Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Sign in to follow this  
Followers 0

نقش هوانيروز در عمليات والفجر 8 (فتح فاو)

نقش هوانيروز در عمليات والفجر 8

 

 

جام جم آنلاين: در «عملیات والفجر ‌٨» وحشت در خلبانان عراقی آنقدر افزایش یافته بود که حتی یکبار،‌ پس از شلیک موشک و اصابت آن به یک هواپیما، خلبان هواپیمای دیگر دشمن به خیال اینکه او هم مورد اصابت قرار خواهد گرفته است، هواپیما را رها کرده و به بیرون پرید.

 

85894621406896994705.jpg

 

در تاریخ هشت ساله دفاع مقدس، یکی از گسترده‌ترین و موفق‌ترین عملیات‌های این دوران پرحماسه که انعکاس وسیعی نیز در سطح رسانه‌های گروهی جهان داشت،‌ عملیات غرورآفرین والفجر ‌٨ بود که در آن نقش ایمان و توکل به خداوند متعال و استفاده صحیح از تمامی امکانات موجود مؤثر در تعیین سرنوشت عملیات به خوبی نمایان است.

حضور نیروهای مخلص بسیجی، پاسدار و ارتشی و فداکاری آنان در این عملیات صحنه‌هایی مانند عبور از رودخانه اروند که نمونه‌ای از آنها است را خلق کرد که در طول تاریخ بی‌نظیر بوده و هست.

حضور پررنگ هوانیروز و پدافند هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در صحنه‌های این نبرد، ما را برآن داشت تا در کنار دیگر حماسه‌های نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران اعم از بسیجیان جان برکف، پاسداران غیور و ارتشیان سرافراز، گوشه‌ای از نقش هوانیروز و پدافند هوایی را به تصویر بکشیم.

در «عملیات والفجر ‌٨» که به آزادسازی شهر «فاو» عراق منجر شد،به جرأت می‌توان گفت که دستاوردهای نیروهای مسلح ایران،کمر سردمداران عراق و سردار دروغین قادسیه (صدام) و فرماندهان ارشد ارتش عراق را شکست چرا که پیروزی‌های پی در پی رزمندگان اسلام و بازتاب گسترده عملکرد آنها در این عملیات چنان مشهود بود که جای هیچگونه انکار و تکذیب را برای عراق و دشمنان جمهوری اسلامی ایران باقی نگذاشت و به اجبار به آن اعتراف کردند که ‌ایران با تصرف شهر «فاو» وارد مرحله جدیدی از پیروزی‌های خود علیه عراق شده است.

در این عملیات، اصل غافلگیری به معنای واقعی کلمه به وسیله رزمندگان ایران اجرا شد به طوری که فرماندهان نیروهای ارتش عراق پس از شنیدن تصرف فاو توسط نیروهای ایرانی بهت زده شده و این خبر برای آنها غیرقابل باور بود چرا که آنها عبور از موانع (مین- سیم خاردار- تله‌های انفجاری) بسیار پیچیده را سخت و نفوذ به خط را غیرقابل اجرا می‌دانستند.

یکی از این موانع عبور از اروند بود که عبور از آن بسیار عالی انجام شد. همچنین رعایت اصل تأمین و حفاظت اطلاعات از لحظه آغاز طرح‌ریزی و اجرای عملیات فریب، ‌از دیگر عوامل اساسی پیروزی در عملیات والفجر ‌٨ بود.

 

اهداف عملیات:

‌١-تک در منطقه فاو، رأس البیشه، انهدام دشمن،‌ تصرف و تأمین اسکله‌های البکر و الامیه و تصرف شهر فاو

‌٢- تک در منطقه کوشک و شلمچه بنا به دستور و ادامه تک به منظور تأمین سواحل شرقی اروندرود و تأمین شهر بصره

 

منطقه عملیات:

خوزستان (کوشک تا دهانه فاو):

‌١-محور منطقه اروندکنار به سمت شهر فاو

‌٢-عراق محور کوشک به سمت شرق بصره

‌٣-محور شلمچه به سمت مرز

سازمان رزم شامل قرارگاه خاتم الانبیاء(ص)، قرارگاه عملیاتی نجف، نوح (ع)، کربلا و یونس(ع)، نیروی زمینی و توپخانه ارتش جمهوری اسلامی ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بسیج مردمی و یگان‌های توپخانه، هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران،نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و قرارگاه پدافندهوایی رعد ارتش جمهوری اسلامی ایران بود.

 

58878509948205554675.jpg

 

شرح عملیات:

پس از طرح‌ریزی دقیق، شناسائی لازم به وسیله نیروهای شرکت کننده، ‌توجیه و هماهنگی‌های ضروری بین یگان‌های شرکت کننده در عملیات و بررسی تمام اطلاعات به دست آمده از دشمن و همچنین آخرین پیش‌بینی ‌های دقیق جوی،‌عملیات والفجر ‌٨ در ساعت ‌٢٢:30 مورخه ‌٢٠ بهمن ماه سال ‌١٣٦٤ با رمز مقدس «لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم و قاتلوا هم حتی لا تکون فتنه» «یا فاطمه الزهرا (س)، یا فاطمه الزهرا (س)، ‌یا فاطمه الزهرا (س)» آغاز شد.

رزمندگان اسلام حمله خود را با پشتیبانی آتش توپخانه در محورهای تعیین شده شروع کردند ‌٥٠ گردان توپخانه از ارتش و سپاه (نزدیک ‌١٠٠٠ قبضه توپ) در آتش تهیه شرکت داشت (این آتش تهیه به حدی شدید بود که در طول هشت سال دفاع مقدس بی سابقه بوده است).

محور اصلی جاده آبادان- اروند کنار و عبور از رودخانه بزرگ اروند به سمت شهر«فاو» به منظور تصرف آن و ادامه حرکت از جاده «ابوالخصیب» به طرف بصره در نظر گرفته شده بود و دو محور دیگر به منظور اجرای تک پشتیبانی (فریب) در منطقه کوشک و شلمچه در شرق بصره طراحی شده بود.

نیروهای سپاه پاسداران برای اجرای عملیات در تک اصلی و تصرف شهر فاو و ادامه عملیات به سمت بصره انتخاب شده بودند و در دو محور تک پشتیبانی از نیروی زمینی ارتش استفاده شد.

