Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

هواپیمای S-68 ساخت ایران

معرفی هواپیمای  PC-7

 

هواپیما پی سی-7 جزو اولین نسل هواپیماهای آموزشی توربوپراپ است و برای آموزش مراحل مختلق از مقدماتی گرفته تا پیشرفته قابل استفاده است.


در سوم سپتامبر سال 1953 شرکت پیلاتوس نمونهء توربوپراپی از هواپیمای پیستونی P-3 به پرواز درآورد.


پیش نمونهء هواپیمای جدید تا سالها کنار گذاشته شده بود تا آن که در سالهای نخست دههء 1960 مجددا فعالیت و آزمایشها بر روی آن آغاز شد.


این بار بر روی این هواپیما موتور PT-6A ساخت پرات اند ویتنی که یک موتور توربوپراپ و جدید در آن زمان بود نصب شد و اصلاحاتی نیز برای ایجاد قابلیت پرواز وارون و نمایشی در آن ایجاد شد.


این تغییرات جدید اقدامی جسورانه بود، چون گواهینامه صلاحیت این موتور به تازگی در سال 1963 صادر شده بود.

با کشیده تر کردن قوارهء کلی هواپیما و افزودن حجم مخازن سوخت، طرح جدید برای اولین بار در 12 آپریل 1966 پرواز کرد و در نمایشگاه هوایی لوبورژه در سال 1967 به نمایش گذاشته شد.


در آن زمان کاربران هواپیماهای آموزشی چنین می پنداشتند که آیندهء نزدیک فقط به پیشرانهء جت اختصاص دارد به همین خاطر خریداری برای طرح جدید پیلاتوس یافت نشد. اصلاحات بعدی هم کارساز نبود و سانحه ای در حین فرود با چرخ بسته به دلیل عملکرد نادرست سیستم سوخت رسانی رخ داد و موجب تضعیف معروفیت طرح جدید شد. در همین دوران با بروز بحران نفتی در سالهای نخست دههء 1970 پیش بینیهای روشنی دربارهء آیندهء هواپیماهای توربوپراپ (به خصوص نمونه های آموزشی آن) بوجود آورد. بنابراین پیلاتوس یک فروند P-3 را از نیروی هوایی سوئیس اجاره کرد و آن را به موتور PT-6A-25 مجهز کرد.

این موتور برای امور نمایشی بسیار مناسب بود.طرح جدید در ماه مه 1975 پروازهای آزمایشی را آغاز کرد و در ژوئن همان سال درنمایشگاه لوبورژه به نمایش درآمد. بی درنگ برای بهبود رفتار هواپیما در مارپیچ افزایش مخازن سوخت و افزایش زاویهء هفتی بال و افزایش عمر سازه ای اصلاحاتی انجام شد. سرانجام بر اساس قراردادهایی برای فروش 12 فروند به برمه و 8 فروند به بولیوی خط تولید طرح نهایی که اکنون PC-7 نامیده میشود به کار افتاد.این خط تولید تا اوایل سال 1995 بیش از 440 فروند توربوترینر برای 19 مشتری تولید کرد.

آخرین اصلاحات PC-7 به عرضهء مدل شماره 2 (استرا) انجامید.این مدل که برای فروش به آفریقای جنوبی ساخته شده بود به بدنهء گران قیمت PC-9 مجهز است و از موتور پرتوان تر PT-6A-25C استفاده میکند.

مشخصات فنی مدل استاندارد:


یک موتور پرات اند ویتنی PT6A-25A


بیشینه توان موتور 410KW=550shp


ملخهای سه پره ای هارتزل HC-B3TN/T10173C-8 تک سرعته


ظرفیت مخازن سوخت درون بالها:474 لیتر


قادر به حمل مخازن سوخت رها کردنی 152 یا 240 لیتری زیر بالها

 

PC-7-4-Cabin.jpg


ابعاد:


طول: 78/9 متر
ارتفاع: 21/3 متر
قطر ملخ: 36/2 متر
رد چرخها: 54/2 متر
پایه چرخها: 32/2 متر
زاویه هفتی بال: 7 درجه
زاویه پسگرایی بال: 1 متر در ربع وتر


وزنها:


بیشترین وزن برخاستن: 2700 کیلوگرم
بیشترین بار بال: 7/162 کیلوگرم بر مترمربع
بیشترین بار توان: 59/6 کیلوگرم بر کیلووات

 

