Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

عملیات طبس-عملیات پنجه عقاب

299 posts in this topic

با سلام

 

 

download-12.jpg

 

 ژنرال چارلز ( چاک )  پیتمن،  افسر ستادی عملیات پنجه عقاب  

 

وی بعنوان یکی از افسران ستادی عملیات پنجه عقاب ، در مصاحبه با مجله روتوراند وینگ ، براین اعتقاد بود که  وجود یک سلسله نواقص فنی ، موجب شکست این عملیات گردید و اگر به جای بالگردهای سنگین و کُند سوپراستالیون ، تیلیت روتورهای V-22 بکار گرفته می شدند ، شاید نتیجه با آنچه که ثبت شد ، تفاوت فاحشی داشت .

9

Share this post


Link to post
Share on other sites

اتفاقا بعد از ماجرای طبس این ایده (ترکیب هواپیما و هلی کوپتر) به ذهنشون خطور کرد

9

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام

 ژنرال چارلز ( چاک )  پیتمن،  افسر ستادی عملیات پنجه عقاب  

 

وی بعنوان یکی از افسران ستادی عملیات پنجه عقاب ، در مصاحبه با مجله روتوراند وینگ ، براین اعتقاد بود که  وجود یک سلسله نواقص فنی ، موجب شکست این عملیات گردید و اگر به جای بالگردهای سنگین و کُند سوپراستالیون ، تیلیت روتورهای V-22 بکار گرفته می شدند ، شاید نتیجه با آنچه که ثبت شد ، تفاوت فاحشی داشت .

فکر کنم وی-22 در اوایل 90 ساخته شد.  طبس مربوط به یک دهه عقب تر بود!!

11

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام 

 

اتفاقاً دیروز داشتم خبری را در فلایت گلوبال در خصوص v-280 شرکت بل مطالعه می کردم ، نویسنده معتقد بود که تیلت روتور وی-22  آسپری ، در میانه دهه 1980 طراحی شد و هم اکنون برای ورود به سازمان رزم سپاه تفنگداران ، فرماندهی عملیات ویژه نیروی هوایی و در نهایت  نیروی دریایی ، آماده شده وبرای انجام  طیف متنوعی از ماموریتهای رزمی و غیر رزمی ، اهمیت خود را به اثبات رسانده است .

 

که با استناد به این عبارت ، ظاهرا"  گفته ژنرال پیتمن صحیح هست . چرا که کانسپت اصلی حداقل یک دهه قبل معرفی شده بود 