در ساعات اولیه حمله و در تک اصلی، نیروهای غواص و قایق سوار خط شکن، با دلاوری و شجاعتی بی‌نظیر از اروندرود عبور کرده و در ساحل غربی هجوم خود را به مواضع پدافندی دشمن شروع کردند و ضمن درگیری با نیروهای دشمن، تیم‌های تخصصی مشغول بازکردن معبرها از میان موانع انبوه (مین- سیم خاردار- رادار- تله‌های انفجاری) به منظور ورود نیروهای بعدی به منطقه شدند.

پس از عبور شبانه نیروها از رودخانه و روشن شدن هوا، ‌عملیات وارد مرحله تازه‌ای شد و برای ادامه کار نیروهای خط شکن با پشتیبانی آتش، نیروهای تقویتی و از همه مهمتر تجهیزات سنگین مانند توپ‌های ‌١٠٦، توپ‌های پدافندی،‌ سکوهای پرتاب موشک و . . . در نطر گرفته شد.

بنابراین بالگردهای هوانیروز ترابری نیروها و انتقال تجهیزات سنگین از اروندرود به منطقه فاو را شروع کرده و همزمان تیم‌های آتش (بالگردهای کبرا) نیروهای دشمن را که سرسختانه مقاومت می‌کردند‌ در هم می‌کوبیدند.

لازم به ذکر است در روزهای اول که هنوز پلی بر روی رودخانه اروند ساخته نشده بود کلیه تجهیزات سنگین، مهمات و نیروها، ‌به وسیله بالگردهای هوانیروز به آن طرف رودخانه منتقل می‌شد.

در همان چند ساعت اول دشمن طوری غافلگیر شده بود که یکی از فرماندهان عراقی، وضعیت نبرد را به رده بالاتر چنین گزارش می‌دهد: «دشمن (ایران) مانند سیل به وسیله قایق و بالگرد نیرو پیاده می‌کند و بازمی‌گردد. اگر چاره‌ای نکنید، می‌روند ام القصر را هم می‌گیرند. وضعیت ما بسیار بد است».

تاکتیک هوانیروز در عملیات والفجر ‌٨ طوری بود که بالگردهای کبرا به سه تیم آتش تقسیم شده بودند. همیشه یک تیم در پرواز و درگیری مستقیم با دشمن، یک تیم در حال بازگشت از منطقه عملیات جهت بارگیری مجدد مهمات و یک تیم در حال رفت به سمت منطقه و اجرای آتش بر روی دشمن بود.

این تیم‌ها با استفاده از انواع راکت، موشک «تاو»،‌ موشک «ماوریک» و توپ‌های ‌٢٠ میلیمتری آنچنان آتشی در منطقه عملیات بر روی دشمن گشودند که فرصت هرگونه حرکتی را از دشمن گرفته و هر پاتک عراق در همان آغاز با شکست قطعی روبرو می‌گشت.

دشمن فکر نمی‌کرد نیروهای ایرانی،‌از منطقه فاو، عملیات والفجر ‌٨ را با آن سطح بالا شروع کنند و حتی تا چند ساعت اول فرماندهان ارتش عراق گمان می‌کردند که تک اصلی از منطقه هورالهویزه انجام خواهد شد و حمله به فاو،‌ حمله فریبنده و ایذایی نیروهای ایرانی است.

 

04478977902355247459.jpg



در نهایت با مطلع شدن دشمن از منطقه اصلی عملیات و تصرف شهر فاو به وسیله رزمندگان ایرانی، نیروهای ارتش عراق درصدد مقابله با نیروهای اسلام برآمده و ‌اقدام به اجرای پاتک‌های شدید کردند که با آتش انبوه دلاوران هوانیروز،‌ نیروی هوایی و رزمندگان هر بار با شکست مواجه می‌شدند.

در نهایت، فرماندهان عراق به فکر استفاده از قوی‌ترین نیروهای خود یعنی لشکر گارد ریاست جمهوری افتادند و آنها را وارد نبرد کردند.

ارتش بعثی در محور جاده کارخانه نمک در یک منطقه مانوری بسیار کوچک یک تیپ را گسترش داده و روزانه ده‌ها پاتک سنگین را با کمک مدرن‌ترین تانک‌های زرهی و زبده‌ترین نیروهای رزمی همراه با پشتیبانی نیروی هوایی و بالگردهای رزمی در سطح وسیع انجام می‌داد که هر بار توسط رزمندگان اسلام در هم شکسته می‌شد.

در نهایت، دشمن ‌سرخورده و ناامید از کلیه راه‌ها و شگردهای رزمی خود در مقابله با نیروهای ایران تنها راه باقی مانده در ضربه زدن به رزمندگان اسلام را بمباران شیمیایی به وسیله هواپیماهای جنگنده خود دید لذا با بهره‌گیری از نیروی هوایی خود اقدام به بمباران شیمیایی منطقه کرد.

از آنجا که فاصله درگیری بین یگان‌های دشمن و خودی بسیار نزدیک بود، در این بمباران‌ها بسیاری از نیروهای دشمن بعثی نیز آسیب می‌دیده و گاهی به هلاکت می‌رسیدند.

از نکات دیگر این عملیات بهره‌گیری عراق از نیروی هوایی خود با انواع هواپیماهای شکاری و بمب‌افکن در سطح بسیار گسترده و با تمام توان بود.

از سوی دیگر در مقابل آنها،‌پدافندهوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران تحت کنترل «قرارگاه رعد» به فرماندهی «شهید سرلشکر عباس بابائی» چنان ضرباتی به هواپیماهای دشمن وارد کرد که نیروی هوایی عراق تا مدت‌ها پس از عملیات فاو، توان عملیاتی خود را از دست داده بود.

پدافند رعد به فرماندهی سرلشکر شهید ستاری و هواپیماهای جنگنده ارتش جمهوری اسلامی ایران روزانه به طور میانگین سه تا چهار فروند هواپیمای جنگنده عراق را ساقط می‌کردند که تا پایان عملیات آمار هواپیماها و بالگردهای ساقط شده به وسیله پدافند رعد و جنگنده‌های نیروی هوایی و هوانیروز به ‌٧٠ فروند هواپیما و ‌١٠ فروند بالگرد رسید که از این تعداد یک فروند «هواپیمای شکاری میگ» و پنج فروند بالگرد به وسیله هوانیروز ساقط شد.

