Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

لطایف ( جوک )

396 posts in this topic

جناب سرهنگ ملایری،

 

طبق آخرین اخبار،

 

هنوز استان کردستان فاقد امامزاده هست،

 

یه چندتایی هم برای اونجا در نظر بگیرید !!!

 

 

همانطور كه در تصوير فوق مشاهده مي‌شود، ضريح مزبور مربوط به امامزاده "عبدالله ابن علي ابن قاسم ابن زيد ابن امام حسن مجتبي (ع)" واقع در روستاي فارسيجان اراك است.

101418_888.jpg

طي چند روز اخير تصويري در وبلاگ‌هاي داخلي و سايت‌هاي خبري خارج از كشور منتشر شده كه يك پديده بي‌سابقه و حيرت‌آور يعني "امامزاده سيار"! را نشان مي‌دهد.

   

به گزارش فارس و به نقل از منابع اينترنتي، در اين تصوير، ضريحي بر پشت يك كاميونت قرار دارد و يك مرد و زن در حال دخيل بستن و انداختن پول داخل آن هستند. در سمت راست اين تصوير يعني در كنار ضريح نيز مرد سياهپوشي بر روي كاميونت نشسته است كه "ظاهراً" در حال توزيع پارچه‌هاي سبز رنگ در ميان مردم است تا احتمالاً اين روبان‌ها را دخيل ببندند.

حدود 30 مرد، زن و كودك نيز در اطراف اين كاميونت و «امامزاده سيار»! تجمع كرده‌اند.

اين تصوير كه ابتدا در وبلاگ يك جوان اراكي منتشر شد بازتاب بسيار وسيعي در ميان رسانه‌هاي اينترنتي خارج كشور پيدا كرده است.

تقريباً تمام اين رسانه‌ها تاكيد كرده‌اند كه عكس مزبور نشان دهنده يك "امامزاده سيار" در شهر اراك است و با آب و تاب فراوان از رواج خرافات در ميان مردم و سوء استفاده از اعتقادات مذهبي مردم سخن گفته‌اند.

طي دو روز گذشته، دامنه بحث و گمانه‌زني درباره اين عكس عجيب از فضاي مجازي و رسانه‌هاي اينترنتي فراتر رفته و به شبكه‌هاي ماهواره‌اي لوس آنجلسي، رسانه‌هايي نظير تلويزيون صداي آمريكا و حتي چند رسانه انگليسي زبان كشيده شده است.

انتشار اين تصوير حيرت‌آور آن هم در روزهايي كه مراجع تقليد و علماي دين نسبت به گسترش خرافات مذهبي شديداً هشدار مي‌دهند و نوعي عزم ملي براي مبارزه با خرافات ايجاد شده است؛ البته باعث تعجب افراد آگاه شد.

وبلاگي كه نخستين‌بار اين تصوير را منتشر كرد، در شرح آن نوشته بود: «اين عكس را روز گذشته در يكي از خيابان‌هاي اصلي شهر اراك گرفتم. امامزاده‌اي سيار كه به داخل خيابان‌ها آمده تا هم مردمي كه وقت رفتن به امامزاده را ندارند حاجاتشان برآورده شود و هم افرادي كه دوان دوان به سوي ضريح مي‌آمدند و دستي بر آن مي كشيدند و پولي داخل آن مي‌ريختند. مردي هم كه گويا رابط ميان مردم و امامزاده بود با ميكروفوني به دست مردم را به سوي امامزاده فرا ميخواند. ديگري هم پارچه‌هاي سبزي به مردم ميداد تا بتوانند دخيل ببندند».

با اين حال براي بسياري از همان آغاز معلوم بود كه اين روايت نمي‌تواند درست باشد و حتماً مشكلي در اين ميان وجود دارد.

در ادامه اين ماجرا بررسي‌ها نشان داد كه هيچ "امامزاده سيار"ي در كار نبوده و موجي كه طي چند روز اخير ايجاد شده؛ ناشي از اشتباه بزرگ نويسنده وبلاگ و رسانه‌هاي خارج از كشور بوده است.

همانطور كه در تصوير فوق مشاهده مي‌شود، ضريح مزبور مربوط به امامزاده "عبدالله ابن علي ابن قاسم ابن زيد ابن امام حسن مجتبي (ع)" واقع در روستاي فارسيجان اراك است.

