Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Sign in to follow this  
Followers 0

عمليات والفجر–8 (فتح فاو)

47 posts in this topic

5_ad069.png


6_6bd5b.png


7_c1548.png


8_ebdb0.png

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

9_f2d41.png


10_7eee7.png


11_e5dde.png


21_4e159.png


22_5b5c5.png


9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

واقعا عملیات هایی که نزاجا انجام داده خیلی قشنگ و شسته و رفته بوده

 

حداقل تلفات و خسارات  با بهینه ترین دستاوردها

 

مثل عملیاتهای  سپاه خودکشی دسته جمعی نداشتن

 

واقعا آفرین باید گفت به فرماندهی و مدیریت این عزیزان

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

هوانيروز درعمليات والفجر ۸

 

4-2-.jpg

مقدمه:

شايد عنوان هوانيروزقهرمان را بتوان به آشكار ونه درشعاربلكه درميدان كارزار درچند فراز ازنوشته هاي تحليلگران جنگ درفاو تجسم كرد:

“ تيپ زرهي ازسپاه هفتم عراق كه براي پاتك به منطقه وارد شده بود، مورد هدف هليكوپترهاي كبري قرارميگيرد وپس ازبرجاي گذاشتن تلفات وخساراتي ازمنطقه ميگريزد“

و يا :

“ … درحاليكه درگيري شدت يافته است ، حضورمجدد هليكوپترهاي كبري برفرازآسمان خستگي وكوفتگي را ازبدن رزمندگان ميزدايد وخوشحالي وشادماني به خاطرعمليات قابل توجه ومؤثر آنان، درچهره نيروها دو
چندان ميگردد ، آنان به قدري مانورهليكوپترها را موفق ميدانند كه بهروسيله شده فرمانده عمليات را جهت تكرارصحنه اي مشابه تحت فشارميگذارند پيك ميفرستند و يا ازطريق بي سيم مكرراً درخواست پروازمجدد هليكوپترهاي كبري را ميكنند ، درهمين حال حملات نيروي هوايي خودي نيز روحيه نيروها را افزايش مي دهد“

اين نخستين باري نيست كه زبان وقلم آشنايان به فعاليتهاي هوانيروز ناخودآگاه در وصف اين يگان قدرتمند ميدانهاي رزم مجبوربه توصيف وتمجيد ميشوند زيرا درايام جنگ ناخواسته هرگاه ماموريتي به هوانيروز واگذار گرديد، نتيجه رضايت بخش وغرورآفرين آن پيشاپيش مشخص و تضمين شده، تلقي ميگرديد واين مهم بدون ترديد درسايه خردمندي فرماندهان، شجاعت خلبانان، دقت نظرناوبران،كارداني عوامل فني وتلاش همگاني امكان پذيرميگرديد درمجموع هوانيروزآمده بود كه افتخاري جاويدان بيافريند وچنين كرد و ازخود نامي ماندگار برجاي گذاشت، به طوريكه امروز براي ما درنقش بازگو كنندگان اين حماسه آفرينها هرچه بگوئيم و بنويسيم بازهم حق مطلب را ادا نكرده وجاي بيشتر گفتن وبيشترنوشتن براي ديگران ميماند.

 

5-2-_d1ab3.jpg

 

سازمان رزمي :

هوانيروز با تشكيل قرارگاه عملياتي «سليمان خاطر»و دراختيارقراردادن ۸۰ فروند انواع بالگرد درعمليات والفجر ۸ شركت نمود وتوان رزمي خود را به نمايش گذاشت. برابراسناد ومدارك موجود يگانهاي زير در عمليات والفجر ۸ شركت موثر داشته اند:

- گروه پشتيباني عمومي اصفهان:

با كليه مقدورات درپشتيباني مستقيم ازتلاش اصلي (يگانهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي)

- گروه رزمي مسجد سليمان:

وگروه رزمي كرمان درپشتيباني مستقيم تلاش پشتيباني (ارتش جمهوري اسلامي ايران)

لازم به ذكر است با توجه به اين كه عمليات تلاش پشتيباني درچند روزاول عمليات به پايان رسيد وخط پدافندي تثبيت گرديد، بيشتر وسائل پشتيباني آتش (توپخانه وهوانيروز ، …) با تغييرماموريت به پشتيباني تلاش اصلي پرداختند، لذا گروههاي رزمي مسجد سليمان وكرمان نيزبا تغييرماموريت ، به پشتيباني ازتلاش اصلي مبادرت كردند.

- پايگاه تهران:

دراحتياط و با تقدم درمنطقه تلاش اصلي.

درباره حجم وسائل پرنده هوانيروز شركت كننده درعمليات فاو معاونت هماهنگ كننده هوانيروزميگويند“ آمار اوليه را ميتوان ازمدارك استخراج كرد، اما اين آمارها بطورمعمول معمولاً قابل استناد نيستند، زيرا با توجه به حضور دائمي فرمانده وقت هوانيروز درستاد هدايت كننده عمليات هرشب درشورستادي نياز روزبعد پيش بيني وشبانه دستورات لازم به گروههاي هوانيروزصادرميگرديد و روزبعد وسائل پرنده مورد نياز درمنطقه حاضرميشد.اين دستورات بيشترشفاهي وتلفني انجام ميگرفت و درجائي ثبت نميشد، بنابراين ممكن بود دريكروزچندين فروند اضافه ويا كسرگردد.و اينهم يكي از ويژگيهاي خوب هوانيروز است كه  دراثرتحرك بالاي آن به دست ميآيد.

 

10932.jpg

مأموريت:

هوانيروز، اين يگان پرصلابت نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران با داشتن نيروهاي متخصص وفداكار درتمامي زمينه هاي جنگ فعال بود، ترابري پرسنل ،حمل آذوقه ، مهمات، جابجايي وسائل رزمي سنگين وسبك، پشتيباني ازنيروهاي تك كننده، دفع پاتكهاي دشمن ،انجام پروازهاي شناسائي، تخليۀ مجروح و ازهمه مهمتر پشتيباني آتش موثرازجمله وظائفي بود كه بردوش پرسنل اين يگان سنگيني ميكرد. درمدارك منتشره آمده است كه هوانيروز درعمليات والفجر ۸ بااستفاده ازكليه تاكتيكهاي رزمي و تجربه هاي كسب شده درجنگ ناخواسته ، انواع ماموريتهاي متنوع پيش بيني شده براي اين نيرو را با توانايي بيش ازانتظاربه انجام رسانده و بطور مشخص با توجه به اهميت رعايت فريب تاكتيكي كه درعمليات والفجر ۸ به عنوان موثرترين تاكتيك مورد نظر بود،هوانيروزبا پروازهاي فريبنده درفريب دشمن وانحراف عناصر اطلاعاتي درتشخيص تك اصلي نقش موثري ايفا نموده است كه با روال عادي عملياتهاي گذشته بطوركامل متفاوت بود، صرف نظرازانواع ماموريتهاي رزمي و پشتيباني رزمي كه بطورمعمول انجام گرفته است ،هوانيروز درروزهاي اول عمليات كه يگانهاي تك ور از رودخانه خروشان اروندرود گذشته بودند وهنوز پلي روي رودخانه زده نشده بود وپلهاي روي رودخانه بهمنشيرنيزتخريب شده بود وارتباط تداركاتي آنان با عقبه قطع بود ، با حمل بارخارجي بويژه سلاحهاي سنگين پياده توانست كمك چشمگيري به يگانهاي درخط بنمايد.

 

02704938419922890383.jpg

 

محل استقرارهوانيروز:

منطقه اصلي استقراربالگردها وساير نيروهاي پشتيباني هوانيروز درمناطق دارخوين، چنانه وعين خوش قرارداشت و ازاين مناطق برابرماموريتهاي ابلاغي به مناطق فرعي (قرارگاه شهيدسليمان خاطر، قرارگاه رعد،رارگاه خاتم الانبياء،قرارگاه عقاب، قرارگاه المهدي) درقالب تيمهاي چند فروندي اعزام ميشدند تا ماموريتهاي خود را انجام دهند.(150)

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

شرح عمليات

شرح فعاليتهاي پايگاههاي چهارگانه ميتواند به ما كمك كند كه بيشتربه نقش ارزنده وتعيين كننده اين نيرو درعمليات والفجر ۸ پي ببريم.