پیدایش چنین وضعیتی،‌ رعب و وحشت زیادی را در دل خلبانان عراقی ایجاد کرد به گونه ای که وقتی وارد آسمان منطقه می‌شدند‌ برخی از آنها تنها در صدد خالی کردن بمب‌ها و مهمات خود در بیابان و فرار از تیررس ضد هوایی و موشک‌های زمین به هوا بودند

 

 

89063479435013139020.jpg

 

این وحشت آنقدر افزایش یافته بود که حتی یکبار،‌ پس از شلیک موشک و اصابت آن به یک هواپیما، خلبان هواپیمای دیگر دشمن به خیال اینکه او هم مورد اصابت قرار خواهد گرفته هواپیما را رها کرده و به بیرون پرید.

پدافند هوایی با اختصاص انواع سامانه‌های دفاعی از جمله توپ‌های ضدهوایی، سکوی پرتاب موشک و تجهیزات راداری نقش بارزی را در دفع حملات هوایی در صحنه عملیات داشت. پرسنل قرارگاه پدافند هوایی رعد با پوشش کامل منطقه عملیاتی و هدف قرار دادن هواپیماهای دشمن بعثی موازنه درگیری هوایی را برهم زده و خیال رزمندگان را از سوی آسمان راحت کردند.

یکی از خصوصیات بارز این عملیات رعایت اصل غافلگیری در آن از طرف نیروهای ایرانی بود به صورتی که تا شب عملیات بیشتر نیروهای خودی نیز از زمان آغاز عملیات بی‌اطلاع بودند.

سرهنگ حسین وکیلی (یکی از خلبانان کبرا) می‌گوید: قبل از آغاز عملیات، خلبانان از راه زمین و با حضور در دیدگاه‌ها،‌ مناطق عملیاتی (فاو) را شناسایی و محورهای پروازی را مشخص کردند و در یکی از این شناسایی‌ها که با حضور برادر رحیم صفوی( سرلشکر رحیم صفوی) انجام می‌گرفت،‌پس از بازدید از منطقه عملیاتی جهت توجیه نقشه به سوله‌ای وارد شدیم و پس از توجیه کامل، زمانی که از آن محل بیرون آمدیم، تقریباً هوا تاریک شده بود و در این لحظه، ‌برادر رحیم صفوی من را آهسته صدا کرده و گفت که وقتی به مقر هوانیروز رسیدید به سرهنگ محمد انصاری (فرمانده پایگاه) بگو که خلبانان کبرا فردا صبح جهت مقابله با پاتک‌های دشمن آماده باشند.

ما که فکر می کردیم این عملیات حداقل در چند روز آینده انجام گیرد از این خبر بسیار شوکه و مجبور شدیم آن شب به کمک پرسنل فنی برویم و تا صبح بالگردهای کبرا را مهمات‌گیری کنیم تا اول صبح آنها آماده پرواز باشند.

با روشنایی صبح تیم‌های آتش هوانیروز وارد صحنه عملیات شده و به کمک نیروهای زمینی شتافته و با هدف قرار دادن تانک‌های دشمن، پاتک‌های سنگین آنها را متوقف می‌کردند.

خلبانان کبرا در طول عملیات با حضور در بالای سر نیروهای رزمنده ضمن تقویت روحیه آنها نقش بسزایی را در توقف و انهدام نیروهای دشمن داشتند. نبرد با تانک‌های گارد ریاست جمهوری عراق و در اطراف کارخانه نمک که با هدایت شخص صدام انجام می‌گرفت واقعاً نبردی نفس‌گیر و در جلوگیری از پیشروی دشمن بسیار مؤثر بود.

استفاده از موشک‌های ماوریک که توسط بالگردهای کبرا شلیک می‌شدند،‌ یکی دیگر از نکات بارز هوانیروز در این عملیات بود.

خلبانان کبرا بارها با شلیک این موشک به اهداف و مراکز تجمع نیروهای دشمن در مسیر جاده فاو تا دریاچه نمک باعث انهدام و سردرگمی دشمن و سهولت در امر پیشروی نیروهای خودی می‌شدند.

از طرفی، دشمن با استقرار شناورهای خود در آب‌های خورعبدالله و متکی به جزیره بوبیان کویت سعی می‌کرد همواره جناح غربی نیروهای اسلام را مورد تهدید قرار دهد و با شلیک از راه دور ضرباتی را به نیروهای ایرانی وارد کند لذا یکی از مأموریت‌های هوانیروز مقابله با این شناورها بود که به محض رؤیت آنها بالگردهای کبرا با پرواز بر روی آب‌های خورعبدالله با شلیک‌های خود، آنها را هدف قرار می‌دادند.

سرهنگ بازنشسته خلبان «اژدر نظری» نیز در این رابطه می‌گوید: سه روز متوالی گوش به زنگ و منتظر فرصت بودیم تا اینکه در روز چهارم هیکل غول آسای شناور بزرگی را در اطراف جزیره بوبیان مشاهده کردیم و با پرواز به سمت آن و شلیک یک موشک ماوریک، ‌پس از چند ثانیه کوهی از آتش و دود و آب و تکه‌های شناور به آسمان پرتاب شد و دنبال آن انفجارهای پی در پی و شدیدی به گوش رسید.

از مواردی که پرواز بالگردهای ‌٢١٤ را با مشکل مواجه ساخته بود «اسلینگ» و حمل تجهیزات به صورت بار خارجی بود زیرا حجم زیاد بعضی از این تجهیزات مثل (جیپ و تفنگ ‌١٠٦ مربوطه) باعث بر هم خوردن تعادل بالگرد در حین پرواز می‌شد و چنانچه پرواز دقیقی انجام نمی‌گرفت سقوط بالگرد حتمی بود.‌

 

88896965491890519645.jpg



آتش سنگین توپخانه و حضور هواپیماهای دشمن در این لحظات هم مزید بر علت شده و کار را برای خلبانان مشکل می‌ساخت اما حضور مسئولان به ویژه فرمانده گردان بالگردهای ‌٢١٤ (امیر سرتیپ دوم بازنشسته خلبان علیرضا فیروزان) در بین خلبانان جمعی خود و پرواز با آنها در این لحظات حساس باعث تقویت روحیه و افزایش جسارت آنها برای انجام این پروازهای سخت شده بود ‌به صورتی که آنها بدون هیچ مشکلی به خوبی این تجهیزات را اسلینگ و در منطقه فاو پیاده می‌کردند.

