Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

پرسش تخصصی بالگرد از قهرمان جنگ جناب سرهنگ ملایری

520 posts in this topic

درود بر استاد گرانقدر تیمسار ملایری دل انگیز

 

خوشحالم که دوباره می توانم در محضر شما و دیگر بزرگان تارنما کسب فیض کنم

 

قربان کمی در مورد آنتنی در عکس زیر به رنگ سفید مشخص شده توضیح می دهید ؟ مثل اینکه می گویند این آنتن در تمامی 214 ها نصب نیست ؟ درسته قربان ؟

 

25501222316663622747.jpg

ماوریک جان با عرض سلام

آنتنی که فرمودید مربوط به فرستنده اچ اف است . این فرستنده روی تمام 214 ها نصب می باشد اما بعضا آنتن آن را نصب نکرده اند . این فرستنده بسیار قوی است و حتی من خودم قبل از انقلاب شاهد بودم که استاد آمریکایی ما از اصفهان با فرانسه تماس گرفت . شنود این فرستنده بعلت برد خیلی زیاد آن اسان است . البته روی صفحه فرستنده می توان فرکانسهای متعدد رو بست که روزانه بتوان آن را تعویض نمود و حتی بایدستی توسط این فرستنده با کد صحبت کرد . هوانیروز یک جیپ صحرایی دارد که اصطلاحا به آن جیپ ivcs می گویند و کنترل ترافیک صحرایی است که معمولا درجه دار مخابرات با این سیستم کار می کند . این جیپ دارای فرستنده های ( اف ام ) و ( یو اچ اف ) و ( وی اچ اف ) و همچنین فرستنده ( اچ اف ) می باشد که فرستنده اچ اف آن دارای یک آنتن بلندی است که معمولا درجه دار مخابرات با کد با مقامات بالا تماس می گرفت . این آنتن دارای ولتاژ بسیار بالایی بود و اگر اشتباه نکنم 11000 ولت برق داشت که هنگام تماس نباسیتی کسی به آنتن دست میزد . و.لتاژ آنقدر بالا بود که اگر اگر یک لامپ خالب مهتابی به آن می بستی روشن می شد بدون اینکه مهتابی به برق وصل باشد . متاسفانه از این فرستنده خوب کمتر خلبانان استفاده کردند در حالیکه بهترین وسیله برای ارسال پیام می باشد

ماوریک جان در خدمت جنابعالی هستم

18 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام خدمت سرور عزیزم جناب ملایری

تفاوتی بین پرواز در خشکی با پرواز بررویآب(دریا)وجود دارد؟وآیا خطراتی در پرواز برروی آب داریم؟با سپاس

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

جناب سرهنگ سوال من خیلی وقته بی جواب مونده ظاهرا جامونده :eyes_droped_resize:

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

علی آقا واقعا شرمنده ام باور بفرمائید فراموش کرده ام

این سوالاتون

تست یه پرنده که از یک تعمیرات جزیی برگشته با تست یک پرنده که از یه اورهال سنگین برگشته متفاوته ؟ایا تست فقط شامل تست کردن قطعه تعویض شده ویا تعمیر شدس یا اینکه این تستها از روی لیسته و فرقی نمیکنه که پرنده از چه بخشی تعمیر شده باشه ؟نمیدونم تونستم منظورمو برسونم  یا نه و یک سوال دیگه در مورد توپخانه تو دوره اموزشیمون تو مرکز توپخانه  صحبت از دو نوع ماسوره زمانی بود یک مورد که با اچار مخصوص  زمان محاسبه شده رو روی ماسوره می بتسیم و یک مورد هم ماسوره هایی بودن که توی ارتفاع خاصی که قابل تنظیم بود خود بخود عمل میکردن که مورد دوم رو اصلا ندیدیم و فقط میگفتن چنین چیزی موجوده اگه امکانش هست در مباره مورد دوم توضیح بفرمایید بعد چندین سال هنوز برام جای سواله که چطور کار میکنه واصلا تو ارتش موجود هست ؟

 

و پاسخ :

