Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Sign in to follow this  
Followers 0

عملیات رمضان

16 posts in this topic

مروری بر اوضاع سیاسی ـ نظامی جنگ تا قبل از عملیات رمضان


پس از فتح خرمشهر و برتری سیاسی ـ نظامی ایران، كه یكی از اهداف آن، خاتمه جنگ بود، پیش بینی می‌شد كه زمینه اتمام جنگ فراهم گردد و نظام بین الملل بطور جدی و با در نظر گرفتن عدالت و تنبیه متجاوز پایان جنگ را پیگیری كند، همان گونه كه درباره بسیاری از جنگهای بین المللی چنین شد. اما برعكس، امریكا و غرب در جهت حفظ حكومت عراق و فشار بر جمهوری اسلامی تلاش‌های خود را آغاز كردند. امریكا بدون توجه به حقوق قانونی جمهوری اسلامی، در پی تحمیل مذاكره بدون شرط به ایران بود و در مجموع قدرت‌های بزرگ در تلاش بودند كه مذاكرات صلح در شرایطی انجام شود كه جمهوری اسلامی در موضع برتر نباشد.
از سوی دیگر به دلیل سابقه تاریخی و شخصیت صدام حسین، ایران صلح بدون تضمین لازم را نمی پذیرفت زیرا هیچ اعتمادی به دولت عراق و تعهدات آن نداشت. رژیم عراق به دلیل قرار گرفتن در موضع ضعف، مساله صلح را مطرح می‌كرد در حالی كه هیچ تغییری در ماهیت رفتار سران این رژیم مشاهده نمی شد. پافشاری عراق بر ادعاهای قبلی، عدم پذیرش قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر، حضور در بخشی از خاك ایران و ادامه حملات (به جز در زمین) تایید این مدعا بود. بنابراین تلاش عراق و مجامع بین المللی و كشورهای منطقه برای طرح صلح نه از روی اعتقاد بلكه به دلیل شرایط حادی بود كه آن‌ها را در موضع ضعف قرار داد و منافعشان را تهدید می‌كرد. لذا درباره صلح جدی نبودند و هدف اصلی آن‌ها گرفتن زمان از جمهوری اسلامی و چیرگی بر اوضاع دگرگون شده بود. شورای امنیت سازمان ملل نیز هیچ گونه توجهی به حقوق و نظریات ایران نمی كرد و در این وضعیت نیز به شكل دیگری در صدد نجات عراق از مهلكه بود.

 

03361893801464465955.jpg


همچنین تصمیم گیرندگان سیاسی و فرماندهان نظامی ایران با توجه به برتری مطلق جمهوری اسلامی در این زمان حاضر نبودند بدون دست یابی به حداقل امتیاز، كه تنبیه متجاوز و گرفتن غرامت بود، قرارداد پایان جنگ را امضا كنند زیرا افكار عمومی و آیندگان این تصمیم را اقدامی غیرعقلانی و ناشایست تفسیر می‌كردند. از این رو هدف اصلی ایران از ورود به خاك عراق و ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، وادار كردن جامعه بین المللی به تنبیه متجاوز بود، تا از این رهگذر به ماهیت انقلاب اسلامی خدشه وارد نیاید.
در توضیح دلایل و عوامل و چگونگی تصمیم گیری برای تعقیب متجاوز، می‌توان به محورهای زیر اشاره كرد:

۱ ـ بی اعتنایی به شرایط و حقوق جمهوری اسلامی
شناسایی و تنبیه متجاوز، پرداخت غرامت و عقب نشینی از مناطق اشغالی اصلی ترین شرایط اعلام شده ایران برای پایان جنگ بود.
۲ ـ صلح نه، آتش بس!
نكته بسیار مهم در طول جنگ ایران و عراق این است كه مجامع رسمی بین المللی و منطقه ای و دیگران (نظیر اتحادیه عرب، سازمان كنفرانس اسلامی و...) در پیشنهادهایی كه برای صلح مطرح می‌كردند نحوه آتش بس و حقوق دو طرف تعیین نمی شد بلكه تاكید آن‌ها تنها بر پذیرش آتش بس بود! برخی از این پیشنهادهای آتش بس در زمانی ارایه می‌شد كه عراق قسمت‌های عمده ای از خاك ایران را در اشغال داشت.

 

62921267341080784242.jpg


پس از پیروزی ایران در عملیات بیت المقدس نیز هیچ گاه پیشنهاد صلحی كه دارای شرایط و مراحل اجرایی و تضمین بین المللی باشد ارایه نشد بلكه توصیه هایی برای آتش بس بود كه ایران نمی پذیرفت زیرا چشم انداز بعد از پذیرش آتش بس نامعلوم بود و بستگی داشت به عواملی از قبیل خواست میانجی گران، اوضاع بین المللی، اقدامات كشورهای حامی عراق در مجامع مختلف و... بنابراین نقش ایران در احقاق حقوق خود به عنوان طرف مذاكره و كشور مورد تجاوز قرار گرفته، در هرگونه مذاكرات صلح به حداقل می‌رسید.

۳ ـ عملكرد شورای امنیت

با این كه تجاوز عراق به ایران كاملاً محرز بود اما شورای امنیت سازمان ملل در اولین واكنش خود در اول مهر، ۱۳۵۹ یعنی یك روز پس از آغاز جنگ، در بیانیه ای از "احراز تجاوز" عراق به ایران خودداری كرد و از آن با عنوان "وضعیت" یاد كرد! این شورا در ۶ مهر ۱۳۵۹ نخستین قطع نامه خود (قطع نامه ۴۷۹) را صادر كرد.
در این قطع نامه هیچ اشاره ای به تجاوز عراق و یا نقض تمامیت ارضی ایران نشده، پیشنهاد آتش بس به صراحت مطرح نیست و از نیروهای متجاوز عراق خواسته نشده است كه سرزمین‌های اشغالی را ترك كنند. در این قطع نامه تنها از ایران و عراق خواسته شد كه از استفاده بیشتر از زورخودداری كنند.

پس از آن، شورای امنیت به مدت ۲۲ ماه سكوت اختیار كرد تا این كه در پی اجرای عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر سكوت خود را شكست و به درخواست اردن و با حمایت امریكا تشكیل جلسه داد و قطع نامه ۵۱۴ را در ۲۱ تیر ۱۳۶۱ به تصویب رساند. شورای امنیت اگر چه در قطع نامه ۵۱۴ برای اولین بار از برقراری آتش بس و عقب نشینی و استقرار نیروهای حافظ صلح در مرز ایران و عراق سخن به میان آورد، اما این قطع نامه زمانی تصویب شد كه برتری عراق در جبهه‌های جنگ از بین رفته بود و نیروهای ایران بخش عمده مناطق اشغالی از جمله خرمشهر را باز پس گرفته و در بسیاری مناطق به مرزهای بین المللی رسیده بودند. بنابراین هدف اصلی شورای امنیت از تصویب قطع نامه،۵۱۴ جلوگیری از ورود نیروهای ایران به خاك عراق تحت عنوان "به خطر افتادن صلح و امنیت بین المللی" بود. شورای امنیت در این قطع نامه با اشاره به ماده ۲۴منشور ملل متحد درباره مسوولیت اولیه خود در حفظ صلح و امنیت بین المللی نیز دقیقاً این هدف را دنبال می‌كرد كه به جمهوری اسلامی ایران تفهیم كند اگر وارد خاك عراق شود بر اساس فصل هفتم منشور ملل متحد مجازات هایی بر ضدش وضع خواهد كرد.

آیا ایران می‌توانست با اعتماد به چنین عملكردی میدان نبرد را ترك كند و تصمیم گیری این گونه سازمان‌ها را درباره سرنوشت یك ملت ستم دیده بپذیرد؟!


  ۴-ایران پیش گام در صلح   
با وجود مسایل یاد شده، امام خمینی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۱ قبل از شروع عملیات رمضان در یك سخنرانی درباره اعزام هیات صلح به ایران و عراق ـ كه مورد قبول دو طرف باشد ـ گفتند:"اشخاصی بیایند كه طرفین قبول دارند و ببینند و بنشینند كه ما به عراق حمله كردیم یا عراق به ما. خرابی هایی را كه آن‌ها وارد كردند ببینند و بروند شهرهای آن‌ها را هم ببینند." این سخنان به خوبی نشان دهنده روحیه مسالمت جویی ایران و پذیرش یك هیات مرضی الطرفین است.

۵ ـ عقب نشینی تاكتیكی عراق
هرچند كه عراق ادعا می‌كرد از تمامی اراضی اشغال شده ایران عقب نشینی كرده، ولی واقعیت چنین نبود. ارتش عراق در جبهه‌های جنوب تقریباً از تمام مناطق اشغالی به مرزهای رسمی میان دو كشور عقب رانده شده بود ولی در سایر مناطق هرجا كه وضعیت زمین برای نیروهایش مساعد بود، به اشغالگری و تجاوز خود ادامه می‌داد.

۶ ـ دلایل عقب نشینی عراق
دو انگیزه و عامل برای عقب نشینی عراق می‌توان ذكر كرد:
الف) ناتوانی در حفظ برتری نظامی
ب) تلاش برای تحمیل شرایط جدید سیاسی به ایران

۷ ـ امكان تهاجم مجدد عراق
۸ ـ استقرار در موقعیت برتر نظامی

 

21906748990603581809.jpg


عملیات رمضان، انتخاب منطقه عملیاتی و موقعیت آن
 


عملیات رمضان بر این اساس طراحی شد كه با حضور قوای نظامی ایران در پشت رودخانه دجله و اروندرود و تسلط بر معابر وصولی بصره، در ادامه عملیات فتح المبین و عملیات بیت المقدس، عملاً از نظر سیاسی ـ نظامی موقعیت مناسبی برای جمهوری اسلامی فراهم آید كه یا غرب تن به تغییرات سیاسی در عراق بدهد یا در غیر این صورت امكان ادامه جنگ در آینده از موضع قوی تری برای ایران فراهم شود.

منطقه عملیاتی رمضان محصور است بین یك زمین تقریباً مثلث شكل به وسعت ۱۶۰۰كیلومتر مربع كه از شمال به كوشك و طلاییه (پاسگاه‌های مرزی ایران در جنوب هویزه) و حاشیه جنوبی هورالهویزه به طول ۵۰ كیلومتر و از غرب به رودخانه اروند (كه از نقطه تلاقی رودخانه دجله و فرات به نام القرنه شروع می‌شود تا شلمچه در غرب خرمشهر) به طول ۸۰ كیلومتر و از شرق به خط مرزی شمالی ـ جنوبی از كوشك تا شلمچه به طول ۶۰ كیلومتر محدود می‌شود. در این منطقه روی رودخانه اروند چهار پل (دو پل در منطقه نشوه و دو پل در منطقه تنومه) احداث شده است و در جنوب غربی این رودخانه شهر صنعتی و بندری بصره قرار دارد.
رژیم عراق تا قبل از عملیات بیت المقدس چون خرمشهر را كلید بصره می‌دانست و از دست دادن این شهر را امكان ناپذیر می‌پنداشت در شرق بصره مواضع مستحكمی ایجاد نكرد لیكن در فرصتی كه در پی حضور بخشی از نیروهای خودی در لبنان و تاخیر دراجرای عملیات رمضان به دست آورد تغییرات مهمی در زمین منطقه ایجاد كرد كه قسمت اعظم آن حاصل تجارب عملیات‌های گذشته بود.

دشمن با احداث مواضع مثلثی شكل، خطوط پدافندی مناسبی ایجاد كرد كه طراحان و مبتكران اصلی آن در گذشته اسراییلی‌ها بودند. علاوه بر این ارتش عراق كانالی به طول ۳۰ كیلومتر را كه به عنوان كانال پرورش ماهی ایجاد شده بود با پمپاژ آب در آن و احداث موانع و كمین‌ها و سنگرهای تیربار بسیار در اطراف آن به مانع مهم بازدارنده در مقابل تعرض نیروهای خودی به سمت بصره تبدیل كرد. همچنین در قسمت جنوبی منطقه در مقابل شلمچه آب رها كرد تا مانع از عبور نیروهای جمهوری اسلامی شود.

در جنوب غرب اروندرود شهر صنعتی ـ استراتژیك بصره واقع شده است كه نزدیك به یك میلیون نفر جمعیت دارد و دارای پالایشگاه، كارخانه بزرگ پتروشیمی، واحد تصفیه گاز طبیعی و كارخانه‌های صنعتی دیگر می‌باشد. بخش تنومه نیز در شرق اروند بر سر راه بصره و در نزدیكی آن قرار دارد. همچنین صحرایی كه در غرب بصره واقع شده است نیز سرزمین باتلاقی شمال آن، عظیم ترین منابع نفتی عراق را در خود نهفته دارد.

ضمناً جاده مواصلاتی بغداد به كویت به نام صفوان كه دارای اهمیت استراتژیكی است و تداركات اصلی و تهیه تسلیحات و مهمات نظامی ارتش عراق از طریق آن انجام می‌گیرد، از جنوب بصره عبور می‌كند و پس از گذشتن از شهر مرزی صفوان در كویت امتداد می‌یابد.

 

13708422863529449802.jpg


استعداد دشمن


سپاه سوم ارتش عراق با لشكرهای تحت امر و تابعه خود مسوولیت پدافند این منطقه مهم عملیاتی را به عهده داشت.
در مجموع استعداد نیروهای درگیر دشمن در این عملیات ۷۴ گردان پیاده، ۲۰ گردان زرهی، ۱۱ گردان مكانیزه و ۱۰ گردان توپخانه را شامل می‌شد.


طراحی عملیات
الف) اهداف و ماموریت
هدف كلی طرح، پیشروی در خاك عراق، پدافند در كنار اروند از شمال تا جنوب یعنی از نشوه تا خرمشهر و نزدیك شدن به بصره بود. با موفقیت در این طرح، نیروهای سپاه سوم عراق از جمله لشكرهای ۵ و ۶ به طور كامل محاصره می‌شدند و علاوه بر تصرف بخش وسیعی از حساس ترین زمین منطقه، شمار بسیاری از نیروهای دشمن اسیر می‌شدند.

ب) سازمان رزم
قرارگاه مركزی كربلا با چهارقرارگاه فرعی هدایت عملیات را بر عهده داشت:
۱ ـ قرارگاه قدس شامل لشكر ۱۶ زرهی و تیپ مستقل ۴۰ پیاده از ارتش و لشكر ۱ سپاه پاسداران شامل تیپ‌های مستقل ۳۷ نور با (۵ گردان) و ۴۱ ثارالله (۷ گردان)

۲ ـ قرارگاه فتح شامل لشكر ۹۲ زرهی از ارتش و لشكر ۳ سپاه پاسداران شامل تیپ‌های مستقل ۱۴ امام حسین (ع) (۱۸گردان)، ۲۵ كربلا (۱۷ گردان) و ۱۷ علی بن ابیطالب (ع) (۱۳ گردان)
۳ ـ قرارگاه نصر شامل لشكر ۲۱ پیاده از ارتش و تیپ‌های مستقل ۷ ولی عصر (عج)، ۸ نجف اشرف۲۱، امام رضا (ع) و ۳۱ عاشورا از سپاه پاسداران.
۴ ـ قرارگاه فجر شامل لشكر ۷۷پیاده از ارتش و لشكر ۷ سپاه پاسداران شامل تیپ‌های ۳۳ المهدی (عج)، ۳۵ امام سجاد (ع) و ۱۸ جوادالائمه (ع)، همچنین لشكر ۳۰ زرهی سپاه و ۹ گردان توپخانه از ارتش.


ج) طرح مانور
خط حد و محدوده منطقه عملیاتی رمضان از كوشك در شمال آغاز می‌شد و تا رودخانه اروند در جنوب امتداد داشت. در این محدوده عملیات رمضان از چهار محور با چهار قرارگاه عملیاتی ـ محورهای شمالی، میانی(شمال و جنوب پاسگاه زید) و جنوبی ـ به منظور انهدام نیروهای سپاه سوم دشمن و تامین خط اروندرود طراحی شد.
قسمتی از مساله عمده در مانور عملیات، ضرورت هماهنگی در پیشروی قرارگاه‌ها از محورهای مختلف و حفظ جناحین بود كه اساساً تحقق آن با اتكا به تلاش‌های مهندسی امكان پذیر بود.
از آنجا كه در منطقه شرق اروند عقبه دشمن فقط متكی به چهارپل در نشوه و تنومه بود پیش بینی می‌شد كه در صورت سرعت عمل و رعایت غافلگیری توام با پیشروی مناسب، نیروهای زیادی از دشمن به اسارت درآیند و در عمل چیزی نظیر واقعه شكستن حصر آبادان (عملیات ثامن الائمه) تكرار شود.
یادآوری می‌شود این عملیات همچون عملیات گذشته با تركیب نیروهای سپاه پاسداران و ارتش انجام می‌شد. این ادغام با این كه نكات مثبتی داشت اما در بعضی از یگان‌ها باعث كندی كار می‌شد. لزوم هماهنگی‌های قبل از عملیات بین واحدهایی از قبیل زرهی سپاه و ارتش، مهندسی سپاه، جهاد و ارتش، مخابرات سپاه و ارتش، توپخانه و یگان‌های پشتیبانی سپاه و ارتش و فرماندهی سپاه و ارتش سبب می‌شد كه كارها به نحو مطلوب پیش نرود.


شرح عملیات
مرحله اول عملیات:

عملیات در ساعت ۲:۳۰ تاریخ 22 تیر 1361 با رمز یا مهدی ادركنی (عج) با نیرویی متشكل از پنج تیپ از قرارگاه فتح، دو تیپ از قرارگاه فجر و یك تیپ از قرارگاه قدس آغاز شد. در ساعت اولیه، قرارگاه فتح موفق شد به هدف‌های از پیش تعیین شده (بالای كانال پرورش ماهی) دست باید، اما صبح روز بعد به دلیل متوقف شدن قرارگاه‌های فجر و قدس در خطوط اولیه و نیز پاتك دشمن ـ كه بیشتر از جناح راست قرارگاه فتح بود و به دور خوردن تعدادی از یگان‌های خودی انجامید ـ فرماندهی قرارگاه مركزی كربلا در حالی كه نیروی قابل توجهی از دشمن منهدم شده بود، دستور عقب نشینی داد.
مرحله دوم عملیات:
این مرحله در ساعت ۲۱:۳۰ تاریخ 26 تیر 1361 آغاز شد. در این مرحله دو تیپ از قرارگاه فتح و دو تیپ از قرارگاه نصر در عملیات شركت داشتند. قرارگاه فتح كه در محور پایین عمل می‌كرد موفق شد به منطقه حاشیه كانال (پل‌های احداثی روی كانال پرورش ماهی) برسد. در این میان، قرارگاه نصر اگرچه در انجام موفق مأموریت خود ناكام ماند، ولی توانست بخش معتنابهی از قوای دشمن را منهدم كند. به این ترتیب، قرارگاه كربلا برای حفظ و صیانت از نیروهای خودی مجدداً فرمان عقب نشینی داد.

مرحله سوم عملیات:

این مرحله كه به منظور انهدام نیروی دشمن طراحی شده بود و در صورت موفقیت ممكن بود بنا به دستور عملیات ادامه یابد، با پنج تیپ از قرارگاه فتح در ساعت ۲۱ تاریخ ۳۰/۴/۱۳۶۱ آغاز شد و نیروهای خودی در حالی كه موفق شده بودند بخش قابل توجهی از قوای دشمن را منهدم كنند، اما به دلیل نداشتن تضمین جان پناه (آماده نشدن خاكریز شرقی و غربی) مجبور شدند بنا به دستور در ساعت ۰۳:۳۰ بامداد عقب نشینی كنند.

مرحله چهارم عملیات:
این مرحله در ساعت ۲۲ روز ۲/۵/۱۳۶۱ با استعداد ۲ تیپ از قرارگاه نصر باهدف باز كردن یك معبر برای كار جدید جهت رسیدن به بصره آغاز شد كه به دلایلی همچون ضعف نفوذ از محور شلمچه، هوشیاری دشمن و نیز موانع و استحكامات قابل توجهی كه وجود داشت عملاً امكان عبور از خط اول دشمن فراهم نیامد.