از دیگر اتفاقات مهم این عملیات سقوط یک فروند هواپیمای جنگی دشمن توسط خلبانان هوانیروز بود هرچند بالگرد کبرا با توجه به مأموریتی که برای این وسیله تعریف شده نباید با هواپیماهای جنگی به مقابله بپردازد ولی در ارتش جمهوری اسلامی ایران،‌ هدایت این وسیله در طول هشت سال دفاع مقدس را خلبانانی بر عهده داشتند که خیلی از معیارها و معادلات جهانی پرواز را بر هم زده بودند و با شهامت و جسارتی که از خود نشان می‌دادند هیچ سلاحی حتی هواپیماهای جنگی دشمن در منطقه از خشم آنها در امان نبود.

سرهنگ بازنشسته خلبان جهانگیر کاووسی می‌گوید: من در این عملیات افسر رابط و در کنار دریاچه نمک بودم و صحنه هدف قرار گرفتن و سرنگونی آن هواپیما را به اتفاق درجه دار مخابراتم از روی زمین کاملاً مشاهده می‌کردم. در آن لحظه نیروهای دیگر هم شاهد این اتفاق بودند. هواپیما بوسیله آتش پرحجم سه فروند بالگرد کبرای هوانیروز که در حال عملیات بودند مورد اصابت قرار گرفته و سرنگون شد. در آن عملیات من شاهد سرنگونی دو فروند از بالگردهای عراق هم بودم. انجام ‌٣٩٣٨ ساعت پرواز و هلی‌برن ‌١٦٢٤ نفر از نیروهای خودی به منطقه و تخلیه ‌٢٠٣٨ نفر مجروح از سراسر منطقه به پشت جبهه و حمل ‌٣٣٠ تن از تجهیزات سبک و سنگین از فعالیت‌های هوانیروز در این عملیات بوده است.

هوانیروز با مصرف ‌٦٧ فروند موشک ضد تانک تاو، چهار فروند موشک سنگین ماوریک،‌٨٤١ تیر راکت و ‌٥٢٨٠ گلوله توپ ‌٢٠ میلیمتری به وسیله بالگردهای شکاری کبرا تعداد زیادی از تانک‌ها، نفربرها، خودروها،‌ سایت‌های موشکی و نفرات ارتش عراق مورد هدف قرار داد و خسارت و تلفات جبران‌ناپذیری بر دشمن وارد آورد.

در این عملیات دو نفر از خلبانان کبرا به نام های (سرلشکرحسین راستگو و سرلشکر محمد شفیعی هدف) مورد اصابت گلوله مستقیم دشمن قرار گرفته و به درجه رفیع شهادت رسیدند. تعداد ‌١٥ نفر نیز با نثار جان خود در این عملیات به درجه جانبازی نائل شدند.

بازتاب «عملیات والفجر ‌٨» در رسانه‌های جهانی:

بازتاب عملیات نیروهای مسلح ایران و پیروزی‌های چشمگیر آنها در منطقه وسیع خاک عراق (فاو) برای هیچ یک از کشورهای متخاصم با جمهوری اسلامی ایران به خصوص ابرقدرت‌ها و به ویژه آمریکا قابل قبول نبود، به طوری که آمریکا و دیگر اقمارش از این پیروزی درخشان به هراس افتادند.

 

87467179692955558482.jpg



از سویی، اسناد و مدارک این پیرزی آنچنان انکارناپذیر بود که تحت هیچ شرایطی قادر به کتمان آن نبودند و به خاطر اینکه از قافله عقب نمانند پیروزی‌های ایران را در منطقة فاو تأیید کردند و خبر آن را سر تیتر روزنامه و مهمترین عنوان خبری رسانه‌ها و شبکه‌های رادیو و تلویزیونی خود قرار دادند.

رادیو بی بی سی: ‌١/١٢/١٣٦٤

«ایران به خوبی در زمین از عهده نیروهای عراق برآمد و با تصرف این همه از اراضی عراق،‌ ضربه ای تحقیر آمیز به عراق وارد کرده است».

خبرگزاری آسیوشیتدپرس: ‌٢٢/١١/١٣٦٤

تنها یک نبرد تن به تن می‌تواند ایرانی‌ها را از منطقه فاو خارج کند. تانک‌ها در نخلستان‌ها قادر به فعالیت نیستند و نیروهای هوایی عراق نیز نمی‌توانند نیروهای استتار شده ایرانی را در منطقه شناسایی کنند و بیرون راندن آنها کار بسیار دشواری است.

رادیو آمریکا: ‌٣٠/١١/١٣٦٤

تحلیلگران نظامی غرب معتقدند که ایران برای عبور از شط العرب (اروندرود)، نیاز به داشتن تجهیزات کافی داشتند و متعجب از این موضوع هستند که چگونه با اندک تجهیزات قدیمی توانستند از این آبراه عبور کرده و به مواضع عراقی‌ها دست یابند.

خبرگزاری فرانسه:

استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی در جنگ فاو نشانه موفقیت نیروهای ایرانی است.

روزنامه حریت ترکیه:

رسیدن ایران به سواحل غربی اروندرود، کابوس کویت و دیگر حکومت‌های خلیج فارس است.

رادیو و تلویزیون سوئد:

عکس ماهواره‌ای از جبهه‌ها حاکی از تسلط ایران بر فاو است. دست یافتن ایران به فاو باختی سیاسی برای عراق و (ناچاری او در) استفاده از سلاح‌های شیمیایی است.

از همه مهمتر، تأیید پیروزی رزمندگان ایران در تصرف منطقه فاو به وسیله صدام رییس جمهور وقت عراق و پذیرفتن شکست نیروهای ارتش عراق در عملیات والفجر ‌٨ از جانب وی بود.