PC-7-7.jpg


عملکرد پروازی:


حد نهایی سرعت مجاز: 500 کیلومتر بر ساعت
بیشترین سرعت کروز: در ارتفاع 20000 پایی یا 6100 متری برابر با 412 کیلومتر بر ساعت
سرعت واماندگی: ارابه های فرود و بالچه های فعال و موتور خاموش:137 کیلومتر بر ساعت

PC-7 میتواند به مدت 30 ثانیه پرواز وارون انجام دهد

 

 

ورود PC-7 به ایران

در سال 1362 ایران قراردادهای نظامی زیادی را با سوییس امضا کرد که البته به خاطر شرایط ویژه آن زمان و اجازه ای که آمریکا به سوییس داده بود مجبور به پرداختن کمیسیونهای زیادی به افراد مختلف و شرکت ها و حتی دولتهای واسطه و دولت سوییس بود که موجب افزایش 10 تا 50 درصدی قیمت اقلام خریداری شده میشد. از جملهء این خرید ها نصب رادارهای ساخت سوییس در جزیرهء خارک در سال 1362 بود.


پس از باز تر شدن روابط تجاری/نظامی جمهوری اسلامی با سوییس نخست ایران 6 فروند PC-7 را از سوییس خریداری نمود که در سال 1983 تحویل ایران شد پس از آزمایش نمونه های اولیه که به طور مستقیم توسط کارخانهء پیلاتوس سوییس خریداری شد، قرار داد خرید 35 فروند دیگر که پس از آزمایش 6 فروند اول در آب و هوای ایران امضا شد و تا اوایل مرداد سال 1363 تحویل ایران شدند.


اکثر این PC-7 ها به صورت قطعات و تکه های جدا از هم به صورت جدا کردن بالها و موتور و... بوسیلهء 747 های نیروی هوایی با کال سیگن ساها به ایران حمل شده و دوباره به هم متصل شدند.


ابتدا شماری از توربوترینرهای خریداری شده در اختیار اسکادران استشهادی/انتحاری سپاه قرار گرفت که تا زمان به خدمت گرفته شدن جنگنده های شینیانگ F-6 سپاه در خدمت این اسکادران بودند و تا چند سال گذشته شماری هنوز در کنار توکانو های سپاه خدمت میکردند.


لازم به ذکر است هدف اسکادران انتحاری سپاه این بود تا با کمک این توربو ترینرها به سبک کامیکازه ها به ناوهای آمریکایی برخورد نموده و آنها را منفجر کنند که این دلیل به این اسکادران استشهادی گفته میشد. نخستین خلبانان این اسکادران که به خارج ارسال شدند گروهی 32 نفره از خلبانان برتر بودند که برای دیدن دوره های آموزشهای مخصوص به کرهء شمالی فرستاده شدند. فرماندهی این گروه را هوشنگ مرتضایی بر عهده داشت پس از مدتی هوشنگ مرتضایی به همراه یکی از PC-7 های سپاه به امارات متحدهء عربی پناهنده شد و اقرار کرد که طی یک هیئت 24 نفر آموزشهای ویژه در کرهء شمالی دیده است نکتهء جالب این که در هواپیمای او 11 جایگاه دینامیت و بمب برای عملیات کامیکازه قرارداشت.

 

07053408922228403155.jpg


پس از مدتی اسکادران استشهادی سپاه در سالهای 1364 و 1365 به هواپیماهای جنگندهء قدیمی F-6 چینی که نمونه ای از جنگندهء قدیمی دههء 1950 شوروی یعنی MiG-19 بود مجهز شد. مجموعا 18 فروند از این جنگنده ها تحویل سپاه پاسداران شد و این جنگنده ها در پایگاههایی چون بندر عباس و در برخی موارد در بوشهر نیز دیده شدند. در نهایت این اسکادران کاری نتوانست از پیش ببرد و تا پایان جنگ نتوانست به ناوهای آمریکایی صدمه بزند اما در برخی موراد به کشتهای نفت کش و کشتیهایی که از بندر بصره به تنگهء هرمز نزدیک میشدند را مورد هدف قرار میداد.


((این اسکادران پس از پایان جنگ به زاهدان منتقل شد و نهایتا به علت بی ارزش بودن این پرنده های قدیمی چینی پس از فروش اف 6 ها به سومالی منحل شد)).

