن رژيم ايران آماده كنند.
3- تماس هايي كه صدام با مخالفان ايران برقرار كرده بود او را به اين نتيجه رساند كه به محض شروع جنگ اين نظام از هم خواهد پاشيد. لذا در 22 سپتامبر صدام به ارتش خود فرمان هجوم به ايران را صادر كرد.


نيروي هوايي و آغاز تجاوزدر31 شهريور 1359

 

 

تابستان 1359 تجاوز آشكار نظامي ارتش عراق با تعرض همه جانبه هوايي به ده مركز  مهم هوايي با قصد انهدام ظرفيت جنگي نيروي هوايي ارتش ايران آغاز شد. رژيم عراق سرنگوني جمهوري اسلامي ايران را به عنوان هدف مدنظر داشت. عراق در نخستين روز تجاوز و با طرح ريزي حمله هوايي به مراكز پروازي ايران از دام

1gh36rxxwbl7az3slaiv.jpg

 

گستري اسرائيلي ها در جنگ ژوئن 1967 اعراب و اسرائيل تقليد كرده بود كه با درايت طراحان نظامي و توان رزمي نيروي هواييي ارتش ايران با شكست مواجه شد.
خلبانان نيروي هوايي ارتش ايران نيز با يك حمله برق آسا در كمتر از دو ساعت جواب اين حمله را دادند و در فرداي آنرو با به پرواز در آوردن 200 فروند هواپيماي جنگنده و حمله به پايگاه هاي مهم نيروي هوايي عراق به وسيله ي 140 فروند هواپيماي شكاري بمب افكن درسي عبرت انگيز به آنان دادند. نيروي هوايي در اين روز بيش از 335 سورتي پرواز عملياتي انجام داد كه اين به نوبه خود امري مهم تلقي مي شد

muttvp6y5r1h10bapgrd.jpg

در اين تهاجم وسيع هدف هايي مورد تهاجم قرار گرفتند كه عبارتند از :
1-      پايگاه هاي هوايي و نظامي، موصل، الرشيدبغداد، سليمانيه، كوت، شعيبيه، ناصريه وام القصر
2-      هر دو باند پروازي پايگاه كركوك
3-      پالايشگاههاي نفت كركوك و بصره
4-      فرودگاه هاي حبانيه شمال
5-      چاه هاي نفت بابا گرگو ومخازن نفت موصل و تاسيسات گازي كركوك
6-      پل هاي ارتباطي تنومه و بصره
اين حملات كه منجر به انهدام و از رده خارج شدن بخشي از توان رزمي نيروي هوايي دشمن براي مدت طولاني شد، باعث شد تا ارتش عراق در به كار گيري اين نيرو دچار ضعف هاي آشكار شوند و نيروي زميني خود را بدون پشتيباني و پوشش موثر هوايي در مناطق داخل خاك ايران رها كنند. به همين دليل نيروي ارتش ايران با كسب برتري هوايي، واحدهاي زرهي، پياده، مكانيزه، توپخانه و قرارگاها ي تاكتيكي، نقاط آماده ي ستون هاي نظامي و محورهاي مواصلاتي نيروي پياده دشمن را مورد تهاجم هواپيماهاي شكاري بمب افكن قرار داد. بعد از اين حمله سراسري از آن سوي مرزها خبر رسيد كه تعدادي از پايگاه هاي عراق تا 2 ماه بعد از اين حمله عملياتي نشدند .

 

ارتش ايران با طرح ريزي هاي اوليه ي عملياتي در جهت بمباران مراكز نظامي به ويژه پايگا هاي هوايي دشمن اين اصل مهم را مورد توجه قرار داده بود كه با زمين گير كردن هواپيماهاي عراق و كسب برتري هوايي، فرصت زماني كافي براي رسيدن به اين اهداف را به دست آورد:
1-      فراهم نمودن فرصت لازم براي سازماندهي نيروهاي پراكنده سطحي و انجام طرح ريزي هاي اولي پدافندي
2-      انتقال نيروهاي سطحي از پشت جبهه به مناطق عملياتي
حكام جنگ افروز بغداد تصميم گرفتند عمليات تعرض هوايي و بمباران استراتژيك در داخل ايران را انجام دهند. با توسعه ي حملات عراق به منابع استراتژيك كشور وظيفه ي خطير در حراست از آن ها به عهده ي فرماندهي هوايي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران گذاشته شد و با سود جستن از شبكه ي گسترده اي از ايستگاه هاي رادار و پست هاي شنود الكتريكي، تحركات هوايي دشمن را زير نظر گرفتند و با بهره گيري از هواپيماها و سيستم هاي موشكي و ضد هوايي از قلمرو ايران به صورت عمليات تجسس، كشف، شناسايي و انهدام هواپيماهاي دشمن در ابعاد زير پرداخت:
1-      برقراري مناطق ايستايي هواپيماهاي شكاري از جمله هواپيماي مردن اف14 به صورت نگهبانان آسمان كشور
2-      برقراري پوشش هوايي در ارتفاعات مختلف
3-      تقويت و گسترش شبك ي اعلام خبر و كنترل عملياتي آتشبارهاي موشكي ارتفاع متوسط و كم ساير تجهيزات توپخانه و موشكي ارتفاع كم نيروهاي مسلح
4-      ايجاد شبكه جهت اعلام وضعيت هاي مختلف پدافندي از رسانه هاي گروهي به هنگام شروع يا خاتمه حملات هوايي جهت ارتفاع عمودي
5-      كاهش توان رزمي هوايي دشمن در پوشش هوايي  و پشتيباني نزديك از نيروهاي زميني خود
6-      آزادي عمل جهت هواپيماهاي شكاري خود
7-      كاهش ظرفيت جنگي دشمن در دست زدن به حملات احتمالي هوايي به نقاط حساس و حياتي، اقتصادي، سياسي، صنعتي و ...استراتژيكي كشور
8-      كسب فرصت جهت تامين و تقويت بنيه ي دفاع هوايي نزديك و دور از منابع استراتؤيكي كشور
9-      مهيا شدن زمينه ي مناسب جهت تغيير ماموريت و مقابله سريع نيروي هوايي با تمركز تلاش هوايي بر عليه نيروهاي سطحي دشمن به منظور انسداد و جلوگيري از پيشروي آن ها در داخل خاك ايران.

 

ارتش عراق زير فشار نيروهاي ايران به اجبار ناچار به توقف و تثبيت در مواضع نامناسب تاكتيكي شد. دشمن بعثي ناتوان از پاسخ گويي به حملات كوبنده ي نيروهاي هوايي نقاط مسكوني شهرهاي ميهن اسلامي را هدف حمله خود قرار داد كه در اين راستا شهر دزفول به عنوان سمبل مقاومت مردمي و نشانه ي جنايات رژيم عراق متحمل نخستين حملات هوايي و موشكي دشمن گرديد و به اين طريق سر فصل جديدي از جنايات رژيم عراق در حمله به شهرها و نقاط مسكوني گشوده شد.
به استناد مندرجات روزنامه ي كيهان مورخه 8/7/1359 خبرگذاري    آسوشيتد پرس در نهمين روز از آغاز تجاوز عراق به ايران از اعزام هواپيماهاي آواكس (رادارهاي پرنده) آمريكا به منطقه ي خليج فارس جهت كسب و ارسال اطلاعات نظامي به ارتش عراق گزارش داده است. در گزارش اين خبر گزاري با اشاره به اين كه هواپيماها قرار است توسط ايالات متحده آمريكا در خاك عربستان مستقر شود تا تحركات جنگ ايران و عراق زير نظر بگيرد. اين هواپيماها قادرند تا برد 400 كيلومتر در اطراف خود را ار هر نظر تجسس كنند و تحركات هوايي را كشف و شناسايي كرده و به مراكز تصميم گيري گزارش دهند.
در همين ايام خبر گزاري رسمي شوروي (تاس) نيز به حمايت از عراق برخاست و گفت: دولت شوروي بر اساس پيمان هاي نظامي كه با عراق بسته در صورت هر گونه تهديدي عليه اين كشور ناچار است اقدامات لازم را براي نجات عراق انجام دهد.

 

cnn1rqddaiebrvnckj1f.png

ارتش عراق نيز با اين پشتيباني حملات خود را ادامه داد و در مقابل اين حملات نيروي هوايي كشورمان حملات خود را تنها متوجه تاسيسات حيايتي اقتصادي ونظامي دشمن كرد و با هدف قرار دادن پالايشگاه كركوك، خانقين، دوحه بغداد، كارخانجات پتروشيمي بصره و زبير، پل هاي تنومه ،القرنه،          ام القصر،پادگان هاي رواندوز و زاخو، تاسيسات نفتي كركوك، موصل، رادار زبيده، تاسيسات برق سدهاي دوكان و در بنديخان، تلمبه خانه عين الزاله و صدها هدف نظامي و اقتصادي ديگر صدمات سنگيني بر پيكر اقتصادي و نظامي دشمن وارد كرد. اين اقدامات پس از ده روز مبين شكست استراتژي عراق در حمله به خاك ايران بود.


نيروي هوايي و تثبيت نيروهاي دشمن/آبان 59- مهر 60
در يك ماه اول جنگ نيروي هوايي تقريبا تمامي اهداف از پيش تعيين شده در خاك عراق را بمباران كرده بود و با پروازهاي شناسايي بر فراز خاك دشمن سعي در شناسايي اهداف جديدي در عمق خاك دشمن نموده بود .
با كاهش فعاليت هاي هوايي عراق به دليل ترس از واكنش مستمر نيروي هوايي ارتش ايران با تركيب موزوني از هواپيماهاي مدرن و پيشرفته اف- 14 به منظور ايجاد پوشش هوايي و كسب برتري هوايي و تامين پرواز هواپيماهاي اف- 4 و اف-5 و جابه جايي تاكتيكي و استقرار سايت هاي موشكي پدافند زمين به هواي ارتفاع متوسط ( به صورت دفاع منطقه اي) به همراه گسترش تعداد قابل ملاحظه اي از تجهيزات توپخانه ضد هوايي ارتفاع كم ( به صورت دفاع نقطه اي) عملاً امكان هر گونه آزادي عمل رادر تحركات هوايي از نيروي هوايي عراق سلب گرديد و رژيم عراق از روزهاي آغازين دومين ماه نبرد از اجراي عمليات موثر و عمده ي هوايي در روند جنگ تحميلي باز ماند. ارتش عراق براي رهايي از نافرجامي طرح هاي عملياتي اش تمام تلاش خود را معطوف به بازگشايي جبهه ي جديدي در دريا كرد تا شكست خود را در خشكي و هوا جبران كند. نيروي دريايي عراق با وارد عمل كردن ناوچه هاي موشك انداز تندرو اوزا و هلي كوپترهاي سوپر فرلون مجهز به موشك هاي هوا به سطح تهاجم به كشتي هاي تجارتي ايران حامل كالاهاي استراتژيك در منطقه ي شمال خليج فارس را آغاز كرد.
طراحان و كارشناسان نيروهاي هوايي و دريايي ايران از ظرفيت جنگ و امكانات نيروي دريايي عراق اطلاع داشتند و احتمال وقوع نبرد در خليج فارس را پيش بيني مي كردند. در مهر ماه 1359 به تلافي عمليات دشمن ، اسكله هاي صادرات نفت الكبر و الاميه هم زمان مورد بمباران  جنگنده ي بمب افكن هاي نيروي هوايي و گلوله باران توپخانه ناوگان نيروي دريايي ارتش ايران قرار گرفت.
هدف مهم اين عمليات بيرون كشاندن واحدهاي دريايي عراق از مخفي گاه هاي خود در آبگيرهاي منتهي به خورهاي زبير و عبدالله بود كه توسط هواپيماهاي شكاري نيروي هوايي ايران در هم كوبيده شد و در راستاي اين هدف دو فروند ناوچه ي پيش رفته اوزا هدف قرار گرفته و به قعر آب هاي خليج فارس فرستاده شد.
روز هفتم آذر ماه 1359 خلبانان نيروي هوايي ارتش ايران بر اساس  طرح هاي از قبل تعيين شده و هماهنگ با نيروي دريايي و با اتخاذ تمهيدات و تاكتيك هاي ويژه رزمي، نيروي دريايي عراق را به صحنه ي نبرد در شمالي ترين بخش خليج فارس كشانده و در يك نبرد سهمگين و رو در روي هوايي موفق شدند هفت فروند هواپيماي شكاري آنان را منهدم كنند و هفت فروند از ناوچه هاي موشك انداز و يك فروند ناو نيرو بر يك هزار تني را هدف قرار دهند و به قعر آب هاي خليج فارس بفرستند كه جمعي از پرسنل اين واحد ها توسط شناورهاي خودي به اسارت در آمدند.
  اين گونه بود كه دست عراق از منطقه ي استراتژيك خليج فارس قطع شد و به همين دليل اين روز به روز نيروي دريايي ارتش ايران نامگذاري شد. در طول اين دوره نيروي هوايي با حملات مداوم هوايي در عمق خاك دشمن توان رزمي عراق را در ابعاد اقتصادي و نظامي به نحو چشم گيري منهدم كرد و مجموعه اي از اهداف استراتژيك نظير پالايشگاه هاي مهم ، تلمبه خانه هاي نفت ، كارخانجات پتروشيمي و صنايع سنگين، نيروگاه هاي برق، ترمينال هاي نفتي و هدف هاي تاكتيكي مثل پايگاه هاي هوايي و فرودگاه هاي مقدم و انبارهاي مهمات و ... از دسترس خلبانان نيروي هوايي به دور نماندند.
نيروي هوايي عراق در راستاي اين طرح نظامي، يكان هايي از تجهيزات پدافند زمين به هوا شامل موشك هاي زمين به هواي سام 3 و سام 6 و توپ هاي ضد هوايي هدايت شونده راداري را در جبهه هاي نبرد گسترش مي داد.

 

lrq2zfo4wleai9249ref.jpg

ارتش ايران نيز با تغيير تاكتيك تهديدات را خنثي كرده و براي كاهش ضايعات احتمالي راه كارهاي مناسبي را اتخاذ نمود كه در اين زمينه مي توان بمباران هوايي محل تجمع نيروها، تجهيزات و ادوات عراق از ارتفاع بالا اشاره كرد. نتايج اين عمليات دشمن را وادار به انتقال سيستم موشكي زمين به هواي ارتفاع بالا سام 2 به منطقه ي نبرد كرد كه متقابلاً با به كار گيري روش هاي ويژه جنگ الكتريكي تهديدات موشك هاي سام 2 نيز خنثي شد.
رژيم عراق نيز به دليل ضعف نظامي خود به كشورهاي پيشرفته صنعتي متوسل شد. كشور فرانسه بزرگ ترين پشتيبان غربي و تامين كننده ي سلاح براي عراق بود كه 60 فروند هواپيماي پيشرفته ميراژ اف-1 مجهز به موشك هوا به سطح اگزوست و موشك هوا به هواي سوپرماترا 530 در اختيار آن ها قرار داد.
عراق بخش بزرگي از هواپيماهاي شكاري بمب افكن و ترابري عملياتي خود را به پايگاه هوايي الوليد (h-3) در منتهي اليه غرب اين كشور در جوار مرزش با اردن منتقل كرد تا بتواند با جا به جايي به پايگاه هاي مقدم جبهه در عمليات تاكتيكي نظامي از اين هواپيما ها استفاده كند.
كارشناسان ايراني نيز با بهره گيري از انواع هواپيماهاي شكاري بمب افكن، شكاري رهگير، پست فرماندهي پرنده و هواپيماهاي سوخت رسان با انجام 4 مرحله سوخت گيري در آسمان و پرواز در ارتفاع بسيار كم در تاريخ  15 فروردين 1360با به پرواز درآوردن 10 فروند هواپيماي اف 4 و عبور دادن 8 فروند آنها از مرز با طي مسافتي طولاني، مرزهاي شرقي عراق را پشت سر گذاشتند و پس از رسيدن به مرز غربي ( نوار مرزي مشترك عراق و اردن) در يك عمليات غافلگير كننده به هدف هاي از پيش تعيين شده شامل تاسيسات ، هواپيماها و امكانات عملياتي پايگاه هوايي الوليد و فرودگاه هاي آن يورش برده و ضمن انهدام اين مراكز، همگي به سلامت بازگشتند. در اين عمليات غروز آفرين علاوه بر شركت هواپيماهاي اف 4 بعنوان محور اصلي انواع هواپيماهاي سوخت رسان و ترابري و هوايپماهاي شكاري اف 5 و 14 نيز بعنوان شركت كننده در ماموريت فريب شركت داشتند.
نيروي هوايي به لحاظ تنوع، پيچيدگي، وابستگي تجهيزات  عمده ي آفند و پدافند شامل انواع هواپيماهاي پيشرفته و جنگنده بمب افكن، ترابري سنگين و سبك، رادارها، ايستگاه هاي شنود و الكترونيكي انواع موشك هاي هوا به هوا، هوا به زمين و زمين به هواي، سيستم هاي كنترل آتش و كامپيوتر ها ، بيش از هر نيروي ديگر در داخل كشور با كمبودهاي آشكار پشتيباني و لجستيكي در ابعاد تعميراتي و نگهداري مواجه بود. از طرفي دشمن نيز كه با كشته و اسير شدن تعداد زيادي از سربازانش كه موجب تسليم شدن اين نيروها به ايران مي شد به اين نتيجه رسيدند كه ادامه ي جنگ در جبهه ها ي زميني به سود عراق نخواهد بود. به اين ترتيب با ايجاد امكانات جديد دامنه ي فعاليت هاي تاكتيكي نيروي هوايي عراق تدريجاً توسعه يافت و پس از چندي تهديدات بر عليه ناوگان تجارتي ايران در منطقه ي شمالي خليج فارس و تاسيسات نفتي جزيره ي خارك به صورت جدي مشاهده شد. با تغيير استراتژي نيروي هوايي عراق پس از آبان 1359 و شناسايي و بمباران اهداف مهم اقتصادي و صنعتي و نظامي كشور واحدهاي دفاع هوايي نيروي هوايي ارتش ايران ماموريت جديدي را آغاز كردند.
انهدام دو فروند هواپيماي پيشرفته ي توپولف- 22 در تاريخ هفتم آبان 1359 درحوالي تهران و نجف آباد و همچنين به اسارت در آمدن تعداد زيادي خلبان و سرنگوني هواپيماهاي دشمن در اين برهه از جنگ از نتايج اين اقدام به موقع به شمار مي آيد.
به كارگيري هواپيماهاي رهگير مدرن اف- 14 باعث شد تا نيروي هوايي ايران حاكميت خود را به داخل مرزهاي عراق و خارج از فضاي آب هاي فلات قاره و مرزهاي بين المللي گسترش دهد.