 

97842021937197037680.jpg

برابر نامه‌ای که توسط خبرگزاری آلمان غربی در مورخه ‌٨/١١/١٣٦٤ افشا شد،‌ صدام در بازدید از جبهه فاو و مشاهده پیروزی‌های درخشان رزمندگان اسلام در بازگشت به بغداد طی نامه‌ای به نیروهای گارد ریاست جمهوری که مورد اعتمادترین نیروهای او بودند با لحنی حزن آمیز به موفقیت و پیروزی‌های ایران اعتراف کرد و اینگونه نوشت: «ایرانی‌ها با عبور از روی سینه و پهلوی شما‌، خاک ما را اشغال کردند

سرانجام، این عملیات غرورآفرین پس از هفت روز تلاش اصلی و تصرف فاو پایان یافت ولی ادامه عملیات و دفع پاتک‌های مکرر عراق تا ‌٧٨ روز ادامه داشت و سلحشوران هوانیروز در طول این زمان در منطقه حضور فعال داشتند.

 

نتیجه عملیات:

‌١-30 کیلومتر از خاک میهن اسلامی و حدود ‌٧٧٠ کیلومتر از خاک عراق آزاد و ارتباط عراق با آب های آزاد قطع شد.

‌٢-شهر فاو آزاد شد و اسکله‌های فاو به تصرف درآمدند و نیروهای ایرانی در ‌٢٠ کیلومتری بندر ام‌القصر مستقر شدند.

‌٣-تلفات انسانی ارتش عراق بالغ بر ‌١٧٠٠٠ کشته و ‌٢٥٠٠٠ زخمی می‌شد.

‌٤-ضایعات هوایی عراق شامل ‌٧٠ فروند هواپیما و ‌١٠ فروند بالگرد.

‌٥-400 دستگاه تانک، ‌٢٠٠ دستگاه نفربر،‌‌٢٠٠ موضع توپخانه و ‌٥٠٠ خودرو منهدم شد.

‌٦-80 دستگاه تانک، ‌٤٠ دستگاه نفربر، ‌١٩٠ قبضه توپ و تعداد زیادی خودرو به غنیمت گرفته شدند.

‌٧-یک فروند ناوچه مورد هدف قرار گرفت و منهدم شد.

 

تعداد بالگردهای شرکت کننده هوانیروز:

بالگرد کبرا: ‌٢٢ فروند

بالگرد ‌٢١٤: ‌٤١ فروند

بالگرد شنوک: ‌١٠ فروند

بالگرد ‌٢٠٦: چهار فروند

بالگرد ‌٢٠٥: سه فروند

تعداد بالگردهای شرکت کننده در عملیات والفجر ‌٨ در مجموع ‌٨٠ فروند.

پایگاه‌های شرکت کننده:پایگاه پشتیبانی عمومی اصفهان،پایگاه مسجد سلیمان،پایگاه کرمانف، پایگاه تهران.

ساعت پرواز انجام شده: ‌٣٩٣٨ ساعت.

تعداد مجروحین حمل شده: ‌٢٠٣٨ نفر

تعداد نیروهای رزمنده ترابری شده در قالب هلی برن: ‌١٦٢٤ نفر

مقدار بار (مهمات و تدارکات) مورد نیاز حمل شده: ‌٣٣٠ تن

 

یگانهای شرکت کننده از قرارگاه پدافند هوایی رعد ارتش جمهوری اسلامی ایران:

سه سایت موشک هاگ از بوشهر ، امیدیه،دزفول.

پنجاه عدد جنگ‌افزار توپ ‌٢٣ میلیمتری.

پنجاه عدد جنگ افزار توپ ‌٣٥ میلیمتری.

گروه‌های پدافندی تهران،اصفهان، اهواز، تبریز.

یگان‌های سامانه اسکایگارد برای دفاع سطحی مناطق آسیب پذیر.

پوشش راداری توسط رادار بندر حضرت امام (ره).

تعداد پرسنل درگیر در انجام عملیات ‌٥٠٠٠ نفر.(ایسنا)

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

بازخوانی عملیات والفجر ۸ در گفتگو با خلبانان هوانیروز


 


فتح ناممکن‌ها با شکار ناممکن‌


ایرج فتح‌اللهی:


 


43507458875658450775.jpg


 


صدام آنقدر خیالش از سمت اروند و جزیره فاو آسوده بود که شاید هیچگاه در خواب هم یورش پیروزمندانه سپاه اسلا‌م را از این منطقه استراتژیک باور نداشت. اما وارثان انقلا‌ب حسینی که مرگ برایشان رهیدن از زندان تن و عالم خاکی و آغازی است بر زندگی در جوار رحمت الهی، سبکبال بارقه‌های امید و روزنه‌های فتح را رصد کردند و از سال‌ها پیش از والفجر ۸، تمهیدات لا‌زم برای دل زدن به آب و حضور مقتدرانه در فاو را پیش‌بینی کردند و سرانجام حماسه والفجر ۸ را در دهه پایانی بهمن سال ۶۴ را ثبت در تاریخ کردند. به همین بهانه با سرتیپ دوم بازنشسته ستاد، خلبان محمد طاعتی، مسئول عملیات هوانیروز ارتش در عملیات والفجر ۸ و خلبان اسماعیل صحتی از خلبانان جانباز این عملیات به گفت‌وگو نشستیم. ‌


***


سرتیپ دوم بازنشسته ستاد، خلبان محمد طاعتی ۶۲ ساله و متولد سراب است. دانشکده افسری را در سال ۴۹ به پایان رسانده و به هوانیروز ملحق شده‌است. در سال ۵۱ دوره‌های خلبانی در آمریکا و در سال ۵۴ هم دوره استاد خلبانی را باموفقیت سپری کرده است. از سال ۵۸ در پایان دادن به غائله کردستان حضور داشته و در عملیات پیروزمندانه والفجر۸ مسئول عملیات هوانیروز بوده و پس از پایان جنگ هم رئیس دانشکده علوم و فنون هلیکوپتری در دانشگاه افسری بوده‌است.


