Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

58 posts in this topic

دلنوشته ای به عباس دوران :

عباس دوران عزیز ، چند روز گذشته روزهایی با حال و هوای تو بود . دو روز پیش روزی بود که تو به ندای ایران لبیک گفتی و برای همیشه جاودانه شدی .

خودت سوختی تا حیثیت و آبروی عزت و شرف و غیرت  ایرانی را به رخ استعمارگران و تازیهای وحشی بکشانی تا به آنها بفهمانی ایران تا ابد ایران است و این بیشه هیچگاه خالی از شیران و پلنگان غران نیست .

تو و امثال تو سوختند تا دنیا برای همیشه نظاره گرشراره های آتش تمدن هزاره های ایران  باشد.

میخوام بگویم خدا بیامرزدت ولی بعد به این فکر میکنم که تو کی بودی، از خدا میخواهم که ما را به خاطر تو و همرزمان شهیدت بیامرزد.

درستاست که از تو هیچ اسم و رسمی در رسانه های مقدس به میان نیست ولی میدانم که تو آنقدر پیش خدا و سید و سالار شهیدان اجر و قرب و اعتبار داری که رادیو و تلویزیون مثلا اسلامی ما لیاقت ندارد که از وطنپرستانی مانند تو  صحبتی به میان آورد .

ای به قربان همان دو تکه استخوانی که پس از 22 سال به آغوش میهن بازگشت تو در دلهای همه مردم ایران جای داری که فیس بوک و اینستاگرام و تلگرام در هر گروهی ، از هر دست تفکر ، انقلابی و ضد انقلاب - وطنپرست و حزب اللهی - مومن و کافر - همه و همه ساگرد شهادت تو در راه وطن را گرامی داشته اند .

13690728_617409605097657_983566418302388833_n.jpg

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

بسیار متن زیبا وعکسی زیباتر از این مرد بزرگ...تشکر

 

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

زدن هواپیمای زخمی به برج مراقبت فرودگاه  بغداد ، زدن هواپیمای مشتعل به هتل معروف بغداد که خبرنگاران خارجی هم ان جا سکونت داشتند ، زدن هواپیمای اتش گرفته ، به یکی از مناطق حساس نظامی بغداد ، زدن هواپیمایی که به واسطه اصابت موشک و توپ ضد هوایی قادر به بازگشت نبود به پالایشگاه الدوره بغداد ، زدن هواپیمای مشتعل به یکی از میدان های معروف بغداد و........... .  این عباس دوران عزیز ما ، با جدیت و تلاش و مشقت  ، تحصیلات در اموزش و پرورش را در ان زمان که دیپلم گرفتن کار هر کسی نبود با موفقیت به اتمام رساند . بعد موفق شد به دوره خلبانی نیروی هوایی که وارد شدن و فارغ التحصیل شدن در ان هم کار هر کسی نیست ، راه یابد . سپس به امریکا رفت و دوره زبان و خلبانی جنگنده را تکمیل کرد . بعد هم به میهن عزیز برگشت و خلبانی جنگنده فانتوم که ان زمان و حتی اکنون هم شاهکار صنعت هوایی است را برعهده گرفت . خلبانی متخصص ، شخصیتی بی باک ، رک و بی ریا ، انسانی متعهد . در جنگ بارها به صف دشمن متجاوز زد و لرزه بر دل و اندام صدامیان انداخت ، بارها حین عملیات بمباران ، شناسایی ، نبرد با هواپیماهای متجاوزان ، تا مرز شهادت پیش رفت . بی شک در عین تخصص و تعقل ، مرگ را به سخره گرفت . عملیات لغو کنفرانس سران کشورهای غیر متهد  ( که البته نامشان این بود اما اکثرا به یکی از ابر قدرتهای بلوک شرق و غرب وابسته بودند) ، را داوطلبانه انجام داد . دل به دریای خروشان شلیک موشک و توپ ضد هوایی در فضای بغداد زد ، خودش می دانست ، برگشتی در کار نیست . کمک خلبان اخطار داده بود که رادارهای دشمن ردشان را گرفته اند ولی ماموریت باید در هر صورت انجام می پذیرفت . هدف اصلی را که پالایشگاه الدوره بغداد بود ، با موفقیت بمباران کرد ، فانتوم مشتعل شده اش بی شک با برخورد به یکی از اماکن متعدد در فضای متراکم بغداد ، تلفات و خسارات مادی و انسانی و رعب و وحشت در دل متجاوزانی که صدای انفجار و اژیر خطر و دود سیاه ناشی از انفجار پالایشگاه را می دیدند و می شنیدند ، انداخت . حال دلیل این همه روایت متناقض از مکان برخورد و سرنوشت هواپیمای مشتعل که دوران عزیز اخرین لحظات عمر را با افتخار به سوی پروردگارش طی می کرد چیست ؟ پالایشگاه بمباران شد ، اجلاس سران در بغداد کنسل شد ، هدف اصلی عملیات محقق شد . شواهد و قرائن نشان می دهد که دوران قصد تن دادن به اسارت نداشته و  با زدن هواپیمای مشتعل به مکان مورد سوال که به نظر بنده بایستی در اطراف پالایشگاه الدوره بغداد و محل فرود کمک خلبان ، جناب کاظمیان ، بوده باشد  ، جستجو کرد  . دوران در تاریخ ایران زمین به عنوان یک ایرانی میهن پرست می درخشد . ضربه روحی که این عملیات به دشمن زد ، کمتر از عملیاتهای گسترده ای که ایران با هدف گرفتن امتیاز از عراق انجام می داد و گاه موفق و گاه ناموفق بودند ، نبود . 

6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Screenshot-20170202-230255.png

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

تصویر کمتر دیده شده از شهید دوران 

 

7vpd_screenshot_20170327-184252.png

 

 

8 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
9c71605066f0fce20171fb25b8aeeb82-425
 
 
 
نامه محرمانه وزیرامورخاجه
 



نامه محرمانه دکتر ولایتی وزیر امورخارجه در مورد عدم برگزاری اجلاس سران غیرمتعهد در بغداد موزخ 61/4/5

این نامه موجب شده در تاریخ 30 تیر 1361 عباس دوران در ماموریتی بی بازگشت هواپیمای خود را به هتل برگزاری اجلاس کوبیده و این اجلاس در بغداد برگزار نگردید
6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

دیروز 30 تیر سالگرد شهادت  یکی از اسطوره های این آب و خاک یعنی شهید دوران بود . دوستان پرسیده بودند که شهید دوران هواپیمای آسیب دیده را به کجا کوبیدند ؟.مطلبی که تعدادی از منابع بر روی آن تأکید دارند این است که شهید دوران هواپیمای خود را به ساختمان اجلاس نکوبیده و روی این موضوع اتفاق نظر وجود دارد . اما سوالی که پیش می آید این است که اگر ایشان هواپیمای خود را به هتل محل اجلاس نکوبیده پس کجا کوبیده ؟ پاسخ این سوال را یکی از پیجهای فیسبوک اینطور داده که شهید دوران هواپیمای خود را به پالایشگاه الدوره که مورد حمله واقع شده بوده دوباره به تأسیسات همان پالایشگاه که بمباران شده بوده و در حال سوختن بوده می کوبد . البته این که این اطلاعات درست است یا غلط و اینکه می تواند مورد تأیید باشد یا خیر؟ بنده اطلاعی ندارم .