 

حال به واقع آنروزها از زبان خود خلبانان تیزپرواز نیروی هوایی و شاهدان میپردازیم

 

بعد از ظهر روز ۳۱ شهریور

 

سي و يکم شهريور 1359در ساعت 12 به وقت بغداد مرکز فرماندهي جنگ در عراق دستور پرواز 192 بمب افکن و جنگنده را براي حمله به فرودگاه هاي ايران صادر کرد. بيست دقيقه بعد، صدام حسين در حالي که يک چفيه قرمزرنگ به سر داشت و نوار  فشنگ به دور کمر بسته بود، وارد اتاق عمليات شد. عدنان خيرالله وزير دفاع عراق در گزارشي به او اعلام کرد: سرور من، جوانها بيست دقيقه قبل پرواز کردند.
صدام پاسخ داد: نيم ساعت بعد کمر ايران را خواهند شکست.
به اين ترتيب، با ورود هواپيماها به داخل مرزهاي ايران، جنگ هشت ساله آغاز شد. از ظهربه بعد، مراکز و پايگاه هاي هوايي ايران به طور غافلگيرانه اي مورد حمله قرار گرفتند که عبارت بودند از:

 

 

wfomv7s5qsc5q5dazqo2.jpg
 

اهواز: در ساعت 13/45 ميگ هاي عراقي باند  فرودگاه، سيلو، ماکرويو و ... را بمباران کردند.

کرمانشاه: در ساعت 13/50 فرودگاه و حوالي آن بمباران شد.

بوشهر: در ساعت 13/55 ميگ هاي عراقي فرودگاه بوشهر را مورد حمله قرار دادند.

دزفول: در ساعت 14 باند پايگاه چهارم شکاري بمباران شد.

تهران: در ساعت 14/20 چهار فروند ميگ عراقي به فرودگاه مهر آباد و پايگاه يک شکاري حمله کردند که باند پايگاه و شش هواپيماي نظامي مورد اصابت بمب قرار گرفت.

 

3dghnkiblbbu5w834d1v.jpg

سنندج: در ساعت 14/30 فرودگاه، سپاه و چند نقطه از شهر بمباران شد.

همدان: هواپيماهاي عراقي، پايگاه هوايي نوژه را بمباران کردند که به قسمتي از باند و انبار خساراتي وارد شد.

تبريز: پايگاه شکاري، پالايشگاه و نيروگاه برق تبريز بمباران شد.

اصفهان: کوه هاي اطراف ذوب آهن اصفهان توسط هواپيماهاي عراقي بمباران شد.

نيروهاي دشمن که در پشت مرزها آماده شده بودند از عصر اين روز حمله خود را به ايران آغاز کردند. بعد از ظهر حجم وسيع آتش دشمن بر روي شهر خرمشهر شروع شد و بسياري از مردم را به خاک و خون کشيد. گزارش ها حاکي است که همه پاسگاه هاي مرزي زير آتش عراق قرار گرفته و درخواست کمک از تمامي نقاط مرزي به مراکز نظامي بالاتر ارسال شده است.
آيت الله خامنه اي نماينده امام در ارتش در پيام راديويي اعلام کرد: دولت دست نشانده و مزدور عراق تجاوز هوايي را به حريم جمهوري اسلامي ايران آغازکرد و به چند پايگاه هوايي حمله کرده است. ما تاکنون نخواسته بوديم حمله کنيم اما ارتش جمهوري اسلامي تجاوز اين بعثي هاي دست نشانده را تحمل نمي کند و درس تلخي به صدام خواهد داد.

6ukm4vl5m2lxx251fjve.jpg

 

خلبانان نیروی هوایی ایران به فاصله دو ساعت پس از بمباران عراقی‌ها، توانستند در ساعت ۴ بعد از ظهر روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با هواپیماهای اف-۴ به پایگاه‌هایالرشید در جنوب بغداد و شعیبه در داخل خاک عراق و نزدیک مرز آن کشور حمله کنند و خسارات عمده به این دو پایگاه وارد آورند.

10

Share this post


Link to post
Share on other sites
10%2859%29.jpg
روبه‌روی خلبانی کهنه‌کار نشسته‌ام و با حوصله‌ای که كمتر در خودم ديده‌ام به حرف‌هایش گوش می‌دهم؛ آنقدر دقیق که فراموش می‌کنم دستگاه ضبط صوت حافظه‌اش پر شده و چند دقیقه‌ای است چیزی ضبط نمی‌شود. علیرضا نمکی‌عراقی که دوره‌دیده آمریکاست می‌گوید: «تجربه جنگ باید چراغ راه فردایمان باشد.» او در ابتدای جنگ تحمیلی فرمانده گردان 61 نگهداری متمرکز بوشهر با درجه سرگردی بوده که بعد فرمانده گردان 61 پروازی پایگاه هوایی بوشهر می‌شود. سپس در طول جنگ رییس طرح‌های عملیات هوایی استراتژیک تاکتیکی نهاجا و بعد جانشین فرمانده پایگاه هوایی بوشهر می‌شود؛ نهایتا هم تا پایان جنگ فرمانده پایگاه هوایی بوشهر می‌ماند. بعد از جنگ هم مدیر اطلاعات عملیاتی نیروی هوایی و آخرین سمتش در ارتش جانشین معاون اطلاعات عملیاتی نیروی هوایی بوده است. حالا اما دوران بازنشستگی را به ثبت خاطرات به قول خودش ساعت‌به‌ساعت و روزبه‌روز نبرد‌های نیروی هوایی پرداخته؛ خاطراتی 13هزارصفحه‌ای که در گنجه خانه سرهنگ جا داده شده و هنوز مجوز چاپ نگرفته است.
 
‌ از ابتدای جنگ حضور داشتید؟
بله؛ از ابتدای جنگ تا پایان در جنگ حضور داشتم.
‌ ابتدای جنگ سمتتان چه بود؟
فرمانده گردان 61 نیرو‌های متمرکز در بوشهر بودم.
‌ چند سال بود که در ارتش خدمت می‌کردید؟
حدود 13سال بود که در نیروی هوایی خدمت می‌کردم.
‌ مهم‌ترین چالشتان در ابتدای جنگ چه موضوعاتی بود؟
چالش‌های ما برمی‌گشت به انقلاب، چون سلسله‌مراتب فرماندهی به‌شدت آسیب دیده بود با  همان انگیزه‌هایی که به‌هرحال هیچ انقلابی ارتش کشورش را نگه نمی‌دارد؛ اما امام دستور داد که ارتش باید بماند. در نتیجه ارتش ماندگار شد اما برای اینکه ارتش دست به کودتا نزند و اتفاقی نیفتد، سلسله‌مراتب فرماندهی را به‌شدت تضعیف کردند. اما اولین بمب عراق که در بوشهر به زمین خورد به‌یکباره یک یکپارچگی میان تمام نیروها ایجاد شد طوری که همان روز اول که بمب خورد بلافاصله ما چهار فروند هواپیما برای بمباران پایگاه هوایی شعیبیه فرستادیم.
‌ یعنی بلافاصله پس از حمله عراق حمله کردید؟
بله، حدود ساعت دو بوشهر بمب خورد و ساعت چهار بچه‌ها بلند شدند. بعد از آن پرواز‌های دفاعی تا فردا صبح صورت گرفت. بخش آسمان بوشهر، خارک و خوزستان به‌عهده پایگاه هوایی بوشهر بود. صبح فردا هم آن حمله معروف انجام شد و در آن روز نیروی هوایی 321 سورتی پرواز انجام داد و می‌توانم بگویم نصف آن سورتی‌های پروازی در بمباران پایگاه‌های نظامی عراق حضور داشتند.
‌ پایگاه هوایی بوشهر به دلیل حفاظت از اسکله نفتی خارک بسیار مهم بود آیا این موضوع کار را سخت‌تر می‌کرد؟
بله؛ به‌تدریج که جنگ پیش رفت این حساسیت در خارک خیلی زیاد شد. روزهای آغازین جنگ نیروی هوایی ناگزیر بود در زمین و دریا و هوا بجنگد و باید از ورود ارتش عراق به خاک ایران جلوگیری می‌کرد و در آن زمان نیروهای زمینی به‌جز تیپ 92 زرهی و تیپ 37 زرهی و گردان 138 دستور داشتند در پادگان‌ها باقی بمانند.
‌ لشکر 92 زرهی خوزستان را می‌گویید؟
 بله لشکری که در جریان کودتای نقاب آسیب جدی دیده بود. این تیپ‌ها نمی‌توانستند جلوی لشکر عراق را بگیرند چون لشکر عراق با پنج لشکر، سه لشکر زرهی و دو لشکر مکانیزه به خوزستان حمله کرد و ایران نمی‌توانست با این توان نیروی زمینی جلوی ارتش عراق را بگیرد و ناچار نیروی هوایی شروع به‌کار کرد.
‌ و نیروی هوایی روز اول جنگ را استارت زد.
بله؛ در همان روز اول نیروی هوایی ایران تمام پایگاه‌های هوایی عراق را بمباران کرد، روز دوم 60‌درصد از تولید سورتی پرواز در بوشهر به بمباران تانک‌ها و یگان‌های زرهی مکانیزه پیاده دشمن و 40درصد به بمباران‌های استراتژیک یعنی زدن پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها و پل‌های مواصلاتی و ارتباطی عراق. در نتیجه زمانی که تمام پالایشگاه‌های کشور عراق از بالا یعنی از کرکوک، موصل، خانقین و بصره و حلفاییه و الدوره و رومیله زده شد، ارتش کشور عراق به‌طور کلی از نظر فرآورده‌های نفتی به صفر رسید به‌جز آن بخشی که در انبارها ذخیره داشت و پیش‌بینی کرده بود. زمانی که فرآورده‌های نفتی در عراق کاهش پیدا کرد سوخت تانک، سوخت خودرو و انواع روغن‌ها کم آمد و ارتش عراق ظرف یک‌هفته تا 10روز ناگزیر در خوزستان متوقف شد. یعنی لشکر زرهی عراق آمد که آبادان را محاصره کند اما در دارخوین متوقف شد و نتوانست جلوتر بیاید.
‌ یعنی اینکه نیروی هوایی نقش برجسته‌ای در جنگ داشت صحیح است؟
ارتش در طول جنگ با تمام توان جنگید و باید بدانیم که جنگ یک کار علمی و تخصصی است. اینکه نیروی هوایی بتواند به‌تنهایی کاری را انجام دهد این دیدگاه صحیح نیست. متاسفانه آن سیاستمدارانی که نظامی نبودند و از کار جنگ سررشته‌ای نداشتند تصورشان این بود که نیروی هوایی ایران می‌تواند جلوی ارتش عراق را بگیرد. نیروی هوایی در کنار نیروی زمینی و دریایی می‌توانست جلوی ارتش عراق را بگیرد اما در هفته اول جنگ تمام نیروگاه‌های عراق را زد به‌طوری که عراق ناچار شد فرآورده‌های نفتی را از عربستان، کویت و اردن وارد کند. نیروی هوایی حتی کاروان تانکر‌های سوخت را می‌زد.
‌ تا چه اندازه ارتش عراق می‌توانست برای ایران خطرساز باشد؟
ارتش عراق در طول تاریخ یعنی از سال 1920 که پایه‌گذاری شد و با سه‌هزار تانک که از جنگ جهانی اول انگلیسی‌ها به آنجا آورده بودند شکل گرفته بود. یعنی پایه و اساس زندگی ارتش عراق با زرهی گذاشته شد. دشمن همیشگی ما ارتش عراق بوده و همین الان هم ما نمی‌توانیم چشم‌هایمان را روی هم بگذاریم و ارتش عراق را نادیده بگیریم. ارتش عراق به‌خاطر مسایل ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک با ایران دشمن است. ما در گذشته طرح‌های مختلفی برای رویارویی با ارتش عراق داشتیم.
‌ منظورتان قبل از انقلاب است؟
بله؛ زمانی که انقلاب پیروز شد تا چهار یا پنج‌ماه بعد از انقلاب اصلا شورایعالی دفاع نداشتیم؛ شورایعالی انقلاب داشتیم. شورایعالی دفاع که بخواهد از کشور دفاع کند و بخواهد دکترین بدهد وجود نداشت. بعد از آن زمان این شورا تشکیل شد که طرحی برای نیروهای ارتش صادر کرد که برای نیروی هوایی طرح البرز، برای نیروی دریایی طرح ذوالفقار و برای نیروی زمینی طرح ابوذر نام گرفت.
sn0c8egyhr007x2mskhn.jpg

