Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

52 posts in this topic

من نفهمیدم

یه توضیح میدید

ارش جان ظاهرا لیدر دسته 4 فروندی که در مستند نبرد تامکت ها در ارتباط با ان صحبت شده کامبیز آنت بوده است

و از ان جایی که بعضا به خلبانانی که ماموریت های مهم انجام میدادند و توانسته بودند به هر طریق اعتماد فرماندهان را جلب کنند مرخصی خارج از کشور داده میشده که آنت هم از ان استفاده کرده و دیگر به کشور بازنگشته است

17 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

بنده قصد طرفداری از هیچ شخص یا گروهی ندارم. اما بسیاری از کسانی که در کودتا در رده های پایین تر شرکت داشتند و شانس آزادی از زندان و شرکت در جنگ تحمیلی را داشتند، را نباید به حساب فعالیتهای خرابکاران وابسته به گروهک تروریستی مجاهدین خلق گذاشت.

کودتاگران و در کل خلبانان شرکت کننده در آن وفادار به نظام پیشین بودند و در کل اهداف آنها با اهداف گروهکهای تروریستی متفاوت بود. در حالی که حتی ادعا میشود عوامل گروهک تروریستی مجاهدین پس از کودتا تقاضای انحلال ارتش داشتند. بمب گذاری در هواپیماها، گذاشتن سنگ در ورودی هوای هواپیماهای آلرت را اعضای مخفی مجاهدین (منافقین) انجام میدادند.

بحث تبریز هم کاملا متفاوت با سایر پایگاه های کشور بود. کسانی که در تبریز دست به اشغال پایگاه زدند وابسته به حزب خلق مسلمان بودند و هیچ ربطی به کودتا گران و مجاهدین خلق نداشتند.

پرسنلی که به دلایل مختلفی دل خوشی از نظام نداشتند به پنج گروه عمده تقسیم میشدند.

1- وفاداران به نظام پیشین که برخی با شروع جنگ تحمیلی در آن شرکت جستند و برخی دیگر نیز به نهاجا بازنگشتند.

2- اعضای مخفی شاخه نظامی گروهک مجاهدین خلق موسوم به منافقین

3- هواداران حزب خلق مسلمان در پایگاه تبریز

4- هواداران حزب خلق عرب در پایگاه وحدتی

5- گروه آخر نیز شامل اشخاصی بود که دنبال منافع شخصی خودشان بودند و به هر رنگی در می آمدند و اگر ترس امانشان نمیداد یا پیشنهادی از سرویسهای اطلاعاتی دشمن دریافت میکردند از کشور میگریختند. مثل کامبیز آنت و مرادی و....

17 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

بازی کودتا یک بازی دوسر باخت برای ما بود که متاسفانه بدنه ی ارتش رو با خودش درگیر کرد و نتیجه اون هم چیزیه که سی ساله هنوز باهاش درگیره

 

از یک طرف بهترینهای هوانوردی و از طرفی کشور  که انتخاب بینشون و مشکوک بودن به بقیه چیزی بود که سود زیادی رو برای هر مخالف ریز و درشت در پی داشت

 

به نظر دوستان ؛   اگر شما توانایی مهره چینی در اون زمان رو داشتید چطور میشد از رخ دادن این اتفاق در اون زمان جلو گیری کرد ؟  

15 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

بابک جان کسی قصد ارتباط دادن عوامل کودتا رو با ماجرای پایگاه تبریز و سایر موارد نداره بسیاری از این افرادی که شما هم ذکر کردید با اتقال به سایر پایگاه ها نقش موثری در دوران دفاع مقدس داشتند

اشاره ام به این بود که انتقال نیروها از یک پایگاه به پایگاه های دیگر به جز کودتای نقاب در موارد دیگری هم روی داده...

وعملکرد خائنینی چون نعمتی به انواع مختلف وجود داشته...حالا یکی لیست خلبانان ما رو به بعثی ها میداده یکی بمب در چرخ نوز هواپیما کار میزاشته...

 

اما در کل عملکرد امثال سروان نعمتی رو مقایسه کنید با دلاورمردانی مثل شادروان تیمساراسدالله اکبری - فرمانده گردان 21 -  وتیمسار منوچهر روادگر- فرمانده گردان 61 - که با وجود داشتن مسئولیت های مهم در زمان اسارت - که به نوعی برای بعثی ها گنج محسوب میشدند - هیچ اطلاعاتی را به استخبارات  ندادند...

20 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با عرض معذرت از مدير محترم ، دوستان عزيز مطالب را در اينجا ادامه دهيم .

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

نوژه کودتا بود یا یک دام ؟

...

در سال 67، آمریکا خواستار پایان جنگ شد و شرط طرف مقابل برای پذیرش قطعنامه حذف مخالفان بود، که البته با چراغ سبز آن طرف به انجام رسید.

از سویی، کوتاهی‌های انجام شده از سوی همین برخی سران وقت جمهوری اسلامی و بازی خوردن‌های ایشان نیز، در آغاز جنگ موثر بود.

برای آغاز بحث، نخست باید این جملۀ کذایی را که «آخوندها جنگ را به راه انداختند تا حکومتشان پا بر جا بماند» به فراموشی سپرده، و به جایش گفت «دشمنان ایران به کمک بی‌خردی‌های برخی مسئولین نظام نوپای اسلامی، جنگ را آغاز نمودند تا ایران را به نابودی بکشانند».

با یک طراحی از پیش تعیین شده، سازمان جاسوسی برون‌مرزی انگلیس (ام.آی.سیکس) با همکاری سازمان اطلاعات بعث عراق (الاستخبارات) و پشتیبانی سازمان‌های جاسوسی آمریکا و شوروی و چند کشور دیگر، نخست نقشۀ کاهش توان نظامی ایران را با خودداری از تحویل جنگ‌افزارهای خریداری شده که در خاک آمریکا مصادره شده بود، عملی ساختند.

بنابراین، اکنون می‌بایست نفرات کارآزموده و تعلیم‌دیدۀ رده‌های بالای ارتش ایران را هدف قرار داده و از گردونه خارج می‌ساختند. در اعدام‌های کور آغاز انقلاب، تر و خشک به پای هم سوختند و شرایط به گونه‌ای رقم خورد که ایران شماری از نخبه‌ترین و ورزیده‌ترین نظامیان خود، و از جمله «سپهبد نادر جهانبانی» فرمانده نیروی هوایی خود را که از زبده‌ترین خلبانان جهان بود، از دست داد. این وضعیت، چنان پیش رفت که دشمنان را یک گام دیگر به هدف شوم خود یعنی نابودی ایران، نزدیک ساخت.

این در حالی بود که سردمداران تازۀ ایران، تنها در اندیشۀ حفظ قدرتی بودند که اینک نصیبشان گشته بود و به هیچ چیز جز حفظ آن نمی‌اندیشیدند. با استفاده از همین وضعیت بود که بدخواهان، سومین بخش از نقشۀ شوم خود علیه ایران را به اجرا گذاردند، و آن زمینه‌چینی برای عملیات «نوژه» بود که بعدها کودتا نام گرفت.

این طرح، به اندازه‌ای بی‌نقص طراحی شده بود که به قول معروف «مو هم لای درزش نمی‌رفت!»، و کل برنامه از این قرار بود که با طرح یک کودتای آبکی، که احتمال لو رفتنش تقریبا صددرصد باشد، شماری از افسران بلندپایه و کلیدی ارتش به دام افتاده و قربانی شوند؛ تا دست ارتش ایران، پس از کوتاه ماندن از جنگ‌افزارهای مصادره شده در آمریکا، اینک از افسران رده بالا و کارکشتۀ خود که اتفاقا از اعدام‌های سال‌های 57 و 58 جان سالم به در برده بودند نیز کوتاه بماند.

سازمان‌های جاسوسیِ دست اندر کار، به خوبی از واکنش مقامات جمهوری اسلامی در پی اطلاع یافتن از طرح یک کودتا علیه خویش آگاه بوده و می‌دانستند که ایشان به سادگی از کنار چنین موضوعی نگذشته و به کمک جوخه‌های اعدام آن را حل خواهند نمود.

بدین ترتیب بود که زمینه‌های آنچه بعدها «کودتای نوژه» نام گرفت، فراهم گردید. نفوذی‌های الاستخبارات با راهنمایی‌های «ام.آی.سیکس»، شروع به گردآوری افسرانی از ارتش ایران کردند که هنوز از اعدام هم‌قطارانشان در یکی دو سال گذشته خشمگین بودند. و جالب است که این نفرات، بیشتر و یا بهتر بگوییم همگی از میان افسران بلندپایه در نیروی هوایی و لشگر 92 زرهی اهواز که دو بازوی توانمند ارتش ایران به شمار می‌آمدند، گزینش شده بودند.

نیروی هوایی ایران که نماد قدرت آن «اسکادران تاج طلایی» بود، در آن زمان یکی از پیشرفته‌ترین و نیرومندترین نیروهای هوایی جهان به شمار می‌رفت؛ و بعدها دیدیم که در آغاز جنگ نیز، تیمسار فلاحی با نمایشی از بازمانده‌های آن، توانست آسمان بغداد را از جنگنده‌های ایرانی، سیاه نماید. و دیگری، لشگر 92 زرهی اهواز که خود نماد توان و قدرت بالای نیروی زمینی ارتش ایران به شمار آمده و در سال 53 با قدرت‌نمایی بی‌نظیر، در عملیاتی با رشادت‌های سرلشگر خسروداد‌ (او نیز در آغاز انقلاب تیرباران شد)، صدام را وادار به پذیرش قرارداد 1975 الجزایر نمود. همان قراردادی که صدام حسین سرانجام جرات نمود آن را جلوی چشم خبرنگاران پاره کرده و وعدۀ مصاحبه بعدی در تهران را بدهد.

هدف از توطئه نوژه، نابودی این دو بازوی توانای ارتش ایران بود تا پس از ناتوان‌سازی آن، بیگانگان بتوانند نقشۀ خود برای حملۀ گسترده به ایران را به اجرا درآورند. در همین جا یادآور می‌گردیم، هدف اصلی «حکومت نوپای اسلامی» نبود، بلکه هدف ایران بود؛ و روی کار آمدن اسلامگرایان در ایران، تنها توانست کار را برای انجام نقشۀ شوم دشمنان و نابودی زیرساخت‌های کشور آسان‌تر نماید.

همانگونه که گفتیم، نیروهای نفوذی الاستخبارات با اجرای نقشۀ ام.آی.سیکس، توانستند عده‌ای از افسران ناراضی نیروی هوایی و لشگر 92 زرهی اهواز را گرد هم آورده و چنین وانمود نمایند که هستۀ کودتایی علیه جمهوری اسلامی شکل گرفته است. اما چنان که گفته شد، این کودتا به گونه‌ای طراحی شده بود که لو رفتنش حتمی باشد.