 


نظر شما در خصوص اهداف تعیین شده در عملیات والفجر ۸ چیست؟


عاملی که موجب شد طراحان نظامی در انتخاب منطقه فاو برای عملیات دقت بیشتری به عمل آورند، این بود که هیچ یک از عملیات‌های انجام شده پس از فتح خرمشهر دارای نتایجی نبود که قادر باشد برتری تعیین‌کننده‌ای را نصیب ایران کند. از این رو، لا‌زم بود حرکت جدیدی در صحنه جنگ انجام شود که با آنچه از اول جنگ تا آن زمان به وقوع پیوسته بود، متفاوت باشد و فرماندهان نظامی عراق نیز از پیش‌بینی آن ناتوان باشند. این حرکت، عبور از رودخانه عریضی همچون اروند و تسخیر منطقه مهم بود. ‌ به لحاظ موقعیت جغرافیایی شمال خلیج فارس و منطقه فاو، عملیات والفجر ۸ از اهداف سیاسی – نظامی ویژه‌ای برخوردار بود. هدف اول انهدام توان رزمی ارتش عراق بود که به وسیله این عملیات باید ارتش عراق مستاصل شده و در این شبه جزیره منهدم می‌شد. هدف دوم این بود که صدور نفت عراق به صورت صد در صد قطع شود.


 


به منظور فلج کردن اقتصاد عراق؟


بله. اقتصاد عراق با فتح فاو کاملا‌ فلج می‌شد. بعد تصرف خورعبدالله که محل تردد کشتی‌های جنگی عراقی بود خیلی مهم بود، چون کشتی‌های جنگی عراقی‌ها از پایگاه موشکی ام‌القصر کنار اسکله و پهلو می‌گرفتند و از آنجا کشتی‌های ایرانی را هدف قرار می‌دادند.تصرف خورعبدالله تردد عراق به سمت دریا را به طور کامل از بین می‌برد و نیروی دریایی عراق کاملا‌ فلج می‌شد. هدف دیگر این بود که از این طریق خودمان را به مرزهای کشور کویت نزدیک می‌کردیم.


 


54258257225780557448.jpg


 


درحقیقت شما به انتخاب صحیح هدف تاکید دارید؟


بله. در جنگ انتخاب هدف، از مهم‌ترین بخش در طراحی عملیات است. هدف عملیات والفجر ۸ به خوبی پیش‌بینی شده بود. عراق فکر می‌کرد که رودخانه اروند غیرقابل عبور است و می‌تواند از آن به عنوان یک دژ مستحکم و غیرقابل نفوذ بهره‌مند باشد. در طول سال‌های جنگ از ۵۹ تا ۶۴ هم عملیات و فعالیت خاصی در آن منطقه انجام نشده بود. لذا طراحان عملیات و نیروهای سپاه چنین می‌پنداشتند که اگر بشود نیروهایمان را به همراه تجهیزات سنگین و نیمه سنگین از اروند عبور دهیم و فاو راتصرف کنیم و در برابر پاتک‌های زرهی عراق توسط گروه‌های ضد زره یا هلیکوپترها مقاومت کنیم، می‌توان گفت که یک غافلگیری حساب شده به عراق تحمیل کرده‌ایم.


 


وظایف هوانیروز در این عملیات چه مواردی تعیین شده بود؟


از آغاز عملیات والفجر ۸، هوانیروز چند وظیفه سنگین عهده‌دار شد. از جمله انتقال نیرو و انتقال تجهیزات سنگین به آن سوی اروند، تخلیه سریع نیروهای زخمی و مقابله با پاتک عراقی‌ها توسط هلیکوپترهای کبرا از جمله این وظایف بود. لذا در اوایل بهمن ستاد هوانیروز در منطقه مستقر شد و فرمانده قرارگاه هوانیروز با قرارگاه سپاه و ارتش هماهنگ می‌شد.علی‌رغم عملیات‌های گذشته که شواهد و قرائن از زودهنگام بودن عملیات حکایت می‌کرد، این عملیات با تدابیر انجام شده در محیط حفاظت پردقت اطلا‌عات در حال تحقق بود. تاکید شده بود که عملیات در نهایت حفاظت طراحی وانجام شود و عملیات‌های ایذائی صورت گیرد تا عراقی‌ها غافل شوند.


رعایت حفاظت در این عملیات به خوبی انجام می‌شد. به گونه‌ای که حتی خود ما هم مطلع نبودیم که منطقه جنوبی مورد نظر، فاو است. در آن دوره برای آمادگی هوانیروز در همراهی و پشتیبانی از عملیات به ۳ پایگاه پیش آگهی دادیم که از سه محور شمالی، میانی و جنوبی باید پشتیبانی کنند و چون تاکید طراحان عملیات بر این بود که هوانیروز در محور جنوبی بیشتر پشتیبانی کند، لذا با تدبیر فرماندهی هوانیروز، گروه پشتیبانی عمومی اصفهان را با سه گردان در پشتیبانی محور عملیاتی جنوبی قرار دادیم. یک گردان شنوک، یک گردان تک و یک گردان هجومی و در محور شمالی گروه کرمان را با دو گردان در پشتیبانی قرار دادیم و گروه مسجد سلیمان را در پشتیبانی محور میانی قرار دادیم. ستاد هوانیروز نیز در دارخوین مستقر بود.


آمادگی‌های مورد نیاز از جمله شناسایی‌ها و توجیه تا بیستم بهمن انجام شد. ادامه داشت. عراق هم در محورهای شمالی ومیانی فعالیت‌های چشم‌گیری در زمینه عکاسی و کارهای اطلا‌عاتی داشت. تا اینکه در روز بیستم بهمن ماه، سردار صفوی که آن روزها برادر صفوی خطاب می‌شد، در ستاد هوانیروز به من زنگ زد و خواست که افسران عملیات و خلبان‌های ارشد هر پایگاه را جمع کنیم و برای توجیه به منطقه برویم.در استتار کامل حدود ساعت ۳۰/۲۱ در زیر باران و طی کردن جاده گل‌آلود به محل مورد نظر رسیدیم. برادر صفوی شروع به توجیه عملیات کرد و گفت که می‌خواهیم جزیره فاو را بگیریم و شما باید توسط هلیکوپترهای کبرا کمک کنید و پشتیبانی نزدیک آتش بکنید و توپ‌های ۱۰۶ میلی متری را چون ضد تانک هستند، با خودروهایشان و خودروهای مخابراتی به منطقه حمل کنید و خودروهای سنگین ونیمه سنگین هم به صورت بار خارجی به منطقه منتقل شود. چون پل رود اروند هم هنوز آماده نشده بود باید کار پشتیبانی و جا به جایی را هوانیروز انجام می‌داد.