13

Share this post


Link to post
Share on other sites

با درود فراوان خدمت همگی دوستان در رابطه با عملیات پنجه ی عقاب مطالب بسیاری عنوان شده ومیشود .از جمله در یکی از شماره های مجله ی صنایع هوایی به نقل از منابع آمریکایی علت برخورد هلیکوپتر استفاده از فن آوری جدید عینک( دوربین )دید در شب بوده که خلبانان در استفاده از این دوربین ها مشکل شده ودر پرواز مذکور دچار سانحه میشوند. باز درمجله ی صنایع هوایی ازقول یکی از خلبانان هوانیروز وطی مصاحبه ای با ایشان , طوفان شن بر اثر گردش ملخهای هر2 پرنده باعث بروز چنین حادثه ای شده ! در یک مستند که سالها پیش ازشبکه ی خبرپخش میشد ودر رابطه با مشهور ترین عملیات های نظامی شکست خورده بود یکی از قسمتهای این مستند مربوط به عملیات پنجه ی عقاب بود ودر این برنامه مصاحبه هایی با افراد شرکت کننده در این عملیات انجام شده بود از جمله اگر درست به خاطر داشته باشم فرمانده خلبانان هلیکوپترهای شرکت کننده دراین عملیات . ودر آن عنوان شده بود هلیکوپتر مورد نظر گویا برای انجام سوختگیری به هرکولس نزدیک میشده که ناگهان تعادل خود را ازدست میدهد! اما در رابطه با وقوع توفان شن در یک مستند به نام اصحاب فیل که سالها پیش ازشبکه 1 پخش میشد ودر این برنامه مصاحبه هایی با شاهدان عینی ماجرا انجام شده بود که یکی از خانمهایی که در آن زمان گویا محصل بوده  عنوان میکنند که{ قطعاً میتوانم بگویم طوفان شنی درکار نبوده !} در همین برنامه مصاحبه ای بایکی از خلبانان فانتوم شده بود که ایشان میگفتندخلبان شرکت کننده درماجرا بسیار ناراحت بودند (از بابت تیر اندازی سهوی به نیروهای خودی)البته در رابطه با این ماجرا سوالهایی به ذهن بنده ی حقیر رسید از آن جمله رنگ آمیزی بیابانی  هلیکوپترها . چرا بایستی به جای سی استایونها از هلیکوپترهای اچ اچ 3 که ارتش کشورمان دارای چنین هلیکوپتری نبوده ونیست استفاده میشد؟ آیا استفاده ازپرنده هایی که در ارتش کشور ما خدمت نمیکردند باعث ایجاد شک و تردید بین عده ای از افراد داخل کشور نمیشد مخصوصاً خود ارتش؟ بماند که سطح سواد افراد جامعه در آن مقطع زمانی پایین بوده ! این درحالیست که خود هلیکوپترهای اچ اچ 3 قدیمیتر از سی استالیونها بوده وسی استالیونها پیشرفته تر از اچ اچ 3 ها هستند. درپایان تشکر ویژه ازجناب مدیر عزیز که این تایپیک را مجددبالا آوردند ودیگر دوستان با پاسخهای زیبای خود.واقعیت امر زودتر میخواستم پاسخ ارسال نمایم ولی گفتم شاید نیازی نباشد ولی وقتی دوستان بخصوص جناب مدیر پاسخهایی ارسال داشتند گفتم برای تکمیل این پست بنده هم کامنت بگذارم البته با اجازه ی جناب مدیر .

11

Share this post


Link to post
Share on other sites

یکی از هنرهای بی بدیل مسئولین افسانه سرایی است . روزهای اولی که این اتفاق افتاده داستان هایی که میگفتن را باور میکردیم اما امروزه حقایق زیادی روشن شده و میشود . بهرحال گاهی در زمستان و زیر کرسی نشستن چنین داستانهایی بی فایده هم نیست . ارادتمند : تلخک

9

Share this post


Link to post
Share on other sites

روزنامه بریده های اونطرف آبی در مورد این واقعه 

 

12960008-828982613912718-1239778708-n.jp

 

12940945-289394441391556-790987961-n.jpg

 

12917829-1024553740944100-516783575-n.jp

11

Share this post


Link to post
Share on other sites

درود جناب مدیر عزیز قربان در رابطه با این حادثه سوالاتی ذهن بنده را مشغول کرده  از جمله اینکه باوجود 8 کشته چرا همیشه 3 جسد در تصاویر دیده میشود ؟ البته طبق گفته ی کارشناس خبره !!! آقای صادق خلخالی وقتی مصاحبه ای در آن زمان از او شد گفت که 9 جسد پیدا کردند !!! ووقتی خبرنگار به ایشان می گوید ولی کارتر گفته 8 کشته که به ایشان (خلخالی ) برمیخورد وبا غرور خاصی به خبرنگار چنین پاسخ مید هد که : کارتر دروغ میگوید؟ آنجا بنده چنین نتیجه گیری کردم که منظور کاراگاه وکارشناس خبره صادق خلخالی جسد شهید منتظر قائم بوده که جنازه ی ایشان را با کشته های آمریکایی اشتباه گرفته اند!!!! : QUESTION : :clubhead: :clubhead:

9

Share this post


Link to post
Share on other sites

نابودی اسناد محرمانه طبس'؛ بازخوانی اتهامی چهل ساله علیه ارتش
چهل سال پیش، در ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹، عملیات کماندوهای آمریکایی برای خارج کردن ۵۲ گروگان این کشور از ایران، به شکستی تاریخی انجامید. یکی از مهمترین نتایج واقعه طبس که در روایت های رسمی ناگفته مانده، تاثیر مخرب این واقعه بر ارتش ایران، بر مبنای اتهاماتی بود که منجر به تغییر فرماندهان نیروی هوایی و ستاد کل ارتش شدند.
مهمترین استدلال تهاجم به ارتش بر سر آن ماجرا، ادعایی بود که در چهار دهه گذشته، صدها بار از طریق تریبون های رسمی منتشر شده، بدون اینکه در مراجع رسمی اثبات شده باشد یا فرصتی برای طرح روایت های متقابل از همین رسانه ها فراهم شود.
موضوع ادعا، عبارت بود از اینکه فرماندهانی در ارتش ایران، در همدستی با رئیس جمهور وقت، برای نابود کردن "اسناد محرمانه" آمریکایی ها در مورد عملیات طبس، به "بمباران" هلیکوپترهای به جا مانده در محل عملیات پرداخته اند.
شکل گیری یک نظریه توطئه
عملیات آزادسازی گروگان ها، با ورود ۶ هواپیما و ۸ هلیکوپتر آمریکایی به حریم هوایی ایران کلید می خورد اما در طول عملیات، ۳ هلیکوپتر در دو حادثه مجزا دچار نقص فنی می شوند. تعداد هلیکوپترهای باقی مانده برای انجام عملیات کافی نیست و در نتیجه، جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا فرمان توقف عملیات و بازگشت کماندوها را صادر می کند. مطابق روایت رسمی واشنگتن، در حین بازگشت طوفان شن باعث تصادم و آتش سوزی یک هواپیمای ترابری و یک هلیکوپتر و کشته شدن ۸ کماندوی آمریکایی می شود و نهایتا، بقیه نیروها با بر جا گذاشتن هلیکوپترهای خود، با ۵ هواپیما فضای ایران را ترک می کنند. 
به دنبال این ماجرا دو فانتوم اف-۴ نیروی هوایی ایران، هلیکوپترهای آمریکاییِ رها شده بر روی زمین را هدف حمله قرار می دهند که به تخریب بیشتر آنها می انجامد. همین موضوع، نظریه توطئه مشهوری را در ایران کلید می زند که حکایت دارد عناصر نفوذی آمریکا در ارتش، به دستور ابوالحسن بنی صدر هلیکوپترهای آمریکایی را نابود کرده اند تا مدارک موجود در آنها به دست نیروهای انقلابی نیفتند.
چنین نظریه توطئه ای، در آغاز در حد تبلیغاتی سیاسی در میانه درگیری روحانیون انقلابی با رئیس جمهور وقت به نظر می آید که آن زمان، فرماندهی کل قوا را هم بر عهده داشت. اما ادامه اتهامات، تدریجا به افزایش فشار بر ارتش و نهایتا برکناری مقام هایی در حد سرلشکر بهمن باقری فرمانده وقت نیروی هوایی و محمدهادی شادمهر فرمانده ستاد کل ارتش منجر می شود. 
ردپای این نظریه، در حجم عظیمی از روایت های رسمی مقام های حکومتی ایران، و به ویژه آنهایی که در زمان ریاست جمهوری ابوالحسن بنی صدر با او درگیر بودند، دیده می شود. مثلا اکبر هاشمی رفسنجانی در خاطرات ۱۴ شهریور ۱۳۶۰ خود می نویسد: "پرونده کامل حمله آمریکا به طبس را که آورده بودند، مطالعه کردم... به نظر می‌رسد در رده‌های بالا در ستاد ارتش و نیروی هوایی کسانی با آمریکا همراه بوده‌اند. من‌جمله سرتیپ باقری، فرمانده آن روز نیروی هوایی و تیمسار شادمهر رئیس ستاد آن زمان، اعمال مشکوکی انجام داده‌اند." او اعمال مشکوک منتسب به این دو فرمانده را "دستور تخریب هلیکوپترهای آمریکایی مانده در طبس" و همچنین "جمع کردن‌ ضد هوایی‌های فرودگاه تهران" می داند.