۱) پايگاه رزمي پشتيباني اصفهان:

پايگاه اصفهان كه به نام پايگاه مادرخوانده ميشود با دارا بودن حداكثر استعداد بالگرد و بعنوان تنها پايگاهي كه بالگرد شنوك را دراختيار دارد، درعمليات والفجر ۸ با حداكثرظرفيت بالگرد( ٤۲ فروند) وبيش از ٦۰۰ نفرنيروي متخصص(خلبان، فني) وبالاترين حجم پروازبه شرح زيرشركت نمود:

استعداد نيرو بالگرد پايگاه اصفهان

10_6a805.png

11_c3db1.png

 

 جدول فعاليتهای پايگاه اصفهان

10_c4090.png

 

مهمات استفاده شده

11_2d78a.png

 

۲) پايگاه هوانيروز كرمان:

پايگاه كرمان با ماموريت پشتيباني مستقيم ازقرارگاه كربلا (پشتيباني ازتلاش پشتيباني) با  ، استعداد ۲۷ فروند انواع بالگرد ( ۱۲ فروند ۲۱٤،هشت فروند كبرا، ۳ فروند ۲۰٦ و ٤ فروند شنوك) درعمليات والفجر ۸ شركت فعال داشت.

۳) پايگاه هوانيروز مسجد سليمان:

شركت اين پايگاه درعمليات بعلت نزديكي پايگاه به جبهه جنوب براي پشتيباني ازسايرنيروهاي هوانيروزمستقردرمناطق عملياتي بود ودرطول عمليات به صورت آماده درپايگاه انجام وظيفه ميكردند.اين پايگاه با ۲۱ فروند بالگردشامل شش فروند بالگرد کبرا، هشت فروند بالگرد 214،سه فروند بالگرد 206 وچهارفروند بالگرد شینوک دراین عملیات شرکت داشت.

٤) پايگاه تهران:

اين پايگاه كه مديريت وفرماندهي هوانيروز را به عهده داشت با اعزام يك فروند جت فالكن ويك فروند فرندشيپ درعمليات والفجر ۸ شركت نمود.

 

خلاصه شرح فعاليتها

برابرآمارهاي منتشره هوانيروزاقدام به جابجائي دهها دستگاه خودرو جيپ حامل موشك تاو،تفنگ ۱۰٦ م.م وتفنگ ٥۷ م.م نموده است كه ازنظرسرعت وتعداد، ركورد جديدي بجاي گذاشته است . دراين عمليات درمجموع ۳۹۳۸ ساعت پرواز در۳۸۹۰ سورتي انجام گرفته است كه دراين پروازها ۲۰٥۸ نفرمجروح تخليه گرديده و ۱٦٤۲ نفرازرزمندگان درمنطقه جابجا شده و ۳۳۰ تن مهمات حمل گرديده است.

جدول پيوست كه خلاصه فعاليت هوانيروز را در۱۰ روزاول عمليات منعكس ميكند، به خوبي نشان ميدهد اين يگان تا چه اندازه فعال بوده وچه نقش تعيين كننده اي را درعمليات فاو ايفا كرده است . شايد همين جدول كافي باشد كه بگوييم اگرتنها هوانيروز دراين عمليات شركت نداشت ،هرگزموفقيت افتخارآميزتسخير فاو و تثبيت پيروزيهاي كسب شده در ۲٤ ساعت اول عمليات به وقوع نميپيوست.

 

جدول خلاصه فعاليت هوانيروزازتاريخ 64/11/20 الی 64/11/30

20_919f8.png

(153)

8 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

نقش هوانيروز

(به روايت تاريخ شفاهي واسناد)

شنيدن فرازهايي از زبان فرماندهان درگير درخط مقدم جبهه يا نقل تحليلهاي نظامي بوسيله صاحب نظران به ما كمك ميكند تا بيشتر درجريان فعاليتهاي انجام شده بوسيله اين يگان پرصلابت وتواناي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي درعمليات والفجر ۸ قرارگيريم وگوشه هاي ديگري ازتلاش براي رسيدن به موفقيت قطعي دراين عمليات را بيان كنيم.نويسندگان و تحليلگران دركتاب فاو تا شلمچه مي نويسند:

« قرارگاه رعد به فرماندهي سرلشكرشهيد بابائي پشتيباني هوائي عمليات را بعهده داشت و برادران هوانيروز نقش برجسته اي درترابري و پشتيباني آتش نزديك درمنطقه  فاو ايفا ميكردند»

و يا دربخش پيشروي خودي، (انهدام دشمن) ازكتاب نبرد فاو كه وقايع جنگ درفاو را لحظه به لحظه منعكس ميكند آمده است :

« دراوج درگيري ، درساعت ۰۹:۰۰ صبح دوفروند هليكوپتر خودي درصحنه حضورمي يابند وبا ﻓﺮیاﺩهای الله اکبر رزمندگان مورد استقبال قرارميگيرند. حضوربه موقع آنها روحيه خسته ولي اميدوار نيروهاي خودي را تازه ميكند. جاده آسفالته البحار در يك لحظه راكت باران ميشود ونيروهاي عراقي حتي آنانكه دورازمنطقه درگيري درسنگرهاي فرماندهي وپشتيباني صحنه را نظارت ميكنند ، ازآتش رعب انگيز كبري ها درامان نميمانند.خلبانان هليكوپترها با شجاعت خاصي روي سردشمن ظاهرگرديده و با مانورهاي بسيارعالي ،تانكها وتوپهاي دشمن را مورد هدف قرار ميدهند»

 

pc01617b661cd0afe3f64e09507c6f30f8-0-485

 

سرتيپ ۲ خلبان رحمان قضات كه درتمام صحنه هاي جنگ تحميلي، حضورفعال داشته وهم اكنون (۱۳۸۲) درپست معاونت هماهنگ كننده هوانيروز ميباشد، درباره فعاليت هوانيروزچنين اظهارنظرميكند:

« گرچه درتمام عملياتها شركت موثرداشته ايم اما ازنظرحجم وسايل پرنده،عمليات والفجر ۸ ويژگي خاص خود را دارد ، من با درجه سرواني به عنوان ليدر پرواز دراين عمليات شركت داشته و از ٤۸ ساعت قبل درمنطقه دارخوين مستقرشديم و ازطريق زمين شناسائيهاي خود را تا ساحل اروندرود آغازكرديم، انواع بالگردهاي كبرا، ۲۱٤ وشنوك ازپايگاههاي اصفهان، كرمان، مسجدسليمان وتهران شركت داشتند، مأموريت پايگاه اصفهان پشتيباني ازسپاه پاسداران وپايگاههاي كرمان ومسجد سليمان درپشتيباني ازقرارگاه كربلاي ارتش وپايگاه تهران بعنوان احتياط عمل ميكرد. دراين عمليات انواع ماموريت هاي پشتيباني آتش ، نجات، حمل مجروح،جابجائيهاي پرسنل وتجهيزات وشناسائي هوائي درحد مطلوب و با برنامه ريزي صحيح انجام گرفت و اضافه برتيمهاي پروازي  تيمهاي تعميراتي وپشتيباني وستاد فرماندهي شركت داشتند كه دراين حجم قبل ازاين تقريباً بيسابقه بود.

عمليات شبانه شروع ويگانها از رودخانه خروشان اروند با موفقيت عبوروساحل غربي به تصرف درآمد ، اما با روشن شدن هوا ونيازيگانهاي تك وربه انواع پشتيبانيها ، وكمبود امكانات حمل ونقل روي آب ، مأموريت هوانيروز با حساسيت خاصي ابلاغ گرديد ،ضمن اينكه تيمهاي آتش به وظيفه خود درحد گسترده عمل ميكردند، كمبود تجهيزات سنگين ولزوم تداركات ايجاب ميكرد ماموريت اسلينگ (حمل بارخارجي) براي جابجايي انواع سلاحهاي ضدتانك ، (تفنگ ۱۰٦ م.م و تفنگ ٥۷ م.م) انجام گيرد كه هوانيروز ازاين جهت ، ركورد جديدي ازنظرتعداد پرواز وسرعت عمل به دست آورد،با شروع پاتكهاي عراق وبمبارانهاي هوائي تخليه مجروح و جابجائيهاي سريع پرسنل وتداركات نيزشدت يافت. تا جاييكه با آمارميتوان ادعا كرد كه درچند روزاول عمليات كه هنوز روي اروند پلي وجود نداشت ،هوانيروز وقايق ۸۰ % ازتدارك مورد نظر را جابجا كردند، اگراغراق نكرده باشم هوانيروز مانند تاكسي تلفني عمل ميكرد.آنهم درشرايطي كه تقريباً برتري هوائي با دشمن بود ، كارساده اي نبود وفقط با قبول خطر و روحيه شهادت طلبي وعزم راسخ براي پيروزي امكانپذيربود، كه چنين صفاتي درخلبانان رشيدهوانيروز وجود داشت.