‌ آیا پس از این حمله ارتش ایران به خواسته‌هایش رسیده بود؟
البته حمله هوایی ارتش ایران به عراق بسیار موثر و مهم بود چون با زدن پالایشگاه‌ها انرژی عراق به‌شدت کاهش یافت و در خوزستان متوقف و خطوط دفاعی ارتش ایران تشکیل شد و پس از آن برای بازپس‌گیری خاک‌های گرفته‌شده توسط عراق آماده شد.
‌ چرا نیروی زمینی همزمان با نیروی هوایی وارد عمل نشده بود؟
متاسفانه فرماندهی ارتش ایران آقای سیدابوالحسن بنی‌صدر یک غیرنظامی بود و به‌سختی ارتش توانست تمامی دستورات ایشان را انجام دهد. این موضوع مشکل اصلی ارتش با فرماندهی جنگ و فرماندهی کل قوا در ابتدای جنگ بود و آرام‌آرام این مشکلات برطرف شد و ایران توانست ارتش عراق را پس بزند. برای اولین بار عملیات ثامن‌الائمه که در همان عملیات 150 دستگاه تانک، 160 دستگاه خودرو و ده‌ها ارابه توپ به غنیمت گرفته شد. یادم است که با همین تجهیزات سپاه یگان‌های زرهی خود را تشکیل داد چون سپاه در آن زمان سلاح سنگین نداشت. بله ارتش با طرح و برنامه کار را شروع کرد و خوشبختانه کار را پایان داد.
‌ از مهم‌ترین عملیات‌های نیروی هوایی کمان 99 بوده در این مورد توضیح می‌دهید؟
دستور البرز که صادر شد، در آن فرمانده نیروی هوایی یک رمزی گذاشت که اگر من گوشی تلفن را از فرماندهی برداشتم و به یک پایگاه فرماندهی زنگ زدم و گفتم کمان آن فرمانده پایگاه باید بگوید 99.
‌ و این پیام به چه معنا بود؟
این یعنی شناسایی دوجانبه انجام شده است. کمان 99 یعنی برابر دستورات به هدف‌هایتان حمله کنید که نیروی هوایی هم همین کار را انجام داد. دستور عملیات البرز بین عموم به کمان 99 معروف شد و کمان 99 نام عملیات نبود و رمز عملیات بود.
‌ نام عملیات چه بود که با این رمز انجام شد؟
دستور نبرد البرز مانند دستور فتح‌المبین که نامش کربلای 2 بود.
‌ برخی کمان 99 را جزو منحصربه‌فرد‌ترین حملات هوایی دنیا می‌دانند. تا چه اندازه این حرف صدق می‌کند؟
عملیات‌ها به‌صورت گسترده انجام می‌شد، ما در اولین عملیات حمله هوایی 321 سورتی پرواز داشتیم.
‌ سورتی به چه معناست؟
سورتی یعنی یک هواپیما از زمین بلند شود و یک عملیات یا چند ماموریت را انجام دهد که این 321 سورتی تقریبا برابر با 40‌درصد از توان هوایی نیروی هوایی بود.
‌ چرا 40‌درصد؛ خودتان می‌خواستید با این بخش از توانتان بجنگید؟
خیر، به یکباره در نیروی هوایی بسیاری از کارکنان به دلیل مسایل انقلاب یا رفتند یا بازخرید یا بازنشسته یا اخراج شدند.
‌ پیش از این ماجرا نیروی هوایی چند نیرو داشت؟
نیروی هوایی حدود 96‌هزار نیرو داشت که یک‌مرتبه زمان جنگ به چیزی حدود 40‌هزارنفر رسیده بود و از نظر نفر نیرو و خلبان خیلی کاسته شده بود. اما با این وصف در روز نخست جنگ ایران با 321 سورتی پرواز انجام داد. در روز دوم حدود 298 سورتی انجام شد که این یک رقم بی‌نظیر است.
‌ اما عملیات هوایی عراق ناموفق بود.
بله 92 فروندی که دفعه اول حمله کردند صدمات خیلی جزیی وارد کردند ولی به پایگاه‌های دیگر هم صدماتی خورده شد كه به‌سرعت ترمیم شد.
‌ و ارتش پاسخی جدی به حمله عراق داد؟
بله اما نه پاسخ خیلی دندان‌شکن، می‌دانید که نیروی هوایی ایران دستور داشت برابر یورش هواپیمایی عراق پیشدستی نکند. ما حق پیشدستی نداشتیم، باید صبر می‌کردیم ارتش عراق ایران را بزند و بعد جوابش را بدهیم.
‌ این یعنی ایران هرگز نمی‌خواست آغاز‌کننده جنگ باشد؟
بله، در طرح البرز آمده بود که به‌علت جو سیاسی حاکم بر کشور نیروی هوایی جمهوری‌اسلامی ایران اجازه پیشدستی در حمله به عراق را ندارد. ایران هرگز نخواست جنگی آغاز شود.
‌ مهم‌ترین عملیات‌های نیروی هوایی به ابتدای جنگ بازمی‌گردد؟
ما در یک‌ماهه اول جنگ 92 فروند هواپیمای جنگنده از دست دادیم. از 430 فروند هواپیمایی که داشتیم، در دوماهه جنگ این رقم به 113 فروند رسیده بود. هرچه جنگ طولانی می‌شد فشار به نیروی هوایی کاسته می‌شد چون در ابتدای جنگ نیروی هوایی خیلی درگیر شد و تخریب سنگینی هم در عراق ایجاد کرد. دقت کنید تمام نیروگاه‌های عراق بمباران شد طوری که عراق مجبور شد دو‌میلیون ژنراتور دستی برای تامین برق تهیه کند. در همان ابتدای جنگ در ماه ژوئن مجله آفریقای جوان نوشت وزیر انرژی ترکیه، بولین بنگل گفته بود از 350‌میلیون‌تن نفتی که سالانه به بندر یوموتالیک می‌رسید و توسط نفتکش‌ها به سراسر جهان منتقل می‌شد به صفر رسیده است و این یعنی عراق دیگر نمی‌توانست نفتی بفروشد.
‌ یعنی میزان خسارتی که نیروی هوایی به ارتش عراق وارد کرد بیش از خسارتی بوده که دیده است؟
اگر چیزی بگویم بدون پژوهش است اما ما تخریب سنگینی در عراق ایجاد کردیم یعنی نیروی هوایی در همان روز‌های ابتدایی جنگ تخریب سنگینی بر عراق تحمیل کرد.
a0dglmq0m2jika77shim.jpg

‌ و در کندروی عراق در حمله به ایران بسیار موثر بود؟
یکی از دوستان با من صحبت می‌کرد راجع به دفاع هوایی. به ایشان گفتم این حرف از روی وقوع حادثه نیست و من از روی احساسات این حرف را می‌زنم و الان می‌خواهم به شما آن را بگویم، به اعتقاد من اگر هواپیماهای اف-14 نبودند که برخی سیاستمداران در ابتدای انقلاب می‌خواستند اینها را باز پس دهند و قرارداد‌های ما را تماما لغو کردند، تمام قراردادهای نیروی هوایی مثل قرارداد خرید اف‌-16 و آواکس و موشک‌های خاص دیگر. اگر هواپیمای اف-14 نبود چه‌بسا، آسیب‌پذیر می‌شدیم یعنی نقش هواپیماهای اف-14 در دفاع هوایی کشور تا این حد بود و من فکر می‌کنم نیروی هوایی با آن تخریبی که انجام داد بنیان ارتش عراق را از بین برد. ارتش ایران به اعتقاد من کاملا منطقی جنگید و زیر بار هیچ حرفی نرفت. اول جنگ می‌گفتند جنگ کلاسیک دیگر معنا ندارد و ما با چریکی جنگیدن ارتش عراق را از کشور بیرون می‌کنیم؛ مگر می‌شود با دو تا کلاشنیکف یک ارتشی که به چهار‌هزار تانک مجهز است را بیرون راند؟ ارتش جنگید و با حساب‌وکتاب و منطق و علم و دانش نظامیگری جنگید که توانست ارتش عراق را از کشور خارج کند. به اعتقاد من ارتش ایران ارتش سرافرازی است و شاید بتوان گفت به دلیل تخریب‌هایی که نیروی هوایی در عراق ایجاد کرد توان عراق به یک‌دهم آنچه بود تقلیل پیدا کرد و انرژی دیگری برای ارتش عراق نماند.
‌ اشاره کردید ارتش جنگ را خوب شروع کرد و خوب تمام کرد می‌خواهم نگاهی به اواخر جنگ هم بیندازید؟
تا عملیات بیت‌المقدس فرماندهی عملیات‌ها با ارتش یعنی سرهنگ علی صیاد شیرازی بود که ارتشی بود و دستورات از طریق ایشان صادر می‌شد، اگرچه برادران سپاهی هم در قرارگاه‌ها بودند اما تمام تدابیر توسط ارتش صادر می‌شد. مثلا در عملیات فتح‌المبین آن بمباران‌های سنگینی که نیروی هوایی انجام داد، بمباران‌هایی که هربار 40 تن بمب روی سر عراقی‌ها می‌ریختند؛ بسیار در پیروزی نهایی اثر‌گذار بود. اما از بیت‌المقدس به‌بعد فرماندهی با سپاه بود و دیگر ارتش فرماندهی نداشت و ما همواره پشتیبانی می‌کردیم. در پایان جنگ در عملیات مرصاد هم ارتش با نیروهایی که به عراق رفته بودند و با ایران می‌جنگیدند مقابله کرد و شرکت فعال داشت. اما کار پایان جنگ به‌عهده خود بلندپایگان کشور بود و خود آنها بودند که تصمیم گرفتند با پذیرش قطعنامه 598 به جنگ پایان دهند.
‌ از مشکلاتی که نیروی هوایی با آن درگیر بود بحث تامین تجهیزات نظامی بود با این چالش چه می‌کردید؟
نیروی زمینی و دریایی هم با همین مشکل مواجه بود اما مهم‌تر از آنها نیروی هوایی بود چون نیروی هوایی همه چیز آن با تکنولوژی قرن بیستم درگیر بود. ما همان لاستیک را که چند تا پرواز می‌کند و اوت می‌شود در کشور نمی‌توانستیم تولید کنیم. اما همین کمبودها باعث شد ارتش با صنعت پیوند بخورد و به تکنولوژی تولید بسیاری از این نیازها دست یافتیم. به‌عنوان مثال ما هواپیماهای اف-4 و اف-14را داشتیم که می‌توانستند تا 80 یا 90‌هزار پا بالا بروند اما لباس فضانوردی نداشتیم. اگر ما هم این لباس‌ها را می‌داشتیم مثل خلبان‌های عراقی که می‌رفتند در ارتفاع 75‌هزارپا بمب می‌ریختند می‌رفتیم در 75‌هزارپا با گلوله می‌زدیم و می‌انداختیمشان.
‌ و این موضوع چه آسیبی می‌رساند؟
اگر فشار کابین از ارتفاع 50‌هزارپایی از دست برود خون حباب حباب می‌شود و قلب بلافاصله می‌ایستد و این مشکل باعث می‌شد که شهرهای کشور بمباران شوند. ارتش تا شب عملیات ثامن‌الائمه نیروی هوایی 25میلیون‌پوند بمب روی سر ارتش عراق ریخت و این 25میلیون‌پوند 13‌هزار تن بمب می‌شود، اگر شما بخواهید اینها را سوار تریلی کنید سه، چهار‌هزار تریلی می‌خواهد فقط با توجه به اینکه برخی بمب‌ها بد بار هستند. این بمب‌ها از ذاغه مهمات سوار شد. آوردند پای کار و بستند زیر طیاره و رفتند ریختند روی سر ارتش عراق. این رقم چیز کمی نیست و سیستم اتوماتیک لجستیک ارتش این بمب‌ها را پای هواپیما رساند یا اینکه این همه سوخت را رساند یا این همه قطعات نایاب را از انبار‌ها پیدا کرد و پای کار رساند. می‌دانید که نیروی هوایی اولین نیرویی است که در کشور مجهز به کامپیوتر مین‌فریند شد و بعد از نیروی هوایی وزارت دارایی گرفت. نیروی هوایی توسط این کامپیوتر می‌دانست که در کدام انبار در کدام قفسه چه قطعه‌ای وجود دارد. بحث‌میلیون‌ها قطعه است. نیروی هوایی به‌طور کلی با دانشی که در این سال‌ها اندوخته بود مجهز شد به هواپیماهای جت و کامپیوتر در آن سال‌هایی که کامپیوتر اصلا وجود نداشت. از سال‌های 1347 و 1348 از کامپیوتر استفاده می‌کرد و بر همین اساس در طول جنگ نیروی هوایی با دانشی که داشت شروع کرد به ساخت قطعاتی که تحریم بودیم و با احداث پایگاه‌هایی در دنیا با حضورذهنی که بچه‌ها داشتند به‌عنوان مثال می‌توانستند پنهانی یک رادار ارتفاع‌یاب تهیه کنند که این تلاش‌ها در نیروی هوایی ستودنی است که حتما تاریخ درمورد اینها خواهد نوشت.
‌ نیروی هوایی در طول جنگ چه تعداد از خلبان‌هایش را از دست داد؟
خلبان‌ها افراد ویژه‌ای هستند. دقت کنید استراتژی از جنس اندیشه است، تاکتیک از جنس پندار است. دقت داشته باشید که نیروی هوایی یک نیرو از جنس اندیشه است و با اندیشه آنان ایجاد شده است و نه با احساساتشان. با اندیشه انسان‌ها این نیرو برای دفاع از کشور سازماندهی شده است. به‌عنوان مثال از زمانی که یک خلبان وارد ارتش می‌شود تا زمانی که بخواهد یک عملیات بمباران در خاک دشمن انجام دهد هفت تا هشت‌سال طول می‌کشید الان فکر می‌کنم حدود 10سال طول می‌کشد. اگر شما خلبان جنگنده در نیروی هوایی نداشته باشید دیگر اسم آن نیرو نیست یک آژانس ترابری است و دیگر این نیرو جنگنده و رزمنده نیست. خلبان یک نقطه استراتژیک است و خیلی باید به آن اهمیت داده شود بنابراین باید بهترین آموزش را ببیند چون با جان انسان‌ها سروکار دارد. نه‌تنها جان خودش که ممکن است هواپیما را داخل یک شهر بیندازد و صدنفر را بکشد، ضمن اینکه وسیله بسیار گرانبهایی به دست یک خلبان جوان سپرده می‌شد. زمانی که انقلاب پیروز شد در زمان جنگ تعدادشان از دوهزارو500 خلبان آماده جنگ به 700 تا 800نفر رسید.
02iha7tk9x766iwm1mer.jpg

‌ البته با آغاز جنگ بسیاری از این افراد برگشتند؟
بله، تعداد زیادی پس از شروع جنگ به کشور برگشتند و جنگیدند و حتی شهید شدند. برای اینکه به دوستانشان بپیوندند و کمک کنند. این افراد را رها کرده بودند و به خارج از کشور رفته بودند اما با اینکه از نظر اقتصادی خیلی هم به‌نفع این افراد بود بیرون از نیروی هوایی کار کنند اما باز برگشتند و جنگیدند.
‌ می‌توانید از افرادی که بازگشته بودند و شهید شدند نام ببرید؟
بله، شهید چنگیز سپهر و شهید غفور جدی‌اردبیلی اینها افرادی بسیار باتجربه و کارآزموده بودند. یا آقای نصرت دهقارقانی که اسیر شد با درجه سرگردی یا شهید سرگرد علی اقبالی که یک‌ماه بعد از جنگ شهید شد با اینکه بسیار عملیات انجام داده بود در داخل خاک عراق و پایگاه هوایی کرکوک و موصل را کن فیکون کرده بود. شهید ابراهیم دلهامد پاکسازی شده بود و برگشته بود و می‌گفت نه حقوق می‌خواهم نه پول فقط می‌خواهم برای وطنم بجنگم.
‌ از عملیات‌های مهم نیروی هوایی برهم‌زدن نشست سران غیرمتعهدها در عراق بود. شما در این عملیات همکاری داشتید؟
من طراح این عملیات بودم و اعلام کردم که باید با 14 یا 15 فروند عملیات این کار را انجام دهیم اما به این دلیل که فرمانده آن زمان فرد متخصصی نبود گفت باید با دو فروند هواپیما حمله کنیم و مسوولیت این کار را هم محمود اسکندری و عباس دوران انجام دادند که عباس دوران را زدند و محمود را هم زدند و هواپیمای آسیب‌دیده را با آن وضعیت در ایران نشاند. به جرات می‌گویم اگر فرد دیگری به‌جز محمود بود نمی‌توانست هواپیما را برگرداند.
‌ آن زمان چه کسی فرمانده بود؟
سرهنگ محمدحسن معینی‌پور که در آن زمان خیلی‌ها را بازنشسته کرد که از خودش ارشد‌تر بودند. افرادی که معلم ما بودند و نبودشان تا مدت‌ها برای نیروی هوایی مشکل ایجاد کرد.
‌ دلیل موفقیت نیروی هوایی در جنگ را چه می‌دانید؟
من گمان می‌کنم چون نیروی هوایی آموزش‌دیده و فرهیخته بود وظیفه‌ای که برعهده داشت به‌خوبی انجام داد.
‌ چه اصلی در ارتش بسیار مهم است و موجب موفقیت شد؟
در ارتش آیین‌نامه بسیار مهم است و فرمانده هیچ وظیفه‌ای جز اجرای قانون ندارد اما دستور فرمانده فراتر از آیین‌نامه و قانون است. به همین دلیل فرمانده نقش معلم را دارد و اصولا کار ارتش کار استاد و شاگردی است. ما اگر می‌خواهیم در نیروی هوایی در آینده موفق باشیم از این جنگ که هزار‌میلیارددلار خسارت دیدیم باید تجربه بگیریم و دو کلمه را در ارتش باید حفظ کنیم فرمانده و قانون. باید بکوشیم و مطلقا جایگاه فرماندهی را حفظ کنیم من همین حرف را می‌توانم بزنم.
‌ نگاهتان به تجربه جنگ چیست؟
به اعتقاد من جنگ یک مقوله الهی نیست و یک اتفاق انسانی است و انسان جنگ را اختراع کرده است. اینکه انسان بیاید و این کار خود را توجیه کند درست نیست.
16

Share this post


Link to post
Share on other sites
وقایع روز اول مهر59
 
روز اول مهر ماه حملات هوایی عراق استمرار یافت . در ساعت 06:45 فرودگاه اهواز بمباران گردید و متعاقب آن مواضع نیروهای ایرانی از جمله موضع آتشبار کاتیوشا در شرق پاسگاه شهابی بمباران شد و 3 نفر افسر و 4 نفر درجه دار و 9 نفر سرباز شهید و مجروح شدند و آشپزخانه صحرایی و 4 دستگاه خودرو این آتشبار منهدم گردید .
 

 زمانی که حمله هوایی سراسری عراق علیه میهن اسلامی آغاز شد، عملیات تاکتیکی «انهدام نیروی هوایی عراق» به منظور کسب برتری هوایی توسط نهاجا در روز یکم مهرماه 1359 انجام شد. این عملیات بر پایه طرح «نبرد البرز» صورت ‌گرفت.

 

عملیات عکسبرداری و شناسایی هوایی تاکتیکی شروع عملیات 1/7/59

این عملیات تحت نام «ناصر» بصورت ترکیبی از عملیات ایستگاه‌های رادار و کنترلرهای شکاری با خلبانان هواپیمای سوخت‌رسان و جنگنده رهگیرهای «اف-14» و هواپیماهای شنود الکترونیکی«خفاش» بعنوان خدمات پشتیبانی رزمی و دفاع هوایی و اطلاعات و هشدار اولیه وارد عمل می‌شدند تا خلبانان هواپیماهای شناسایی «آر-اف-4ئی» بتوانند عکس هوایی را تهیه کنند.


