Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Sign in to follow this  
Followers 0

عمليات والفجر–8 (فتح فاو)

47 posts in this topic

درمورد نقش افسران رابط درعمليات والفجر ۸ سرتيپ ۲ حسين مهرآرا چنين اظهارنظرميكند :

- درقرارگاههاي مختلف كه براي هدايت عمليات در فاو تشكيل شده بود ، افسران رابط نيروي هوائي حضورفعال داشتند. من اولين باربود كه ميديدم دراين حد براي هماهنگي وپشتيباني نزديك هوائي پيش بيني شده است و اين يك كاركلاسيك است كه بايستي هميشه مورد توجه قرارگرفته شود. درجنگ، پروازها با ارتفاع بالا را بدون افسر رابط ميشود كنترل وهدايت كرد ، ولي چون درپشتيباني نزديك هوائي و بويژه درعمليات فاو براي حفظ تأمين و رعايت اصول حفاظتي بيشتر پروازها با ارتفاع پست انجام ميگرفت بنابراين افسران رابط و ناظرمقدم بطوراجباربايستي وجود داشته باشند.

 

4wc3ju062g3ostbvltg6.jpg

 

مطلب ديگري كه بايد اضافه كنيم، وقتيكه هواپيماهاي خودي مي آمدند ، يگانهاي توپخانه درحال تيراندازي بودند ، بنابراين بايستي اقدامات كنترل آتش فضاي هوائي انجام مي شد وچون دراين مقطع پرسنل سپاه پاسداران با چنين اقداماتي آشنائي نداشتند لذا بايستي ازافسران مجرب نيروي هوائي براي اينكاراستفاده ميشد كه اين چنين شد . درتمام مدتيكه درعمليات والفجر ۸ شركت داشتم ،هيچگاه شاهد اشتباه نيروي هوائي خودي نبودم وعدم اشتباه نشانه كارصحيح و اصولي است كه با اعزام افسران رابط و افسران ناظرمقدم امكانپذير شده بود.

سرهنگ مسعود بختياري كه درعمليات والفجر-۸ دريكي ازيگانهاي توپخانه خدمت ميكرده است درجواب اين سئوال كه چه خاطره آموزنده اي ازاين عمليات دارد، ميگويد:

- عمليات فاو داراي نكات آموزنده زيادي است كه درعملياتهاي ديگرشايد نبوده است .يك نمونه مربوط به نيروي هوائي ارتش جمهوري اسلامي ايران است كه دراين عمليات بسيارچشمگير بود؛ دراين عمليات براي اولين بارمن شاهد بودم كه نيروي هوائي اقدام به اعزام افسران رابط با درجه سرواني و بالا به يگانها كرده بود، اين افسران پروازهواپيماهاي خودي را با پدافند هماهنگ ميكردند كه مورد اصابت قرارنگيرند وهواپيماها را تا روي هدف هدايت ميكردند كه نتيجه خوبي داد.

 

a98-razmayesh-11.jpg

 

ب) ترابري سنگين هوائي:

نهاجا با استفاده ازامكانات ترابري سنگين خودوبويژه با استفاده ازهواپيماهاي سی-۱۳۰ درجابجايي سريع نيرو، حمل مجروح ،حمل وسايل وتجهيزات ازفرودگاههاي عقبه، نقش پشتيباني خود را بطورشايسته ايفا نمود.

ج) مأموريتهاي پوشش هوائي وعكسبرداري هوائي:

اين مأموريتها قبل وبعد ازشروع عمليات با استفاده ازهواپيماهاي فانتوم (اف-4.ایی) بطور برنامه ريزي شده و ۲٤ ساعته براي شناسائي هوائي وبرخورد با هواپيماهاي دشمن انجام ميگرفت.

