Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Sign in to follow this  
Followers 0

گفت‌وگو با ناخدا هوشنگ صمدی فرمانده مدافعان خرمشهر

19 posts in this topic

*غافلگیری ارتش در ابتدای جنگ کذب محض است

در اذهان برخی گاهی این نکته خطور می کند که ارتش با آغاز جنگ تحمیلی و اشغال خرمشهر، در برابر دشمن غافلگیر شد. بنده می خواهم بگویم نه تنها ارتش غالگیر نشد بلکه بسیار بسیار هم جالب عمل کرد. برای اثبات این سخن شما کافیه وضعیت ارتش ما و ارتش عراق را قبل از آغاز جنگ بیاورید روی کاغذ، ببینید آنها چه دارند و ما چه داریم. امکانات آنها را با ما بسنجید. زمانی که انقلاب شد ارتش در وضعیتی قرار گرفت که از همه جا به آن ضربه وارد کردند. سوالی که اینجا قابل مطرح کردن است این است که چرا برخی مسئولین در اوایل پیروزی انقلاب تصمیم گرفتند سربازی را از دو سال به یک سال کاهش دهند؟ آیا برای اینکه سرباز خانه ها خالی شود؟ پشت این تصمیم واقعا چه هدفی بود؟ تضعیف ارتش؟ چرا آمدند گفتند هر کسی می تواند در منطقه بومی خود خدمت کند؟ من که فرمانده تانک هستم و رسته ام زرهی است و در لشکر 92 اهواز خدمت می کنم حالا می خواهم بروم اردبیل زادگاه خودم، آیا در اردبیل برای تخصص من جا هست؟ آیا به جای من آدم متخصص در لشر 92 زرهی آمده؟ جواب این است که نه خیر، نیامده.

*تصمیماتی که بازرگان گرفت دلیلش چه بود؟

همان مقطع عده ای از آقایان گفتند: هر کس که می خواهد از ارتش جدا شود، استعفا بدهد و برود. چرا؟ آیا به جز تضعیف ارتش دلیلی دیگری داشت؟ در نیروی دریایی بیش از 300 متخصص دوره دیده در کشورهای اروپایی که مهندس شده بودند استعفا دادند. مگر ما برای تحصیل آنها پول نداده بودیم که دوره ببینند، همه شان رها کردند رفتند خارج. اگر واقعا ارتش نیازی نداشت آنها را در اختیار ارگان های دیگر می گذاشت. همه این تصمیمات اغلب در دولت موقت گرفته شد و شخص مهندس بازرگان.

*آقای ابراهیم یزدی لطفا پاسخ دهید

100 فروند موشک هارپون از آمریکا خریداری شد که گفتند ما نمی خواهیم، ما با کسی جنگ نداریم! یکی نبود بگوید بابا پول این موشک ها پرداخت شده. این موشک ها در آن زمان آخرین مدل موشک بود با تکنولوژی آخر. همه این موشک ها انتقال داده شد به عربستان سعودی. یعنی اگر ما اول جنگ اینها را در اختیار داشتیم در سوم چهارم مهر با همان ارتش عراق، بصره و بغداد را در اختیار داشتیم و ارتش بعث در شرق و غرب کاری ازش بر نمی آمد. موشک هایی که پولش هم پرداخته شده بود برگرداندند به آمریکا. سوال اینجاست که آقای ابراهیم یزدی وزیر امور خارجه وقت چرا این تسلیحات را نگرفتید؟! پشت این تصمیم چه بود؟ یکی نبود بگوید اگر به این ارتش اعتماد نداری، که نداری! نگه دار بگذار در انباری دیگر برای واحد بعدیت.