در سالگرد شهادت  شهید دوران امیر نصیر زاده معاون هماهنگ کننده نهاجا به مناسبت سالگرد شهادت  شهید دوران  مطالب و سخنانی در این خصوص بیان فرمودند که در بیشتر خبر گزاریهای داخلی بیانات ایشان منتشر شده بود که بنده لینک تعدادی از خبرگزاریها که این بیانات در آنها منتشر شده بود را تقدیم دوستان می نمایم . یاد شهدای دفاع از این مرز و بوم به خصوص شهید دوران گرامی باد

 

http://www.yjc.ir/fa/news/6174275/لغو-کنفرانس-غیر-متعهد‌ها-نماد-قدرت-نیروی-هوایی-است

 

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13960431001103

 

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/04/31/1470983/قدرت-هوایی-موجب-تحمیل-اراده-بر-دشمن-می-شود

 

http://www.shabestan.ir/detail/News/643443

 

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
ویژه نامه شهید سرلشگر خلبان عباس دوران
ShowPicture.aspx?Width=150&Height=150&ID
شهيد دوران در اوقات فراغتش چه مي كرد؟
 


انگار با تمام دنيا داريم مي جنگيم

شهيد دوران مي نويسد:”مي خواستم سرم را بكوبم به ديوار. ده ماه از جنگ رفته و ما اين همه خلبان – چه فرقي مي كند، كم تجربه يا كاركشته – از دست داده ايم با هواپيماهاي گران قيمتي كه پودر شدند، انگار با تمام دنيا داريم مي جنگيم

مردي كه بيشتر از ۱۲۰ پرواز جنگي داشت. خودش گفته بود: «اگر هواپيما بال نداشته باشد، خودم بال در آورده و بر سر دشمن فرود مي‏ آيم و هرگز تن به اسارت نخواهم داد.» در قسمت قبل به بخشي از گفت و گو با همسر شهيد دوران، سركار خانم نرگس خاتون(مهناز) دليرروي فرد”، اشاره شد، در اينجا ادامه مصاحبه و روزهاي پس از شهادت شهيد دوران را با هم مي خوانيم.

امان از روزهاي سخت بدون عباس!

جنگ مثل كابوس است، بدتر از كابوس است. كابوسي كه همه دچارش شدند؛ زن و مرد، پير، جوان. خانواده دوران هم دست كمي از بقيه ندارند. جنگ، دست مرد را مي گيرد و او را از همسرش دور مي كند، در فاصله اي از زمين تا آسمان و بعدها آنقدر دور كه دست زن، هيچ وقت به مردش نمي رسد.

مهناز دليرروي در رابطه با روزهاي فقدان همسرش مي گويد: سخت ترين روزها براي من همان روزهاي اول بعد از شهادت بود. روزهاي خيلي بدي بود حال و هواي خودم را نمي دانستم و متوجه نشدم اين روزها چگونه گذشت. مراسمي گرفتيم. بچه ام كوچك بود از فشار عصبي دوستش نداشتم و نمي توانستم به امير رضا شير بدهم . با گذر زمان به خودم آمدم امير را دوست داشتم و به خود مي باليدم كه يادگاري از او دارم خدا را شكر كردم. اگرچه امير رضا جاي او را نمي گيرد. اما نسل شهيد و افتخار ملت ايران است خصوصا كه او يادگار، افتخار و تاج سر من بود. خدا را شكر مي كنم كه امير رضا هست.

دوران بعد از عباس دوران سختي بود. تك تك صحنه ها عين صحنه تلوزيون در صفحه ذهن من هويداست. خاطره تلخ اولين روز به آمادگي رفتن پسرم بسيار روز بدي بود. روز اول آمادگي رفتن امير رضا روز سختي براي من بود همه بچه ها با پدر و مادرشان شاد و خرسند آمده بودند و عكس مي گرفتند و بغض راه گلوي مرا گرفته بود علي رغم اينكه در طول اين مدت خانواده من مرا ترك نكردند و مورد حمايت خود قرار دادند اما من از تنهايي و نبود عباس آزرده شدم. آن روز يكي از سخت ترين روزهاي زندگي بود. امير رضا پر شور و نشاطي بود خيلي خوش اخلاق و خنده رو و احساسات غريبي روز اول آمادگي را داشت.

عباس خيلي دوست داشت محل زندگي مان تهران باشد ولي من به دليل وابستگي به خانواده و شرايط سني و بچه كوچك در شيراز ماندگار شدم. بعد از شهادتش مشكلات زيادي به وجود آمد.

هفت سال با خانواده ام زندگي كرده بودم شبانه روز با خانواده بودم و مادرم زحمت بزرگ كردن امير را كشيد در حد بي نهايت كمك من بودند خانواده در آن شرايط خيلي حمايتم كردند
وقتي امير به كلاس اول رفت از خانواده جدا شدم و به طور مستقل زندگي كردم ديگر خودم غذا درست مي كردم گفتم امير بايد تخت و اتاق خودش باشد اوهم نبود پدر را خيلي سخت نگرفت بيشتر از امير خودم تحت تاثير فقدان عباس بودم.

عروس شهيد دوران، مادر نسل دوران است/ ازدواج امير رضا

حالا امير رضا ازدواج كرده است. او مهندسي پليمر خوانده، ۷ سال است كه استخدام رسمي شركت نفت است. انتخاب عروس شهيد دوران برايم مهم بود. مخصوصا در شرايطي كه تنها زن گرفتن مسئله مبدا و بنياني نيست. موقعيت اجتماعي شوهرم برايم مطرح بود. عروس شهيد دوران مادر نسل آينده شهيد دوران است. امير رضا تنها يادگار شهيد دوران است و انتخاب همسر مناسب براي او يكي از سخت ترين كارها بود او ۴ سال براي يافتن گزينه مناسب تلاش كرد. به فضل خدا همان ايده آلي كه داشتيم بالاخره يافت شد. پسرم امير، فرد معمولي نبود او فوق العاده پسر خوبي، كاري و خوش لياقت است همه دوستش دارند.

شهيد دوران در اوقات فراغتش چه مي كرد؟

شهيد دوران در اوقات فراغت يا روزنامه مي خواند يا اخبار دنيا را گوش مي داد. سرش را روي كاناپه مي گذاشت و از راديو دو موج اخبار دنيا را گوش مي داد در غير اين صورت با امير بازي مي كرد. دوست داشت براي اولين تولد امير ۱۰۰ نفر مهمان دعوت كنيم.

او اين اواخر ناراحتي معده داشت و معده اش خونريزي كرده بود اگر چه به خاطر تصادفي در سال ۵۵-۵۴ پلاتين در پايش بود اما به عشق وطن پرواز مي كرد و به غذا و خودش نمي رسيد.

در مورد جنگ كه حرف مي زد با شور و هيجان اظهار نظر مي كرد . سخت ناراحت اوضاع وطن بود، حق هم داشت چرا كه صحبت بر سر آرمانش بود.

زياد همديگر را نمي ديديم زندگي من در سه سال خلاصه شد اما آن سه سال به همه زندگي ها مي ارزد و من معتقد بودم كه بدون اراده خدا برگ از درخت نمي افتد.