سرتيپ خلبان محمد تقي جديدي ، كه خود درعمليات والفجر ۸ فعاليت چشمگيري داشته است مشاهدات خود را ازاين عمليات چنين بيان ميكند:

- اواخرسال ۱۳٦٤ بود . رزمندگان سلحشوراسلام خود را براي عملياتي مهم درمنطقه اروندرود آماده ميكردند . با شروع عمليات والفجر ۸ كه منجربه تصرف درآمدن بندر فاو و بخش وسيعي ازخاك دشمن شد ،همه روزه به همراه شهيد اردستاني وجمع ديگري ازخلبانان ،چندين بار برفراز منطقه عملياتي پرواز ميكرديم واستحكامات پياده - مكانيزه دشمن را به آتش ميكشيديم . شهيد اردستاني به هنگام بازگشت ازمنطقه ، درحاليكه گلوله هاي ضدهوايي وموشكهاي پدافندي دشمن بي امان بطرف هواپيما شليك ميشد ، اقدام به انجام مانورهاي بسيارزيبايي مينمود و سعي برآن داشت تا روحيه جنگاوري بچه ها را مضاعف كند.چند روزي ازشروع اين عمليات پيروزمندانهميگذشت. درحاشيه پروازهاي موفقي كه با تلاش شبانه روزي پرسنل فداكارفني وپروازي صورت پذيرفته بود، پرسنل پدافند مستقردرمنطقه نيز دهها فروند ازهواپيماهاي شكاري و بمب افكن دشمن بعثي را سرنگون كرده بودند. با پشتيباني هوايي خوبي كه ازنيروهاي عمل كننده صورت گرفته بود، آنان با آسودگي خاطر به مستحكم نمودن مواضع خود پرداخته بودند.

 

f-5f-iriaf-0001.jpg

 

سروان خلبان قاسمي ضمن ستايش يكي ازهمكاران خود درعمليات والفجر ۸ چنين مينويسد:

- ساعت ۹ صبح مورخه 65/1/6 همراه شهيد اردستاني ، سروان يوسفي و چگيني ، با چهارفروند هواپيماي اف-5 به منطقه عملياتي "البهار" عراق اعزام شديم . درآنروز،هوا آبستن ابرهاي متراكمي بود كه هرلحظه امكان باريدن باران قوت ميگرفت . با توكل به خدا و دلگرميهايي كه شهيد اردستاني دراتاق توجيه به ما داده بود ، مهيا براي پرواز بسوي هدف شديم . تراكم ابرها به گونه اي بود كه ما هيچ چيزي غيراز ابرنميديديم و تنها ميبايست به دستگاه ناوبري درون هواپيما تكيه ميكرديم .هرچند متكي بودن به اين دستگاه كه مسير پروازي را مشخص ميكند، تا حدودي اطمينان بخش است؛ ولي هيچگاه جاي ديد چشمي را كه انسان ازنزديك هدف را مشاهده ميكند، نميگيرد.طبق محاسبه، بالاي هدف رسيده بوديم، ولي مرحله سخت اين مأموريت زدن دقيق هدف بود كه آنهم ازپس ابرهاي غليظ غيرممكن به نظرميرسيد.به يكباره صداي ليدر دسته درراديوي هواپيماهاي ما به گوش رسيد كه ميگفت:

- «بچه ها حمله كنيد ! بمبهايتان را روي هدف بريزيد. شما الآن روي هدف هستيد!!»

با صداي شهيد اردستاني، دستانمان به شاسي رها كنندۀ بمبها فشرده شد و درچشم بهم زدني هرآنچه مهمات داشتيم روي هدف فرو ريختيم.(187)

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

روایتی کوتاه و سخت از عقب‌نشینی فاو

علیرضا اسدالله‌نژاد می‌گوید: در عقب‌نشینی فاو در تیپ 34 امام سجاد (ع) بودم، بیشتر نیروهای تیپ بر و بچه‌های مازندران بودند، من به اتفاق چهار نفر دیگر از دوستانم در گردان قمر بنی‌هاشم بودم، برادران نبی‌الله بابائیان، مصطفی میرمحمدپور، علی رحمت‌الهی و رحیم محمدپور؛ صبح روز جمعه بود که مصطفی و علی آمدند پیش من و گفتند: «علیرضا! قرار است به اهواز برویم، تو هم می‌آیی؟»

راستش را بخواهید اصلاً حال نداشتم به مرخصی بروم، به آنها جواب رد دادم، آنها خیلی اصرار کردند ولی من قبول نکردم، مرخصی گرفتند و رفتند؛ مقر ما «دارخوئین» بود، چند دقیقه از رفتن آنها نگذشته بود که به ما آماده‌باش زدند و گفتند: «سریع خودتان را آماده کنید، قرار است شما را به عملیات ببریم.»