نکته جالب در سخنان برادر رحیم این بود که چرا ایشان این قدر مطالب را واضح بیان می‌کند. وقتی در حال برگشت بودیم دیدیم که آتش تهیه آغاز شده بود و متوجه شدیم که عملیات شروع شده بود. آتش تهیه توسط توپخانه ارتش از خاک خودی انجام می‌شد که به واقع بسیار انبوه و بی‌نظیر بود. ‌ از همان شب گروه‌ها به وظایفشان مشغول شدند و گروه پشتیبانی هم به صورت مستقل پشتیبانی می‌کرد. و گروه دیگر هم در محورهای شمالی ومیانی کوشک، بصره و شلمچه به طرف مرز را پشتیبانی می‌کردند. روز اول نیروهای سپاه از رودخانه که هنوز پل دایر نشده بود گذشتند و ما وظیفه داشتیم که نیروهای کمکی به آنها برسانیم. عراق با این باور که رودخانه اروند غیرقابل عبور است غافلگیر شده بود و پس از این بود که تازه ستاد صدام باور کرده بود که این عملیات از این منطقه انجام شده است. ‌


 


حجم فعالیت‌های عمده هوانیروز در آغاز عملیات چه بود؟


در روز اول بیشتر انتقال ادواتی که در مقابله با ادوات زرهی کاربرد دارد، از جمله تفنگ ۱۰۶ میلی متری، با خودرو یا خودروهای مخابرات وفرماندهان از طریق بار خارجی به منطقه اعزام کردیم.


 


64529795501568036658.jpg


 


در این عملیات با توجه به گستردگی قابل توجه آن هوانیروز ارتش چه ضایعاتی را متحمل شد؟


در این عملیات ضایعات ما هم قابل توجه بود. از جمله ۲۵ هلیکوپتر که گلوله خورده بود و بازسازی شدند. متاسفانه ۲ فروند هلیکوپتر هوانیروز هم منهدم شدند که خلبانان یک هلیکوپتر، شهید شدند. ۳ نفر از خلبانانمان هم دچار عارضه شیمیایی شدند. ۲ خلبان هم مجروح شدند از جمله خلبان صحتی که یکی ازشگفتی‌های جنگ را در این عملیات رقم زد و توانست با شلیک‌های هلیکوپتر کبرا یک میگ عراقی را سرنگون کند.پس از گذشت ۷ روز نیروها به اهداف پیش‌بینی شده رسیدند و پل زده شده بود، ‌بیمارستان‌های امام سجاد(ع) و الزهرا(س) هم کاملا‌ فعال شد و در محور شمالی هم یگان‌ها تثبیت شدند و عملیات از نظر ما به پایان رسید. تعدادی هلی کوپتر برای پشتیبانی در اختیار سپاه قرار دادیم و باقی هلیکوپترها را از محورهای مختلف برای بازسازی بازگرداندیم. در این عملیات حدود ۴۰۰۰ ساعت پرواز توسط هلی کوپترها انجام شد که در نوع خود بی‌سابقه است.


 


با توجه به توان محدود نظامی ایران در آن دوره و سیل تسلیحات پایان‌ناپذیر کشورهای غربی و شرقی به رژیم بعث عراق، قاعدتا باید ایران از ابتکار و خلا‌قیت بهره می‌برد تا بتواند چنین عملیاتی را اجرا کند. لطفا از این منظر هم عملیات والفجر ۸ را شرح دهید.


کل این عملیات یک ابتکار بزرگ بود و از همین رو به غافلگیری نهایی دشمن انجامید. اما در بحث هوانیروز هم ما هلیکوپترهایمان را به واقع با چنگ و دندان حفظ کردیم. آن قدر به بقای این وسایل سازمانی اعتقاد داشتیم که وقتی یکی از آنها آسیب‌می‌دید، گویا بخشی از پیکر ما آسیب می‌دید و از بین می‌رفت. لذا طرح تفرقه را به خوبی در این عملیات اجرا کردیم. یعنی هر گروه مدتی در جایی مستقر می‌شد و بلا‌فاصله تغییر موضع می‌داد. در این عملیات به ما اطلا‌ع دادند که عراق تصمیم دارد به منطقه دارخوین حمله کند. با سرعت طرح تفرقه را انجام دادیم و شاید کمتر از ۱۰ دقیقه بعد این منطقه توسط هواپیماهای دشمن بمباران شد. با چنین تمهیداتی به جز یکی دو مورد، در سایر موارد تلفات جدی نداشتیم که از همان یکی دو مورد هم تجربیات خوبی در جنگ کسب کردیم. همچنین در بسیاری از مناطق، به خصوص در جنوب خلبان‌هایمان در هلیکوپتر آماده‌باش می‌ماندند تا به محض اطلا‌ع محل استقرار خود را تغییر دهند.


 


30875468871219827375.jpg


 


شما در چه سالی بازنشسته شده‌اید؟ در این مدت به چه فعالیت‌هایی مشغول بوده و هستید؟


در سال ۷۶ بازنشسته شدم. در دانشگاه امام حسین(ع) و دانشکده فرماندهی ستاد تدریس می‌کردم و در ستاد مشترک نیروهای مسلح نیز مشاور بودم که به علت ملا‌حظات سلا‌متی، قریب به دو سال است که فقط به برخی مطالعات متفرقه و یا نوشتن می‌پردازم.