مرحله پنجم عملیات:
تلاش اصلی در مرحله پنجم عملیات، كه در تاریخ ۶/۵/۱۳۶۱ انجام گرفت، معطوف به محور شمالی پاسگاه زید در حد فاصل دژ مرزی عراق و خاكریزهای مثلثی دشمن شد. طی این مرحله، هفت تیپ تقویت شده از سپاه و دو تیپ از ارتش شركت داشتند.
در آغاز درگیری، همه چیز طبق روال پیش می‌رفت. در نتیجه نیروهای خودی توانستند گذشته از پاكسازی و الحاق، خاكریزی مناسب و دو جداره در جناح شمالی احداث نمایند، ولی از آن جایی كه دقت كافی در احداث خاكریز نشده بود دشمن توانست پنج كیلومتر در آن رخنه كند. در این فاصله نیروها نزدیك به ۴۸ ساعت در مواضع به دست آمده مستقر شدند و عقبه امكانات پشتیبانی رزمی و خدماتی به جلو منتقل گردید، دشمن نیز كه در مرحله گذشته ضرباتی اساسی متحمل شده بود، عملاً تحركی از خود نشان نداد، لیكن بنا به دلایلی، به رغم این كه عملیات تا آستانه تثبیت پیش رفته بود، طی بررسی كه به عمل آمد، ادامه حضور نیروها مصلحت دیده نشد.

 

46613104278743044084.jpg


نتایج و ارزیابی عملیات

اگرچه جمهوری اسلامی در عملیات رمضان به اهداف از پیش تعیین شده خود دست نیافت، ولی با اجرای این عملیات و ورود به خاك دشمن نشان داد كه در دستیابی به حقوق خود مصمم است. علاوه بر این، در پی این عملیات مسوولان جمهوری اسلامی متوجه شدند كه برخلاف گذشته با شرایط كاملاً جدیدی در جنگ مواجه شده اند. برهمین اساس، می‌بایست استراتژی جدیدی تدوین می‌شد، لیكن در این خصوص دو دیدگاه متفاوت بروز كرد؛ عده ای كسب یك پیروزی بزرگ را برای پایان دادن به جنگ كافی می‌دانستند و عده ای دیگر به تلاش همه جانبه برای نیل به پیروزی نهایی معتقد بودند.
در عملیات رمضان ۴ لشكر و ۳ تیپ زرهی دشمن بین ۲۰درصد تا ۶۰درصد منهدم شد و ۹تیپ پیاده دشمن بین ۲۰درصد تا ۱۰۰ درصد خسارت و تلفات را متحمل گردیدند. در مجموع بیش از ۱۰۰۰ تانك و نفربر دشمن و نیزتجهیزات و سلاح‌های بسیاری دیگر از دشمن منهدم گردید، حدود ۷۰۰۰ تن از نیروهای دشمن كشته و ۱۳۱۵ تن اسیر شدند.


عملیات رمضان
رمز عملیات: یا صاحب الزمان (عج) ادرکنی
هدف عملیات: دور کردن آتش دشمن از شهرهای جنوبی کشور و انهدام نیروهای رژیم عراق
منطقه عملیاتی: شرق بصره
تاریخ شروع: ساعت 30/21 دقیقه 23/4/61
مدت عملیات: 15 روز
وسعت منطقه عملیاتی: 1600 کیلومتر مربع


نتایج عملیات
مناطق آزاد شده:
ـ پاسگاه زید عراق و محورهای شمالی و شمال غربی این پاسگاه


تجهیزات منهدم شده دشمن:
ـ 1097 دستگاه انواع تانک و نفربر
ـ 5 فروند هواپیما
ـ چند صد دستگاه انواع خودروهای نظامی و مهندسی
ـ مقدار بسیار زیادی سلاح سبک و نیمه سنگین


یگان های منهدم شده دشمن:
ـ تیپ های 6 و 12 زرهی، تیپ 8 مکانیزه از لشکر 3، تیپ 42 زرهی از لشکر 10، تیپ 419 پیاده، تیپ های 16 و 30 زرهی از لشکر 6، تیپ 94 پیاده، تیپ 55 زرهی از لشکر 5، تیپ 14 مکانیزه، تیپ های 43 و 35 زرهی از لشکر 9
تعداد کشته و زخمی های دشمن: بیش از 7400 نفر
تعداد اسراء: 1315 نفر


غنائم:
ـ دهها دستگاه خودرو
ـ 100 دستگاه تانک و نفربر
ـ مقدار زیادی از انواع سلاح سبک و نیمه سنگین
نیروی عمل کننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران

 

نگاهى به عمليات رمضان
تير ماه سال ،۱۳۶۱ عمليات رمضان با رمز يا صاحب الزمان(عج) ادركنى در منطقه شرق بصره آغاز شد. هدف اين عمليات دور كردن آتش دشمن از شهرهاى جنوبى كشور و انهدام نيروهاى متجاوز ارتش عراق بود. عمليات رمضان به مدت پانزده روز و در منطقه اى به وسعت هزار و ششصد كيلومتر مربع ادامه داشت.
قبل از آغاز عمليات رمضان، مسوولين و دست اندركاران جمهورى اسلامى ايران دو مساله اساسى را روياروى خود داشتند: تجاوز اسراييل به جنوب لبنان و ورود به داخل خاك عراق. تجاوز اسراييل به جنوب لبنان، بى ارتباط با پيروزى هاى رو به گسترش جمهورى اسلامى پس از فتح خرمشهر نبود. تاثير پيروزى هاى ايران، اسراييل را به وحشت انداخته بود. بحران تجاوز اسراييل به جنوب لبنان، اذهان را متوجه آنجا كرد. از طرفى هم، فروكش كردن تب و تاب انجام عمليات در جبهه ها ـ خصوصا پس از فتح خرمشهر ـ طبعا خطرات فزآينده اى براى جنگ و انقلاب در پى داشت. در اين مرحله، فرمانده كل قوا، امام خمينى(ره) با تبيين استراتژى راه قدس از كربلا مى گذرد، عملا جهت اصلى تحركات و اقدامات اساسى جمهورى اسلامى را خاطر نشان فرمودند. بر اين اساس، نتيجه حاصل شد كه جنگ داراى ابعادى وسيع تر از آنچه تصور مى شده، است. همچنين لازمه حفظ و گسترش ابتكار عمل و برخوردارى از روحيه تهاجمى براى اعاده حقوق جمهورى اسلامى ـ در شرايطى كه عقب نشينى سراسرى دشمن در پى شكست هاى سنگينى كه متحمل شده بود، به منظور معطل نمودن ايران و ايجاد شرايط نه صلح، نه جنگ و حاكم ساختن وضعيت فرسايش در جنگ صورت گرفته بود ـ با ورود به داخل خاك امكان پذير مى شد.
بر اين اساس عمليات رمضان طراحى شد تا قواى نظامى جمهورى اسلامى با تجمع خود در پشت رودخانه دجله و اروند و تسلط بر معابر وصولى بصره، از نظر سياسى ـ نظامى موقعيت مناسبى را براى جمهورى اسلامى فراهم كنند.
منطقه عملياتى رمضان محصور بود بين يك زمين مثلث شكل به وسعت ۱۶۰۰ كيلومتر مربع ـ كه از شمال به كوشك و طلائيه(پاسگاه هاى مرزى ايران در جنوب هويزه) و حاشيه جنوبى هورالهويزه به طول ۵۰ كيلومتر و از غرب به رودخانه اروند ( كه از نقطه تلاقى رودخانه دجله و فرات به نام القرنه شروع مى شود تا شلمچه در غرب خرمشهر) به طول ۸۰ كيلومتر و از شرق به خط مرزى شمالى - جنوبى از كوشك تا شلمچه به طول ۶۰ كيلومتر منتهى مى شود ـ روى رودخانه اروند. در اين قسمت چهار پل ( دو پل در منطقه نشوه و دو پل در منطقه تنومه) واقع شده است كه در جنوب غربى اين رودخانه شهر صنعتى و بندرى بصره قرار دارد.
دشمن تا قبل از فتح خرمشهر، از آنجا كه اين شهر را كليد بصره مى دانست و امكان از دست دادن اين شهر را غيرممكن مى پنداشت، در شرق بصره مواضع مستحكمى نداشت. ليكن در فرصتى كه به دست آورد، تغييرات مهمى را در زمين منطقه ايجاد كرد كه قسمت اعظم آن، مبتنى بر تجارب بر آمده از عمليات هاى گذشته بود.
بدين ترتيب دشمن با احداث خاكريزهاى مثلثى خطوط پدافندى مناسبى را ايجاد كرد كه طراحان و مبتكران اصلى آن در گذشته اسراييلى ها بودند. علاوه بر اين، دشمن كانالى به طول ۳۰ كيلومتر و عرض يك كيلومتر را كه مختص به امر پرورش ماهى با پمپاژ آب و احداث موانع و كمين و سنگرهاى تيربار، به عنوان مانعى بازدارنده، در مقابل تعرض نيروهاى خودى به سمت بصره، آماده نمود. همچنين در قسمت جنوبى منطقه كه مقابل شلمچه واقع است، از سوى دشمن، آب رها شد تا مانع از عبور نيروهاى اسلام شود.

 

51727490108282571756.jpg

مراحل پنج گانه عمليات
مرحله نخست عمليات:

سه قرارگاه از سه محور با دشمن درگير شدند و در جناح شمالى، دو تيپ به علاوه از سپاه و يك تيپ از ارتش، ماموريت يافتند اين جناح عمليات را تامين نمايند. ليكن به علت وجود موانع و استحكامات مثلثى شكل و ميادين مين، نيروها نتوانستند با سرعت عمل به تمامى اهداف مورد نظر دست يابند. لذا با نزديك شدن روشنايى صبح، از ادامه پيشروى خوددارى شد.در محور ميانى( شمال پاسگاه زيد) سه تيپ با اضافه از سپاه و يك لشكر از نيروى زمينى ارتش شركت داشتند و به رغم اين كه توانستند مقدارى پيشروى كنند، ليكن به مثلثى هاى دشمن نرسيدند. در محور جنوبى( جنوب پاسگاه زيد)، چهار تيپ به اضافه از سپاه و دو تيپ از ارتش توانستند با سرعت عمل چشمگير و قابل ملاحظه اى تمامى مواضع دشمن را در هم بكوبند و به عمق ۳۰ كيلومترى مواضع دشمن پيشروى نمايند و خود را به نهر كتيبان، در شرق اروند و كانال ماهيگيرى برسانند، به طورى كه به قرارگاه فرمانده لشكر ۹ زرهى رسيده، ماشين بنز فرماندهى را به غنيمت گرفته، قرارگاه را منهدم كردند و از آب كانال ماهيگيرى و نهر كتيبان وضو ساختند.
در اين محور نيروها به قدرى به بصره نزديك شده بودند كه به راحتى چراغ هاى شهر را مشاهده مى كردند، بدين ترتيب طى مرحله اول عمليات، ۸۵ تانك و نفر بر و ۱۲ توپ دشمن منهدم گرديد و ۷۱ تانك و نفربر به غنيمت گرفته شد. علاوه بر اين، ۲۷۰۰ نفر از عناصر دشمن كشته و زخمى شده، ۸۵۰ نفر به اسارت درآمدند.

مرحله دوم عمليات:

از محور ميانى (جنوب پاسگاه زيد) با همان يگان هاى مرحله اول، به اضافه يك يگان قوى از سپاه دو تيپ كه تحت امر قرارگاه محور جنوب بودند، آغاز شد.
در اين مرحله هدف عمده، استفاده از سه پل به دست آمده ( در داخل خاك عراق به وسعت ۶۰ كيلومتر مربع) در مرحله اول و گسترش و توسعه آن تا كانال ماهيگيرى ( جلوى بصره) بود كه در صورت دستيابى به آن فاصله، رزمندگان تا بصره از ۲۰ كيلومتر به ۱۲ كيلومتر تقليل مى يافت.
به دنبال تهيه عكس هوايى از منطقه عملياتى و ساير شواهد و قرائن موجود، مشخص شد كه دشمن نيروهاى زرهى خود را با تجمعى بسيار وسيع آرايش داده و احتمالا مبادرت به پاتك خواهد نمود. بر اين اساس مرحله سوم عمدتا به منظور انهدام تجهيزات زرهى ( تانك و نفربر) تدبير شد لذا از شركت نيروهاى زرهى خودى ممانعت به عمل آمد تا بدين وسيله نيروهاى پياده و مجهز با هر زره پوشى كه مواجه شدند، آن را منهدم كنند.

مرحله سوم عمليات:

اين مرحله از محور ميانى ( جنوب پاسگاه زيد) با همان نيروهاى مرحله دوم به اضافه سه تيپ تقويت شد. قواى نظامى خودى در همان ساعات اوليه به صورت چشمگيرى خطوط دشمن را در هم شكسته و با انهدام بخش وسيعى از تجهيزات دشمن در زمينى به وسعت ۱۸۰ كيلومتر مربع، به پيشروى ادامه دادند. طى اين مرحله نزديك به هفتصد تانك و نفربر دشمن منهدم گرديد؛ چهارده تانك و نفربر غنيمت گرفته شد و دو هزار و صد نفر از نيروهاى دشمن كشته و زخمى شدند و دويست و پنجاه و نه نفر از آنها به اسارت درآمدند.
مرحله چهارم عمليات:

اين مرحله در محور جنوبى عمليات ( شلمچه)، قرارگاه مزبور با دو تيپ به اضافه از سپاه و يگانى از ارتش به صورت ادغامى وارد عمل شدند، ليكن به دليل هوشيارى دشمن و نيز موانع و استحكامات قابل توجهى كه وجود داشت، عملا امكان عبور از خط اول دشمن فراهم نيامد.
مرحله پنجم عمليات:

تلاش اصلى در اين مرحله صورت گرفت و معطوف به محور شمالى پاسگاه زيد در حد فاصل دژ مرزى عراق و خاكريزهاى مثلثى دشمن شد.
طى اين مرحله هفت تيپ تقويت شده از سپاه و دو تيپ از ارتش شركت داشتند.
در آغاز درگيرى همه چيز طبق روال پيش مى رفت. در نتيجه نيروهاى خودى توانستند گذشته از پاكسازى و الحاق، خاكريزى مناسب و دو جداره در جناح شمالى احداث نمايند. ولى از آنجايى كه دقت كافى در احداث خاكريز نشده بود دشمن توانست پنج كيلومتر در آن رخنه كند.
در اين فاصله نيروها نزديك به ۴۸ ساعت در مواضع به دست آمده مستقر شدند و عقبه امكانات پشتيبانى رزمى و خدماتى به جلو منتقل گرديد، دشمن نيز كه در مرحله گذشته ضرباتى اساسى متحمل شده بود عملا تحركى از خود نشان نداد، ليكن بنا به دلايلى، به رغم اين كه عمليات تا آستانه تثبيت پيش رفته بود، طى بررسى كه به عمل آمد، ادامه حضور نيروها مصلحت ديده نشد. در ارزيابى عمليات رمضان مى توان به نكاتى همچون انهدام وسيع دشمن اشاره كرد كه نصب العين مراحل بعدى جنگ قرار گرفت.


 

51182770242845541624.jpg

در رمل هاى رمضان مانديم تا عبرت بگيريم
عمليات رمضان از چند جهت يكى از نقاط عطف تاريخ دفاع مقدس ۸ ساله محسوب مى شود. اول اين كه ما در عمليات رمضان اگر نگوييم كه شكست خورديم بايد بپذيريم كه به اهداف از پيش تعيين شده نرسيديم كه اين خود دلايل متعددى دارد، از جمله خيانت ستون پنجم دشمن مانند ناخدا افضلى، آمادگى و تقويت جبهه دشمن توسط همپيمانانش و … اما يكى ديگر از دلايل عدم موفقيت ما در عمليات رمضان غرورى بود كه در پى پيروزى هاى بزرگ در عمليات هاى فتح المبين و بيت المقدس همه را فرا گرفته بود. در اين مقال سعى شده است اين مساله موشكافى گردد. باشد كه از حوادث تاريخ عبرت بگيريم و آينده اى روشن تر براى خود رقم بزنيم.
بعد از پيروزى هاى پى در پى و با شكوه در عمليات هاى بزرگ فتح الفتوح ( فتح بستان)، فتح المبين و بيت المقدس كه دشمن متحمل ضربات سنگينى گشته و وادار به عقب نشينى تا پشت مرزهاى بين المللى گرديد وارد مرحله جديدى از جنگ شديم كه به تبع آن اوضاع منطقه و اوضاع بين المللى نيز دگرگون شد. قدرت هاى بزرگ دنيا به ويژه امريكا كه بقا و گسترش انقلاب اسلامى ايران را خطر بزرگى براى خود مى دانستند با شنيدن اخبار پيروزى هاى جمهورى اسلامى در جبهه هاى جنگ ايران و عراق به صرافت دريافتند كه پيروز جنگ جمهورى اسلامى است، بنابراين با جديت و حساسيت بيشترى موضوع را دنبال كردند و روند حمايت هاى مادى و معنوى از رژيم صدام تشديد گرديد تا جايى كه علاوه بر ارسال انواع سلاح هاى پيشرفته غربى و شرقى و كمك هاى مالى شيوخ عرب شاهد اعزام نيروهاى نظامى از سوى برخى كشورهاى عرب به عراق بوديم.
بر همين اساس صاحب نظران سياسى - نظامى معتقدند يكى از اهداف حمله اسراييل به لبنان در بهار سال ۱۳۶۸ و بعد از فتح خرمشهر تحت الشعاع قرار دادن پيروزى هاى چشمگير جمهورى اسلامى و همچنين درگير كردن آن در جبهه هاى جديد و مستمسك سازى براى مداخله مستقيم قدرت هاى بزرگ در جنگ به نفع صدام بوده است.
اما در اين سو فرماندهان جنگ و مسوولين عالى رتبه نظام با تحليل اوضاع به اين نتيجه رسيدند كه دشمن در موضع ضعف و جبهه خودى در موضع قدرت است و اين شرايط فرصت خوبى است تا تكليف جنگ يكسره شود.
اما دو مشكل عمده وجود داشت:
۱- به نظر مى رسد تحليلگران جنگ از احتمال نقش آفرينى و مداخله بيشتر قدرت هاى بزرگ در پشتيبانى از صدام غفلت كرده و يا راهكار مناسبى براى مقابله با آن پيش بينى نكرده بودند.
۲- افت معنوى در جبهه ها و پشت جبهه ها كاملا مشهود بود. آنچه كه ما را در عرصه هاى مختلف مبارزه پيروز ساخته بود و هميشه امتياز ما نسبت به دشمنانمان محسوب مى شد توكل و توسل ما بود. با بررسى تاريخ جنگ نيز معلوم مى شود هر زمان كه روح توسل و توكل بر فضاى جبهه ها و پشت جبهه ها حاكم بود و اشك و راز و نياز در دل شب موج مى زد پيروز شده ايم اما آن گاه كه بر توانمندى هاى نظامى و مادى خود غره گشته ايم با تحمل شكست و ناكامى تنبيه شده ايم تا براى آينده عبرت بگيريم.
در جريان عمليات هاى فتح بستان، فتح المبين و بيت المقدس، آن گونه كه از تصاوير ضبط شده نيز بر مى آيد اشك، دعا و التجا به درگاه خدا روح حاكم بر كشور بود.
اما در جريان عمليات رمضان به استناد آنچه كه خود شاهد بوده ام مراسمات مذهبى زياد بود اما حس غرور آميزى بر همه سايه افكنده بود گو اينكه دشمن زبون و دست و پا بسته اى را پيش رو داريم و منتظر است تا در اثر ضربه هاى سنگين ما شكست ديگرى را پذيرا باشد. زمانى كه در شب ۲۳ تير ماه خط دشمن شكست و ستون هاى پياده و زرهى ما به سمت فتح بصره پيش روى را آغاز كردند سر و ته ستون ها با چشم غيرمسلح قابل مشاهده نبود. من با خود گفتم دشمن هرگز نخواهد توانست در مقابل اين نيروهاى عظيم ايستادگى كند و ما تا بغداد پيش خواهيم رفت. بعد از عمليات با هر كس كه صحبت مى كرديم از وجود اين حس غرور در خود خبر مى داد. به ياد دارم كه بعد از عقب نشينى در مرحله اول به قعر پل نو در خرمشهر منتقل شديم و آن شب بعد از نماز مغرب و عشا شهيد احمد كاظمى فرمانده وقت تيپ نجف اشرف و حاج آقا سمندرى روحانى تيپ در سخنرانى خود صريحا اعتراف كردند كه ما را غرور گرفته بود و با اين شكست ( عقب نشينى مرحله اول) خدا ما را گوش مالى داد.
ناگفته نماند با وجود سرسختى دشمن و شدت جنگ، عمليات رمضان دستاوردى قابل توجه نيز داشت. يكى از دستاوردهاى مهم انهدام بى سابقه تعداد زيادى از تانك ها و زره پوش هاى عراقى به ويژه تانك هاى پيشرفته ۷۲T بود كه در جريان نبرد نفر با تانك اتفاق افتاد. زمانى كه معلوم شد گلوله هاى آر.پى.جى ۷ و تفنگ (۱۰۶) در تانك هاى ۷۲T كارگر نيست رزمندگان سلحشور ما با روحيه شهادت طلبى خود را به تانك ها نزديك مى كردند و با پرتاب نارنجك به درون كابين خدمه تانك آن را منهدم و خدمه را به هلاكت مى رساندند.
به نظر من مهم ترين درسى كه ما بايد از عمليات رمضان بگيريم اين است كه تحت هيچ شرايطى به توانمندى هاى خود غره نشويم و خدا را فراموش نكنيم. فراموش نكنيم، «كم من فئة قليله غلبت فئة كثيره» اما ـ باذن الله. بديهى است كه طبق حكم عقل و دستور قرآن بايد خود را به علم و فناورى هاى روز مجهز سازيم اما اين را نيز فراموش نكنيم كه جز به نصرت الهى پيروزى حاصل نمى شود.
در پايان ياد و خاطره شهداى مظلوم عمليات رمضان را كه اكثرا با لب تشنه به شهادت رسيدند گرامى داشته و به روحشان درود مى فرستيم.