 

oelzv9lk38fsubg06szj.jpg

 

بدون ترديد وجداي ازاينكه من يك خلبان هوانيروزهستم ، اگرهوانيروزنبود وچنين آماد رساني گسترده اي انجام نميگرفت وتيمهاي آتش كبرا نقش خود را درپشتيباني آتش ايفا نميكردند،عمليات به نتيجه افتخارآميزنميرسيد،زيرا عقبه خودي قطع شده بود وحتي پلهاي روي رودخانه بهمنشيرهم بوسيله هواپيماهاي عراقي تخريب شده بودند ، يگانهاي تك ورعموماً پياده و با تجهيزات سبك بودند وپاتكهاي سنگين دشمن هم آغازشده بود وهيچگونه تانك يا سلاحهاي ضد تانك موثري هم درساحل غربي وجود نداشت درنتيجه آنچه ميماند،حركت از راه هوا و سرعت عمل است كه تنها درامكانات هوانيروزاست، هوانيروز تيمهاي آتش خود را به سه قسمت تقسيم كرد. يك تيم در حال درگيري، يك تيم درحال برگشت و يك تيم درحال رفت منطقه عمليات بود كه ما بطورمدام با دشمن درگير بوديم ، تيمهاي آتش با استفاده از راكت ،موشك تاو، موشك ماوريك وتوپ ۲۰ م.م آن چنان آتش روي دشمن به ويژه درمنطقه درياچه نمك داشت كه چندين پاتك او با شكست قطعي مواجه شد ، فشار روي هوانيروز تامهيا شدن پل وعبوريگانهاي سنگين توپخانه وتانك ارتش از روي آن وجود داشت و بعداً ما توانستيم نفس راحتي بكشيم»

 

 

File-8799-160778.jpg

اين خلبان قهرمان درباره به كارگيري تاكتيكهاي ويژه ميگويد:

« دراين رابطه بايد اضافه كرد كه نهاجا با استقراريگانهاي موشكي پدافندهوائي و به كارگيري تاكتيكهاي ويژه و نزاجا با حجم زيادي ازسلاحهاي ۲۳ م.م پدافندهوائي وشيلكا شرائطي را بوجود آورده بودند كه جنگنده هاي عراقي جرأت هدفگيري دقيق را نداشتند وبيشتر بمبهاي خود را ازارتفاع بالا رها ميكردند. مجموعه اين شرائط ضمن اين كه بسياري ازهواپيماهاي دشمن را ساقط كرد امكان مانور را ازدشمن گرفت و اين به نفع هوانيروز بود ناگفته نماند ما درطول جنگ تحميلي با تجربه اي كه كسب كرده بوديم ميدانستيم چگونه با نيروي هوائي دشمن كناربيائيم وخلبانان ما كمتر ترسي از وجود هواپيماهاي دشمن درفضا داشتند، البته ما آموزشهاي لازم براي چنين مواردي ديده بوديم ،اما هماهنگ كردن اين تاكتيكها و ازقوه بهفعل درآوردن آموزشهاي ديده شده فقط درميدان جنگ انجام گرفت.درمورد مقابله با هليكوپترهاي دشمن،خلبانان هوانيروزبا تجربه اي كه كسب كرده بودند ، آنها را دنبال ميكردند وعراقيها هم چاره اي جزفرارنداشتند زيرا ازامكانات موشك تاو وتوان هدفگيري خلبانان ما بسيارآگاه بودند.» (157)

 

ادامه دارد .....

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

سرهنگ سلطاني نيا، يكي ديگرازخلبانان هوانيروز كه درعمليات والفجر ۸ شركت مؤثر داشته است ميگويد:

« درآن هنگام (بهمن ماه) درسال ٦٤ كه درقرارگاه بوديم ، دومورد شنود را كه ازنظراطلاعاتي اهميت داشت براي پرسنل تشريح ومعرفي كردند كه مورد اول گفته يكي ازفرماندهان عراقي درمورد حمله ايرانيها بود كه يك هفته قبل ازعمليات والفجر ۸ ايراد شده بود ، اوبا اطمينان گفته بودكه “عبورازاروند بسيارمشكل وحداقل كارايرانيها نيست” ، اما مورد بعد اين بود كه يگانهاي مأمور پاتك براي پس گيري فاو درتوجيه عدم موفقيت خود گزارش كرده بودند : “بعلت فعاليت بيش ازحد هليكوپترهاي دشمن (ايران) قادربه گرفتن آرايش براي انجام پاتك نيستيم.“

درمورد گفته اول ،برخلاف اظهارات آن فرمانده عراقي رزمندگان اسلام با رعايت اصل غافلگيري و بارشادت تمام از اروند رود گذشتند و سرپلي را اشغال كردند، اقدام بعد گسترش سرپل و يا حداقل حفظ سر پل بدست آمده بود،كه بدليل شرائط ويژه وامكانات محدود كاري بس دشواربود اگرامكانات محدود وموجودهم به سرعت بدست رزمندگان نميرسيد موفقيتهاي اوليه ازكف ميرفت .همانطوريكه اميرقضات گفتند استفاده ازامكانات هوانيروز تنها چاره كاربود كه خوشبختانه هوانيروزبا صلابت تمام آماده خدمات رساني بود كه من بعنوان يك خلبان بالگرد ۲۱٤ شاهد قبول خطروناديده گرفتن محدوديتها بوسيله خلبانان بودم .ما انواع سلاحهاي سنگين مانند جيپ يا موشك تاو وتفنگ ۱۰٦ و تفنگ ٥۷ را به آن طرف رودخانه برديم تا ساير راههاي ارتباطي برقرارگرديد وديگر سلاحهاي سنگين به كمك يگانهاي تك ورآمدند والحمدلله شاهد موفقيت درعمليات شديم»

 

IMG-2191.jpg

 

يكي ازخلبانان غيرتمند برفعاليت چشمگير وفراگيرهوانيروز مُهرتأييد ميگذارد.اوميگويد:

« ازگروه كرمان با بالگرد ۲۱٤ به عمليات فاو اعزام شدم. درداخل جزيره آبادان دركنار سايرهمكاران استقرار يافتم.در روز اول عمليات، مأموريت يافتيم تجهيزات را به ساحل غربي اروندرود حمل كنيم . من قبل ازاين عمليات گرچه آموزش حمل بارخارجي را ديده بودم اما هيچگاه عمل نكرده بودم . براي اولين بار يكدستگاه جيپ همراه با موشك تاو را جابجا كردم واين تجربه اول را طوري انجام دادم كه درهيچ آيين نامه اي نوشته نشده بود ، من آنقدربه زمين نزديك بودم كه چرخهاي جيپ روي آب رودخانه اروند تماس داشت و درهمان روز اول اين كار را درچند نوبت با موفقيت و اعتماد به نفس به سرانجام رساندم و درهرمورد پس از پياده كردن خدمه و بلند شدن ملاحظه ميكردم كه جيپ حامل جنگ افزار براي انجام مأموريت بحركت درميآمد و اين باعث ميشد تا درمن يك نوع درخود احساس شعف وسربلندي بوجود آيد. در يك مورد، خدمه يكي ازموشكهاي تاو را ديدم كه بلافاصله درگير يك تانك عراقي شده با شليك مؤثر تانك را به آتش كشيد . پرواز درارتفاع پست ازيكطرف خطر برخورد با موانع را داشت اما ازطرف ديگرتا رسيدن به هدف خلبان درديد قرارنميگيرد و درگير هواپيماهاي دشمن نميشود.اگر تمام مأموريتهاي گذشته را ورق ، بزنيم درهيچ عملياتي به اندازه والفجر ۸ هوانيروزمجبور به حمل بارخارجي نشده بود و يا درشرايط نامساعد پرواز نداشته است، دراين عمليات با توجه به ويژگي خاص آن تمام استانداردها را كنارگذاشت وبا هدف اجراي مأموريت بهرقيمت وارد كارزار شده و ازيگانهاي درخط پشتيباني كرد همين موضوع سبب گرديد كه پاتكهاي مكرر دشمن به شكست بيانجاميد وتصرف فاو مقدورشود.»