 


چگونه می‌توان از توانمندی افراد مجربی چون شما بهره گرفت؟


ما برای رشد و توسعه مثلثی سه ضلعی داریم؛ تجربه به آموزش ورود می‌کند و با آموزش به صنایع نفوذ می‌یابد و صنایع با تکنولوژی به آموزش می‌آید و به یگان‌ها می‌رود و این سه ضلع پیوسته با هم ارتباط می‌یابند. متاسفانه ضلع تجربه در مثلث تولید، تکنولوژی و توسعه یگان‌هایمان قطع است. ‌ یک مثالی بگویم. متاسفانه ما در عملیات بدر و خیبر هلیکوپترهایی داشتیم که فراتر از نقطه هدف پرواز کرده بودند. و در رسیدن به هدف دقیق اشکالا‌تی داشتند. پس از عملیات بدر به این نتیجه رسیدیم که چون در آن دوره ‌GPS به صورت فعلی وجود نداشت به وسیله‌ای احتیاج داریم که وقتی مختصات هدف را می‌دهیم با رسیدن به هدف به ما اعلا‌م کند که به طور صحیح رسیده‌ایم. انگلیس تجهیزاتی به نام داپلر داشت که ما به آنجا رفتیم تا آن را تست کنیم و خریداری کنیم. من در پایگاهی انگلیسی مشغول تست این دستگاه بودم که متوجه شدم در آنجا هنوز از خلبانان جنگ جهانی دوم استفاده می‌کنند. آنجا سیستمی وجود دارد که خلبانانشان را بازنشسته نمی‌کنند. این موضوع سرمایه‌گذاری زیادی نیست واز وجود آنها در صنایع مختلف کمک می‌گیرند. این عدم توجه به توانایی افراد مجرب و خبره موجب می‌شود که متاسفانه ما در کشور می‌بینیم که برخی خلبانانمان در کشورهای دیگر از جمله کشورهای حاشیه خلیج‌فارس حضور می‌یابند و تجربیات خود را در اختیار کشورهای دیگر قرار می‌دهند.


 


خلبان اسماعیل صحتی متولد سال ۱۳۳۵ شهر اهر است. از سال ۱۳۵۳ به ارتش وارد شده و دوره‌های خلبانی واستاد خلبانی را تجربه کرده و خود به آموزش دیگر خلبانان پرداخته است. در عملیات والفجر ۸، ستوان یار بوده و از جمله افتخاراتش انهدام یک فروند هواپیمای میگ توسط هلیکوپتر کبرا می‌باشد. در همین عملیات به افتخار جانبازی نائل شد و یک چشم خود را از دست داد. به جهت فعالیت‌های گسترده و متعددی که در جبهه‌های نور علیه ظلمت داشته حائز ۱۸ سال تشویقی شده‌است.


 


یکی ازافتخاراتی که شما در جنگ به دست آورده‌اید انهدام یک فروند هواپیمای میگ عراقی توسط هلیکوپترتان بوده است. در این مورد توضیح بدهید.


تقریبا بعد از گذشت ۵ روز از عملیات مطلع شدیم که یک هلیکوپتر کبرای ایرانی نزدیک جزیره بوبیان در حالت اضطراری فرود آمده‌ و تعمیرکارانمان مشغول تعمیر آن هستند. در این هنگام یک ناو عراقی از این جزیره شروع به شلیک به سوی این هلیکوپتر کرده بود. من و کمکم در حوالی دریاچه نمک عازم ماموریت بودیم که با تقاضای کمک نفرات فنی به سمت آنها رفتیم. از شلیک‌های انجام‌شده‌ ما ۳ موشک به این ناوچه اصابت کرد. در همین حین متوجه شدم که آب رودخانه زیرپایمان به شدت مواج شده و قریب به یک تا دو متر بالا‌ و پایین می‌رود. خلبان کمکی من، آقای صحرایی، خبر داد که ۳ میگ در حال شلیک به سمت ما هستند. از اینجا تعقیب و گریز ما و سه فرند میگ ۲۱ شروع شد. با مانورهای مختلف سعی می‌کردم از تیررس میگ‌ها خود را کنار بکشم و تلا‌ش‌می‌کردم با تکرار این عمل آنها را خسته کنم. میگ‌ها برای ساقط کردن کبرای زمین‌گیر آمده بودند و اصلا‌ انتظار ما را نداشتند. به همین دلیل هم مسلح به موشک نبودند و فقط به راکت مجهز بودند. این کشمکش بین ما ادامه داشت تا اینکه متوجه شدم یکی از میگ‌ها گردش تندی انجام داد و شاخ به شاخ از روبرو شیرجه زد. زودتر از آنکه بتواند در موقعیت پرتاب راکت قرار بگیرد من به سرعت سر مسلسل ۲۰ میلیمتری را به طرفش چرخاندم و رگباری از گلوله به سمتش شلیک کردم. شگفت‌انگیز بود. میگ عراقی دو تا شد و در همین حال از روی سر ما رد شد . خلبان نگون بخت هم به خاطر ارتفاع کم فرصت خروج پیدا نکرد. در همین حین جنگنده دوم هم با پدافند بچه‌های سپاه و بسیج سرنگون شد که خلبانش با خروج اضطراری به اسارت نیروهای خودی درآمد. میگ سوم هم با مشاهده اوضاع فرارکرد.


 


94466461574664641320.jpg


 


در این عملیات چگونه مجروح شدید؟


ما در پایگاه بودیم که میگ‌های عراقی حمله کردند. در کنار ضد هوایی بودم که انفجار بمب در چند متری، من را به کناری پرتاب کرد. وقتی بلند شدم، یکی از نیروهایمان را که آسیب دیده بود به سنگر بردم. تازه آن موقع بود که متوجه شدم مجروح شده‌ام. بعد به تهران اعزام شدم و جهت مداوا بستری شدم. این آخرین حضور من در جبهه بود. بعد هم با پیگیری برخی مسئولا‌ن برای مداوا به آلمان اعزام شدم.


 


در چه سالی بازنشسته شدید؟


بعد از مداواهای مختلف و بهبودی نسبی، چند سال مسئول سازمان ایثارگران هوانیروز شدم و سرانجام در سال ۸۱ بازنشسته شدم.


 


با تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید، اگر در پایان سخنی دارید بفرمایید.


انتظار ما این است که به افرادی که در جنگ حضور پررنگ داشته‌اند بیشتر رسیدگی شود. متاسفانه عده معدودی از آن عزیزان در حال حاضر برای مصاحبه‌ها دعوت می‌شوند. در حالی که ما کسانی را داشته‌ایم که اسمی از آنها بیان نمی‌شود. مثل حاج حسین وکیلی یا شهید نجاریان. به واقع اگر امثال شهید نجاریان نبودند، چه کسی مانع عراقی‌ها در دزفول می‌شد؟ باید از این بزرگواران سال‌های دفاع مقدس یاد شود تا نام و یادشان ستاره درخشان در تاریخ انقلا‌ب باشد.

8 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now
Sign in to follow this  
Followers 0