* طرح «نبرد البرز» با 140 فروند هواپیما بر فراز عراق صورت گرفت

 

در این طرح نیروی هوایی از پیشدستی و غافلگیر کردن دشمن منع شده بود، به همین لحاظ نهاجا پس از اولین ضربات دشمن در روز یکم مهرماه با علم به اینکه اصل غافلگیری دشمن که از اصول جنگ است هرگز واقع نشده و دشمن با آمادگی کامل در صحنه حضور یافته است، با یکصد و چهل فروند هواپیما فرودگاه‌ها و پایگاه‌های هوایی دشمن را در هم کوبید.

 

3i826a6pnoy35c69nhqw.jpg

طلوع آفتاب و آغاز روشنایی روز در سرزمین عراق و در منطقه مربوط به هر یک از اهداف در روز یکم مهرماه 1359بود؛ علت انتخاب این زمان چنین بود که چون خورشید از شرق طلوع می‌کند و جنگنده ـ بمب‌افکن‌های نیروی هوایی نیز ‌باید از شرق به غرب به سوی اهداف خود پرواز کنند، بنابراین در هوای گرگ و میش صبحگاهی و تیغ تیز شعاع آفتاب در شرایطی که توپچی‌های زمین به هوا به سوی شرق و در حقیقت به سوی آفتاب می‌نگرند هدف‌گیری برایشان دشوار است.

" کمان ـ 99'' به عنوان رمز عملیات «انهدام نیروی هوایی دشمن» انتخاب شد؛ منظور از چنین واژه‌ای گذاشتن تیر در چله کمان از سوی ملت ایران و رها کردن آن تا دور دسترین نقاط عراق بود و 99 نیز تقارن شمارش اوراق و صفحات «طرح البرز» با عدد 99 بود.

* انهدام نیروی هوایی دشمن از مهمترین اهداف حمله به عراق بود

سراسر خاک و فضای کشور عراق «پایگاه‌های هوایی کرکوک - موصل - رشید - حبانیه - ناصریه -شعیبیه -کوت - المثنی» و اهداف دیگر در حد فاصل مدار 30 درجه شمالی یعنی جنوبی‌ترین مدار در خاک عراق تا شمالی‌ترین مدار در کشور مذکور که مدار 37 درجه شمالی بود جزء منطقه عملیات شامل شد.

این عملیات هوایی تحت نام «انهدام نیروی هوایی دشمن» counter air operationاهداف مشخصی داشت، مانند پایگاه هوایی، مخازن سوخت و مهمات هواپیماها، پناهگاه‌های هواپیماها، برج‌های مراقبت هوایی، تأسیسات کارخانجات هواپیماسازی و سوله‌ها و پناهگاه‌های اسکادران‌های تعمیر و نگهداری هواپیماها، باندهای پروازی و سایر اهدافی که در زمین‌گیر کردن هواپیماهای دشمن و کاهش فعالیت‌‌های هوایی او علیه نیروهای خودی مؤثر باشند.

برای آزادی عمل یگان‌های مانوری و انهدام این اهداف ابتدا باید مأموریت‌هایی بنام sead یا عملیات ضد پدافند هوایی دشمن supprision enemy air defence و قبل از حملات هوایی یا همزمان انجام شود و رادارها و موشک‌های ضدهوایی و توپخانه ضدهوایی در مناطق هدف از سر راه هواپیماهای بمب‌افکن برداشته شوند.

ا*واکنش سریع ایران به تجاوز دشمن بعثی سیادت نیروی هوایی ایران را به دنبال داشت

اجرای موفقیت آمیز این عملیات موجب کسب برتری هوایی در مناطق نبرد و مناطق عملیاتی می‌شد و هدف اصلی این عملیات ایجاد یک سیادت هوایی مطلق یا air suprimacy بود. چنانچه چنین هدف بزرگی حاصل نمی‌شد، دست‌کم برتری هوایی air superiority و باز هم‌چنانچه مقدور نمی‌شد، ‌باید یک برابری هوایی را تضمین کنیم که به آن air parity گفته می‌شود.

در آن زمان لشکر 92 زرهی در خوزستان انسجام کافی و لازم را نداشته و به تازگی از اتهام کودتای نافرجامی رها شده بود. هیچ نیروی نظامی دیگری نیز در منطقه خوزستان حضور نداشت که بتواند جلوی پیشروی تانک‌های دشمن را سد کند.

نهاجا ناگزیر باید از طریق هوا دشمن را آنچنان بمباران می‌کرد که به راحتی نتواند شهرهای خوزستان را یکی پس از دیگری متصرف و تحت کنترل خود درآورد. برای اینکار احتیاج به برتری هوایی نسبی در مناطق تحت پیشروی و متصرف شده دشمن بود. این عملیات در پایان توان پروازی دشمن را به میزان قابل توجهی کاهش می‌داد و از سوی دیگر اقدامی در تکمیل استراتژی دفاعی کشور بود.

از بعد تاکتیکی، انجام حملات هوایی علیه این اهداف، دشمن را در ابعاد خدمات پشتیبانی رزمی و آتش پشتیبانی هوایی، دفاع هوایی و اطلاعات و هشدار اولیه در میدان جنگ با موانع زیادی روبرو می‌ساخت و در نهایت می‌توانست به تهاجم عراق در خوزستان پایان دهد.

از بعد استراتژیک دفاعی، از آنجائیکه برآورد دشمن حاکی از زمین‌گیر بودن نیروی هوایی ایران بود، لذا انجام چنین عملیات سنگینی می‌توانست معادلات استراتژیک دشمن را با شکست روبرو سازد.

92av68x2uhuhv9zf7umg.jpg

نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در آن زمان در برابر یورش ارتش عراق قرار گرفت.

*«اف-4» و «اف-5» مهمترین هواپیماهای استفاده شده ایران در تهاجم به عراق بودند

در این عملیات که عمده‌ترین عملیات تاکتیکی هوایی در عرف جهان هوانوردی نظامی محسوب می‌شود، نهاجا از دو نوع هواپیمای جنگنده بمب‌افکن برای بمباران اهداف خود سود جست، یکی هواپیمای «اف- 4» ملقب به «فانتوم -2» و دیگری «اف-5» ملقب به «تایگر -2». در رابطه با دفاع هوایی گروه‌های پروازی حمله کننده و پایگاه‌های هوایی که بمباران آنها از سوی دشمن ممکن بود بخشی از این تعداد 140 سورتی پرواز را در بازگشت و اقدام برای فرود با مشکل مواجه ساخته و منجر به خسارات جبران ناپذیر دیگری شود، از هواپیماهای شکاری رهگیر «اف-14» و موشک‌های هوا به هوای فنیکس «phonix» یا «aim-54» و موشک‌های اسپارو یا «aim -7» و موشک‌های حرارت یاب سایدوایندر «aim-9» استفاده شد.

 

در پدافند هوایی زمین به هوا نیز موشک‌های راداری هاوک که در آن زمان به آنها improvedhawkمی‌گفتند و برای دفاع هوایی در ارتفاع متوسط مناسب بوده، همچنین موشک‌های راپیر «rapier» و توپ‌های ضدهوایی 35 میلی‌متری به نام اورلیکن و توپ‌های ضدهوایی 23میلی متری بنام «zu-23» که برای دفاع هوایی در ارتفاع پست مناسب بودند مورد بهره‌برداری قرار گرفت.

به طو رکلی یگان‌های زیر برای اجرای این عملیات هوایی بزرگ در قالب گروه‌های رزمی مانوری پشتیبانی آتش، دفاع هوایی، اطلاعات و هشدار اولیه، و خدمات پشتیبانی رزمی آرایش یافته و هر یک در جایگاه خود قرار گرفتند.

الف: پایگاه هوایی یکم شکاری واقع در مهرآباد تهران به فرماندهی سرهنگ خلبان ایمانیان

ب: پایگاه هوایی دوم شکاری واقع در تبریز به فرماندهی سرهنگ خلبان مرتضی فرزانه

ج: پایگاه هوایی سوم شکاری واقع در همدان معروف به پایگاه شهید نوژه به فرماندهی سرهنگ خلبان قاسم‌پور گلچین

د: پایگاه هوایی چهارم شکاری واقع در دزفول معروف به پایگاه وحدتی به فرماندهی سرهنگ خلبان محمدرضا تابش‌‌فر

هـ: پایگاه هوایی ششم شکاری واقع در بوشهر به فرماندهی سرهنگ خلبان مهدی دادپی

و: پایگاه هوایی هفتم شکاری واقع در شیراز به فرماندهی سرهنگ خلبان حسن شالچیان

ز: پایگاه هوایی هشتم شکاری واقع در اصفهان به فرماندهی سرهنگ خلبان حبیب‌الله صادق‌پور

ح: پایگاه هوایی یکم ترابری هوایی واقع در مهرآباد تهران به فرماندهی سرهنگ ناوبر عظیمی

ط: پایگاه هوایی هفتم ترابری هوایی واقع در شیراز به فرماندهی سرهنگ خلبان محمد حسن کاویانی

ی: فرماندهی پدافند هوایی واقع در قصر فیروزه تهران به فرماندهی سرهنگ کنترل شکاری ناصر اسکندر افشار

ک: فرماندهی اطلاعات و شناسایی هوایی واقع در دوشان تپه تهران تهران به فرماندهی سرهنگ خلبان جواد خسروی

ل: فرماندهی لجستیکی هوایی واقع در دوشان تپه تهران به فرماندهی سرهنگ فنی هوایی سیاوش رحیمی

پس از جلسه هماهنگی 17 آبان 58 در ستاد مشترک ارتش معاون عملیاتی نیروی هوایی سرهنگ خلبان محمود قیدیان طرح نبرد البرز را تهیه و در تاریخ 27 تیر 59 به کلیه یگان‌های عملیاتی نیروی هوایی ابلاغ شد که براساس این طرح یگان‌های عملیاتی دستورات رزمی لازم را تهیه و آماده کردند.

*«کمان-99» نخستین رمز تهاجم گسترده نیروی هوایی ایران بر فراز آسمان عراق بود

 

آستانه طلوع آفتاب صبح روز یکم مهرماه 59 خلبانان نیروی هوایی ایران به همراهی بنی‌صدر پس از خواندن دسته جمعی سرود «ای ایران» در باشگاه افسران نیروی هوایی تهران عمليات را استارت زدند.

 

با ابلاغ رمز «کمان-99» هواپیماهای جنگنده بمب افکن و شکاری رهگیر نهاجا در هفت پایگاه هوایی کشور به غرش درآمدند و باندهای پروازی را پشت سر نهادند. هر گروه با بهره‌گیری از سوخت‌گیری هوایی برای انهدام هدف‌های دوردست و یا بدون عملیات سوخت‌گیری در هوا، فضای کشور عراق را شکافتند و اهداف خود را در سراسر خاک عراق در هم کوبیدند.

اهدافی که در داخل پایگاه‌های هوایی دشمن مورد توجه خلبانان بود، شامل باندهای پروازی، پناهگاه‌های هواپیماها، راه‌های خزش، انبارهای مهمات، انبارهای آمادی و قطعات پشتیبانی کننده هواپیماها، مخازن سوخت هواپیماها و خوروها، رادارهای هدایت کننده هواپیماها، برج‌های مراقبت و کنترل، سیستم‌های فرماندهی کنترل پایگاه‌ها، مراکز مخابراتی و انواع آنتن‌های آن می‌شد.

الف: خلبانان پایگاه دوم شکاری در تبریز با 48 فروند هواپیمای جنگنده بمب افکن تایگر «اف- 5» پایگاه هوایی موصل در بخش شمالی عراق در استان نینوا را درهم کوبیدند.

fbg9dqkug08smm65wpf7.jpg

ب: خلبانان پایگاه سوم شکاری در همدان با 16 فروند هواپیمای جنگنده بمب افکن فانتوم «اف-4 ئی » پایگاه هوایی کوت در استان میسان یا العماره عراق را در هم کوبیدند.

ج: خلبانان پایگاه چهارم شکاری در دزفول با تعداد 40 فروند هواپیمای جنگنده بمب‌افکن تایگر «اف-5» پایگاه هوایی ناصریه را در استان ذیقار عراق بمباران کردند.

د: خلبانان پایگاه ششم شکاری در بوشهر با تعداد12 فروند هواپیمای فانتوم «اف-4 یی» پایگاه هوایی شعیبیه در استان بصره عراق را درهم کوبیدند.

هـ: خلبانان پایگاه یکم شکاری در مهرآباد تهران با تعداد 12 فروند هواپیمای فانتوم «اف -4 یی» و «اف-4 دی » پایگاه هوایی الرشید در جوار بغداد را درهم کوبیدند.

 

و : پایگاه‌های هوایی حبانیه شامل «تموز » و «هضبه » در غرب بغداد فرودگاه بین‌المللی بغداد، پایگاه هوایی کرکوک در استان کرکوک، فرودگاه المثنی و برخی فرودگاه‌های دیگر در امواج بعدی حملات هوایی بمباران شدند در موج دوم حملات هوایی پایگاه یکم و دوم شکاری هر یک با 50 درصد از هواپیماهای آماده خود حمله ور شدند.

 

نیروی هوایی عراق برای مدت طولانی نتوانست بیش از حدود 56 درصد از توانایی خود را به کار گیرد. پایگاه رشید در جوار بغداد که علی القاعده باید به سرعت آماده و درگیر نبرد شود، برابر گزارش اداره دوم سماجا سرانجام در تاریخ 9 آذر ماه 59 مجدداً عملیاتی شد و این روند کم و یبش در سایر پایگاه‌های هوایی عراق نیز صادق بود. 

* شهدا، هواپیمای منهدم شده، مجروحین و اسرای نهاجا در این عملیات

خلبانان شهید و مجروح و اسیر این عملیات به شرح زیر هستند:

s9gg9mwq5pbdeziyxe01.jpg

سروان خلبان «منصور ناظریان» با هواپیمای تایگر " اف - 5 یی " خلبان شهید و هواپیما منهدم شد، سروان خلبان «داریوش یزدانفر» و ستوانیکم «خلبان رهبر» با هواپیمای " اف - 4 یی " هر دو خلبان سالم اما هواپیما آسیب دید.

 

*8 شهید 2 اسیر و یک مفقود الاثر نتیجه حمله 140فروند هواپیمای ایرانی به عراق بود

سروان «خدابخش عشقی‌پور» و ستوان یکم «عباس اسلامی» نیا با هواپیمای فانتوم " اف - 4 یی" هر دو خلبان شهید و هواپیما منهدم شد. ستوان یکم «غلامحسین عروجی» با هواپیمای تایگر "اف-5یی" خلبان شهید و هواپیما منهدم شد. ستوان یکم «شهرام اویسی» با هواپیمای تایگر "اف-5یی" خلبان مجروح و هواپیما منهدم شد. ستوان یکم «پرویز حاتمیان» با هواپیمای تایگر "اف-5یی" خلبان اسیر دشمن شد و هواپیما منهدم شد. سرگرد «محمد جواد ورتوان» با هواپیمای تایگر "اف-5یی" خلبان مجروح و هواپیما منهدم شد. ستوانیکم «تورج یوسف» با هواپیمای تایگر "اف-5یی" خلبان شهید و هواپیما منهدم شد. ستوان یکم «علی‌مراد جهان‌شاهلو» با هواپیمای تایگر "اف-5یی" خلبان شهید و هواپیما منهدم شد.

روی هم 11 فروند هواپیمای جنگنده بمب‌افکن از دست رفت و هشت نفر خلبان شهید شده، دو نفر اسیر و یک نفر مفقودالاثر شد که بعدها او هم به جمع شهدا پیوست.

 

qlkjv8o72bqcal8tgf49.jpg
در آوردگاه هوایی این نبرد، تلفات (شهدا) نیروی انسانی غیر خلبان ناشی از حملات هوایی و بمباران‌های نیروی هوایی ارتش عراق علیه پایگاه هوایی دزفول نیز به شرح زیر ارائه می‌شود:
سروان فنی قاسم حمید، ستوانی کم فنی بخشعلی سربازان، ستوان یکم فنی حسن سیدنساج، ستوان دوم فنی فریدون قیاسوند، ستوان دوم فنی محمدعلی مقدم، ستوانسوم فنی عبدالعلی نادری، استوار یکم محمدحسین دامغانی، استوار دوم مهدی فروغی سبزوار، کارمند فنی حسین لوافیان، سرباز وظیفه علی مالمیر.

* نتایج حاصله و بازتاب‌های سیاسی نظامی

خبرگزاری‌های غیرایرانی بیشتر، مهارت‌های خلبانان ایرانی و قابلیت‌های هواپیماهای ایرانی را با آب و تاب بر روی آنتن‌ها فرستادند. نیت آنان تبلیغات برای جهان غرب و محصولات غربی در برابر اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود. آنها پرواز خلبانان ایرانی را اعجاب انگیز و قابلیت مانور هواپیماهای غربی را در برابر پدافند هوایی بغداد بی‌نظیر توصیف کردند. اما آنچه در لابلای تبلیغات به چشم می‌خورد، ضربه روحی شدیدی بود که زمامدار عراق و سیاستمداران غربی بلافاصله پس از انجام این عملیات دریافت کردند.