 

ساخت S-68

پس از تحویل 41 فروند توربو ترینر که بیشتر آنها از نمونه های PC-7 Mk II نمونهء اختصاصی برای آفریقای جنوبی بودند (مجهز به صندلی پران مارتین بیکر) قرار بر این شد تا شمار توربوترینرها در سپاه و نیروی هوایی به 80 فروند برسد که قرارداد خرید 39 فروند دیگر بسته شد که با تیره شدن روابط ایران و آمریکا و قبول نکردن پایان جنگ از سوی ایران و دریافت نکردن غرامتها از سوی عراق و کاربرد نظامی این این توربوترینرها در ایران، به ایران تحویل نشدند ولی در عوض به جای آن 39 فروند دهها موتور ملخ ارابهء فرود آلات دقیق و صندلیهای مارتین بیکر و قطعات فراوان و..... لوازم زیادی از جمله نقشه های ساخت بدنه آلومینیومی این پرنده ها تحویل ایران شد.

 

79754350308631418719.jpg


پس از سالها تلاش و با تامین سایر منابع دیگر از بازار سیاه هواپیمای آموزشی S.68 بوسیلهء مهندسی معکوس و ساخت قطعات و بدنه چیزی در حدود 10 فروند S.68 تا کنون تحویل نیروی هوایی شده است.


پایگاه اصلی توربوترینرهای نیروی هوایی در حال حاظر در اصفهان میباشد و به آموزش مقدماتی خلبانان نیروی هوایی میپردازد.

 

منبع : www.bode4.com

 

 

16 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

از جناب IRIAF بابت مقاله زیباشون تشکر میکنم...واقعا جالبه...

 

از صندلی های پی سی-7 میشه روی شکاری های دیگه استفاده کرد؟

12 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

لازم به ذکر کل مطلب فوق توسط اینجانب نوشته شده است.

متاسفانه حدود هفت سال پیش من این مقاله را نوشتم که این بخشی از آن مربوط به اسکادران انتحاری سپاه  ترجمه بریده های روزنامه های آمریکایی بود که پروپاگانداهای عراق در مورد پی سی 7 های ما بازنشر کرده بودند. بسیار تلاش کردم تا این مقاله را که آن زمان در سایت آئرواسپس تالک گذاشته بودم از همه وبلاگها و وبسایت های نشر یافته حذف و پاک نمایم. متاسفانه آن زمان با نیروهای مسلح هیچ ارتباطی نداشتم تا دروغ بودن این ادعاهای رسانه های ضد رژیم و یا عربی برای اینجانب آشکار شود. اما بعدا که از نزدیک با نیروی هوایی آشنا شدم و دروغ بودن این اطلاعات که هنوز هم در سایت www.iranian.org و در سلسله مقالات Fanning of the Flame وجود دارد بر من مسجل شد. متاسفانه مشکلی که باعث شد اینجانب نیز این دروغ را باور کنم اشتباه کودکانه فرمانده وقت نیروی هوایی تازه تاسیس سپاه بود. در آن زمان این نیرو فاقد توان رزمی بود و به جز چند هواپیمای تصاحب شده از ایرلاین های پیش از انقلاب چیزی نداشت. پرسنل جوان آن از جنگ روانی چیزی نمیدانستند و دنبال کسب نام بودند لذا این دروغ را که ابتدا توسط نشریه کیهان لندن با کمک عوامل استخبارات عراق نشر یافت را تایید کرده و به خود میبالیدند که غربی ها چنین دروغی در مورد آنها ساخته اند. درصورتی که تایید آنها آسیب جبران ناپذیری به نیروی هوایی زد. 
 
حتی دو سال این مطلب را که اینجانب ترجمه کرده بودم برای اولین بار در یکی از کتابهای منتشره توسط یکی از ارگانها مشاهده نمودم که اتفاقا در دانشکده دافوس تدریس هم میشد. اینجانب بعدا اذعان کردم که این مطلب به اشتباه اینجانب به چاپ رسیده اما کسی باور نمیکرد.
 
استخبارات عراق با ساخت این پروپاگاندا دروغی را منتشر ساخت که پی سی 7 های نهاجا مسلح بوده و در اختیار نیروی هوایی سپاه برای عملیات انتحاری قرار گرفته اند. برخی از پرسنل و فرماندهان هم گول خوردند و تایید کردند و در نهایت عراق با جلب حمایت آمریکا سوییس را متهم به فروش این هواپیماها برای اقدامات تروریستی به ایران نمود. و از این طریق بیش از 44 فروند پی سی 7 باقیمانده از سفارش ما توقیف و پس از مسلح ساختن تحویل نیروی هوایی عراق گردید آن هم مجانی چون پولش را ما داده بودیم. این هواپیماها بعدا برای شکار بالگردهای هوانیروز مورد استفاده قرار گرفتند.
 
