Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

لطایف ( جوک )

385 posts in this topic

سلام دوستان

اینقدر جنگ و بزن بزن و سقوط هواپیما و زدن هواپیما و بی آبی و غزه و گرانی و داعش و اینها تو این روزها هست که فکر کنم بریم که افسردگی خفن بگیریم لذا گفتم یه تاپیکی با موضوع جوک و لطیفه برقرار کنیم و الا ماشا الله که ما ایرانیها در ساختنش مقام اول رو داریم و بارها رکورد زده ایم 

اما خدا بزنه میون کمرش و دو تاش کنه که جوک برای قومیت ها بگه . چه اشکالی داره بگیم یاروه رفته فلان جا و بهمان کرده و اینا و یا بگیم به غضنفر گفتن فلان و گفت بهمان و یا بگیم مثلا یه عموه بوده و اینجور و آنجور 

اولیش رو من میگم دومیش و الا آخر رو شما بگین

اگر اسم قومیت ها مخصوصا لرها که این روزها تو بورسن رو بیارید بخدا تاپیک رو حذفش میکنم 

خوب غضنفر داشت میمرد و بهش گفتند تو 754/45 رکعت نماز نخوندی و بدهکاری . یکی رو بگیر برات بخونه . گفت 754 رکعتش رو قبول دارم اون 45 صدمش چیه . گفتند بخاطر زاویه سینوس انحراف از قبله بوده . همیشه کج وایمیسادی 

بزنید بریم . بعدی 

26 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

یارو نوار خالی گوش میکرد و گریه میکرد، بهش میگن :


حالا چرا گریه میکنی؟ میگه حیف نیست خواننده به این خوبی لال باشه !؟


20 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

یارو زنگ زده رادیو می گه


از قول ما به اوباما بگید اگر روزی صدتا موشک هم به تهران بزنید ما قدمی به عقب نمی رویم


مجری گفت احسنت به شما از کجا تماس می گیرید


گفت از شیراز


19 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

آتقی میخواست بدوستش آدرس خونه اش رو بده . گفت بیا خیابان فلان و مجتمع گل ها و بعد زنگ شماره 5 رو با آرنجت فشار بده . دوستش گفت چرا با آرنجم زنگ رو فشار بدم  . گفت نکنه می خوای دست خالی بیای خونه من

 

 

:green-beret-smile:

 

ای کسانیکه ایمان آورده اید بیائید ببریدش بد جوری کودکستان رو ریخته بهم و بچه ها رو گاز گرفته

21 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام

مطلبی از کتاب کریم شیره ای دلقک مشهور دربار ناصری را برای شما دوستان قرار میدهم.امیدوارم که مورد توجه قرار بگیرد.

کریم شیره ای وعزاداری ناصرالدین شاه

 

در عصر ناصرالدین شاه در ماه های محرم وصفر تهران  ماتمکده واقعی بود,ازهیچ نقطه وبه هیچ بهانه صدای ساز وآواز بر نمی خاست ومجلس جشن وسروری بر پانمی گشت.

ناصرالدین شاه روزی که کشته شد هشتاد وپنج زن داشت وبسیاری از این خانم ها در خانه های اختصاصی خود مجالس روضه خوانی بر پا می داشتند,اهل اندرون وخانم هائی که از خارج دعوت می شدند بنوبت در هر یک از مجالس برای استماع ذکر مصیبت حاضر می گشتندوپس از ختم مجلس بخوردن قاهوت وبرنج وعدس بوداده وکشیدن قلیان می نشستند.در یک چنین ایامی که کشور ما مبدل بیک پارچه اشک وآه وناله شده بودناصرالدین شاه در اندرون عزاداری داشت وروضه خوانی مفصلی را تدارک دیده بود.

در مجلس سوگواری شاه تمام زن های وی حضور داشتند.واعظی بالای منبر بود وازدنیا ومافی ها صحبت میکرد وضمن بحث خویش میگفت:زن هاباید تقوی پیشه کنند ورعایت عفت ونجابت را بنمایند,این مسلم است,هرزنی که خارج از جاده عفاف وپاکدامنی قدمی بر دارددرروز قیامت وصحرای محشر مجبور خواهد شد فاسق خود رابدوش بگیرد واز روی پل صراط که برای گنهکاران از مونازکتر وبرای آدم های با تقوی ودرستکار چون راهی پهن وهموار است عبور دهد.

واعظ آن روز با مهارت تمام روی منبر سخن میراند ودل مستمعین بینوا را با تشریح زندگی پس از مرگ خالی میساخت,اینطور که از سخنان اوبر میآمد وبا توجه به روضه خوانیهای قبلی ,همیشه واعظی که در اندرون شاه به منبر میرفتند سعیشان براین بود که در اطراف تقوا وعفت ومسائلی نظیر آن برای حاضران که بیشترشان خانم های محترم حرم وشاهزاده خانم ها بودند بحث کنند وآنها را ناخوداگاه بسوی استتار وگریز از بیگانگان بکشانند چون ناصر الدین شاه چنین میخواست.