زمامدار عراق پیشنهاد آتش بس و مذاکراتی را به صورت میانجی گری کشورها و سیاست‌مداران معتبر در قالب یک بیانیه دیپلماتیک مشروط عنوان کرد و رسانه‌های همگانی وحشت مردم را از ادامه بمباران‌های هوایی منعکس کردند.

پایگاه هوایی الرشید در جوار بغداد پس از چندین نوبت بمباران هوایی سرانجام در تاریخ نهم آذر ماه 59 عملیاتی شد. این موضوع را اداره اطلاعات یا اداره دوم سماجا طی نامه‌ای به نهاجا اعلام کرد. تفسیر این خبر چنین بود که این پایگاه عظیم هوایی و برخی پایگاه‌های دیگر هوایی عراق از روز یکم مهرماه 59 و در تمام این مدت 60 روزی که از جنگ گذشته بود (پس از بمباران های سنگین هوایی توسط خلبانان ایرانی) دیگر نتوانسته بودند عملیاتی و قابل بهره‌برداری بشوند. این پیروزی موجب کاهش توان رزمی هوایی دشمن و کاهش فعالیت‌های هوایی او بر فراز جبهه‌های زمینی و کسب برتری هوایی برای نهاجا بود.
منبع: کتاب نیروی هوایی در دفاع مقدس

11

Share this post


Link to post
Share on other sites

حوادث روز دوم مهر ماه

 

مأموریت‌های استراتژیکی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در دوران دفاع مقدس عبارت بودند از:

1- انهدام پل‌های استراتژیک عراق

2- قطع استراتژیک صدور نفت خام عراق ( انهدام مراکز استخراج نفت، تلمبه‌‌خانه‌‌ها، پالایشگاه‌ها مراکز تولید فراورده‌های نفتی، مخازن سوخت، پایانه‌های صدور نفت خام)

3- انهدام نیروگاه‌های تولید برق

4- عملیات عکسبرداری و شناسایی هوایی از تأسیسات نظامی و صنعتی دشمن

5- انهدام بنادر استراتژیک و باراندازهای ساحلی عراق

6- انهدام پادگان‌های ارتش عراق

7- پشتیبانی از عملیات‌های نزاجا و از کار انداختن ماشین جنگی عراق

8- پشتیبانی و همکاری با نداجا در باز نگه داشتن راه‌های مواصلاتی خلیج فارس ( صادرات و واردات کالا و مواد نفتی)

9- پدافند هوایی از تأسیسات استراتژیک کشور

 

 

روز دوم مهرماه نیروی هوایی عراق شهر اهواز و کارخانه نورد را بمباران کرد . نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران متقابلا مواضع عراقیها را بمباران نمود و به آنان تلفات و خساراتی وارد کرد . مقاومت نیروهای ایرانی در روز اول مهر ماه برای فرماندهی ارتش عراق غیرمنتظره بود لذا نیروهای بیشتری به منطقه جنوب غربی اهواز اعزام نمود .

بمباران اهواز در روز دوم مهرماه چند بار تکرار شد و یک فروند هواپیمای دشمن در اهواز سرنگون گردید . بر اثر عکس العمل شدید نیروی هوایی و توپخانه ایران در روز دوم مهرماه از سرعت پیشروی نیروهای متجاوز عراق به صورت چشمگیری کاسته شد و نیروهای دشمن تلاش کردند با آتش سنگین توپخانه و بمباران هوایی بمباران هوایی نیروهای جمهوری اسلامی را از مواضع نزدیک مرز به عقب برانند اما موفقیت چندانی بدست نیاوردند . بیشتر حملات هوایی عراق متوجه مواضع یگانهای توپخانه بود تا بدین وسیله از حجم آتش توپخانه ایران بر روی نیروهای خود کم نماید . در روزهای اولیه جنگ کمبود توپخانه برد بلند و توپهای پدافند هوایی کاملا محسوس بود .

کرکوک در آتش اولین حمله به پایگاه هوایی کرکوک

دو روز از شروع جنگ تحمیلی می گذشت. در این مدت تیز پروزان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بارها مواضع دشمن را به سختی بمباران کرده بودند. عراق که تصور می کرد با بمباران روز اول جنگ، قدرت نیروی هوایی ایران را به میزان ۷۰درصد کاهش داده است، با موجی مواجه شده بود که قابل مهار نبود. بجز حمله ۱۴۰ فروندی روز اول، ده ها سورتی پرواز موفق دیگر توسط نیروی هوایی به عمق خاک عراق انجام شده بود و ضربات سختی بر پیکره رژیم بعثی عراق وارد می شد.

 

 

هدف نیروی هوایی در این زمان از کار انداختن نیروی هوایی عراق بود. نیروی هوایی برای رسیدن به این هدف، طرح های متعددی را برای حمله به پایگاه های هوایی عراق طراحی کرده بود تا بدین وسیله بتواند قدرت تهاجمی عراق را کم کند. البته بعضی از این پایگاه ها توسط پدافند قدرتمندی محافظت می شدند که رسیدن به آن کار سختی بود.

یکی از پایگاه های مهم عراق، پایگاه هوایی کرکوک بود. این پایگاه به عنوان یکی از مهم ترین مراکز نظامی عراق علاوه بر نقشی که در حمله به خاک کشورمان داشت، ماموریت محافظت از پالایشگاه کرکوک و تاسیسات برق و گاز این شهر را نیز برعهده داشت.

طراحی عملیات

نیروی هوایی تصمیم گرفت این پایگاه را مورد حمله قرار دهد. کار بر روی نقشه ها آغاز شده بود. پایگاه هوایی کرکوک توسط سایت های موشکی سام ۲ و سام ۶ به شدت محافظت می شد. علاوه بر آن، توپ های ضدهوایی ۲۳ و ۳۵ میلی متری مستقر در اطراف این پایگاه کار را برای رسیدن به هدف سخت تر می کرد.

برای رسیدن به این هدف، باید نزدیک ترین پایگاه هوایی در ایران مامور زدن کرکوک می شد که تصمیم گرفته شد این مهم توسط پایگاه هوایی تبریز انجام شود.

قرار شد هواپیما بعد از پرواز ارتفاع را تا ۱۵۰۰۰ پا بالا برده و با نزدیک شدن به مرز، ارتفاع را کم کرده و از لابه لای دره ها و ارتفاعات عراق، راه کرکوک را در پیش بگیرند و پس از بمباران هدف، از همین مسیر بازگردند. همچنین قرار شد این عملیات توسط یک فرمیشن چهار فروند اف ۵ صورت پذیرد. هر اف ۵ نیز مجهز به ۴ تیر بمب ۲۰۰۰ پوندی گردد. زمان این عملیات نیز صبح زود تعیین شد.

خلبانان برای پرواز آماده شدند

صبح زود در اتاق بریفینگ پایگاه دوم شکاری تبریز، لیدر دسته پروازی مشغول شرح عملیات و مختصات پروازی برای دیگر خلبانان پرواز بود. اهداف مشخص شد و همه خلبانان درباره نحوه عملکرد و نقاط نشانه توجیه شدند. پس از آماده شدن نقشه نهایی، خلبانان برای دریافت لوازم پروازی راهی اتاق تجهیزات شده و سپس به سمت هواپیما ها حرکت کردند.

این نخستین حمله نیروی هوایی به کرکوک بود و بدرستی هیچ کس نمی دانست که در کرکوک چه چیزی در انتظار خلبانان ماست. آیا پدافند کرکوک مجهزتر از آنی بود که در نقشه مشخص شده بود؟ آیا کرکوک توسط گشتی های دشمن محافظت می شد؟ و هزاران سوال بی جواب دیگر که در ذهن خلبانان می گذشت.

خلبان همگی سوار هواپیماها شده و چک های ضروری را انجام دادند. تماس رادیوئی برقرار شد. لیدر دسته پروازی پس از چک نهائی منتظر اعلان آمادگی خلبانان همراه شد. تمام دستگاه ها و فرامین هواپیما خوب کار می کردند. خلبانان دکمه ها را یک بار دیگر بررسی کرده و در موقعیت مناسب قرار دادند. بدین شکل که کلید بمب ها را در حالت خاموش گذاشتند (در این حالت اگر اشتباها دست با دگمه بمب برخورد کند، اثری ندارد و بمب رها نمی شود) دستگاه نشانه گیری با هواپیما را روشن کردند. نشان دهنده موتور خوب، سرعت نما صفر، فشار هیدرولیک نرمال و فرامین نرم و قابل حرکت در تمام جهات. همه آماده حرکت بودند.

شرح عملیات

لیدر دسته پروازی قبل از حرکت دستور چک را صادر کرد و خلبانان به ترتیب دو، سه و چهار جواب دادند. پیدا بود ارتباط هم ایرادی ندارد. آن گاه لیدر جهت پرواز با برج تماس گرفت و درخواست تاکسی و بلند شدن از روی باند را کرد.

 

in28srjro0auzfyxrabj.jpg

برج نیز با اعلام سرعت باد و جهت آن اجازه پرواز را صادر نمود. اف ۵ ها به ابتدای باند رسیده و با رساندن قدرت موتور به حداکثر بر روی باند حرکت کردند و ثانیه هایی بعد در دل آسمان جای گرفتند. پرنده ها بلافاصله بعد از بلند شدن به سمت چپ گردش کردند لحظاتی بعد جنگنده ها بدین شکل به پرواز ادامه دادند که لیدر دسته جلوتر از بقیه شماره ۲ روی بال چپ شماره ۳ روی بال راست و شماره ۴ روی بال راست شماره ۳. این فرمیشنی بود که باید تا رسیدن به هدف حفظ می شد.

در حدود ۵۰ مایلی هدف لیدر دسته با رمزهایی که دیگر افراد گروه از آن اطلاع نداشتند با رادار تماس گرفت و موقعیت خود را به رادار اعلام کرد و سپس موقعیت بقیه خلبانان را نیز بررسی کرد. هوا به قدری صاف بود که از همین فاصله کوه های مرزی نیز مشخص بود.

هواپیماها همگی در ارتفاع ۱۵ هزار پائی بود که دسته پروازی به مرز که نزدیک شد. در این لحظه به علامت لیدر دسته جنگنده ها ارتفاع را به حداقل رسانده و همگی دکمه های هواپیمای شان را در موقعیت بمباران قرار دادند.

مسیر پروازی در خاک دشمن پوشیده از کوه های بلند و جنگل های انبوه بود. خلبانان مجبور بودند از لابه لای دره ها و ارتفاعات پرواز کنند. همچنین باید از دید رادارهای دشمن نیز محفوظ می ماندند. دید رضایت بخش و قابل محاسبه نبود. امکان درگیری با هواپیماهای دشمن زیاد بود هر چه دسته به کرکوک نزدیک تر می شد لیدر دسته با حساسیت بیشتر تمام جهات را، چپ و راست، عقب و جلو را تا جائی که در دید بود مراقبت می کرد. از هواپیماهای دشمن خبری نبود، به دلیل این که اولین حمله به کرکوک صورت می گرفت، کلیه خلبانان هیجان خاصی داشتند و نمی دانستند چه چیزی در انتظار آنهاست. هواپیماها هر لحظه به هدف نزدیک تر می شدند. طبق نقشه پروازی جنگنده ها باید از سمت غرب به پایگاه هوایی کرکوک حمله می کردند زیر چون این قسمت به طرف خاک عراق بود نسبت به سمت شرق از حجم پدافند کم تری برخوردار بود.

آغاز حمله سهمگین به پایگاه کرکوک

با فرمان لیدر شکل فرمیشن پروازی تغییر کرد و تمامی جنگنده ها به ترتیب در سمت چپ لیدر قرار گرفتند. با علامت لیدر دسته کلیه خلبانان موتورها را در موقعیت ۱۰۰ درصد قرار دادند و سرعت هواپیما را به حداکثر رسانند. این کار به سرعت انجام یافت و آرایش مورد نظر برای حمله سریعا شکل گرفت.

در یک دقیقه ای هدف فرمانده دسته پروازی دستور پاپ داد. همگی خلبانان موقعیت مورد نظر را گرفته و منتظر حرکت لیدر دسته بودند.

فرمانده دسته پرواز در یک آن اوج گرفته و در ارتفاعی قرار گرفت که می توانست بمب های خود را رها کند، باند پروازی دشمن درست در زیر هواپیما بود، فرمانده دسته پروازی که گویا منتظر چنین چیزی بود بی وقفه به طرف باند شیرجه رفت. ضدهوائی های دشمن از هر طرف شروع به شلیک کردند و منظره ای شبیه مناظر آتش بازی را تولید کردند. لیدر دسته در وسط شعله ها بود ولی این غیور مردان ترسی از ضد هوایی نداشتند و تنها به هدف می اندیشیدند و فرمانده دسته در ذهن خود به این می اندیشید که از فاصله مطلوب بمب ها را رها سازد. سرانجام به ارتفاع معین رسیده و بمب ها را روی هدف فرو ریخت. بقیه خلبانان هم که منتظر لیدر بودند بدون وقفه بر روی هدف ها شیرجه رفته و بمب های خود را که آتش خشم ملت ایران بود بروی باند پروازی، سوله ها و تجهیزات پایگاه فرو ریختند. تمام این کارها بیش از یک دقیقه به طول نینجامید. یک دقیقه در میان آتش گلوله های بی امان دشمن!

یکی از هواپیماها جواب نمی داد

پس از رها کردن بمب ها، هواپیماها سبک شده بود و به راحتی قابل مانور بود. آتشبارهای دشمن بی امان شلیک می کردند. سالم گریختن از میان آن همه گلوله هدف بعدی خلبانان بود.

چند موشک سام به طرف جنگنده ها رها شده بود این بار جنگنده ها با چند گردش تند موفق به فرار از دست موشک های زمین به زمین شدند. زمان کوتاهی گذشت خلبانان اینک از هدفی که ویران ساخته بودند دور شدند. اینک ۳۰ دقیقه از پرواز جنگنده ها می گذشت.

لیدر دسته موقعیت دیگر خلبانان را جویا شد و در رادیو، دو، سه، چهار را صدا زد و خواست که موقعیت شان را گزارش کنند. دو و چهار پاسخ دادند و از سه صدائی نیامد. اضطراب سراسر وجود فرمانده دسته پروازی را فرا گرفته بود.

هواپیماها ۳۰ مایل از هدف دور شدند. فرمانده دسته جرات نداشت تا دوباره شماره ۳ را صدا بزند براستی اگر او جواب نمی داد؟ بار اول را می شد احتمال داد که نشنیده است اما اگر بار دوم جواب نمی آمد چه؟ عاقبت فرمانده تصمیم گرفت دوباره گروه را چک کند. جواب دو آمد و بعد از یک مکث کوتاه جواب چهار. باز هم از سه خبری نبود. ممکن است هدف دشمن واقع شده باشد؟ هواپیماها هنوز در خاک دشمن بودم و رو به مرز کشورمان. لیدر هیچ کدام از نفرات را نمی دید. دو بار صدای ۲ و ۴ را شنیده بود. ممکن بود شماره ۳ را از دست رفته باشد؟ آیا می شد به زنده بودنش امید ببندم؟ لیدر دسته برای بار سوم و چهارم هم شماره ۳ را صدا زد ولی بازهم صدایی نیامد به جای نفر سوم همواره یک سکوت کوتاه شنیده می شد. هنوز افراد دسته همدیگر را نمی دیدند و هنوز در خاک دشمن بودند و هنوز نگران حمله هواپیماهای دشمن.

ورود با حریم هوایی کشور و جواب شماره ۳

لحظاتی بعد جنگنده ها به مرز کشور که رسیدند. لیدر دسته با رسیدن به کشورمان ابتدا ارتفاع را زیاد کرد و سپس با عوض کردن موج، با رادار تماس گرفت. رادار بلافاصله همه دسته را صدا زد و درخواست اعلام موقعیت کرد که ابتدا لیدر و سپس شماره دو و بعد از او شماه ۳ جواب داد.

 

لیدر دسته با شنیدن صدای شماره ۳ آن قدر خوشحال شده بود که منتظر شنیدن پاسخ شماره ۴ نماند و گفت:

شماره سه، تو که ما رو کشتی؟ چرا جواب نمی دادی؟

لیدر از زنده ماندن شماره ۳ آن قدر خوشحال بودم که اجازه پاسخ شماره ۴ را هم نداد. جنگنده ها کم کم نزدیک فرودگاه شدند. ارتفاع را تقلیل داده و با گرفتن اطلاعات ضروری از باند برای فرود موقعیت گرفتند و پس از کسب اجازه، آماده نشستن شدند. چرخ های جنگنده ها یکی پس از دیگری باند را لمس می کرد. خلبانان با سرفرازی از انجام یک ماموریت موفق از پرنده های آهنین بال خود پیاده شدند.

پرسنل پروازی به استقبال آنها آمده بودند و در چشم برهم زدنی، خلبانان بر روی دست های آنها به طرف پست فرماندهی در حرکت بودند. خلبانان فرم های پروازی را پر کرده و به محل فرماندهی رفتند. در پست فرماندهی هر چه بود صفا بود و شادی و آغوش گرم همکاران. چه فرمانده و چه دیگر خلبانان.