 

38347799942108377368.jpg

رمضان عملياتى براى فرار از دام
عمليات رمضان با همكارى مشترك سپاه و ارتش براى تعيين سرنوشت جنگ در ۲۳ تير ۱۳۶۱ مصادف با ۲۱ رمضان (۱۴۰۲ه. ق) انجام شد.
پس از فتح خرمشهر و برترى سياسى- نظامى ايران، رژيم بعث عراق درحالى مسئله صلح را مطرح كرد كه هيچ تغييرى در ماهيت رفتار سران اين رژيم مشاهده نمى شد.
پافشارى عراق بر ادعاى قبلى عدم پذيرش قرارداد ۱۹۷۵الجزاير، حضور در بخشى از خاك ايران و ادامه حملات، تاييد اين مسئله بود و تلاش عراق و مجامع بين المللى وكشورهاى حامى آن در منطقه براى طرح صلح نه از روى اعتقاد بلكه به دليل شرايط حادى بود كه آنان را در موضع ضعف قرار داده بود و منافعشان را تهديد مى كرد. علاوه بر آن تصميم گيرندگان سياسى و فرماندهان نظامى ايران با توجه به برترى مطلق جمهورى اسلامى در اين زمان حاضر نبودند بدون دستيابى به حداقل امتياز
( تنبيه متجاوز وگرفتن غرامت ) قرارداد پايان جنگ را امضاء كنند.
از اين رو هدف اصلى ايران از ورود به خاك عراق و ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر وادار كردن جامعه بين المللى به تنبيه متجاوز بود تا از اين رهگذر به ماهيت انقلاب اسلامى خدشه وارد نشود.
پس از پيروزى در عمليات بيت المقدس كه به آزاد سازى بخش اعظمى از مناطق اشغالى منجر شد، ايران براى اجراى عملياتى كه سرنوشت جنگ را مشخص كند چاره اى جز ورود به خاك عراق نداشت كه با اذن حضرت امام خمينى(ره) مبنى بر ورود به خاك عراق، فرماندهان، منطقه شلمچه و بصره را براى حمله نهايى خود برگزيدند كه بر اساس پيش بينى هاى صورت گرفته با رسيدن نيروهاى ايرانى به بصره يا نزديكى آن، كار رژيم صدام تمام بود، اما در اين ميان مسئله حمله گسترده اسرائيل از زمين و هوا به لبنان به اوج خود رسيد.
در اين زمان در جلسه شوراى عالى دفاع كه با حضور شهيد سپهبد صياد شيرازى و محسن رضايى برگزار شد، بعد از چندين ساعت بحث و تبادل نظر تصميم گرفته شد ايران به جنوب لبنان نيرو اعزام كند ،اما شهيد صياد شيرازى كه در آن مقطع به سوريه سفر كرده بود از قراين و شواهد متوجه اين مطلب شد كه پرداختن به لبنان و غفلت از عراق دامى براى ايران است و نظر خود را در اين خصوص در بازگشت به محضر امام (ره) رساند و ايشان فرمان بازگشت نيروها را از لبنان صادر كردند. هرچند ايران از اين دام رهيد اما صدام از يك ماه غفلت، نهايت استفاده را كرد و ضمن ساماندهى ارتش خود به سرعت بر استحكامات شرق بصره افزود.
عمليات رمضان با مشاركت و فرماندهى ارتش و سپاه، نخستين عملياتى بود كه با هدف حضور قواى نظامى ايران در پشت شط العرب و تسلط بر معابر وصولى بصره و با اين اميد كه در صورت موفقيت امكان پايان پيروزمندانه جنگ فراهم شود، در خاك عراق انجام شد. اين عمليات در چهار مرحله انجام گرفت كه در مرحله اول و دوم نيروهاى ايران توانستند به مواضع دشمن حمله كرده و به رغم تصرفات قابل توجه و تلفات و خسارات سنگينى كه بر دشمن وارد كردند، ناچار به عقب نشينى شدند.
در مرحله سوم اين عمليات كه بامداد روز ۳۰تيرماه ۶۱ آغاز شد، با وجود وارد كردن تلفات بسيارى بر نيروها و ادوات دشمن و دست يافتن به برخى اهداف از پيش تعيين شده، به علت شدت مقاومت دشمن يگانها پس از پيشروى اوليه ناچار به بازگشت به مواضع قبلى شدند.
مرحله چهارم در شامگاه اول مرداد ماه ۶۱ با حركت گردان هاى خط شكن سپاه آغاز شد و نيروهاى خودى موفق به شكستن خط اول دشمن شدند، ولى محدود بودن زمين منطقه، وجود انواع موانع از قبيل سيم خاردار و ميدان مين و تمركز انبوه آتش توپخانه و فشار رده هاى بعدى ارتش عراق در منطقه، مانع پيشروى يگانها شد.
هرچند عمليات رمضان برابر طرح هاى تهيه شده به اهداف نهايى خود دست نيافت اما رزمندگان اسلام به هدف اصلى كه تنبيه متجاوز و انهدام هر چه بيشتر نيروهاى بعثى و مقابله با تمامى فشارهاى سياسى- تبليغاتى دنياى استكبار بود، دست يافتند.
كارشناسان سياسى، بى اعتنايى به شرايط و حقوق جمهورى اسلامى (شناسايى و تنبيه متجاوز، پرداخت غرامت، عقب نشينى از مناطق اشغالى و به رسميت شناختن حاكميت ارضى در قلمرو جغرافيايى) ، تاكيد بر پذيرش آتش بس و نه صلح (برخى از اين پيشنهادهاى آتش بس در زمانى ارائه مى شد كه عراق قسمت هاى عمده اى از خاك ايران را در اشغال خود داشت و چنانچه ايران آتش بس رامى پذيرفت، برترى هاى نظامى موجود به مثابه تضمين هايى بود براى عراق تا اراده سياسى و سلطه جويانه خود را در خصوص ادعاهاى ارضى بر ايران تحميل كند) و عملكرد مغرضانه شوراى امنيت را از جمله عوامل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و ورود به خاك عراق در عمليات رمضان عنوان مى كنند.
با وجود مسائل ياد شده، حضرت امام خمينى (ره) در ۳۰ خرداد ۱۳۶۱ قبل از شروع عمليات رمضان در يك سخنرانى درباره اعزام هيئت صلح به ايران وعراق فرمودند: «... اشخاصى بيايند كه طرفين قبول دارند و بنشينند و ببينند كه ما به عراق حمله كرديم يا عراق به ما.
خرابى هايى را كه آنها وارد كردند ببينند و بروند شهرهاى آنها را هم ببينند.» اما هيئت مزبور به جاى اقدام عملى در جهت شناسايى متجاوز، مذاكره با طرف متجاوز را توصيه مى كند و مشخص است كه در مذاكراتى از اين قبيل، طرف متجاوز هيچگاه به آنچه كه دست يازيده است، اعتراف نخواهد كرد. خصوصا آن كه كمك هاى مختلف سياسى، نظامى و اقتصادى نيز وى را پشتيبانى مى كرد. »
نيروهاى عمل كننده ايران در عمليات رمضان، با وجود استحكامات متعدد عراق خط را شكستند و حدود ۱۸ كيلومتر پيش رفتند و حتى در يكى از محورها، به نزديكى شهر بصره رسيدند اما با روشن شدن هوا و حملات سنگين زرهى عراق كار مشكل تر شد و سرانجام بعد از چند روز جنگ سنگين، ايران به آن چه كه مى خواست دست نيافت.
متخصصان و تحليل گران نظامى مستقر در قرارگاه ها قدرت زرهى برتر، تشكيل يگان هاى دفاع متحرك،عدم ارزيابى صحيح از امكانات دشمن و تاخير در شروع عمليات را از جمله عوامل اين ناكامى ذكر كردند، اما از نظر شهيد صياد شيرازى ضعف بنيه معنوى رزمندگان و غرور ناشى از پيروزى در عمليات بيت المقدس و نيز خود محورى ارتش و سپاه درعدم موفقيت در اين عمليات را نبايد از ياد برد.
ذكر اين نكته لازم است كه پس از فتح خرمشهر، با وجود مشكلات نظامى كه در حفظ متصرفات گريبانگيرعراق شده بود، صدام در صدد بود تا با عقب نشينى از برخى اراضى ايران، نبرد از ميدان هاى جنگ را به عرصه هاى سياسى بكشاند و بدون آن كه شرايط ايران براى صلح در نظر گرفته شود، با به دست آوردن وجهه صلح طلبى، هم ايران را وادار به پذيرفتن شرايط جديد خود بكند و هم با نگاهى به چندماه آينده كه قرار بود ميزبانى «كنفرانس سران كشورهاى غير متعهد» و رياست آن را به مدت ۸ سال عهده دار شود، شرايط دلخواه را به ايران تحميل نمايد. ازطرف ديگر، ايران براى برگزارى كنفرانس غيرمتعهدها در بغداد دو راه بيشتر نداشت يا در كنفرانس شركت نمى كرد كه ضررهاى آن براى سياست خارجى ايران جدى بود و يا اگر شركت مى كرد، با توجه به زمينه هاى مناسبى كه در اين كنفرانس وجود داشت بعيد نبود كه با اقدامات برخى كشورهاى موجه و متنفذ به نوعى شرايط عراق بر ايران تحميل شود.
اما در اين زمان عراق نه تنها به اين اهداف نرسيد بلكه ايران با اتخاذ روشى مبنى بر تداوم نبرد تا تحقق شرايط خود و نا امن كردن عراق براى كنفرانس غير متعهدها و دركنار آن، تلاشهاى موثر ديپلماتيك عراق را از ميزبانى «هفتمين كنفرانس سران جنبش عدم تعهد» محروم ساخت.
شهيد سرلشكر خلبان عباس دوران در سى ام تيرماه ۱۳۶۱ در حين بازگشت ازعمليات بمباران پالايشگاه «الدوره» در ضلع جنوبى بغداد مورد حمله شديد پدافند هوايى و زمينى دشمن قرار گرفت و زمانى كه ديد هواپيما در حال سقوط است، تصميم گرفت تا آنجا كه مى تواند حداكثر ضربه را به دشمن بزند و طى يك عمليات استشهادى از كمك خلبان خواست تا هواپيما را ترك كند و خود با هدايت هواپيما به سمت هتل محل برگزارى «اجلاس سران غير متعهدها» به استقبال شهادت رفت و سرانجام پيكر پاكش پس از ۲۰ سال به همراه ۵۷۰ شهيد ديگر دوم مرداد ماه ۱۳۸۱ به خاك پاك ميهن بازگشت

12 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 در عمليات رمضان اگر نگوييم كه شكست خورديم بايد بپذيريم كه به اهداف از پيش تعيين شده نرسيديم كه اين خود دلايل متعددى دارد، از جمله خيانت ستون پنجم دشمن مانند ناخدا افضلى،

 

 

با تشکر از کاپیتان عزیز 

 

نویسنده این مطلب چه کسی و وابسته به کدام سمت و سو می باشد ؟ 

12 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

منبع: http://www.asemoniha.com

 

این مقاله تقریباً کاملترین مقاله در مورد عملیات رمضان و تبعات و حاشیه های ان بود بخاطر همین این مقاله را در انجمن قرار دادم تا اساتید و دوستان آن را نقد کنند. مقاله هایی که در مورد عملیاتهایی که ارتش در آن حضور داشته (بخصوص نیروی زمینی) در انجمن قرار میدهم لزوماً تأیید مطالب آن نیست بلکه فقط شروعی است برای نقد کردن آن عملیات بنابراین از تمامی اساتید،سروران و دوستان عزیزم خواهش میکنم چنانچه مغایرتی در این مقاله ها مشاهده میکنند با سند و مدرک آنرا در انجمن قرار دهند

12 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

  با سلام

 

مجال پرداختن به جزییات دروغهای فراوان مندرج در ابن مقاله نیست چون زمان زیاد و اعصاب پولادبن می طلبد. یک مورد را توضیح خواهم داد و بقیه موارد ان شاالله اگر عمری ماند در آینده بررسی خواهد شد. 

بنده واقعا نمی دانم ارتباط ناخدا یکم بهرام افضلی فرمانده نیروی دریایی با عملیات رمضان چیست ؟ اصلا افضلی به مدارک محرمانه این عملیات دسترسی داشته است؟ با توجه به نوع عملیات بعید می دانم. اینکه وقتی کسی نبود تا از خود دفاع کند آوار بی لیاقتیها و کم تجربگیها را بر سر وی بریزیم از خصلتهای ناب ایرانیان است. افضلی تقریبا تا یک سال بعد از عملیات رمضان فرمانده نیروی دریایی بود. دراواخر بهار 1362 به جرم ارتباط با حزب توده ( نه ارتباط باعراق و نه هیچ کشور دیگری ) بازداشت شد. در کیفر خواست ایشان که در صورت لزوم تمامی موارد آن برای دوستان درج خواهد شد هیچ نشانی ازاتهام افشای اطلاعات عملیات رمضان وجود ندارد. دادستان دادگاه انقلاب ارتش افضلی را به * دادن اطلاعات عملیاتهای گذشته پس از پایان عملیات متهم می کرد و تاکید می نمود افشای طرح این عملیاتهای به پایان رسیده، موجب روشن شدن شگردهای ایران در عملیاتهای آتی می گردد و انجام شدن عملیات دلیل بر این نیست که اطلاعات آن سوخته و غیرقابل استفاده برای دشمن است. این عین حرف دادستان انقلاب ارتش است. 

 

* نمی دانم این اتهامات تا چه حد درست بود اما آقای رفسنجانی که در آن زمان رییس قوه مقننه بودند اخیرا در مصاحبه ای اعلام کردند : " بهتر بود این رفتار با اینها نمی شد البته فعالیتهایی به نفع شوروی داشتند " البته می دانیم که یکی از سنگین ترین اتهامات بازداشت شدگان طرح براندازی در درازمدت بود 

 

** مرور حوادث ارتش از سال 57 تا 65 نشان می دهد کمتر سالی بوده که فرماندهان گرفتار بازداشت و تصفیه یا اعدام نشوند

 

سال 1357 : اعدامهای انقلابی فرماندهان ارشد شاهنشاهی

سال 1358 : ادامه اعدامها ، انجام پاکسازی و بازنشستگیهای اجباری در سطح وسیع ، استعفای اجباری سرلشکر فربد رییس ستاد ارتش

سال 1359 : استعفای اجباری سرلشکر هادی شادمهر رییس ستاد ارتش به خاطر ماجرای طبس، اعدامها و تصفیه های مربوط به کودتای شاهرخی

سال 1360 : انزوای سرهنگ فکوری به دلیل فرار بنی صدر ( که در نهایت به استعفای فکوری انجامید و فکوری در زمان شهادت، مشاور تیمسار فلاحی بود نه فرمانده نیروی هوایی) ، سقوط هواپیمای c130 فرماندهان ارتش، اجبار تیمسار ظهیرنژاد به کناره گیری از فرماندهی نیروی زمینی و پذیرش اجباری ریاست ستاد ارتش ، ایجاد زمینه برای دورکردن افسران باتجربه و البته مستقل و آزاده ای مثل سرهنگ جوادی فرمانده لشکر 77 و سرهنگ دهکردی فرمانده لشکر 21 از نیروی زمینی

سال 1361 : اعدام گروهی از افسران ارتش نظیر سرهنگ پورموسی فرمانده سابق لشکر 16 زرهی و سرهنگ داریوش دهقانی آذر به اتهام طراحی کودتای براندازی، بازداشت فرماندهان ارشد گروه رزمی مسجدسلیمان هوانیروزو عده ای دیگر از پرسنل این نیرو به اتهام طرح کودتای براندازی و در نهایت بازداشت این افراد به مدت دو سال تا سال 1363

سال 1362 : بازداشت ناخدا یکم بهرام افضلی فرمانده نیروی دریایی، سرهنگ عطاریان مشاور ارشد وزیر دفاع و فرمانده قرارگاه مقدم نزاجا در غرب، سرهنگ کبیری فرمانده عملیات گبلان غرب و در برهه ای فرمانده تیپ 23 نوهد، سرهنگ آذرفر معاون پرسنلی نیروی زمینی و ... در بهار 1362 و اعدام این افراد در ششم اسفند 1362

سال 1365 : استعفای سرهنگ صیاد از فرماندهی نیروی زمینی که بالاخره فهمید مدینه فاضله موجود در افکارش چقدر با واقعیت تفاوت داشت

16 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 

سال 1362 : بازداشت ناخدا یکم بهرام افضلی فرمانده نیروی دریایی، سرهنگ عطاریان مشاور ارشد وزیر دفاع و فرمانده قرارگاه مقدم نزاجا در غرب، سرهنگ کبیری فرمانده عملیات گبلان غرب و در برهه ای فرمانده تیپ 23 نوهد، سرهنگ آذرفر معاون پرسنلی نیروی زمینی و ... در بهار 1362 و اعدام این افراد در ششم اسفند 1362

 

 

با تشکر ویژه از جناب Mehdi13571

 

سرهنگ آذرفر معاون پرسنلی همون سرهنگ غضنفر آذرفر هستند یا شخص دیگری ؟ 

 

کلا جرم هر کدام از این افراد چی بود ؟ فقط عضویت در حزب توده ؟ 

12 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

اونطور که در مورد اتهامات گفته شده و بنده خوندم 

ایشون بخشی از حقوق خودش رو به عنوان کمک مالی در اختیار توده ای ها قرار میداد که بتونن با مشکلات کمتری فعالیت کنن

زمینی برای ساخت مکان فعالیت حزب توده خریداری کرده بود_ الان خاطرم نیست کجا 

مختصات دقیق محل غرق شدن ناوچه پیکان رو به توده و درنهایت به شوروی داد که اونها به کمک زیر دریایی هاشون موشکهای هارپون شلیک نشده رو از اون کشتی بیرون کشیدن

و...

و در نهایت هیچ اقدامی که بطور موثر علیه نظام باشه در فعالیتهای ایشون من ندیدم و فقط بخاطر جذب شدن در حزب توده و همکاری هایی از این دست دستگیر شده بود و در جلسه آخر دادگاه هم در حالی که گریه میکرد از مام میهن و ملت عذر خواهی کرده بود و اشاره ای هم به قضاوت تاریخ و آیندگان در این مورد داشت

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 

 

زمینی برای ساخت مکان فعالیت حزب توده خریداری کرده بود_ الان خاطرم نیست کجا 

مختصات دقیق محل غرق شدن ناوچه پیکان رو به توده و درنهایت به شوروی داد که اونها به کمک زیر دریایی هاشون موشکهای هارپون شلیک نشده رو از اون کشتی بیرون کشیدن

و...

