Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Sign in to follow this  
Followers 0

مهارت های زندگی

35 posts in this topic

اتفاقا ابتدای بحث یه توضیح مختصر دادم که سایت های بسیاری در دنیای اینترنت در این مورد وجود دارد . یکی از مشکلات فرهنگی ما اینه که می ترسیم و از بیان مشکلات خوف داریم در حالیکه خارجکیهای متمدن بعضا تو تلویزیون براحتی همه مشکلاتشون رو در برابر روانشناسان میهمان بیان می کنند و راهنمایی میشن . در این سایت جوانان زیادی هستند که تازه ازدواج کرده اند و می توانند مهارتهای خود را در این ارتباط بیان کنند که مثلا چگونه توانسته اند بر مشکلات زندگی مشترک فائق ایند و یا در مورد تربیت کودکان خود و یا مهارتهای ارتباط با همکاران و با روسا و بطور کلی روابط اجتماعی و یا مثلا چه راه کاری دارند برای اینکه کلاه سرشون نگذارند و یا مهارت های خرید و کنترل اقتصاد خانواده و  از این قبیل موضوعات . مثلا چکار کنیم که با این رانندگی دیوانه وار اهالی مملکت فخیمه سالم بمانیم و سالم به مقصد برسیم . چه مهارتهایی در راستای صرفه جویی داریم . و قص الهذا بقول دوستمون که وقتی کم میاره این کلمه رو میگه که خود اینهم یک مهارته . راستی فن سخنرانی که خودش مهارت میخواد و باز هم قص الهذا

16

Share this post


Link to post
Share on other sites

با افرادی که به تکنولوژی های روز خیلی علاقه ای ندارن چطوری باید رفتار کنی؟

مورد واقعی که برای من تقریبا زیاد پیش میاد.

تصورکنید اون فرد داداشتونه و نظرش  در رابطه با خرید یک تلویزیون موثره.من میگم  lcd  اون میگه همون قدیمی ها بهترن،چون lcd ها ظریف هستن،اما قدیمی ها کمتر خراب میشن و در صورت خرابی تعمیرات راحت تر و کم هزینه تری دارن.

14

Share this post


Link to post
Share on other sites

تو این مورد اگه طرف مقابل با دلیل منطقی راضی بشه میتونید مزایا ومعایب هر دو تکنولوژیو بدون تعصب براش توضیح بدید

15

Share this post


Link to post
Share on other sites

یکی از مشکلات امروزه  اجتماعی سنت گرایی است و افراد زیادی که سنت گرا هستند در برابر مدرنیته می ایستند و مخالفت می کنند و معمولا اصول گرا ها اینگونه افرادی هستند که با هر چیزی که مدرن باشد مخالفت می کنند . البته به مرور زمان همراه می شوند اما بسختی . برای مثال برای اساتید پوینتر لیزری خریدند اما آنها این پوینتر های لیزری رو قایم کردند و  همواره از پوینتر های تلسکوپی ( پوینترهایی که مثل انتن رادیو ماشین است ) استفاده کردند . سنت گراها نمیخواهند باور کنند که دنیا تغییر کرده است . بایستی برای اینگونه افراد مثال های روشنی از آنچه که تغییر کرده بزنید و ثابت کنید که حتی وسایلی که اکنون وجود دارند چند سال دیگر ساخته نمی شوند و خدمات پس از فروش ندارند و میتوان خودرو ها رو مثال زد . بهر حال سخته اینگونه افراد رو متقاعد کرد اما امکانش هست 

15

Share this post


Link to post
Share on other sites

با افرادی که به تکنولوژی های روز خیلی علاقه ای ندارن چطوری باید رفتار کنی؟

مورد واقعی که برای من تقریبا زیاد پیش میاد.

تصورکنید اون فرد داداشتونه و نظرش در رابطه با خرید یک تلویزیون موثره.من میگم lcd اون میگه همون قدیمی ها بهترن،چون lcd ها ظریف هستن،اما قدیمی ها کمتر خراب میشن و در صورت خرابی تعمیرات راحت تر و کم هزینه تری دارن.

سلیقه شخصی هست و کاریش هم نمیشه کرد. اما بایشان بفرمایید تکنولوژی قدیمی ممکنه دیرتر خراب بشه اما وقتی خراب شد بدلیل نبود قطعات یدکی و متخصص امکان تعمیر ان وجود نداشته و اگر هم قابل تعمیر باشد ارزش حرام کردن پول صرف تعمیرش را ندارد. بهمین دلیل هست که در ژاپن یا امریکا تلویزیون یا یخچال و لوازم الکترونیک را کمتر تعمیر میکنند و معمولا recycle کرده و از دور خارج مینمایند.

منتها دلیل این مصرفگرایی جوامع خارجی ارزان بودن لوازم مصرفی آنها میباشد واعتدال بین درآمد ها و مخارج زندگیست.