در این مواقع میباشد که ارزش جنگ روانی و رسانه ای باید برای فرماندهان مشخص گردد و هر فرمانده ای بفهمد که هر کلمه ای ولو برای تقویت روحیه پرسنلش به دروغ به زبان می آورد میتواند موجب ضربات جبران ناپذیر به منافع ملی شود همان طور که موجب توقیف 44 فروند پی سی 7 ما شد و حتی نیمی از پی سی 7 های ما فاقد صندلی پران بودند.
 
مسلح سازی پی سی 7 توسط  جهاد خودکفایی در سالهای پس از جنگ صورت گرفت که بعدا لغو شد. اما دوباره در سال 1383 و 1384 بطور موقتی همان هواپیمای مسلح شده برای منظور خاصی در شلتر آلرت پایگاه اصفهان 24 ساعته آلرت قرار گرفت.

20 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با تشکر از جناب بابک عزیز

 

لطفا بفرمایید در شیفت آلرت چقدر میتونست موثر باشه ؟

 

با چه عنوان و ماموریتی ؟

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 

با تشکر از جناب بابک عزیز

 

لطفا بفرمایید در شیفت آلرت چقدر میتونست موثر باشه ؟

 

با چه عنوان و ماموریتی ؟

 

خواهش میکنم. در آن زمان این فضایی ها (اشیاء نورانی) اطراف اصفهان و شاهینشهر زیاد شده بودند و به خاطر مانورپذیری شان در برخی اوقات نیاز بود که با هواپیمایی که سرعت استالش پایین هست جلوی آنها ایستاد. البته هرگز چنین درگیری رخ نداد.

 

 

از صندلی های پی سی-7 میشه روی شکاری های دیگه استفاده کرد؟

متاسفانه به تعداد هواپیماها صندلی پران ندادند و با وجود تعداد کم آنها از صندلی هایشان در جریان پروژه جت آموزشی یا حسین استفاده شد و در جریان سقوط یک فروند تذرو، کابین عقب آن را نجات داد اما کابین جلو متاسفانه به شهادت رسید.

20 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام

در جایی خواندم که یکی از عزیزان نیروی هوایی که جهت خرید این هواپیما ها به سویئس رفته بود زند یاد عباس دوران بوده است.با سپاس

15 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

یعنی یه مقاله شما باعث از دست رفتن این همه سرمایه ملی شده؟

14 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 

یعنی یه مقاله شما باعث از دست رفتن این همه سرمایه ملی شده؟

 

خیر 30 سال پیش بنده وجود نداشتم که بخواهم سرمایه ملی را از میان ببرم. مقاله نشریه کیهان لندن که مورد تایید یکی از فرماندهان قرار گرفت سبب از بین رفتن سرمایه ملی شد. این ترجمه آن مقاله است که بنده در یک وبسایت گذاشته بودم و متاسفانه با گذشت زمان عده ای تصور میکنند اصل این گزارش خبری که 30 سال پیش منتشر شده است صحت دارد که خیر چنین چیزی وجود نداشته. نه گردان استشهادی داشتیم و نه وسیله ای برای عملیات استشهادی.

23 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

همانطور که بابک خان اشاره کردند سپاه هیچگاه PC-7 نداشت که بخواهد با آن اسکادران "استشهادی" درست کند. البته من هنوز نمی توانم این موضوع را کاملن رد کنم که تفکراتی برای استفاده از هواپیما برای حمله کامیکازه به کشتیهای آمریکایی انجام نگرفته بود. سپس در سالهای پایانی جنگ بود که صنایع هوایی سپاه شروع به مهندسی معکوس PC-7 برای ماموریتهای آموزشی و رزمی نمود. این پروژه S-68 نام گرفت، و در اینجا S به معنی سپاه و 68 هم سال شروع یا تکمیل پروژه بود. این پروژه بعدها پس از تکمیل برای ساخت به هسا منتقل شد.   