و در نهایت هیچ اقدامی که بطور موثر علیه نظام باشه در فعالیتهای ایشون من ندیدم و فقط بخاطر جذب شدن در حزب توده و همکاری هایی از این دست دستگیر شده بود و در جلسه آخر دادگاه هم در حالی که گریه میکرد از مام میهن و ملت عذر خواهی کرده بود و اشاره ای هم به قضاوت تاریخ و آیندگان در این مورد داشت

 

زمینی داشتند که به مبلغ 20000 فروختند و پولش رو به حزب توده دادند 

 

محل غرق ناوچه پیکان منطقه جنگی بود و هیچ کس نمیتونست بره اونجا و این کار رو انجام بده 

 

ایشون هرگز در دادگاه گریه نکردند چون اشتباهی مرتکب شده بودند 

 

مرحوم دریادار افضلی در بهار سال 60 (یا 61) در راس هیاتی به ایتالیا سفر میکنه و این در حالی بوده که سران حزب توده دستگیر و زندانی شده بودند، علی رغم درخواست فرزندشون برای عدم بازگشت به کشور ایشون می فرمایند که بنده گناهی مرتکب نشده ام که از آن فرار کنم و به کشور بازمی گردد

 

در ضمن ایشان پایه گذار اولین دانشکده نیروی دریایی ارتش در نوشهر در سال 59 هستند

14 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

!!‍!‍

به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، شهید همت بعدازظهر شنبه دوم مرداد 1361 در سنگر موقت واحد اطلاعات - عملیات تیپ 27 در محور جنوبی پاسگاه زید جلسه ای مبنی بر اتمام حجت با کادرهای جدید اعزامی سپاه تهران، به واحد اطلاعات- عملیات تیپ 27 محمد رسول‌الله (ص) گذاشته و پیرامون چند موضوع از جمله: انتقاد از سستی اعضای تیم‌های شناسایی در اجرای اوامر فرماندهی تیپ، تأکید بر نفی راحت‌طلبی و سفارش به تحمل شده‌اید کار اطلاعاتی در شرایط بغرنج منطقه عملیاتی، توسط عناصر اطلاعات - عملیات و تأکید بر این نباید لحظه‌ای دشمن را به حال خودش باقی گذاشت، صحبت می‌کند. در کتاب «به روایت همت» متن آن جلسه منتشر شده که در ادامه خواهید خواند:

                                                                     ***

همت: به هر حال، مطلبی که الان مدنظر ما قرار دارد، این است که به یاری خدا، همین امروز باید تیم شناسایی ما سریع جمع بشود و برود در کنار موضع نیروهای تیپ 8 نجف اشرف استقرار پیدا کند. برود و آنجا یک سنگر از تیپ 8 نجف اشرف برای خودش تحویل بگیرد. حالا اگر به تعداد نفرات تیم، سنگر وجود نداشت، اشکالی ندارد. سه، چهار نفر از بچه‌ها توی آفتاب باشند. وقتی که ما می‌گوییم بچه‌ها باید تحمل داشته باشند، میزان تحمل ما که در شرایط آسایش و راحتی مشخص نمی‌شود؛ تحمل مومن در شرایط سخت است که محک می‌خورد. در مشقت، و در بدبختی، و در بیچارگی است که تحمل مومن شناخته می‌شود. مومن، محک و آزمایشش در سختی است. در سختی‌ها است که مشخص می‌شود آدم ایمان به خدا دارد، یا ندارد. والا در راحتی شهر، می‌شد بیست و چهار ساعته ماند و پست داد، همه چیز، اعم از پنکه، کولر، یخچال، آب خوردن خنک و میوه آبدار هم برای آدم فراهم باشد. این چه ارزشی دارد، ولی یک شب زندگی توی گرد و خاک و تحمل یک شب بی‌خوابی کشیدن با هزار دردسر است که فردای آن مشخص می‌شود کشش هر کس چقدر است. آیا آدم‌ها بریده‌اند، یا باز کشش و تحمل دارند؟! این‌ها، فردای چنان شبی است که مشخص می‌شوند. اساس آزمایش الهی، بر سختی‌ها است؛ مومن، در عذاب و سختی است که شناخته می‌شود.

کسی نباید از این بابت که زیر آفتاب مانده، احساس خستگی و بریدگی کند و بگوید حالا آفتاب است. خب آفتاب باشد! حالا بیست و چهار ساعت هم این آفتاب به پوست ما بخورد؛ همین آفتاب تند و هوای داغ، باید باعث سازندگی ما بشود. جهاد اصغر ما، جنگیدن است؛ جهاد اکبر ما، خودسازی است! برای خودسازی، باید  این گرما را تحمل کنیم، باید زیر آفتاب بایستیم، باید عذاب و بدبختی بکشیم تا خدا ما را ببخشد و گناهان‌مان هم پاک بشوند. ببینید! ما می‌فهمیم دیگر؛ در این زمینی که یک تیم شناسایی را می‌فرستیم، نباید کسی از کار در برود. کسی هم نباید از تیم به عقب برگردد. توجیه هم خدا شاهد است به برادر عباس (کریمی؛ مسئول واحد اطلاعات- عملیات) و برادر سعید (قاسمی؛ معاون واحد) گفتم و تاکید کردم. الان برادرهای این واحد، همه نیروهای سپاهی هستند؛ درست است برادر عباس؟!

کریمی: بله.

همت: خدا شاهد است با آن که من با همه دوست هستم و مخلص و برادر کوچک همه هستم، در کار هم تا بگویید و فکرش را بکنید، از خودگذشتگی نشان می‌دهم، اما اگر من در واحد اطلاعات- عملیات از کسی ضعفی ببینم، خدا شاهد است بخشش در کار نخواهد بود؛ طبق دستوری که دیشب، برادر محسن رضایی داد؛‌ بخشش در کار نیست!

یعنی من الان رک به شما می‌گویم که هر گونه ضعف، جنبه خیانت خواهد داشت! ضعفی که در یک نفر از واحد اطلاعات- عملیات بروز پیدا کند، کمتر از ضربه‌ای که یک منافق می‌زند، نیست. آن منافق می‌رود دو نفر را ترور می‌کند، اگر اطلاعات- عملیات یک قسمت‌اش ضعیف باشد، باعث شهادت صد نفر می‌شود!

به همین جهت، خواهش من از شما این است که برای خودسازی هم شده، زیاد اینجا زیر سایه چادر اجتماعی ننشینید! اگر آدمیزاد زیر سایه بنشیند و باد خنک پشت گرده این بشر دو پا بخورد، این بشر، بی‌عار می‌شود. خصلت ما اینطور است.

منظورم این است که انسان، وابستگی دنیوی دارد. برای این که از این وابستگی‌ها بریده بشود، باید برود بیست و چهار ساعت دور از همه، زیر این آفتاب، تنها وسط بیا بنشیند تا بتواند خودش را بشناسد. نور تند خورشید توی چشمش بتابد، اشک از چشمانش سرازیر کند، عرق شور پیشانی، برود توی چشم او، طوری که نتواند جایی را ببیند و مدام با پشت دست، چشمانش را بمالد، تا بعد مزه زندگی را بفهمد! تا این کار را نکنیم، خودمان ساخته نمی‌شویم. به همین دلیل می‌گویم؛ دیگر من نبینم کسی آمده باشد و توی سایه چادر نشسته باشد!.

واحد اطلاعات- عملیات، کارش این پشت نیست؛ هر کس هم خلاف این را به شما گفته، اشتباه کرده است. استراحت و اینجور چیزها، اینجا نداریم! همین حالا، آن نیروی در خط ما، رفته عملیات کرده، همین دیشب که تک کردیم، دو نفر شهید و بیست و چهار نفر زخمی داشتیم. حالا مگر ما آن بیچاره را به عقب آوردیم استراحت کند، که شما بخواهید استراحت کنید؟! تازه، آن بیچاره، نیروی بسیجی است؛ نیرویی که داوطلب و حزب‌اللهی بلند شده و سه ماهه به جبهه آمده. پاسدار ما که دیگر شاخ غول را نشکسته! وظیفه‌اش این است که در خط باشد.

ما در واحد اطلاعات- عملیات، کسی را که به عقب بیاید، نداریم! مگر این که واقعا شدیدا خسته شده باشند و ما بگوییم حالا این دو نفر بروند استراحت کنند. والا، اگر ما تیم شناسایی تشکیل ندهیم و این تیم، تا زمان شروع عملیات، نرود در منطقه شناسایی انجام بدهد، پس عمه من باید بیاید و شناسایی انجام بدهد؟! آن وقت، فردا شب که می‌گویند عملیات است، باید هر سه نفر از شما، به یک گردان برود تا آنها را در مانور و پیشروی‌شان، راهنمایی کند. خب، وقتی خود نفرات تیم شناسایی، منطقه را شناسایی نکرده باشند، بعد که اینها را به یک گردان تحویل بدهند، شب حمله این افراد چه نقشی می‌توانند در راهنمایی آن گردان ایفاء کنند؟! چنین کسانی چه کمکی می‌توانند به فرمانده گردان بکنند؟! در حین حرکت، چطور می‌خواهند به فرمانده گردان روحیه بدهند؟ چه محوری را شناسایی کرده‌اند؟ چه جوری برنامه‌ریزی می‌کنند که نیروها روی مین نروند؟

لذا، من از شما خواهش می‌کنم در کارتان کوتاهی به خرج ندهید. من رک به شما می‌گویم؛، الان از نفرات اطلاعات- عملیات آمار گرفته می‌شود و ما شما را تک به تک، بین گردان ها تقسیم خواهیم کرد. به ارزیابی گردان هم گفته خواهد شد که کارایی و عملکرد شما را چک کنند، تا ببینیم نقش شما در هدایت نیروها طی  عملیات چگونه است؟!

لذا، من از شما خواهش می‌کنم یک جوری نباشد که مجبور به شدت عمل بشویم. رژیم شاه، مدام توی سر ما می‌زد. خدا نکند به تو سری خوری، عادت کرده باشیم و خدای ناکرده، خدای ناکرده ذره‌ای از این عادت در وجودمان باقی مانده باشد، که مدام نیاز داشته باشیم یک نفر بالای سرمان باشد، تا ما کارمان را درست انجام بدهیم. بالای سرتان خدا هست؛ تک تک شما وجدان دارید. قاضی شما، وجدان شما باشد و خدا. این کافی است و هیچ قاضی دیگری هم نمی‌خواهد. هیچ قاضی‌یی، برای آدم، بهتر از وجدان او نیست. این است که اینجا، من رک به شما می‌گویم؛ وقتی بیست و چهار ساعت داخل چادر،‌روی این پتو خوابیدید و یک باد از این ور، و یک باد از آن ور به گرده شما خورد، دیگر سختی آفتاب را نمی توانید به راحتی تحمل کنید! ما دیگر آمدن به پشت خط و استراحت زیر چادر و اینجور چیزها را نداریم. همانجا، زیر آفتاب باید سنگر درست کنید و همان جا بمانید.

عنصر اطلاعات- عملیات، صبح تا شب باید دوربین روی چشم او باشد و کوچک‌ترین حرکت دشمن را گزار کند! جا به جایی سنگر به سنگر دشمن را حتی باید گزارش کند. اگر تشخیص داد امشب دشمن ضربه‌پذیر است، بلافاصله باید بیاید به فرماندهی پیشنهاد کند؛ «امشب در اینجا خوب می‌شود رفت ضربه زد ها! بیست نفر آر.پی.جی‌زن امشب به اینجا بفرستید! یک تیم هم ما به اینها می‌دهیم، تا اینها را ببرد و برگرداند.»

اگر این دشمن را به حال خودش وا بگذاریم، این بیکار نمی‌نشیند. همین الان در سرتاسر خط، قصد دشمن این است که می‌آید و در فاصله ششصد متری ما، خاکریزهای منقطع احداث می‌کند. من می‌گویم قصد دشمن این است که می‌خواهد این خاکریزهای منقطع را، در یک روند زمانی، به هم وصل کند. می‌گویید نه؟ بروید خودتان ببینید! این خاکریزهای منقطع را تکه، تکه از قسمت خیّن دارد درست می‌کند و خرده خرده، رو به بالا می‌آید، تا مقابل پاسگاه زید. بعد کافی است یک شب تکه‌های خالی میان این خاکریزها را، با مهندسی خودش پر کند. یک دفعه خواهید دید یک دژ سرتاسری، از آن پایین تا این بالا در مقابل پاسگاه زید، رو به روی شما درست کرده! پانصد متر جلوتر از این دژ را مین‌گذاری می‌کند و کل لشکر 8 خودش را هم، قشنگ پشت آن می‌چیند. لشکر 8 و 10 را الان به منطقه آورده!

نقشه دشمن این است که یک سد دفاعی محکم در مقابل ما، در اینجا احداث کند. برای عملی کردن این نقشه هم، به این صورت عمل کرده: یک بار آمد و به سمت تیپ 41 ثارالله (ع) در مرز رخنه کرد، دید رخنه‌اش خوب بوده. این بار نقشه دشمن این است که اینجا را می‌پوشاند، بعد طبق متد اسرائیلی‌ها عمل می‌کند. ابتدا به طرف مرز رخنه می‌کند، منطقه را پاکسازی می‌کند و می‌اید جلو، از بالا هم می‌آید و این شکاف‌های موجود را وصل می‌کند. از یک سمت پاک می‌کند و به طرف مرز جلو می‌آید، از بالا هم می‌آید و شکاف‌های موجود بین این خاکریزهای منقطع را پر می‌کند. کاری که ارتش اسرائیل در بسیاری از نقاط غرب لبنان انجام داد. ارتش اسرائیل نفرات نیرو مخصوص خودش را از سمت دریای مدیترانه در سواحل جنوبی غربی لبنان پیاده می‌کرد، بعد از جنوب، با تانک می‌آمد جلو و خطوط منقطع تحت کنترل نیرو مخصوص را، به همدیگر وصل می‌کرد. از دریا نیرو در ساحل لبنان می‌ریخت، از خشکی با تانک می‌رفت و آن تکه را به قسمت‌هایی که قبلا اشغال کرده بود، وصل می‌کرد. بعد دوباره چند کیلومتر بالاتر، مجددا همین کار را تکرار می‌کرد. حالا دشمن اینجا می‌خواهد همین کار را انجام بدهد. می‌خواهد از این طرف نفوذ کند، از این طرف، وصل کند. بکشد جلو، بیاید و وصل کند، بکشد جلو، بیاید و وصل کند و ذره، ذره، کل اینجا را از دست ما دربیاورد. چه این که بر سر تیپ 41 ثارالله (ع) همین بلا را آورد و یک تکه را از او گرفت. وقتی آنجا را از این تیپ گرفت، دید خوب لقمه‌ای است! منتها برای آن که ما را نسبت به هدف واقعی‌اش حساس نکند، از آ»جا کشید عقب. مع‌الوصف، با بررسی دقیقی که به عمل آورده‌ایم، مشخص شده که دشمن الان پانصد دستگاه تانک به این منطقه آورده است. چرا؟ تا سر فرصت، بکشد جلو و این خاکریزهای منقطع را، مرحله به مرحله، به همدیگر وصل کند.

برای اینکه این بلا سر ما نیاید، ما باید به سرعت در اینجا وارد عملیات بشویم. مهلتی هم که به ما داده‌اند، تا فردا است. ما تا فردا باید آمادگی خودمان را به رده های بالا اعلام کنی. به این ترتیب؛ می‌بینید که شما بیشتر از امروز و فردا، برای شناسایی منطقه وقت ندارید. حالا دیگر از این وضع و اوضاع شلوار کردی و عرق‌گیر در بیایید؛ سریع لباس کارتان را بپوشید. الان برادر عباس کریمی و برادر اسماعیل فضلی‌خانی، می‌آیند تا منطقه را شناسایی کنند. تیم شناسایی باید برود و ظرف این بیست و چهار ساعت، در منطقه باشد و به ما گزارش بدهد. تک تک افراد تیم، باید به ما گزارش بدهند. هرچه را که از دشمن می‌بینند، باید گزارش بدهند. امشب هم باید یک تیم، به ماموریت شناسایی رفته باشد! امیدی هم به تیپ 17 قم نداشته باشید. شناسایی واحد اطلاعات- عملیات آنها، ضعیف است.

ببینید! در عملیات فتح‌مبین و الی‌بیت‌المقدس، توپخانه خودی بهتر کار کرد؛ یعنی زورشان به توپخانه عراق می‌چربید. اگر یکی هم جایی مرتکب خطایی شد، از روی عمد نیست. اشکال از خود تیپ‌های ما است که محل دقیق خودشان را به آنها نمی‌گویند. تیپ 25 کربلا از آنها درخواست آتش می‌کند، اما دیگر نمی‌داند الان تیم‌های شناسایی تیپ 14 امام حسین (ع) و تیپ 27 محمد رسول‌الله (ص) کجا هستند. این است که وقتی توپخانه می‌زند، گلوله، «داق»! می‌افتد توی منطقه ما. چون لشکرها هم که یکی، دو تا نیستند. همه لشکرها برای خودشان توپخانه دارند. هر تیپ هم برای خودش توپخانه دارد. مثلا توپخانه تیپ 27 محمد رسول‌الله (ص) وقتی می‌خواهد اجرای آتش کند، دیگر فکر نیروهای تیپ 25 کربلا که در سمت چپ تیپ ما مستقر شده‌اند، نیست. توپخانه این تیپ وقتی روی منطقه اجرای آتش می‌کند،‌ گلوله‌اش بعضی اوقات می‌خورد توی سر نیروی بغل‌دستی آن. عمدی در کار نیست؛ منتها هر موقع گلوله توپ آنها دراطراف شما فرود آمد، سریع با بی‌سیم خودتان مرا مطلع کنید، من هم با فرمانده تیپ 25 کربلا تماس می‌گیرم و به او می‌گویم هر طور شده با توپخانه‌اش تماس بگیرد و به آنها بگوید روی این منطقه، آتش نریزند. لذا شما همیشه مهیا باشید که اگر چنین موردی پیش آمد، سریع مرا در جریان بگذارید، تا ما بیخودی تلفات ندهیم. بسیار خوب؛ برادرها دیگر با من کاری ندارند؟!

حضار: نه... نه دیگر ... خیلی ممنون.

همت: سعید؛ شما اگر با من کاری داشتی،‌به برادرمان (اسماعیل فضلی) خانی بگو، تا او پیغام‌تان را به من برساند.

سعید قاسمی: چشم حاج‌آقا.

همت: خب برادرها؛ در آخر این جلسه، سوره والعصر را می‌خوانیم.

(همت و کلیه حضار، سوره مبارکه والعصر را متفقا همخوانی می‌کنند.)

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

داستان بالگرد

به گزارش خبرگزاری دفاع مقدس از زاهدان، سرتیپ خلبان شهید «محمدامین میر مراد زهی» از برادران اهل تسنن و قشر بلوچ یک آذر 1332 هجری شمسی در روستای سب از توابع شهرستان سیب سوران استان سیستان و بلوچستان به دنیا آمد.

چون اولین فرزند خانواده بود، باعث مسرت، شادی و امیدواری همه اعضای خانواده شد. حاج گهرام که یکی از افراد معتمد و ریش سفید منطقه بود، نام محمدامین را برای نوزادش برگزید و در تربیت و تعلیم اسلامی و مذهبی او بسیار کوشید. او می‌گوید: با تولد محمد امین رزق و روزی خانواده‌ام زیاد و بر برکت آن افزون شد. محمدامین به سن 7 سالگی رسید و روانه مدرسه شد. تحصیل را تا سال چهارم دبیرستان ادامه داد و اوقات فراغت را به والدین در امر کارهای کشاورزی و دامپروری کمک می‌کرد.

اواخر سال 1353 هجری شمسی محمد امین متوجه می‌شود که هوانیروز استخدام دارد و باتفاق تعدادی از اهالی سیستان و بلوچستان در آزمون کتبی شرکت و بعد از پذیرش در معاینات پزشکی، تست ورزشی مصاحبه و... موفق به گزینش و استخدام می‌شود. دوره‌های آموزش زبان انگلیسی، فن پرواز را با نمرات ممتاز طی و جهت ادامه خدمت به پایگاه پشتیبانی رزمی اصفهان (گردان تک) به عنوان خلبان پرنده کبری اختصاص می‌یابد. در سال‌های 1356 و 1357 با اوج گیری تظاهرات و مبارزات انقلابی و مردمی ملت بزرگ ایران علیه حکومت جبار ستمشاهی شرکت می‌نماید و پس از پیروزی انقلاب بنا به توصیه و سفارش والدین در تاریخ 6 اردیبهشت 1358 با بررسی و تحقیقات لازم با همسر مورد علاقه‌اش که اهل تهران و از خواهران متدین و مذهبی شیعه می‌باشند ازدواج که ثمره این ازدواج دو فرزند دوقلو بنام بابک و بهاره می‌باشد.