11

Share this post


Link to post
Share on other sites

من یه روش بلدم...ولی خوب این روش بنده جنبه بد هم داره...
یه زمانی میخواستم یه نفر رو وادار به کاری کنم...وقت هم کم داشتم ...از این روش استفاده کردم...ولی توصیه نمیکنم...
به نظر من بهترین راه برای این افراد تحریک حس چشم و هم چشمی است...یعنی مثلا بگی فلانی هم از این مارک و این مدل خریده...مطمین باش سریع جواب میگیری...
و به این ترتیب طرف مقابلت قبول میکنه...
البته باز هم میگم بنده این روش رو توصیه نمیکنم

9

Share this post


Link to post
Share on other sites

من یه روش بلدم...ولی خوب این روش بنده جنبه بد هم داره...

یه زمانی میخواستم یه نفر رو وادار به کاری کنم...وقت هم کم داشتم ...از این روش استفاده کردم...ولی توصیه نمیکنم...

به نظر من بهترین راه برای این افراد تحریک حس چشم و هم چشمی است...یعنی مثلا بگی فلانی هم از این مارک و این مدل خریده...مطمین باش سریع جواب میگیری...

و به این ترتیب طرف مقابلت قبول میکنه...

البته باز هم میگم بنده این روش رو توصیه نمیکنم

 

برای همه افراد جواب نمی دهده.حتی مورد می شناسم اگه وارد بحث چشم و هم چشمی شدی هیچ واکنشی نشون نمیده و رفتار اونارو میبره زیر سوال.

مثلا اگه بهش بگی پراید رو بفروش یه پژو بخر الان همه بروبچ پژو دارن میگه نه ،همین پراید خودم خوبه و کلی دلیل میاره که اونا پژو خریدن کار اشتباهی انجام دادن.در بهترین حالت اینو میگه:اونا با توجه به شرایط خودشون پژو خریدن و من با توجه به شرایط خودم پراید سوار میشم.روشی رو که علی پرستو اشاره کردن هم همین طوره برای همه جواب نمیده به خصوص برای موردی که گفتم چون خدای توجیه کردنه ومی تونه  کلی دلیل و منطق برات بیاره که الان ساعت 16 هست ولی هوا تاریکه!!!!! : GRIMACE : (البته یه کم زیادی اغراق کردم) و متقاعد کردنش فوق العاده سخت هست.خودش معایب و مزایا رو می فهمه اما بازهم نمی پذیره.

 

جناب سرهنگ به مورد خوبی اشاره کردن،سنت گرایی و فکر می کنم یه جورایی ترس از مدرنیته شدن باعث میشه فرد سراغ چیزهای جدید نره و با پیش داوری و بدون تجربه کردن تغییرات جدید با اونا مخالف کنه.

 

شاید از بین بردن اون ترس راهکار بهتری باشه تا این که بخواهیم برای هر مورد کلی دلیل و منطق بیاریم. 

نظرتون چیه؟

11

Share this post


Link to post
Share on other sites

سلام خدمت دوستان 

یه سایتی هست بنام ted .com . در این سایت از ما بهترون یعنی اونور آبی ها ایده های نو و تجربیات خودشون رو راجع به همه چیز از فضا گرفته تا دریا و زندگی و کار و زناشویی و تربیت و اقتصاد و سیاست و پزشکی و خلاصه همه چیز به اشتراک میگذارند و خیلی ها استفاده می کنند و جواب سوالات خودشون رو میگیرند . گفتم یه امتحانکی بکنیم ببینیم ما هم می تونیم یک چنین مرکز اطلاع رسانی راه بیندازیم . مثلا یکی بگه چطوری تو زندگی با زنش موفق بوده و یا چطوری بر فلان بیماری خودش غلبه کرده و از این چیزها 

سلام استاد

باید از خانما پرسید چطور رفتار کردند که با ارتشیان این قشر بی زبون که خود را وقف سازمانشان کردند ، موفق بودند

ارادت

9

Share this post


Link to post
Share on other sites

با افرادی که به تکنولوژی های روز خیلی علاقه ای ندارن چطوری باید رفتار کنی؟

مورد واقعی که برای من تقریبا زیاد پیش میاد.

تصورکنید اون فرد داداشتونه و نظرش  در رابطه با خرید یک تلویزیون موثره.من میگم  lcd  اون میگه همون قدیمی ها بهترن،چون lcd ها ظریف هستن،اما قدیمی ها کمتر خراب میشن و در صورت خرابی تعمیرات راحت تر و کم هزینه تری دارن.