شاید بخاطر همین موضوع بود که بدستور شاه (امام زاده عباسعلی)را در اندرون علم کردند وزن ها را وادار ساختند بچناری که بهمین نام مشهور شد دخیل ببندندواز اومعجزه بخواهند تا بدین ترتیب ببهانه رفتن باماکن مقدس پای از اندرون وحرم بیرون نگذارند وبا مردها مواجه نگردند!

در آن روز حاضران با شنیدن ماجرای جهنم وصحرای محشر وفشار قبر وترازوی اعمال ودانستن گناه(دارا بودن فاسق)وسایر مطالب یکباره بشیون وزاری پرداختند وبی اختیار بسر ومغز خود کوفتند.

ناصر الدین شاه نیز در حالیکه دستمالی روی صورت داشت آهسته اشک میریخت,کریم شیره ای(استاد شوخی ولطیفه)که برای مسخرگی همواره آماده  کناری ایستاده بود وتفنگی پر از گلوله های خنده ومتلک در دست داشت واز هیچ موقعیتی (حتی اگر مجلس عزا بود)برای ابراز وجود وخوشمزگی صرفنظر نمینمود در این موقع قدمی پیش گذارد وآهسته در گوش ناصرالدین شاه گفت:

-شنیدی؟...آخونده گفت زن هائی که در راه بد بیفتند روز قیامت مجبورند فاسق خود را بدوش بکشند...ولی خوب...غصه نخور تو آن روز پیاده نمیمانی چون خیلی هاهستند که ترا بدوش خواهند گرفت!!

با سپاس

24 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
 

یه روز غضنفر میره مغازه لوازم خونگی چشش میافته به فلاسک میپرسه آقا اون چیه؟ مغازه دار میگه اون فلاسکه میپرسه کارش چیه میگه هر چیز سردی رو بزاری تو ش سرد نگه میداره هر چیز گرم هم بذاری توش گرم نگه میداره مرده خوشحال میشه و یکی میخره فردا که میره اداره باخودش میبره رییسش وقتی فلاسکو میبینه میگه ببینم چی تو اون فلاسکت داری؟ میگه اقای رییس 2 تا الاسکا دارم با 3 تا فنجون قهوه!

21 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

یه جوری میگن ازدواج سنت پیغمبره که انگار قبل از پیامبر ایرانیا با قلمه زدن تکثیر می شدند!! 
 

21 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

مورد داشتیم طرف قبل از اینکه  بینیشو عمل کنه تو استخر کرال پشت می رفته همه فرار کردن !فکر کردن داره کوسه میاد!

15 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

دقت کردین هروقت میخواین موهاتونو اصلاح کنین ۲۰۰نفر نشستن تو صف

ولی درست فردای روزی که موهاتو اصلاح میکنی

آرایشگر از بیکاری یه شیلنگ گرفته دستش داره جلوی مغازه رو میشوره ؟

 

8hxo7qz8vo35c6gikhg1.jpg

 

میخوام از پای اینترنت پاشم ولی پاشیدنم نمیاد! خدایا خودت منو بپاشون!4.gif

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

سری جوکهای آدم و حوّایی:

- آدم از خواب پا میشه می بینه لباسش نیست و داد میزنه: حوّا دوباره دُلمه درست کردی؟!! :1 (1):

 

- آدم بر می گرده خونه و در میزنه. 

حوّا میگه: کیه؟ 

آدم میگه: آخه مگه غیر از من کسی دیگه ای هم هست؟!!!  :clubhead:

14 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

مورد داشتیم دختره بدون آرایش رفته درخواست گواهینامه رانندگی کرده بهش دفترچه اعزام به خدمت دادند

14 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

یکی از دوستان توی پذیرش بیمارستان کار میکنه برام تعریف میکرد که یک شب یک بنده خدا رو که تصادفی بود آوردن بیمارستان و همکارش یا خودش _دقیق یادم نیست _ به اشتباه مشخصات فردیش رو توی فرم بخش زنان و زایمان وارد میکنه و با پرونده پزشکیش میدن دست پرستارا 


اونها هم فقط با توجه به فرم بنده خدا رو به سرعت میبرن سمت بخش زنان و زایمان بدون اینکه توجه کنن بیمار یک مرد بود که  پاش شکسته 


 


 


(شرمنده اشتاهی جای دیگه ای نوشته بودم)


14 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 

یارو زنگ زده رادیو می گه

از قول ما به اوباما بگید اگر روزی صدتا موشک هم به تهران بزنید ما قدمی به عقب نمی رویم

مجری گفت احسنت به شما از کجا تماس می گیرید

گفت از شیراز

 

 

جناب سرهنگ جوک قومیتی گفتند. پاکش کنید  :policeman-smiley-emoticon-1:

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

یارو ﺑﻪ ﺯﻧﺶ ﻣﯿﮕﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺯﯾﺎﺩ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻥ ﻭﺍﺳﻪ ﭘﻮﺳﺘﺖ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ … ﻣﯿﮕﻪ ﭼﻪ ﺭﺑﻄﯽ ﺩﺍﺭﻩ !؟ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﯿﺰﻧﻤﺖ ﺳﯿﺎﻩ ﻭ ﮐﺒﻮﺩ ﻣﯿﺸﯽ …! 
 

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

جناب سرهنگ جوک اصفهونی مِیشد گفت یا خیر؟  جخ تازه یکی اس ام اس کرده س!! :1 (8):

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now