محمد امین برای سرکوب غائله کردستان به گروهک‌های مبارز ضد انقلاب کومله و دمکرات از همان روزهای نخستین به همراه شهیدان چمران و سپهبد قهرمان صیاد شیرازی با تعدادی دیگر از همرزمان هوانیروز روانه کردستان و سپس به محض آغاز جنگ تحمیلی روانه میدان نبرد علیه نیروهای متجاوز ارتش بعث عراق می‌شود. در عملیات‌های متعدد پدافند و آفندی (بیت المقدس، رمضان و...) شرکت فعال و سرانجام برای آخرین بار در تاریخ 19تیرماه 1361 به منطقه جنوب (دارخوین) اعزام و در عملیات رمضان شرکت می‌نماید.

در مورخه 23 تیر 1361 با توجه به اینکه نوبت پروازی این خلبان شجاع نبود، با درخواست از فرمانده عملیات پروازی موفق به جلب رضایت وی جهت پرواز برای پشتیبانی از رزمندگان عملیات رمضان می‌شود. محمد امین در این روز 3 مرحله پرواز و موفق به حصر یک گردان رزمنده در محاصره دشمن می‌شود و بالاخره در ساعت 15:30 در حالیکه آخرین موشک و راکت‌های خود را بر سر دشمن می‌ریزد، در حوالی نهر کتیبان (بین بصره و شلمچه) با کمک خلبان و همرزم خویش زنده یاد شهید ایرج عیوضی با اصابت موشک مالیوتکای دشمن بالگردش منهدم و هر دو خلبان به درجه رفیع شهادت نایل و به خیل عظیم شهدا می‌پیوندند و هنوز پیکر مطهر این شهید والامقام به وطن برنگشته و مفقود الاثر می‌باشند.

فرازی از وصیتنامه شهید:

خدایا تو را شکر می‌گویم که این فرصت را به من دادی تا ایمانم را به تو بیازمایم و پا در راه پر شکوه شهادت بگذارم.

خدایا تو را شکر می‌گویم که این امکان را به ما دادی که در مبارزه حق و باطل در جبهه حق تا آنجا که می‌توانیم از ایادی شیطان بکشیم و پیروز گردیم و اگر کشته شدیم به پیروزی بزرگتری نائل شویم.

خلاصه‌ای از رشادت‌ها، شجاعت‌ها، ایثارگری‌ها و خاطرات این شهید والامقام تحت عنوان کتاب «قهرمان بلوچستان» در سال 1389 چاپ و منتشر شد.

 

 
6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

جلسهِ فرماندهان سپاه پس از پایان عملیات رمضان

عملیات رمضان در تایخ 23/4/1361، پس از عملیاتهای موفق و چشم گیر ثامن الائمه، طریق ، طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس انجام شد و قرین موفقیت نبود. از آنجا که چهار عملیات موفق مزبور توقع فرماندهان و مسئولان یگانهای سازمان رزم سپاه را به شدت افزایش داده بود، شکست و عقب نشینی در عملیات رمضان برای آنها تحمل ناپذیر بود. در واقع، عدم موفقیت در این عملیات، پرسشها و ابهامات بسیاری را در میان فرماندهان و نیروهای رزمنده پدید آورده بود که ادامهِ کار را با مشکل روبه رو می کرد. برای حل این مشکل در روز یکشنبه 10 مرداد ماه سال 1361، فرماندهان عالی رتبهِ سپاه با حضور فرمانده کل سپاه دلایل و عوامل عدم موفقیت نیروها را در رسیدن به اهداف عملیات بررسی و سعی کردند با شناخت بیشتر از وضعیت جبهه، مجدداً نیروها را سازمان دهی و گزینهِ مناسبی را برای عملیات انتخاب کنند. این جلسه از ساعت 00:9 تا 00:15 طول کشید و تنها، چند دقیقه برای اقامهِ نماز ظهر و عصر تعطیل شد. مباحث مطرح شده در این جلسه به دو بخش تقسیم می شد: بخش نخست به گلایه های تلویحی و برادرانهِ فرمانده سپاه برای پایان دادن به برخی از تردیدها و اشکالهای مطرح شده در اذهان برخی از کادرهای عملیاتی سپاه که به دلیل عقب نشینیها و سازمان دهی جدید لشکرها به وجود آمده بود و بخش دوم به بررسیهای فنی و نظامی به منظور اتخاذ تدابیر لازم برای تداوم عملیات اختصاص داشت. البته، باید یادآور شد که هر یک از فرماندهان تیپها و لشکرها پیشنهادهای خود را در این زمینه ارائه کردند.
فصلنامه نگین ایران امیدوار است با نشر اسناد مربوط به جلسات فرماندهان سپاه خوانندگان را با فضای بررسی مسائل و تصمیم گیری در مورد عملیات در طول جنگ بیشتر آشنا کند.
در آغاز جلسه، برادر مصطفی ردانی پور، فرمانده قرارگاه فتح، آیاتی از ابتدای سوره محمد (ص) را همراه با ترجمه آنها قرائت کرد و سپس، برادر محسن رضایی سخنانی را به شرح زیر ایراد نمود:

< دیشب یکی از شبهای بسیار نگران کنندهِ عمرم بود. هنگامی که شرح غم انگیز اظهار عجز فرماندهان تیپ را شنیدم، احساس کردم که دوستان و همکارانم با مشکلاتی روبه رو شده اند که باید آنها را حل کرد. در واقع، این مسائل و مشکلات برای برداشتن قدمهای بلندتر بعدی، که مد نظر امام است و ایشان مرتب آنها را برای ما و مردم بیان می کنند، ابهاماتی را ایجاد می کند. دیشب، تصمیم گرفتم که در جلسهِ امروز، به برادران عزیزم عرض کنم که هر کسی نمی خواهد در سازمان رزم و جنگ بماند، خیلی خالصانه و صادقانه بگوید، سوگند یاد می کنم که در این زمینه، با هیچ کس صحبت نکنم و به برادران دیگر نیز تأکید می کنم که دربارهِ رفتن شما با هیچ کس صحبت نکنند. هر کس کاری یا مشکلی دارد و نمی خواهد در لشکر و جبهه بماند، می تواند در سپاه شهرستانش به خدمت مشغول شود، تا دست کم چند نفری که باقی می مانند با هم قسم یاد کنند که تا پای مرگ با هم باشند. کاری نکنید که اعتبار خون شهیدان از بین برود، اگر این طور شد، هیچ فایده و ثوابی نخواهیم برد. هر کس می خواهد بماند و کار کند، باید جبهه (منطقهِ عملیاتی) خودش را مشخص کند و به کار ادامه بدهد، هر کس هم که نمی خواهد بماند، می تواند هم اکنون برود. ما کار را با سه نفر هم آ غاز می کنیم، بعد به خدمت امام می رویم و می گوییم آقا وضعیت ما بدین شکل است و شاید این کار ده ماه طول بکشد.
بدین ترتیب، مطمئن هستیم که کار اندکی انجام می شود، عزیزان، اگر قصد ماندن دارید، بیایید با هم سوگند یاد کنیم و جلو برویم؛ مگر چه شده که با بروز یک مشکل این قدر زود عصبانی شده اید؟! آیا چیز عجیبی اتفاق افتاده است؟! چرا این طور برخورد می کنید؟! اگر نسبت به تشکیل و راه اندازی لشکری انتقاد دارید، آن را مطرح کنید، اما عدم اعتقاد به ایجاد لشکر نباید کارها را متوقف کند.

حال اگر قرار شد در آیندهِ نزدیک، خدمت امام بروم، به ایشان چه بگویم؟ اگر مشکلات این عملیات (رمضان) را بگویم و برای نمونه عنوان کنم که اصلی ترین مشکل ما در عملیات رمضان شکل پدافندی خطوط دشمن و زمین منطقه بوده است، ایشان خواهند گفت، اینکه مسئله ای نیست، مطمئن باشید و جلو بروید. در این صورت، اگر من هم قولی بدهم و بیایم اینجا و ببینم باز هم وضع به همین شکل است، با مشکلات اساسی روبه رو خواهیم شد. خواهش من از شما این است که امروز تصمیمتان را بگیرید تا به بحثمان ادامه دهیم؛ زیرا، ادامهِ کار به شکل سابق ناممکن است.
در پایان سخنان برادر محسن رضایی، سکوت عجیبی جلسه را فرا گرفت، چند لحظه بعد، صدای هق هق گریهِ تعدادی از فرماندهان سکوت جلسه را شکست و سپس، برادر قاسم سلیمانی، فرمانده تیپ 41 ثارالله، در میان همهمهِ حضار سخنانی را ایراد کرد:
< برادرانی که اینجا هستند در رویارویی با این مشکلات به خانه هایشان برنمی گردند، حتی حاضر نیستند سالم برگردند؛ زیرا این را ننگ می دانند. در واقع، همه آمده اند تا جزء یاران امام حسین (ع) باشند. روزی که برادران به جبهه های جنگ آمدند، قسم خوردند که از پدر، مادر، زن، بچه و . . . بگذرند. به عبارت دیگر، دیگر برای آنها دنیایی مطرح نیست. سکوت برادران رنج آور است. آنها غیر از گریه پاسخ دیگری ندارند.
من استدعا می کنم که شما کارتان را ادامه دهید؛ زیرا، برای ادامهِ عملیات، هیچ یک از برادران مشکلی ندارند، اگر مشکلی هم مطرح باشد دلیل آن دلسوزی است، نه تمرد. ما مسلمانیم و همان طور که شما هم می دانید بزرگ ترین اصل اسلام اطیعواالله و اطیعواالرسول و اولی الا‡مر منکم است؛ مسئله ای که برای ما جا افتاده و آن را پذیرفته ایم؛ بنابراین، هیچ یک از مسائلی که شما فرمودید، مطرح نیست و هیچ یک از برادران قصد بازگشت ندارند، مگر اینکه آنها را از جبهه بیرون کنید یا اینکه جنازه شان را به خانواده شان تحویل دهید> .
سپس، حسین خرازی(1) با جسارت و صراحت خاص خود، طوری صحبت کرد که تا حدی فضای احساسی و عاطفی جلسه را به سمت طرح مباحث استدلالی کشاند:

< ما با برادران آشنا هستیم و با آنها رفت و آمد داریم، ان شاء الله آنها بر تعهد خود باقی هستند؛ چرا که با خدا و با امام حسین (ع) عهد بسته اند که یا حسین، انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه. اما در مورد این مسئله که عنوان می شود برخی از برادران نمی خواهند بجنگند، باید بگویم، این گونه نیست. برای نمونه، دیروز یک گردان از رزمندگان محلهِ خود ما به من گفتند: ما تازه آمده ایم و آموزش هم ندیده ایم، بگذارید ما دست کم، دو تا سه روز برویم آموزش ببینیم، بعد هر کجا خواستید، می رویم، اما اگر تکلیف این باشد که هم اکنون، خود را برای عملیات آماده کنیم، همین حالا هم آماده هستیم. برادران برای جنگیدن و شهادت به جبهه آمده اند، اصلاً چیزی جز این در مخیلهِ آنها نیز نمی گنجد، تنها مسئله این بوده است که به برادران تأکید کردم در عملیات دقت عمل بیشتری داشته باشند و اگر وقت و زمان کافی در اختیار داریم روی آموزش بچه ها بیشتر کار کنیم. پیش از این شناسایی که می کردیم، خود فرمانده تیپ بر کار تخریبچی نظارت می کرد تا معبر مین را شناسایی کند، اما اکنون، این گونه نیست و شما می توانید این موضوع را از برادران فرمانده تیپ بپرسید. در واقع، ما تنها می خواهیم به این مسائل رسیدگی بشود، حرف ما این نیست که نمی جنگیم یا می خواهیم کارشکنی و سستی کنیم. حرف ما این است که آیا از نیرویی که کیفیت لازم را ندارد و به راحتی شهید و زخمی می دهد؛ نیرویی که می خواهد پشت خاکریز برود، متوقف می شود یا به کندی حرکت می کند، می توانیم انتظار داشته باشیم با عراقیها بجنگد؛ و جلو تیربار آنها مقاومت کند یا خودش مانور بدهد. خب اینها مسائلی است که مطرح شده است، اما به معنای این نیست که برادران نمی خواهند بجنگند. صحبت این بوده است که برادران از نظر کیفیت رزمی پیشرفت کنند و ما باید در همین خطهای پدافندی فرماندهان گردان، فرماندهان گروهان را آماده و نیروهای برجسته را شناسایی کنیم و بدانیم چه کسی خوب تیراندازی می کند، چه کسی می تواند خوب تانک بزند، چه کسی را می توانیم فرمانده گروهان بکنیم؟>
سپس، احمد کاظمی، فرمانده تیپ نجف اشرف، گفت:

< در انجام عملیات رمضان، سرمایه گذاریهای بسیار زیادی را شاهد بودیم. واقعاً، فرماندهان و مسئولان لشکرها برای انجام این عملیات سرمایه گذاری و فعالیت کردند. بعد که عملیات به این شکل پیش رفت و نیروها به مواضع پیشین برگشتند و آن سخنان شما بعد از برگشتن در قرارگاه فتح همه را به فکر فرو برد و مسائلی را مطرح کرد که در جلسه ای بررسی شد. سپس، برادر رحیم صفوی صحبت کردند و این تصور به وجود آمد که برداشت ایشان این است که ما از جنگیدن خسته شده ایم؛ در صورتی که این طور نبود. نظرمان این بود که مسئولان هر واحد، افراد خودشان را جمع کنند و در مورد مسائل موجود با آنها صحبت کنند و از آنها بپرسند آیا امروز، همان طور هستید که در نخستین روزهای عملیات آبادان و فتح المبین بودید یا فرق کرده اید؟ بدین ترتیب، در کل، در ملاقاتهایی که با بچه ها و مسئولانمان داشتیم، مشخص شد بیشتر افراد با توکل صددرصد پیش نمی روند و بیشتر به اسلحه، مهمات و تجهیزات تکیه دارند. عملیات اخیر، به رغم سرمایه گذاریها و تلاشهایی که انجام شد به نتیجه نرسید.
نمی دانم چرا این طور شد و نیروها عقب نشینی کردند؟ به نظر من، باید یک مقدار در برنامه هایمان تجدید نظر کنیم. اگر ده تا عملیات دیگر هم به همین شکل انجام بگیرد، نتیجه به همین صورت خواهد بود. با این حال، ما همچنان ایستاده ایم و تا روح در بدن داریم می جنگیم و هیچ گاه، از آن فرار نمی کنیم. در واقع، تنها از آن می ترسیم که ما را از جبهه و جنگ بیرون کنند یا پس از جنگ، در حالی که هر یک از محله های پانصد یا ششصد نفری ما 36 نفر شهید داده اند، سالم به خانه هایمان باز گردیم. من با نوزده نفر دیگر به جبهه آمدم که اکنون، از آن جمع تنها من زنده ام. در واقع، همگی ما چنین چیزهایی را شاهد بوده ایم، حال چگونه و با چه وجدانی می توانیم بگوییم که خدای نکرده، نمی خواهیم بجنگیم> .
بعد از این سخنان، برادر رحیم صفوی در مورد انتقال مطالب جلسهِ پیش به فرماندهی، بر رعایت امانت تأکید کرد و گفت: < صحبتهایی که دیروز در جلسهِ فرماندهان لشکر مطرح شد، به همراه نوار آن در اختیار برادر محسن است. باید یادآور شد که این مطالب با حفظ امانت گفته شده است> . [صلوات حضار]. سپس، مصطفی ردانی پور، فرمانده قرارگاه (لشکر) فتح سپاه، طی سخنانی جلسه را مجدداً به سمت فضایی احساسی، عاطفی و اخلاقی برد و بر توسل و توکل به خدا تأکید کرد. وی که با احساسات شدیدی صحبت می کرد، گفت:
< من فکر می کنم جو جلسه جو خوبی نباشد؛ بنابراین، برادران رو به قبله بنشینند تا با امام زمان تجدید پیمان کنیم و بگوییم از همان نخستین لحظه با این شعار به جبهه ها آمدیم و تا اکنون هم همین شعار را داده ایم که یا زیارت قبر امام حسین (ع) و تجدید عهد با امام حسین (ع) در کنار ضریح مطهرش یا ملاقات خود امام حسین (ع) در آن دنیا، که تنها با شهادتمان حاصل می شود> . وی خطاب به فرمانده کل سپاه افزود: < ما مطیع فرمانده خود هستیم، اگر کسی بحثی می کند، این نه به معنای سرپیچی از امر شما، بلکه انعکاس نظر ما در مورد مسائل مطرح شده است و در نهایت، تصمیم گیرنده خود شما هستید و ما در مقابل آن کاملاً تسلیم هستیم> .
بعد از سخنان چند تن از فرماندهان، محسن رضایی دوباره صحبت کرد:

< گاهی مسائلی وجود دارند که انسان به رغم ساده بودن آنها، درکشان نمی کند. این مسئله در قرآن هم بسیار روشن و واضح مطرح شده است: نصرت همیشه از طرف خداست و پیروزی همیشه از طرف خداست و ثمره هر کار خوبی از طرف خداست؛ موضوعی که برای ما نامفهوم است. در برخی از آیات قرآن، موضوع ملاقات انسان با خدا طرح می شود. من با تعمق در این آیات، به این نتیجه رسیدم که اصلاً، راز خلقت همین است و خداوند ما را به سوی خودش می کشاند. به عبارت دیگر، ما را در برابر این حوادث قرار می دهد، تا در کوران حوادث مقاوم و خالص شویم؛ بنابراین، هیچ حرکتی صورت نمی گیرد، مگر به اذن خدا؛ موضوعی که ما بدان توجه نداریم؛ زیرا، هنگامی که کاری به نتیجه می رسد، خود را عامل پیروزی و در شکستهایمان، دیگران را مقصر می دانیم. علت این طرز تفکر چیست؟ چرا انسان حاضر نیست مسئولیت شکست خود را بپذیرد. معمولاً افراد دنبال این می گردند که برای شکستهایشان توجیهی بیابند. البته در مورد عملیات اخیر، این طور نیست که ضعفی وجود نداشته باشد به هر حال، در همه جا ضعف هست، اما حرف من در مورد روحیه و نحوهِ برخورد شما با مسائل است، نه اینکه می خواهید به خانه هایتان برگردید. برای نمونه ، همین موضوع که می گویید: آقا ما وقت می خواهیم. در این مورد باید گفت ما نمی خواستیم عملیات جدیدی را اجرا کنیم، بلکه هدف ما تنها این بود که این 60 یا 70 درصد کار احداث خاکریز و برداشتن میدانهای مین را پیش از آنکه دشمن بتواند در آنجا سنگر و موضع بگیرد، تکمیل کنیم. البته، در این راستا، از نیروهایی که عمل کرده بودند اصلاً استفاده نکردیم، گفتیم آمار نیروهای خسته ای را که نمی توانند عمل کنند، بدهید، نه اینکه نیروی جدید بیاورید ؟! حالا فرض کنید که نسبت به این مطلب، انتقاد دارید، نباید این مسئلهِ فرعی را اصل قرار دهیم و اکنون، که خداوند می خواهد ما را آزمایش بکند، صبرمان را از دست بدهیم. برادران عزیز، ما باید خدا را شکر گوییم و ناسپاس نباشیم؛ چرا که بی سابقه است در یک عملیات، تک جبهه ای بکنیم و 35 کیلومتر پیش برویم. ما در کدام یک از عملیاتهایمان توانسته ایم در اجرای تک جبهه ای تا این حد به موفقیت برسیم ؟ این جای شکر ندارد؟! چرا ما تنها تلفات وعقب نشینی خود را می بینیم؟ اینها بهانه است... مگر ما با رسیدگی به نیروها مخالفایم، مگر به شما گفتیم نیروهای تازه نفس را که آموزش لازم را ندیده اند و با منطقه آشنا نیستند، به کار بگیرید. ما این موضوع را درک می کنیم که نیروهایتان شناسایی می خواهند، زیرا معتقدیم که برای موفقیت در عملیات شما حتماً باید شناسایی انجام دهید، اما بحثمان این است که ما در این عملیات 60 درصد کار را انجام داده ، خاکریز هایمان را زده ، دشمن را منهدم کرده ایم؛ بنابراین، باید عملیات را ادامه دهیم و این مناطق را تصرف کنیم و بدین ترتیب، رخنه ای را که در خط خودی ایجاد شده است، برطرف کنیم. البته، قصد داشتیم این اقدام را نه با به کارگیری نیروهای جدید، بلکه با استفاده از تیپ امام حسین(ع) و تیپ 8 نجف انجام دهیم و حتی در این راستا، از آنها خواستیم که آمار بدهند و آنها اعلام کردند که هر کدام، یک گردان دارند. به رغم آنکه این تعداد کم بود و می دانستیم نیروی جدید نیز به لشکرشان آمده است، آنها را تحت فشار قرار ندادیم و گذاشتیم نیروهای جدید به عنوان احتیاط، باشند و در صورت لزوم روی آنها کار شود. به نظر من، برای پیشبرد کار باید متحد باشیم و با بروز کوچک ترین مشکلی اراده هایمان را از دست ندهیم، نسبت به یکدیگر بدبین نشویم و از یکدیگر انتقاد نکنیم، عزیزان این چنین کارهایی شایستهِ ارتش اسلام و فرد مسلمانی که در راه خدا جهاد می کند، نیست و باید این ضعفها رفع شود> .
 