 

2 مهر 59 مربوط به پایگاه دزفول به خلبانی سرگرد بیژن هارونی ( شهید شدند )
* ایشان در راه بازگشت از یک عملیات موفق برون مرزی در آسمان دزفول مورد هدف پدافند خودی قرار گرفتند و بعد از اجکت بدلیل ارتفاع کم هواپیما با زمین برخورد کردند و شهید شدند

 

از دیگر شهیدان این روز میتوان به سروان خلبان رضا افتخاری اشاره نمود که با هواپیمای F-5E در داخل خاک عراق مورد اصابت موشک قرار گرفت وبه شهادت رسید .

10

Share this post


Link to post
Share on other sites

حوادث روز سوم مهر ماه

در روز سوم مهر ماه فشار دشمن ساعت به ساعت شدیدتر می شد و واحدهای زرهی و مکانیزه دشمن تلاش می کردند واحدهای تیپ یک را محاصره و نابود سازند . قرارگاه تیپ در خطر محاصره شدن قرار داشت و سوخت خودروها و مهمات جنگ افزارها رو به اتمام بود . در این روز گردان 221 سوار زرهی نیز زیر فشار مداوم دشمن ضمن ایجاد تأخیر در پیشروی دشمن ، عملیات عقب روی اجرا کرد .در پایان روز سوم مهر ماه عناصری از تیپ یک زرهی تا پادگان حمید عقب آمدند . در محور طلایه – هویزه – سوسنگرد فقط یک گروهان از گردان 221 سوار زرهی و پاسگاههای ژاندارمری و عناصری از سپاه پاسداران باقی مانده بودند.

br73700jom2qwmjs0jza.jpg

 

در آن روز نیروی هوایی از پایگاه سوم ، 20 سورتی پرواز شناسایی و پشتیبانی انجام داد . تا پایان روز نیروهای دشمن در محور کوشک ، جفیر ، پادگان حمید اهواز موفق شدند نیروهای مدافع را تا جاده اصلی اهواز – خرمشهر و حوالی پادگان حمید در 40 کیلومتری جنوب اهواز عقب برانند.

همچنین F-14نیروی هوایی به خلبانی تیمسار فریدون علی مازندرانی و کابین عقب ایشان ستوان نجفی در این روز موفق به سرنگونی دو فروند هواپیمای دشمن میشوند .

 

سوم مهر است. چهار روز از شروع جنگ تحمیلی می گذرد. از پایگاه های هوایی کشور روزانه بیش از ۵۰ سورتی پرواز به قصد حمله به پایگاه های هوایی، پالایشگاه ها، مخازن سوخت و تاسیسات زیربنایی عراق انجام می شود.

ut7rtcef22i3bhblnjul.jpg


در کنار این پروازها، در این چهار روز جنگنده های رهگیر اف ۱۴ نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران همواره درحال حراست و نگهبانی از آسمان کشور و دادن پوشش هوایی به جنگنده های دیگر هستند. در سه روز گذشته خلبانان تیزپرواز نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، علاوه به حملات گسترده به اکثر مناطق اقتصادی و نظامی عراق موفق به سرنگونی بیش از ۲۰ فروند هواپیمای متخاصم دشمن شده بودند. پدافند قدرتمند کشور نیز نزدیک به ۱۵ فروند هواپیمای دشمن را هدف قرار داده بود. ولی این پایان کار نبود. عراق که متوجه اشتباه خود شده دست به دامان قدرت های بزرگ از جمله شوروی و فرانسه شده بود تا به کمک آنها بتواند جلوی حملات گسترده نیروی هوایی ایران را بگیرد. طرحی برای حمله ای گسترده
سوم مهر ماه سال ۱۳۵۹، طرحی رسیده بود که طی آن پایگاه های اول و سوم شکاری مامور شده بودند دو پایگاه مهم هوایی دشمن را در عمق خاک دشمن هدف قرار دهند.
پایگاه یکم شکاری مامور بمباران پایگاه هوایی تموز شده بود و پایگاه سوم شکاری مامور بمباران پایگاه هوایی التقدم.
هر دو پایگاه نزدیک به هم قرار داشتند. پایگاه تموز در نزدیکی پایگاه حبانیه و پایگاه التقدم که در فاصله ای حدود ۷۴ کیلومتری غرب بغداد قرار داشت.
طرح عملیاتی آماده شد. پرواز در اولین ساعات صبح انجام می شد و زمان بندی به شکلی انجام شده بود که ۱۰ دقیقه بعد از بمباران پایگاه تموز توسط فانتوم های پایگاه یکم شکاری، پایگاه التقدم توسط فانتوم های پایگاه سوم شکاری هدف قرار گیرد.
فانتوم های پایگاه یکم به سمت هدف پرواز کردند
راس ساعت مقرر ۶ فروند فانتوم مسلح به بمب های BL775 و MK82 از پایگاه یکم شکاری مهرآباد به پرواز در آمدند. فانتوم ها بلافاصله ارتفاع خود را تا حد ممکن افزایش دادند و با عبور از شمال قم به سمت کمیجان و سپس فیروزان و در نهایت بر روی شهر کرمانشاه رسیدند که در این جا با دوفروند تانکر سوخت رسان ملاقات کرده و اقدام به سوخت گیری هوایی نمودند. جنگنده ها پس از سوخت گیری، با کاهش تدریجی ارتفاع به سمت مرز حرکت کردند و با عبور از روی شهر کرند ارتفاع را تا حد ممکن کاهش داده و با عبور از روی نفت شهر وارد خاک عراق شدند. به دلیل تغییرات زیادی که جنگنده ها در مسیر خود داده بودند، امکان رهگیری بسیار پایین آمده بود و آنها بدون هیچ مشکلی به پیش می رفتند.
پایگاه هوایی تموز در هم کوبیده شد
تا پایگاه تموز چندین مایل بیشتر نمانده بود که لیدر دسته اعلام آماده باش نمود. جنگنده ها در یک چشم برهم زدن به بالای سر پایگاه رسیده بودند. پدافند پایگاه که تازه متوجه موضوع شده بود، از هر طرف به سمت جنگنده ها شلیک می کردند. خلبانان متوجه هواپیماهای عراقی شدند که در جلوی شیلتر و رمپ پروازی پارک شده اند و با فرمان لیدر حمله آغاز شد. فانتوم ها دو به دو به سمت هر هدف روانه شدند و در کم تر از چند ثانیه آتش سرتاسر پایگاه تموز را در خود گرفت. تعدادی از جنگنده های دشمن بر روی زمین منهدم شدند. یکی از آشیانه های اصلی پایگاه دقیقا هدف قرار گرفته بود؛ به طوری که سقف بتونی آن سوراخ و منهدم شده بود.
درنگ جایز نبود با فرمان لیدر دسته هر دسته دو فروندی بعد از رها کردن بمب ها به سمت مرز گردش می کردند و از معرکه دور می شدند. این حمله با موقیت کامل انجام پذیرفت و حتی کوچک ترین تیری به جنگنده ها اصابت نکرد. فانتوم ها به سرعت پیش می آمدند. در این سوی مرز جنگنده های اف ۱۴ وارد عمل شده بودند و آماده حمایت از فانتوم ها بودند. دقایقی بعد فانتوم ها همگی بدون کوچک ترین مشکلی وارد مرز شده بودند و درحال سوختگیری برای بازگشت به پایگاه بودند.


 

خلبانان پایگاه همدان عملیات را شروع کرده بودند
در آن سوی ایران در پایگاه هوایی همدان نیز اتفاقاتی افتاده بود. جنگنده ها به پرواز درآمده بودند. هدف فانتوم های پایگاه سوم شکاری، پایگاه بزرگ التقدم بود. پایگاه التقدم دارای باندهای پروازی بلند بود و همچنین داری مخازن سوخت تامین کننده سوخت مورد نیاز پایگاه های همجوار. همچنین اکثر بمب افکن های عراقی در این پایگاه نگهداری می شدند.

mey31x901hkc66jn6r45.jpg


با توجه به گستردگی این پایگاه از همدان ۸ فروند فانتوم باید به پرواز در آمده بود. فانتوم بدین شکل آرایش یافتند : ۵ فروند فانتوم دی که از سریع ترین جنگنده های نیروی هوایی به شمار می آمد و ۳ فروند فانتوم ئی.
تمامی فانتوم های مجهز به بمب های BL775 و MK82 بودند که ۲ فروند از فانتوم های ئی مجهز به موشک های هوا به هوای راداری و گرمایاب بودند تا در صورت حضور گشتی های دشمن بتوانند برای محافظت از فانتوم ها با آنها درگیر شوند.
جنگنده ها پس از پرواز از پایگاه با ارتفاع متوسط از جنوب شهر سقز گذشته و با عبور از روی کرمانشاه به ایلام رسیدند. در این نقطه فانتوم ها شروع به کاهش ارتفاع نمودند و در نهایت با حداکثر سرعت و حداقل ارتفاع با عبور از روی شهر مرزی صالح آباد وارد خاک عراق شدند.
هواپیماها برای این که رهگیری نشوند با تمام توان پیش می رفتند. در عین حال عراقی ها نیز انتظار نداشتند که به فاصله ده دقیقه پس از حمله به تموز به التقدم نیز حمله شود. آنها نمی توانستند تصور این موضوع را نیز بکنند و این شاید بخاطر ضعف هوایی آنان بود که حتی بارها در تقابل با هواپیماهای ایرانی فرار را ترجیح به درگیری می دادند. فانتوم به پایگاه رسیدند، در اولین اقدام باند منهدم شد
هدف همان طور که عنوان شد بیش از۷۰ کیومتر از غرب بغداد فاصله داشت و این کار را برای خلبانان مشکل می کرد زیرا آنها باید از نزدیکی دو پایگاه الرشید و حبانیه عبور می کردند که این خود خطر برخورد احتمالی با گشتی های هوایی عراق را بدنبال داشت. همچنین با حمله به پایگاه تموز پدافند آن منطقه هوشیار شده بود و باید تا حد ممکن از آنها دوری کرد.
فانتوم ها با عبور از شمال بغداد با گردش به سمت پایگاه هوایی التقدم از جنوب پایگاه حبانیه به سمت آن حرکت کردند. ثانیه هایی نگذشته بود که فانتوم ها به چند مایلی پایگاه التقدم رسیده بودند. پدافند آن جا هوشیار شده بود و همزمان آژیر هوایی نیز در به صدا در آمده بود و شکاری های آنها قصد پرواز و مقابله با هواپیماهای ایرانی را داشتند. لیدر که متوجه این موضوع شده بود بلافاصله به دو فروند از فانتوم ها فرمان داد باند را بمباران کنند. خلبانان دو فانتوم به صورت خطی آرایش گرفتند و به باند حمله کردند و در کم تر از چند ثانیه ۱۲ بمب ۵۰۰ پوندی را بر روی باند فرودگاه فرو ریختند. گفتن از حجم خسارات وارد شده به باند در همین حد کفایت می کند که باند پایگاه التقدم تا ماه ها بعد از این حمله بلااستفاده شده بود و علت آن دقت بالای خلبانان در بمباران باند بود که توانسته بودند یکی از بزرگ ترین باندهای پروازی عراق را به طور کامل نابود سازد.
هواپیماها بر روی زمین یکی پس از دیگری هدف قرار می گرفتند ولی …

0f1zt248qpo85dk8rpiv.jpg


لیدر متوجه یک فروند آنتونف ۲۶ بر روی زمین می شود که با شیرجه، دو تیر بمب بر روی آن فرو می ریزد و آن را منهدم می کند. بر روی پایگاه التقدم غوغایی بر پا بود و فانتوم ها اکثر نقاط پایگاه را هدف قرار دادند که از آن جمله می توان به هدف قرار دادن دو فروند میگ ۲۳ عراقی که در رمپ پروازی بودند اشاره نمود.
پدافند از هر طرف شلیک می کرد و این شلیک ها چون بی هدف و به هر سویی بود می توانست بسیار خطرناک باشد. در همین حین دو فروند فانتوم برای زدن مخزن سوخت به سمت آن شیرجه رفتند خلبانان ارتفاع خود را کم کرده و مخزن سوخت موجود در پایگاه که یکی از منابع تامین سوخت بود را هدف قرار دادند و با شنیده شدن صدای انفجار مهیب این مخزن حجم آتش در پایگاه بسیار زیاد شده بود که لیدر بلافاصله دستور بازگشت فانتوم ها را به سمت مرز صادر نمود که در همین موقع یکی از فانتوم ها هدف پدافند دشمن قرار گرفت و به ناگه ارتفاع خود را از دست داد ولی خلبان با مهارت خود توانست هواپیمایی را که در ارتفاع کم پرواز می کرد هدایت کند و از سقوط ناگهانی آن جلوگیری کند. جنگنده ها اینک چندین مایل از هدف فاصله داشتند که لیدر شروع به بررسی فانتوم آسیب دیده نمود و متوجه شده به اثر اصابت گلوله توپ های ضد هوایی به فانتوم یکی از موتورهای آن به طور کامل از کار افتاده و به همین دلیل خلبان فانتوم آسیب دیده نمی توانست با حداکثر سرعت به راه خود ادامه دهد. در همین زمان نیز با اعلام حمله هوایی از سوی پایگاه التقدم چهار فروند جنگنده رهگیر میگ ۲۱ از پایگاه هوایی کرکوک به قصد سرنگونی فانتوم ها به پرواز درآمدند.

 

 


اسکورت فانتوم و حمله میگ ها
لیدر باید چاره ای می اندیشید پس به لیدر دسته دو فروندی که جنگنده های آنان مسلح به موشک های هوا به هوا فرمان داد تا فانتوم آسیب دیده را تا مرز اسکورت نمایند. سپس خود به همراه ۴ فروند دیگر با تمام سرعت به سمت مرز حرکت کردند.
رادارهای فانتوم های ئی بکار افتاده بود. اینک جنگنده ها تا مرز فاصله زیادی را داشتند ولی تهدیدها همچنان ادامه داشت. در همین حین خلبان یکی از فانتوم ها توسط سیستم درختی رادار خود موفق به شناسایی ۴ فروند میگ ۲۱ عراقی در فاصله ۵۵ کیلومتری شد که از سمت شمال به طرف آنها می آمدند.
خلبان که می دانست با نزدیک شدن میگ ها احتمال هدف قرار گرفتن هواپیمای آسیب دیده ۱۰۰ درصد می باشد به خلبانان فانتوم با گردشی به سمت شمال به جنگ با چهار فروند هواپیمای دشمن رفت.
خلبان هواپیمای دیگر می دانست که جنگیدن با چهار فروند هواپیمای دشمن با یک فروند کار آسانی نیست. پس بلافاصله او نیز به سمت هواپیماهای دشمن گردش نمود و موفق به قفل راداری روی یکی از میگ ها شده و یک تیر موشک به سمت آنها شلیک کرد. لیدر میگ ها که متوجه این موضوع شد بلافاصله دستور داد جنگنده ها از هم جدا بشوند. متاسفانه موشک به خطا رفت و در ۳ کیلومتری یکی از میگ ها منفجر شد. جنگ بر روی آسمان شروع شده بود دو هواپیمای ایرانی با چهار هواپیمای عراقی.
فانتوم هدف قرار می گیرد، میگ منهدم می شود
دو فروند میگ به سمت فانتوم فرمانده حرکت کردند و درست در پشت سر او قرار گرفته و آماده شلیک بودند. خلبان با تمام شدت به چپ چرخید و با کاهش ارتفاع ناگهانی موفق شد یکی از میگ ها را جا بگذارد و آن را دقیقا در جلوی خود قرار دهد. او آماده شلیک به سمت میگ بود که میگ دوم درست پشت سرش قرار گرفت و دو تیر موشک R-13 به سمت او شلیک نمود. موشک اول به خطا رفت ولی موشک دوم درست به موتور برخورد کرد. ولی معجزه ای رخ داده بود موشک با برخورد به دهانه موتور منفجر نشد فقط به اثر ضربه که وارد کرده بود قسمت پس سوز را از بین برده، با دم انتهای برخورد کرده و به دهانه یکی از موتورها آسیب رسانده بود.
در لحظه برخورد، هواپیما تکان شدیدی خورد و خلبان متوجه برخورد موشک شده بود. با توجه به این که موشک منفجر نشده بود هواپیما کاملا می توانست پرواز کند ولی به دلیل آسیب دیدن دم، دیگر قادر به مانور برای تعقیب و گریز نبود و هر آن با یک حرکت نادرست احتمال کنده شدن دم می رفت.
خلبان فانتوم دیگر در همین حین درست پشت سر میگ قرار می گیرد. خلبان عراقی که غافل از پشت سر خود می خواست بداند که چه بلایی سر فانتوم ایرانی آورده، که یک تیر موشک حرارتی به سمت او شلیک می شود. موشک با رفتم به داخل اگزوز موتور عمل می کند و میگ عراقی در دم در هوا منفجر می شود.
به نظر می رسید خطر تا حدودی از بین رفته. لیدر از خلبان فانتوم دیگر می خواهد تا به کنار او آمده و خسارت وارد را برآورد کند ولی میگ ها نمی خواستند بدون شکار بروند.
خلبان فانتوم به شدت آسیب می بیند، میگ دوم هم هدف قرار می گیرد
ناگهان یک میگ دیگر اقدام به برش مسیر فانتوم فرمانده می کند و با گردش به سمت چپ هواپیمای لیدر را توسط توپ ۲۳ میلمتری جنگنده خود هدف قرار می دهد. تیرها از دماغه شروع به برخورد می کنند تا این که شیشه طلقی کابین عقب برخورد کرده و پنجره را منهدم می کنند. خلبان از ناحیه دست و پای سمت چپ به شدت آسیب می بیند. قسمتی از رادار جنگنده، سیستم کنترل آتش و سیستم ارتباط رادیویی از کار می افتد. همچینین سیستم تهویه جنگنده به طور کل از کار می افتد.
خسارت بسیار بالا بود. اکثر سیستم ها از کار افتاده و جنگنده به سختی به پرواز ادامه می داد. در این زمان فانتوم آسیب دیده که بر روی پایگاه هدف پدافند قرار گرفته بود نیز از مرز گذشته و خود را برای فرود اضطراری آماده می کرد.
خلبان فانتوم دیگر بلافاصله به سمت میگ گردش می کند و اقدام به رهگیری آن می نماید و در فاصله کمی از فانتوم آسیب دیده موفق به رهگیری و هدف قرار دادن آن می شود. او بلافاصله گردش کرده و به سمت هواپیمای فرمانده باز می گردد.
اف ۱۴ها آماده شکار می شوند
در این هنگام شکاری های اف ۱۴ نیز وارد معرکه شده بودند که رادار مرزی عراق به میگ ها خبر ورود اف ۱۴ ها را می دهد. خلبانان عراقی که می دانستند در ۳ روز گذشته دست کم ۱۵ فروند از هواپیماهای آنها توسط اف ۱۴ ها هدف قرار گرفته اند، پا به فرار می گذارند. فانتوم آسیب دیده با همراهی فانتوم دیگر موفق به عبور از مرز می شود و به سمت پایگاه حرکت می کنند. با نزدیک شدن به پایگاه رادار اعلام می کند که به پایگاه حمله هوایی شده. درنگ جایز نبود هم فانتوم آسیب دیده قادر به پرواز بیشتر بود و نه سوختی باقی مانده بود.
فرود اضطراری در قصرشیرین و ثبت یک حماسه
جنگنده ها گردش کرده و بالاجبار در باند کمکی قصرشیرین فرود می آیند. شهر قصرشیرین و فرودگاه کمکی زیر آتش شدید توپخانه عراق بود.