در مورد تست هلی کوپتر خیلی مفصله . معمولا تست پایلوت در هوانیروز با کنترل کیفیت کار میکنه و همچنین با شاپ ها یعنی کنترل تولید . فرض کنید خلبان عیبی رو تو لاک بوک هلی کوپتر نوشته . این عیب توسط خود تست پایلوت یا کنترل کیفی یعنی TI که همان تکنیکال اینسپکتور میشه تعیین علامت میشه که اگر بصورت خط دش باشه ( - ) قابل پروازه اما باید چک بشه و اگر ( / ) باشه قطعه مربوطه بایستی تعویض بشه اما خطری نداره و پروزا ادامه داره و اگر بصورت دایره باشه که یه ضربدر توشه یعنی محدودیت پروازی مثلا نمی تونه ناوبری بره و اگر یه ضربدر قرمز باشه یعنی هلی کوپتر گرانده و غیر قابل پروازه . خوب تست پایلوت رو میخوان و تو لاک بوک تقاضای MOC می کنند و تست پایلوت با یکنفر ترابل شوتر ( عیب یاب ) میروند و هلی کوپتر رو استارت میزنند تا عیب رو پیدا کنند از کجاست و ممکنه حین استارت عیب رو پیدا کنند و برطرف کنند و ممکنه نیاز به پرواز باشه مثل وایبریشن ( لرزش هلی کوپتر ) که ممکنه ساعت ها پرواز کنند تا ملخ رو بالانس کنند البته با دستگاه چاد ویک و یا لرزش موتور با دستگاه مخصوص خودش و از این دست پرواز ها و رفع عیب ها    اما یک موقعی هست که هلی کوپتر به چکهای زمان بندی شده میرسه مثل فرض کنید چک سیصد ساعته که خیلی کارها روی هلی کوپتر انجام میدن و آخرش تست پایلوت باید بره و طبق چک لیستی که داره مو به مو عملیات ها رو انجام بده و هلی کوپتر رو تست کنه و بعد امضاء کنه که درسته و یا چک های 25 ساعته و غیره و ذالک که در هر هلی کوپتری مخصوص خودش داره و یا چک صد ساعته در 214 و سیصد ساعته و غیره . چک اورهال هم لیست خودش رو داره مثل تعمیرات ( OCM ) یعنی آن کاندیشن مینتننس که هوانیروز بجای پنها شروع کرد و با توجه به تجربیات بدست آمده در جنگ خودش انجام داد یعنی هلی کوپتر را اوراق می کنند و دوباره می بندند که خودش مفصله و بیانش وقت گیره و فقط بگم اولینش رو در کرمانشاه من خودم استارت زدم و همه رو از دور هلی کوپتر دور کردم و خودم به تنهایی نشستم و استارت زدم که اگر هلی کوپتر دمر شد و یا یکدفعه ملخ در رفت یا هر اتفاقی فقط خودم باشم و کسی صدمه نخوره که الحمد الله استارت زدم و کار  فنی های هوانیروز عالی بود و اتفاقی نیفتاد و همینطور دیگه ادامه داشت . خلاصه تست پایلوت بدون کمک پرواز میکنه و ترابل شوتر یا کنترل کیفیت میشینه سمت چپ  . یا مثلا یه تستی داریم خطرناک بنام تاپینگ که خیلی خطرناکه یعنی تمام قدرت رو از ده هزار پایی از هلی کوپتر میگیری ببینی تا کجا میره بالا و یکدفعه میبینی تا بیست هزار پایی هم رفت و هر وقت موتور به .................  افتاد اونوقت چند تا اعداد رو از نشاندهنده ها می نویسی با درجه حرارت و فشار هوا و غیره و میای روز زمین و اینها رو میگذاری توی چارتهای مخصوص و اگر منحنی رفت تو قرمز یعنی موتور رد شده . تهش و خلاصش کار خوبی نیست مخصوصا اینکه با خلبان دوم از نظر حقوقی فرقی نداره و با خلبانهای سپاه از زمین تا آسمان فرق داره و کسی هم نیست فیلم بگیره و بفهمه که یک تست پایلوت چی میشکه تو اینهمه تنش و اضطراب و نگرانی و تازه تخلیه هلی کوپتر های تیر خورده و خراب شده تو منطقه نبرد هم با تست پایلوته و خلاصه تست استال که خودش یه عالمه خطر داره . بازم بگم یا بسه ؟ نه تو رو خدا تعارف نکن اگر قانع نشدی باز هم بگم 