حتي در نامه اي كه در تاريخ هشتم تيرماه سال۶۰ براي من نوشته بود به اين قضيه ذكر كرده بود كه: “دلم نمي خواهد از سختي ها با همسرم حرفي بزنم. دلم مي خواهد وقتي خانه مي روم جز شادي و خنده چيزي با خودم نبرم؛ نه كسل باشم، نه بي حوصله و خواب آلود، تا دل همسرم هم شاد شود. اما چه كنم؟ نسبت به همه چيز حساسيت پيدا كرده ام. معده ام درد مي كند. دكتر مي گويد فقط ضعف اعصاب است. چطور مي توانم عصباني نشوم؟ آن روز وقتي بلوار نزديك پايگاه هوايي شيراز را به نام من كردند، غرور و شادي را در چشم هاي همسرم ديدم. خانواده خودم هم خوشحال بودند. حواله زمين را كه دادند دستم، من فقط به خاطر دل همسرم گرفتم و به خاطر او و مردم كه اين همه محبت دارند و خوبند، پشت تريبون رفتم. ولي همين كه پايم به خانه رسيد، ديگر طاقت نياوردم. حواله زمين را پاره كردم، ريختم زمين. يعني فكر مي كنند ما پرواز مي كنيم و مي جنگيم تا شجاعت هاي ما را ببينند و به ما حواله خانه و زمين بدهند؟ بايد با زبان خوش قانعش كنم كه انتقال به تهران، يعني مرگ من. چون پشت ميزنشيني و دستور دادن براي من مثل مردن است. خيلي خسته ام. ديروز وقتي خبر انفجار دفتر حزب رياست جمهوري را آوردند، مي خواستم سرم را بكوبم به ديوار. ده ماه از جنگ رفته و ما اين همه خلبان – چه فرقي مي كند، كم تجربه يا كاركشتهاز دست داده ايم با هواپيماهاي گران قيمتي كه پودر شدند، انگار با تمام دنيا داريم مي جنگيم

افتخار با همه سختي هايش/ راهنماي روز هاي بلاتكليفي

صحنه جنگ طوري نبود كه همه بتوانند بروند، اين جرات را همه ندارند. همه شهدا قهرمانند من همان موقع در اولين سالهاي شهادت دوران هم گفتم، در اين جنگ از ده ساله به بالا همه قهرمان ملي اند. من ايمان دارم تمام شهيدان انتخاب شده بودند و هر كس همسر اينها شد نيز انتخاب شده است آن سه سال زندگي با عباس براي من از ۳۰۰ سال زندگي پر بار تر بود.

عباس و شهادت قهرمانانه اش باعث سر بلندي من است. با همه سختي ها يي كه در اين مدت كشيدم. خدا من را براي همسر شهيد دوران بودن انتخاب كرد. تا بتوانم مادر تنها وارث اين شهيد باشم. با گذشت سي سال تمام روزهايي كه با ايشان زندگي كردم در خانه ايشان برايم تداعي مي شود و به خوابم مي ايد و مرا راهنمايي مي دهد. مي گويند درگذشتگان حرف نمي زنندو با حركات مفهومشان را مي رسانند اما شهيد ياسيني پيام همسرم را با كلام به من رساند. چند شب پيش خواب ديدم كه شهيد ياسيني كه با شهيد دوران كه مانند دو برادر بودند به خوابم آمد و پيام شهيد را به من داد و من اگر چه بعد از بيدار شدن ناراحت اين خواب بودم اما با انجام توصيه و پيام شهيد خوشحالم. او به واقع مرا راهنمايي مي كند.

همه سالهاي تنهايي ام با اينكه زندگي سختي بود، ۳۰ سال به شهيد دوران افتخار كردم و اين افتخار همه تألم هايم را مي پوشاند اگر داستان زندگي ام را بنويسم كتاب قطوري مي شود.

 

 

منبع:http://www.aja.ir/portal/home/?news/50806/50814/51417/شهيد-دوران-در-اوقات-فراغتش-چه-مي-كرد؟

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
ویژه نامه شهید سرلشگر خلبان عباس دوران
ShowPicture.aspx?Width=150&Height=150&ID
شعري از فرشيد سليماني تقديم به شهيد عباس دوران
 


مرا گويي كه رايي من چه دانم

چنين مجنون چرايي من چه دانم

منم در موج درياهاي عشقت

مرا گويي كجايي من چه دانم

مرا گويي به قربانگاه جان‌ها

نمي‌ترسي كه آيي من چه دانم

مرا گويي اگر كشته خدايي

چه داري از خدايي من چه دانم

مرا گويي چه مي جويي دگر تو

وراي روشنايي من چه دانم

مرا گويي تو را با اين قفس چيست

اگر مرغ هوايي من چه دانم

مرا راه صوابي بود گم شد

ار آن ترك خطايي من چه دانم

بلا را از خوشي نشناسم ايرا

به غايت خوش بلايي من چه دانم

تقديم به شهيد سرلشكر خلبان عباس دوران كه هم چون سيمرغ به اسمان پركشيد وقفس اين دنيا را شكست وبه عرش پرواز كرد تا به خداي خود همان كس كه درراهش جانش را فدا كرد برشد درود براو كه اسوه اش حضرت عباس وعشقش ملت سرافراز ايران بود راهش پررهرو يادش گرامي...

 

 

منبع:http://www.aja.ir/portal/home/?news/50806/50814/51413/شعري-از-فرشيد-سليماني-تقديم-به-شهيد-عباس-دوران

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
دفاع پرس گزارش می‌دهد؛
شهید «عباس دوران» که 120 پرواز جنگی و بمباران اسکله‌های «الامیه» و «البکر» عراق را در 7 آذرماه سال 1359 در کارنامه خود دارد، پس از آنکه رژیم صهیونیستی به لبنان حمله کرد، نخستین خلبانی بود که جهت نبرد با این رژیم اعلام آمادگی کرد.
 
 
 

به گزارش خبرنگار دفاعی امنیتی دفاع پرس، پس از اجرای عملیات غرورآفرین بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر رژیم بعث عراق وجهه نظامی و سیاسی خود را در محافل بین‌المللی به ویژه در میان اعراب منطقه به‌طور قابل توجهی از دست داد و به دنبال این شکست تحقیرآمیز در پی اعاده حیثیت از دست رفته‌اش برآمد.

صدام که در اجلاس سران عدم تعهد در هاوانا، جهت میزبانی «بغداد» برای برگزاری اجلاس بعدی اعلام آمادگی کرده بود، این فرصت را غنیمتی برای خروج از بحران امنیتی و کسب پرستیژ بین‌المللی بعد از شکست سنگین در عملیات بیت‌المقدس برشمرد و با توجه به خرید سامانه‌های پیشرفته پدافندی از شوروی سابق، در موضع‌گیری گستاخانه عنوان کرد: «هیچ خلبان ایرانی جرات نزدیک شدن به آسمان بغداد برای برهم زدن این اجلاس را ندارد.»

برگزاری کنفرانس غیرمتعهدها فرصتی برای خروج صدام از بحران امنیتی و کسب پرستیژ بین‌المللی

وحشت کشورهای عربی منطقه حامی صدام پس از سلسله عملیات‌های پیروزمندانه فتح المبین، طریق‌القدس و بیت‌المقدس از دیگر دلایل اصرار صدام برای برگزاری این کنفرانس بود تا ضمن بازیابی وجهه سیاسی با صدور بیانیه‌هایی علیه جمهوری اسلامی شرایط پیچیده منطقه را به نفع خود تغییر دهد.

دوران خلبانی که بغداد را لرزاند و برای مقابله با صهیونیست‌ها اعلام آمادگی کرد

رژیم بعث عراق از سویی بارها اعلام کرده بود که آسمان بغداد در امنیت کامل است و پرنده‌ای جرأت ندارد در آسمان پایتخت عراق پرواز کند. در این زمان بود که بمباران پایتخت رژیم بعثی از سوی وزارتخارجه ایران در دستور کار نظامی–سیاسی جمهوری اسلامی قرار گرفت تا ضمن هدف قرار دادن تأسیسات پالایشگاهی «الدوره» در جنوب شرقی شهر بغداد از برگزاری نشست سران غیرمتعهدها نیز جلوگیری شود.