 

tjmkbolmzx5aj8e7e2ta.jpg

بلافاصله بعد از فرود هواپیماها، برای مصون ماندن از دید گشتی های عراقی به داخل آشیانه برده می شوند. با آرام شدن اوضاع خلبان هلی کوپترجهت انتقال خلبانان به منطقه اعزام می شود که خلبان آسیب دیده به بیمارستان منتقل شده و مابقی به پایگاه عزیمت می کنند.

 

در حمله موفق به پایگاه های تموز و التقدم دست کم ۹ فروند هواپیمای جنگنده و بمب افکن عراقی بر روی زمین منهدم می شوند. اکثر آشیانه های موجود در این دو پایگاه از بین می روند و یا خسارات زیادی می بینند. مخزن بزرگ سوخت پایگاه التقدم به طور کل منهدم می شود و همچنین باند فرودگاه التقدم نیز به طور کل منهدم و غیر قابل استفاده می شود.
با حمله به این دو پایگاه، حجم حملات بمب افکن های عراقی به طرز فاحشی کاهش یافت و برگ زرین دیگری به افتخارات نیروی هوایی و خلبانان تیزپرواز آن اضافه می شود.

 

 

 

در این تاریخ خلبانان زیادی را از دست دادیم که بدانها اشاره میگردد :

دو فروند f-5 به خلبانی کاپیتان ظریف خادم و کاپیتان دل انوارسمت عراق پرواز کرد در استان خانقین عراق  f-5 کاپیتان ظریف خادم رو یک میگ عراقی دنبال می کنه که طبق گفته وینگمن پرواز کاپیتان دل انوار f-5 ظریف خادم درحالی که یکی از میگها با مسلسل به سمت او شلیک می کرد در حال تعقیب و گریز با کوه برخورد می کنه وبه شهادت میرسه.

 
* در برخورد موشک سام 6 به هواپیمای 
سرلشگرخلبان اسدا... بربری در کرکوک هواپیمای ایشان آسیب دید و سیستم اجکت هواپیما از کار افتاد و متاسفانه ایشان در حالی که در کاکپیت بودند با زمین برخورد کردند  .ديگر شهداي آنروز به شرح ذيل ميباشد :

 

ناصر دژپسند----------  اف 4---------- 3 مهر 59----------بصره

ابراهیم دلحامد-------- اف 5---------- 3 مهر 59---------- نوار مرزی عراق

مصطفی صغیری------ اف 4---------- 3 مهر 59---------- بصره

همایون شوقی-------- اف 4---------- 3 مهر 59---------- عراق

علی یار محمدی ----- اف 4---------- 3 مهر 59---------- بصره

10

Share this post


Link to post
Share on other sites

حوادث روز چهارم مهرماه

 

در روز پنجشنبه و جمعه 3 و 4 مهر 1359، 59 فروند هواپیمای نیروی هوایی ایران مواضع مهم نظامی و برخی تأسیسات نفتی عراق را منهدم کردند. در همین دو روز، 41 فروند از میگ‌های عراقی توسط پدافند هوایی ایران سرنگون شدند.

 

r1kafh03brl6qaotswbo.jpg

ستاد مشترک ارتش امروز در اطلاعیه شماره 54 خود به تشریح روند جنگ در سه روزه اول مهر پرداخت .
در بخشی از این اطلاعیه آمده است : در سه روزه اول مهر ارتش جمهوری اسلامی ایران با مزدوران بعث عراق در نوار مرز غربی کشور از باویسی تا دهانه اروند رود درگیر عملیات منظم زمینی و از دهانه اروند رود تا آبهای بوشهر درگیر عملیات دریایی بوده است و نیروی هوایی عملیات زمینی و دریایی را پشتیبانی می کرده است .

در پي حمله هوايي ارتش عراق به مناطق مسكوني اهواز، 18 شهيد و 91 مجروح به جاي گذاشت.

حمله توپخانه‌ای عراق به خرمشهر، که ۵۰ شهید و ۱۴۰مجروح برجای گذاشت.

9

Share this post


Link to post
Share on other sites

از جناب تيمسار و ساير پيشكسوتان و مديران و ناظرين تقاضا دارم بنده را در ارائه دقيق آمار و ارقام صحيح روزها و عملياتها ياري دهند  .با تشكر

7

Share this post


Link to post
Share on other sites

حوادث روز پنجم و ششم مهرماه

 

- اشغال قصر شيرين، پيشروي دشمن تا پل نادري و اشغال منطقه غرب دزفول (غرب كرخه)، تپه‌هاي رادار و جاده دهلران ـ دزفول؛ نفوذ دشمن به گيلان‌غرب
- عمليات محدود ريجاب 5/7/57 در منطقه عمومي كرمانشاه سرپل ذهاب-ريجاب به فرماندهی سپاه

 

-دکتر تهامی که آن موقع، فرمانده تیپ 83 در دزفول بود تعریف می‌کرد: ما تا روز پنجم و ششم دیدیم که پشتمان کرخه است و مهمات هم دیگر نداشتیم و تلفات سنگینی داشتیم و خدا خدا می کردیم نه راه پیش داشتیم نه راه پس. ما دیدیم که از روز پنجم و ششم گلوله های آتش عراق کم تر شده‌است و هواپیماهای ایران مثل طیران ابابیل می‎روند و برای ما پرنده‎های صلح بودند. چون وقتی می‎آمدند ما دیگر گلوله باران نمی‎شدیم.
پایگاه بوشهر خرمشهر را پشتیبانی می‌کرد. روز سوم، چهارم و پنجم را که این‎ها در آن مستقر بودند، نیروی هوایی با هر پرواز حدود 10 تانک را از بین می‎برد و طوری شده بود که یکی از نیروهای زمینی پرچم ایران را بالای پاسگاه عراقی‌ها زده بود و مدام این دست به دست شدن مواضع بین نیروهای ایرانی و عراقی وجود داشته است.

 

 

غروب پنجشنبه 5 مهر بود ..یک فروند هواپیمای فانتوم از پایگاه ششم شکاری بوشهر ماموریت خود را با موفقیت به پایان رسانده بود و در حال بازگشت به ایران بود . خلبانی کابین عقب را محمد رضا کرم اهل خرمشهر بر عهده داشت. ماموریت زدن یکی از پل های مهم نزدیک بصره بود که از اهمیت بالایی برخوردار بود.

هواپیما پس از اصابت موشک به زحمت به فرامین جواب می داد ولی هنوز قابل پرواز بود.مسیر بازگشت از روی خرمشهر انتخاب شده بود. حالا هوا کاملا تاریک شده بود که خلبان کابین جلو سرتیپ نظری با لطف خدا و مهارت خود چرخهای هواپیما را با باند فرودگاه آشنا کرد. 

اما از سرنوشت سرهنگ خلبان محمد رضا کرم اطلاع دقیقی در دست نیست. بنا به اظهارات سرتیپ خلبان نظری همزمان با اصابت موشک به کابین عقب هواپیما صندلی خروج اضطراری عمل کرده و ایشان (خلبان کرم) از هواپیما خارج می شوند که تا کنون اطلاعی از به دست نیامده است.

 

68dcckfnudf1qigsxscl.jpg

- بمباران پل ارتباطی الکوت توسط فانتوم های نیروی هوایی به خلبانی شهید یاسینی

ماموریت روزششم مهرماه از زبان این شهید بزرگوار :

روز ششم مهر ماه 59 , ماموريتي به ما محول شد . در اين ماموريت چهار هواپيماي « اف ـ 4 » براي بمباران پل « الكوت » در برنامه قرار گرفته بودند. اين بار نيز من كابين عقب هواپيماي جناب سروان ياسيني بودم و شش تن ديگر از خلبانان با ما هم پرواز بودند.
طبق اطلاعات رسيده , اين پل براي دشمن جنبه حياتي داشت و انهدام آن موجب قطع پشتيباني نيروهاي دشمن در منطقه جنوب مي شد. در حقيقت , پل در شهر الكوت واقع شده بود كه جنوب عراق را با شمال آن مرتبط مي كرد. به هر حال بعد از انجام توجيه با هواپيماهايي كه به انواع بمب مجهز شده بودند , به پرواز در آمديم . در حالي كه يكي يكي شهرهاي كوچك و بزرگ خود را پشت سر مي گذاشتيم از بالاي اروند رود هم گذشتيم و ارتفاع خود را كم كرديم تا از ديد رادارهاي دشمن پنهان باشيم . وقتي كه نزديك جزيره مجنون رسيديم آرايش خود را تغيير داده , به سوي هدف پيش مي رفتيم كه ناگهان تعداد سي چهل دستگاه لودر و بولدوز را در حال ساختن خاكريز مشاهده كرديم . جناب ياسيني را صدا زدم و گفتم :
آقا رضا! اينها را مورد هدف قرار بدهيم
نه آقا مسعود! البته اهميت انهدام اينها كمتر از پل نيست , ولي الان بايد سر وقت پل بريم !
در جوابش گفتم :
براي فردا هم هدف جديدي پيدا كرديم !

 

e8y7hjavn188sc7q8ew5.jpg

چون بيشتر پروازهاي برون مرزي داوطلبانه انجام مي شد. اگر هدف مهمي را در طول مسير مشاهده مي كرديم مي زديم . لذا نه تنها از مركز مورد بازخواست قرار نمي گرفتيم كه چرا طبق برنامه عمل نكرديم ; بلكه خوشحال هم مي شدند.
ما با سرعت مافوق صوت در خاك عراق به سوي هدف به پيش مي تاختيم , با نزديك شدن به شهر الكوت يك بار ديگر زمان پرواز و سرعت را محاسبه كردم و گفتم :
آقا رضا! دو ثانيه ديگر بالاي هدف هستيم .
الان اوج مي گيرم .
هنوز ثانيه اي نگذشته بود كه پل الكوت نمايان شد و جناب ياسيني در حال افزايش ارتفاع بود كه بتواند با شيرجه اي مناسب بمبها را روي پل رها سازد , كه يك باره صدا زد :
مسعود! تعدادي از مردم غيرنظامي در حال عبور از روي پل هستند , يك گردشي انجام مي دهيم تا روي پل خلوت شود.
با اين حرف او , بقيه هواپيماها هم گردشي بيضي شكل روي الكوت انجام دادند و دوباره روي پل قرار گرفتيم . هنوز روي پل مملو از جمعيت بود كه رضا دوباره ادامه داد و گفت :
معطل شدن در اينجا خطرناك است , برويم هدفي را كه در سر راه ديديم بزنيم .
بقيه خلبانها هم موافقتشان را از پشت راديو اعلام كردند و هر چهار فروند بال در بال هم به سوي جزيره مجنون تغير مسير داديم . چند لحظه بعد , همگي بالاي سر لودر و بلدوزرهايي كه براي توپخانه عراق خاكريز احداث مي كردند , قرار گرفتيم . بمب هايمان را روي سر آنها رها كرده و به پايگاه برگشتيم , در حالي كه همگي از ته دل خوشحال بوديم كه انسان بي گناهي را مورد هدف قرار نداده ايم .

 

روز ششم مهرماه تیپ 2 زرهی و گروه رزمی 37 زرهی در دشت عباس و عین‌خوش و دوسالک در وضعیت خطرناکی قرار گرفته بودند. لشکر دهم زرهی ارتش عراق با سازمانی فراتر از یک لشکر معمول زرهی می‌خواست که موانع را درنوردیده و شهرهای اندیمشک، دزفول و پایگاه‌های هوایی دزفول و پادگان تیپ 2 و تأسیسات لجستیکی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران را تسخیر و گلوگاه شمالی استان خوزستان را ببندد.

خلبانان پایگاه هوایی دزفول که 107 نفر بودند و نامشان در تاریخ دفاع مقدس ماندگار گردید، هم قسم شدند که با پروازهای کوتاه مدت حداکثر مهمات را بر سر دشمن فرو ریخته و مانع رسیدن او به اهدافش شوند.

تیپ 2 زرهی و گروه رزمی 37 و گردان‌های 138و 141 نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران با ایثار و مقاومت پیشروی دشمن را به تأخیر انداخته و با پشتیبانی نزدیک هوایی آنقدر عوامل، تیپ‌ها و گردان‌های لشکر دهم زرهی و لشکر یک پیاده ارتش عراق را بمباران کردند تا تیپ 2 زرهی به همراه گروه 37 و گردان‌های 138 و 141 به شرق کرخه انتقال یافتند.

در این عملیات 698800 پوند مهمات هوایی مصرف شد و خسارات جبران ناپذیری به دشمن بعثی وارد آمد. 5 فروند هواپیمای «اف-5» نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در این عملیات مورد اصابت قرار گرفت.تعداد سورتی پرواز بمباران هوایی انجام شده در این عملیات 378 سورتی می‌باشد.

 

درتاریخ 6 مهر یک فروند F-5E  به خلبانی سرلشگرحسین مقیمی مربوط به پایگاه چهارم در یک عملیات برون مرزی درام الخوش مورد اصابت موشک قرار گرفته و شهید می شوند.

10

Share this post


Link to post
Share on other sites

تیمسار نمکی:

ارتش در طول جنگ با تمام توان جنگید و باید بدانیم که جنگ یک کار علمی و تخصصی است.

9

Share this post


Link to post
Share on other sites

این جمله رو باید آقای درودیان بخونه

9

Share this post


Link to post
Share on other sites

حوادث روز هفتم 59

 

ارتش عراق زیر فشار نیروهای ایران به اجبار ناچار به توقف و تثبیت در مواضع نامناسب تاکتیکی شد. دشمن بعثی ناتوان از پاسخ گویی به حملات کوبنده نیروی هوایی، نقاط مسکونی شهرهای میهن اسلامی را هدف حمله خود قرار داد که در این راستا شهر دزفول به عنوان سمبل مقاومت مردمی و نشانه جنایات رژیم عراق متحمل نخستین حملات هوایی و موشکی دشمن گردید و به این طریق سر فصل جدیدی از جنایات رژیم عراق در حمله به شهرها و نقاط مسکونی گشوده شد.