نکتۀ دیگر هم این بود که، در ظاهر هیچ ردپایی از بیگانگان در این طرح به چشم نمی‌خورد و این افسران گمان می‌کردند که به گونه‌ای خودجوش گرد هم آمده‌اند. زیرا با توجه به درجۀ بالای میهن‌پرستی نزد این افراد که در گذشته بارها آن را به اثبات رسانده بودند، اگر کمترین بویی از دخالت بیگانه می‌بردند، هرگز به آن تن نمی‌دادند.

به هر حال، همانطور که پیش‌بینی می‌شد، این عملیات توسط خبرچین‌های خائن داخلی که وابسته به الاستخبارات بودند، به آگاهی نمایندۀ وقت آیت‌الله خمینی در ارتش رسید؛ و وی نیز به نوبۀ خود، مقامات بالاتر را آگاه ساخته و بدینگونه بود که شماری از افسران کارکشته و در عین حال بی‌گناه، رشید و میهن‌دوست ایران، گرفتار این نقشۀ شوم بیگانگان گشته و آنچه نباید می‌شد، شد.

این دلاوران، بدون آنکه بدانند از کجا خورده‌اند، ناگاه نخست خود را جلوی دوربین‌های خبری و سپس نیز مقابل جوخه‌های اعدام دیده و بدین سان به خیل بیشمار همرزمان دلیرشان پیوستند که ایشان نیز پیش‌تر گرفتار این خشم کور گشته و جان بر سر آن نهاده بودند.

این عملیات نافرجام (کودتا!)، که از آغاز هم به همینگونه طراحی شده بود تا نافرجام بماند، در 18 تیر 59 ناکام ماند و در آن شمار زیادی از افسران تکرارنشدنی ارتش توانمند ایران قربانی گردیدند.

پیش‌تر گفتیم آنچه دشمنان به دنبالش بودند، خالی شدن ارتش ایران از افسران زبده و کارآزموده‌ای بود که می‌توانستند ضامن پیروزی هر ارتشی باشند؛ و بدبختانه با اجرای این طرح شیطانی، ایشان به خواستۀ خویش رسیده و پس از آن تنها 70 روز زمان نیاز بود تا صدام با خیالی آسوده، ناقوس جنگ علیه ایران را به صدا در آوَرَد.

انگلستان پیش‌تر و پس از آغاز تجزیه و پاره‌پاره نمودن ایران در طی یکی دو سدۀ گذشته، یکبار بر آن شده بود تا خوزستان را «عربستان!» نامیده و شیخ خزعل را امیر آن نماید. اما رضاشاه در سال 1315 مانع آن شد و به همین سبب نیز توسط انگلیسی‌ها برکنار گردید.

سال 59 نیز دنبالۀ همان جریان بود، که متاسفانه سران تازه‌کار جمهوری اسلامی گول خوردند و بدین ترتیب ایران علاوه بر از دست دادن عزیزترین فرزندانش، این بار نیز تا آستانۀ از دست دادن دُخت خود «خوزستان» که نمادش خرمشهر بود، پیش رفت. اما به هر روی و به ناچار، این خلاء را با جان جوانانمان پر نمودیم، و اینبار هم داغ دستیابی به خاک میهنمان را بر دل انگلیس و مزدورانش گذاردیم.

و اما دربارۀ کودتا، تکلیف نیروی هوایی که روشن بود، و مقامات رژیم می‌توانستند این بهانه را مطرح نمایند که ایشان بر آن بوده‌اند تا مراکز انقلابی را بمباران کنند! اما در این میان، هیچکس نپرسید که پس لشگر 92 زرهی اهواز به چه کار کودتا در تهران می‌آمد؟ چون اگر کسی هم می‌خواست در تهران کودتا کند، تیپ زرهی قزوین که دم دست‌تر بود.

آیا هیچ آدم عاقلی برای کودتا در تهران، یک لشگر تانک را از فاصلۀ بیش از یکهزار کیلومتری پایتخت، به سوی آن روانه می‌سازد؟ این همان چیزی بود که سران جمهوری اسلامی در آن زمان، حتی زحمت فکر کردن به آن را به خود نداده و تنها در اندیشۀ جاری نمودن «حدود الهی» مدنظر خویش بودند.

بنابراین، هدف این توطئه تنها نابودی نیرومندترین رکن‌های ارتش ایران بود، و عنوان کردن نام کودتا نیز بهانه‌ای برای هموار نمودن راه صدام حسین، آن هم برای دستیابی به خواست دیرینۀ بیگانگان که همانا جدا کردن بخش دیگری از خاک ایران از پیکرۀ آن، به شمار می‌آمد. زیرا در آن هنگام، تنها لشگر 92 زرهی اهواز و همچنین نیروی هوایی توانمند ایران بودند که توان مقابله و پس زدن ماشین جنگی صدام را داشته و به همین منظور نیز تجهیز شده بودند.

در ادامه نیز دیدیم که با از کار افتادن چرخ‌های این دو رکن مهم ارتش، عراق چگونه به آسانی تا پشت دروازه‌های اهواز پیش آمد. اگرچه دلاوران ایرانی در شهرهای مختلف و از جمله خرمشهر و آبادان و... توانستند با رادمردی، دشمن را چندین روز پشت دروازه‌های شهر نگاه داشته و مانع سقوط برخی از آن‌ها به دست دشمن شوند.

اینجا بود که سران جمهوری اسلامی تازه دریافتند که چه رودستی خورده‌اند. و بدینگونه، با پیشنهاد فرماندهان نجیب ارتش، «لشگر 77 پیاده خراسان» جایگزین لشگر زخم خورده و از هم پاشیدۀ 92 زرهی اهواز شد.

اینچنین بود که این لشگر با یک راهبرد جنگی نوآورانه و مناسب، با باز نمودن دریچه‌های سد «دز»، باتلاقی در جبهۀ غربی اهواز پدید آورد و لشگرهای زرهی سنگین عراق را زمینگیر نمود؛ و از اینجا بود که ورق برگشت و با دلاوری‌های ارتش، سپاه و نیروهای مردمی بسیج و نیز رشادت‌های بزرگانی چون فکوری، فلاحی، همت، جهان‌آرا، دوران، نامجو، باکری، چمران، بابایی و دیگر دلاوران ایران، تا حدی آب رفته به جوی بازگشته و توانستیم از شرافتمان در برابر اعراب که به خیال خودشان آمده بودند تا قادسیه دیگری بیافرینند، دفاع نماییم.

بهای این کلاهی که جهانخواران بر سر سران جمهوری اسلامی گذاشتند را مردم ایران با خون جوانان خود و تحمل زخم تجاوز به دخترانشان در خرمشهر پرداخت نمودند.

عرب‌ها بار دیگر همان کاری را با ما کردند که پیش‌تر نیز کرده بودند، با این تفاوت که این بار سرکرده‌شان «صدام حسین تکریتی» بود و تفاوت دیگر نیز آنکه، آن بار پس از 200 سال بیرونشان راندیم و این بار تنها ظرف هشت سال.

به هر روی، اعدام ارتشیان و مصادرۀ اموال آن‌ها و اخراج مدیران از سامانۀ اداری کشور و ایجاد محیط رعب و وحشت، از اولین اقداماتی بود که دست در دست توده‌ای‌ها، مجاهدین خلق، چریک‌های فدایی، جبهه ملی و سایر گروه‌های تندرو و مسلح انجام گرفت و مردم ایران را در بهت و حیرت فرو برد.

در این میان، آنچه که اسفبار به شمار می‌آمد، اعدام ارتشیان ایران بود که دشمنان کشور و توطئه‌گران بین‌المللی را به جشن و پایکوبی واداشت. لغو قراردادهای خرید زیردریایی‌ها و رزمناوهای مدرن، هواپیماهای اف 14 و اف 16، تانک‌های چیفتن، سامانه‌های راداری و پدافند هوایی و ده‌ها قرارداد خرید اسلحه و ادوات نظامی پیشرفته از سویی و مرخص کردن سربازان وظیفه و تعطیلی طرحی راهبردی و ملی مانند نیروگاه اتمی بوشهر و استفاده از آن برای مصارف غیرحرفه‌ای، بخشی از توطئه جهانخواران برای «اعدام اقتدار ملی و ارتش ایران» بود.

بیش از همه، صدام حسین که پیش‌تر طعم شکست و حقارت از ارتش ایران را چشیده بود و می‌دید که چراغ اقتدار ایران و ارتش بزرگش خاموش می‌شود، در پوست خود نمی‌گنجید. بدینگونه فرصت‌هایی طلایی برای دشمنان ایران فراهم شد ..

kuroshebozorg.

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

چه تحلیل جالبی...جناب لطافتی تشکر

هر ایرانیه با غیرتی با شنیدن نام این کودتا تو دلش خون گریه میکنه...روزیکه پیکره ارتش ایران بخشی از بهترینهای خودشو از دست داد..نفرین بر این طالع نحس

عراق با بودن این دلیرمردان وجود تعدی و جسارت نداشت

15 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

زيان اعدام اون همه ارتشي بعد از انقلاب و در رابطه با كودتا ، در زمان جنگ مخصوصا لشکر 92 زرهی اهواز  در خوزستان نمود كرد و واقعا فاجعه بار بود .يكي ديگه از دسيسه هاي شياطين منافق فراري دادن ارتشيان نخبه و دوره ديده (با توجه به برخوردهاي نامناسب انقلابيون با ارتشيان)با وعده وعيدهاي توخالي زندگي راحت در امريكا بود كه توسط منافقين اجرا شد و در اين راستا موفق هم عمل نمود كه آسيبي جدي به مملكت واردنمود.

17 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

بنظرم هر قدر هم توطئه دشمن را بهانه قرار دهیم آخرش عمدۀ اقدامات انجام گرفته از روی عدم تدبیر و درایت صورت پذیرفت که باعث از دست رفتن این سرمایۀ بزرگ گردید.     

14 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

البته یادمون نره که اصولا در تمامی انقلاب ها ی جهان اینگونه بوده است . معمولا در انقلاب ها احساسات و شور انقلابی حاکم است و نه درایت و تدبیر .

16 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

یک مطلب جدید درباره یکی از افراد مهم ستاد خنثی سازی کودتا

۱- اقای سعید حجاریان درگفتگو با اندیشه پویا (شماره ۲، تیر- مرداد ۱۳۹۱، ص ۳۷- ۴۵) اظهارداشته است: ''پدرم گرایش های سیاسی متفاوتی داشت و به جلسات گروه های مختلف می رفت. اوایل سراغ دار و دسته منشی زاده و حزب "سومکا" رفته بود که گرایشات ناسیونالیستی تند داشتند.