 

214.png

 

يكي ازخصوصيات بارز اين عمليات اصل غافلگيري آن بود. بصورتيكه تا شب عمليات اكثرنيروهاي خودي هم ازشروع وساعت آن بي اطلاع بودند.سرهنگ حسين وكيلي يكي ازخلبانان كبرا عنوان مينمايد:

« قبل ازعمليات خلبانان از راه زمين و با حضور درديدگاهها، مناطق عملياتي (فاو) را شناسايي ومحورهاي پروازي را مشخص نمودند ودر يكي ازاين شناساييها كه با حضور برادررحيم صفوي انجام ميگرفت پس ازبازديد ازمنطقه عملياتي جهت توجيه نقشه درسوله اي وارد شديم و پس ازتوجيه كامل زمانيكه ازآن محل بيرون آمديم تقريباً هوا تاريك شده بود ودراين لحظه، برادرصفوي من را صدا كرد وآهسته گفت: كه وقتي به مقرهوانيروز رسيديد به سرهنگ محمد انصاري (فرمانده پايگاه) بگوكه خلبانان كبرا براي فردا صبح جهت مقابله با پاتكهاي دشمن آماده باشند.ما كه فكرميكرديم اين عمليات حداقل درچند روزآينده انجام ميگيرد، ازاين خبربسيارشوكه و مجبورشديم آن شب به كمك پرسنل فني برويم و تا صبح بالگردهاي كبرا را مهمات گيري نماييم تا اول صبح آنها آماده پروازباشند.

با روشنايي صبح تيمهاي آتش هوانيروز وارد صحنه عمليات گرديده و به كمك نيروهاي زميني شتافته و با هدف قراردادن تانكهاي دشمن،پاتكهاي سنگين آنها را متوقف مينمودند،خلبانان كبرا درطول عمليات و با حضور دربالاي سرنيروهاي رزمنده ضمن تقويت روحيه آنها نقش بسزايي را درتوقف وانهدام نيروهاي دشمن داشتند. نبرد آنها با تانكهاي گارد رياست جمهوري عراق و دراطراف كارخانه نمك كه با هدايت شخص صدام انجام ميگرفت واقعاً نبردي نفسگير و درجلوگيري ازپيشروي دشمن بسيارمؤثر بوده است.استفاده ازموشكهاي ماوريك كه توسط بالگردهاي كبرا شليك ميگرديد، يكي ديگرازنكات بارزهوانيروز دراين عمليات بوده است.خلبانان كبرا، بارها با شليك اين موشك به اهداف ومراكز تجمع نيروهاي دشمن درمسيرجاده فاو تا درياچه نمك باعث انهدام و سردرگمي دشمن و سهولت درامر پيشروي نيروهاي خودي را داشته است.ازطرفي دشمن با استقرار شناورهاي خود درآبهای خورعبدالله ومتکی به جزیره بوبیان کویت سعي مينمود كه جناح غربي نيروهاي اسلام را همواره مورد تهديد قراردهد و با شليك ازراه دور ضرباتي را وارد نمايد لذا يكي ازمأموريتهاي هوانيروز مقابله با اين شناورها بوده است كه به محض رويت آنها بالگردهاي كبرا با پرواز برروي آبهای خورعبدالله با شليكهاي خود آنها را هدف قرارميدادند.(161)

ادامه دارد ......

8 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

سرهنگ بازنشسته خلبان اژدرنظري ميگويد:

۳ روز متوالي گوش به زنگ ومنتظرفرصت بوديم تا اينكه در روز چهارم هيكل غول آساي شناوربزرگي را دراطراف جزيره بوبيان مشاهده نموديم وبا پرواز به سمت آن وشليك يك موشك ماوريك، پس ازچند ثانيه كوهي ازآتش ودود وتكه هاي شناوربه آسمان پرتاب شد وبه دنبال آن انفجارهاي پي درپي و شديدي ملاحظه نموديم.

ازمواردي كه پروازبالگردهاي ۲۱٤ را با مشكل مواجه ساخته بود اسلينگ وحمل تجهيزات بصورت بارخارجي بود. زيرا حجم زياد بعضي ازاين تجهيزات مثل (جيپ وتفنگ ۱۰٦ مربوطه) باعث برهم خوردن تعادل بالگرد درحين پروازميگرديد وچنانچه پروازدقيقي انجام نميگرفت سقوط بالگرد حتمي بود.آتش سنگين توپخانه و حضورهواپيماهاي دشمن دراين لحظات هم مزيد برعلت وكار را براي خلبانان بسيارمشكل ساخته بود.حضورمسئولين به خصوص فرمانده گردان بالگردهاي ۲۱٤ (اميرسرتيپ دوم بازنشسته خلبان عليرضا فيروزان) دربين خلبانان جمعي خود وپروازبا آنها دراين لحظات حساس باعث تقويت روحيه وافزايش جسارت آنها براي انجام اين پروازهاي سخت گرديده بود بصورتيكه آنها بدون هيچ مشكلي به خوبي اين تجهيزات را اسلينگ و درمنطقه فاو پياده مينمودند.

 

214-1.png

 

ازديگر اتفاقات مهم اين عمليات سقوط يك فروند هواپيماي جنگي دشمن توسط خلبانان هوانيروزبود.هرچند بالگرد كبرا با توجه به مأموريتي كه براي اين وسيله تعريف گرديده نبايستي با هواپيماهاي جنگي مقابله نمايد ولي در ارتش جمهوري اسلامي ايران، هدايت اين وسيله درطول هشت سال دفاع مقدس را خلباناني برعهده داشتند كه خيلي ازمعيارها ومعادلات جهاني پرواز را برهم زده بودند وبا شهامت وجسارتي كه ازخود نشان ميدادند هيچ سلاحي حتي هواپيماهاي جنگي دشمن درمنطقه ازخشم آنها درامان نبودند.سرهنگ بازنشسته خلبان جهانگيركاووسي ميگويد:

من دراين عمليات افسر رابط و دركناردرياچه نمك بودم وصحنه هدف قرارگرفتن وسرنگوني آن هواپيما را به اتفاق درجه دارمخابراتم ازروي زمين كاملاً مشاهده نموديم.درآن لحظه نيروهاي ديگرهم شاهداين اتفاق بودند. هواپيما بوسيله آتش پرحجم سه فروند بالگرد كبراي هوانيروز كه درحال عمليات بودند مورد اصابت قرارگرفته وسرنگون شد. درآن عمليات من شاهد سرنگوني دوفروند ازبالگردهاي عراق هم بودم.

بعنوان نمونه خلبان حسن خدابنده لو كه خود ازنزديك دستي برآتش جنگ داشته است ميگويد:

عجيب ترين واقعه درتاريخ جنگ كه ازهمان مقطع جنگ (عمليات والفجر ۸)، جهانيان را به شگفتي فروبرد، انهدام يك فروندهواپيماي عراقی توسط يكي ازخلبانان هوانيروزاست كه متأسفانه هيچوقت آنطوركه شايسته است به اين حماسه بزرگ كه چگونه يك فروند بالگرد كبري توانسته است يك فروند جنگنده عراقي را نابود سازد ،پرداخته نشد.

 

58495724641330748227.jpg

 

در روزنامه كيهان شماره ۱۲۹۷۳ مورخه دوشنبه 1364/11/28 آمده است:

نخستين هفته نبردي گسترده درجنوب خاك عراق را درحالي پشت سرميگذرايم كه نيروهاي اسلام درراه رسيدن به آخرين بندرعراق درخليج فارس هستند.اين پيشروي با حملات وسيع، بي سابقه وسنگين جنگنده ها وبالگردهاي هوانيروز وهواناوهای ايران توأم شده است. طي نبردهاي روزگذشته جنگنده ها وبالگردهاي ايران همزمان با پيشروي نيروهاي اسلام درمحور استراتژيك فاو – ام القصر،تيپهاي پياده و زرهي دشمن را زيرآتش گرفتند.