قرار بر این شد که سه فروند فانتوم مسلح به پرواز درآیند. یکی از فانتوم ها از نوع (اف-۴- دی) مجهز به سیستم نشانه روی لیزری تعیین شد که به وسیله آن روی پل نشانه روی شود و ۲ فانتوم دیگر بمب های خود را بر روی هدف فرو ریزند. در این حالت با نشانه روی لیزری بر روی هدف، یک قیف لیزری بر روی هدف تشکیل می شود و با رها کردن بمب ها به سوی هدف تمامی آنها به سمت این قیف جذب می شوند و به انتهای قیف هدایت می شوند و بدین شکل تمامی بمب ها با موفقیت به هدف برخورد می کردند.
فانتوم ها با توجه به نوع ماموریت باید سوخت گیری هوایی نیز انجام می دادند که قرار شد یک فروند تانکر سوخت رسان نیز جهت انجام این کار در نظر گرفته شد. بعد از سوخت گیری فانتوم ها باید با حداکثر سرعت مطمئن به سمت هدف رفته و با عبور از روی آن در هنگام بازگشت، آن جا را منهدم کرده و باز گردند.

ارتش عراق حملات خود را ادامه داد و در مقابل این حملات، نیروی هوایی کشورمان حملات خود را متوجه تاسیسات حیاتی اقتصادی و نظامی دشمن کرد و با هدف قرار دادن پالایشگاه کرکوک، خانقین، دوحه بغداد، کارخانجات پتروشیمی بصره و زبیر، پل های تنومه، القرنه، ام القصر،پادگان های رواندوز و زاخو، تاسیسات نفتی کرکوک، موصل، رادار زبیده، تاسیسات برق سدهای دوکان و دربندیخان، تلمبه خانه عین الزاله و صدها هدف نظامی و اقتصادی دیگر صدمات سنگینی بر پیکر اقتصادی و نظامی دشمن وارد کرد.
 

iue8mzuyb7p0qjaf192h.jpg

 
صبح روز هفتم مهر ماه سال ۱۳۵۹ خلبانان بعد از توجیهات قبل از پرواز، به اتاق تجهیزات رفته و پس از گرفتن تجهیزات سوار بر پرنده های آهنین بال خود شدند و پس از لحظاتی هر سه فروند در دل آسمان جای گرفتند. طبق طرح عملیاتی، در حوالی کوه های بهبهان تانکر سوخت رسان در انتظار فانتوم ها بود. هر سه هواپیما در ارتفاع پست و در سکوت کامل رادیویی کار سوخت گیری را با موفقیت انجام دادند.
فانتوم ها بعد از جدا شدن از تانکر، ارتفاع خود را کم و به سمت مرز پیش رفتند. با رسیدن به مرز، خلبان ها آرایش پروازی خود را تغییر دادند و با قرار گرفتن در مسیر اصلی پروازی، وارد خاک عراق شدند. در این هنگام در مرزهای مشترک تانک های عراقی به سرعت و با پشتیبانی نیروهای عقبه خود، به سمت خاک کشورمان پیش می آمدند. با عبور از مرز و قرار گرفتن در خاک عراق، هواپیماها ارتفاع خود را تا جای ممکن کم کرده و با افزایش سرعت به ۱۳۰۰ کیلومتر در ساعت، به سمت هدف پیش می رفتند. در این هنگام پدافند مرزی عراق بی امان به سوی فانتوم ها شلیک می کرد اما به لطف الهی هیچ کدام از گلوله های آنان به هواپیماها برخورد نکرد.

فانتوم ها پل را منهدم کردند

هواپیما ها با سرعت از روی پل گذشتند. فانتوم هدایت کننده ارتفاع خود را زیاد می کند و سپس با گردشی ۱۸۰ درجه دقیقا بر روی هدف قرار می گیرد. هدف به وضوح در دید خلبان بود، لذا خلبانان فانتوم هدایت کننده، با استفاده از دوربین لیزری بر روی هدف نشانه روی کردند. به محض این که خلبان علامت هدف گیری پل را کامل در وسط پل قرار داد، بلافاصله ماشه دوربین لیزری را فشار می دهد و قیف لیزری تشکیل می شود. خلبانان دو فانتوم دیگر بلافاصله بمب های خود را رها کردند. هدف گیری برای آنان بسیار ساده شده بود. بمب ها به محض رها شدن در قیف لیزری قرار می گرفتند، همین کار باعث شد تمامی بمب ها به هدف برخورد کند و پل به طور کامل منهدم می شود. انفجارها به قدری مهیب بود که خلبانان به خوبی آن را مشاهده می کردند. خلبانان هواپیماها خوشحال از این پیروزی ندای الله اکبر سر دادند.


 

هواپیمای هدایت کننده هدف قرار گرفت

ولی ناگهان خلبانان هواپیمای هدایت کننده متوجه می شود که پدافند منطقه با توجه به ارتفاع بالایی که داشته، بر روی آن قفل راداری انجام داده است.
خلبان بلافاصله با حرکات تاکتیکی و استفاده از دستگاه اخلاگر الکترونیک، سعی می کند قفل را بشکند ولی برای این کار خیلی دیر شده بود. ثانیه هایی بعد موشک زمین به هوایی سام ۶ دشمن به فانتوم برخورد می کند. هواپیما چندین متر به بالا صعود می کند. لرزش شدید هواپیما را فرا می گیرد، تمامی چراغ های اعلام خطر در هواپیما روشن شده است و همگی از انفجار قریب الوقوع موتور سمت راست هواپیما خبر می دهند. خلبان بلافاصله شیر بنزین موتور آتش گرفته را می بندد تا از سرایت آتش و انفجار آن جلوگیری کند.
موشک با برخورد به بدنه هواپیما در صندلی خلبان فرو می رود که همین امر باعث آسیب دیدگی خلبان می شود و وی مجبور می شود برای در امان ماندن از اصابت گلوله های ضد هوایی، خود را به جلو بکشد. هواپیما در حالت بسیار بدی قرار داشت. موتور سمت راست از کار افتاده بود. هواپیما هر چند که فاصله چندانی با مرز نداشت ولی هدایت آن در همین مسیر کم نیز بسیار دشوار بود. در همین موقع پالایشگاه بصره نیز توسط گروه دیگری از تیزپروازان نیروی هوایی بمباران شده بود. خلبانان از این موقعیت استفاده کرده و برای در امان ماندن از دید پدافند هوایی منطقه، خود را درمیان دودهای ناشی از سوختن پالایشگاه قرار می دهد و با سرعت به سمت مرز حرکت می کند.

با تمام مشکلات خلبانان هواپیما را به ایران می رساند ولی…

سرانجام خلبان موفق می شود هواپیما را به ایران برساند و آن را برای نشستن آماده کند که ناگهان سیستم برق و هیدرولیک هواپیما نیز از کار می افتد. هواپیما به طور کلی از هدایت خلبان و کمکش خارج شده و شروع به سقوط کرده بود.
خلبان بلافاصله با رادار تماس می گیرد و موقعیت خود را اطلاع می دهد و رادار نیز ضمن تایید، آمادگی برای نجات آنها را اعلام می کند. خلبان اهرم صندلی پران را می کشد ولی این اهرم عمل نمی کند. بر اثر اصابت موشک تمامی سیستم ها قفل شده و عمل نمی کردند. هواپیما در ارتفاع ۱۳۰۰۰ پایی و کاملا غیر قابل کنترل بود.
خلبان تصمیم می گیرد با استفاده از سیستم دستی، کاناپی را باز کند و با بازکردن بندهای اتصال اقدام به پرش کند. ولی آیا این امکان وجود داشت که در یک مدت زمان کم ۱۲ بند اتصال را بازکند؟ از همه مهم تر آیا بر اثر اصابت موشک و گرمای حاصل از آن چتر نجات سالم نسوخته بود و هنوز قابل استفاده بود؟ خلبان خود را از کابین به بیرون پرتاب می کند
ولی جای درنگ نبود، خلبان بلافاصله شروع به باز کردن بندها نمود، یکی پس از دیگری موفق شد بندهای اتصال را باز کند.
حالا نوبت کاناپی بود. خلبان سعی نمود با استفاده از اهرم دستی آن را بازکند ولی موفق نشد. بامدد گرفتن از ائمه اطهار، باردیگر امتحان کرد و این بار موفق شد. سرما و باد شدید به درون کابین آمده بود. خلبان هرکاری می کرد نمی توانست از هواپیما خارج شود چون هواپیما مدام به چپ و راست حرکت می کرد ولی در نهایت هواپیما در حالتی قرار گرفت که خلبان خود به خود به بیرون پرتاب شد و به حالت سقوط آزاد با سرعت به سمت زمین در حرکت بود. سعی برای بازکردن چتر ادامه داشت. فقط ۲۰۰ پا مانده بود تا خلبان با زمین برخورد کند که موفق شد اهرم چتر را بکشد. چتر باز می شود ولی سرعت فرود به قدری بالا بود که اگر خلبان با همان سرعت با زمین برخورد می کرد، تکه تکه می شد.

huz6ktp1ao6zjpwa22ts.jpg


فرود در میان گله گوسفندان

خلبان در همان شرایط دنبال راه چاره بود که متوجه گله گوسفندی می شود و تصمیم می گیرد بر روی آنها فرود بیاید.
خلبان برروی گوسفندان فرود می آید و در دم چندین گوسفند تلف می شوند. چوپان بیچاره که فکر می کرد که خلبان عراقی است، به سمت او حمله می کند ولی وقتی متوجه می شود که خلبان فارسی صحبت می کند و کارت شناسایی خلبان را نیز می بیند، به دلجویی از آن می پردازد.
لحظاتی بعد هلی کوپتر امداد و نجات نیروی هوایی نیز سر می رسد و هر دو خلبان را نجات می دهد.
با انهدام این پل بخش عمده ای از تدارکات و پشتیبانی دشمن قطع شد و این عملیات باعث کند شدن روند پیشرفت عراقی ها در خاک میهن مان گردید.

 

دراين تاريخ درگيريهاي هوايي بين طرفين يك فروند میگ MIG-21MF توسط F-4E به خلباني ....... و 2 فروند MIG-23MS توسط F-4E به خلباني شهيد دوران توسط شليك موشك اسپارو سرنگون شدند.

13

Share this post


Link to post
Share on other sites

حواث روز هشتم مهر 59

 

نيروهاي عراقي پشت كرخه بودند و ميشد با دوربين آنها را ديد ، سايت رادار دهلران را تسخير كرده و حالا نوبت پايگاه شكاري وحدتي دزفول بود .با توجه به اينكه دستور تخليه و نابودي پايگاه را داده بودند ولي خلبانهاي وطن پرست حاضر به اين كار نشدند .فرمانده وقت پايگاه سرهنگ تابش و معاون او سرهنگ فرقاني بود كه مخالف سرسخت تخليه پايگاه بودند . فردا صبح فرمانده نيروي هوايي شهيد فكوري و رئيس جمهور وقت بني صدر به پايگاه آمدند و در جلسه بريفينگ با اونا صحبت كردند ولي نتيجه اي نداد

l07si73vpwwnj783shko.jpg

 

 

سپس بني صدر با قرائت داستان اشكبوس شاهنامه به خلبانها گفت :بايد چندروزي نقش اشكبوس را بازي كنيد و عراقيها را سرگرم كنيد تا نيروي لازم را بسيج كرده و به منطقه بفرستيم .همگي يكصدا موافقت خودرا اعلام كردند .رشادت خلبانها در 15 روز چنان بود كه نه تنها دشمن عقب رانده شد بلكه با ورود نيروهاي سپاه و ارتش سايت دهلران و ساير مناطق از لوث وجو عراقيها پاكسازي شد .(گوشه اي از خاطرات سرهنگ خلبان بيدگلي راد )

 

0il2zfys9w0kyvz5gwp3.jpg

 

  دراين تاريخ يك فروند F-5E به خلبانی سرلشگر امیراسدی مورد هدف قرار گرفتند به گفته وینگ من پرواز اجکت کردند و قاعدتا باید اسیر شده و با  اسراء آزاد می شدند ولی هنوز از ایشان خبری در دست نیست.

12

Share this post


Link to post
Share on other sites
حوادث روز نهم و دهم مهرما 59
 
در اين روز جنگ تانك و نفرات در آستانه خرمشهر در گرفت. مدافعين شهر، بر تانك‏هاي دشمن حمله كرده و با پرتاب نارنجك و كوكتل مولوتف، آنها را يكي پس از ديگري منهدم كردند. در اين حال دشمن كه با تقويت نيروهايش، در نظر داشت، شهر را تصرف نمايد، علي‏رغم تصرف قسمتي از شهر، مجدداً متحمل شكست شد و اقدام به عقب نشيني نمود. هرچند شهامت رزمندگان اسلام در تمام دوران مقاومت در خرمشهر، ستودني و غيرقابل وصف بود، اما روز دهم مهر 59، جلوه ديگري داشت و با شكست ناگوار دشمن، در جمع رزمندگان، جشن و سرور معنوي حاكم شد.
 
بعلت عدم انسجام و تاكتيكي مشخص از سوي نيروهاي زميني نيروي هوايي با انجام عملياتهاي مختلف مرزي  كند كردن پيشروي دشمن را هنوز در دستور كار داشت و در ارتفاع پايين به شكار تانكهاي دشمن ميپرداخت .سهم پايگاههاي هوايي چهارم و پنجم  بيش از ديگر پايگاهها بود و فشار زيادي را تحمل ميكردند .
شهيد بزرگوار سرلشكر خلبان اردستاني در گوشه اي از خاطرات خود از آنروز چنين ميگويد :از تعداد هشت فروندي که از پايگاه نوژه به منطقة عملياتي حمله برده بوديم و قرار بود پس از عمليات به پايگاه وحدتي بياييم و بنشينيم ؛ ستوان رئيسي – يکي از اين خلبانها – در آن روز به پايگاه وحدتي نيامد و تا مدتي سرنوشتش در هاله‌اي از ابهام بود تا اينکه با خبر شديم پس از بمباران دچار مشکل شده و بناچار در باند شهر دهلران فرود اضطراري کرده است . هر چند باند خيلي کوتاه بود و براي يک هواپيماي شکاري که شتاب زيادي دارد ، مناسب نبود ، ولي او با مهارت خاصي هواپيماي تيزرو را در آن باند کوتاه به سلامت مي‌نشاند .
روز 11/7/59 من رفتم تا با گشت زني در آسمان شهر دهلران امنيت نسبي را فراهم کنم تا بچه‌هاي نگهداري و متخصص بتوانند او را آماده پرواز کنند .
obf5oyxf0gfvrzjvh1dk.jpg

هواپيماهاي ميگ عراقي چندين بار به او هجوم برده و او را همانند پرنده‌اي بي‌پناه آماج تيرهاي خود کرده بودند ، اما خوشبختانه تا آن لحظه هيچ صدمه‌آي به او وارد نشده بود . حدود يک ساعت بالاي باند اضطراري دهلران پرواز کردم و همه چيز را زير نظر داشتم تا اينکه هواپيما آمادة پرواز شد و رئيسي مجدداً در آسمان لاجوردي پر گشود و غريو شادي‌اش در راديوي من طنين انداخت . بال در بال او قرار گرفتم و تا رسيدن به پايگاه همراهي‌اش کردم ، تا اينکه به سلامت چرخهاي هواپيمايش باند را لمس کردند و هواپيما آرام گرفت و من نيز بعد از او فرود آمدم .
و اما دشمن در روز 9 مهر با یک فروند سوخوی 22  قصد حمله به پالایشگاه تبریز را داشته است كه توسط موشک سام ساقط شد ولي متاسفانه در روز دهم مهر ماه در بمباران واحدهاي زرهي دشمن يك فروند اف-5 ئي از دست داديم كه شرح واقعه در ذيل آمده "
0f3f2iapnky3on9ro3xz.jpg
 
در روزدهم مهرماه سرلشگر خلبان شهيد امرا.. ( امير ) اسعدي يساقي  ساعت 1 بعد از ظهر به همراه سروان عباسيان ( بعد ها فرمانده پایگاه هوايي دزفول شد ) از پایگاه هوايي همدان به سمت 20كيلومتري شمال بصره و 45 كيلومتري دهلران پرواز كردند به گفته سروان عباسيان چند دقيقه قبل از سانحه صداي راديو امير قطع و وصل مي شده كه امير گفته : با توكل به خدا مي رویم جلو...
سروان عباسيان گفت : نه زمين خوردن هواپیما رو ديدم نه دود از هواپيما بلند شد هيچ چیز نديدم .
11روز بعد از سانحه آشنايان صداي امير را از راديوي عراق شنيده اند كه زنده و سالم است . در روز هاي بعد هم 5 نفر به منزل پدر همسر ايشان تلفن كرده و اعلام نمودند كه صداي خلبان اسعدي را شنيده اند .به گفته تعدادي از خلبانان اسير كه بعد جنگ آزاد شدند چتر كلاه هلمت و كارت شناسايي خلبان اسعدي سالم ديده شده بود . در طي اين مدت نه تماسي حاصل شد و نه نامه اي دريافت كرديد .
خلبان امير اسعدي و ديگر خلباناني كه وضعيت مشابهي مانند ايشان داشتند تا سال 1383 مفقودالاثر بودند و از آن به بعد با درجه سرلشكري شهيد اعلام شدند و اين در حالي است كه بسياري از همسران و فرزندان اين عزيزان چشم به راه بازگشت اميد زندگاني خود هستند .يادشان گرامي

 
11

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now
Sign in to follow this  
Followers 0