در آن مقطع، اتهام "جمع کردن‌ ضد هوایی‌های فرودگاه تهران"، از سوی دانشجویان پیرو خط امام که گروگان های آمریکایی را در اختیار دارند هم به طور جداگانه مطرح می شود و حتی در کتابی که این تشکل تحت عنوان "طبس، مصداقى بر سوره فیل" منتشر می کند (۱۳۷۰) ابعاد جدیدی می یابد: "چند روز پیش از تجاوز طبس، از سوی فرماندهان نظامی که بنی صدر آنها را به کار گماشته بود، یعنی تیمسار شادمهر رئیس وقت ستاد مشترک و تیمسار باقری فرمانده وقت نیروی هوایی، به پایگاه یکم شکاری دستور داده شد توپ های ضدهوایی ۲۳ میلی متری که حریم حفاظتی فرودگاه مهرآباد و خود پایگاه را تأمین می کرد، جمع آوری شود. همین کار در پایگاه های دیگر مانند شیراز و ایستگاه رادار مشهد نیز انجام شده بود."
اما علی رغم تکرار ادعای خرابکاری در دفاع ضدهوایی در سال های بعد، روند پیگیری ماجرای طبس در نهادهای حکومتی ایران حکایت دارد که این ادعا، در سطح آن نهادها جدی گرفته نشده است. به این علت مشخص که از کار انداختن دفاع ضدهوایی برای تسهیل عملیات نظامی آمریکا، اتهامی نبوده که قوه قضاییه -که قطعا همسو با رئیس جمهور وقت هم نبود- به سادگی از آن عبور کند: این دعا در صورت جدی بودن، باید منجر به محاکمه به اتهام خیانت در دادگاه نظامی می شد که زیر نظر روحانی سختگیری همچون محمد محمدی ری‌شهری قرار داشت، در حالی که چنین اتفاقی نمی افتد.
درنهایت، اتهام عمده ای که بعد از واقعه طبس، علیه فرماندهان ارتش ایران باقی می ماند، همان ادعای تخریب عمدی هلیکوپترهای آمریکایی باقی مانده در طبس است. 
این نظریه توطئه، به ویژه از آن جهت گسترش می یابد که در جریان شلیک به هلیکوپترهای آمریکایی در طبس، محمد منتظرقائم فرمانده وقت سپاه یزد، که در محل حضور داشت، کشته می شود و این واقعه، میزان حساسیت سپاه بر روی موضوع را افزایش می دهد. هرچند مصاحبه برادر محمد منتظرقائم با خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه در ۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، نشان می دهد که حتی خانواده او نیز به نظریه توطئه ذکر شده اعتقاد چندانی ندارند.
مهدی منتظر قائم، که روحانی و مدرّس حوزه است، در این مصاحبه تاکید دارد که مورد مرگ برادرش "زوایای مبهمی" وجود دارد چون "تاکنون کسی نخواسته است که این زوایا مشخص شود". او سپس در پاسخ به سوال تسنیم مبنی بر آنکه "گفته می‌شود این اقدام [نابودی هلیکوپترها] برای نابودی اسناد به جا مانده آمریکایی‌ها انجام گرفت" می گوید: "این‌ تحلیل است و خبر دقیقی نیست و باید بررسی شود، اما متاسفانه تاکنون کمیته‌ حقیقت‌یابی در خصوص بمباران صحرای طبس و شهادت برادرم محمد تشکیل نشده است." 