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

ارادتمندم جناب سرهنگ کافی و وافی  فقط اگه نصف دیگه سوالم هم جواب بدید نور علی نوره بسیار ممنوم

6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

علی آقا در مورد گلوله های توپخانه در زمان ما ماسوره ها زمانی بودند یعنی همونی که فرمودی و من نوع دیگه ای رو ندیدم و تو آموزشی شلیک نکردیم و فقط زمانی بود و ضربه ای که بارها شلیک کردیم اما الان همه نوعش وجود داره و بیشتر هوشمند شده اند

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

فریدون جان سلام و عرض ارادت

بلکه پرواز روی اب با پرواز روی خشکی کلی تفاوت داره . در پرواز روی خشکی خلبان معمولا یعنی در پرواز VFR با تکیه به افق و نقشه خوانی و دیدن زمین پرواز میکنه اما روی دریا قطعا افقی نیست و پرواز کاملا IFR هست و خلبان صد در صد از وسایل ناوبری ونشاندهنده های موقعیت هلی کوپتر نسبت به سطح دریا استفاده باید بکنه . معمولا دریا مه آلوده و سطح اب خیلی معلوم نیست پس پرواز IFR هست . البته روی خشکی هم بعضا پیش میاد اما خلبان بایستی دوره اینسترومنت فلایت رو دیده باشه و مجوزش رو داشته باشه تا در هوای IFR پروزا کنه که اغلب اینگونه نیست لا اقل برای خلبانهای هوانیروز ضمن اینکه هلی کوپترهای تک موتوره بطور کلی مجاز به پرواز روی اب نیستند

16 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

درود و عرض ادب خدمت استاد عزیز 

 

استاد چرا وقتی میخوان با هلی کوپتر عملیات هلی برن حتی در زمین های مسطح انجام بدن، هلیکوپتر روی زمین نمینشینه و تقریبا در یک متری هاور میمونه و کلی هم تکون پکون میخوره  :secret-laugh: 

نمیشه روی زمین بشینه ولی دور موتور رو کاهش نده ؟ 

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام و عرض ارادت خدمت جناب کلافه گرامی

چرا بعضا اینکار رو هم انجام می دهند و دور موتور هم فول بمونه اشکالی نداره اما چون بایستی زود تر از منطقه دور بشن سعی می کنند سر نشینان رو سریع تخلیه کنند و بروند . معمولا هوابردیها برای پریدن از هلی کوپتر در هاور تمرین می کنند چون بایستی بپرند و زود موضع بگیرند . از طرفی وقتی هلی کوپتر بنشیند امکان اینکه افراد بطرف تیل بروند و ملخ دم به آنها اصابت کند زیاد است و همچنین ماندن روی زمین هم زمان بر است و ممکن است مورد اصابت قرار گیرد . در بعضی جاها مثل ارتفاعات ممکن است هلی کوپتر نتواند روی صخره ها قرار بگیرد بهر حال ترجیحا در هاور اینکار را انجام می دهند

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام خدمت سرور عزیزم جناب ملایری

تفاوتی بین پرواز در خشکی با پرواز بررویآب(دریا)وجود دارد؟وآیا خطراتی در پرواز برروی آب داریم؟با سپاس