بالگردهاي هوانيروزايران طي روز گذشته به شكارتانكها و واحدهاي زرهي وپياده عراقي درامتداد جاده فاو – ام القصرپرداختند. ازجمله يك يگان ازنيروهاي زرهي سپاه هفتم عراق كه براي انجام پاتك وارد عمليات شده بود، مورد تعقيب بالگردهاي توپدارهوانيروزقرارگرفت وچندين دستگاه تانك پيشرفته تي- ۷۲ به هنگام فرارمورد هدف قرارگرفت ونابود شد.بخشي ازعمليات بالگردهاي هوانيروز با هماهنگي جنگنده هاي نيروي هوايي صورت گرفت وشمارقابل توجهي ازمواضع، تجهيزات ونفرات عراقي براثراين حملات ازبين رفت.پيشروي چندين كيلومتري نيروهاي اسلام درجاده فاو – امالقصر با بمباران مواضع عراق دراين مسيرتوسط هواپيماها وبالگردهاي ايران سرعت بيشتري گرفته است.

ارتش عراق درسه پاتك سنگين درشمال فاودهها تن ديگرازنفرات وشمارقابل توجهي ازتجهيزات خود را ازدست داد. درجريان اين پاتكها كه طي روزگذشته انجام شد يك فروند ديگرازجنگنده هاي ارتش عراق و يك فروند بالگرد سوپرفریلون سرنگون شد. به اين ترتيب مجموع هواپيماهاي ساقط شده ارتش عراق درطول عمليات به سه فروند رسيد. درهمين حال خلبانان هوانيروزمواضع و تجهيزات دشمن را به آتش كشيدند.

 

33224779758744571225.jpg

 

بالگرد هوانيروز يك فروند بالگرد عراقي را شكار كرد:

يك فروند بالگرد عراقي دريك نبردهوايي كم نظير توسط بالگرد هوانيروز ايران شكار شد. يك فرمانده هوانيروز درپي اين حادثه اعلام كرد: چنين درگيري مستقيم بالگردها ازموارد نادر است كه درجنگ اتفاق ميافتد و اتخاذ تاكتيك ويژه و به موقع، خلبان بالگرد را قادر ميسازد تا بالگرد ديگر را شكار كند. وي مهارت خلبانان هوانيروز را در دنيا بينظير توصيف كرد. با سقوط اين بالگرد شمار بالگردهاي ساقط شده عراق درطول عمليات والفجر ۸ به چهارفروند رسيد. لازم به يادآوري است كه اين پنجمين بالگرد عراقي است كه ازابتداي جنگ تحميلي تا كنون توسط بالگردهاي هوانيروز سرنگون شده است.(165)

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

خاطرات

 

آنچه دراين قسمت بيان ميگردد، ازطريق گروه معارف جنگ هوانيروزارسال شده است كه نشان دهنده فعاليت وايثارگري پرسنل نيروي زميني ميباشد.لازم به ذكراست نويسنده هيچگونه دخل وتصرفي دربيان خاطرات نداشته است.

سرهنگ فني هوائي حسينعلي جمشيدي:

درعمليات والفجر ۸ ما درنقاطي با نامهاي (عقاب ومهدي) درجاده جراحي مستقربوديم. نقطه عقاب درنزديك بيمارستان الزهرا قرارداشت ونقطه مهدي مسافتي جلوتربود. اين دونقطه گذشته ازاعزام تيمهاي پروازي به مأموريت، محلي نيز براي گردهمايي خلبانان و نيروهاي فني براي گرفتن خط مشي وتوجيهات شده بود كه بيشترازنقطه عقاب استفاده ميشد.

نيروهاي هوانيروز با سابقه اي كه ازبمباران هواپيماهاي دشمن درمنطقه داشتند با گذشت چند روز ازاين جمع شدن روزانه ،به فرمانده عمليات وقت گاه و بيگاه هشدارجابجايي عقاب را ميدادند. اما فرمانده با گفتن (فعلاً زود است) ازاقدام به اينكارخودداري ميكرد.درعصر پنجمين روزمأموريت ، فرمانده عمليات هوانيروز در يك بازديد كوتاه عنوان نمود (اين نقطه فردا بايد تخليه شود) . پس ازگفتن اين جمله به سوي دارخوين پروازكرد.

دستور تخليه عقاب شبانه به ما ابلاغ شد.صبح زود تيم مستقر درعقاب شروع به جابجايي بالگردها و ديگر وسايل و نيروهاي فني نمود اينكار تا ساعت 13:30 بعدازظهرطول كشيد.آخرين بالگرد باقيمانده درحال استارت بود كه يكباره سر وكله هواپيماهاي دشمن پيدا شد و شروع به بمباران كردند.بمباران به حدي پرحجم و شديد بود كه پس ازخاتمه وقتي ازنقطه عقاب بازديد كرديم حتي كوچكترين آثاري ازسوله هايي كه درآنها اسكان داشتيم ، وجود نداشت . وجود بيشماري ازبمبهاي خوشه اي عمل نكرده دركنارآثاربجامانده ازبمباران به ما تلنگر ميزد كه اگراقدام به تخليه نكرده بوديم ، فاجعه عظيمي را بايد متحمل ميشديم.

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

سرهنگ خلبان محمد چوب بندي (خلبان بالگرد شنوك)

 

درهشتمين روزعمليات فاو با يك فروند بالگرد شنوك ازمنطقه دارخوين بسوي نقطه المهدي براي حمل بارخارجي درحال پروازبودم .همپروازم درآن مأموريت، خلبان احمد منوچهري فر بود . پس ازفرود درنقطه المهدي مشاهده كرديم كه مسئولان هوانيروز وسپاه نيزحضوردارند.با مشاهده محموله ، كه يكدستگاه سكوي پرتاب موشك با حجم و وزن سنگين بود كه ميبايست به آن طرف اروند (فاو) حمل شود،احساس كرديم كه انجام اين مأموريت با توجه به بزرگي شنوك و سكو، و وجودهواپيماهاي متعدد دشمن وتوپخانه امكانپذيرنبوده وصددرصد هدف قرارخواهيم گرفت.موضوع را با مسئولان درميان گذاشتيم، پي به وخامت انجام كاربردند و با شورومشورت  عنوان نمودند «فعلاً به منطقه دارخوين باز گرديد تا براي اين مسئله راه حلي پيدا كرده  و شما را با خبرسازسازيم».

 

00660955799255230138.jpg

 

همان لحظه ما بسوي دارخوين پروازكرديم . درحين پرواز وقتي به نقطه عقاب رسيديم،نيروهاي هوانيروز را مشاهده كرديم كه با اشاره دست سعي داشتند تا مطلبي را به ما بفهمانند. با اشاره هاي آنها فكركرديم كه دربالا واطرافمان هواپيماهاي دشمن قراردارند وآنها به ما هشدار ميدهند كه مواظب باشيم. امنيت ودقت پرواز را بيشتركرديم وبسوي دارخوين مسير را ادامه داديم . نزديك دارخوين كه رسيديم دود زيادي را مشاهده كرديم كه از نقطه استقرارهوانيروز و واحدهاي اطرافش به هوا بلند است .من نگران به منوچهري فر گفتم: «احمد نكند كه بچه ها را زده باشند». احمد نگرانترازمن گفت:«خدا به فرياد برسد ، فكرميكنم اتفاقي افتاده»

 

2-2-.jpg

 

با ديدن وضعيت هرچه سعي درتماس گرفتيم موفق نشديم . دريك دو راهي مستاصل مانده بوديم كه بازگرديم و يا فرود بياييم .درنهايت بافكر اينكه شايد تعدادي ازنيروها مجروح ونيازبه كمك دارند فرود آمديم . با فرود ما چند نفري به سويمان دويدند وگفتند: دودقيقه قبل از رسيدن شما ،هواپيماهاي عراقي اينجا را بمباران كردند وخلبان صحتي يك چشمش دراثرتركش آسيب ديد. دراثرآن بمباران مسجد، سوله هاي اسكان نيروها و تعدادي از اتاقهاي پيش ساخته هم منهدم شده بودند.نقطه عطف اين بمباران اين بود كه به هيچيك ازبالگردهاي هوانيروزكه بصورت پراكنده استتارشده بودند حتي يك تركش اصابت نكرده بود. تنها مجروح هوانيروزهم درآن بمباران خلبان صحتي بود كه توسط بالگرد ۲۱٤ (نجات) به بيمارستان اهوازتخليه گرديد. فرداي همانروزعمليات ترابري سكوي موشك نيزتوسط بالگردهاي ۲۱٤ انجام شد.(167)

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

سرهنگ خلبان عليرضا حق شناس (خلبان بالگرد كبرا)

يكي از زيباترين و پرحادثه ترين عملياتي كه براي من بيشترين صحنه ها را آفريد عمليات والفجر ۸ بود. درآن عمليات غرورآفرين كه مشترك با سپاه پاسداران انجام شد توانستيم شهر فاو را تصرف كنيم . وسعت منطقه عمليات بسيار وسيع بود وما توانستيم ازتمام امكانات و وسايل پرنده اي كه دراختيارداشتيم به نحو شايسته استفاده كنيم درعمليات والفجر ۸ از وجود بالگردهاي كبرا براي پشتيباني آتش سنگين ، ازبالگردهاي ۲۱٤ وشنوك براي ترابري تجهيزات و هلي برن نيروها وتخليه مجروح، وازبالگردهاي ۲۰٦ براي شناسايي دشمن استفاده گرديد كه درهرسه مورد موفق بوديم.