وی سپس، در مورد نحوهِ فرماندهی سپاه صحبت کرد و گفت: < دربارهِ اساس نامهِ جدید سپاه در شورای نگهبان بحث شورایی یا فرماندهی بودن سپاه مطرح بود. در این ارتباط، بیشتر فقها اظهار کردند که شورایی بودن سپاه، با احکام صریح اسلام و اصول ولایت فقیه مخالف است. اعضای کمیسیون دفاع مجلس با توجه به در نظر داشتن آینده و تبعات آن، از این موضوع ناراحت شده بود. بنابراین، برای طرح مسئله به خدمت امام رفتند و امام فرمودند: < آقا سپاه نمی خواهد شورایی باشد، باید همان فرماندهی باشد> . این بود که سپاه فرماندهی شد و متأسفانه، مسئولیت این کار هم به من واگذار شد. هر چند که خودم را لایق این سمت نمی بینم، اما اکنون مجبورم آنچه را تشخیص می دهم و صلاح می بینم، به شما بگویم. از شما نیز انتظار دارم که آن را بپذیرید و اطاعت کنید. البته، نه از شخص من، بلکه از نقشی که بر عهده من گذاشته شده است.
به هر حال، هم اکنون، عده ای از برادران مرتب از بیرون و داخل سپاه فشار می آورند که چرا عملیات این طوری شد؟ چرا عملیات به اینجا رسید ؟ اینها مواردی هستند که شاید تا پایان عملیات نیز نتوانیم آنها را توجیه کنیم. اگر ما در داخل خودمان از استحکام لازم برخوردار نباشیم، نمی توانیم مسائل را پیش ببریم و مشکلاتمان را حل بکنیم. اگر قرار باشد هر کس طبق برداشت و نظر شخصی خود پیش برود دیگر اعتباری برای ما باقی نمی ماند. هنگامی که فرماندهان گردانها و گروهانها به شما مراجعه می کنند، باید طوری رفتار کنید که فکر کنند به نمایندهِ امام مراجعه کرده اند و شما می خواهید مشکلاتشان را حل بکنید، نه اینکه خود فرمانده تیپ نیز پرسشی بر پرسشهایشان بیفزاید و بگوید: من افزون بر ابهامات شما، ابهام دیگری هم دارم. اگر واقعاً به بعضی از فرماندهانتان اعتماد ندارید، بگویید. یکی از مسائلی که در اسلام وجود دارد، بیّن بودن قضایا و مسائل است. در ابهام گذاشتن مسائل خطرناک است. خواهش من از برادران این است که شما نمایندگان ما در نزد بچه ها و فرمانده گردانها هستید اگر آنها انتقادی دارند یا خود شما مسئله ای دارید، باید به ما بگویید و پاسخش را دریافت کنید و در صورت پذیرش آن، از تصمیمها و اقدامات انجام شده دفاع کنید. درست است که انسان آزاد آفریده شده است، اما اگر تعهدی داد، مسئول است و باید پاسخ گو باشد. این فرد را حتی اگر تا پای زندان و اعدام هم ببرند با توجه به حکم شرعی موضوع باید بر تعهد خود باقی باشد. به دلیل اینکه اسلام افراد را در انتخاب مسئولیت مخیر می گذارد. آقا یا می آیی انجام می دهی یا نمی آیی انجام بدهی؛ اگر آمدی انجام دادی، باید تا آخرش بمانی. این بین بودن، صریح بودن، از مسائل اسلام است. شما نماینده های ما هستید و باید با تمام قدرت بکوشید تا روحیهِ بچه ها تضعیف نشود. در این راستا، باید مسائل را به آنها منتقل کنید و هر مسئله ای هم پیش آمد به ما گوشزد کنید.