با اجازه از جناب سرهنگ ملایری عزیز و در ادامه فرمایشات ایشان در مورد پرواز بر روی اب توسط هلی کوپتر  در ایران این دوره ها را فقط خلبانان هوادریا دیده بودند بنا به نوع ماموریت انها که پرواز بر روی آب می باشد و مواردی که در پرواز بر روی آب با ان مواجه هستند  در دریا و روزهای آفتابی انعکاس نور خورشید در آب باعث کور شدن دید خلبان میشود و اگر دوره های اینسترومنت و کار با آلات دقیق پروازی را ندیده باشند باعث گیج شدن خلبان و بروز سانحه می گردد و در هوای مه الود و بارانی هم به همین صورت و در کل  خلبان اگر فقط روی دید چشمی هلی کوپتر را هدایت کند این یک رنگ بودن اسمان و دریا و نبود همان خط افق باعث سردرگمی خلبان شده و دچار سانحه میشود . و درپروازهای روتین در هوادریا میتوان به  پروازهای شب بر روی دریا و عملیات نشست و برخاست از روی ناو و سکوهای نفتی که در روز خود یکی از سخت ترین عملیات همان نشستن بر روی ناو در حال حرکت می باشد چون به غیر از حرکت رو به جلو به خاطر مواج بودن دریا حرکت بالا و پایین ناو را هم در هنگام نشستن خلبان باید محاسبه کند و این عمل در پرواز شب با وجود تاریکی هوا بسیار مشکل تر میشود که خلبانان هوادریا این پروازها را در زمان جنگ به دفعات انجام داده بودند که البته در زمان جنگ به علت تغییر ناگهانی مسیر حرکت ناو به علت حالت جنگی و مسائل از این دست مشکل تر هم میشد وهمینطور در زمان جنگ خلبانان هوادریا برای مخفی ماندن از دید رادار دشمن در ارتفاع پایین و به قول معروف چسبیده به آب پرواز می کردند/ در شرکت نفت نیز خلبان هایی که این دوره ها رو ندیده باشند توسط خلبانان بازنشسته هوادریا که در حال حاضر پروازهای این شرکت ها را انجام میدهند آموزش می بینند / و خطراتی که در پرواز بر روی آب با ان مواجه هستند تقریبا مانند خشکی می باشد زیرا آب نیز هنگامی که با سرعت و از ارتفاع با آن در هنگام سانحه برخورد شود همان اثرات خشکی را بر روی بدنه هلی کوپتر می گذارد و به غیر از آن میتوان به گیر کردن خلبان در هلی کوپتر به خاطر فشار آب به درهای هلی کوپتر که مانع از باز شدن درها میشود و و در نهایت غرق شدن کروی پروازی که البته در دوره های جداگانه نحوه خروج از هلی کوپتر واژگون شده در اب را به خلبانان دریایی آموزش میدهند ولی باز هم در آن شرایط بسیار دشوار می باشد که بتوان در کسری از ثانیه و زمانی که آب درون هلیکوپتر را پر کرده تصمیم گرفت و بعد از آن نیز هنگامی که خلبان و کروی پروازی در اب شناور هستند برای جلوگیری از حمله کوسه به درون آب باید از مواد مخصوص که در جلیقه مخصوص خلبانان دریایی می باشد استفاده کرد ..

20 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

جناب سرهنگ ملایری سلام

نحوه سلسله مراتب فرماندهی در هوانیروز به چه صورت هست؟ با توجه به اینکه این نیرو زیر مجموعه نیروی زمانی ارتش هست میشود توضیحاتی راجع به سلسله مراتب هوانیروز بدهید؟

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با تشکر از جناب نیک پیام بخاطر توضیح کاملشون

 