یک مدت هم رفت سراغ "باهماد آزادگان" که دار و دسته کسروی بودند.''

پدر اقای حجاریان ابتدا درحزب سومکا وابسته به رکن دوم ارتش شاه بودکه توسط داوود منشی زاده بهایی وبهایی زاده اداره میشد.

بعد ازمدتی از چاله سومکا به چاه می افتد.یعنی به جای انکه از سومکا جدا شود و تبری بجوید و اصلاح کند،به تشکیلات احمد کسروی می پیوندد.

البته سندیامدرکی هم تاکنون ندیده ایم که پدر ایشان از سومکا یا تشکیلات احمدکسروی اعلام برائت کرده باشد.

۲-اقای حجاریان درباره نقش حزب سومکا در کودتای نقاب مشهور به نوژه می گوید:

''از جمله شبكه‌هاي كوچكي كه به نحوي با كودتا مربوط مي‌شدند، جبهه‌ي اتحاد ملي بود كه متشكل [مي‌شد] از تعدادي اعضاي سابق حزب سومكا (كه يك حزب نئوفاشيست بود). ''

(منبع:خاطره ها،خاطرات محمدی ری شهری،جلد اول،مرکز اسناد انقلاب اسلامی،چاپ اول،۱۳۸۳،صص۱۱۵-۱۱۳)

در این مطلب به نقش حزب سومکا در کودتای نوژه اشاره کرده است.همان حزبی که پدرش نیز سابقه عضویت دران را دارد.

۳-جالب است که اقای سعید حجاریان خودش ازافراد فعال و اصلی درستاد خنثی سازی کودتای نوژه بوده است.

کودتای نوژه واقعا مهم است و اگرتوسط یک گروه ازافراد صادق و صالح و خوشفکر بازبینی و بررسی مجددشودبه بخشی از تاریکخانه ها نورتابانده می شود.
6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

نگاهی به کودتای نافرجام نقاب؛ 38 سال بعد

کودتایی که قرار بود از تبریز شروع شود/ کمک به خانواده‌های معدومین نهاجا با موافقت امام(ره)

خبرگزاری فارس: کودتایی که قرار بود از تبریز شروع شود/ کمک به خانواده‌های معدومین نهاجا با موافقت امام(ره)

مجموعه افرادی که به اتهام شرکت در کودتای نقاب دستگیر و محاکمه شدند اعم از نظامی و غیرنظامی 240 نفر بودند که با احتساب کل شرکت کنندگان در داخل و خارج از کشور تعداد آنان به 500 نفر نمی‌رسید.

 

گروه امنیتی دفاعی خبرگزاری فارس- تیرگی اتفاقات تیرماه سال 58 شاید تا مدتها بر سر نیروی هوایی ارتش سایه افکنده بود، کودتایی که قرار بود توسط چند خلبان فریب‌خورده انجام شود اما رهبر و طراح و پشتیبان آن نه در نیروی هوایی که حتی شاید در ایران هم نبودند و البته این کودتا قبل از اجرا عقیم شد.

در این گزارش سعی داریم با نگاهی به کتاب «تاریخ نبردهای هوایی» به برخی ابعاد «کودتای نقاب» که به اشتباه و به دلیل محل برخورد با آن یعنی پایگاه هوایی شهید نوژه به کودتای نوژه مشهور شد، بپردازیم.

***

در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی و همزمان با درگیری‌های مرزی ایران و عراق پیش از شروع جنگ تحمیلی، در دی‌ماه سال 58 یکی از هواداران شاپور بختیار به نام مهندس قادسی طرح کودتایی را تهیه کرده و نام آن را «نقاب» گذاشت.

این طرح سازمانی دارای شورایی شامل مسئول تهران، مسئول امور شهرستان‌ها، مسئول تهران، مسئول امور شهرستان‌ها، مسئول امور وزارتخانه‌ها، مسئول امور دانشگاه‌ها، انتشارات و تبلیغات، مسئول امور ایلات و مسئول امور چریکی بود.

از نظر طراحان گروه نقاب، فتح تهران مساوی با پیروزی در سراسر کشور بود و با تصوری که از کودتای 28 مرداد 1332 داشتند فکر می‌کردند با سقوط تهران همه کشور تسلیم آن‌ها می‌شود.

بر اساس طرح‌ریزی قرار بود سران کودتا برای برخورداری از پشتیبانی هوایی، پایگاه سوم شکاری (پایگاه شهید محمد نوژه)، را از طریق عناصر زمینی تصرف کنند.

دلایل انتخاب این پایگاه این بود که با تهران فاصله زیادی نداشت، امکان جذب عناصر مستعد و قابل اعتماد از رژیم سابق در آن وجود داشت، خارج از شهر همدان بود و این پایگاه قلب عملیات هوایی در مقابل تجاوز هوایی رژیم بعث عراق تلقی می‌شد.

از نظر جغرافیایی نیز پایگاه یاد شده در 50 کیلومتر شهر همدان (در منطقه کبودرآهنگ) دور از دسترس مردم قرار داشت.

ضمن اینکه سپهبد سیدسعید مهدیون، سرتیپ آیت محققی، سروان حمید نعمتی، سروان ایرج ایران‌نژاد و چند تن دیگر از همدستان عوامل کودتا در آنجا خدمت کرده و اماکن و کارکنان پایگاه را به درستی می‌شناختند.

برای تصرف پایگاه نوژه بعنوان مرکز عملیات کودتا قرار بود 12 تیم مرکب از یک صد تن از کلاه سبزهای تیپ نوهد، حدود 300 نفر از دوستداران، آشنایان و خویشاوندان شاپور بختیار و 12 نفر راهنما از داخل پایگاه به فرماندهی سرگرد کورش آذرتاش (فرمانده تیپ 23نوهد پیش از انقلاب) برای تصرف پایگاه نوژه وارد عمل شوند.

بنا بود طبق نقشه و پس از تصرف پایگاه تیمسار محققی برای رهبری عملیات هوایی در اتاق فرماندهی مستقر شده و همزمان سروان حمید نعمتی، سروان محمد مالک، سروان کیومرث آبتین و سروان فرخزاد جهانگیری که هر کدام فرمانده یک تیم بودند پس از حمله هوایی رژیم بعث عراق اولین اسکادران هوایی را به بهانه دفاع در برابر تهاجم هواپیمایی عراقی به پرواز درمی‌آورند.

این اسکادران شامل 16 هواپیما از مجموع 53 فروند هواپیمای مجهز به بمب، راکت و موشک سنگین بود که برای عملیات احتمالی و مقابله به مثل با عراق در نظر گرفته شده بود، در طرح کودتا عملیات هوایی از نقشی محوری بر خوردار بود بنابراین هواپیماها باید مسلح به سلاح سنگین بوده و آمادگی کامل پرواز را داشته باشند.

قرار بود پروازهای نقشه کودتا بر مبنای طرح موسوم به دستور عملیاتی «البرز» انجام گیرد که طرحی دفاعی برای مقابله با حمله احتمالی عراق به ایران بود و بخشی از امور جاری و عملیاتی پایگاه محسوب می‌شد.

بنابراین سران کودتا با فرماندهان ارتش بعث عراق به توافق رسیده بودند که هواپیماهای عراق در روز 19 تیر 59 و در ساعت مقرر وارد حریم هوایی منطقه شده و بلافاصله آژیر قرمز پایگاه که رمز شروع کودتا به صدا درآید.

سپس کارکنان پایگاه سوم همدان، هواپیماهای نیروی هوایی ایران را مسلح و آماده پرواز کنند تا خلبانان وابسته به کودتا در ظاهر برای حرکت به سمت مرزها و پاسخ به ارتش عراق ولی در واقع برای حرکت به سوی تهران و بمباران اهداف از پیش تعیین شده به پرواز درآیند. این فرایند باعث انحراف افکار عمومی و مسئولان کشور شده و سوءظن کمتری را به خود جلب می‌کرد.

در طرح‌ریزی اولیه چنین برنامه‌ریزی شده بود که پس از حمله هوایی عراق به ایران در صورت موفقیت مرحله اول کودتا و پرواز هواپیماها به تهران اماکن و مراکز زیر بمباران شوند:

1- محل سکونت امام خمینی در جماران

2- فرودگاه و پایگاه یکم شکاری و ترابری مهرآباد

3- ساختمان نخست‌وزیری

4- ستاد مرکزی ارتش جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران و کمیته‌های انقلاب اسلامی

5- مراکز صدا و سیما

قرار بود پس از بمباران هوایی و شکستن دیوار صوتی، مرحله دوم و زمینی کودتا آغاز شود. در این مرحله باید صداوسیما فرودگاه مهرآباد، ستاد ارتش جمهوری اسلامی، پادگان حر، پادگان قصر و پادگان جمشیدیه تسخیر و در سطح شهر تهران با اعمال خشونت و ارعاب وضعیت نظامی ایجاد شود.

* افشای کودتای نقاب

اما 3 روز مانده به موعد کودتا یعنی روز 15 تیر یکی از خلبانان که برای همکاری انتخاب شده بود در تهران با سروان خلبان فراری حمید نعمتی ملاقات می‌کند. نعمتی به او می‌گوید: ماموریت تو بمباران بیت (امام) خمینی است و ما می‌توانیم تا 5 میلیون نفر را بکشیم.

گویا شگرد حمید نعمتی این بود که در نخستین دیدار توجیهی کودتا به خلبانان فریب خورده چنین جمله‌ای را می‌گفت که تا از میزان آمادگی‌ آنها برای شرکت در کودتا و کشتار میلیونی مردم اطلاع یابد.

خلبان یاد شده* در برابر انجام این ماموریت و الزام به کشتار مردم بی‌گناه مردد می‌شود اما به دلیل ترس از سران کودتا نمی‌توانست تصمیم عاقلانه بگیرد.

وی در حالیکه نگران بود پس از خروج از منزل حمید نعمتی تصمیم می‌گیرد تا موضوع را با شخص دیگری در میان بگذارد. بنابراین شب هنگام در منزل خود قضیه کودتا را برای برادر و مادرش فاش می‌سازد. مادر او که به شدت ناراحت شده بود می‌گوید: تو نه تنها نباید این کار را بکنی بلکه باید به انقلابیون خبر بدهی تا جلوی این کار را بگیرند.

این سخن مادر در وی اثر کرده و  موجب شد در نخستین دقایق بامداد چهارشنبه خلبان یاد شده تصمیم خود را بگیرد و با پذیرش احتمال کشته شدن توسط سران کودتا ماجرای کودتا را فاش کند.