دیروز در محل کار یکی از دوستان کتابی به اسم getting to yes را داشت مطالعه میکرد که من ازش گرفتم و در قسمتی دیدم به مشکل شما اشاره کرده و نحوه برخورد با چنین افرادی را توضیح داده. خلاصه بگم که نوشته بود باید از طریق گفتن داستانی یا روایتی که فواید ان روش مورد نظر شما و ضررهای روش مورد نظر طرف مخالف را به سادگی بیان میکند نظرات طرف مخالف را تغییر بدهید.

7

Share this post


Link to post
Share on other sites

دوستان در این تاپیک تجربه های تلخ و شیرین خود را جهت استفاده عموم به اشتراک بگذارید . خوبی موضوع این تاپیک اینه که بسیار گسترده و بقول معروف متنوع می تواند باشد . یکی از معضلات بزرگ ما ملت فخیمه اینه که بلد نیستیم نه بگیم . نه گفتن هنر میخواهد . بگید چطوری میشه نه گفت . چطوری میشه جاش انداخت . و یا در مورد تربیت کودکان . چه تجربه ای دارید . در اداره چه روشی رو در پیش بگیرید که تو چرخه خوفناک زد و بند و دشمن تراشی و تقابل و اینها نیفتید . هزاران مورد برای به اشتراک گذاشتن وجود داره . بسم الله 

16

Share this post


Link to post
Share on other sites

یک سوال

من در این تعطیلات عید دوتا تجربه خوب کسب کردم که یکیش نحوه ی ترکوندن کله ی دیگرانه و دومیش هم سوزوندنه قربانیه 

 

اینجا بزارم یا در بخش لطیفه و جوک

10

Share this post


Link to post
Share on other sites

دوستان در این تاپیک تجربه های تلخ و شیرین خود را جهت استفاده عموم به اشتراک بگذارید . خوبی موضوع این تاپیک اینه که بسیار گسترده و بقول معروف متنوع می تواند باشد . یکی از معضلات بزرگ ما ملت فخیمه اینه که بلد نیستیم نه بگیم . نه گفتن هنر میخواهد . بگید چطوری میشه نه گفت . چطوری میشه جاش انداخت . و یا در مورد تربیت کودکان . چه تجربه ای دارید . در اداره چه روشی رو در پیش بگیرید که تو چرخه خوفناک زد و بند و دشمن تراشی و تقابل و اینها نیفتید . هزاران مورد برای به اشتراک گذاشتن وجود داره . بسم الله

جناب سرهنگ.... به نظر شما بهترین روش مقابله با عصبانیت و خشم که اینروزها در جامعه هم بیشتر اثرات آنرا (دعوا و یقه به یقه شدن ....) مشاهده میکنیم چیست؟

10

Share this post


Link to post
Share on other sites

فونیکس جان عرض ارادت

اتفاقا امسال عید یکی از اقوام که از بچگی با پدر و مادرش رفته بودند یکی از کشورهای اروپایی و در اون کشور بزرگ شده بود با خانمش و بچه 4 ساله اش اومده بودند ایران و اومدند خونه ما . سه سال پیش هم اومده بودند و گفت فلانی با اینکه خیلی خوشحالم که اقوام رو میبینم ولی همش دارم میگم کی میشه هر چه زود تر برگردم . اینا دیگه کی هستند . چرا اینقدر عصبانی و خشمگین و بی تربیت شده اند . این چه طرز رانندگی است . چرا اینقدر جنس ها سر سام آور گران شده و خلاصه کلی گلایه . بعد هم گفت بچه ام با هزار بدبختی و زحمت تریت شده و تو این چند روز پاک همه چیز عوض شده و بد آموریس براش بوده . مثلا در اونجا میبایستی چه بخواد و چه نخواد ساعت 9 شب بره بخوابه ولب خوش خوشانش شده و تا ساعت یک بعد از نیمه شب بیدار میمونه و در اونجا هفته ای یکبار و اونهم جمعه و فقط بیست دقیقه حق داره تلویزیون نگاه کنه ولی اینجا لوس شده و هر روز تلویزیون میبینه و کلی از این حرف ها . اما بریم سراغ خشم و عصبانیت . درسته مردم ما شدیدا بسوی عصبانیت و خشم میرن و کاری ندارم که در اثر چیه چون بحث منحرف میشه اما مقابله با اون