1

Share this post


Link to post
Share on other sites

گزارش مشابه دو خلبان اف-۱۴ 
به دنبال اطلاع مقام های ایرانی از بر جا ماندن تعدادی هلیکوپتر آمریکایی بر روی زمین در حوالی طبس، نیروی هوایی ایران در دو نوبت مجزا، یک بار دو اف-۱۴ و سپس دو اف-۴ را به منطه اعزام می کند. خلبانان کابین جلوی هر دو اف-۱۴، در روایت هایی مغایر با روایت های رسمی، بر مخالفت ابوالحسن بنی صدر با شلیک به سمت هلیکوپترهای آمریکایی تاکید دارند. 
یکی از این دو خلبان، شهرام رستمی بود که بعدها، از چهره های معروف نیروی هوایی در جنگ ایران و عراق شد و یک دهه بعداز پایان جنگ، برای مدتی به ریاست ستاد ارتش هم رسید. سرتیپ رستمی در مصاحبه ای با حسین دهباشی و برنامه اینترنتی "خشت خام" در ۲۴ مهر ۹۶ می گوید قبل از شلیک جنگنده های اف-۴ به هلیکوپترها، او با اف-۱۴ خود به منطقه اعزام می شود و از برج رادار تهران دستور می دهند که هلیکوپترها را با تیربار بزند. شهرام رستمی می گوید به برج مراقبت پاسخ می دهد اف-۱۴ (که برای حمله به هدف های زمینی طراحی نشده) امکان این کار را ندارد، ولی برج بر مبنای دستوری که از ستاد ارتش آمده بوده دستور خود را تکرار می کند.
به گفته آقای رستمی، اما به فاصله کمی از صدور دستور برج رادار، ابوالحسن بنی صدر که با یک هواپیمای فالکون در آسمان طبس بوده فرمان می دهد که "منطقه را نزنید". او می افزاید: "من این را شهادت می دهم در هر جا. آقای بنی صدر گفتند نزنید". سرتیپ رستمی ادامه می دهد: "من از برج پرسیدم که رئیس جمهور می گوید نزنید، شما می گوید بزنید، بالاخره این را برای ما روشن کنید که باید چه کار کنیم. برج هم رفت دنبال سلسله مراتب که جواب را پیدا کند و بدهد... گفتیم ولش کنیم و حالا که اقای بنی صدر هم گفته نزنیم، ما هم... برگشتیم."
وی در ادامه، ماجرای اعزام دو اف-۴ به منطقه برای زدن هلیکوپترها را چنین روایت می کند: "آن قدر به آقای باقری [فرمانده وقت نیروی هوایی] فشار آوردند که اینها را بزنید... که اینها اف -۴ از مهرآباد بلند کردند... نمی دانم کجا و چرا این تصمیم را گرفتند. آخرش هم به ضرر آقای باقری تمام شد."
روایت شهرام رستمی از وقایع آن روز و مخالفت اولیه بنی صدر با زدن هلیکوپترها، با روایت ۶ اردیبهشت ۹۶ فریدون علی‌مازندرانی خلبان دومین اف -۱۴ اعزامی در روز حادثه به طبس مطابقت دارد. سرتیپ علی‌مازندارنی، در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه می گوید هنگامی که در آسمان طبس بوده از رادار تهران به او ابلاغ می شود که هلیکوپترها را منهدم کند و او توضیح می دهد اف-۱۴ "فاقد هرگونه بمب، راکت و یا موشک هوا به زمین" است و نمی تواند با مسلسل چنین کاری انجام دهد.
فریدون علی‌مازندرانی روایت می کند: "در همین زمان صدای خلبان جت فالکن که حامل بنی‌صدر رئیس جمهور وقت کشور بود بلند شد که می‌گفت خلبان اف ۱۴ به هیچ وجه اجازه زدن و بمباران ندارد و دستورات صادره فقط از سوی من -پست فرماندهی هوایی- باید اجرا شود".
او می افزاید که در نهایت، با عمل به دستور رئیس جمهور وقت، از شلیک به هلیکوپترها خودداری می کند و بعد از بازگشت متوجه می شود اصرار پست رادار تهران برای زدن هلیکوپترها، "از خارج از نیروی هوایی و از دیگر ارگان‌ها، سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها صادر و ابلاغ می‌شده است" (بدون توضیح بیشتر).
روایت دومین حمله به هلیکوپترها
با وجود مخالفت اولیه ابوالحسن بنی صدر با شلیک به هلیکوپترهای آمریکایی از سوی اف-۱۴ ها، روایت خود آقای بنی صدر از وقایع طبس حکایت دارد که او پس از مدتی طبق نظر محمدهادی شادمهر رئیس ستاد ارتش، با شلیک به هلیکوپترها از سوی دو فروند فانتوم اف-۴ موافقت کرده است.
رئیس جمهور وقت در کتاب خاطرات خود با عنوان "درس تجربه" می نویسد: "سرلشگر شادمهررئیس ستاد ارتش به من تلفن زد و گفت: اگر آمریکایی‌ها شبانه بیایند و این هلیکوپتر‌ها و هواپیما‌ها را (که در طبس جا گذاشته اند) ببرند، دیگر هیچ آبرویی برای ارتش باقی نمی‌ماند. اینجا [به داخل ایران] که آمدند، ندیدیم. حالا، اگر بیایند و ببرند خواهند گفت پس توی کشور هیچ کس به هیچ کس نیست ...من که نظامی نبودم، قاعدتاً می‌باید سخن مسئول نظامی را می‌پذیرفتم و آن پیشنهاد را پذیرفتم و گفتم همین کار را بکنید." او ادامه می دهد که سرلشکر شادمهر مجوز خواسته بوده تا هواپیماهای نیروی هوایی با تیربار "ملخ هلیکوپترها" را از کار بیندازند تا نتوانند پرواز کنند.
با توجه به اینکه در تیربار هواپیماهای جنگنده چنین دقتی را ندارد، در صورت بیان چنین سخنی از سوی سرلشکر شادمهر -که البته افسر نیروی زمینی بود- و قبول آن از سوی آقای بنی صدر، مکالمه طرفین مبتنی بر تصورات غیرواقعی بوده است. 
بهمن باقری دو روز پس از واقعه طبس، و در حالی که هنوز فرمانده نیروی هوایی است، روایت خود را از دلیل منهدم شدن هلیکوپترها -در حالی که قرار بر "آسیب رساندن" به آنها برای جلوگیری از پرواز احتمالی‌شان بوده- چنین توضیح می دهد: "از طرف ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران دستور داده شده بود که هلی‌کوپترهای امریکایی آسیب رسانده شود تا جایی که قادر به پرواز نباشند، اما متاسفانه در تیراندازی پرسنل نیروی هوایی و در اثر اصابت گلوله به قسمت‌های حساس هلی‌کوپتر‌ها نظیر باک بنزین و موتور دو فروند از هلی‌‌کوپتر‌ها دچار آتش‌سوزی می‌شوند و در نتیجه از بین می‌روند و در این جریان دو فروند از هلی‌کوپترهای دیگر چند سوراخ برمی‌دارند و یک فروند دیگر از هلیکوپتر‌ها سالم است و قابلیت پرواز دارد."
فرمانده وقت نیروی هوایی، در گفتگوی خود با شماره ۷ اردیبهشت ۱۳۵۹ کیهان میافزاید: "من جزو افرادی بودم که تیراندازی به هلی‌کوپتر‌ها را تایید نمی‌کردم".