لزوم تلاش برادران برای حل مسائل، نکتهِ دوم است که باید بدان توجه شود. برادران، در مواجهه با مسائل، خودتان را خارج از گود فرض نکنید. نگویید حالا یک فرمانده لشکر انتخاب شده یا یک قرارگاه مرکزی درست شده است و دیگر ما مسئولیتی نداریم و کارهای انجام شده نیز بدون اشکال نیست، معمولاً، هر کاری هم نقاط مثبت و هم نقاط منفی دارد. در اینجا، نقاط منفی، از ضعف تشکیلاتی، بعنی جدایی بین افراد ناشی می شود. در واقع، یکی از ویژگیهای تشکیلاتها و سازمانها همیشه همین جدایی انداختن بین افراد است، با این حال، ما ناگزیریم تشکیلات و سازمان داشته باشیم. هنگامی که همه با هم هستیم، احساس می کنیم که باید کاری انجام دهیم، اما وقتی که تقسیم مسئولیت صورت گرفت، کم کم، این مطرح می شود که مسئول فلان کار نیستیم؛ بنابراین، بگذاریم دیگری این کار را انجام دهد تا شکست بخورد تا به او ثابت شود که نمی تواند از عهدهِ کار برآید. برادران این نوع رفتارها درست نیستند و باید از بین بروند. در اینجا، ما باید تقسیم کار کنیم و سازمان و تشکیلات داشته باشیم و گرنه کارها پیش نمی روند، مسائل را به یکدیگر واگذار نکنیم و نگوییم به ما چه ربطی دارد. امیدوارم که خداوند قدرت لازم را برای آماده سازی سربازان حضرت مهدی به همه ما عطا بکند [ان شاءالله].
مسئلهِ بعدی در مورد چگونگی عملیات آینده و ریشه یابی ضعف عملیاتهای گذشته و یافتن راه حل آنهاست. ما حاضریم در این ارتباط نظرها و پیشنهادهای شما را در مورد طرحها بشنویم> [صلوات حضار].
بدین ترتیب، قسمت دوم جلسه به منظور بحث دربارهِ چگونگی تداوم عملیات در منطقهِ عملیاتی رمضان، آغاز شد. نخست، ابراهیم همت، فرمانده تیپ 27 محمد رسول الله (ص)، با بیان مقدماتی، گفت: < شبیه همین مشکلاتی که شما راجع به تیپها و لشکرها دارید، ما نیز دربارهِ گردانها داریم؛ چرا که در این منطقه، سه بار عملیات انجام داده ایم و هر سه بار عقب نشینی کرده ایم، در حالی که در قاموس رزمندگان چنین امری بی معناست و آنها تنها می خواهند پیش بروند و مناطق دشمن را تصرف کنند و در همان جا بمانند. آنها رودرروی تانک دشمن، به خاکریز چسبیده بودند و بدون ترس با آر.پی. جی. تانکهای دشمن را نشانه گرفته بودند و می زدند...، اما با این عقب نشینیها که پیش آمد، معلوم شد که باید در طرحهای خود، تغییراتی را ایجاد کنیم، مثلاً در جایی عمل کنیم که 90 درصد تضمین پیروزی و تثبیت باشد. در این راستا، به دستور شما، با فرماندهان گردانها صحبت کردیم. آنها می گویند: شما از طرف کی رفتی گفتی که ما سه گردان نیرو آماده داریم؟ نیروهای ما آمادگی لازم را ندارند. برای رفع مسئولیت در قبال اشتباهات مزبور، تمامی پاسداران گردان و خود من به عنوان شخص ساده وارد عملیات می شوم، نه به عنوان مسئول. چون احساس می کنیم که اشتباه در سطح بالا خیلی می شود، هر چند در این ارتباط، برادران را توجیه کردیم، اما متأسفانه مسئولان گردان و گروهان توانایی توجیه دسته ها را ندارند، هنگامی که خود فرمانده گردان به حدی مستأصل می شود که می خواهد به عنوان فرد ساده ای در عملیات شرکت کند، دیگر تکلیف بسیجی زیر دست وی روشن است> .
سپس، برادر همت با تشریح مشکلات اجرای عملیات در شب پیشنهاد کرد که عملیات در جبههِ غرب مورد توجه قرار بگیرد. وی در عین حال، با اشاره به جا ماندن پیکر شهیدان در منطقهِ نبرد، تأکید کرد که راهی برای بازگشت وجود ندارد و باید تدبیری در این باره اندیشیده شود. در مجموع، برادر همت براساس تحلیل نظامی، راه حلی برای جنگیدن موفق در منطقهِ عملیاتی رمضان ارائه نداد و تنها پیشنهاد صریح وی، انجام دادن عملیات هم زمان (بعد از یک هفته تا ده روز بعد) در غرب بود. در پاسخ وی، فرمانده سپاه گفت: < این موضوع قابل بررسی است، اما برای انجام یک کار درخور توجه، دست کم، سه تیپ لازم است و اگر این میزان نیرو به جبههِ غرب برود، استمرار عملیات در اینجا با مشکل روبه رو خواهد شد> .
در اینجا، مصطفی ردانی پور به بحث وارد شد و با اشاره به اینکه مقداری بیشتر فکر بکنیم، استمرار عملیات را پیشنهاد داد و افزود: < حتی مانند آن مورچه که هفتاد مرتبه افتاد تا بارش را بالا برد، ما هم باید پایمردی نشان دهیم. ان شاء الله لطف حق نیز شامل رزمندگان خواهد شد ... ما قطعا،ً باید تا بصره پیش برویم و من یقین دارم ما از اینجا به بصره می رسیم، اما باید محکم ایستاد و برای دست یابی به موفقیت بررسیهایی را انجام داد> .
سپس، مرتضی قربانی، فرمانده تیپ 25 کربلا، پیشنهاد کرد در منطقهِ مقابل جزیرهِ مینو، با عبور از اروند عملیاتی انجام شود. آشکار بود که وی نیز با ادامهِ عمل در منطقهِ عملیاتی رمضان مخالف است. قربانی در پاسخ محسن رضایی که از وی پرسید: < چگونه از اروندرود عبور کنیم ؟> گفت: < پل بزنیم> . سپس، فرمانده سپاه اشاره کرد که احداث پل روی اروندرود امکان پذیر نیست. در ادامه، مباحثی دربارهِ تلاشهای دشمن در مسلح کردن زمین منطقه مطرح شد و افراد نظر خود را برای تداوم عملیات ارائه کردند.
سپس، احمد کاظمی، فرمانده تیپ 8 نجف اشرف، با اشاره به اینکه دشمن مرتباً، در منطقه موانعی را ایجاد و مین گذاری می کند، تأکید کرد که باید زودتر وارد عمل شد، ضمن آنکه اگر عملیات در شبها انجام شود، بهتر خواهد بود. وی برای اجرای عملیات در همان شب نیز اعلام آمادگی کرد، اما با اشاره به ضرورت آمادگی دستگاههای مهندسی و عبور از منطقهِ مثلثی و پدافند در بعد از آن و ضرورت تداوم عملیات با فاصلهِ 48 ساعت بعد از تصرف مثلثیها، مشکلات کلی اجرای عملیات را برمی شمرد و در پایان، آماده بودن چهار گردان نیرو را در تیپ نجف اعلام کرد، اما باز هم بر ضرورت آمادگی برای تصرف و عبور از منطقه مثلثیها و رفتن به سوی کانال ماهی را با فاصله اندک مورد تأکید قرار داد.
همچنین، احمد کاظمی یادآوری کرد که تیپ نجف شانزده تا هفده گردان داشته و حالا به این وضعیت دچار شده، ضمن آنکه دیگر تیپها نیز گردان شده اند.
سپس، قاسم سلیمانی، فرمانده تیپ 41 ثارالله، با انتقاد از اینکه چرا تنها به تعدادی از تیپهای قوی توجه می شود، خواستار فعال شدن هر چهار قرارگاه شد و گفت چرا تنها باید دو قرارگاه (فتح و نصر) فعال باشند. وی در ادامه، دربارهِ تکرار عملیات مرحلهِ پنجم افزود ، مثلثیها منطقهِ بسیار سختی برای نبرد هستند و باید آنها را با حرکت از هور به پایین دور زد، سلیمانی همچنین، اجرای عملیات در غرب را توصیه کرد.
بدین ترتیب، بحث دور زدن مثلثیها، ضرورت حرکت از شمال منطقه عملیاتی به جنوب آن را نشان داد. به همین دلیل، عبور از هور مورد بررسی قرار گرفت. محسن رضایی از غلامپور - که فرماندهی شمالی ترین بخش منطقه عملیاتی رمضان و مناطق متصل به هور را بر عهده داشت - پرسید که این قسمت را شناسایی کرده اند؟ غلامپور پاسخ داد: < یک تیم شناسایی که آنان را یک نفر نیروی بومی از القرنه نیز همراهی می کند، به سمت القرنه به راه افتاده است و شاید فردا یا پس فردا برگردد> . وی در ادامه، مشکلات عبور و مرور در هور را توضیح داد و گفت: < از هور، نه می توان با قایق عبور کرد، نه بدون آن. دسته های شناسایی گاه مجبورند چندین کیلومتر قایق خود را بر دوش بگیرند و از خشکیهای وسط هور عبور کنند و سپس، آن را به آب بیندازند> .
مهدی زین الدین، فرمانده جدید تیپ 17 قم - که به تازگی تیپ 17 علی بن ابی طالب (ع) نامیده می شد - ضمن بیان مطالب مختلف، دربارهِ عملیات پیشنهادی گفت: < بهترین راهکار، تصرف یک خط دفاعی جلو این مثلثیهاست. ما باید کانال موجود در مثلثیها را پشت سر بگذاریم و سپس، مشخص کنیم که باید به کدام سمت برویم> . وی با تشریح مسائل و جوانب نظامی پیشنهاد خود، آن را به منزلهِ یک امکان که شاید بتوان از آن استفاده کرد، مطرح نمود. زین الدین در پاسخ محسن رضایی که پرسید تیپ 17 کی برای عملیات آماده است، پاسخ داد: < مشکلات مان خیلی زیاد است > . وی همچنین، به جدید بودن خود که هنوز ارتباط لازم را با مسئولان ذی ربط ندارد، اشاره کرد.
نبی رودکی، فرمانده تیپ امام سجاد (ع)، نیز با تأیید طرح مرتضی قربانی مبنی بر عبور از اروند، گفت: < می توان با بسیج کردن مجاهدین عراقی و بچه های عرب زبان خودمان، از داخل خاک عراق نیز اقدام کرد و با به دست آوردن سر پل و سپس، انهدام نیرو در آن طرف، روی اروند هم پل بزنیم. در این صورت، نیروها می توانند با عبور از این سر پل به جاده هایی وارد بشوند که پنجاه کیلومتر تا بصره فاصله دارند> . وی همچنین، تأکید کرد باید روی جزئیات این طرح بیشتر فکر شود.
عبدالمحمد رئوفی، فرمانده تیپ 7 دزفول (ولی عصر)، نیز به سختی کار احداث چهارده کیلومتر خاکریز در منطقه عملیاتی رمضان در شب اشاره کرد و یادآور شد: < ما تازه به دو کیلومتری قاعده مثلثیها رسیده ایم و دشمن در مثلثیها مانده است. برای رسیدن به موفقیت بهتر است به جای عمل روی هر سه مثلثی و احداث چهارده کیلومتر خاکریز تنها روی مثلثی اول عمل کنیم و توان احداث خاکریز را برای احداث هشت کیلومتر جناح راست منطقهِ عملیات اصلی به کار ببریم و سپس، با انهدام نیروی این منطقه، به کانال پرورش ماهی برسیم و از روی پلهای آن به سمت هدف اصلی برویم> . وی در ادامه توضیح داد: < باید یک قرارگاه نیروهای دشمن را منهدم کند تا قرارگاه دیگر از کانال بگذرند. مثلثی اول هدف باشد و خاکریز جناح راست از آنجا به سمت نوک کانال پرورش ماهی زده شود هر چقدر ما رو به سمت شمال مثلثیها برویم، از هدف اصلی دورتر می شویم و با خسارت بیشتری باید خودمان را دوباره به هدف اصلی نزدیک کنیم> .
رضا چراغچی، فرمانده تیپ 21 امام رضا(ع)، با اشاره به اشکال ناشی از ضعف نیروهای عملیاتی و ضرورت آموزش و آمادگی آنها، اظهار امیدواری کرد که با نیروی آموزش دیده بتوان با تکرار عملیات به موفقیت رسید.
علی زاهدی، فرمانده تیپ 14 امام حسین (ع) نیز با ارائهِ توضیحاتی، در نهایت، پیشنهاد عمل کردن در مثلثیها را به منزلهِ مرحله نخست، تأیید و اجرای هم زمان عملیات را در جبههِ غرب برای کاهش فشار دشمن از منطقهِ عملیاتی رمضان پیشنهاد کرد.
سپس، در نبود جعفر اسدی، فرمانده تیپ المهدی، معاون وی دربارهِ اقدامات مهندسی و چگونگی انهدام نیرو و نیز دربارهِ لزوم تداوم عملیات، توضیحاتی داد.
مهدی باکری، فرمانده تیپ 31 عاشورا، نیز گفت: < ظاهراً راهکار بهتری غیر از عمل در منطقهِ منتهی به مثلثیها (تکرار عملیات مرحله پنج) نیست. البته، نباید در دو کیلومتری قاعدهِ مثلثی بمانیم؛ زیرا، در این صورت، مشکلات متعددی ایجاد می شود> . باکری در ادامه افزود:
< یا باید به را‡س مثلثیها برسیم - که به طور مطمئن، با مشکلاتی همراه خواهد بود - یا دست کم، باید به قاعدهِ مثلثیها برسیم و در آنجا پدافند کنیم و مرحلهِ بعدی عملیات را نیز باید با فاصله زمانی اندکی آغاز کنیم، البته، آمادگی نیروها شرط اصلی این اقدام است. در واقع، آنها باید بتوانند پیش از اینکه دشمن اقداماتی را انجام دهد و نیروهایش را در این دشت مجدداً سازمان دهی کند، وارد عمل شوند> .
باکری در پاسخ به این پرسش محسن رضایی که چند گردان نیرو دارد. گفت: < چهار گردان که البته سه گردان از آنها جدید هستند و در حال دیدن دورهِ آموزش اند و در این فاصلهِ ایجاد شده، برای آنها کلاس توجیهی و ... گذاشته اند> . وی در پاسخ به این پرسش که تنها چهار گردان دارید، گفت: < چهار گردان هم نیست> . محسن رضایی پرسید: < نیرو کم دارد یا کادر ؟> وی پاسخ داد: < هم نیرو هم کادر> .
مرتضی صفار، معاون قرارگاه (لشکر) فجر سپاه، نیز بر توجه بیشتر به کمیت و کیفیت نیروی لازم برای عملیات تأکید کرد و با انتقاد از تعدادی از فرماندهان تیپها گفت: < برخی از فرماندهان به هنگام جلسه با لشکر و برآورد نیرو برای ادامهِ عملیات یک نظر دارند و در جلسهِ با نیروهایشان نظر دیگری> . وی در ادامه، خواستار پرهیز از شتاب بی جا و بی توجهی نسبت به کیفیت نیروها شد و لزوم سنجش و ارزش یابی نیروها را یادآوری کرد. همچنین، افزود: < تمامی مسائل به فرمانده گردان مربوط است. هنگامی که فرمانده زخمی یا شهید می شود، تمام گردان از هم فرو می پاشد؛ نیروها گم می شوند یا به عقب می آیند و...> صفار دربارهِ زیانهای انتصاب تعجیلی فرمانده گردانها گفت: < هنگامی که فرمانده گردان ، فرمانده گروهانها را نمی شناسد، آنها هم او را به دلیل آشنا نبودن قبول ندارند؛ بنابراین، این پرسش مطرح است که حال چنین فرماندهی چگونه می تواند نیروهایش را فرماندهی کند> . وی معتقد بود: < ما با کمبود نیرو و کادر مناسب روبه رو هستیم. در واقع، ما باید براساس توان نیروی خود برنامه ریزی کنیم، مانند سابق که تدبیر بر اساس امکانات بود و آخرین تلاشها را با توکل همراه می کردیم> . وی افزود: < تیپ نجف آمادگی خود را برای انجام عملیات امشب اعلام کرده است، واقعیت این است که هنوز از آمادگی لازم برخوردار نیست و اگر امشب عملیات کند، به هدف نخواهد رسید> .
صفار در بخش دیگری از سخنان خود به بررسی پیشنهادهای ارائه شده پرداخت و گفت: < اگر واقعاً، عجله ای وجود دارد، کار را جدی بگیریم و در قسمت محدودی تا را‡س مثلثی عمل کنیم. و چند روز بعد نیز حتماً، تیپهای دیگر این آمادگی را داشته باشند که عملیات را ادامه دهند> . وی در پایان، برای بهبود کیفیت نیروهای گردان پیشنهاد کرد که در هر گردان، یک دسته شناسایی ایجاد شود که با شهادت و زخمی شدن نیروهای شناسایی - که در هر عملیاتی حتمی است - کار گردان مختل نشود.
بعد از مرتضی صفار دو تن دیگر از کادرهای لشکرها (قرارگاههای چهارگانه) صحبت کردند که هر دو کیفیت و کمیت ناچیز نیروهای موجود در تیپها را مد نظر قرار دادند و پدافند روی قاعدهِ مثلثیها و سپس، حرکت به سوی کانال ماهی را تأیید و جزئیات آن را تشریح کردند.3
سپس، حسن باقری، فرمانده لشکر (قرارگاه) نصر، به صحبت پرداخت. وی نخست، نکاتی را درباره عملیات رمضان و نحوهِ حضور دشمن یادآور شد و گفت: < عقب نشینی نخست تأثیر روحی زیادی روی نیروها، نداشت، اما حرکتهای بعدی، به ویژه مسئلهِ اسیران و به جا ماندن پیکرهای پاک برادران شهیدمان در منطقهِ دشمن اثر بیشتری داشت.
در اوایل، عراق تانکش را در جلو نیروها و در نوک حمله قرار می داد، اما بعدها به دلیل آسیب پذیر بودنشان، آنها را به عقب برد و افرادش را جلو آورد. حالا تعدادی تانک و افرادی را به منطقه می آورد و برای حفاظت از آنها از خندق، خاکریز، میدان مین، تشکیلات و سنگرهای ایجاد شده در کف زمین استفاده می کند.
هنگامی که از مرزمان می گذرید، در فاصلهِ 1500 متر تا 1600 متر به سنگرهایی که عراق به عمق نیم تا یک متر در زمین ایجاد کرده است، می رسید. آنها هیچ تونل تدارکاتی نیز ندارند. چه طور خودروهایشان را تا همان نزدیکی خط می آورند، جای پرسش است.
در واقع، عراق دیگر نیروی پیاده اش را جلوی ما صف آرایی نمی کند، این تعدادی هم که به صورت پراکنده در منطقه هستند، در همان وهلهِ نخست، فرار می کنند و اگر هم کشته شوند، تعداد درخور توجهی (ششصد نفر) نخواهند بود. در واقع، آنها بیشتر بر زرهی تکیه دارند؛ بنابراین، پی درپی تانک می آورند و ما نیز نمی توانیم دیگر روی انهدام تانک دشمن حساب بکنیم؛ زیرا، تانکهایی را که منهدم کنیم، جایگزین می شود. بدین صورت، در عمل توان ما بیشتر منهدم می شود. به عبارت دیگر، بحث انهدام دشمن زمانی به نتیجه می رسد که میزان نیروی دشمن مشخص باشد. هم اکنون، استفاده از تانک مورد توجه دشمن است که هم آسیب پذیریش کمتر است، ضمن آنکه از تیر مستقیم تیربار نیز استفاده می کنند. در این شرایط، دشمن تانکهایش را بدون واهمه به خط می آورد، ضمن آنکه، در منطقهِ عملیاتی رمضان، میدانهای مین عمود بر یکدیگر و خندقهای عمود بر هم دیده ایم؛ مشکلی که ما در حمله از روبه رو با آن مواجه هستیم. نمی دانم چرا برادران به این نکته توجه نمی کنند که چرا نتوانستیم مثلثیها را نگه داریم؟! همان زمانی که برادرمان کاظمی می گفت اینجا خاک است و نمی شود در آن وارد شد و عملیات انجام داد، عکس هوایی گرفتیم و دیدیم که پنجاه تا هفتاد دستگاه تانک دشمن در آنجاست. اگر مثلثیها برای دشمن قابل استفاده نیست، چرا آنها را ساخته است؟ هر مثلثی سه مثلث است! یک گوشه مثلثی را که تصرف می کند با تیربار هر دو سمت راست و چپ را می زند. ارتفاع خاکریزهای وسط مثلثی نیز نیم متر است؛ بنابراین، خاکریزی وجود ندارد که بتوان پشت آن پدافند کرد، یعنی تیربار و تیر مستقیم تانک کاملاً بر آن تأثیر دارد. همین وضعیت باعث شده است که عراق بتواند خود را از کنار مثلثی به خاکریز ما برساند، ما صبح منطقه را گرفتیم و به احداث خاکریز برای تقویت قاعده مثلثی مشغول شدیم، اما دشمن شب هنگام از دویست متری بر سر بلدوزرهایمان حمله کردند، برادرمان جعفری می گوید دشمن تانکش را تا دویست متری ما آورده بود و ما در آغاز متوجه حضور آنها نبودیم. حالا یا در روز آنها را آورده بود، سرو صدا نمی کرد یا شب آورده بود. به هر حال، این مثلثیها را من یک منطقه شوم می دانم> .
حسن باقری بعد از مرور مشکلات عملیات پیشنهادی، اجرای آن را به رعایت این نکات مشروط کرد: < ما نخستین حرکتمان باید با چنان قوتی همراه باشد که این حرکت در شب نخست تثبیت شود. با این پیروزی و تثبیت، روحیهِ بچه ها تقویت و مسائل روحی پیش آمده تا حدودی جبران خواهد شد، اما اینکه بخواهیم در اینجا عمل کنیم یا نه بحث دیگری است، نکتهِ مهم که مجدداً بر آن تأکید می کنم اینکه حرکت نخست باید قوی و از نوع حرکتهای دورانی که در عملیاتهای گذشته استفاده می کردیم، باشد. به عبارت دیگر، اگر هر تیپی بخواهد از روبه رو حرکت کند و به مثلثی خودش برسد، در بین راه، به حدی تلفات می دهد که دیگر نیرویی برای رسیدن به هدف باقی نمی ماند. در اینجا، باید یقین حاصل کرد که در اثر اقدام خودی، ارتباط نیروهای استقرار یافته دشمن در این محوطه با خارج قطع می شود تا بدین ترتیب، تا دست یابی به هدف، تلفات زیادی ندهیم. اگر ان شاء الله این نکات را در طرحمان رعایت کنیم، می توانیم خوب عمل کنیم و نتیجه بگیریم> .
وی در پاسخ به پرسش محسن رضایی دربارهِ نیروی عمل کننده و استعداد آن، گفت: < قرارگاه نصر از پایین و قرارگاه فتح از بالا بیایند و این را‡س مثلثیها را به یکدیگر بچسبانند و قرارگاه فجر نیز از روبه رو از ساعت 00:2 نیمه شب به بعد، انهدام نیروی وسط را به عهده بگیرد> . حسن باقری در عین حال، باز هم به نوع خاص پدافند جدید عراق تأکید کرد و گفت: < دشمن آن قدر در اینجا، مواضع مین تودرتو و نامنظم درست کرده است که دیروز، سه دستگاه تانک خودش روی مین رفت، اما باز تلفات تانک خودش را به دلیل اینکه می بیند موانع مین بالاترین تلفات را از ما می گیرد، پذیرفته است. در این عملیات، بیشتر شهیدانمان مستقیم به دست دشمن شهید نشده اند، بلکه بیشتر تلفات ناشی از نواقص طرح خودمان و موانعی که دشمن ایجاد کرده، بوده است> . وی سپس، نمونه ای دربارهِ جدیت، پشتکار و سرعت عمل دشمن در احداث موانع ذکر کرد و گفت: < هنگامی که قرارگاه نصر [در منطقهِ عملیاتی رمضان] عمل کرد، به مین برخورد نمود. در نتیجه، لودرها و بلدوزرهای ما دیگر نتوانستند جلو بروند. در حالی که فاصلهِ عملیات ما با عملیات پیشین بیش از سه روز چهار روز نبود و دشمن در این مدت کم، توانسته بود، موانع متعددی ایجاد کند و بر تعداد مینها و سیم خاردارها بیفزاید> .
در اینجا، فرمانده کل سپاه به مسئله احداث خاکریز پرداخت و از حسن باقری پرسید: < خُب، نیروها باید چند کیلومتر خاکریز بزنند> . باقری پاسخ داد: < فاصله را‡س مثلثیها از مثلثی چهارم تا اول ده کیلومتر بیشتر نیست که با چهار کیلومتر جناح چپ منطقهِ عملیاتی به چهارده کیلومتر می رسد. حال، اگر خاکریز دو جداره شمالی که در مرحلهِ پنجم عملیات رمضان احداث شده بود، پاک شده باشد - که تا حالا خبری از آن نداریم - به آن اضافه می شود در جمع 28 کیلومتر می شود> . در عمل، احداث خاکریزی به طول 28 کیلومتر در دشت بدون حفاظ و زیرآتش دشمن، خالی از ابهام و اشکال نمی تواند باشد؛ بنابراین، محسن رضایی برای یافتن چاره ای به منظور کاهش طول خاکریز، از باقری پرسید: < شما چرا می گویید نمی توان قاعده مثلثیها را حفظ کرد ؟> باقری پاسخ داد: < منطقهِ مثلثیها پیچیده است، ما در قاعده مثلث، دیدی روی اضلاع مثلثی نداریم، دشمن حرکت می کند و به تدریج، از گوشه های مثلثی جلو می آید، حتی در بیست متری نیز، نمی توانیم با تیربار آن را هدف قرار دهیم> .
در اینجا، دربارهِ نحوه عمل نیروهای خودی و دشمن در مثلثیها، بحثی طولانی انجام گرفت و افرادی که خود در مثلثیها بوده اند - از جمله احمد کاظمی - توضیحاتی دادند و در آخر، باز هم حسن باقری تأکید کرد: < اگر دشمن یک گوشهِ مثلثی را بگیرد، مثلثی سقوط کرده است؛ دیگر نمی توان مثلثی را حفظ کرد> . وی همچنین، درباره ویژگیهای خاکریزهای پیچیدهِ داخل مثلثیها توضیح داد و افزود: < دشمن با اتکا به این خاکریزها و دو جناح، جلو می آید. خُب نیروهای پیادهِ ما نمی توانند تا این حد پیچیدگی را حل بکنند؛ نیروی ما از تخصص لازم برخوردار نیست تا در شرایط پیچیده، تصمیمهای پیچیده ای بگیرد> .
در اینجا، ابراهیم همت، فرمانده تیپ حضرت رسول، وارد بحث شد و ضمن سخنانی گفت: < این امکان برای ما وجود ندارد که شب نخست عملیات بتوانیم را‡س مثلثیها را به هم متصل کنیم، یعنی دو مرتبه به دنبال چیزی می رویم که امکان پذیر نیست. نیرو را بدون ارزیابی دقیق به مثلثیها وارد می کنیم. در نتیجه، سرگردان می شوند. در واقع، ما این کار را به این امید انجام می دهیم که یک دستگاه بلدوزر را عبور دهیم و به آنجا برسانیم، غافل از اینکه، کار به نتیجه نمی رسد؛ زیرا، بلدوزر باید تأمین داشته باشد، در حالی که نیرویی که از اینجا حرکت می کند و یازده کیلومتر راه می رود، دیگر توان پاک سازی منطقه را ندارد و در نتیجه، لودر و بلدوزر نیز تأمین نخواهند داشت، حتی اگر بلدوزرها حرکت بکنند و منطقه نیز پاک سازی شود و آنها به سختی می توانند از ساعت 00:2 تا 30:2 بامداد وارد عمل بشوند، حتی در همین نیم ساعت نیز نمی توانند، این مثلثیها را به هم وصل کنند. البته، فراموش نکنیم که تمام تیپهایمان نمی توانند به طور کامل طی پنج روز آماده شوند> .
مجدداً، درباره چگونگی چیره شدن بر مثلثیها و اینکه خط پدافندی بهتر است در قاعده مثلثیها باشد یا در جلوی آنها، بحث شد و افراد نظرهای کارشناسی خود را ارائه دادند، از جمله احمد کاظمی تأکید کرد: < به اینکه بشود را‡س مثلثی را خاکریز زد، اصلاً فکر نکنید> .
پس از بحثهای فرماندهان، حسن باقری گفت: < حالا بگذارید در بحثمان، مرحله ای به جلو برویم. آیا برادران قبول دارند که نمی توان در قاعده مثلثیها پدافند کرد؟ به عبارت دیگر، هدف عملیات چیست؟ اگر انتهای مثلثی را به عنوان هدف قبول دارند، باید در این باره بحث کنیم که چطور می توان خاکریز احداث کرد، من باید یادآور شوم که انتهای مثلثیها را هدف می دانم، اگر این خلاف نظر شماست، این حالا، بحث دیگری است> . مجید بقایی، فرمانده قرارگاه (لشکر) فجر سپاه، جهت بحث را تغییر داد: < نخست، هدفمان از احداث خاکریز چیست؟ در واقع، باید جهت حرکتمان را مشخص کنیم. واقعاً اگر می خواهیم بعد از آن، حرکت بعدی خود را آغاز کنیم - که فکر می کنم نظر برادران، به ویژه برادر حسن باقری این باشد - خُب، چرا برویم چهار تا مثلثی را بگیریم؟ بهتر است دو تا مثلثی را بگیریم، ولی خاکریز را به طور مایل بزنیم. دیگر اینکه از حرکتهای ظریف که یک نیرو از این و نیروی دیگر از آن طرف برود و دشمن را دور بزند، به شدت پرهیز کنیم. اینجا رقابیه، میشداغ و عین خوش نیست، اینجا منطقهِ همواری است که در دید دشمن قرار دارد، به طوری که در روز، هر اندازه نیروی ما اینجا با یکدیگر متصل باشد، دشمن به راحتی آنها را با تانک می شکافد و جلو می رود، به ویژه اگر سیستم فرماندهی دشمن به هم نخورده باشد. نظر من این است که دو تا مثلثی را بگیریم، خاکریز را نیز به شکل مایل بزنیم و نیروهای دشمن را منهدم کنیم و انعطاف نیز داشته باشیم و اگر توانستیم نوک دو تا مثلثی را به هم متصل کنیم و در غیر این صورت، قاعده را پدافند کنیم. با دو جداره کردن خاکریز در دو مثلثی می توانیم در قاعده پدافند کنیم و هنگامی که مطمئن شدیم، توانایی نگهداری این خط را داریم و پس از یک هفته که تیپها آماده شدند، حرکت را تغییر دهیم و به طرف کانال پرورش ماهی سرازیر بشویم. بدین ترتیب، با تمرینی که در عبور از کانال می کنیم و با داشتن این سر پلها، مشکل عبور از کانال و گرفتن سرپل را می توانیم حل کنیم> .
حدود ساعت 00:13، جلسه برای اقامه نماز تعطیل شد، اما فرصتی برای صرف ناهار نبود؛ بنابراین، بلافاصله بعد از نماز جلسه ادامه یافت. نخست، فتح الله جعفری، فرمانده لشکر 30 زرهی سپاه، نظر خود را دربارهِ بحث ارائه داد و تأکید کرد: < حتی اگر منطقه را بگیریم، اما از سرعت لازم برخوردار نباشیم، دشمن با امکانات زیادی که در رها کردن آب دارد، راهکار حرکت بعدی ما را خواهد بست و اگر در انجام همین حرکت نیز تأخیر کنیم، کل منطقه با آب مسدود خواهد شد> . وی سپس، دربارهِ چگونگی عمل در مثلثیها گفت: < باید جلو مثلثیها پدافند کنیم؛ زیرا، ماندن در پشت آنها امکان پذیر نیست> .22
عزیز جعفری، معاون قرارگاه (لشکر) نصر، نیز گفت: < در راستای صحبتهای آقای صفار باید تأکید کنم که عملیات و مراحل انجام شده آن را بررسی کنیم و نقاط ضعف و دلیل آنها را بیابیم. در واقع، مشکل ما در کیفیت نیروها یا کمبود آنها بود. این واقعیت همیشه در مورد تیپهای ما وجود دارد که تا دو ماه پس از بازسازی و اجرای نخستین عملیات، بالاترین کیفیت را دارند و بعد از آن، کیفیتشان کاهش می یابد، مگر اینکه فاصله اجرای دو عملیات زیاد باشد. موضوع دیگر اینکه چرا در مرحلهِ پایانی عملیات رمضان، با وجود اینکه جناح راست و جناح چپ کامل بود، در محور وسط الحاق صورت نگرفت؟ در پاسخ بدین پرسش باید گفت عوامل زیادی در این باره مؤثر بود که استعداد نیرو و کیفیتشان از جمله آنهاست. در واقع، مشکل این است که ما به کمیت و کیفیت نیرو در طرح مانورها اهمیت کم تری می دهیم و آنها را کمتر بررسی می کنیم> . وی بعد از بررسی مشکلات عملیات سابق، افزود: < مجدداً برادران پیشنهاد می کنند که ما همین عملیات را انجام بدهیم، حتی یک گام هم پافراتر می گذاریم و می خواهیم، نوک مثلثیها را با این همه مشکل به هم وصل بکنیم! به نظر من، باید دربارهِ این مسائل واقع بین باشیم، حتی اگر یک هفته را به بازسازی تیپها، اختصاص دهیم، باز هم یگانها آن کیفیت اولیه را نخواهد داشت و استعداد لازم به دست نخواهد آمد تا عملیاتی به این بزرگی انجام شود، به ویژه با توجه به اینکه یک بار این حرکت انجام شده است و دشمن کاملاً نسبت به نقاط ضعف خود آگاه شده است. با توجه به اینکه در رسیدن به هدف باید به استعداد و کیفیت نیرو نیز اهمیت دهیم، پیشنهاد می کنم باز هدف عملیات کوچک تر و سهل تر و آسان تری را انتخاب کنیم> . وی همچنین، در روی نقشهِ شرق بصره، پیشنهاد اجرای عملیات در منطقه ای دیگر را داد که دورتر از منطقه مورد بحث است.
بعد از سخنان عزیز جعفری و مباحثی طولانی - که گاه در قالب گفت وگوی چند نفری پیگیری می شد - احمد غلامپور، فرمانده قرارگاه (لشکر) قدس سپاه، گفت: < هر اندازه از منطقهِ عملیاتی رمضان به طرف شمال برویم، از هدف اصلی خود دور می شویم؛ بنابراین، پیشنهاد می کنم ذهنمان را هر چه بیشتر به طرف جبههِ جنوب معطوف کنیم. در ضمن، از پنج عملیاتی(1) که در گذشته در جبهه جنوب انجام داده ایم سه عملیات به جز اشکالی که در خاکریززدن داشتیم، تقریباً از نظر انهدام نیرو و دست یابی به هدف، موفقیت آمیز بود. با توجه به این امر، پیشنهاد می کنم که نقص عملیاتهای پیشین (ضعف در زدن خاکریز) را پیش از اجرای عملیات بررسی کنیم. از آنجا که مطمئن هستم، می توانیم روی زدن خاکریز حساب کنیم، بهتر است در همین منطقه، برای تصرف دو تا از مثلثیها کار و بر روی دو قرارگاه سرمایه گذاری بکنیم ، بدین ترتیب که در مرحلهِ نخست، یک قرارگاه وارد عمل شود و دو تا از این مثلثیها را تصرف بکند تا جاپایی برای مرحلهِ بعدی عملیات باز شود. سپس، 24 ساعت بعد، قرارگاه دیگر از نوک این مثلثی عملیات را ادامه دهد و به جلو برود. و پس از اینکه منطقه را تصرف کردیم، دستگاهها و تجهیزات را آماده بکنیم و در منطقهِ بین زید، آب گرفتگی و کانال ماهی در جناح راست منطقه، خاکریز بزنیم. البته، باید توجه داشته باشیم که در راهکار پیشنهادی قبلی، باید حدود 24، 25 کیلومتر یا دست کم 16، 17 کیلومتر خاکریز می زدیم، اما براساس پیشنهاد جدید، با انجام مرحلهِ نخست عملیات، که به تصرف و تثبیت دو مثلثی می انجامد، تنها پس از استقرار دستگاهها، در شب دوم زدن هفت هشت کیلومتر خاکریز لازم است در این صورت، با توجه به اینکه دو جناحمان به آب می رسد، فشار دشمن بیشتر می تواند از یک جناح باشد> .
با سخنان احمد غلامپور، اظهار نظر فرماندهان تیپها و لشکرها پایان یافت. سپس، مسئولان قرارگاه مرکزی فرماندهی و هدایت عملیات - به بیان نظرهای خود پرداختند. از این قرارگاه، نخست غلامعلی رشید، معاون قرارگاه، دربارهِ بسیج مردم گفت: < الان بسیج نیروهای مردمی کل کشور به عهده سپاه گذاشته شده است؛ مسئله ای که یک هشدار برای ما محسوب می شود. برادران اگر ما بخواهیم این طور با نیرو رفتار کنیم و از هم اکنون، ضعف نشان دهیم، توانایی بسیح مملکت را نخواهیم داشت. ما باید بتوانیم نیم میلیون سرباز را در عملیات به کارگیریم، در حالی که اکنون، با تمام تلاشی که طی دو ماه انجام داده ایم، تنها توانسته ایم پنجاه هزار نفر نیروهای مردمی را وارد عملیات کنیم! ترس آن می رود که در صورت ادامه و تکرار چنین توقفهایی و تشکیل نشدن تیپ و لشکرهای بیشتری، مسئولان مملکتی حتی مجلس و ارتش هم، نگاه دیگری به عملکرد ما داشته باشند. خُب، ما می خواهیم نیروهای مردمی را بسیج کنیم اگر فرماندهی سپاه نباشد، بسیج نیروهای مردمی بر عهدهِ چه کسی خواهد بود. هم اکنون، تشکیلات ما در ردهِ تشکیلات گروهان یک ارتش کلاسیک عمل می نماید، یعنی فرمانده تیپ ما در خط زندگی می کند؛ جایی که فرمانده گروهان ارتش هم به آنجا نمی آید...> .
غلامعلی رشید سپس، به تحلیل و بررسی عملیات رمضان و عوامل توقف و عدم موفقیت نیروهای خودی در این عملیات پرداخت. وی در تشریح این مسائل به سه مورد اشاره کرد :
1) در این منطقه، زمین عارضهِ طبیعی اعم از کوه و تپه (مانند عملیات فتح المبین) یا جادهِ بلند (جاده اهواز - خرمشهر در عملیات بیت المقدس) ندارد و وضع زمین به گونه ای است که اجازه نمی دهد ما مانند گذشته موفق عمل کنیم.
2) آسودگی خاطر فرماندهان عراق از جبهه های دیگر و تمرکز بر همین یک جبهه مشکل دیگری است که در عملیات فتح المبین با آن روبه رو نبودیم؛ چرا که لشکر 5 و 6 دشمن در پشت کرخهِ کور و غرب اهواز ماندند و ما با آنها درگیر نشدیم، اما اینجا عملاً با هر 12 لشکر عراق درگیریم، حتی عراق عمده لشکرهایش را از جبههِ غرب آورده است و اکنون، بیش از یک جبهه برایش مطرح نیست و تمام توانش را برای همین یک جبهه گذاشته است؛ موضوعی که به آن نیندیشیده بودیم.
3) فرصت دادن به دشمن، عامل بعدی است. بدین ترتیب که بعد از بیت المقدس، دشمن بازسازی یگانها و ایجاد استحکامات خود در زمین را آغاز کرد و اکنون، هم اگر بیشتر صبر کنیم، همین لشکرهای منهدم شده اش را بازسازی و بر استحکاماتش خواهد افزود> .
موضوع بعدی سخنان رشید، تداوم عملیات و نحوه آن بود. وی نخست اشاره کرد: < اگر بخواهیم در نگاهی کلی بصره را به منزلهِ هدف تعریف کنیم، باید آن را در مرحلهِ سوم عملیات بیت المقدس ببینیم. هدف دومین مرحله از این عملیات، رسیدن به مرزهای بین المللی دو کشور و هدف سومین مرحله، دست یابی به بصره تعیین شده بود، اما در عملیات رمضان، به دلیل انهدام عقبه لشکر 6، وسوسه شدیم و در آغاز کار، همه قدرتمان را روی محور اصلی (عبور از نوک کانال ماهی و نهر کتیبان) نگذاشتیم، شاید اگر در محور اصلی با تمام قدرت وارد عمل می شدیم، موفق بودیم> .
غلامعلی رشید سپس، عملیات آینده را بررسی و پیشنهاد جدیدی را مطرح کرد: < اساساً، باید از فکر عمل در مثلثیها بیرون بیاییم و از اجرای عملیات در منطقه عملیاتی مرحله پنجم صرف نظر کنیم و به سراغ محور اصلی عملیات بیاییم> . البته، وی راهکاری جدا از آنچه تاکنون مطرح شده بود، پیشنهاد کرد: < هم اکنون، دشمن می داند که هدف ما گذشتن از دو سرکانال است که مرتباً این کار را تکرار کردیم، اما هیچ گاه از خود کانال و پلهای آن عبور نکردیم، یعنی دشمن از موضوع عبور ما از کانال غافل است؛ بنابراین، پیشنهاد می کنم اقدام روی مثلثیها را رها کنیم و به جای آن خاکریز جناح را به طول یازده، دوازده کیلومتر احداث کنیم> . وی در ادامه افزود: < برای بازسازی، بیست روز فرصت لازم داریم و پس از این مدت می توانیم با سه قرارگاه کار کنیم بدین صورت که قرارگاه فجر روی کانال ماهی، سرپلی را بگیرد تا قرارگاه فتح و نصر از آن عبور کنند. در این مرحله می توانیم، حدود پنجاه تا شصت گردان وارد عمل کنیم و از پلهای روی کانال عبور و به هدف اصلی ، که رسیدن به تنومه و بصره است، نزدیک شویم> . وی سپس، به دفاع از نظرش پرداخت و برخی از جزئیات طرح را در پاسخ به پرسشهای مطرح شده تشریح کرد.
پس از وی، رحیم صفوی، معاون اول قرارگاه کربلا، سخنان خود را در دو قسمت جداگانه، بیان کرد. وی در قسمت نخست سخنان خود، به مسائل سیاسی روز پرداخت و سپس، مشکلات اجرای عملیات را در جبهه غرب مورد توجه قرارداد. به نظر وی: < در جبهه غرب، که زمین کوهستانی است پیاده بهتر عمل می کند، ضمن آنکه باید یادآور شد همیشه حرکت و اقدام در غرب با دغدغه هایی نیز همراه است. از جمله اینکه دست کم، سه ماه وقت برای انتقال نیرو و تجهیزات به غرب لازم داریم و امکانات ما و ارتش کفاف نمی کند که هم در غرب باشیم هم در جنوب. اقدام در منطقهِ کوهستانی به نیرو و تدارکات بسیار زیادی نیاز دارد و ما در این مورد با مشکلات بسیاری روبه رو هستیم، ضمن آنکه از نظر فرماندهی نیز، توانایی آن را نداریم که به طور هم زمان در دو جبهه غرب و جنوب باشیم و جمع حاضر همه سرمایه جنگ است> .
معاون قرارگاه کربلا سپس، نتیجه گیری کرد: < پس اگر بخواهیم کاری جدی انجام دهیم، باید قرارگاه کربلا و تمامی امکانات سپاه را به منطقه غرب منتقل کنیم، در حالی که این امر بسیار مشکل و شاید ناممکن باشد. البته، راه بازگشت نیز نداریم و تنها راه همان است که به بصره می رسد؛ راهی که باید بررسی و دربارهِ آن برنامه ریزی شود، ضمن آنکه باید، در نهایت، به خدا توکل کنیم من یتق الله یجعل له مخرجا (هر کس تقوای الهی پیشه کند، خدا راه نجات و راه خروج را بهش نشان می دهد). اگر ما گناهکاریم، این بچه هایی که می آیند بچه های پاک و معصومی هستند و خدا دلش به حال آنها به رحم می آید> . وی تأکید کرد: < به هر حال، نظر من با اطمینان این است که باید در اینجا عملیات را ادامه دهیم و اهداف آن را تأمین کنیم. مردم ما به هیچ وجه توقف را نمی پذیرند و از نظر سیاست خارجی نیز، هرگونه توقف در اینجا، شکست عملیات رمضان و در نتیجه، شکست ایران تلقی می شود. رحیم صفوی در مورد عملیات مورد بحث نظر موافق مشروط داشت: < اگر نیرو داشته باشیم، می توان طرح مانورهای خوبی را انجام داد، اما با این نیرو و امکانات موجود، حداکثر باید در دو مثلثی عمل کنیم و جلو آنها خط پدافندی تشکیل دهیم و سپس، جهت حرکت را کاملاً تغییر دهیم. در این صورت، دشمن را غافل گیر می کنیم و با این غافل گیری و عملکرد قدرتمندانه به پیش می رویم و با دو قرارگاه، تلاش اصلی را روی عبور از کانال ماهی می گذاریم و سپس، به سمت تنومه می رویم> . وی پس از توضیحاتی در این باره، گفت: < این کار تنها در فرصت مناسبی با کار و تلاش شدید در یگانها و مناطق سپاه امکان پذیر است و باید به سختی کار کنیم> .
در ادامهِ جلسه، در مورد جزئیات و مشکلات عملیات مباحثی مطرح شد، از جمله حسین خرازی پیشنهادی در تکمیل طرح رحیم صفوی داد و اصغر کاظمی، مسئول طرح و عملیات قرارگاه کربلا، با تأیید طرح رشید، برای صرفه جویی در تعداد نیروهایی که در خط پدافندی به کار گرفته می شوند و نیز دربارهِ آموزش و افزایش کیفیت گردانها توصیه هایی کرد. بزرگ زاده از ستاد قرارگاه کربلا نیز گفت: < طبق طرح برادر رشید، اگر مدت بیست روز را برای آمادگی در نظر بگیریم، دشمن در منطقه آب رها می کند و تمامی راهکارها را می بندد؛ بنابراین، باید کاری کرد که هم موضوع آمادگی نیرو و هم مشکل رها کردن آب حل شود> . وی پیشنهاد کرد که عملیات محدودی در منطقه انجام شود تا در این مدت، (بیست روز) نتواند زمین را زیر آب فرو ببرد> .
بعد از اینکه حاضران نظرهای خود را گفتند و نظر دیگران را نیز نقد کردند، مجدداً، فرمانده کل سپاه گفت: < یکی از هدفهای ما از این جلسه این بود که خود برادران مشکلات را بررسی و صحبت کنند تا زمانی که عملیات با مشکل روبه رو می شود، نگوییم اگر این طور می شد، بهتر بود. طبق طرحهای مختلفی که امروز مطرح، بررسی و رد شد، نخستین نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد، این است که این هدف عملیات است که ما را هدایت می کند، نه چیز دیگر.
نکتهِ دوم اینکه، اکتفا به یک راهکار، درست نیست؛ زیرا هر اندازه هم حساب شده باشد، مانند تداوم عملیات رمضان، که قرارگاه تهاجمی درست کردیم، امکان دارد، کار با مشکل روبه رو شود و پیش نرود؛ بنابراین، باید راهکارهای دیگری نیز آماده شوند تا سه چهار ماه برای طراحی مجدد عملیات دیگر معطل نشویم.
مسئلهِ دیگر اینکه، ما توانایی اجرای عملیات در دو جبهه را نداریم. البته، اگر بتوانیم دو منطقه را به هم وصل کنیم، خوب است، به شرط آنکه تجزیه نشویم و قدرتمان پخش نشود؛ زیرا، هدفمان در عمق است و ما به نیرو و قدرت بیشتری نیاز داریم. در این عملیات نیز، اشتباه کردیم که تلاشمان را تقسیم کردیم؛ بنابراین، اکنون نمی توانیم در غرب عمل کنیم. البته، می فرستیم بررسی کنند.
مسئلهِ زمان نکتهِ دیگری است که باید بدان توجه کرد. اینکه گفته می شود برای کسب آمادگی بیست روز، یک ماه، دو ماه زمان لازم است، درست است، اما هر چه مدت زمان بیشتری را به این کار اختصاص دهیم، دشمن نیز هوشیارتر می شود و نباید به دشمن زمان دهیم؛ بنابراین، دو موضوع بازسازی و فرصت ندادن به دشمن را باید با هم جمع کنیم. تنها راه حل این موضوع آن است که با تلاش دو چندان تا سه روز دیگر، اقدام کنیم.
مسئلهِ دیگر اینکه اگر عقبهِ ما ده کیلومتر باشد، خطرناک است. در واقع، اینکه ما اجرای عملیات را به محدودهِ آب گرفتگی و پاسگاه زید محدود کنیم و در عمق پیش برویم، خطرناک است، اما اگر این مثلثیها را بگیریم و در عمل اصلی، به عمق نیز برویم، عقبه مان کم عرض نمی ماند. تأثیر دیگر عمل نخست در مثلثیها این است که دشمن علیه آن عملیات، اقدام می کند و به سراغ احداث استحکامات اساسی نمی رود. به هر حال باید تا چند روز دیگر یک قطعه زمین را بگیریم و یک هفته بعد، عمل اصلی را آغاز کنیم> .
محسن رضایی سپس، تعداد نیرو و میزان آمادگی یگانها را بررسی کرد. بدین ترتیب، مشخص شد که آمادگی چندانی وجود ندارد، با این وجود، در صورت ضرورت انجام عملیات می توان نیروهایی را مانند تیپ حضرت رسول، چهار گردان؛ تیپ عاشورا، چهار گردان؛ تیپ ولی عصر، چهار گردان؛ و ... برای عملیات گردآوری کرد.
در ادامهِ جلسه، غلامعلی رشید اشکالاتی دربارهِ این پیشنهاد مطرح کرد بدین ترتیب که: < حدود پانزده کیلومتر باید خاکریز بزنیم، توان ما در مثلثیها خرج می شود و خاکریزهای منطقه و مثلثیها بین ما و دشمن واقع است و نیروهای دشمن می توانند از روی آنها عبور کنند و عملیات ایذائی انجام دهند؛ و ...> . رشید سپس، همان طرح خود را تکرار کرد، ولی به جای بیست روز زمان برای کسب آمادگی، گفت: < برادران قول آمادگی در ده روز را می دهند> . محسن رضایی مجدداً گفت: < اولاً باید این امکان را از دشمن بگیریم که نتواند استحکامات جدیدی را ایجاد کند و در منطقه آب رها کند. دیگر آنکه، وسعت عقبهِ نیروهای خودی را باید افزایش بدهیم. با این عقبه کم، عبور یگانهای چند قرارگاه شدنی نیست> . حسن باقری نیز به بحث وارد شد و تلویحاً، روی عمل در مثلثیها نظر منفی داد. در اینجا، رشید باز هم روی غافل گیری دشمن تأکید کرد: < سه بار سراغ کانال پرورش ماهی رفتیم، اما برای عبور، نه از پل روی کانال، بلکه از نوک کانال اقدام کرده ایم و دشمن تصور می کند که باز هم این کار را می کنیم؛ بنابراین، اگر برای عبور از پل روی کانال اقدام کنیم، دشمن غافل گیر می شود> . رشید همچنین، امیدوارانه گفت: < تا ده روز دیگر فتح با سی گردان و نصر با سی گردان می توانند آماده عملیات بشوند> .
محسن رضایی: < مگر این نیروها که می آیند، به آموزش نیاز ندارند؟!>
رشید: < مگر بعد از عمل در مثلثیها برای عمل اصلی نیروی جدید لازم نیست ؟!>
بحث طولانی شد و محسن رضایی بر سه مورد تأکید کرد :
1) جلوگیری از ایجاد استحکامات جدید از سوی دشمن اگر ظرف دو روز آینده عمل نکنیم، تلاش اصلی دشمن بر این متمرکز می شود که مانع از عمل شود و زمین را پس بگیرد
2) افزایش وسعت عقبه ها؛ و
3) افزایش امکانات و راهکارها، به صورتی که اگر در راهکار اصلی مورد نظر توقفی پیش آمد، این امکان باشد که مثلاً، یک قرارگاه بتواند از نوک همین مثلثیها جناحی از دشمن را هدف حمله قرار دهد و بگیرد.
بعضی از حاضران این اشکال را مطرح کردند که در منطقه ای که از سه طرف امکان پاتک نسبت بدان وجود دارد، چگونه می توان حدود ده روز ماند. مباحث همچنان ادامه داشت و در مجموع، به تدریج، یک نکته روشن شد و آن اینکه از نظر فرماندهی سپاه، تکرار عملیات در محدودهِ دژ مرزی و مثلثیها، شبیه عملیات مرحلهِ پنج، تنها راه تداوم عملیات در این منطقه است، اما دیگران غالباً آن را در وضع موجود عملی نمی دانستند.
عزیز جعفری آخرین نفری بود که در میان بحث جمعی اجازه گرفت و نکته ای را مطرح کرد. وی به محسن رضایی یادآور شد: < در آخرین مرحلهِ عملیات رمضان، از تیپ حضرت رسول شش الی هفت گردان، تیپ امام حسین، شش گردان و تیپ کربلا، سه گردان وارد عمل شد. خود من ساعت 00:7 صبح به خط رفتم، افراد ما در مثلثی بالا بودند، اما بقیه خط خالی بود، یعنی تمام این نیروها که گفتم، تنها صرف جناح راست شده بود.(1) حالا می خواهیم همان عملیات را با سه گردان از تیپ حضرت رسول (ص) و چهار گردان از تیپ کربلا آن هم برای کل منطقه انجام دهیم> . وی با تأکید و قاطعیت افزود: < ما با توجه به استعداد نیرو نمی توانیم این عملیات را انجام دهیم > . سکوت جمع نوعی موافقت با این نظر بود. کمتر از یک دقیقه بعد، محسن رضایی تصمیم نهایی خود را به این ترتیب به حضار اعلام کرد :
< پس امشب تیپهای حضرت رسول و کربلا به شناسایی بروند و آر.پی. جی. زنهایشان را به محورها بفرستند. ما تا شب به شما اعلام می کنیم که عملیات چه وقت انجام می شود، اما بی کار هم نباشید. تیپهای نجف و عاشورا هم به کارشان ادامه دهند؛ در پایین هم، تیپ ولی عصر در جای خود باقی بماند؛ تیپ امام حسین هم برای بازسازی برود و برای عملیات اصلی آماده شود> .
برخی از مباحث، مانند چگونگی تحویل خط یگانها و قرارگاهها باز هم گفت وگو را جمعی کرد و مجدداً یکبار دیگر محسن رضایی به تمامی تیپها تأکید کرد: < بروید شناسایی را ادامه بدهید تا خبرتان کنیم> .
شوخی رحیم صفوی با صدای بلند که عجلوا بالطعام قبل الموت به یاد همه آورد که نهار خیلی دیر شده است. ساعت حدوداً : 3 بعدازظهر بود و همه سخت گرسنه بودند.5