آن چه كه در تصوير ديده مي‌شود، مربوط به زماني است كه اين ضريح از محل ساخت خود واقع در شهرستان اراك بر روي يك كاميونت بارگيري شده تا به سمت مكان مورد نظر يعني روستاي فارسيجان حمل شود و در امامزاده مربوطه نصب گردد.

 

غافل از آن كه ابراز احساسات دو تن از شهروندان ساده، عكاسي يك وبلاگ نويس و نهايتاً اشتباه رسانه‌هاي خارج از كشور دست به دست هم خواهند داد تا اين اتفاق ساده را به فعاليت "اولين امامزاده سيار" در ايران، تغيير ماهيت دهند.

بي‌شك اگر اين تصوير مربوط به يك "امامزاده سيار" مي‌بود بايستي با عوامل برپايي آن به عنوان يكي از آشكارترين اقدامات مروج خرافات مذهبي شديداً برخورد مي‌شد؛ چرا كه راه انداختن يك امامزاده سيار آن هم بر پشت كاميون هيچ معنايي جز خرافات و سوءاستفاده از احساسات مذهبي مردم ندارد

 

 

 

http://www.asriran.com/fa/news/57514/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%8A-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%83%D8%B3

6

Share this post


Link to post
Share on other sites

اون قدیما …
شما یادتون نمیاد!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

..

.

.

.

.

.

.

..

.

.

.

.

.

.

.

.

.

..

 


.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

..

.

.

.

.

.

.

..

.

.

.

.

.

.

.

.

مثل اینکه زیادی رفتم قدیم، خودمم یادم نیومد

8

Share this post


Link to post
Share on other sites
راهپیمایی روز جهانی قدس، از دقایقی قبل با حضور گسترده مردم آغاز شده است.


به گزارش خبرنگار احزاب و تشکل‌های گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛ امروز در راهپیمایی روز جهانی قدس، عادل‌الجبیر وزیر خارجه عربستان و یکی از اعضای داعش هم در یکی از خیابان‌های تهران رویت شده‌اند!

در تصویری که از حضور این دو به دست ما رسیده، عادل‌الجبیر در حال دادن کیسه‌های دلار به عضو داعش است.
 

4771059_329.jpg

گفتنی است راهپیمایی روز جهانی قدس، دقایقی قبل با حضور گسترده مردم در اقصی نقاط کشور آغاز شده که البته این مراسم با حاشیه‌های جالبی هم همراه بوده است

5

Share this post


Link to post
Share on other sites

مریدان، شیخ را گفتند: متروی صادقیه در هنگام رسیدن قطار، به چه ماند؟

شیخ همی گفتندی: به دوی 110 متر با مانع !!!

مریدان پس از شنیدن جواب شیخ، به ترتیب حروف الفبای هیروگلیف، سر به کوی و بزرن گزاردندی...

 

 شیخ و حاضرجوابی هایش، جلد زرده، صفحه وسط از سمت چپ

5

Share this post


Link to post
Share on other sites

ﺷﺮﻛﺖ ﺳﺎﻳﭙﺎﻯ ﻗﻢ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ :
 ﺑﺰﻭﺩﻯ ﺧﻮﺩﺭﻭ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻣﻴﺴﺎﺯﺩ !
 .

 .
 .
 
 .
 ﺍﻳﻦ ﺧﻮﺩﺭﻭﻫﻨﮕﺎﻡ ﺑﺎﺯﮐﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﺑﺴﻢ ﺍﻟﻠﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ،
 ﻣﻮﻗﻊ ﺣﺮﻛﺖ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﻣﻴﻔﺮﺳﺘﺪ ،
 ﺩﺭ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ 80 ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﺁﻳﺖ ﺍﻟﻜﺮﺳﻰ ﻣﻴﺨﻮﺍﻧﺪ،
 ﺩﺭﺻﻮﺭﺕ ﺑﺮﻭﺯ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﻓﺎﺗﺤﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﻧﺪ،
 ﻭ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﺳﻮﺍﺭﮐﺮﺩﻥ ﺯﻥ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺧﻮﺩﻛﺎﺭ ﻭ ﺁﻧﻼﯾﻦ ﺻﻴﻐﻪ ﻣﺤﺮﻣﻴﺖ ﺟﺎﺭﯼ ﻣﯿﮑﻨﺪ !!!
: SHOUT :: CRAZY :: SHOUT :