او از خانه خارج شده و پس از پرس و جو و دوندگی زیاد حدود اذان صبح منزل حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را یافته و خود را به آنجا می‌رساند.

مقام معظم رهبری این واقعه را اینچنین توصیف کرده‌اند:

«شبی حدود اذان صبح دیدم که درب منزل ما را به شدت می‌زنند پرسیدم چه شده گفتند یک ارتشی آمده و با شما کار واجب دارد. دیدم یک نفر تکیه داده به دیوار با حال خسته و آشفته سرش را فرو برده گفتم شما با من کار دارید بلند شد و گفت بله گفتم چه کار دارید گفت کار واجبی دارم و فقط به خودتان می‌گویم. من به حرفش حساس شدم احتمال این بود که سوء‌نیتی داشته باشد. اما دیدم نمی شود به حرفش گوش نداد. یک جایی گوشه حیاط نشستیم. آثار بی‌خوابی و خیابان گردی و خستگی و هیجان در چهره‌اش موج می‌زد. خلاصه آنچه گفت این بود که در پایگاه همدان اجتماعی تشکل شده و تصمیمی بر کودتایی گرفته و پول‌هایی به افراد زیادی داده‌اند به خود من هم پول داده‌اند... قرار است جماران و چند جای دیگر را بمباران کنیم پرسیدم کی قرار است این کودتا انجام شود گفت امشب. من دیدم مسئله خیلی جدی است و باید آن را پیگیری کنم در این بین احتمال می‌دادم که یک سیاست باشد و بخواهند ما را سرگرم کنند اما در عین حال اصل قضیه آنقدر مهم بود که با وجود این احتمالات لازم بود آن را پیگیری کنیم.»

این در حالی بود که چند ساعت پس از افشای کودتا به وسیله خلبان یاد شده یکی از درجه‌داران تیپ 23 نوهد به کمیته مستقر در اداره دوم ستاد مشترک مراجعه می‌کند و پس از افشای کودتا و اعتراف به این قرار است که به همراه عده‌ای دیگر در براندازی جمهوری اسلامی شرکت کنند. یک پاکت حاوی بخشی از طرح عملیات کودتا را در اختیار کمیته فوق قرار می‌دهد.

به این ترتیب به فاصله چند ساعت از سوی دو عنصر جذب شده به کودتا طرح شوم نقاب فاش شده و انقلاب از خطری که در چند قدمی‌اش کمین کرده بود آگاه می‌شود. هر چند افشای کودتا، توسط این دو نفر که از اقدام یکدیگر بی‌اطلاع بودند، صورت گرفت. 

لذا از همان زمان که احتمال وقوع کودتا احساس شد ستادی به نام ستاد خنثی‌سازی کودتا، مرکب از واحدهای گروه ضربت در داخل پایگاه هوایی و اطلاعات و مهندسی سپاه پاسداران در همدان انجمن اسلامی نیروی هوایی، تعدادی از کارکنان مومن نیروی زمینی و تیپ نوهد تشکیل شد.

این ستاد اطلاعات موثق و دقیقی از کودتا در اختیار نداشت و یافته‌های خود را متمرکز بر اطلاعات بازگو شده توسط خلبان نیروی هوایی و تا حدودی گفته‌های درجه دار تیپ 23 نوهد قرار دارد. با جمع‌بندی و تکمیل اطلاعات پراکنده و اخباری که از قبل جمع‌آوری شده بود عملیات خنثی‌سازی کودتا به سرعت در دو محور پارک لاله در تهران و پایگاه شهید نوژه طرح‌ریزی و آغاز شد.

پارک لاله محل تجمع 40 تن از افسرانی بود که قرار بود با اتوبوس به پایگاه هوایی نوژه اعزام شد و به دیگر اعضا بپیوندند. بخش عمده نیروی انقلابی و ضد کودتا نیز در پایگاه هوایی شهید نوژه استقرار یافتند.

عملیات خنثی‌سازی کودتا در این پایگاه در دو قسمت داخل و خارج از پایگاه به اجرا گذاشته شد. به این ترتیب همزمان با شروع کودتا، نیروهای انقلابی متشکل از کارکنان متعهد و فداکار نیروی هوایی و اعضای سپاه پاسداران وارد عمل شدند و با هدف قرار دادن ریشه‌های اصلی کودتا و دستگیری عناصر اصلی آن ضربه‌ای مهلک به توطئه‌گران و خائنان وارد آوردند.

در میان خلبانانی که در این توطئه دست داشتند چند تن به کشور عراق پناهنده شدند که یکی از آنان سروان حمید نعمتی از خلبان هواپیمای F-4 بود. او با شروع جنگ تحمیلی پخش برنامه‌ای فارسی را از رادیو بغداد با هدف فریب دیگر خلبانان نیروی هوایی بر عهده گرفت. دیگری سروان آبتین بود که از مرز باختری کشور گریخت و همچنین سروان خسرو بیت‌اللهی که او نیز بعدها به ایالات متحده پناهنده شد.

اما در این عملیات تعدادی از افسران، همافران و درجه داران دستگیر، بازجویی و محاکمه شدند که افرادی که تیرباران شدند، عبارتند از:

1-سپهبد خلبان سیدسجاد مهدیون

2-سرتیپ خلبان آیت‌ محققی

3-سرهنگ خلبان داریوش جلالی

4-سروان خلبان فرخ‌زاد جهانگیری

5-سروان خلبان محمد ملک

6-سروان خلبان علی اصغر سلیمانی

7-سروان خلبان کریم افروز

8-سروان خلبان امیدعلی بویری

9-سروان خلبان ناصر زندی

10-سروان فنی‌ هوایی بیژن ایران‌نژاد

11- ستوان یکم خلبان مهدی عظیمی‌فرد

12-سروان خلبان محمد بهروزفر

13-سروان فنی هوایی هرمز زمانپور

14-ستوان یکم خلبان نجات یحیی

15-ستوان یکم فنی هوایی ایوب حبیبی

16-سرهمافر سوم یوسف پوررضایی

17- سرهمافر جعفر مظاهری کاشانی

18-استوار یکم فنی خداداد رحمتی

19-استوار یکم پرویز بینایی

20-ستوان دوم فنی سیدجلال عسگری

21- ستوان دوم فنی هوایی جعفر راستگو

22-سرگرد هوایی سیاوش بیانی(فرمانده گروه پدافند هوایی تبریز)

نفرات بندهای 21 و 22 نیز در ششم آذر ماه دادگاهی و به اعدام محکوم شدند.

در این میان، برخی از نیروهای اصلی کودتا همانند سروان حمید نعمتی و سروان خسرو بیت‌اللهی نیز موفق به فرار از کشور شدند.

این کودتا چه پیروز می‌شد و چه شکست می‌خورد برای دشمنان مطلوب بود، زیرا در صورت شکست، نیروی هوایی ارتش بعنوان مجری کودتا مورد بی‌اعتمادی ملت و نظام قرار می‌گرفت و تعدادی از کارکنان کلیدی آن دستگیر، محاکمه یا از خدمت رها می‌شدند. در صورت پیروزی کودتا هم بدلیل برخوردهای داخلی میان ارتش و مردم به طور قطع تلفات زیادی در پی داشته و فرصت ایده‌آلی را برای حمله ارتش عراق فراهم می‌کرد.

در حقیقت کودتای نقاب یک توطئه کاملا طراحی شده از سوی آمریکا بود که محوریت سران آن در خارج از نیروی هوایی قرار داشت و تنها اندکی از کارکنان فریب خورده نهاجا (در سطح یکی از پایگاه‌های آن) قرار بود در آن شرکت داشته باشد غافل از اینکه این پایگاه در آن دوره یکی از پایگاه‌های پیشتاز از نظر انقلابی و عملیاتی بود.

ستوان یکم ناصر رکنی از کارکنان نیروی هوایی و از عوامل دخیل در کودتا در جریان محاکمه خود در دادگاه چنین می‌گوید:

«اگر آمریکا در این کودتا نقشی بر عهده نداشت، مطمئن باشید که اصلا نطفه کودتایی بسته نمی‌شد در سال گذشته 15 اسفند 58 که قرار بود دکتر شاپور بختیار به ایران برگردد. برنامه‌ این بود که وی ابتدا به تبریز یا خوزستان برود. اگر تبریز در جریان اقدامات حزب خلق مسلمان تصرف می‌شد و نیروی زمینی و پایگاه هوایی در آنجا از او تبعیت می‌کردند بختیار به آن جا وارد شده و آذربایجان را به عنوان ایرانی آزاد اعلام می‌کرد.»

نکته کلیدی اعترافات ناصر رکنی در این است که ابتدا قصد داشتند از پایگاه تبریز نیروهای خود را جذب کنند که موفق به این کار نمی‌شوند.

حجت‌الاسلام محمدی ری‌شهری ریاست وقت دادگاه انقلاب و مسئول محاکمه کودتاچیان در مصاحبه با رسانه‌های گروهی اظهار داشت:

«برای شناخت ریشه اصلی کودتا ضروری است کلیه اقداماتی که رژیم شاه در جلوگیری از رشد و پیروزی انقلاب انجام داد و همچنین توطئه‌های پس از پیروزی انقلاب یک جا مورد ریشه‌یابی قرار گیرند. روند شکل‌گیری کودتا نیز بدون در نظر گرفتن وقایع قبل از آن قابل ریشه‌یابی نیست.»

از طرف دیگر افکار عمومی جامعه به سمتی سوق داده شده بود که بیشتر آنان تصور می‌کردند عناصر شرکت کننده در کودتا 500 نفر بوده و عاملان اصلی طرح‌ریزی و هدایت کننده کودتا از افسران جمعی نیروی هوایی هستند آمار ارائه شده از سوی سخنگوی دادگاه انقلاب اسلامی که پس از محاکمه عاملان کودتا به شرح زیر به اطلاع مردم رسید، خلاف این تصور نادرست را به اثبات رساند.

مجموعه افرادی که به اتهام شرکت در این توطئه دستگیر و محاکمه شدند اعم از نظامی و غیرنظامی 240 نفر بودند که با احتساب کل شرکت کنندگان در داخل و خارج از کشور تعداد آنان به 500 نفر نمی‌رسید.

بنا به گفته حجت‌الاسلام ری‌شهری:

«از عناصر اصلی و کثیر کودتا که بگذریم تنها تعدادی از نظامیان شاغل در تیپ نوهد و تعداد اندکی از کارکنان ساده دل و فریب خورده نیروی هوایی در آن مشارکت داشتند. با وجود این تبلیغات منفی بسیاری از علیه نیروی هوایی و به ویژه خلبانان غیور آن می‌شد تا نظر امام امت و افکار عمومی را نسبت به این نیروی الهی تغییر دهند.»