درمقابله با موفقيت ما، دشمن نيزسنگينترين فعاليت را براي هواپيماهايش اختصاص داده بود.حجم زياد پرواز، بمبارانهاي پي در پي وتعقيب وگريزبا بالگردهاي ما ازنكات پرحادثه والفجر-۸ ميباشد. بعنوان نمونه دريكي از پروازها بيش ازيكساعت چند هواپيماي جنگده دشمن ازصحراي جفير تا دارخوين و انتهاي آبادان درتعقيب ما بودند كه با ترفند ومانور از رگبار وموشكهاي آنها جان بدربرديم.درهمان عمليات بود كه يك فروند ازجنگنده هاي مدرن دشمن بوسيله بالگردهاي كبرا سرنگون شد و اين درتاريخ جنگ بي سابقه است.نكته ديگرعملكرد هوانيروز درعمليات والفجر ۸ دركنارهلي برن، تخليه مجروحان با بالگردهاي ۲۱٤ و شنوك بود كه درسريعترين زمان ممكن ازمناطقي با نام باغچه هاي ۱ الي ۹ انجام ميگرفت.پس از خاتمه جنگ، به كرات اتفاق افتاده است كه درملاقاتهاي حضوري و يا با تلفن با من تماس گرفته اند كه من نجات يافته هوانيروز درعمليات والفجر ۸ هستم، درحاليكه حتي اين اشخاص را نميشناسيم.

 

سرهنگ خلبان بهرام كاظمي (خلبان بالگرد شنوك)

عمليات والفجر-۸ درجنوب آبادان انجام شد . درآن عمليات تيمهاي هوانيروز درمناطق مختلفي مثل (دارخوين - چنانه - عين خوش - جراحي - اهواز  باغچه هاي يك الي ۹) مستقربودند.محل استقرار ما با ( ۲ فروند بالگرد شنوك  ۲ فروند ۲۱٤  ٤ فروند كبرا) دربيمارستان علي ابن ابيطالب بود. وظيفه ما روزها حمل وترابري نيرو ومهمات وآذوقه به جنوب آبادان و دربازگشت تخليه مجروحان و شهدا به بيمارستان الزهرا و ديگربيمارستانهاي شهرهاي اهواز و دزفول و …بود .

در كناراين اقدامات درمنطقه چويبده آبادان هم عمليات انجام ميداديم. درآن منطقه آب همه جا را گرفته بود. شبها با (جزر) بالا مي آمد و روزها با (مد) پائين ميرفت .ديدبانهاي دشمن پروازهاي ما را بعلت وجود دشت صاف بدون استثنا ميديدند.هيچگونه تپه ماهوري وجود نداشت وهرچندهم درسطح پايين پروازميكرديم بازهم ازديد آنها مخفي نميمانديم . شروع پرواز ما درصبح مصادف با گزارش ديدبانهاي دشمن وفعال شدن توپخانه آنها بود ، ولي چون منطقه هم آب ولجن بود انفجارتوپ وگلوله ها فقط موجب پراكندن آب ولجن ميشد وخوشبختانه تركشها جذب زمين ميگرديد.درعمليات والفجر ۸ بيشترين حجم پروازتيم ما درتخليه مجروح بود .مجروحان و شهدا را ازخط مقدم به عقب مي آوردند ومجروحان پس ازدرمانهاي اوليه دربيمارستان علي ابن ابيطالب ، توسط بالگردهاي ما به بيمارستان بقايي دراهواز و ديگربيمارستانها ترابري ميشدند.

يكي ازروزها كه درحين اجراي مأموريت بوديم اطلاع دادند كه بيمارستان الزهرا هدف بمباران شيميايي واقع شده وتعدادي ازنيروها ومجروحان شيميايي شده اند. با وجود اينكه ماسك همراه نداشتيم سريع خود را به بيمارستان رسانديم .ميدانستيم كه الزهرا بخش شيميايي ندارد و اگر ديربرسيم فاجعه به بارمي آيد. مجروحان زياد بودند ودرنگ جايز نبود. تا پاسي بعد ازغروب درپروازهاي متعدد مجروحان را تخليه كرديم .شب همانروز اين بلا به سرخود ماهم نازل شد . درسنگر بوديم كه با انفجار شديدي بيرون آمديم . با استشمام بو فهميديم كه بمباران شيميايي بوده است. آنشب من وتعدادي ازنيروهاي هوانيروزنيزشيميايي شديم . درمجموع درعمليات والفجر ۸ هوانيروزبسيارموفق عمل كرد.(170)
 

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 سرهنگ خلبان علي علينقي پور (خلبان بالگرد-۲۱٤)

من يك عكس درآلبومم دارم كه درآن ۸ نفرشهيد وجود دارد. خلبان نصيررادفر، خلبان محرم نژاد، خلبان عين علي طلب وچند نفرازنيروهاي فني هوانيروز كه همه درجنگ شهيد شده اند.هروقت به آن عكس نگاه ميكنم فقط ميگويم خدا بيامرزدشان وآلبوم را بي حوصله ميبندم.

ازپايگاه هوانيروز تهران پروازكردم تا درعمليات فاو شركت كنم .همراه بالگرد من چندين بالگردهم بودند.درپايگاه هوانيروزمسجد سليمان تجديد سوخت كرديم وخود را به خسروآباد آبادان رسانديم.درآن عمليات من بيش از ۸۰ ساعت پروازتخليه مجروح وكمك رساني داشتم . باسنم تاول زده بود و ازسوزش تاولها درموقع نشستن روي صندلي بالگرد فريادم به آسمان ميرفت. ميخواستم پروازنكنم اما با ديدن وضعيت مجروحان دوباره نيرو ميگرفتم و بخودم ميگفتم درد تو ازدرد آنها بيشترنيست.من دريكي ازنقاط تخليه مجروح به نام (باغچه ٥) اقدام به تخليه مجروحان و شهدا به بيمارستانهاي ماهشهرواهواز ميكردم.آنقدردرآن منطقه پروازكرده بودم كه وقتي نزديك ماهشهر با برج فرودگاه تماس ميگرفتم ميگفتند: علي جان خودتي ؟ بيا بشين اشكالي نيست.

در منطقه فاو، هوانيروز از جان مايه گذاشت. با خطراتي كه ما در فاو مواجه بوديم دل شيرميخواست كه طاقت بياورد.خلبانهاي هوانيروز درزيرآن بمبارانهاي شديد دشمن وآتش سنگين توپخانه واقعاً جگرشيرداشتند.خلبان اسماعيل صحتي درآن عمليات يك چشمش را ازدست داد.عبدالله نجفی غوغا کرد امثال خلبان قضات و ديگرخلبانان امان نيروهاي دشمن را بريده بودند.دشمن تانكهايش را بصورت خط (دشتبان) چيده بود. خلبان صحتي فرياد ميزد: (علي هواي منوداري ؟) و شيرجه ميزد به قلب تانكها وتوپ وضدهواييهاي دشمن كه من نفسم ميگرفت. وقتي آرايش آنها را بهم ميزد و ازآن طرف بيرون مي آمد پشت سرش انفجار و دود وآتش تانكهاي سوخته بود كه به هوا ميرفت.