1

Share this post


Link to post
Share on other sites

البته بهمن باقری، دیگر به مطبوعات دسترسی پیدا نمی کند تا روایت خود از ماجرای طبس را، در مقابل روایت های متقابل بیان کند. ولی بیش از سه دهه بعد، عبدالله (شاپور) آذربرزین، که پس از انقلاب به طور موقت فرمانده نیروی هوایی ایران شد، شرحی را از گفتگوی مستقیم خود با سرلشکر باقری در مورد ماجرای هلیکوپترها بازگو می کند که حاوی اطلاعات جدیدی است. این شرح، درکتاب خاطرات او موسوم به "فرماندهی و نافرمانی" (از مجموعه تاریخ شفاهی و تصویری ایران معاصر) منتشر شده که در ۱۳۹۳، یک سال پیش از درگذشت او به چاپ رسیده است.
سپهبد خلبان آذربرزین، از سرلشکر باقری نقل می کند که او به دنبال اطلاع از وجود چند هلیکوپتر آمریکایی بر روی زمین، به خلبانان دستو می دهد به طبس بروند تا اگر هلیکوپترها قصد پرواز داشتند جلوی این کار را بگیرند. او می افزاید پیش از رسیدن خلبان ها، نیروهای سپاه منطقه که بدون اطلاع نیروی هوایی در محل حضور داشتند، به تجهیزات داخل هلیکوپترها دست می زنند که باعث "آزاد شدن قفل ملخ ها" و حرکت ملخ هلیکوپترها می شود.
به روایت سرلشکر باقری، وقتی خلبان ها می رسند و حرکت پره ها را می بینند، تصور می کنند هلیکوپترها قصد پرواز دارند و همین تصور را به مرکز مخابره می کنند و درنتیجه، رئیس جمهور وقت دستور شلیک به هلیکوپترها را می دهد (یک خلبان سابق ایرانی که با افراد مرتبط با ماجرای طبس نزدیک بوده، در گفتگو با نگارنده، حرکت ملخ هلیکوپترهای آمریکایی را تایید می کند ولی دلیل آن را نه "آزاد شدن قفل" آنها از سوی نیروهای سپاه -که در روایت شاپور آذربرزین آمده- که شدت باد در منطقه می داند). 
البته در ادامه روایت آقای آذربرزین، از قول بهمن باقری آمده که ابوالحسن بنی صدر دستور زدن هلیکوپترها را بدون در نظر گرفتن "روش جاری" در ارتش صادر کرده و خود سرلشکر باقری به خاطر شلیک به هلیکوپترها از نیروهایش بازخواست کرده است: "پس از رسیدن به تهران از افسر نگهبان مرکز فرماندهی سؤال کردم با چه مجوزی هلی‌کوپترها را به آتش کشیدید، پاسخ داد به امر رئیس‌جمهور".
به هر ترتیب، فارغ از آنکه چه کسانی مقصر اصلی تیراندازی ها بوده اند، آقای بنی صدر اساسا این فرضیه را که زدن هلیکوپترها باعث از بین رفتن اسناد محرمانه حساسی شده باشد بی مبنا می داند.
او در مطلبی که در ۱۵ اسفند ۱۳۹۱ در نشریه خود یعنی "انقلاب اسلامی در هجرت" منتشر کرده، تاکید می کند که "هیچ حکومتی به کماندوهای مأمور عملیات، اسناد نمی سپرد که با خود به محل مأموریت ببرند".
سرانجام باقری و شادمهر 
بعد از ماجرای طبس، افزایش سوء ظن به فرماندهان نیروهای هوایی و ستاد ارتش، به تدریج به حذف هر دو از سمت های خود می انجامد.
در نخستین قدم، در ۱۳ خرداد ۱۳۵۹، سرلشکر باقری فرمانده وقت نیروی هوایی ناچار به استعفا می شود، هرچند ابوالحسن بنی صدر او را پس از کناره گیری به سرپرستی سازمان هواپیمایی کشوری منصوب می کند.