این گفته‌ها و بسیاری از حقایق بازگو نشده این کودتای نافرجام می‌توانست به طور شایسته اطلاع‌رسانی شود تا به جای تمرکز روی نام نیروی هوایی و حتی نام شهید والامقام محمد نوژه، عوامل اصلی توطئه به مردم معرفی شوند.

شمار خلبانان فعالی که در این کودتا مجرم شناخته شده و اعدام شدند مجموعا 12 نفر است، در حالی که نهاجا در دوران دفاع مقدس بیش از 210 خلبان شهید و 52 خلبان آزاده و تعداد 89 خلبان جانباز که از سوانح هوایی دفاع مقدس بر اثر سقوط هواپیمای خود در عمق جبهه‌های نبرد جان سالم به در برده‌اند، تقدیم انقلاب و دفاع مقدس کرده است.

باوجود این اغلب کسانی که در معرض اتهام کودتا بودند (مطابق خاطرات حجت‌الاسلام محمدی ری‌شهری ریاست وقت دادگاه انقلاب)، هنگام وقوع جنگ تحمیل مورد عفو و بخشش نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته و داوطلبانه به جبهه‌های دفاع مقدس شتافتند. به طوری که تعدادی از آنان همچون ابوالفضل مهدی‌یار به درجه رفیع شهادت نائل گشتند و برخی در زمره قهرمانان جنگ و چهره‌های شاخص دفاع مقدس درآمدند.

در پایان لازم به ذکر است که به درخواست شهید سرتیپ جواد فکوری فرمانده وقت نهاجا و نیز بنا به تقاضای شهید سرلشکر فلاحی ریاست ستاد مشترک ارتش و موافقت حجت الاسلام محمدی و ری‌شهری و با تصویب حضرت امام بسیاری از نظامیانی که به جرم کودتا در زندان بودند مورد عفو و عطوفت نظام اسلامی قرار گرفتند. 

علاوه بر آن خانواده‌های معدومین نهاجا از کمک‌های بلاعوض برای خرید مسکن برخوردار شده و در آن سال‌ها ماهیانه حقوقی به مبلغ 45 هزار ریال (با عائله 4 نفر) به آنان پرداخت می‌شد.

* نام این خلبان «کامبیز آنت» بود که تا سال 64 نیز در نیروی هوایی خدمت کرد و سپس به خارج از کشور رفت.

 

منبع:https://www.farsnews.com/news/13970419000677/کودتایی-که-قرار-بود-از-تبریز-شروع-شود-کمک-به-خانواده‌های-معدومین

 

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

نشست خبری نیروی هوایی ارتش با موضوع کودتای نقاب

تنها ۲۰ درصد از اطلاعات کودتای نقاب منتشر شده/ کدام خلبان کودتا را لو داد؟

خبرگزاری فارس: تنها ۲۰ درصد از اطلاعات کودتای نقاب منتشر شده/ کدام خلبان کودتا را لو داد؟

امیر خلبان مشیری می گوید تنها ۲۰ درصد از اطلاعات کودتای نقاب منتشر شده و ۸۰ درصد آن هنوز مخفی مانده و کسی به بخش سیاسی این کودتا توجهی نکرده است.

 

به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، در آستانه سی و هشتمین سالگرد خنثی‌سازی کودتای نقاب که در تیرماه سال 59 صورت گرفت، نشستی با حضور جمعی از فرماندهان سابق نیروی هوایی و افرادی که به نوعی در پایگاه هوایی شهید نوژه همدان در آن زمان فعالیت می‌کردند، برگزار شد.

امیر خلبان فرج‌الله برات‌پور از فرماندهان بنام نیروی هوایی و معاون عملیات پایگاه هوایی همدان در زمان کودتای نقاب گفت: مشخص است که این کودتا طرح‌ریزی و با برنامه بود اما دلیل اینکه تعدادی از خلبانان به آن پیوستند، سخنانی بود که حاج‌آقا علی‌اکبر رضوان می‌زد و باعث ناراحتی خلبانان می‌شد که البته بعداً خلع لباس شد.

وی افزود: من در جریان کودتا نبودم و دو روز قبل از آن مرخصی گرفته و به کرمانشاه رفته بودم و تا ظهر روز کودتا هم به دلیل مشغله، اخبار و رادیو را نشنیده بودم که ظهر فرمانده پایگاه با منزل برادر من تماس گرفت و از من سریعاً خواست به پایگاه بروم.

برات‌پور ادامه داد: من یک ماشین بیوک داشتم و فکر می‌کردم به دلیل درگیری‌های مرزی که در آن زمان میان ایران و عراق بود احتمالاً عراق حمله کرده و به همین دلیل به پایگاه خواسته شدم، به هر حال به همراه همسرم حرکت کردیم و به سه‌راهی پایگاه رسیدیم که دیدم تعدادی از برادران جلوی ما را گرفتند و کارت شناسایی خواستند. آنها مشخصات ما را چک و ماشین را بررسی کردند و رد شدیم. جلوتر که رفتیم دیدم تعدادی از آنها جلوی درب پادگان هم بودند. از این موضوع ناراحت شدم و از دژبان نیروی هوایی پرسیدم که چه خبر است، اما مشاهده کردم که پایگاه در دست همان برادران است.

معاون وقت عملیات پایگاه نوژه تصریح کرد: بعد از ورود به پایگاه به منزل جناب گلچین فرمانده پایگاه رفتم و پرسیدم چه خبر است و او گفت دیشب تا صبح در پایگاه تیراندازی و درگیری داشتیم و می‌خواست کودتا بشود. من بعد از شنیدن این موضوع به مرکز عملیات رفتم.

وی افزود: در همان روز تعدادی از خلبانان ما را گرفتند و بردند و خیلی زود اعدام کردند که البته خلبانان خوبی بودند.

برات‌پور تأکید کرد: اشخاص و گردانندگان اصلی این طرح، افراد فاسدی ازجمله سرلشکر مهدیون و آیت محققی هستند که آدم‌های بی‌مغزی بودند زیرا در زمانی که مردم انقلاب کرده و 98 درصد به آن رأی داده بودند، حتی اگر خدای‌ناکرده این کودتا موفق هم شده بود و بمبی هم می‌انداختند اما قطعاً موقع نشستن و فرود، ملت پایگاه را نابود می‌کردند و همه آنها را می‌کشتند.

معاون وقت عملیات پایگاه نوژه گفت: البته آنهایی که طرح‌ریزی کرده بودند می‌دانستند که این کودتا موفق نمی‌شود، اما به هر حال می‌خواستند ضربه‌ای بزنند و نکته اینجاست که این کودتا با هماهنگی عراق در حال انجام بود و همزمان قرار بود که عراقی‌ها به ایران حمله کنند تا پرواز جنگنده‌ها شک‌برانگیز نباشد.

وی افزود: به هر حال این کودتا ضربه سنگینی به نیروی هوایی زد و باعث شد که نیروهای زیادی را از دست بدهیم و اگر من کوچک‌ترین اطلاعی از این قضیه داشتم قطعاً اجازه نمی‌دادم این تعداد خلبان خوب از بین برود، زیرا خلبانان بسیار خوبی بودند که فریب خورده و ناآگاه وارد این قضیه شدند و باعث شد که از بین بروند.

برا‌ت‌پور گفت: یکی از این افراد در زندان، ابوالفضل مهدیار بود که ما از طریق بنی‌صدر دستور آزادی او را گرفتیم چون نقش کمی در این کودتا داشت. او پس از آزادی، چند پرواز و عملیات در دفاع مقدس انجام داد و نهایتا در تاریخ دوم آبان ماه سال 59 بعد از بمباران ام‌القصر در مسیر برگشت هوایپمایش مورد اصابت قرار گرفت و به شهادت رسید.

معاون وقت عملیات پایگاه نوژه در پایان اظهار داشت: در این کودتا 10 خلبان و 2 فرمانده خلبان اعدام شدند.

*  تنها 20 درصد از اطلاعات کودتا منتشر شده است

در ادامه این نشست امیر خلبان مشیری که در آن زمان در پایگاه نوژه خدمت می‌کرد نیز اظهار داشت: طبق گفته سران اصلی این کودتا تنها 20 درصد از اطلاعات آن منتشر شده و 80 درصد مخفی مانده است و کسی به بخش سیاسی این کودتا توجهی نکرده است.

وی افزود: این کودتا با هماهنگی کامل بختیار در حال شکل‌گیری و عراق نیز با آن همراه بود.

مشیری ادامه داد: خسرو بیت‌اللهی در آن زمان فرمانده قرارگاه سربازان پایگاه نوژه بود. او از عناصر اصلی کودتا به شمار می‌رود. یکبار در حال صحبت راجع‌به فرانسه بودیم که او مدام می‌گفت آقا چنین فرموده و چنین فرموده و من با خود گفتم الان سال 59 است و آقا از نظر ما امام خمینی(ره) است، اما منظور او کیست؟ این موضوع را به حفاظت اطلاعات گفتیم و گذشت.

فرمانده اسبق پایگاه ششم شکاری شهید یاسینی تصریح کرد: من در تاریخ 18 تیرماه سال 58 ازدواج کردم و برای سالگرد ازدواج به شمال رفته بودیم که در راه بازگشت به همراه شهید صغیری در منطقه آوج چند نفر از برادران کمیته جلوی ماشین ما را گرفتند و ما به آنها گفتیم که خلبان نیروی هوایی هستیم. آنها پس از اطلاع از این موضوع یک ماشین را به دنبال ما تا جلوی درب پایگاه فرستادند.

وی افزود: در جلوی درب پایگاه چند نفر مسلح و لباس شخصی بودند که از ما کارت هم نخواستند و وارد پایگاه شدیم. فضای عجیبی بود و من به یکی از دوستانم گفتم که چه شده و چرا کسی جواب نمی‌دهد؟ او گفت به خانه برو، کودتا شده است.

مشیری ادامه داد: من برای کسب تکلیف به پست فرماندهی زنگ زدم که یک غریبه جواب داد و من خودم را معرفی کردم و گفتم چه کاره هستم که او گفت کاره‌ای نیستی و قطع کرد. این برای من عجیب بود و به یک شماره دیگر در فرماندهی زنگ زدم که بازهم این اتفاق افتاد.

وی افزود: فردای آن روز به محل کار رفتم. ما در آن موقع دو گردان 31 و 32 را داشتیم، گردان 31 که من عضو آن بودم، در کودتا کاره‌ای نبود اما در گردان 32، 6 خلبان را گرفتند که یکی از عناصر نامطلوب کودتا حمید نعمتی معلم خلبان گردان 32 بود. او خلبان خوب اما عنصر نامطلوبی بود و در آخر به عراق فرار کرد و در آنجا از اسرای ایرانی بازجویی می‌کرد.