*روز دوم جنگ وارد خرمشهر شدم

آیا این کشور ارتش می خواهد یا نه؟ ما که با کسی جنگ نداریم اما مدافع هستیم پس باید مدافع مجهزی باشیم. مرداد سال 59 حدود دو ماه قبل از جنگ جریان کودتای پادگان نوژه به وجود آمد. شما بروید ببینید چه بلایی بر سر لشکر 92 اهواز آمد؟ من اگر چه جزو نیروی دریایی بودم اما اطلاعاتم دراین زمینه کافی است. اصلا از خود نیروی زمینی بپرسید چه بلایی بر سر این لشکر آمد؟ اکثر سرگرد به بالا همه گرفتار بودند. من آن زمان فرمانده گردان تکاوران ارتش بودم. تمام سران لشکر 92 در کودتای نوژه گرفتار و عده ای بازداشت شدند. من روز اول مهر 59 یعنی دومین روز جنگ وقتی وارد خرشهر شدم فرمانده گردان تانک برای لشکر 92 که باید یک سرهنگ دو، رسته زرهی باشد یک سروان مخابرات بود. سروان مخابرات هر چه قدر هم قوی باشد نمی تواند یک گردان تانک را اداره کند. در رسته خودش ممکنه است بتواند حتی رده های بالاتر را هم اداره کند اما در رسته های دیگر نمی تواند چون اطلاعاتش در سطح عمومی است این سروان قدرت و توانایی برای این گردان به هیچ عنوان ندارد. این بلاها بر سر ارتش آمد.

*یک لشکر و هفت تانک!!

ارتش خالی بود، من در یکی از عملیات ها بولتنی از عراقی ها پیدا کردم که نوشته بود لشکر 92 زرهی اهواز در آغاز جنگ فقط هشت تانک آماده به کار داشت. تازه آنها هم نفراتش کامل نبود. بعد از انقلاب اکیپ هایی در ارتش تشکیل شد به نام اکیپ تصفیه که آمدند پرسنل را گزینش کردند. مثلا طرف از قیافه من خوشش نمی آمد. حالا که قدرت گرفته و پشت این میز نشسته بود می گوید: فلانی به درد نمی خورد و بهره خدمتی ندارد، یکسری را اینگونه کنار گذاشتند. این ضربه دیگری بود به ارتش. از طرف دیگر گروهک ها گفتند ارتش باید منحل شود. ما ارتش بی طبقه توحیدی می خواهیم. چرا درجه من این باشد و دیگری درجه اش فرق کند؟

*ما که از اسرائیل نیامده بودیم

ارتش عراق با 12 لشکر و 30 تیپ مستقل بین 250 تا 300 هزار جیش الشعبی حمله را آغاز کرد که در سال 64 توان خود را رسانده به 54 لشکر اما ما چه کردیم؟ بااین وصف ارتش کجا غافلگیر شد؟ چطور صدام در روز هفتم جنگ تقاضای مذاکره کرد؟ آن زمان سپاه و بسیج و یا نیروهای مردمی آموزش دیده برای جنگ مگر چقدر داشتیم؟ همین ارتش بود که ایستاد؟ خب این ارتش هم از خود ملت بود ما که از اسرائیل نیامده بودیم.

*مرگ بر آمریکا و درود به عباس بابایی

ما در ارتش کلا 50 هزار نیرو داشتیم که تعدای هم در کردستان درگیر بودند، تعدادی در ترکمن صحرا. حالا ببنید در این حال چنان ارتشی حمله می کند به ما. و ما با همین لشکر نیم سوخته در واحد خودمان که شاید 70 درصد بیشتر استعداد نداشت وارد جبهه جنگ شدیم و لشکر های دیگر هم که بدتر از ما بودند. اما با این وصف ارتش متجاوز با آن هیمنه زمینگیر می شود. خب چه کسی این کار را کرد؟ آیا غیر از ارتش جمهوری اسلامی کسی دیگری بود؟ در یکی از کتاب ها نویسنده که راوی آن روزهاست در کتابش می نویسد: تکاوران ارتش در اسرائیل دوره دیده بودند. من به ایشان گفتم فرض هم کنید که ما در اسرائیل دوره دیده ایم. مهم این است که آمدیم و از مملکتمان دفاع می کنیم. عباس بابایی مگر در آمریکا دوره ندیده بود؟ حالا می گوییم مرگ بر آمریکا و درود به عباس بابایی. یا سایر خلبان های شهید ما هم در خارج دوره دیده بودند.