15 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

ضمنا فراموش نکنیم که این کپی ها و این مهندسی معکوس ها از روی ساخته های کشورها بدون اجازه آنها اگر حتی تغییراتی هم داده باشیم باعث درد سر خواهد شد چنانچه تا حالا هم ضرر و زیان آن را داده ایم ( هلی کوپتر شباویز ) 

17 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

جناب بابک عذر بنده رو بپذیرید تو درک مساله دچار سو تفاهم شدم ولی واقعا یه مقاله و یه فرمانده بیسواد و بیفکر باعث چه فاجعه ای شدند که سرمایه یه ملت رو براحتی به باد دادند

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 

همانطور که بابک خان اشاره کردند سپاه هیچگاه PC-7 نداشت که بخواهد با آن اسکادران "استشهادی" درست کند. البته من هنوز نمی توانم این موضوع را کاملن رد کنم که تفکراتی برای استفاده از هواپیما برای حمله کامیکازه به کشتیهای آمریکایی انجام نگرفته بود. سپس در سالهای پایانی جنگ بود که صنایع هوایی سپاه شروع به مهندسی معکوس PC-7 برای ماموریتهای آموزشی و رزمی نمود. این پروژه S-68 نام گرفت، و در اینجا S به معنی سپاه و 68 هم سال شروع یا تکمیل پروژه بود. این پروژه بعدها پس از تکمیل برای ساخت به هسا منتقل شد. 

پروژه اس-68 از همان ابتدا در هسا انجام شد. s به معنی سال و مخفف سال 1368 بود. مدیر پروژه آن دکتر ناصر اخوان بود و پروژه از همان ابتدا در هسا و در وزارت دفاع آغاز شد. نیروی هوایی سپاه توانایی تعمیر موتورهای پیستونی در آن زمان نداشت و نسل اولین مهندسین و خلبانان آن تازه آن زمان از دانشکده صنعت فارغ التحصیل شده بودند. اما لازم به ذکر است در سال 1368 تعداد دانشجوی اویونیک و تعمیر و نگهداری کار بر روی تبدیل جت رنجر به هلیکوپتر ظفر 300 را شروع کردند. گرچه کارشان ابتدایی بود اما بعدا جذب وزارت دفاع شدند و بورسیه دکترا هوافضای در شوروی را گرفتند مثل آقا صادق ع.ن که حتما افتخار آشنایی با ایشان را دارید. اینها بعدا وارد هسا و صها و قدس و فجر شدند البته اکثرا به پستهای مدیریتی رسیدند. اما هرگز زمانی که در سپاه بودند یعنی قبل 1369 توانایی مهندسی معکوس پیچ های این هواپیما را هم نداشتند.

 

این پروژه در سال 1368 و با رسیدن موعد چک 5 نخستین پی سی 7 توسط هسا آغاز شد و بعدا به مونتاژ و ساخت قطعات و.. رسید.

 

 

ضمنا فراموش نکنیم که این کپی ها و این مهندسی معکوس ها از روی ساخته های کشورها بدون اجازه آنها اگر حتی تغییراتی هم داده باشیم باعث درد سر خواهد شد چنانچه تا حالا هم ضرر و زیان آن را داده ایم ( هلی کوپتر شباویز ) 

چندی ماه پیش بل تکسترون در آمریکا شکایتی را از صنایع هوافضای شاهد سپاه در اصفهان تنظیم کرده بود که اگر در دادگاه رای می آورد صنایع شاهد باید چند میلیارد دلار به دلیل تغییر در بالگرد جت رنجر و تبدیل آن به شاهد 278 و 285 را میپرداخت که رای نیاورد و شکایت رد شد خوشبختانه در غیر این صورت همچون شباویز 75 میلیون ها دلار از دارایی های بلوکه شده ایران در آمریکا به بل داده میشد.

17 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

فکر می کنم شروع این پروژه به همان طرح "شهید صنیعی پور" در صنایع هوایی امام علی سپاه در سال 1367 بر می گردد، که پس از ادغام وزارت سپاه و دفاع در یکدیگر به هسا منتقل می شود، حالا شاید در مراحل اولیه. حرف S هم در ابتدا همان سپاه بوده که مثل اینکه بعدن به سال تغییر داده شده. اگر عکسها را دیده باشید نخستین S-68 هم آرم سپاه روی دم داشت.

 

نخستین دوره خلبانی هلیکوپتر سپاه در مهر 67 پایان یافت. 