ارزیابی توان پدافندی عراق در آن دروه

دولت وقت عراق که در آن دوره سامانه‌های پدافندی برد بلند در اختیار گرفته بود، قادر بود با استفاده از موشک‌های سام 2 و سام 3 تا ارتفاع 90 هزار پایی را مورد هدف قرار دهد و یا اینکه با استفاده از به‌روزترین سامانه‌های راداری می توانست با ارسال فرکانس موجی طولی و عرضی بر روی جنگنده های ما قفل کند که با این وصف گذر از پدافند عراق برای بامبرهای ما که سقف پروازی‌شان تا ارتفاع 60 هزار فیت، می‌رسید بسیار دشوار و پر مخاطره بود. از این‌رو درصد خطر این عملیات از سوی کارشناسان نظامی بالای 85 درصد اعلام شده و این عملیات در ردیف عملیات «حمله به اچ 3» قرار گرفت.

دوران خلبانی که بغداد را لرزاند و برای مقابله با صهیونیست‌ها اعلام آمادگی کرد

انتخاب 6 خلبان زبده برای ناامن کردن بغداد

سرانجام 20 تیرماه سال 61، سه فروند جنگنده فانتوم مأموریت یافتند تا بغداد را ناامن کنند. هدف آن‏ها بمباران پالایشگاه بغداد، نیروگاه اتمی بغداد و «پایگاه الرشید» یا ساختمان اجلاس در بغداد بود.

دشواری ماموریت سبب شده تا ستاد فرماندهی نیروی هوایی برای انجام عملیات بغداد جلسه‌ای برگزار و 6 تن از زبده‌ترین خلبانان این نیرو را برای اجرای عملیات انتخاب کند که «هواپیمای شماره 1» عباس دوران و منوچهر کاظمیان، «هواپیمای شماره 2» محمود اسکندری و ناصر باقری و «هواپیمای شماره 3»، توانگریان و خسروشاهی مسئولیت انجام عملیات را بر عهده گرفتند.

در این بین عباس دوران که نامش در تاریخ نیروی هوایی ارتش و ملت ایران جاودانه خواهد ماند، پس از انجام پروازی ماهرانه در قلب عراق و بمباران مواضع دشمن هنگامی که جنگنده‌اش مورد اصابت قرار می‌گیرد در اقدامی متهورانه جنگنده آتش گرفته را به هتل برگزاری کنفرانس غیر متعهدها کوبیده و یک‌تنه بغداد را به لرزه درمی‌آورد.

اگر هواپیمایم بال نداشته باشد خودم بال درآورده و بر سر دشمن فرود می‌آیم

عباس دوران از جمله خلبانان زبده ارتش جمهوری اسلامی بود که بیش از 120 پرواز جنگی را در کارنامه خود دارد. وی بارها گفته بود که اگر هواپیمایم بال نداشته باشد، خودم بال درآورده و بر سر دشمن فرود می‌آیم و هرگز تن به اسارت نخواهم داد.

شهید دوران همچنان‌که بمباران و غرق اسکله‌های «الامیه» و «البکر» عراق را در درگیری میان نیروی دریایی ایران و عراق مورخه هفتم آذرماه سال 1359 را نیز در کارنامه خود داشته، هنگامی که که اسرائیل به لبنان حمله کرد او نخستین خلبانی بود که آمادگی خود را جهت نبرد با رژیم صهیونیستی اعلام کرد.

دوران خلبانی که بغداد را لرزاند و برای مقابله با صهیونیست‌ها اعلام آمادگی کرد

خاطره خلبان سیاوش مشیری از عملیات استشهادی شهید دوران

در یکی دیگر از روزهای جنگ که ما با لباس پرواز جهت شنیدن زنگ اسکرمبلر آماده حرکت به طرف دشمن بودیم، در یک لحظه دیدم که عباس دوران وارد شد، من که در این اثنی گوشه‌ای نشسته و در حال تلاوت قرآن بودم، متوجه عباس شدم که با چشمان نافذش به من خیره شده، لحظاتی بعد از آنکه با او احوالپرسی کردم، بدون مقدمه رو به من کرد و گفت «حاجی دوست دارم با یک هواپیمای تا بن دندان مسلح به  سمت دشمن برم و به شدت مواضع حیاتی‌اش را بمباران کنم»؛ هنوز حرفش کاملا تمام نشده بود که این بار گفت «دوست دارم با یک جنگنده کاملا مسلح به دل دشمن بزنم و از این طریق ضربه مهلکی را به آن وارد کنم.»

به واقع شاید من در آن لحظه که متوجه منظورش نشدم که چرا الان این سخن را می‌گوید، ولی پس از شهادتش به حرفهای آن روز ایمان آوردم. امروز که پیش خودم فکر می‌کنم، می‌گویم یقینا شهید دوران در آن لحظه تصمیمش را برای ضربه‌زدن به دشمن گرفته بود و در این راه از جان خود نیز گذشته بود. شهید دوران پس از هدف قرار گرفتن جنگنده‌ا‌ش توسط پدافند هوایی بعثی‌ها، جنگنده خود را به هتل برگزاری کنفرانس غیر متعهدها کوبید تا با این کار، بغداد را ناامن نشان دهد و مانع از برگزاری اجلاس کشورهای غیرمتعهد در عراق شود؛ این کار عباس نتیجه داد و باعث شکست عراق در عرصه دیپلماسی شد.

 

منبع:http://defapress.ir/fa/news/300663/خلبانی-که-بغداد-را-لرزاند-و-برای-مقابله-با-صهیونیست‌ها-اعلام-آمادگی-کرد

 

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
امیر رمضانی در گفت‌وگوی تفصیلی با میزان:

داغ‌هایی که خلبان ایرانی بر دل صدام گذاشت/ دیوار آهنین بغداد «غُلو» نبود اما عباس عبور کرد/ نامه مهم ولایتی و اجلاس جنبش غیرمتعهدها/ «دوران» نمی‌خواست اسیر عراقی‌ها شود

خبرگزاری میزان- علی‌رغم اینکه شهید دوران چندی قبل از شروع جنگ تحمیلی، تصادف شدیدی داشت و یکی از پاهایش پُر از پلاتین شده بود و خیلی راحت می‌توانست با این بهانه در ماموریت‌ها شرکت نکند، اما همواره داوطلب اول انجام ماموریت‌ها بود.
 
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی خبرگزاری میزان، امروز - ۳۰ تیر - سی‌وششمین سالروز شهادت خلبان «عباس دوران» است. خلبانی که رشادت و شهادت فراموش نشدنی او، هم به جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاسی کمک کرد و هم وحشت و ترس صدام از نظامیان ایرانی را چند برابر افزایش داد.

وقتی که خرمشهر آزاد شد، کشور‌های عرب منطقه که روی صدام و ارتش آن تکیه داشتند دچار وحشت شدند و با همراهی آمریکا در صدد ایجاد آتش‌بس برآمدند. درحالیکه هنوز بخش‌هایی از خاک کشور ما در اختیار دشمن بود.

صدام بهترین راه خروج عراق از این بحران را برگزاری اجلاس سران کشور‌های غیرمتعهد در بغداد دانست، زیرا از این طریق موفق می‌شد با صدور بیانیه و توسل به حربه‌های دیگر، همه چیز را به نفع خود و به ضرر نظام جمهوری اسلامی ایران به پایان برساند.