من هم چند سال پیش مثل بقیه شده بودم و عصبانی میشدم تا اینکه  برای دفاعیه در مورد یکی از تحقیقاتم رفتم تهران و ساعت 8 صبح نوبت دفاعیه من بود . متاسفانه پیراهن استین کوتاه پوشیده بودم و یک جوان بیشعور که دژبان بود من را راه نداد و هر چه گفتم بابا جون اگر نرسم نوبتم میره بعدا که باید برگردم و دوباره بیام و با هاش کل کل کردم تا اینکه یه سرباز ورزشکار اومد پیشم و گفت پدر جان بیا من یه لباس ورزشی بهت میدم برو تو باهاش و بعد میام ازت میگیرم . گفتم نه میرم میخرم . رفتم دیدم هیچ کجا باز نیست و نهایتا لباس این جوان را گرفتم و پوشیدم و رفتم تو ولی هی فشار خونم رفت بالا و بعد از جلسه سرم گیج رفت و بیهوش شدم من رو بردن بیمارستان و بعد از تزریق آمپول اومدم اصفهان و دستم بند شد . سکته مغزی کردم و بعد هم 50 روز دراز کش بدون حرکت و خلاصه اب نخاع کشیدند و گفتند رگ تو مخت پاره شده و نهایتا بخیر گذشت و مرخص شدم و بعد هم در اثر بی حرکتی یکی از پاهام هم خون مردگی پیدا کرد که اونهم بالاخره خوب شد . کاری نداریم . یکی از همکارام که خلبان هست اومد بالای سرم و گفت چته داری مینالی . گفتم دارم میمیرم . گفت به فلان . گفت حالا فکر میکنی اگر بمیری دنیا به آخر میرسه . مثلا چکاره ای مملکت میخوابه . شرکتت میخوابه و خلاصه کلی دری وری بهم گفت و گفت تازه اگر بمیری یک کامیون اب کمتر و یه خاور نون کمتر و بنفع جامعه است . با این حرف ها ناله هام تموم شد و کم کم بهبود پیدا کردم و بلند شدم نشستم . چند بار اومد دیدنم و یه کتابی که متاسفانه اسمش رو یادم نیست داد بهم و گفت این رو بخون . همون روی تخت بیمارستان سه بار خوندمش . خیلی سنگین بود اما بعد از سه بار همش رو فهمیدم . تهش بهت یاد میداد تو جامعه چگونه رفتار کنی . و این کتاب برای ادم هایی که به حد خودکشی هم میرسند مفید بود . ببینید قبلش من وقتی کسی پشت سرم بوق میزد ناراحت و عصبانی میشدم و یا وقتی راننده ای بهم دری وری میگفت که تو اصفهان مده و اگر اشتباهی ازت تو رانندگی ببینند سرشون رو میارن بیرون میگن اهای ککه . عصبانی میشدم و باهاش دعوا میرکردم . خلاصه بعد از توجیهات دوستم و خوندن کتاب خیلی راحت شده ام . وقتی کسی پشت سرم بوق میزنه میرم کنار تا بره . وقتی فحش بهم میدن میخندم و باهاشون بای بای میکنم . از حرف مردم دیگه زیاد ناراحت نمیشم . تو کتابه نوشته اگر کسی شما رو به حد عصبانیت برسونه اون پیروز شده و تو شکست خورده ای . یکی بهتون چیزی میگه و میره دنبال کارش و اصلا هم بهش فکر نمیکنه ولی این تویی که روزها خود خوری میکنی پس اون پیروز شده و خلاصه کلی از این حرف ها . میگن خداوند دو تا از اونها رو به مرد داده که یکیش مال ازدیاد نسله و دیگریش برای اینکه بگی به فلان چپ و از این حرف ها . باید تمرین کنیم که اصلا به حرف مردم اهمیت ندیم چون بسیاری از حرف ها و خود گوینده اش ارزشی ندارند . وقتی برای خودمان شخصیت بالاتری از مردم بدونیم هیچوقت از حرفهاشون ناراحت نمیشیم . البته تو کتابه نوشته بود همیشه پشت سر قانون راه برید تا هیچوقت روبروی قانون ننشینید . بهر حال تمرین تمرین تمرین . برای عصبانی نشدن و خونسردی و قبل از زدن هر حرفی جویدن اون حرف و نشخوار اون حرف و بعد ادا کردنش در صورت درست بودن . بحث طولانی میشه منتظر نظریه بقیه دوستان

14

Share this post


Link to post
Share on other sites

 متاسفانه پیراهن استین کوتاه پوشیده بودم و یک جوان بیشعور.............

 

 

 

 

 

من نمی تونم بفهم چرا پیراهن استین کوتاه نباید پوشید.فکر می کنم چند سال پیش در یکی از دانشگاه ها هم چنین بحثی وجود داشت که با پیراهن استین کوتاه وارد دانشگاه نشن.

سال گذشته برای انجام کاری با یکی از رفقا رفتیم سپاه شهرمون دژبان جلوی رفیقم رو گرفت،گفت استین کوتاه داری برو عوض کن.

نمیدونم با دیدن دست مرد انحراف جنسی پیش میاد یا افکار منحرف میشه یا ....

11

Share this post


Link to post
Share on other sites

البته الان در بسیاری مراکز دولتی این محدودیت برداشته شده .

7

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now
Sign in to follow this  
Followers 0