*درخواست مذاکره صدام در روز هفتم جنگبه خاطر مقاومت ارتش بود

من با امروز با جدیت می گویم که ارتش غافلگیر نشد. خیلی هم خوب عمل کرد و درخواست مذاکره صدام در روز هفتم به همین دلیل بود. اگر عراق در محور شلمچه-خرمشهر نتوانست جلو بیاید خوب چه کسی جلویش را سد کرده بود جز ارتش؟ سپاه خرمشهر کلا 27 نفر نیرو داشت در آن زمان با سلاح ام یک و ژ3.

*سربازان جگر دار ارتش

من 200 نفر از مردم را که آموزش سربازی رفته بودند گرفتم و آموزش دادم و آر پی جی هفت دادم دستشان. خب این سلاح خوبی برای زدن تانک است. دشمن هم اغلب تانک و نفر بر دارد اما کسی که قرار است از این سلاح استفاده کند باید دل جگر دار باشد و بتواند خود را به 300 کیلومتری تانک برساند تا شلیک کند. برد این اسلحه 330 متر است. کو آدمی که بتواند به 300 متری تانک برسد؟ همین تکاوران و سربازان و نیروهای مردمی بودند.

*جنگیدن یا گزارش نویسی؟

یکبار با امیر سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش رفته بودیم جایی. یکی از ما پرسید شما یادداشتی از آن دوره ندارید؟ هر دوی ما پاسخ منفی دادیم. طرف گفت: فلان آقا برای هر دقیقه نوشته دارد. امیر سیاری گفت: ایشان حتما رفته بودند برای تهیه گزارش نه جنگ. من تفنگ دستم بود می جنگیدم و وقت نوشتن نداشتم. اگر وقتی پیدا می شد کلاه آهنی را می گذاشتم زیر سرم استراحتی می کردم و دوباره ادامه می دادم.

*آمادگی نیروی دریایی از اسفند سال 58

نیروی دریایی از اسفند سال 58 آمادگی جنگیدن دارد. من جانشین فرمانده دریایی بوشهر بودم و ضمن اینکه فرمانده گردان تکاوران هم بودم. اسفند ماه عراق یک مانور دریایی در شمال خلیج فارس گذاشت. نیروی دریایی این مانور را زیر نظر گرفت. مشخص بود که این مانور برای جنگ است و حمله ای در پیش است. ضمن اینکه واحد تکاوران از اسفند یک واحد در شهربانی برای تامین امنیت داشت. به تقاضای دریادار مدنی که آن زمان استاندار خوزستان بود و هر روز به ما گزارش می داد یک واحد در فروردین رفت برای کمک به ژاندارمری در پاسگاه های خرمشهر تا شلمچه که پنج پاسگاه داشت. درست رو به روی ما عراق بود و این طرف رودخانه هم نیروهای ما چسبیده اند به اسکله. یک واحد اینجا بود. یک واحد در بندر امام داشتیم برای پتروشیمی. گزارش همه این واحد ها وقتی جمع می شد نشان می داد در آینده نزدیک در خرمشهر جنگ خواهد شد. ما در بوشهر این ها را بررسی می کردیم و به تهران گزارش می دادیم. به همین علت در فروردین نیروی دریایی یک مانور بسیار سنگین گذاشت با همراه نیروی هوایی و نیروی زمینی. از تنگه هرمز تا شمال خلیخ فارس. تمام یگان های شناور نیروی دریایی به کار گرفته شد. از نیروی خلبان اف 4 و اف 14 استفاده شد. از نیروی زمینی تیپ هوابرد به طور کامل به کار گرفته شد با یک تعداد توپخانه. در این مانور ما وقتی نتیجه را تجزیه تحلیل کردیم پی بردیم به نقاط ضعف و قدرت خودمان.