از سوی دیگر، عراق بار‌ها اعلام کرده بود که بغداد کاملاً امن است و هیچ پرند‌های جرأت ندارد در آسمان بغداد پرواز کند. در این زمان بود که ایجاد ناامنی در استان بغداد در دستور کار قرار گرفت تا ضمن هدف قرار دادن تأسیسات پالایشگاهی «الدوره» در جنوب شرقی شهر بغداد از برگزاری نشست سران غیرمتعهد‌ها جلوگیری کند.

به همین منظور تحریریه سیاسی خبرگزاری میزان، با امیر سرتیپ دوم «رضا رمضانی» یکی از هم‌دوره‌های شهید دوران «قهرمان حمله ۳۰ تیر به پالایشگاه الدوره بغداد» به  قرار زیر به گفت‌وگوی تفصیلی نشسته است
 
امیر رمضانی
شجاعت، مردانگی و مردم‌شناسی «دوران»
میزان: برای شروع گفت‌وگو از ویژگی‌ها و خصوصیات برجسته و بارز شهید دوران برای ما بگویید.  
امیر رمضانی: شهید دوران»د اوطلب انجام هر نوع ماموریتی بود. گاهی پیش می‌آمد که او را برای استراحت به یک پایگاه هوایی دیگر منتقل می‌کردند، اما خودش شرایط را به نحوی مهیا می‌کرد که باز هم در پایگاه جدید، بیشترین فعالیت‌های عملیاتی و ماموریتی را داشته باشد. مردانگی و جذبه زیاد، ویژگی بارز دیگر شهید دوران بود. دوستان و نزدیکانش بذله‌گویی چندانی از او ندیده بودند. شجاعت، وطن‌دوستی و مردم‌شناسی شهید دوران در مرتبه بسیار بالایی قرار داشت. او نسبت به دین و مردم خود اشراف کامل پیدا کرده بود و برای همین حاضر بود که جان خود را برای آن‌ها تقدیم کند. دوستانی که با شهید دوران پرواز مشترک داشته‌اند تعریف می‌کنند که او اگر آخرین تیر و فشنگ خود را در آن طرف خاک خالی نمی‌کرد امکان نداشت وارد مرز خودمان شود.

می‌توانست پلاتین‌های پایش را بهانه کند اما نکرد
میزان: در نقل‌قول‌هایی که از خلبانان هم‌دوره‎‌ای شهید دوران وجود دارد، تاکیدات فراوانی بر پیگیری بسیار زیاد این شهید برای انجام ماموریت‌ها علیه ارتش بعث عراق وجود دارد. در این مورد هم توضیح دهید.
امیر رمضانی: شهید دوران به خوبی درک کرده بود که یک نظامی است و اولین وظیفه یک نظامی، حفاظت و حراست از خاک و ناموس مردم کشورش است. او علی‌رغم اینکه چندی قبل از شروع جنگ تحمیلی، تصادف شدیدی داشت و یکی از پاهایش پُر از پلاتین شده بود و خیلی راحت می‌توانست با این بهانه در ماموریت‌ها شرکت نکند، اما همواره داوطلب اول انجام ماموریت‌ها بود. حتی قبل از آنکه ماموریت جدیدی طرح‌ریزی شود به فرماندهان ارشد خود سفارش می‌کرد که «در ماموریت بعدی هرکجا که می‌خواهد صورت بگیرد نام من در فهرست خلبانان قرار دهید».

خلبان‌هایی که کنار گذاشته شدند اما برگشتند
میزان: مقوله «داوطلب بودن برای انجام عملیات» در همه رده‌های نیرو‌های مسلح وجود دارد. این ویژگی تا چه اندازه در نیروی هوایی برجسته بود؟
امیر رمضانی: همه خلبانان نیروی هوایی که من آنها را می‌شناختم، به شدت داوطلب انجام ماموریت بودند. اجازه بدهید چند نمونه خاص ذکر کنم. «چنگیز سپهر»، «حسین دل‌حامد» و «غفور جدی اردبیلی» از جمله شهدای نیروی هوایی ارتش در دفاع مقدس بودند که با مشاهده تهاجم وحشیانه صدام به خاک کشورمان، برای حضور در ماموریت‌ها داوطلب شدند و خوشبختانه مجددا به نیروی هوایی برگشتند. آن زمان نیروی هوایی به تخصص این خلبانان نیاز فراوانی داشت. این خلبان‌ها انصافا تا پای جان برای سربلندی میهن خود تلاش کردند.

نباید همراهی کشور‌های غیرمتعهد را از دست می‌دادیم
میزان: برگردیم به سراغ عملیات غرورآفرین بمباران پالایشگاه «الدوره». از ابتدا شروع کنیم. چه شد که صدام در آن شرایط خاص تصمیم گرفت میزبان اجلاس غیرمتعهد‌ها در بغداد باشد؟
امیر رمضانی: عملیات ناامن جلوه دادن بغداد در ۳۰ تیر سال ۶۱ و در شرایطی انجام شد که عملیات‌های غرورآفرین طریق‌القدس، فتح‌المبین و بیت‌المقدس به صورت متوالی انجام شده بود و ما توانسته بودیم خرمشهر را آزاد کنیم. در آن مقطع تنها بخش‌های محدودی از خاک ما در اختیار صدام بود و او مجبور بود به خاطر دفاع از بصره، از آن مناطق محدودی که در اختیار داشت به شدت حراست کند تا آن مناطق مجددا توسط رزمندگان ما آزاد نشوند. به لحاظ سوق‌الجیشی صدام در آن مقطع هیچ حرفی برای گفتن نداشت. او که بعد از «جمال عبدالناصر» داعیه رهبری جهان عرب را داشت، آمده بود ۳ روزه خوزستان را فتح کند و در عرض چند روز نظام ما را ساقط کند، اما طولی نکشید که فهمید که همه رجزخوانی‌هایش نزد سران کشور‌های عربی پَرپَر شده است. در چنین شرایطی صدام به دنبال یافتن راه‌حلی بود تا وجهه سیاسی از دست رفته خود را بازگرداند و بهترین راه را برگزاری اجلاس جنبش کشور‌های غیرمتعهد در بغداد دانست. تمام تلاش خود را برای گرفتن این میزبانی در سازمان ملل انجام داد و سرانجام موفق شد. صدام، هم می‌خواست نشان دهد بغداد ناامن نیست و ایران جرات نفوذ به دیوار آهنینی که او دور بغداد کشیده را ندارد و هم قصد داشت با تبلیغات گسترده‌ای که در پی برگزاری این اجلاس برای خودش انجام می‌دهد، وجهه از دست رفته‌اش در میان کشور‌های عربی را دوباره به دست بیاورد. ما تحت هر شرایطی نباید اجازه برگزاری این اجلاس در بغداد را می‌دادیم. در آن شرایط که بلوک غرب و شرق علیه ما بودند و به هر شکل ممکن صدام را حمایت می‌کردند، ما نباید همراهی کشور‌های غیرمتعهد را از دست می‌دادیم.