14 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

پس از تصاحب 44 فروند پي سي -7 توسط عراق بد نيست خاطره يكي از رزمندگان را كه در ذيل آمده نظري بيافكنيد:

 

عملیات بدر یک روز پس از شکستن خطوط دشمن توسط بلم ها و غواص های لشکر عاشورا و تصرف قرارگاه رژیم بعث:

صبح با بمباران شدید هواپیماهای عراقی ، منطقه دوباره پر از سر و صدا شده بود . گرچه درگیری نیروها در بعضی نقاط به شدت ادامه داشت اما منطقه ماموریت ما فقط مورد حمله هوایی قرار داشت . اول هواپیماهای توپولوف آمدند و بعد از بمباران دور شدند . ظاهرا فهمیده بودند در آن منطقه بمباران تاثیر چندانی ندارد . چرا که منطقه باتلاقی بود و بیشتر راکت ها در باتلاق فرو رفته و عمل نمیکردند . وقتی حدود ساعت نه صبح از قرارگاه بیرون آمدم زمین اطراف قرارگاه بی شباهت به یک مزرعه نبود . در زمانی قریب یک ساعت ، حدود دو هزار راکت در زمین باتلاقی اطراف قرارگاه فرورفته و عمل نکرده بودند . ته راکت ها ظاهر فشفشه مانندی داشت ، گوشه های شان هم سفید بود و از دور منظره ی یک کشتزار را تداعی میکرد . عراقی خودشان هم فهمیده بودند به این ترتیب کاری از پیش نخواهند برد .

بنابراین این بار هواپیماهای دیگری را سراغ ما فرستادند ، هواپیماهایی که به آن "تخته تاباق" می گفتیم . حرکت آن ها کند بود اما صدای غرش عجیبی داشتند . موشک هایشان هم کوچک بود اما به هدف میخورد و هر چقدر گلوله به سمت آن ها شلیک میکردیم تاثیری در عملکردشان نداشت . تخته تاپاق ها بعد از رها کردن بمب های شان بر می گشتند تا مهمات گیری کرده و دوباره حمله کنند . حمله هوایی آن ها آزارمان میداد .

تخته تاپاق های کوچک عراق حسابی مشغول بودند . بچه ها هرچقدر به طرف آن ها تیراندازی میکردند ، تاثیر زیادی نداشت و به محل حساسی نمیخورد که باعث سقوطشان شود . در آن میان "محمد تجلایی" توجهم را جلب کرد . در حالی که روی کول سه اسیر عراقی موشک سهند گذاشته بود به آن سمت می آمد . ظاهرا عراقی ها را از پشت قرارگاه پیدا کرده بود . اتفاقا تدبیر محمد همان جا ثمر داد ، او یکی از هواپیماهای توپولوف را که در آسمان منطقه ظاهر شده بود ، هدف قرار گرفت ، گرچه موشک به هواپیما نخورد اما تا ساعت ها دیگر توپولوفی در آسمان منطقه به پرواز در نیامد اما هنوز تخته تاپاق ها بدون واهمه به کار خود مشغول بودند .

من و امیر برای یکی از یکی از تیربار های عراقی سنگری درست کردیم . به جز 60 تیرها چند جعبه بزرگ فشنگ هم از عراقی ها برای مان مانده بود . از فشنگ های رسام استفاده میکردیم تا معلوم شود گلوله ها کجا میروند . قصد کرده بودیم هواپیماها را هدف قرار بگیریم . من با دوربین نگاه میکردم و امیر تیراندازی می کرد . هفت هشت هواپیما در آسمان میچرخیدند که هر کدام بالای سر ما می رسید می زدیمش . میان رگبار تیربار داد میزدم: "امیر ، بزن!..." و امیر هواپیما را توی دایره می انداخت تا هواپیما در محاصره تیرها حداقل چند گلوله بخورد . از آن حجم گلوله گاهی یکی به هواپیما میخورد اما باعث سقوطش نمیشد . تا اینکه یکی از هواپیماها به سمت ما آمد ، زیر زبانم گفتم: "ای خدا! خودت کمک کن لااقل این یکی رو بزنیم." بالاخره بعد از کلی تیراندازی ، دود از هواپیما بلند شد که با همان حال از منطقه دور شد . بعد از این اتفاق تا مدتی سر و کله ی تخته تاپاق ها هم آن دور و بر پیدا نشد .

برگرفته از کتاب نورالدین پسر ایران

-----------------------------------------------------------------------------------------------

16 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

فكر كنم منظورش همين پي سي -7 ها بوده .

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now