*انجام مانور قبل از آغاز جنگ

در نیروی دریایی سه واحد رزمی داشتیم. نیروهای شناور، پروازی و تکاوران بود و نیروهای پشتیبانی هم جدا بود. هر سه این نیروها به کار گرفته شدند. تکاوران یک واحد همه فن حریف و یک نیرو با واکنش سریع در نیروی دریایی بود. بعد از این مانور هر کدام چسبیدیم به رفع نقاط ضعف و بهتر شدن نقاط قوت برای آماده شدن برای جنگ. از اوایل خرداد تا شروع جنگ شاید نیروی دریایی در منطقه سه-چهار بار انواع آماده باش ها را اعلام کرد. بعد کنترل کرد. در همین فاصله نیروی دریایی طرح هایی قدیمی ای که داشت مورد تجزیه تحلیل قرار داد.

*استخوان شکسته ای که انگلیس گذاشت

من در سال 43 ستوان دو بودم و در شیراز دوره پیاده می دیدم. دشمن ما از همان زمان عراق بود و همیشه خط قرمز برای عراق بود. وقتی بررسی کردم دیدم این دشمنی از زمان جدایی عراق از عثمانی توسط انگلیسی ها در رابطه با تعیین مرزهای ایران و عراق آغاز شده و انگلیسی‌ها یک استخوان شکسته ای لای گوشت گذاشتند که در مواقع حساس به نفع خودشان استفاده کنند هنوز هم این ماجرا هست.

*طرح ذوالفقار

صدام همیشه از امضای قرار الجزایر ناراحت بود ولی قدرت حرف زدن نداشت و معتقد بود این قرار داد باید پاره شود و شط العرب یا اروند رود برای عراق است. در شروع جنگ هم همین کار را کرد. ما قبل از جنگ جای استقرار تمام واحدها را مشخص کرده بودیم که با شروع حمله هیچ ناو شناوری نباید روی اسکله باشد. چون اسکله ضربه پذیره و ناو در آنجا قدرت انجام کارش به صفر می رسد. بعد از برسی طرح های قدیمی طرحی جدید به نام ذوالفقار آماده و ابلاغ شد و خدابیامرز ناخدا محمود ابریشمی فرمانده ناو تیپ هشتم ما بود در خرمشهر بالای 45 واحد شناور داشت. 26 مرداد حدود یک ماه به جنگ همه یگان هایش را از اروند رود یا شط العرب کشید بیرون و برد در شمال خلیج فارس و همانجا که در طرح گفته بود کجاها قرار بگیرند. با آذوقه و آماده جنگ بود. دشمنان ارتش شایعه کرده بودند که نیروی دریایی اینجا را خالی کرده و فرار کرده. روز دوم شهریور ناوی با هواپیماهای عراقی درگیر شد در حالی که هنوز جنگ نیست. دو سوخو عراق را زد و آنها هم یک ناوچه ژاندارمری ما را زدند. این کجاش نشان دهنده غافلگیری است.

*نامه امیر حسنی سعدی یک روز قبل از اشغال

روز 23 شهریور جانشین فرمانده نیروی دریایی ناخدا یک مصطفی مدنی نژاد از تهران آمد در بوشهر و قرارگاه مقدم جنگ نیروی دریایی را در بوشهر تشکیل داد. اسمش را گذاشت نیروی رزمی 421. کل امکانات نیروی دریایی با یک بخش نامه آمد تحت امر این ستاد و زبده ترین کارکنان نیروی دریایی را هم جمع کرد همینجا. با این تفاسیر چگونه برخی می گویند ارتش عافلگیر شد. روزدوم آبان یک روز قبل از اشغال خرمشهر سرهنگ حسنی سعدی که آن زمان فرمانده نیروی زمینی بود نامه ای دستی برای من نوشت که «شما تکاوران امید امام هستید و امید ملت هستید … به مقاومت خود ادامه دهید نیروی کمکی در راه است.» گردان 144 لشکر 21 حمزه از این طرف سر راه و گردان 153 مشهد هم دارد می آید کمک. امیر شاهین راد فرمانده گردان مجهز 144 خیلی شجاعانه با لشکر عراق جنگیده بود. کلی هم شهید داده بودند. ما با این وضعیت می جنگیدیم.

ادامه دارد...