این فرمانده پیشکسوت نیروی هوایی تأکید کرد: حمید نعمتی به پایگاه همدان برای جذب نیرو جهت کودتا می‌آید و به دنبال خلبانانی مثل ناصر رضایی و مسعود صبوری می‌رود که موفق نمی‌شود. به همین دلیل به ایرج سلطانی می‌گوید می‌خواهم برای دخترت تولد بگیرم. برای همین اطرافیان را به منزلت دعوت کن. او هم چند نفر از خلبانان را که بچه‌های خوبی بودند جمع کرد و در همان جا نعمتی لیستی را حاضران تهیه کرد که شاید اصلاً آن افراد از قصد و غرضش خبر نداشتند.

مشیری تصریح کرد: تنها کسی که مأموریت داشت از تهران بیاید و منزل امام را بمباران کند، «کامبیر آنت» بود. او وقتی این موضوع را متوجه می‌شود که چنین مأموریتی دارد، آن را با برادر و مادرش در میان می‌گذارد و تصمیم می‌گیرد تا جلوی این کار را بگیرد و به نزد شهید خضرایی می‌رود.

وی خاطرنشان کرد: شهید خضرایی که در کارنامه خود فرماندهی پایگاه همدان و بعد پدافند هوایی و بعد مرکز آموزش نیروی هوایی را داشت، در اول انقلاب نماینده نیروی هوایی در وزارت دفاع بود و با مقام معظم رهبری ارتباط داشت و این قضیه را خود او برای من این‌گونه تعریف کرد؛ «ساعت دوازده و نیم، یک ربع به یک شب بود که دیدم کسی در می‌زند، در را باز کردم که یکی از خلبانان (کامبیز آنت) به همراه برادرش جلوی در آمده بودند و همان‌طور که می‌لرزید گفت ما می‌خواهیم کودتا و بمباران کنیم و من می‌خواهم قضیه را لو بدهم. با هم پیش شمخانی و بعد آقای قدوسی و بعد از آن به دفتر مقام معظم رهبری رفتیم. در آنجا بودیم که آقای مرتضی رضایی فرمانده وقت سپاه هم آمد و او قضیه را تعریف کرد. در همین حین مرتضی رضایی صحبتی با آقا کرد و گفت این هم طبق همان قضیه‌ای است که می‌دانیم. حال قضیه این بود که استواری نیز از گارد آمده بود و قبل از ما از این کودتا چیزهایی گفته بود.»

فرمانده اسبق پایگاه ششم شکاری شهید یاسینی ادامه داد: لذا این موضوع مطرح می‌شود و از طرفی هم قرار بود جمعی از خلبانان در پارک لاله جمع شوند و بروند که آنها نیز بازداشت می‌شوند، اما حمید نعمتی در یک مهمانسرا در مهرآباد بود. او خیلی فرد زرنگی بود و وقتی در اتاق بود متوجه می‌شود که برای دستگیری‌اش رفته‌اند. در همان زمان از راه‌پله به پایین می‌رود و یکی از بچه‌های کمیته از او می‌پرسد که منزل نعمتی کجاست، او هم آدرس اتاق خود را می‌دهد و می‌رود. زمانی که مأموران کمیته به طبقه چهارم و داخل اتاق او می‌رسند و عکس او را می‌بینند، متوجه می‌شوند که این فرد همان حمید نعمتی بوده، اما به‌هرحال نعمتی سوار فیات خود می‌شود و می‌گریزد.

این فرمانده پیشکسوت نیروی هوایی تصریح کرد: یکی دیگر از عناصر اصلی کودتا خسرو بیت‌اللهی بود که در آن زمان یک ماشین بلیزر داشت و برای فرار به در پایگاه می‌زند و در را می‌شکند و خارج می‌شود. او از منطقه گل‌تپه به کردستان و بعد به خارج از کشور می‌گریزد. بیت‌اللهی چند سال پیش مصاحبه‌ای کرده و گفته است که برای این کودتا 20 میلیون دلار از کشورهای عربی و عربستان دریافت کرده بودند و مسائل بسیار مهمی است که کسی از آنها خبر ندارد.

مشیری با بیان اینکه کامبیر آنت از خلبانان خوب نیروی هوایی بود، بعد از این قضیه تا سال 64 برای نیروی هوایی پرواز می‌کرد و بعد توسط شهید خضرایی به یکی از کشورهای خارجی رفت.

وی در پایان اظهار داشت: کودتای نقاب توسط پرسنل خود نیروی هوایی خنثی شد و نباید برخی افراد در خارج از نیروی هوایی همه چیز را به نام خود مصادره کنند. ما باید وحدت داشته باشیم زیرا همه در راه انقلاب و دفاع مقدس تلاش کرده‌ایم و نیروی هوایی نقش به‌سزایی در دفاع مقدس ایفا کرد.

 

منبع:https://www.farsnews.com/news/13970412000724/تنها-۲۰-درصد-از-اطلاعات-کودتای-نقاب-منتشر-شده-کدام-خلبان-کودتا-را-لو

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
چرا کودتای نقاب شکست خورد؟

از اولین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی ایران، آمریکا تلاش گسترده‌ای را برای به سازش کشاندن انقلاب یا سقوط آن آغاز کرد.

به گزارش خبرنگار حوزه دفاعی امنیتیگروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛ از اولین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی ایران، آمریکا تلاش گسترده‌ای را برای به سازش کشاندن انقلاب یا سقوط آن آغاز کرد. یانکی ها به دلیل اطلاعات و تحلیل‌های غلط تصور می‌کردند قادر هستند در اندک زمانی رویدادهای ایران را همچون دوران پهلوی در اختیار بگیرند؛ بنابراین به انواع حیله‌ها علیه جمهوری اسلامی متوسل شدند که یکی از این توطئه‌ها‌‌، کودتای پایگاه هوایی شهید نوژه بود‌.

سازمان‌های جاسوسی غرب با ابزارهایی مثل تأسیس حزب و گروه یا حمایت از احزاب و سازمان‌های موجود و یا با نفوذ در دولت موقت و جاسوسی از طریق سفارتخانه‌ها، دامن‌زدن به تنش‌های مذهبی و قومی، تجزیه‌طلبی و براندازی مسلحانه، ترور رهبران، شورش و آشوب، تلاش گسترده‌ای کردند تا طعم شیرین پیروزی را در کام ملت تلخ کنند؛ به همین جهت طرح‌ها و توطئه‌ها در شیوه‌های مختلف برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران طراحی شد؛ طرح‌هایی که اگر تدبیر امام خمینی (ره) و پشتیبانی بی‌دریغ مردم نبود هر یک به تنهایی برای از بین بردن کامل نظام کافی بود. در تاریخ هجدهم تیر ماه سال 1359 دولت آمریکا برای پیشبرد اهداف شوم خود در کشورمان در پی آن برآمد تا با پشتیبانی و حمایت از بقایای رژیم مخلوع پهلوی، کودتایی را در ایران برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران طراحی کند. 

در دی ماه ۱۳۵۸ یکی از هواداران شاپور بختیار، به نام مهندس قادسی، نقشه‌ای را طراحی کرد و نام آن را "نقاب" گذاشت

نام نقاب مختصر شده سازمان "نجات قیام انقلاب بزرگ" بود و این سازمان دارای شورایی شامل مسئول تهران، مسئول امور شهرستان‌ها، مسئول امور وزارتخانه‌ها، مسئول امور دانشگاه‌ها، انتشارات و تبلیغات، مسئول امور ایلات و مسئول امور چریکی بود. اجرای کودتا به دستور آمریکا در برنامه شاپور بختیار آخرین نخست وزیر رژیم پهلوی قرار گرفت و تدارک کودتا به اهداف و زمان مشخص در دستور کار بنی عامری، رهبر شاخه نظامی قرار گرفت و سازمان نقاب برای مطالعه درخصوص بررسی راه‌های موفقیت کودتا در ستاد بختیار تشکیل شد.

کودتای نقاب

شاخه نظامی این گروه، متشکل از تعدادی از فرماندهان و کارکنان اخراجی ارتش و عده‌ای بازنشسته و شاغل بود که ابتدا با سر دادن شعارهای ناسیونالیستی و تبلیغ این هشدار که ایران با قدرت‌یابی روحانیون به تدریج به یک کشور عربی تبدیل می‌شود سعی در جذب نیرو داشت. شاخه نظامی پس از تلاش های فراوان موفق شد شصت خلبان و پانصد تن از افراد فنی و نظامی را برای شرکت در عملیات جذب کند. این شاخه به سران خود قول داده بود پرواز بیش از سی هواپیما را تضمین کند. 

شاخه تدارکات نیز وظیفه تهیه پول، اسلحه، خانه، ماشین و دیگر لوازم مورد نیاز برای یک کودتای موفق را برعهده داشت. پول از جانب کشورهای آمریکا، انگلیس و عراق در اختیار ستاد کودتا مستقر در پاریس قرار می گرفت و سپس از طریق این ستاد به داخل کشور فرستاده می‌شد. 

آژانس جاسوسی آمریکا (سیا) به کودتای نقاب، امید زیادی بسته بود و آن را ضربه نهایی و قطعی بر پیکر نظام نوپای جمهوری اسلامی می دانست و اهمیت آن را بیش از تجاوز نظامی صدام ارزیابی می کرد. به گفته سران کودتا مدتی بر سر تقدم کودتا یا آغاز جنگ تحمیلی بحث شد و سرانجام بعد از سفر سران کودتا به پاریس در اسفند ماه، طرح کودتا بر شروع جنگ ارجحیت یافت. این کودتا چنان دقیق طرح‌ریزی شده بود که سازمان سیا موفقیت آن را قطعی می دانست و حتی اعلامیه‌های پیروزی آن در دسترس و در منازل برخی از کودتاچیان برای پخش آماده شده بود.

کودتای نقاب

سران کودتا برای شروع کار در صدد به اختیار گرفتن یک پایگاه نظامی بر آمدند که دارای هواپیما، به تهران نزدیک، در خارج از شهر، عناصر آن قابل جذب و رهبران عملیات هوایی، با پرسنل و اماکن آن آشنایی داشته باشند. به این ترتیب پایگاه هوایی شهید نوژه برای شروع کودتا انتخاب شد. پایگاه هوایی شهید نوژه در ۵۰ کیلو‌متری شهر همدان و در کنار شهر کبودرآهنگ، دور دسترس مردم قرار داشت و تیمسار محققی، تیمسار سعید مهدیون، سروان حمید نعمتی، سروان ایرج ایران نژاد و چند تن دیگر از سران کودتا در آنجا خدمت کرده بودند و اماکن و پرسنل پایگاه را می‌شناختند‌.