5

Share this post


Link to post
Share on other sites

يكي ازروحانيون خوش بيان نقل ميكرد كه قبل ازانقلاب يك شب براي استماع منبر مرحوم فلسفي به مسجد سيدعزيزالله بازار تهران رفتم وزودتراز وقت رفتم نزديك وروبروي منبر جاگرفتم ونشستم ،جمعيت هم خيلي زياد بود، دراوج سخنراني و در اواخر سخنان فلسفي ودرنزديكي جائي كه من نشسته بودم يك بنده خدائي هم به صورت چمباتمه نشسته بود وضمن گوش دادن خواب هم براومستولي شده بود وگاهي چرتي ميزد وكنترل خودرا ازدست ميداد مجلس هم درسكوت كامل به سخنان فلسفي گوش ميدادند كه ناگهان اين بنده خدائي كه چرت ميزد كنترل خودرا ازدست داد وباسر محكم واژگون شد وباد محكمي ازاوخارج شد ولي فوراً روي پاهاي خودش نشست وبراي اينكه مثلاً بگويد خواب نبودم بدون مقدمه گفت براي سلامتي خودتون صلوات بلندي ختم كنيد!! ومردم هم صلوات فرستادند!! ولي كار از كار گذشته بود، هم مردم اون اطراف وهم خود اقاي فلسفي زمين خوردن اون بندۀ خدا وصداي بلند بادي كه ازاوخارج شده بود را شنيده بودند بگونه ايكه همۀ كسانيكه درآن اطراف نشسته بودند ومرحوم فلسفي ازمشاهده اين صحنه شديداً خنده شون گرفته بود ويواش يواش خنده به همه سرايت كرد! ومجلس ملتهب شد وحتي خنده به خود فلسفي هم امان ادامۀ منبررانميداد! يه وقت مرحوم فلسفي ازهمان بالاي منبر وازپشت ميكروفون وباخندۀ غيرقابل كنترلي گفت:
آقاجان گو- ز - يدي كه گو- ز - يدي! ديگرصلوات چراميفرستي؟ وفلسفي آن شب باگفتن همين جمله ازمنبر پائين آمد وازادامۀ منبربازماند!!
حالا نقل اقاي قاليباف است که با شعله ور شدن موضوع فیشهای حقوقی و لو رفتن فیش خودش ناگهان چرتش پاره شد و گفت:
من نصف حقوقم رابه حساب شهرداري برميگردانم وخانمم هم صلواتي درشهرداري كارميكند!!
ظاهراً اين صلوات هم ازجنس اون صلواتي است كه اون بندۀ خدا پاي منبر فرستاد، طفلكي قاليباف ،آدم دلش به حالش ميسوزه واقعاً چه خانوادۀ ايثارگري!!.

البته با عرض پوزش: CRAZY :

7

Share this post


Link to post
Share on other sites

مرد متاهلی به سالن بدنسازی رفت و گفت:

کجاست آن دستگاهی که بدنم را قشنگ میکند و زنم را وادار میکند که برایم بمیرد!!!


مربی او را به خارج از سالن برد و دستگاه خودپرداز بانک را  نشان داد و گفت؛

 فقط همین یه دستگاه است که همسرت تو را دوست خواهد داشت و بقیه دستگاهها همه شایعه است!!

7

Share this post


Link to post
Share on other sites

همه ی کسانی که من میشناسم از من سالی دوبار و هر بار به مدت تقریبا دو هفته متنفر میشن
به حدی که به خون من تشنه هستن و اگر یک روز نباشم از ته دل خوشحال میشن
در طی این مدت به هیشکی دوست نداره من بهش نزدیک بشم حتی با روی گشاده چه برسه به قیافه اخموی من

در این مدت اصلا نمیشینم و بیشتر مواقع یا ایستادم یا در حال راه رفتنم و  هرکاری بکنم هیشکی به من چیزی نمیگه  اصلا نمیتونه بگه

من نه بیمارم و نه بیماری دارم حتی واگیرم ندارم

گردن کلفت ترینهایی که من رو میشناسن هم با من کاری ندارن و جرات سرشاخ شدن با من رو ندارن چون میدونن بلای بدتری در انتظارشونه 

با هرکی برخورد بکنم و بهش گیر بدم جز تمنا و التماس چیزی نداره که در مقابل من رو بکنه و حاضره هرچی داره رو بده یا هرچیزی رو که میگم گوش بده اما من بهش گیر ندم 

درست حدس زدید نام من "مراقب امتحان "است

7

Share this post


Link to post
Share on other sites

سرزمين آريايی از دو قوم بوجود آمده:
1- مادها
2-پارت ها
 به همين دليل، مشکلات اين سرزمين یا از طريق مادی حل ميشود و يا از طريق پارتی...!