تعجب کردیم، هیچ‌وقت برای رفتن به عملیات این‌طور خبر نمی‌کردند، سریع خودمان را آماده کردیم، آن قدر عجله کردند که ناهار را داخل اتوبوس خوردیم، وقتی به آبادان رسیدیم، متوجه شدیم که عراق حمله کرده است، آمبولانس‌ها در حال تردد بودند، انفجاراتی که از منطقه خسروآباد به گوش می‌رسید شک ما را به یقین مبدل کرد که عراق حمله کرده است.

ساعت 7:30 دقیقه شب ما را به آن طرف آب بردند، با اولین چیزی که مواجه شدیم، پیکر مطهر 20 شهید بود که در کنار هم قرار داشتند، خیلی‌ها با دیدن شهدا در آن لحظه روحیه‌شان را از دست دادند، برای بازپس‌گیری خط که به‌دست عراقی‌ها افتاد، دست به حمله زدیم و موفق شدیم عراقی‌ها را به عقب برانیم.

رحیم محمدپور که مسئول تسلیحات گردان بود کارش خنداندن نیروها بود، انگار نه انگار در شرایط بحرانی به‌سر می‌بریم، حدود ساعت یک شب گردانی از لشکر ویژه 25 کربلا به ما پیوست، چقدر ما خوشحال شدیم.

بعد از کمی استراحت آنها به مواضع دشمن حمله کردند، ساعت 2 بامداد کل گردان متلاشی شدند و تعداد زیادی از آنها به شهادت رسیدند، خیلی ناراحت شدیم، ما 5 نفر داخل یک سنگر بودیم، آب قمقمه‌های‌مان تمام شده بود، یادم می‌آید یک استکان آب را بین 5 نفر تقسیم کردیم و خوردیم.

نماز صبح را با تیمم خواندیم، صبح آتش دشمن چندبرابر شد، به‌طوری که وجب به وجب منطقه را می‌زد، به ما دستور عقب‌نشینی داده شد، یک خاکریز به عقب آمدیم، تا ظهر در همان خاکریز مقاومت کردیم.

از زمین و آسمان گلوله می‌بارید، هواپیماهای عراقی با بمباران‌های پی در پی تمام راه‌های منتهی به ما را مسدود کرده بودند، ساعت 2:30 یا 3 بعد از ظهر که باز هم دستور عقب‌نشینی آمد، من و بابائیان که داخل سنگر بودیم متوجه نشدیم و به همراه بچه‌ها به عقب برنگشتیم.

از تشنگی، گرسنگی و خستگی نای حرکت کردن نداشتیم، پشت پیراهن من عکس امام کشیده شده بود، بابائیان گفت: «احتمال دارد اسیر شویم بهتر است پیراهن را از تنت درآوری.» من هم با قیچی کوچکی که داشتم محاسن بابائیان را کوتاه کردم تا در صورت اسارت به او آسیب کمتر برسد.

چون شنیده بودیم بعثی‌ها روی محاسن حساسیت دارند، یک لحظه احساس کردم که باید با همدیگر خداحافظی کنیم، آخرین وصیت‌ها را به هم کردیم، سخت همدیگر را به آغوش کشیدیم، اصلاً انتظار برگشت نداشتیم ولی با این وجود به راه‌مان ادامه دادیم.

تا شهر فاو 10 کیلومتری فاصله داشتیم، یک تویوتا آمده بود بی‌سیم‌های سنگری را تخلیه کند، ما خودمان را به داخل تویوتا پرت کردیم، وقتی به شهر فاو رسیدیم هیچکس در فاو نبود، بیمارستان مملو از مجروحین بود، به ما گفتند عراقی‌ها چهار نقطه از پل بعثت را زدند و همین باعث شده بود، مجروحین به عقب انتقال نیابند.

من و بابائیان به سمت پل رفتیم، نقاطی را که بر اثر انفجار تخریب شده بود را شنا کردیم، نیروهایی هم که آنجا بودند با تأسی از ما همین کار را کردند، البته ما چند نفر از آنها را کمک کردیم.

بعد از ترخیص از بیمارستان به‌خاطر مجروحیت شیمیایی، به مقرمان رفتیم، بچه‌های گردان قمر بنی‌هاشم باورشان نمی‌شد که ما به عقب برگردیم، همه خیال می‌کردند که ما شهید یا اسیر شدیم.

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now
Sign in to follow this  
Followers 0