1_977a6.png

 

 سرهنگ خلبان نادرپاويز (خلبان بالگرد-۲۱٤)

درعمليات والفجر-۸ تيمهايي ازهوانيروزدرمناطق چنانه وعين خوش مستقربودند.اين تيمها شامل نيروهاي فني پروازي و بالگردهاي مختلف (شنوك – ۲۱٤-۲۰٦-كبري) ميشدند كه وظيفه داشتند ضمن اجراي آتش ودرگيري با دشمن نسبت به تخليه مجروحان وشهدا، تداركات نيروي انساني ومهمات وآذوقه رزمندگان راهم به مناطق عملياتي برسانند.دريكي ازروزهاي عمليات ازتيم ما كه درچنانه مستقربود، براي تخليه مجروحان فاو كمك خواستند. درآنروزهم پروازمن خلبان عطاالله شادمان بود. وظيفه ما پروازازچنانه به فكه وحمل مجروحان به پايگاه دزفول وبيمارستان شهيد كلانتري بود. مجروحان ضربه مغزي راهم ميبايست به بيمارستان اهوازمنتقل ميكرديم .درآنروزهوا باراني بود عراق اقدام به حمله ازطريق فكه كرده بود. ماهم درحاليكه باران به شدت ميباريد وابر ومه غليظي منطقه را گرفته بود به پرواز درآمديم.درآن مناطق آنقدرپروازكرده بوديم كه اينجورمسائل مشكل خاصي برايمان بوجود نمي آوردند.

 

4-2-_3721d.jpg

 

تخليه مجروحان سه روز ادامه پيدا كرد.درآن مدت ازصبح تا غروب آنچنان خلبان وكادرفني درگيرتخليه وكاربودند كه فرصت سرخاراندن نداشتند. مشكل ما بيشتر وجود هواپيماهاي دشمن بودند كه درمسير رفت وبرگشت موي دماغمان ميشدند. بمباران آنها بي وقفه ادامه داشت وما هم نترس به كارمان ادامه ميداديم . اما دركنارآن بمبارانها سه فروند هواپيماي دشمن هم بودند كه صبح وعصر سر ساعت معين مي آمدند و بمباران ميكردند و ضربه ميزدند وميرفتند. بيشترازهمه عمليات اين سه فروند بود كه بد داغي روي دل ما گذاشته بودند وهيچوقت هم هدف واقع نميشدند.عصر روزسوم خسته وكوفته ازعمليات وتخليه به عين خوش بازگشتم وهليكوپتر را درگوشواره اي فرود آوردم . موتور را خاموش كردم و درحال بررسي كتاب پرواز بودم كه صداي كروچيف (خدمه پروازي) ازبيرون درگوشم نشست: «نادربيا پايين صداي هواپيما مي آيد» با نگاه ازدرنيمه بازبه اوگفتم : «ملخ كه ايستاد مي آيم.»

وبا اطمينان ازتوقف ملخ ازهليكوپتر پياده شدم وكنارخاكريزگوشواره بي حال نشستم .كروچيف درست گفته بود. صداي هواپيما ازسمت راست به گوش ميرسيد وميدانستيم كه همان هواپيماهاي بزن و دررو هستند. ضمن برخاستن به ديگرافراد گفتم : «ازهليكوپتردورشويد كه اگر بمباران كردند آتش نگيريم» . آمديم درپشت گوشواره نشستيم و چشم دوختيم به هواپيماهاي دشمن كه حالا به وضوح درآسمان پيدا بودند.همانطوركه مانورآنها را نگاه ميكردم چشم به آسمان بالاي دوختم وبا همان خستگي گفتم: «خدايا يك جوري كه خودت ميداني روي اينها را كم كن كه بدجوري ما را چزانده اند آخراين نميشود كه روزي دومرتبه ما را بمباران كنند وهيچوقت هم هدف قرارنگيرند.»

خداخودش شاهد است ، هنوزدرد دلم تمام نشده بود كه يكمرتبه دود آتش ازدم و بدنه يكي ازهواپيماها بيرون زد وتعادلش بهم خورد وبه زمين سقوط كرد. با وجود اينكه مسافت ما تا سقوط دوربود، اما چنان به زمين اصابت كرد كه صداي برخورد ومتلاشي شدن آنهم بگوش ما رسيد بچه ها با ديدن اين صحنه ازجا برخاستند ويكي ازآنها به من گفت، نادربلند شوبرويم سنگر، وضع دارد وخيم ميشود!من كه هنوز دركيف وحال سقوط هواپيما بودم معترض گفتم: «من تازه، يك كم دلم خنك شده نترس الان تماس ميگيرند كه بيائيد خلبانش را تخليه كنيد» با اصراربچه ها به سنگر رفتم . درحال بازكردن بندپوتين بودم كه تلفن قورباغه اي زنگ زد وخبردادند (پروازكنيد سمت رودخانه دويرج وخلبان را كه دستگيركرده ايم تخليه كنيد).با پروازي سريع خود را به منطقه اي كه گفته بودند رسانديم .خلبان عراقي را بيهوش و زخمي روي برانكادرخوابانده بودند. اورا داخل هليكوپترگذاشتند وما به عين خوش پروازكرديم . وقتي كناربرانكادرهمراه اوبه بيمارستان لشكرميرفتم با ديدن ناخنهاي بلند وسر و وضع كثيف وفلاكت بارش بي اختيارخنده ام گرفت وبه خودم گفتم : (اين هم مثل ما دربه دره).داخل بيمارستان وقتي پزشك آمد بالاي سرش وضعيتش را ازاو پرسيدم . دكتر گفت :«وخيم است و بايد به بيمارستان اهوازتخليه شود.ضربه مغزي شده» به اوگفتم: «اگراينطوراست تا شب نشده او را به اهواز منتقل كنيم»

 

30-2-.jpg

 

دكترگفت : «خير،فرمانده لشكرگفته بايد بهوش بيايد تا ازاوبازجويي كنيم.» سريع خود را به فرمانده لشكر رساندم وگفتم : «اين خلبان كه قادربه مصاحبه نيست اگر زمان بگذرد وهوا تاريك شود ما قادربه پرواز نيستيم و او خواهد مرد .اجازه دهيد او را به بيمارستان اهواز برسانيم.» فرمانده لشكر درمقابل منطق من تسليم شدومن ازاينكه با برداشت ازتعاليم خوب اسلامي توانسته بودم جان خلباني را هرچند دشمن نجات دهم وشبانه او را به بيمارستان برسانم، برخود ميباليدم .

8 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 

  سرهنگ خلبان نادرپاويز (خلبان بالگرد-۲۱٤)

د موتور را خاموش كردم و درحال بررسي كتاب پرواز بودم كه صداي كروچيف (خدمه پروازي) ازبيرون درگوشم نشست: «نادربيا پايين صداي هواپيما مي آيد» با نگاه ازدرنيمه بازبه اوگفتم : «ملخ كه ايستاد مي آيم

 

30-2-.jpg

 

 

 

به این میگن نظم و انضباط یک ارتشی واقعی 

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

d.png


 


e_8c8e2.png

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

بخش دوم

نيروي هوائي ارتش درعمليات والفجر-8

 

با وجود اينكه درمدت ۱۸ ماه كه مسئوليت تحقيق وجمع آوري اطلاعات دراين خصوص را داشتم ، بارها به مراجع ذيصلاح درستاد نيروي هوائي و اداره سوم ستاد مشترك مراجعه نمودم ، اما نتوانستم حتي يك برگ سند رسمي درمورد فعاليت نهاجا درعمليات والفجر ۸ را بدست آورم .البته ميتوان گذشت زمان و ديرهنگام بودن اين تحقيق وشايد طبقه بندي بالاي اسناد را دليل موجهي به شمارآورد ، اما با قاطعيت نميتوان قبول كرد كه همه چيز نيست ونابود شده باشد و ديگرهيچ آثاري ازيك جنگ ناخواسته ۸ ساله دربايگانيها ودفاتر ويژه بجاي نمانده باشد.چاره نداشتم بايستي راههاي ديگري را بكارميگرفتم ، اين بارحافظه همكاران دردسترس را بعنوان مدرك زنده مورد توجه قراردادم و خواسته هايي به شرح مطالب صفحه بعد را با آنان درميان گذاشتم و دراين مصاحبه ها به يك نكته اساسي پي بردم كه دليل موجهي براي عدم دستيابي به اسناد ومدارك بود وآن اداره وهدايت عمليات ازيك قرارگاه تاكتيكي  ابتكاري بود كه براي بهره برداري بهتروكاملتر ازامكانات نهاجا وبيشتربه دلايل امنيتي و رعايت اصول حفاظتي تشكيل شده بود كه شرح آن درپي خواهد آمد.پيشاپيش اعتراف میكنم اين نوشتار نه اينكه بيان كننده .آنچه اين نيروانجام داده است نيست، بلكه به يقين اشاره اي بسيارجزيي ، سطحي وغيرتخصصي به آنچه انجام گرفته است به شمارميآيد كه ميتوان آنرا قطره اي ازدرياي بيكران توانائيهاي بكار رفته در عمليات والفجر ۸ محسوب كرد كه به گمان نويسنده فقط ازهيچ بهتراست.