منبع 

22 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

آرش خان با سلام

از شما خواهش دارم این مطالب رو در اون سایت هم بگذارید . ممنون . منتظر هستم

14 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

آرش خان با سلام

از شما خواهش دارم این مطالب رو در اون سایت هم بگذارید . ممنون . منتظر هستم

 

اول اونجا قرار دادمجناب سرهنگ

اتفاقا قبل اش بخشی از این متنرو در جواب به کسی که داشت کارهای ارتش و کوچیک میکرد نوشتم و تا حالا کمت از یک ساعت 12 تا مثبت گرفته ( تا همین حالا که این متن رو مینویسم )

یکی از مدیران معلوم الحال هم چون واکنش مثبت بچه ها رو دید سری نوشت که بحث ارتش و سپاه نکنید و ... و هر دو پست پاک خواهد شد، در صورتی که اگه من اون جواب رو نمیگذاشتم اون پست توهین آمیز نه پاک میشد و نه صدای مدیر معلوم الحال در نمی آمد

 

جناب سرهنگ همیشه حرف من این بوده که اگه دور هم بشینیم و از این کارها بگیم و خودوم برای هم به به و چه چه بکنیم ولی فقط در همین انجمن بمونه کافی نیست

15 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

آماده نبودن ارتش در ابتدای جنگ تحمیلی تهمت است

 

 

دفاع > زمینی - همشهری آنلاین:
فرمانده نیروی زمینی ارتش در مراسم رونمایی از ۴ عنوان کتاب دفاع مقدس گفت: آنهایی که به ارتش تهمت می زنند که در روزهای ابتدای جنگ تحمیلی ارتش آماده نبود باید پاسخ دهند اگر این گونه بود چگونه در روز اول مهر ۱۴۰ فروند هواپیمای ارتش به عراق حمله کردند.

به گزارش مهر مراسم رونمایی از 4 عنوان کتاب مرکز اسناد انقلاب اسلامی عصر امروز دوشنبه یکم مهرماه با حضور فرمانده نیروی زمینی ارتش و رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد.

در این مراسم امیر احمدرضا پوردستان در سخنانی با اشاره به حدیثی از امام حسین (ع) در مورد واقعه عاشورا اظهار داشت: زمانی که در ایران شیپور جنگ نواخته شد و دشمن با 12 لشگر، 40 تیپ و 366 هواپیما به مرزهای ما تجاوز کرد ملت ایران نشان دادند که دین لقلقه زبانشان نیست و در عمق وجودشان نشسته است همه به ندای حسین زمانشان پاسخ داده اند در خون خود غلتیدند و اجازه کوچکترین حرکتی را به دشمن ندادند.

وی با اشاره به نیروی زمین ارتش گفت: بعد از پیروزی انقلاب ، استکبار جهانی از غرس نهال اسلام ناخرسند بودند و در نتیجه همه امکانات خود را برای مقابله با آن بکار گرفتند. از همان روز نخست برای براندازی انقلاب ابتدا محاصره اقتصادی را انجام دادند سپس به منزوی کردن انقلاب پرداختند و بعد از آن به سراغ بمبگذاری و ترورهای کور و هوشمند رفتند هنگامی که مشاهده کردند این حرکت ها جواب نمی دهد همه نیروهای خود را حاضر کردند به تعدادی از آنها لباس کرد و عرب و بلوچ پوشاندند و کشور را با مرکز ثقل شمال غربی ناامن کردند. در این حین اولین نیرویی که لباس رزم پوشید و برای دفاع از نظام اسلحه به دست گرفت نیروی زمین ارتش بود چرا که برای سپاه در آن دوران تنها ماموریت های اطلاعاتی و امنیتی و حفاظت از شخصیت ها تعریف شده بود.

پوردستان ادامه داد: اولین گردان ارتش 30 روز پس از پیروزی انقلاب در پاوه و نوسود مستقر می شود و برای دفاع از نظام شایستگی‌های خود را نشان می دهد بعدها در گنبد و ترکمن صحرا و خوزستان هم گردانها و لشگرهای ارتش به دفاع از انقلاب بلند می شوند و با ورود هوانیروز، این فعالیت ها ادامه پیدا می کند تا جایی که 44 خلبان و کمک خلبان در این راه شهید می شوند.