فونیکس جان با سلام

خدمتت عرض کنم که هوانیروز برابر جدول سازمانی متاسفانه زیر مجموعه نیروی زمینی است . سلسله مراتب فرماندهی از گروهان های پروازی شروع شده و به گردان ها شامل گردان تک و گردان هجومی و گردان خدمات که گروه رزمی را تشکیل می دهند ختم می گردد مثل گروه رزمی کرمان یا گروه رزمی کرمانشاه . فرماندهان گروههای رزمی و همچنین یگان عدفکش در تهران و یگان قلعه مرغی در تهران و مرکز آموزش هوانیروز از ستاد هوانیروز که در لویزان مستقر است دستور می گیرند . ستاد هوانیروز خودش دارای معاونت هایی است . معاونت لوجستیک . معاونت اطلاعات و عملیات . معاونت آموزشی . معاونت پرسنلی و معاونت جهاد خود کفایی . در ستاد عقیدتی سیاسی و حفاظت اطلاعات هم مستقر هستند . فرمانده هوانیروز از فرمانده نیروی زمینی در ستاد لویزان دستور می گیرد . هوانیروز تنها سازمانی است که ستاد مستقل دارد و بقیه رسته های نیروی زمینی  ستاد ندارند . علت اینکه هوانیروز ستاد دارد یکی گستردگی آن است و دیگری تخصصی بودن است و دلیل مهم تر این بود که تیمسار خسروداد فرمانده هوانیروز شد که حرفش در نزد شاه بقول معروف برو داشت . بهر حال یکی از بد شانسی ها و بد بختی های هوانیروز این بوده و هست که زیر مجموعه نیروی زمینی است . خلبانان و کارکنان فنی هوانیروز از این رهگذر ضرر و زیاد فراوانی دیده اند چرا که هوانیروز می بایستی مثل نیروی هوایی بودجه جدا گانه و اختصاصی می داشت و بهمین خاطر نتوانست همپای نیروی هوایی گسترش یابد . متاسفانه نیروی زمینی از ابتدای انقلاب به هوانیروز با همان چشمی که به زرهی و توپخانه و پیاده می نگریست نگاه کرده است در حالیکه این یگان از پیچیدگی خاص تجهیزاتی و پرسنلی برخوردار بوده که با تفکرات نیروی زمینی همخوانی نداشت . برای مثل خلبانان بایستی پوتین زیپ دار بپوشند تا هم در اسکرامبل ها و هم در سوانح براحتی پوشیده شود و زمانی که هوانیروز این درخواست را به نیروی زمینی فرستاد آنها گفته بودند مگر خون خلبانان هوانیروز از خون توپچی ها رنگین تر است . و یا وقتی درخواست کارد سنگری شده بود برای مواقعی که خلبان مجبور به فرود در بیابان می شود همین جواب را داده بودند و اخیرا هم که در مورد حق اشعه به همین منوال برخورد شده است . در مورد تغذیه همین مشکل وجود داشته است و بالاخره نشد که ثابت کنند تغذیه خلبان با یک نفر زمینی بایستی متفاوت باشد چرا که یک نفر زمینی اگر سرش گیج برود نهایتا می خورد زمین و مثلا دستش می شکند در حالیکه اگر یک خلبان سرش در اثر سوئ تغذیه گیج برود ممکن است خیلی ها را به کشتن بدهد و وسیله گرانقیمت را از بین ببرد 

ما هم اینقدر درد و دل داریم که وقتی یک سوالی می شود مجبور می شویم بریم تو شکوه و شکایت و از موضوع دور شویم   :pissed-off:

22 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

جنآب سرهنگ ملایری

برای مثال در امریکا و انگلیس هم هوانیروز army aviation زیر مجموعه نیروی زمینی هستند. حالا ٢ سوال پیش میاد:

١- بهتر نبود مثل این دو کشور واحد های پروازی در اختیار هر لشگری قرار بگیرند که به هوا نیروز احتیاج دارد؟ مثلا لشگر ١٠١ هوابرد امریکا که همان Air Assault هست هلیکوپتر های تهاجمی و افندی خود را دارد که هر زمان اختیار کرد از آنها استفاده مینماید. فرمانده لشگر فرمانده همان واحد های پروازی هم هست.

٢- این ٢ کشور اساسا سازمانی به نام هوانیروز ندارند. آیا شما هم موافقید که روزی هوانیروز ملغی شود و جذب همان لشگر های هوابرد گردد؟

14 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

جنآب سرهنگ ملایری

برای مثال در امریکا و انگلیس هم هوانیروز army aviation زیر مجموعه نیروی زمینی هستند. حالا ٢ سوال پیش میاد:

١- بهتر نبود مثل این دو کشور واحد های پروازی در اختیار هر لشگری قرار بگیرند که به هوا نیروز احتیاج دارد؟ مثلا لشگر ١٠١ هوابرد امریکا که همان Air Assault هست هلیکوپتر های تهاجمی و افندی خود را دارد که هر زمان اختیار کرد از آنها استفاده مینماید. فرمانده لشگر فرمانده همان واحد های پروازی هم هست.

٢- این ٢ کشور اساسا سازمانی به نام هوانیروز ندارند. آیا شما هم موافقید که روزی هوانیروز ملغی شود و جذب همان لشگر های هوابرد گردد؟

شایدم مناسب تر باشه نیروی پنجم ارتش تشکیل بشه ، مثلا" با نام نیروی واکنش سریع (وساجا) !!