 

-F-14-53.jpg

 

دراينجا فقط به خلاصه مطالب خواسته شده ازنهاجا اشاره ميگردد كه اگرمحقق ميشد بي ترديد نقش ارزنده آن نيرو درعمليات والفجر ۸ پربارميگرديد:

۱. چگونگي تشكيل قرارگاه رعد

۲. پرسنل اداره كننده قرارگاه رعد

۳. چانلهاي ارتباطي قرارگاه رعد

٤. روزشمارفعاليتهاي نهاجا (از 64/11/18 تا 65/1/1) شامل:

الف) پشتيباني نزديك هوايي

ب) فعاليتهاي برون مرزي

ج) پوشش هوايي

د) ترابري سنگين هوايي

ه) فعاليتهاي لجستيكي (آمادي)

و) موارد ديگر

٥. چگونگي فعاليت افسران رابط هوايي وناظر مقدم هوايي شامل : تعداد ومشخصات پرسنل اعزامي

٦. ميزان مهمات مصرفي

۷. اسامي خلبانان درگير

۸. اسامي تلفات رزمي ( شهيد،مجروح و ...)

۹. مصاحبه با پرسنل درگير وضبط خاطرات آنان (درصورت امكان)

۱۰. فعاليت پدافندهوايي

 

000-AGM-86C-Term-1-1736-.jpg

 

الف) كليات:

نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران (نهاجا) درعمليات والفجر ۸ به دوصورت بطورفعال وموثر شركت داشته است:

۱) شركت درعمليات هوائي

۲) شركت يگانهاي پدافندهوائي

 

۱) شركت درعمليات هوايي:

نهاجا، براي شركت موثروهماهنگ درعمليات والفجر ۸ (فاو) با تقويت وفعال كردن قرارگاه رعد (بعنوان قرارگاه عملياتي و ستاد مقدم نهاجا DASC) تمامي فعاليتهاي هوائي و پدافندهوائي را بدون واسطه وهماهنگ با يگانهاي عملياتي هدايت ميكرد ومأموريتهاي لازم براي پشتيباني ازعمليات والفجر ۸ را بطورمستقيم درحداقل زمان به اجرا درمي آورد.اين قرارگاه بوسيله سرتيپ شهيدخلبان عباس بابائي (معاون عملياتي نهاجا) سرپرستي ميگرديد و نخبگاني ازستاد نيروي هوائي ازجمله شهيد سرتيپ ستاري (فرمانده پدافندهوائي نهاجا) وشهيد اردستاني و ... دراين قرارگاه فعاليت شبانه روزي داشتند.

وظيفه اين ستاد كه درجوارقرارگاه خاتم الانبياء (قرارگاه اداره كننده عمليات والفجر ۸) درجنوب تشكيل شده بود هماهنگي با قرارگاههاي خاتم ۱ (قرارگاه سپاه پاسداران) وخاتم ۲ (قرارگاه نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران) و برآورد نيازهاي پشتيباني هوائي وپدافندهوائي بود كه پس ازتصميمگيري جهت اجرا ازطريق پايگاه هوائي اميديه بطورمستقيم به سايرپايگاههاي مربوطه دستورات لازم داده ميشد.اميرسرتيپ شهرام رستمي كه درعمليات والفجر۸ جانشين معاون عملياتي نهاجا را بعهده داشته است دراينباره ميگويد:

- براي پشتيباني ازعمليات والفجر ۸، درمنطقه جنوب، پايگاه هوائي اميديه نزديكترين پايگاه بعنوان پايگاه اصلي براي اجراي مأموريتها درنظرگرفته شده بود و براي به حداقل رساندن زمان اجراي مأموريتها و بالا بردن ضريب حفاظتي و امنيت پروازها پايگاههاي تبريز وهمدان با اعزام هواپيما و گروههاي فني به پايگاه اميديه اقدام نموده بودند وسايرپايگاهها مانند اصفهان، بوشهر و دزفول بطورمستقيم ازپايگاههاي خود اقدام به اجراي مأموريتهاي واگذاري ازطرف قرارگاه رعد مينمودند نهاجا به روشهاي زيرعمليات والفجر ۸ را پشتيباني مينمود.

 

1-2.jpg

 

الف: پشتيباني نزديك هوائي:

اجراي پشتيباني نزديك هوائي با درنظرگرفتن تجربيات عملياتهاي گذشته با هدف پشتيباني موثرآتش ازآفند يگانهاي رزمي و بويژه درهم شكستن پاتكهاي سنگين دشمن كه معمولاً بصورت يك روش جاري و قابل پيش بيني از سحرگاه شروع عمليات به اجرا درمي آمد ،انجام گرفت. براي اجراي آتش موثروهماهنگ با عمليات يگانهاي رزمي و به حداقل رساندن اشتباهات و بويژه حفظ تأمين وحفاظت پروازها درعمليات والفجر ۸ ، اقدام به اعزام افسران رابط هوائي و افسران ناظرمقدم درسطح وسيع گرديد كه درديگرعملياتها سابقه اي دراين حد نداشت .اين افسران در رده هاي مختلف با فرماندهان هماهنگي لازم را بعمل مي آوردند ، نيازمنديها را برآورد و به قرارگاه رعد گزارش و سپس هدايت پشتيباني نزديك هوائي را بعهده گرفتند تا نتيجه مطلوب تري بدست آيد. اين هماهنگي تاكتيكي كه براصول آموزشي دانشگاهي استواربود بي شك نقش ارزنده اي درپشتيباني آتش موثرايفا نمود ، تا جاييكه بخشي ازموفقيتهاي آفندي يگانهاي رزمي و درهم شكستن پاتكهاي دشمن را ميتوان درگروهمين اقدام دانست.

دراين رابطه نويسندگان كتاب “خرمشهر تا فاو “ استفاده مناسب ازنيروي هوائي وهوانيروز“را ازجمله دلايل موفقيت عمليات والفجر ۸ برآورد كرده اندو درتحليلي ديگرازكتاب “ كارنامه توصيفي عمليات “ميخوانيم :

- درنبرد فاو، ايران اسلامي علاوه براستفاده ازنيروهاي پياده وشكارچيان تانك ، موفق ميشود با آتش توپخانه وخمپاره انداز، ضربات سنگيني را برادوات زرهي دشمن درجاده هاي فاو - بصره و فاو - ام القصروارد آورد و درتكميل آن ، هوانيروز و نيروي هوايي با حمايت ازيگانهاي عمل كننده اسلام ، با نبردي درخشان درهوا و زمين ، برگ زريني ازافتخاروحماسه ازخود بجا ميگذارند. نيروي هوايي ايران دراين عمليات با همكاري پدافند زمين به هوا ، ۷٤ فروند ازهواپيماهاي پيشرفته عراق را ساقط ميكند و با نشان دادن توان رزمي خود،ادعاي كارشناسان خارجي مبني برناتواني هوايي ايران را باطل ميكند و با بيش از۱۰۰۰ سورتي پرواز دوست و دشمن را درحيرت  فروميبرد.

و درجائي ديگر ازهمين مدرك گفته شده است :

دراين روز ( ۲۲ بهمن ماه ۱۳٦٤) نيروي هوائي ارتش درحاليكه جنگنده هاي دشمن نيزدرمنطقه حضورداشتند طي چند مرحله مواضع دشمن را هدف قراردادند.(183)

15 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now
Sign in to follow this  
Followers 0