دیوارآهنین بغداد «غُلو» نبود
میزان: آیا دیوار پدافندی بغداد که صدام آن را با دیوار مسکو مقایسه می‌کرد، صرفا یک «غُلو» بود؟
امیر رمضانی: به هیچ‌وجه؛ دیوار آهنین بغداد که صدام دائما به آن می‌نازید یک غلو نبود. این دیوار بسیاری از پرنده‌های هوایی ما را زده بود. پدافند شوروی در بغداد مستقر بود. این سامانه پدافندی در آن زمان مستحکم‌ترین قدرت پدافندی بود. ما ۲۲ شهید خلبان داریم و ۱۲۰ هواپیمای ما با آسیب‌های فراوان پس از انجام عملیات به پایگاه‌های داخل کشور بازگشته‌اند و این نشان می‌دهد که قدرت پدافندی عراق بسیار بالا بوده است.

نامه مهم ولایتی به رئیس جمهور وقت
میزان: سیر تصمیم‌گیری برای حمله به پالایشگاه الدوره بغداد چگونه بود؟
امیر رمضانی: در ابتدای تیر ماه سال ۶۱ آقای ولایتی به رئیس جمهور وقت نامه می‌نویسد و می‌گوید «هم‌اکنون نمایندگان عراق در سازمان ملل در حال رایزنی برای حضور نفرات تشریفاتی و امنیتی کشور‌های غیرمتعهد در بغداد هستند و می‌دانید که اهمیت تشکیل این کنفرانس در بغداد برای صدام همانند حفظ خرمشهر برای اوست». ولایتی در ادامه این نامه می‌نویسد «تمام تلاش‌های سیاسی ما برای جلوگیری از این اقدام تاکنون به نتیجه نرسیده و تنها یک راهکار نظامی می‌تواند جلوی این اقدام را بگیرد».
 
امیر رمضانی
دقیقا عین قوانین جنگ را پیاده کردیم
میزان: چرا نیروی هوایی برای انجام این ماموریت مهم انتخاب شد؟
امیر رمضانی: یک راهکار نظامی ما این بود که یک گروه کماندویی از بچه‌های ما خودشان را به نحوی به بغداد برسانند و در آنجا یک عملیات ایذایی انجام دهند، اما نظام جمهوری اسلامی ایران اهل خرابکاری و انجام عملیات ایذایی نبود. یک راهکار دیگر، انجام حمله زمینی از سمت قصر شیرین به سمت بغداد بود، این مسیر با آنکه کوتاه‌ترین مسیر زمینی میان دو کشور بود، اما به دلیل آنکه یک دشت وسیع بر سر راه آن وجود داشت امکان تلفات دادن نیرو‌های خودی در آن دشت بالا بود و به همین جهت این گزینه نیز از میان گزینه‌های مطرح شده حذف شد. ضمن اینکه ما در آن زمان موشک زمین به زمین نداشتیم که با آن بغداد را بزنیم. البته موشک‌های کوتاه‌برد «فراگ» ما از دزفول به سمت عراق شلیک می‌شدند، ولی این موشک‌ها برای شهر‌های بزرگ عراق پاسخگو نبود. در نهایت تنها راهکار نظامی باقیمانده، حمله هوایی به بغداد شد. ما در جریان این عملیات نظامی دقیقا عین قوانین جنگ را پیاده کردیم و به هیچ نیروی غیرنظامی یا ساختمان شخصی آسیب نرساندیم. ما پالایشگاه الدوره عراق را زدیم.

خبرنگاران خارجی باید متوجه ماجرا می‌شدند
میزان: دلایل استراتژیک بودن موقعیت پالایشگاه الدوره چه بود؟
امیر رمضانی: پالایشگاه الدوره به پایگاه هوایی «الرشید» بغداد بسیار نزدیک بود و ما می‌خواستیم ناتوانی نیروی هوایی عراق در دفاع پدافندی از این شهر به اثبات برسانیم ضمن اینکه با ایجاد اختلال در تأمین سوخت شهر بغداد و نیز ایجاد و دود و آتش قابل رؤیت برای خبرنگاران خارجی، توان هر نوع پرده‌پوشی را از رژیم عراق بگیریم.  اگر ما یک پایگاه کم اهمیت‌تر را می‌زدیم ممکن بود خبرنگاران عراقی و همچنین خبرنگاران بین‌المللی حاضر در عراق متوجه موضوع نشوند.

طرح‌های مختلف حمله به پالایشگاه الدوره
میزان: با توجه به قدرت دیوار پدافندی عراق که درباره آن صحبت کردید، آیا انجام ماموریت توسط تنها ۲ هواپیما یک ریسک نبود؟
امیر رمضانی: نه، ما مطمئن بودیم با همان ۲ هواپیما قادر به شکستن دیوار بغداد هستیم. طرح‌ریزی‌های مختلفی برای حمله به بغداد صورت گرفت در برخی از این طرح‌ها ۲۰ جنگنده برای شکستن دیوار پدافندی بغداد در نظر گرفته شد و در برخی از طرح‌ها ۱۰ جنگنده. ما می‌دانستیم در دفاع چند لایه پدافندی عراق، احتمال مورد اصابت قرار گرفتن هواپیما‌های ما بالاست. کماآنکه همان دو هواپیمایی هم که این عملیات را انجام دادند به شدت مورد اصابت قرار گرفتند. در نهایت تصمیم بر این شد که، چون هدف ما صرفا «ناامن‌سازی بغداد» است نیازی به شرکت ۱۰ یا ۲۰ فروند جنگنده در این عملیات نیست و تنها دو فروند هواپیما نیز می‌توانند این هدف ما را به سرانجام برسانند. ما کار کمی را به کار کیفی تبدیل کردیم. بهترین خلبان‌هان فراخوانده شدند. «عباس دوران»، «اکبر توان‌گریان»، «محمود اسکندری»، «منصور کاظمیان»، «ناصر باقری». این خلبانان به نحو کامل توجیه عملیاتی شدند.

اصابت بی‌نهایت ترکش به هواپیما
میزان: هواپیمای مرحوم محمود اسکندری که در این عملیات حضور داشت، با چه اوضاع و احوالی به کشور برگشت؟
امیر رمضانی: هر دو هواپیمای ما در حین رفتن به سمت بغداد و در آسمان بغداد با پدافند سنگین عراق مواجه شده و مورد اصابت قرار گرفتند. موقع بازگشت هواپیمای مرحوم اسکندری به کشور، هنگامی که تعداد ترکش‌های اصابت کرده به آن شمارش شد، گفته نشد که این هواپیما ۱ یا ۲ یا ۱۰ یا ۲۰ ترکش خورده، گفتند «بی‌نهایت ترکش به هواپیما اصابت کرده است». حتی ترکش به کلاه خلبان دوم هواپیمای مرحوم اسکندری هم اصابت کرده بود.

ارتفاع ۱۰ تا ۲۰ متری هواپیما‌ها از سطح زمین
میزان: اصابت ترکش به کلاه این خلبان به خاطر پرواز در ارتفاع پایین بود؟
امیر رمضانی: بله، حرکت هواپیما‌های عباس دوران و محمود اسکندری آنقدر شجاعانه و با ارتفاع پایین بود که پدافند عراق حتی توانسته بود از ارتفاعات بالای بغداد هم تیرباران را انجام دهد. پایین بودن ارتفاع پرواز به این دلیل بود که رادار‌ها و موشک‌های عراقی نتوانند هواپیما‌ها را شناسایی و مورد اصابت قرار دهند. ارتفاع پرواز بین ۱۰ تا ۲۰ متر از سطح زمین بود.