متشکل از هوانیروز ، هوابرد (نوهد) ، هوادریا ، تکاوران دریایی و ...

این طوری انسجام و وحدت رویه بیشتری بوجود خواهد آمد با  تمرینات مشترک و مأموریت مشترک و ...

فرماندهی واحد در سطح نیرو ، بودجه و امکانات کامل و تخصصی برای عملیات واکنش سریع در هر جای کشور و ....

آماده پاسخ گویی و پشتیبانی از کلیه نیروهای ارتش و ...

در هر مکان و هر زمان !!!!

هر جا سخن از امنیت است نام "وساجا" می درخشد !!!

ولی نه ولش کن ، چون آخرش زیر مجموعه ارتشه و .... خلاصه اوضاع بهتر از اینی که هست نخواهد شد

سری که درد نمیکنه دستمال نمی بندند

اصلا" توی این مملکت گل و بلبل کسی به فکر این چیزاست مگه؟

مگه اصلا" ما تهدیدی داریم؟ حوادث غیر مترقبه مثل سیل و زلزله و آتش سوزی و اشرار مرزی و قاچاقچی و ... تهدیدات مرزی و دشمن بین المللی و ... داریم؟؟

توی یه کشوری 400 ساله هیچ جنگی رخ نداده و الانم امن ترین کشور جهانه و هیچ دشمن خارجی و داخلی و هیچ تهدیدی نداره ، اما برای حفظ آمادگی هر خونواده باید حداقل 60 روز یکبار یک شب را در پناهگاه بگذرونه حتی اگه مهمون داشته باشه با مهموناش

پناهگاه های مجهز و مقاوم در برابر تسلیحات اتمی ، میکروبی و ...

اونوقت ما که دائما" در جنگ سخت و نرم بوده ایم و مدام تهدید می شیم ، چند تا پناهگاه داریم؟

اصلا" چند مانور آموزشی اجرا کردیم؟

به پدافند غیر عامل چقدر اهمیت داده ایم؟

چند سال پیش لوله ای ترکید و نفت وارد یکی از سر چشمه های زاینده رود شد ، بمحض اعلام خبر محشر کبرایی در اصفهان به پا شد ، بدون اغراق یاد زمان جنگ افتادم ، منافقین حمله کرده بودند و دستور تخلیه شهر کرمانشاه داده بودند ، باور بفرمایید اون موقع وضعیت بهتر بود ، انسانیت بیشتر بود ، همه هوای همدیگه رو داشتن ولی اینجا ....

ظرف کمتر از 2 ساعت یک قطره آب معدنی ، نوشابه ، دلستر ، دوغ  و هر چیز مایع قابل شربی در هیچ مغازه و سوپری و فروشگاهی پیدا نمیشد !!!!

خیابونا بند اومد و هر کی بفکر نجات خودش

از استانهای همجوار با وانت و خودروی شخصی می اومدن آب معدنی می فروختن ، قیمت واقعی هر شرینگ آب معدنی اگر 2000 تومن بود توی بازار سیاه 6-8-10 و یا حتی بیشتر معامله میشد

حالا اگه بجای نفت ، 20 گرم ویروس سیاه زخم وارد آب آشامیدنی می کردند ، می دونید چه فاجعه ای رخ می داد؟ حداقل 6 استان مرکزی ایران که از زاینده رود استفاده می کردند ......

اینست پدافند غیر عامل ما !!!

 

با عرض پوزش فراوان که از اصل مطلب خیلی دور شدم (شاید این هضیان گویی از عواقب سرماخوردگی باشه)