برای تصرف پایگاه نوژه به عنوان کلید عملیات کودتا قرار بود ۱۲ تیم مرکب از یکصد تن از کلاه سبزهای تیپ نوهد ،۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر از فریب خوردگان ایل بختیاری و ۱۲ نفر راهنما از داخل پایگاه به فرماندهی سرگرد کوروش آذرتاش (فرمانده تیپ ۲۳ نوهد پیش از انقلاب) جهت تصرف پایگاه نوژه وارد عمل شوند‌. طبق نقشه پس از تصرف پایگاه تیمسار محققی برای رهبری عملیات هوایی در اتاق فرماندهی مستقر می‌شد و همزمان سروان حمید نعمتی، سروان محمد ملک، سروان کیومرث آبتین و سروان فرخزاد جهانگیری که هر کدام فرمانده یک تیم بودند اولین اسکادران هوایی را به پرواز در می‌آوردند. این اسکاداران شامل ۱۶ هواپیما از ۵۳ فروند هواپیمای مجهز به سلاح سنگین بود که برای عملیات در نظر گرفته شده بود‌. در طرح کودتا، عملیات هوایی نقش محوری داشت بنابراین هواپیما‌ها باید مسلح به سلاح سنگین و آماده پرواز می شدند.

در واقع مقرر شده بود کودتاچیان پس از تجمع در پارک لاله تهران و حرکت به سوی پایگاه هوای شهید نوژه همدان، در جریان عملیات قرار گیرند. شاخه نظامی پس از تلاش های فراوان، موفق شد شصت خلبان و پانصد تن از افراد فنی و نظامی، را برای شرکت در عملیات جذب کند. لشکر 81 باختران و لشکر16 زرهی قزوین نیز تا حدودی با عوامل کودتا هماهنگ شده بودند. همچنین قرار بود نیروهای شبه نظامی در روز کودتا در نقاط مختلف تهران اقدام به ایجاد آشوب و درگیری نمایند. گروه های شبه نظامی تا بیست و چهار ساعت باید مطابق برنامه عمل می کردند و پس از آن می توانستند عملیات را به ابتکار خودشان پیش ببرند.

کودتای نقاب

محل تجمع اصلی نیروها پارک لاله تهران بود، مقرر شده بود گروهی دیگر نیز اجرای عملیاتی را در پادگان لاهوتی (باغشاه) تهران بر عهده گیرند. در کل سه گروه در سه نقطه تهران (پارک لاله ، عباس آباد و نقاطی در غرب تهران) دست به آشوب بزنند. یکی از فعالیت های مهم شاخه سیاسی کودتا،  که تا اندازه زیادی هم موفقیت‌آمیز بود، تلاش جهت جلب حمایت تعدادی از روحانیون بود. آنان با شناخت کامل از جامعه ایران، نسبت به نقش مذهب و مشروعیت حاصل از آن در نظر مردم غافل نبودند، لذا از همان ابتدا به مثابه دیگر نیازهای کودتا، جایگزینی یک رهبر مذهبی را به جای امام خمینی (ره) مدنظر داشتند و برای این منظور بهترین گزینه را آیت‌الله شریعتمداری تشخیص دادند.

دو عامل سبب این انتخاب شده بود. یکی ناآرامی هایی که حزب جمهوری خلق مسلمان در حمایت از ایشان به راه انداخته بود و کودتا گران امیدوار بودند با جلب حمایت آیت‌الله شریعتمداری حمایت این حزب و اکثریت مردم استان های آذری زبان را به دست آوردند. دیگر این که بختیار زمانی که در تدارک تصدی سمت نخستوزیری بود، به حمایت شریعتمداری از اقدام خود در برابر حضرت امام خمینی به عنوان مرجع شیعیان جهان اطمینان حاصل کرده بود. بدین ترتیب شریعتمداری بهترین گزینه در میان روحانیون برای همکاری و تایید کودتا به حساب می آمد.

از نظر کودتاچیان، کودتا بایستی دارای هواپیما باشد، به تهران نزدیک باشد، خارج از شهر باشد، عناصر مستعد و قابل جذب داشته باشند، رهبران عملیات هوایی کودتا حداکثر آشنایی را با پرسنل و اماکن آن داشته باشند. در نظر کودتاگران ضربه اصلی باید به تهران زده می شد تا با سقوط آن به عنوان مرکز سیاسی - اداری کشور ، دیگر شهرها نیز تسلیم می شدند.

کودتای نقاب

طرح این کودتا از جمله تلاش هایی بود که سازمان سیا، رژیم بعث عراق، کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس و تعدادی از مخالفین نظام جمهوری اسلامی بطور مشترک آن را طراحی کردند که پیش از دستیابی به هر گونه هدفی، کشف و با شکست روبرو شد.

مهم ترین پایگاه هوایی که کودتاچیان در آن حضور داشتند، پایگاه سوم هوایی شهید نوژه در همدان بود

هدف اصلی کودتاگران براندازی رژیم جمهوری اسلامی و روی کار آوردن یک دولت نظامی با نخست وزیری ظاهری شاپور بختیار به مدت دو سال بود و پس از طی دو سال با برگزاری انتخابات نوع حکومت جمهوری دموکراتیک و یا رژیم سلطنتی معلوم می‌شد. برای رسیدن به این هدف، بمباران منزل حضرت امام خمینی(ره) در جماران در دستور کار قرار گرفته بود که باید به وسیله سه هواپیما با بهترین خلبان‌ها انجام می‌گرفت، زیرا در نظر آن‌ها از حذف امام به معنای پایان عمر جمهوری اسلامی بود. مرحله بعدی عملیات پس از پایان یافتن بمباران‌های هوایی با عملیات نیروی زمینی آغاز می‌شد که در آن تصرف برخی نقاط حساس نظیر رادیو و تلویزیون، زندان اوین، فرودگاه مهرآباد، ستاد ارتش جمهوری اسلامی، پادگان حر، پادگان قصر و پادگان جمشیدیه بود. 

پس از لو رفتن طرح کودتا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ارتش و کمیته انقلاب وارد عمل شده و دستگیری توطئه‌گران را آغاز کردند. به همین منظور در اداره دوم ارتش برای خنثی سازی کودتا و جلوگیری از فرار عناصر اصلی و هر گونه اقدام از جانب آنها، گروه ویژهای مرکب از تیمسار دادبین، سروان شهرام فر و سروان نوری تشکیل شد تا پس از اعزام به پایگاه هوایی نوژه ، با همکاری نیروهایی که از قبل در آنجا مستقر بودند، به دستگیری و مقابله با کودتاگران اقدام نمایند. 

کودتای نقاب

استارت عملیات ضد کودتا از پارک لاله تهران واقع در بلوار کشاورز خورده شد که به عنوان محل تجمع کودتاگران برای انتقال به همدان در نظر گرفته شده بود.  پاسداران در اقدامی ضربتی موفق شدند تعدادی از مزدوران را دستگیر کنند. اما عده دیگری با چند دستگاه ماشین به سمت پایگاه نوژه حرکت کردند که در فاصله یک کیلومتری پایگاه نوژه دستگیر شدند. قبل از دستگیری، درگیری میان دو طرف رخ داد که 6 نفر از کودتاچیان به هلاکت رسیدند. در نقاط دیگر کشور ، از جمله در اصفهان ، دو مینی‌بوس و یک دستگاه اتوبوس که حامل هفتاد نفر بودند در مسیر حرکت به سمت همدان با نیروهای سپاه پاسداران درگیر و در نتیجه تعدادی کشته و زخمی و تعدادی بازداشت شدند.

پس از کشف و خنثی سازی عملیات، با مشارکت کنندگان در کودتای نقاب برخورد شد و بدین ترتیب 121 نفر از عوامل این عملیات از جمله تیمسار سعید مهدیون، تیمسار آیت محققی، سرهنگ احمد آزموده، سرهنگ هادی ایزدی، سرهنگ سعید امیری، سرهنگ داریوش جلالی، سرهنگ رحمت الله خلیفه بیگی، سرهنگ منوچهر صادقی، سرهنگ علی فاریا، سرهنگ حسین مصطفوی قزوینی، سرهنگ محمدرضا نادری، سرهنگ ایرج خلف بیگی، سرهنگ غلامحسن بیگدلو، سروان محمد ملک، ستوان ناصر رکنی، سرهنگ داریوش جلالی، استوار عبدالعلی سلامت، استوار غلامحسین قایق ور، سرهنگ رحمت الله خلیفه سلطانی، سرگرد کوروش آذرتاش، ستوان امیدعلی بویری و تعدادی دیگر از عواملی که در کودتای نقاب دخالت داشتند در دادگاه محکوم به اعدام و در نتیجه تیرباران شدند.
 

منبع:https://www.yjc.ir/fa/news/6590575/روزی-که-نقاب‌ها-کنار-رفتند

 

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
اثرات کشف «کودتای نقاب»/ چرا حمله رژیم بعث عراق به تعویق افتاد؟

مسئول دفتر مطالعات نیروی هوایی ارتش گفت:در اسناد موجود است که حمله نظامی عراق به تاخیر افتاد؛ یکی از دلایل هم این بود که آمریکایی ها گفتند اقداماتی در جهت تضعیف ارتش ایران در حال انجام است.

خبرگزاری مهر، گروه سیاست: در تیرماه سال ۵۹ تعدادی از افسران سلطنت‌طلب برای براندازی نظام نوپای اسلامی و بازگرداندن رژیم طاغوت دست به کودتایی زدند که «نقاب»(نجات قیام ایران بزرگ) نام گرفت. محل آغاز کودتا پایگاه هوایی نوژه در همدان انتخاب شد. این کودتا در نهایت شکست خورد. در این بخش با تعدادی از فرماندهان نیروی هوایی وقت پیرامون ابعاد حادثه و نحوه لورفتن کودتا به گفتگو نشسته ایم. 

آمده بودند تا ارتش را از بین ببرند

امیر خلبان مشیری از فرماندهان پایگاه شهید نوژه همدان و معاون اطلاعات نیروی هوایی ارتش، در زمان کودتای نقاب در پایگاه شهید نوژه همدان مشغول به خدمت بوده است. وی درباره کودتای نقاب و طریقه فاش شدن این طرح می گوید: در زندگی برخی مسائل به انسان تحمیل می شود، هر کسی وارد نیرو هوایی می شد می خواست خلبان شود اما وقتی نمی توانست به شغل های دیگر می پرداخت .در فوتبال هم به همین شکل است همه نمی توانند آقای گل باشند در نیروی هوایی خلبان تمام کننده است، پس در طرح نقاب تصمیم گرفتند آنها را بزنند البته در حوادث دیگر آنها آمده بودند تا ارتش را از بین ببرند و به قول خودشان ارتش بی طبقه بسازند اما امام جلو آنها ایستاد.