یَلی به نام محمود اسکندری
میزان: حیف است که از محمود اسکندری و دلاوری‌های او در جنگ برای ما نگویید. اگر اطلاعات بیشتری از ایشان دارید به ما بگویید.
امیر رمضانی: محمود اسکندری برای خودش یک یَلی بود. او نفر دوم حمله به اچ ۳ بود. پس از آنکه هواپیمای شهید خضرایی در جریان حمله به اچ ۳ آسیب دید و مجبور شد برای انجام تعمیرات در سوریه فرود اضطراری داشته باشد عراقی‌ها تمام زورشان را زدند که این هواپیما به ایران برنگردد. آن‌ها تمام تدابیر را اندیشیده بودند. حتی نقشه چسبیدن جنگنده به پایین یک هواپیمای مسافربری از سوریه به مقصد ایران هم لو رفته بود و نشد که انجام بشود. در چنین شرایطی محمود اسکندری شجاعانه در کابین خلبانی این هواپیمای جنگنده نشست و به پرواز درآمد و از شمال بغداد عبور کرد و هواپیما را در پایگاه هوایی همدان بر زمین نشاند. این دلاوری در شرایطی انجام شد که پدافند عراق به‌شدت هواپیما را تیرباران می‌کرد. محمود اسکندری کسی بود که در اوج بمباران پدافندی عراقی‌ها در جریان عملیات بیت‌المقدس، قدرتمندانه و داوطلبانه در کابین خلبانی هواپیما نشست و آن پل معروف ارتش بعث در نزدیکی جزیره ام‌الرصاص را بمباران کرد. این پل را عراقی‌ها نگه داشته بودند تا اگر خرمشهر را از دست دادند از طریق آن به خاک عراق برگردند. داغ‌هایی که محمود اسکندری بر دل صدام گذاشت، فراموش نشدنی هستند.

ماجرای ایجکت منصور کاظمیان از هواپیما
میزان: منصور کاظمیان که آن روز در کابین عقب هواپیمای شهید دوران قرار داشت، چگونه از هواپیما ایجکت کرد؟  امیر رمضانی: بله، منصور کاظمیان آن روز از هواپیما ایجکت کرد و به مدت ۱۰ سال اسیر صدامی‌ها بود. او که آن روز در کابین عقب هواپیمای شهید دوران قرار داشت نقل می‌کند که «در آن شرایط سخت و حساس که هواپیما به شدت مورد اصابت قرار گرفته بود و موتور سمت چپ جنگنده آتش گرفته بود، شهید دوران یک ساختمان را به من نشان داد و گفت به نظر من این یک ساختمان به احتمال زیاد همان ساختمان برگزاری اجلاس است و حالا که نمی‌توانیم با این وضعیت به ایران برگردیم بهتر است باز هم ایجاد ناامنی کنیم». صحبت‌ها و کشمکش‌های منصور کاظمیان و عباس دوران برای ایجکت کردن از هواپیما چند لحظه‌ای ادامه داشت. کاظمیان می‌گوید من در یک لحظه نفهمیدم که آیا حرارت موتور آتش گرفته سمت چپ هواپیما به صندلی من منتقل شد و موجب ایجکت شدن من شد یا اینکه شهید دوران من را ایجکت کرد.  

دوران نمی‌خواست اسیر عراقی‌ها شود
میزان: این صحت دارد که شهید دوران اعلام کرده بود به هیچ وجه در خاک عراق ایجکت نمی‌کند؟
امیر رمضانی: بله، آن‌طور که نقل شده شهید دوران بار‌ها به هم‌کابینی‌های خود گفته بود که من تحت هیچ شرایطی در خاک عراق نمی‌پَرَم (از هواپیما ایجکت نمی‌کنم). او به هیچ‌وجه نمی‌خواست اسیر عراقی‌ها شود.

عملیات ۳۰ تیر ۶۱ استشهادی نبود 
میزان: این عملیات را می‌توان یک عملیات استشهادی قلمداد کرد؟
امیر رمضانی: خیر، این عملیات با هدف استشهادی انجام نشد بلکه هدف ما شکستن دیوار هوایی چند لایه عراق بود که موفق هم شدیم. شهادت دلاورانه شهید دوران در جریان عملیات پیش آمد و اتفاقا ما را بیشتر به اهداف‌مان نزدیک کرد.

تمام اهداف عملیات محقق شد
میزان: آیا ما توانستیم از انجام این عملیات به اهداف از پیش ترسیم شده خود دست پیدا کنیم؟
امیر رمضانی: ما در جریان این حمله به تمام اهداف از پیش تعیین شده خودمان رسیدیم. هم بغداد را ناامن جلوه دادیم هم از دیوار پدافندی عراق با هر سختی که بود عبور کردیم و هم پالایشگاه الدوره را زدیم. ضمن اینکه برگزار نشدن اجلاس غیرمتعهد‌ها در عراق که به موجب این عملیات حاصل شد پیروزی بسیار بزرگی برای جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاسی بود.
 
امیر رمضانی
فاتحه‌خوانی راننده عراقی برای شهید دوران
میزان: اگر خاطره به‌خصوص و کمتر شنیده شده‌ای از این عملیات دارید برای ما بفرمایید.
امیر رمضانی: خاطره من مربوط به خود عملیات نیست. برای ۱۸ سال پس از آن عملیات است. «محمدعلی اعظمی» یکی از آزادگان ما که در سال ۷۹ از اسارت آزاد شد می‌گفت: «مدتی قبل از آزادی، هنگامی که در اتوبوس بودیم و به محل شهادت شهید دوران در بغداد رسیدیم، راننده اتوبوس که فردی عراقی بود توقف کرد، از پشت صندلی راننده بلند شد، رو به ما کرد و گفت: الطیاره عباس دوران. محل سقوط هواپیما را به ما نشان داد و از اتوبوس پیاده شد و به احترام شهید دوران در همانجا فاتحه خواند».

مستشاران آمریکایی اجازه بروز توانمندی متخصصان ما را نمی‌دادند
میزان: با توجه به اینکه در خلال صحبت‌هایتان چندین بار از آسیب دیدن جدی هواپیما‌های ما توسط پدافند عراق صحبت کردید، بفرمایید که توانایی متخصصان فنی ما در زمینه تعمیر و بازسازی قطعات تا چه اندازه بود؟
امیر رمضانی: خلبانان جان‌برکف نیروی هوایی در روز‌های آغازین دفاع مقدس، در کابین جنگنده‌هایی می‌نشستند که فاقد بسیاری از استاندارد‌های لازم و ضروری بود. با پیروزی انقلاب اسلامی و خروج مستشاران نظامی آمریکا از خاک جمهوری اسلامی ایران، ناگهان نیروی هوایی ما در زمینه تعمیر، بهسازی و بازسازی قطعات مختلف جنگنده‌های هوایی با یک خلا مواجه شد. خصوصا آنکه جنگ هم آغاز شده بود و جنگنده‌های ما که از ماموریت‌های مختلف برمی‌گشتند، نیاز به تعمیرات، رفع نواقص و بازسازی‌های اساسی داشتند. البته انصاف حکم می‌کند که در اینجا به این نکته اشاره کنیم که نیرو‌های فنی و متخصص نیرو هوایی، قبل از پیروزی انقلاب هم اگر شرایط خاصی پیش آمد می‌توانستند توانایی‌های خود را نشان دهند، اما مستشاران آمریکایی اصلا اجازه ظهور و بروز توانمندی متخصصان ما را نمی‌دادند. آمریکایی‌ها در این زمینه هم همانند بسیاری از موضوعات دیگر در پی حفظ قدرت انحصاری خود بودند. این مستشاران اگر می‌دیدند متخصصان فنی ما بدون اذن آن‌ها دست به کاری می‌زنند با آن‌ها به صورت جدی برخورد می‌کردند. همین دلایل باعث شد که متخصصان هوایی ما در ابتدای دفاع مقدس، تجربه عملیاتی چندانی را برای مرمت و سرویس قطعات مختلف هواپیما‌ها نداشته باشند.