حدود دو هفته بعد، نوبت به سرلشکر شادمهر رئیس وقت ستاد ارتش می رسد که در ۲۹ خرداد، با حکم رئیس جمهور برکنار می شود. پس از بهمن باقری و محمدهادی شادمهر، به ترتیب سرهنگ جواد فکوری و سرتیپ ولی الله فلاحی به ریاست نیروی هوایی و ستاد ارتش می رسند (هر دوی آنها تنها یک سال بعد، در سانحهٔ سقوط هواپیمای سی-۱۳۰ ارتش در ۷ مهر ۱۳۶۰ کشته می شوند). 
با وجود این، سوء ظن های انقلابیون به سرلشکر باقری، هرگز گریبان او را رها نمی کند. او به فاصله کوتاهی پس از استعفا از فرماندهی نیروی هوایی، این بار بر سر کودتای ناکام ۱۸ خرداد ۱۳۵۹ (موسوم به کودتای نوژه) به دردسر می افتد.
به دنبال خنثی شدن کودتای نوژه، که به برکناری صدها و اعدام ده ها نفر از افسران ودرجه داران نیروهای هوایی و زمینی در آستانه جنگ ایران و عراق می انجامد، آقای باقری هم در معرض اتهام دست داشتن در کودتا قرار می گیرد. هرچند نه تنها رئیس جمهور وقت، که حتی محمد محمدی ری‌شهری رئیس وقت دادگاه انقلاب ارتش و مصطفی چمران وزیر وقت دفاع هم این اتهام را رد می کنند.
آقای ری شهری در همین ارتباط، با تاکید بر اینکه رابطه بهمن باقری با کودتا را "به شدت تکذیب می کند" می گوید: "در بازجویی از تیمسار محققی [سرتیپ آیت محققی رهبر عوامل کودتا در نیروی هوایی] ثابت شد که گروه توطئه‌گر به شدت با تیمسار باقری مخالف بوده‌اند."
مصطفی چمران نیز در گزارش ۲۳ تیرماه ۱۳۵۹ خود به مجلس در مورد کودتای نوژه، به اتهامات مطرح شده علیه آقای باقری چنین پاسخ می دهد: "تیمسار باقری کسی بود که قبل از هر کس -جناب آقای خلخالی هم اطلاع دارند- دو ماه قبل این توطئه را به رئیس‌جمهور خبر داد، او اگر می‌خواست بگریزد می‌توانست بگریزد، او اگر می‌خواست با آ‌نها همکاری کند خیلی امکانات داشت، ولی کسی بود که به طور مرتب اخبار توطئه‌گران را به رئیس‌جمهور می‌داد و دولت و رئیس جمهور از کانال‌های مختلف، افکار مختلفی دریافت می‌کردند که یکی از طرف او بود."
علی رغم تمام اینها، سرلشکر باقری همچنان زیر ذره بین قرار دارد و نهایتا سپاه پاسداران او را در ۲۱ شهریور ۱۳۵۹، در حالی به عنوان رئیس سازمان هواپیمایی کشوری عازم شرکت در یک کنفرانس بین المللی ایران است، دستگیر می کند. پس از آن، دیگر جز اتهامات مرتبط با ماجراهای طبس و نوژه، مطلب جدیدی در مورد او در رسانه های ایران منتشر نمی شود.
سپهبد آذربرزین نخستین فرمانده نیروی هوایی پس از انقلاب، درکتاب خاطراتش، به نقل دیدار خود با بهمن باقری می پردازد که بعد از آزادی از زندان طولانی مدت و پیش از مرگ در غربت، برای معالجه از ایران خارج شده بود.
به روایت او: "باقری بعد از انهدام هلی‌کوپترها به جرم جاسوسی برای آمریکا به زندان افتاد بعد از مدتی طولانی از زندان آزاد شد. بینایی چشم خود را از دست داده بود و خیال داشت برای معالجه چشم و سایر عوارض ناشی از زندان طولانی سفری به خارج بکند. روزی به من تلفن کرد جویای حالش شدم گفت سخت مریض است گفتم کجایی گفت در آمریکا... منزل دخترم هستم."  