فرمانده نیروی زمینی ارتش در ادامه با اشاره به آغاز جنگ تحمیلی گفت: صدام برای آغاز جنگ نیاز به زمینه سازی هایی داشت که آنها را از اواخر سال 58 و اوایل سال 59 با حمله به مرزها آغاز کرده بود و در این میان نیروی زمینی نخستین نیرویی بود که به مقابله با آن پرداخت آن هم در شرایطی که عملیات روانی سنگینی در کشور وجود داشت که معتقد بود ارتش باید منحل شود در کنار آن بنی صدر خدمت نظام وظیفه را به نصف تقلیل داده بود و نقل و انتقالات بی رویه در نیروهای نظامی را در دستور کار داشت. چنین ارتشی در سالهای ابتدای جنگ در مقابل 12 لشگر تا بن دندان مسلح ایستاد و نیروهایش قطعه قطعه شدند تا توانستند جلوی تهاجم اولیه را بگیرند.

پوردستان تاکید کرد: آنهایی که اتهام می زنند در روزهای نخست جنگ ارتش آماده نبود باید بگویم که اگر این گونه بوده است چگونه در روز اول مهرماه سال 59 یکصد و 40 فروند هواپیمای ارتش به 140 هدف در عراق حمله کردند.

وی با تاکید بر اینکه هیچ عملیاتی در 8 سال دفاع مقدس انجام نپذیرفته که یگانهایی از نیروی زمینی در آن حضور نداشته باشند گفت: ارتش در سالهای دفاع مقدس به اعتمادی که امام راحل به او کرد به شایستگی و تمام قد پاسخ داد و از اقتدار نظام دفاع کرد. تنها در آن زمان ما در نیروی زمینی 2.5 میلیون سرباز را آموزش داده و به جبهه ها فرستادیم.

وی در بخش دیگری از سخنانش خاطرنشان کرد: ما در جنگ تحمیلی از اعتقادمان دفاع کردیم این گونه نبود که مثل گلادیاتورها وارد شویم و هر که را دیدیم بکشیم. بصیرت ارتش در دفاع مقدس در سلاحش حاکم بود. هیچگاه فکر کشورگشایی به ذهنمان نرسید. درست است که در سومین سال جنگ و در عملیات هایی وارد خاک عراق شدیم اما هدفمان تنها تنبیه متجاوز بود. ما در جنگ از هر وسیله ای برای دفاع از خودمان استفاده نکردیم و با وجود توانمندی هایمان از اصول انسانی مان در مقابل بمب های شرقی و گلوله های غربی کوتاه نیامدیم.

پوردستان در پایان از آماده انتشار شدن 104 مجلد از کتابهای تاریخ دفاع مقدس خبر داد و افزود: ارتش در سالهای اخیر در حال ایجاد حرکتی به منظور شرح حال نویسی از فرماندهان و سربازان حاضر در دفاع مقدس است که امیدواریم بتوانیم به گوشه ای از رسالت و ماموریتمان در این حوزه نیز جامه عمل بپوشانیم.

12 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

نامه های موثقی از یگانهای خط ارتش و مراکز فرماندهی مقدم وجود داره که تاریخ 25 شهریور ماه رو شروع حمله اعلام می کنند و به صراحت میگند ارتش عراق قراره از این محور مشخص بیاد، وارد شهر ها نشه اونها رو دور بزنه و به ماه شهر و بندر امام خمینی برسه، بعد یکی یکی شهر ها رو بگیره.

عراق مرداد ماه 59 رسما سه یا چهار پاسگاه نظامی ما رو در کردستان اشغال کرد.

همین یگان تکاوران دریایی چقدر جلوی پایش سنگ انداختن، مملکت هزار پادشاه نیروی ویژش رفته یک شهری رو امن کرده میگه به من مواد منفجره بدید لازم شد این پل رو منفجر کنم، خنده داره که بهش نمی دن.

یک جایی سیستم های سیاسی علاقه دارن واقعت های ناخوشایند رو حتی برای خودشون سانسور کنند، مشکل امروز اینجاست که اگر گفته بشه ارتش می دونست و آماده بود، باید یک عده بیوفتند بگردن دنبال اینکه ببینن چه کسی اونروز اراده کرد که چیزی نبینه.