وی افزود: پایگاه همدان که من در آنجا بودم اسمش شاهرخی بود. انقلاب که شد یک سری از آقایان اسم آن را عوض کرده و «حر» گذاشتند؛ البته نه حربن ریاحی. به محض اینکه شهید نوژه در ماه رمضان به شهادت رسید، خلبان ها جمع شدند و در دست نوشته ای از فرمانده پایگاه خواستند نام پایگاه به شهید نوژه تغییر پیدا کند. اما عده ای که کار سیاسی می کنند کتابی با عنوان کودتای نوژه نوشتند که موجب ناراحتی خانواده شهید نوژه شد و مقام معظم رهبری از آنها دلجویی کرد.

امیر مشیری تاکید کرد: مسئله قابل توجهی که وجود دارد این است که عوامل خارجی هر چند وقت یکبار مساله کودتای نقاب را که متاسفانه به آن نوژه می گویند پیش می کشند و برخی نیز در داخل حرف آنها را تکرار می کنند باید به آنها گفت چرا از معرفت های دلاور مردانی چون بابائی و دوران نمی گویند و در عوض از کودتایی حرف می زنند که در نطفه توسط خود نیروی هوایی خفه شده است.

وی اضافه کرد: ما نظامی ها به فرموده امام (ره) باید سیاست را بدانیم اما وارد آن نشویم. من هم سعی می کنم اینگونه باشم اما عده ای سیاسی کاری می کنند و تنها دنیا را می بینند. آنچه ارتش در جنگ انجام داد متوقف کردن دشمن بود که بسیار مهم است؛ فشار این کار بر گردن نیروی هوایی بود.

امیر مشیری گفت: حرف ما این است طرح نقاب رخ داد و عناصر مختلفی در آن بودند اما در پایگاه نوژه نیروی هوایی تنها دو نفر بودند که این کاره بودند اما اینکه می توانستند کودتا کنند یا خیر، من کاری ندارم. در ستاد نیروی هوایی در تهران نیز تیمسار مهدیون و محققی بهشان می آمد که این کاره باشند.

وی اظهار داشت: در پایگاه نوژه آقای حمید نعمتی و خسرو بیت اللهی حرف زدن و برخوردشان نشان می داد که می توانستند این کاره باشند. ما در پایگاه همدان فوتبال بازی می کردیم و می دیدیم خسرو بیت اللهی که مسئول سربازان قرارگاه بود، می آمد و می گفت آقا در فرانسه گفته اند این کار را بکنید و آن کار را نکنید. سال ۵۸ بود، پیش خودمان می گفتیم ما تنها به یک نفر آقا می گوییم و آن حضرت امام است این آقایی که بیت اللهی می گوید کیست؟ بعد فهمیدیم که دارد درباره بختیار صحبت می کند.

به غلط می‌گویند کودتای نوژه

امیر خلبان رضا رمضانی از فرماندهان دوران دفاع مقدس و مسئول دفتر مطالعات نیروی هوایی ارتش درباره کودتای نوژه و مسائل پیرامون آن گفت: انتظار ما از رسانه ها این است که بعد از این همه سال به واقعیت بپردازند و زوایایی حرکت های که به دنبال ضربه زدن به نیروی هوایی ارتش را برای مردم روشن کنند.

وی اضافه کرد: حرکت نیروی هوایی در ۱۹ بهمن سال ۵۷ و بیعت با امام سبب تسریع پیروزی انقلاب اسلامی شد و در روند پیروزی انقلاب کارکنان نیروی هوایی حضور رسمی داشتند و هر کاخ و سازمانی مانند ساختمان نخست وزیر تسخیر می شد تا زمانی که نیروهای دیگر شکل بگیرند. این نیروی هوایی بود که وظیفه حراست از آنها را برعهده داشت.

امیر رمضانی ادامه داد: بعد از پیروزی انقلاب نیز اقدامات موثری توسط نیروی هوایی ارتش انجام شده که هیچ نیروی دیگری این شناسنامه را ندارد؛ مثلا زمانی که پادگان مهاباد را ضد انقلاب گرفت، شهید قرنی اولتیماتوم داد که اگر فرمانده پادگان سرهنگ حسنی را آزاد نکنید و خارج نشوید، آنجا را بمباران می کنیم، ساعت ۴و ۳۰ دقیقه صبح هواپیمای F۴ از تهران بلند شد و سرعت صوت را بر فراز پایگاه می شکند، نیروی هوایی همواره همگام با انقلاب اسلامی بود و بعد از آن نیز در حوادث گنبد، خوزستان و دیگر جاها حضور موثر داشت.

وی گفت: شهید نوژه در سال ۵۸ با زبان روزه برای عملیات در شمال غرب کشور با زبان روزه شهید شد اما شاهدیم وقتی از کودتای نقاب صحبت می شود به غلط و یا از روی عمد می گویند کودتای نوژه، این ها نشان می دهد که رسانه ها به مسائل واقعی نپرداخته اند. من معتقدم طرح برخی مسائل برای لطمه زدن به نیروی هوایی است.

چرا حمله نظامی عراق به ایران در ۱۷ فروردین ۵۷ انجام نشد؟

امیر رمضانی اظهار داشت: کودتای نقاب مسئله ای است که هیچ گاه ابعاد مختلف سیاسی اجتماعی و حتی نظامی آن باز نشده است، حتی عوامل کودتا نیز که در خارج کشور هستند مانند آقای خسرو بیت الهی و حتی بنی صدر می گویند که ابعاد کودتا بیان نشده اما درباره نیروهای نظامی متمرکز شده است.

وی تاکید کرد: خود نیروهای نظامی بودند که کودتاه را کشف کردند و تعداد کمی از نظامی ها در رابطه با آن دستگیر شدند، آیت الله ری شهری که مسئول رسیدگی به کودتا بودند می گویند حدود ۲۰۰ نظامی در این خصوص دستگیر شدند.

امیر رمضانی اظهار داشت: دشمنان انقلاب اسلامی با توجه به روحیات حضرت امام در عدم پذیرش سلطه بیگانگان و سازش سناریو های مختلفی را طراحی کرده بودند تا به توان دفاعی ایران آسیب برسانند آنها می دانستند که در نهایت باید با انقلاب اسلامی وارد جنگ شوند، پس نیروی هوایی که یکی از بازوهای دفاعی کشور بود را هدف قرار دادند؛ البته نیروهای مختلف ارتش از این حادثه صدمه دیدند و هدف دشمن نیز همین بود و آنها میخواستند از این چاقوی دو لبه بهره ببرند.

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه کودتای نقاب در هاله ای از ابهام است و آیا می دانید چه نیروهائی در آن دخیل بودند، گفت: در حوزه نظامی قرار بود یک عملیات هوایی از پایگاه شهید نوژه همدان صورت بگیرد اما نیازمند تامین زمینی هم بود بنابراین عناصر زبده ای از نیروی زمینی تیپ ۹۲ زرهی اهواز و کلاه سبزها یا نوهد در رابطه با این موضوع دستگیر شدند آنچه که ما میدانیم این است که تنها بخش های نظامی این طرح مشخص شده ولی مسلما عناصر سیاسی آن که در بخش های مختلف می توانستند حضور داشته باشند مشخص نشده است.

امیر رمضانی گفت: ما امروز اطلاعاتی داریم که دشمنان می خواستند اگر عناصر خلق پیمان موفق می شدند پادگان هوایی ارتش را تصرف کنند، بختیار و عواملش به آنجا آمده و حرکت سیاسی خود را آغاز کنند اما وقتی در تبریز شکست خوردند کودتای نقاب را طراحی کردند. البته در اسناد موجود است که حمله نظامی عراق به ایران قرار بود در ۱۷ فروردین ماه سال ۵۹ انجام شود اما به دلایلی به تاخیر افتاد؛ شاید یکی از دلایل آن همین بوده که آمریکایی ها گفتند حرکت های دیگری در جهت تضعیف ارتش ایران در حال انجام است، پس دست نگه دارید.

سعودی‌ها و آمریکایی‌ها در کودتا دست داشتند

وی اضافه کرد: دشمن طرح کلی را برای صدمه به نیروی هوایی داشت و بر اساس آن قدم به قدم پیش رفت و چون طرح حمله به ایران را داشتند با طرح نقاب موجب بی اعتمادی به ارتش و نیروی هوایی شدند و به واسطه آن آسیب های بسیاری به ارتش وارد شد.

امیر رمضانی ادامه داد: در خصوص افرادی که اعدام شدند نیز باید گفت سرلشکر مهدیون و سرتیپ محقق در آن زمان بازنشسته بود و از اعضای نیروی هوایی به حساب نمی آمدند. ۱۲ خلبانی هم که در این رابطه دستگیر و اعدام شدند، حدود ۵ یا ۶ نفر از پایگاه مهرآباد و مابقی از پایگاه نوژه همدان بودند.

وی اظهار داشت: بیت اللهی و نصیر خانی طرح اصلی کودتای نقاب را بیان کردند، آنها می گویند ما برای جلسه ای به پاریس دعوت شدیم و در آن جلسه بختیار و نماینده اش هم بودند که اعلام می شود برادران عراقی هم برای حضور در این جلسه می آیند. آنها گفتند برادران عراقی چرا؟ ما می خواهیم برای کشور خود اقدام کنیم، عراقی چرا باید باشند؟ اما به آنها اعلام می شود که عراقی ها نیز باید حضور داشته باشند. نصیر خانی می گوید وقتی شنیدم عراقی ها می خواهند باشند پاسخ منفی دادم و همکاری نکردم.

امیر رمضانی تصریح کرد: آنچه مسلم است این است که رژیم عراق، عربستان سعودی و آمریکا در این کودتا دست داشتند و قرار بوده عراق به ایران حمله کند و تعدادی هواپیما در قالب طرح نقاب به بهانه پاسخ به ارتش عراق پرواز کرده و در عوض مناطقی از تهران را بمباران کنند، پس نشان می دهد این کودتا ابعاد مختلفی دارد و مقام معظم رهبری در خاطراتشان عینا همین مطالب را می فرمایند.

 

منبع:https://www.mehrnews.com/news/4342669/اثرات-کشف-کودتای-نقاب-چرا-حمله-رژیم-بعث-عراق-به-تعویق-افتاد

 

 
 
2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now