فصلنامه نگین - شماره 5

 

6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

اسرا

http://uupload.ir/files/ar5h_0001.jpg

6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

یه تکیه از موانع عراقی ها از شلمچه.

http://cdn.mashreghnews.ir/files/fa/news/1395/4/29/1753542_237.jpg

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

اشناست نه !

http://uupload.ir/files/eta_00008.jpg

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

در مورخه 23 تیر 1361 با توجه به اینکه نوبت پروازی این خلبان شجاع نبود، با درخواست از فرمانده عملیات پروازی موفق به جلب رضایت وی جهت پرواز برای پشتیبانی از رزمندگان عملیات رمضان می‌شود. محمد امین در این روز 3 مرحله پرواز و موفق به حصر یک گردان رزمنده در محاصره دشمن می‌شود و بالاخره در ساعت 15:30 در حالیکه آخرین موشک و راکت‌های خود را بر سر دشمن می‌ریزد، در حوالی نهر کتیبان (بین بصره و شلمچه) با کمک خلبان و همرزم خویش زنده یاد شهید ایرج عیوضی با اصابت موشک مالیوتکای دشمن بالگردش منهدم و هر دو خلبان به درجه رفیع شهادت نایل و به خیل عظیم شهدا می‌پیوندند و هنوز پیکر مطهر این شهید والامقام به وطن برنگشته و مفقود الاثر می‌باشند.

http://www.khatesorkh.ir/uploads/documents/2180.jpg

http://www.khatesorkh.ir/uploads/pictures/13030.jpg

http://www.khatesorkh.ir/uploads/pictures/13033.jpg

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now
Sign in to follow this  
Followers 0