عزت و آبرویی که شهید دوران به ایرانیان داد را بسیاری از سیاستمداران نتوانستند بدهند
میزان: در پایان اگر صحبت خاصی یا نکته ناگفته‌ای باقی مانده، برای ما بفرمایید.
امیر رمضانی: در شرایط سخت و ویژه ابتدای دهه ۶۰ که گروهک‌هایی مثل منافقین، با تبلیغات مسموم خود فضای جامعه را متشنج و غبارآلود کرده بودند، انسان‌های آزاده‌ای همچون شهید دوران‌ها، شهید یاسینی‌ها، شهید اردستانی‌ها و سایر رزمندگان ما، به واسطه شناخت واقعی که از دین و مردم و مملکت خود به دست آورده بودند، مسیر حق و باطل را گم نکردند و جان خود را که عزیزترین سرمایه آن‌ها بود در طبق اخلاص گذاشتند. عزت و آبرویی که آخرین ماموریت شهید دوران در خاک عراق به ایرانیان داد را شاید بسیاری از سیاستمداران ما نتوانسته‌اند تا کنون برای مردم به دست بیاورند.

میزان: مجددا از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، تشکر می‌کنم.
امیر رمضانی: بنده نیز از شما و همکارانتان در خبرگزاری موفق میزان تشکر و برایتان آرزوی موفقیت روزافزون می‌کنم.

 

 

 

 

منبع:http://www.mizanonline.com/fa/news/436647/داغ‌هایی-که-خلبان-ایرانی-بر-دل-صدام-گذاشت-دیوار-آهنین-بغداد-غُلو-نبود-اما-عباس-عبور-کرد-نامه-مهم-ولایتی-و-اجلاس-جنبش-غیرمتعهدها-دوران-نمی‌خواست-اسیر-عراقی‌ها-شود

 

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

سی و هفتمین سالگرد شهادت خلبان شهید عباس دوران برگزار شد


سی و هفتمین سالگرد شهادت قهرمان ملی سرلشکر خلبان شهید عباس دوران در مسجد صاحب الزمان (عج) پایگاه هفتم شکاری شیراز برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی نهاجا، امیر سرتیپ دوم خلبان اسماعیل لشکری فرمانده پایگاه هوایی شهید دوران شیراز در ابتدای این مراسم با بیان اینکه شهید عباس دوران یک اسطوره در نیروی هوایی ارتش است گفت: شهید دوران بهترین الگو برای خلبانان، کارکنان و حتی جوانان ایران اسلامی است که در راه دفاع از کشور و انقلاب، جان خود را نثار کردند.

وی افزود: شهید دوران اسطوره نیروی هوایی و دارای بیشترین ساعت پرواز در دو سال نخست جنگ تحمیلی بود و در عملیات بغداد همانند دیگر عملیات هایش جسورانه عمل کرد.

امیر لشکری بیان داشت: سرلشکر شهید عباس دوران در عملیات بغداد توانست با بهره‌گیری از توان بالای پروازی خود، به عمق بغداد نفوذ کند و در یک اقدام متهورانه برنامه‌ریزی صدام برای برگزاری یک کنفرانس مهم جهانی در این کشور را به هم زند.

فرمانده پایگاه هوایی شهید دوران با بیان این که عملیات بغداد نشان دهنده اهمیت قدرت هوایی است تصریح کرد: صدام پیش از جنگ و در اجلاس سران عدم تعهد در هاوانا، میزبانی بغداد را برای اجلاس بعدی به عهده گرفته بود تا ژست یک صلح‌طلب را به نمایش بگذارد و او گفته بود: "هیچ خلبان ایرانی جرات نزدیک شدن به آسمان بغداد برای برهم زدن این اجلاس را ندارد".

وی در پایان عملیات بغداد را نماد تمام عملیات های خلبانان تیزپرواز نیروی هوایی ارتش دانست و اظهار داشت: نیروی هوایی در دوران دفاع مقدس عملیات‌های وصف‌ناپذیری را به مرحله اجرا درآورد که به‌ طور حتم می‌توان از عملیات بغداد به عنوان نماد تمامی عملیات‌های هوایی خلبانان کشورمان یاد کرد.

گفتنی است سرلشکر خلبان شهید عباس دوران (زاده ۲۰ مهر ۱۳۲۹ در شیراز ) از خلبانان شجاع نیروی هوایی ایران بود که در ماه‌های آغازین جنگ ایران و عراق نقش مهمی در بمباران اهداف دشمن ایفا کرد. خلبان شهید عباس دوران در دو سال اول جنگ بیش از ۱۲۰ عملیات و پرواز برون مرزی موفق داشت و در عملیات بغداد در خاک عراق به شهادت رسید.

 

منبع:http://nahaja.aja.ir/Portal/home/?news/62745/65393/1508828/سی-و-هفتمین-سالگرد-شهادت-خلبان-شهید-عباس-دوران-برگزار-شد

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
رونمایی تندیس
 
 

با حضور معاون هماهنگ کننده نهاجا و شهردار منطقه 13 انجام شد؛ رونمایی از تندیس شهید دوران


با حضور معاون هماهنگ کننده نهاجا وشهردار منطقه 13 در مراسمی از تندیس شهید دوران رونمایی شد.

به گزارش روابط عمومی نهاجا، مرتضی رحمان زاده شهردار منطقه ۱۳ در مراسم رونمایی از تندیس شهید دوران که با حضور امیر سرتیپ مهدی هادیان معاون هماهنگ کننده نیروی هوایی ارتش برگزار شد ضمن خیر مقدم به میهمانان با بیان اینکه  شهدایی همچون عباس دوران از جان و مال خود گذشتند تا ما در امنیت و آرامش باشیم و وظیفه ما این است راه آنها را ادامه دهیم گفت: امروز بزرگترین مسئولیتی که بر دوش ما نهاده شده، ‏ادامه دادن راه شهیدان، قدردانی و همدردی با خانواده های معظم شهدا است.‏

وی با اشاره به سیاست و تدابیر شورای شهر و  شهردار تهران در راستای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت افزود:شهرداری تهران هم همسو با سایر ارگان ها ، تلاش می کند با خدمت صادقانه به مردم ، فرهنگ ایثار و شهادت را ترویج و  این فرهنگ غنی  را به نسل‌های آینده انتقال دهد.

 شهردار منطقه۱۳ ادامه داد :درهمین راستا با همت و تدبیر رییس سازمان زیباسازی و با مشارکت شهرداری منطقه ۱۳،  طراحی و ساخت تندیس شهید عباس دوران به عنوان یکی از  شهدای اسلام و انقلاب  در دستور قرار گرفت.

وی تصریح کرد:این  تندیس  به ارتفاع ۶ متر و با جنس فایبرگلاس در خیابان دماوند چهار راه تهرانپارس ورودی اتوبان شهید دوران نصب شده و یادآور خاطره شهید عباس دوران و حاوی پیام ایثار و شهادت است .

در پایان این مراسم از فرزند شهید دوران و جمعی از جانبازان دوران دفاع مقدس قدردانی شد.

 

منبع:http://nahaja.aja.ir/Portal/home/?news/62745/65393/1534800/رونمایی-از-تندیس-شهید-دوران

 

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now