2

Share this post


Link to post
Share on other sites

آقای آذربرزین می گوید در این دیدار بهمن باقری، "آنان که قصد فروپاشی ارتش ایران و به خصوص نیروی هوایی را داشتند" را به پرونده سازی برای خود متهم کرده است.
سرلشکر شادمهر نیز، که دو هفته پس از بهمن باقری از کار برکنار شد، اگرچه مانند سرلشکر باقری زندانی نمی شود، ولی تا آخر عمر در حاشیه می ماند.
هرچند پس از مرگ وی در آذر ۱۳۸۷، جنازه اش به طور رسمی و با حضور جمعی از مقام های وقت ارتش ایران و پیشکسوتان این نیرو تشییع می شود

2

Share this post


Link to post
Share on other sites

برای رمز گشایی از اتفاقات ناگوار اوایل انقلاب تا امروز باید صبور باشیم . گذشت زمان همۀ حقایق را برملا میکند . تنها موردی که سبب تأسف شده و میشود این است که در این میان عمر خیلی از افراد تباه میشود . در جابجایی قدرت و حکومت ها همواره افراد بیگناهی فدا میشوند . مهم این است که انسان نزد وجدان خودش شرمنده نباشد . تردیدی نیست که ماجرای بمب باران هلی کوپترهای دشمن رد پای افراد زیادی هست که نگذاشتند و نمیگذارند دیده شود .

رابطه با دشمن از روزهای اول انقلاب وجود داشته است ولی هیچگاه زابط ها افراد نظامی و از ارتشیان نبودند . رابطه توسط افرادی چون رفسنجانی و . . . همواره برقرار بوده است . شعار مرگ بر آمریکا و تحریم برای مردم است و زندگی ذز آمریکا برای حرام لقمه هایی که فرزند بعضی مسئولین هستند  . گرین کارت کشور دشمن هم در جیب مسئولین است . صبور باشیم تا به لطف خدا پرده برافتد .

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

امروز یک کلیپ دیدم و در کانال تلگرامم گذاشتم که خلبانی از خیانت بنی صدر میگفت

اگر گلبپ را پیدا کردم اینجا ارسال میکنم

متاسفانه از همان دوران دفاع مقدس خیانت بود که همگی در راس بودند

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now