14 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

فونیکس جان سلام

در این مورد بحث زیاده و طولانی . درست است که آمریکا و انگلیس هوانیروز دارند که زیر مجموعه نیروی زمینی اونها است اما این حقیقت رو بپذیریم که در راس لشکرهای اونها یک ژنرال چهار ستاره فرماندهی می کند که به تمامی زیر و بم های هوایی و دریایی و زمینی احاطه دارد . البته نمی خواهم خدای نکرده فرماندهان رده بالای خودمون رو زیر سوآل ببرم اما متاسفانه اکثرا اینگونه بوده است . یک فرمانده لبشکر آمریکایی بدرستی می داند که یگان هوایی تحت امرش چه نیازهایی دارد نه اینکه در جبهه خلبان شب درون سنگری روی زمین قلمبه سلمبه و نمور و سرد بخوابد و صبح هم بنشیند پشت فرامین و برود لجمن . یادم نمی رود در یکی از مناطق همه خلبانها به اسهال شدید دچار شدند که نتیجه غذایی بود که با روی باز عقب وانت از آشپزخانه تا سنگر ها حمل شده بود و آلوده بود . حال اگر اعتراض می شد میگفتند مگر شما تافته جدا بافته هستید . یک خلبان باید غذای خوب بخورد و خوب هم استراحت کند . حقوق و مزایا و اینها بماند که بحث جداگانه دارد .

اتفاقا قبل از انقلاب همین نقشه برای هوانیروز بود بدین ترتیب که مثلا گروه رزمی کرمانشاه در اختیار لشکر 81 باشد و گروه مسجد سلیمان در اختیار لشکر 92 زرهی و غیره و ذالک . معمولا در دنیا هوانیروز و هوابرد عملیات مشترک دارند بدین معنی که بدون هم نباید باشند و بهمین خاطر خسرو داد که یک هوابردی بود را بعنوان فرمانده هوانیروز انتخاب کردند . روبروی مرکز آموزش هوانیروز در اصفهان جاده شیراز پادگانی برای هوابرد ساختند با تمامی امکانات مخصوص هوابردیها و قرار بود با خلبانان هوانیروز در مرکز آموزش و بصورت تنگاتنگ آموزش مشترک ببینند اما وقتی انقلاب شد سپاه آن پادگان را اشغال نمود که الان بعنوان پادگان غدیر مرکز آموزش افسری سپاه شده است و کسی هم ندانست که این پادگان چقدر برای ارتش حیاتی بود و هر گز کسی هم دنبال عملیات مشترک هوابرد و هوانیروز نرفت

بهترین راه کار همین است بشرطی که فرماندهان لشکر خود دوره خلبانی در کنار دوره تخصصی خود دیده باشند و بقول معروف معنی عامیانه ژنرال یعنی جنرال یعنی کلی ( البته عامیانه ) بدین معنی که وقتی کسی ژنرال می شود بایستی با همه امکانات و توانمندی تخصص ها اشنا باشد . اسم نمی برم اما وقتی فرمانده فسک بودم یک مقام بالای نظامی اومد بازدید و سوالی از من پرسید که پایم به زمین چسبید و فرمانده هوانیروز برای اینکه مقامش خورد نشود به من چشمک زد که او را ببرم کناری و برایش توضیح بدهم که اینکار را کردم . یکروز سه نفر از برادران را که در رده خیلی بالا بودند بردم شناسایی . یکی از آنها ایستاده بود بالای سرم و با تسبیح زد روی هلمتم . برگشتم ببینم چکار دارد . اشاره کرد که از اینطرف بروم و دوباره همین کار را کرد که بپیچم براست و سه باره همین کار را کرد و هر بار صدای زدن تسبیح روی هلمتم توی گوشم می پیچید و دیوانه ام می کرد . فرامین را دادم دست کمکم و کمربندم را باز کردم و نیم خیز شدم و صدایش کردم و تا اومد جلو یه مشت محکم کوبیدم تو دماغش که عقب عقب رفت افتاد روی صندلی . پیاده که شدیم گفت پدرت را در می اورم و فلانت میکنم . گفتم هر کاری میخواهی بکن اما خواهشا چند دقیقه وقتت رو به من بده . گفتم مگر این هلی کوپتر درشکه است . اگر نمی زدم سقوط می کردیم چون داشتم دیوانه می شدم و خلاصه کلی باهاش بحث کردم تا راضی شد و قبول کرد و عذر خواهی هم کرد . این نشان می دهد که معمولا اکثر فرماندهان با یگان هوایی توجیه نیستند . بهر حال بنده موافقم اما بشرطها و شروطها

19 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now