بعد از ان نیز مردم سه گروه شدند:
1-اشکانيان: آنانکه درمراسم عزادارى شرکت ميکنند و اشک ميريزند!
2. سامانيان: آنانکه ميلياردى بردند، خوردند و سر و سامان گرفتند !
 3. صفویان : که هميشه درصف مرغ ، تخم مرغ ، بنزین، گاز و غیره هستند !!!

4

Share this post


Link to post
Share on other sites

ارزش ۱۷۰۰۰تومان از پول ايران درگذر زمان

سال ٤٢ خونه

سال ٥٠ پيكان

سال ٦٠ موتور سيكلت

سال ٧٠ دوچرخه

سال ٨٠ لاستيك ماشين

سال ٩٥ پشمک حاج عبدالله

پیدا کنید پرتقال فروش را

4

Share this post


Link to post
Share on other sites

اعداد بزرگ:

12^10: یک بیلیون

15^10: یک بیلیارد

18^10: یک تریلیون

21^10: یک تریلیارد

24^10: یک کوآدریلیون

27^10: یک کادریلیارد

30^10: یک کوینتیلیون

33^10: یک کوانتینیارد

36^10: آن دسیلیون

39^10: دیو دسیلیون

42^10: تری دسیلیون

45^10: سپتیلیارد

48^10: اکتیلیون

51^10: اکتیلیارد

54^10: نانیلیون

57^10: نانیلیارد

یاد بگیریم، فردا گفتن یارو اکتیلیون تومن هاپولی کرده، لااقل بتونیم صفراشو بنویسیم !!!

4

Share this post


Link to post
Share on other sites

ﺯﻥ ﻧﺼﻒ ﺷﺐ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻧﯿﺴﺖ ، ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺍﻭ ﮔﺸﺖ ، ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﯼ ﺁﺷﭙﺰﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺯﻝ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻓﮑﺮﯼ ﻋﻤﯿﻖ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺷﮏﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﻓﻨﺠﺎﻧﯽ

ﻗﻬﻮﻩ ﻣﯽﻧﻮﺷﯿﺪ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺁﺷﭙﺰﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺷﺪ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﯽ ﺷﺪﻩ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﻗﻊ ﺷﺐ ﺍﯾﻨﺠﺎ

ﻧﺸﺴﺘﯽ؟

ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻫﯿﭽﯽ ﻓﻘﻂ ﺍﻭﻥ ﻭﻗﺘﻬﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻣﯿﺎﺭﻡ،

۲۰ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﮐﻪ ﺗﺎﺯﻩ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﻭ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ ، ﯾﺎﺩﺗﻪ ... ؟؟ !

ﺯﻥ ﮐﻪ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﭼﺸﻢﻫﺎﯾﺶ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﺷﮏ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺁﺭﻩ

ﯾﺎﺩﻣﻪ

ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ : ﯾﺎﺩﺗﻪ ﭘﺪﺭﺕ ، ﻣﺎ ﺩﻭﺗﺎ ﺭﻭ ﺗﻮﯼ ﭘﺎﺭﮎ ﻣﺤﻠﻤﻮﻥ ﻏﺎﻓﻠﮕﯿﺮ ﮐﺮﺩ؟

ﺯﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﮐﻨﺎﺭ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺖ ﮔﻔﺖ : ﺁﺭﻩ ﯾﺎﺩﻣﻪ، ﺍﻧﮕﺎﺭ

ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺑﻮﺩ

ﻣﺮﺩ ﺑﻐﻀﺶ ﺭﺍ ﻗﻮﺭﺕ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ : ﯾﺎﺩﺗﻪ ﭘﺪﺭﺕ ﺗﻔﻨﮓ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻣﻦ ﻧﺸﻮﻧﻪ

ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﯾﺎ ﺑﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﯾﺎ ۲۰ ﺳﺎﻝ ﻣﯽﻓﺮﺳﺘﻤﺖ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺁﺏ ﺧﻨﮏ ﺑﺨﻮﺭﯼ ؟

ﺯﻥ ﮔﻔﺖ : ﺁﺭﻩ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺍﻭﻥ ﻫﻢ ﯾﺎﺩﻣﻪ ﻭ ﺑﻌﺪﺵ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﻣﺤﻀﺮ ﻭ !...

ﻣﺮﺩ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺟﻠﻮﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺍﮔﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺁﺯﺍﺩ ﻣﯽ

ﺷﺪﻡ

5

Share this post


Link to post
Share on other sites

 

در یک دزدی بانک یکی از ایالات آمریکا دزد فریاد کشید :

 

 

 

 

همه افراد حاضر در بانک ، حرکت نکنید ، پول مال دولت است و زندگی به شما تعلق دارد

 

همه در بانک به آرامی روی زمین دراز کشیدند

 

این «شیوه تغییر تفکر» نام دارد، تغییر شیوه معمولی فکر کردن .

 

هنگامیکه دزدان بانک به خانه رسیدند، جوانی که (مدرک لیسانس اداره کردن تجارت داشت)

 

به دزد پیرتر(که تنها شش کلاس سواد داشت) گفت «برادر بزرگتر، بیا تا بشماریم چقدر بدست آورده ایم»

 

دزد پیرتر با تعجب گفت؛ «تو چقدر احمق هستی، اینهمه پول شمردن زمان بسیار زیادی خواهد برد.

 

امشب تلویزیون ها در خبرها خواهند گفت ما چقدر از بانک دزدیده ایم»

 

این را میگویند: «تجربه» اینروز ها، تجربه مهمتر از ورقه کاغذ هایی است که به رخ کشیده میشود!

 

پس از آنکه دزدان بانک را ترک کردند ، مدیر بانک به رییس خودش گفت، فوری به پلیس خبر بدهید.

اما رییس اش پاسخ داد: «تامل کن! بگذار ما خودان هم ۱۰ میلیون از بانک برای خودمان برداریم

و به آن ۷۰ میلیون میلیون که از بانک ناپدید کرده بودیم بیافزاییم»

اینرا میگویند «با موج شنا کردن» پرده پوشی به وضعیت غیرقابل باوری به نفع خودت !

رییس کل می گوید: «بسیار خوب خواهد بود که هرماه در بانک دزدی بشود»

اینرا میگویند «کشتن کسالت» شادی شخصی از انجام وظیفه مهمتر می شود.

روز بعد، تلویزیون اعلام میکند ۱۰۰ میلیون دلار از بانک دزدیده شده است.

دزد ها پولها را شمردند و دوباره شمردند اما نتوانستند ۲۰ میلیون بیشتر بدست آورند.

دزدان بسیار عصبانی و شاکی بودند:

«ما زندگی و جان خودرا گذاشتیم و تنها ۲۰ میلیون گیرمان آمد.

اما روسای بانک ۸۰ میلیون را در یک بشکن بدست آوردند.

انگار بهتر است انسان درس خوانده باشد تا اینکه دزد بشود

اینرا میگویند؛ «دانش به اندازه طلا ارزش دارد»

رییس بانک با خوشحالی میخندید زیرا او ضرر خودش در سهام را در این بانک دزدی پوشش داده بود.

اینرا میگویند؛ «موقعیت شناسی» جسارت را به خطر ترجیح دادن.

7

Share this post


Link to post
Share on other sites

حالا فهمیدم چرا هیچ دستگاهی قادر نیست به اختلاس ها رسیدگی کنه . بیچاره ها سرشون خیلی شلوغه خب . فعلا تبلیغ ، حمایت ، تشویق و خرید و فروش سیگار مهمتر از رسیدگی به موارد پیش پا افتاده ای چون اختلاس و دزدی های مدیران است . خسته نباشید واقعا .

دوستان لطفا دور سیگار رو خیط بکشید که اوضاع وخیمه . الان بگم که من به ملاقات هیچ دوستی که بابت خلاف های سیگار به زندان بیفته نمیام . نگید نگفتی و منو بی معرفت بدونید . موضوع سیگار خیلی معضل بزرگی شده . حالا مواد مخدر و نمیدونم مواد صنعتی جای خود . فعلا مبارزه با سیگار در اولویت مدیران زحمتکش و دلسوز هست .

o1ci_0017.jpg

5

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now