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 

یک جایی سیستم های سیاسی علاقه دارن واقعت های ناخوشایند رو حتی برای خودشون سانسور کنند، مشکل امروز اینجاست که اگر گفته بشه ارتش می دونست و آماده بود، باید یک عده بیوفتند بگردن دنبال اینکه ببینن چه کسی اونروز اراده کرد که چیزی نبینه.

قضیه دقیقا همینه. کسی اراده کرد که نبیند. 

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با درود و عرض ادب خدمت یکایک اعضای انجمن شخیص رهروان ارتش

توجه شما را جلب مینمایم به برنامه "خشت خام" و گفتگوی حسین دهباشی با ناخدا هوشنگ صمدی

درود بر شرف پاک ارتشی ات، ناخدا

ناز شصتت ناخدا. خوب تو دهنی محکمی به تمام دروغگویان تاریخ ایران و جنگ زدید. واقعا مرحبا

امروز سید زهرا حسینی و آقای غرضی رسوا شدند و فردا ها نوبت خیلی های دیگر می شود که هیچی نبودندو نیستند و الان با بی آبرو کردن دلاوران ارتش برای خود تشکیلات درست کرده اند. ملت ایران باید بداند که ماه هیچگاه تا ابد زیر ابر نمیماند. این مصاحبه هزار بار ارزش گوش کردن دارد....................................................................

http://www.aparat.com/v/HCuB5

6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
در 11 ساعت قبل، M60 گفته است :

با درود و عرض ادب خدمت یکایک اعضای انجمن شخیص رهروان ارتش

توجه شما را جلب مینمایم به برنامه "خشت خام" و گفتگوی حسین دهباشی با ناخدا هوشنگ صمدی

درود بر شرف پاک ارتشی ات، ناخدا

 

سلام

شاید تاثیر این مصاحبه از مطالعه چندباره کتاب جناب صمدی روی بنده بیشتر بود . انشا... جناب دهباشی بیشتر از این دست مصاحبه ها را انجام دهند . متشکرم

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

زنده باد ارتش و سربازانی همچون ناخدا صمدی دلاور 

 

واقعا اونجایی که از درگیری های خرمشهر و اون بلیزر گفت کولاک کرد

کم کم ماه داره از پشت ابرها خارج میشه، امیدواریم که بقیه بادها هم شروع به وزیدن کنند 

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 ناخدا صمدی  افسانه زنده  شجاعت و ایران دوستی هستن .  جالبه وقتی در مورد گردان 144 صحبت می کنن چقدر از روی غرور و  با بغض در گلو  به شرف این گردان درود میفرستن که اگه گردان 144 نبود و جلوی یه لشگر نمی ایستاد ابادان  از دست رفته بود.  .   جناب M60 عزیز  تاریخ  بعد از جنگ  همینه. کسی که واقعا  مردونه جنگیده   و به تنها چیزی که فکر نمیکرده تبلیغات و خودنمایی بوده  بعد از جنگ یه چیزی هم بدهکارمیشه . خدا  تیمسار خلبان منوچهر محققی  و ناخدا  صمدی رو برامون حفظ کنه که   مثال زنده این قهرمانان هستن.

واقعا زمانش بود بعد از این همه سال   تلنگری به خوانندگان  و شیفتگان آثار امثال سید زهرا حسینی و   ...بخوره که کمی دست از ..... بردارن و   کمی فکر کنن در مورد واقعیت .

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

ناخدا صمدی چه قشنگ آمار ارغام می دهد

 

دست مریضاد فرمانده صمدی

6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند ******** چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند

6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

البته مسئله کم شدن مدت خدمت وظیفه هم از مسائلی است که کمتر به آن پرداخته شده !

به خصوص نیروی زمینی که وابستگی زیادی به نیروی وظیفه دارد از این کار ضربه بدی خورد.

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

کسی اطلاعاتی در مورد این جناب اقای "حسین دهباشی" داره ؟

چه جور ادمی هست ؟؟؟

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now
Sign in to follow this  
Followers 0